بازگشت به صفحه اول

 

 
 

عامدانه با زنان لج مي کنند

بازگشت ماده 23 در گفت و گو با فعالان حقوق زنان
چهارشنبه 24 مهر 1387

سارا مقدم

منصوره شجاعي، ژيلا بني يعقوب، پروين اردلان و ناهيد کشاورز، چهار تن از فعالان سرشناس حقوق زنان در ايران، در ‏مصاحبه با روز، به بيان دغدغه هاي خود در مورد سرنوشت لايحه موسوم به "حمايت از خانواده" و امکان احياي ماده 23 ‏اين لايحه (در مورد ازدواج مجدد مردان) پرداخته اند. ‏

پس از تصويب کليات لايحه موسوم به حمايت از خانواده و حذف دو ماده 23 و 25 از آن، هفته گذشته يکي از نمايندگان ‏مجلس خبر از احتمال بازگشت ماده 23 به اين لايحه را داد. سيد سلمان ذاکر، عضو کميسيون حقوقي و قضايي مجلس ‏هشتم، به خبرگزاري مهر گفت: "اخيرا پيشنهادهاي جديدي به کميسيون رسيده که بر اساس آن، ماده 23 بار ديگر در لايحه ‏قرار مي گيرد و بر اساس آن، رضايت زن اول، شرط پذيرش ازدواج مجدد مرد خواهد شد." وي همچنين از اضافه شدن ‏شروطي براي رعايت عدالت مرد بين همسران خبر داد. باز گشت اين ماده به لايحه پيشنهادي قوه قضاييه که با تغييراتي در ‏دولت، ماده چند همسري به آن اضافه شد، در حالي صورت مي گيرد که پيشتر سخنگوي دولت، بارها از منافع زنان در اين ‏ماده پيشنهادي سخن گفته بود. ‏

‏ فعالان جنبش زنان در مخالفت با اين لايحه، تلاش فراواني کرده و ائتلاف بزرگي نيز در همين راستا شکل گرفته بود. ‏خبرها حاکي از موج جديدي از مخالفت با اصرار دولتمردان در اضافه کردن اين ماده پيشنهادي دولت در لايحه اي است که ‏نام حمايت از خانواده بر خود دارد.‏mansoreshojaee.jpg

‎قصد لج بازي دارند‎

منصوره شجاعي، فعال جنبش زنان و از اعضاي فعال ائتلاف عليه لايحه اي که به ضد زن، مشهور شد، حرکت زنان در ‏مخالفت با اين لايحه را مدني ترين و مسالمت جويانه ترين شيوه مخالفت يک جنبش اجتماعي مي داند. به باور او: ماده 23 ‏و حذف آن از لايحه، پيشرفت فعالان زن در خواسته هايشان نبود. بلکه تنها تلاشي بود براي اينکه به قانوني بدتر و ‏تحقيرآميزتر عقب گرد نکنيم. آن هم تلاشي مسالمت آميز و مدني. اما به نظر مي رسد که عده اي قصد دارند که با لج بازي ‏هاي عامدانه، طرح خواسته هاي زنان به شيوه هاي مدني را غيرممکن کنند. ‏

منصوره شجاعي با تاکيد براينکه جنبش زنان قطعا در برابر کنشهايي که وضعيت حقوقي زنان را بمراتب بدتر از پيش ‏خواهد کرد، ساکت نمي ماند، ادامه مي دهد: ما نيز مي دانيم که اين ماده چه باشد و چه نباشد، مردان در داشتن زنان متعدد ‏آزادند. ولي مساله اين است که اصرار دارند که همين شرايط بد را قانوني هم بکنند!‏

ژيلا بني يعقوب، روزنامه نگار و عضو ديگر اين ائتلاف، جهان بيني افراد و ذهنيتشان را در انتخاب موضوعات و اهميت ‏دادن به آنها دخيل مي داند و مي گويد : زنان جامعه ما کم مشکل ندارند. جامعه ما درگير مسائل زيادي است که خانواده ها با ‏آنها مواجهند. اين که چرا ماده 23، تا اين درجه مهم مي شود، که همه خواسته ها و همه مشکلات کنارش رنگ مي بازد و ‏همه تلاش ها معطوف مي شود به اين که به هر نحو ممکن، در لايحه جا داشته باشد، به نظر من به ذهنيت کساني برمي ‏گردد که آن را دنبال مي کنند. ذهنيت آدمهاست که جهانشان را مي سازد و رفتار و خواسته هايشان را شکل مي دهد. ‏بنابراين بدون شناخت اين ذهنيت، نمي توانيم به چرايي چنين عملي پاسخ دهيم. ‏

او معتقد است که کساني که از نخست، اقدام به اضافه کردن اين ماده در لايحه کردند، بيکار نخواهند نشست و خواسته خود ‏را که از ذهنيتشان به زن و خانواده نشات مي گيرد، دنبال مي کنند. بني يعقوب بر تلاش ائتلاف در ادامه مخالفت با لايحه ‏اي که نه فقط ماده 23، بلکه ماده هاي ديگر آن نيز وضعيت حقوقي زنان را بدتر از پيش مي کنند، تاکيد دارد.‏parvinardalan.jpg

‎خود را درگير حداقل‎ ‎ها نکنيم‎

پروين اردلان، عضو ائتلاف مخالفت با لايحه و برنده جايزه حقوق بشري اولاف پالمه اضافه شدن اين ماده را نمايش ضد ‏زن بودن نويسندگان آن دانسته و تاکيد دارد: مساله اين ماده، نه دفاع از خانواده بوده و نه جنبه حمايت از خانواده داشته ‏است. بلکه مساله، از همان اول نمودي از ذهن ضد زن کساني بوده که مرد را محور و کانون خانواده مي دانند و براي ‏اثبات اين مردانگي، براي او چنين اختيارات و امکاناتي در نظر مي گيرند. ‏

اردلان در مورد اين سخن مدافعان لايحه، که ماده 23 پيشنهادي دولت براي اين وضع شده بود که جلوي ازدواج هاي موقت ‏بي شمار مردان را بگيرد، آن را بي ربط به اين ماده مي خواند و خاطرنشان مي کند: اين قياس مع الفارغ است. بودن يا ‏نبودن اين ماده در قانون، ربطي به کم و زياد شدن صيغه ندارد و دو مساله جدا از هم اند. در ماده 23، نکته اي نبود که ‏نشان دهد جلوي صيغه کردن مردان گرفته مي شود و به عکس به زنان نشان مي داد که همسرشان مي توانند بدون توجه به ‏خواسته يا پذيرش او، زن قانوني ديگري بگيرد. ‏

پروين اردلان از اين که اين همه انرژي صرف چالش با يک خواسته حداقلي شده اظهار تاسف مي کند: بحث ما بر سر ‏برابري است. نه بر سر اجازه گرفتن يا نگرفتن از زن در تعدد زوجات. آنچه که همه فعالان جنبش زنان به دنبال آنند، لغو ‏قانون چند همسري است نه شرط گذاشتن بر ماده اي که آن را در قانون تحکيم نيز مي کند. ‏

وي مي افزايد تاکنون همه تلاشهاي ما براي پس نرفتن بود. براي اين بود که ماده 23، وضع را از اين که هست بدتر مي ‏کرد. ما نيز ( ائتلاف) درگير اين شديم که چنين نشود. در حالي که پيش از آن و در کمپين يک ميليون امضا ما بر سر "لغو" ‏تعدد زوجات بحث و تلاش مي کرديم. بنابراين فکر مي کنم که برخي مي خواهند حد خواسته هاي ما را دائما کاهش بدهند و ‏ما را به خواسته هاي حداقلي مشغول کنند و ما بايد آگاهانه در مقابل چنين رويکردي بايستيم.‏nahidkeshavarz.jpg

ناهيد کشاورز، جامعه شناس و فعال جنبش زنان، اصرار برخي مسوولان در برگرداندن ماده 23 را پيچيده توصيف مي کند ‏و اظهار مي دارد: در اين بين، آنچه که از هرچيزي روشن تر و واضح تر است، اراده اي است که با جديت مقابل پيشرفت ‏وضعيت حقوق زنان ايستاده است و به هيچ روي حاضر نيست از اين جايگاهش عقب نشيني کند. ‏

کشاورز با موفق خواندن دستاوردهاي جنبش زنان در وارد کردن گفتمان برابري طلبي بين مردم مي گويد: مدتها ذهن ‏جامعه درگير اين لايحه شد. اگر چه بودن يا نبودن اين ماده، فرقي در اصل تعدد زوجات نمي کرد و فقط پذيرش آن وضع ‏را به زنان سخت تر از پيش مي کرد، اما تلاشهايي که در مخالفت با آن شد، باعث گشت که بسياري از بحث هاي جنبش ‏زنان به رسانه ها و از آنجا به افکار عمومي کشيده شود. اين بحث ها برخي از اختلافات درون حکومتي را نيز بر سر اين ‏ماده نمايان کرد. بحث زنان را به برخي از مراجع کشاند و واکنش آنها را برانگيخت و به طور کلي، جامعه را درگير ‏کرد. اين بخودي خود خوب است که مساله زنان بحث برانگيز باشد و نشان دهنده جدي بودن تلاش هاي جنبش زنان است. ‏ولي به نظر من کافي نيست. اينکه وضع، فقط بدتر از پيش نشود کافي نيست. تلاشهاي ما براي اين که بوده که "پيش برويم" ‏نه اينکه "پس تر نرويم". ‏

----

انکار خویشتن

چهارشنبه، 24 مهر 1387

سیاوش خدایی
ادوارنيوز: چندان عجیب نیست که سازمان اجتماعی ما آنقدر ترسو باشد که توان دیدن رشد روزافرون زنان را نداشته باشد. زمانه ای که در آن جنسیت اولین و آخرین ملاک سنجش انسانهاست. زمانی که انسان را به واسطه خرد انسانی از حیوانات جدا کردیم، با همان خرد خاص شده، کیفیت به کارگیری خرد را انگیزه ای برای توجیه تبعیض سیستماتیک قرار دادیم. اگرچه در خود آن مسئله –یعنی کیفیت به کارگیری خرد- نیز بیشتر سفسطه و دگمی عیان دیده می شود، اما در هر صورت چنین برداشتی انگیزه ای برای تبعیض های نژادی، ملی، جنسی و غیره بوده است. سازمان اجتماعی ما در لفافه هر قانون خود زنان را نابخردانی که نیاز به سرپرستی نیاز دارد تصور کرده است. خود را در کنار مردان تحت سیطره اش قرار داده و از جایگاه پدرسالاری در شنیع ترین نوع اش زنان –و همطینطور ما مردان- را همچون ابلهانی فرض کرده است. زنان کودکانی –یا بهتر است به زبان واقعی تر بگویم حیواناتی- هستند که شعور انسانی موهبتی است که هرگز بدان دست نمی یابند؛ چرا که از آسمانها بر ذات و وجود مرد تقدیم شده. اساساً از او بعید است که چنین نیاندیشد. اگر چنین تصوری نداشت می بایست می گفتیم جایی اشکال دارد.

لایحه کاهش ساعت کاری زنان در کنار لایحه حمایت از خانواده و جدیداً بومی سازی جنسیتی. از قرار معلوم در مغزهای وکلای ما به جز دغدغه رفع مشکلات فراوان مالی خود با دریافتهای 100 میلیونی که البته چندان جدید نیست و عیان بود، حرمسراسازی نیز قرار است عیان شود (شاید هم آن پول می خواهد صرف رعایت عدالت در بین همسران فعلی و آتی شود. به هر حال می بایست اجرای عدالت را از وکلای خود بیاموزیم و ممنون باشیم که زحمت خرج این پول و آموزش چگونگی برقراری عدالت بین همسران را به خود می دهند). دیگر نیازی نیست به قانون اساسی رجوع کنیم. قانون را آنها برای خود می نویسند. ما مردم دیگر بندگان آنها هستیم. قانون جلوی حرمسراسازی را میگیرد؟ خوب درستش می کنیم! زنان در حال نفوذ در مراکز علمی و یافتن جایگاه اجتماعی هستند؟ غلط کرده اند! خدایگان آنها یعنی شوهرانشان در هر لحظه از شبانه روز دسترسی جنسی ندارند؟ قوانینی وضع می کنیم که در خانه بمانند! امکان تحصیل در رشته و دانشگاه مورد علاقه شان را دارند؟ وای! چه اشتباهی! اصلاً قرار نبود آنها تحصیل کنند! حالا کارشان به جایی رسیده که شهر و رشته مورد علاقه هم دارند! ای بردگان؛ بشتابید. بشتابید به سوی پستوی خانه ها؛ با کاهش ساعت کاری؛ بومی سازی جنسیتی؛ لایحه حمایت از حرمسراسازی. (می بخشید! چون این نوشته باید کوتاه باشد از ذکر لیست طولانی ای که چند صد صفحه خواهد شد پرهیز می کنم.)

سازمان اجتماعی چگونه خود را انکار می کند؟ چگونه در هر دم شهروندانش را که همچون گوسفند دانسته و انکارش کرد؟ انکار شهروندان انکار سازمان اجتماعی است؛ مگر آنکه او خود را چیزی فراتر از ما بیچارگان روی زمین بداند. قوانین تبعیض آمیز خود به کنار؛ اینک زمان محروم کردن زنان از اولیه ترین حقوق هر انسان است. تحصیل زنان البته جزو حقوق اولیه آنها نیست. حالا قانون اساسی یک حرفی زده؛ شما زیاد جدی نگیرید! البته باز هم چندان عجیب نیست: مگر زن انسان است که حقوق انسانی را نقض کرده باشیم. او بنده ای است؛ بنده خدایی به نام «شوهر». شوهر بالاترین تقدس های هستی اوست. بنده را کجا با ارباب برابری است؟
بعد از جنجال های دولت محترم در باب لایحه حمایت از حرمسراسازی، اینک زمان آن رسیده تا مقدمات حرمسراهای پیش رو فراهم شود: تربیت زنان احمق و نادان. همسرداری به شیوه خاص مورد علاقه سازمان اجتماعی ما بالاترین چیزی است که زن در هستی می تواند بدان دست یابد. کلیه برنامه های سازمان اجتماعی محترم ما با همین پیش فرض تنظیم می شوند. این حقارت روزینه اوست.

آنزمان که روزنامه کیهان به ما همسرداری بیاموزد حتماً قرار است آقای کردان وزیر محترم کشور نیز فیزیک کوانتومی تدریس کند؛ آنهم در دانشگاه آکسفورد!

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه