بیانیه تحلیلی انجمن اسلامی داشجویان تاسیس ۱۳۴۹ دانشگاه تربیت معلم تهران
الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم
و آن زمان که وجدان های بیدار و آگاه ستم دیدگان برآشفته و سفاکین را به محاکمه بکشند، در دادگاه های عدل و انصافی که سالهاست داغ فقدانش بر دل این ملت مانده است با چه رویی خواهید توانست در موضع دفاع از مواضع اهریمنی خود در آئید؟
چه خوش گفت پیر رندان، حافظ شیرازی
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده بااهل راز کرد
ای کبک خوشخرام کجا می روی بناز؟
غره مشو که گربه ی زاهد نماز کرد
باری دانشجویان، اساتید و دانشگاهیان ارجمند دانشگاه تربیت معلم تهران! مدیریت نالایق و سفیران استبداد در دانشگاه با صدور حکمی ننگین و شرم آور آن هم در بیداد گاهی بی انصاف به نام هیئت منصفه!؟ مجوز فعالیت یکی از قدیمی ترین تشکل های دانشجویی کشور یعنی انجمن اسلامی داشجویان (تاسیس ۱۳۴۹) که هر جا سخن از ظلم ستیزی، آزادیخواهی و دفاع از آرمان های انسانی باشد، نامش بر تارک تاریخ مبارزات دانشجویی می درخشد، را باابطال نموده و بدینوسیله کینه توزی نا مروتانی که سالهاست سنگ مقدسات و آرمانهای اصیل اسلامی را به سینه می زنند و با نام دین و مذهب خشونت را ترویج می کنند، مجال ظهور می یابد وحال با این حرکت ناجوانمردانه تعطیلی انجمن اسلامی را به جشن می نشینند. باشد که آسوده تر بتوانند به اشاعه ی آنچه در خاطر نامیمون دارند بپردازند.
و اما بشنوید داستان نامردی های هیئتی به نام هیئت نظارت که با حقه بازی و دوز وکلک های فراوان تمام تلاش خود را برای بستن درهای انجمن در طول این دو سال و اندی که سایه ی سیاه خود را بر دانشگاه افکنده به کار می بندد و با بی شرمی هرچه تمام تراین لکه ننگ را بر دامان خود ثبت می نماید. اما مطمئن باشند که ازطرف دانشجویان، مردم وتمامی آنانی که نان به خوناب ستم نمی پالایند، بی جواب نخواهد ماند.
در تابستان سال ۱۳۸۶ که همه دانشجویان در تعطیلات تابستانی به سر می بردند و دانشگاه را از وجود آنها خالی می بینند، با ارسال شکوائیه ای به انجمن اسلامی، نماینده ی تشکل را که خود در تعطیلات بوده احضار می کنند تا دفاعیات خود را از انجمن ارائه دهد. قابل ذکر است که شکایت مذکور از طرف سایر تشکل های دانشگاه یعنی بسیج به ظاهر دانشجویی که سابقه ی چماقداری و خشونت طلبی آنان بر هیچ بیننده مدرکی پوشیده نیست و همچنین تشکل دستوری و بخشنامه ای موسوم به ۶۸ که در راستای موازی سازی و کمرنگ کردن انجمن اسلامی دانشجویان در سال ۱۳۷۳ تاسیس گردیده، تنظیم و برای بررسی به هیئت منصفه ابلاغ می گردد.
جالب اینجاست که در تاریخ دانشگاه تربیت معلم چیزی به نام هیئت منصفه وجود خارجی نداشته و در سال تحصیلی گذشته صرفا برای تحقق همین امر شوم آنهم با نیرنگی که خواهیم گفت، پا به عرصه ی وجود گذاشت.
در اواخر سال گذشته که جلسات فرسایشی شورای فرهنگی رو به اتمام بود، اعضای آن از جمله نماینده ی انجمن اسلامی در مقابل کار انجام شده توسط ریاست دانشگاه و مسئول نهاد نمایندگی مقام رهبری قرار می گیرند و انتخابات هیئت منصفه که در ظاهر کارش رسیدگی به تخلفات و شکایات تشکل هاست، بدون هیچ اطلاع قبلی برگزار می شود. اعتراضات نماینده انجمن با توجه به عزم جزم مسئولین خائن به جایی نرسیده و نهایتا اعضای هیئت منصفه (با آن چینش و ترکیب منحصر به فرد خود ) که از قبل انتخاب شده بودند در واقع انتصاب می گردند. و بلا فاصله شکایات مذبور را در دستور کار خود قرار می دهد.
(ولی از آنجا که هرگاه دانشگاه خواسته کارهایی از این دست از قبیل صدور احکام، احضاریه ها و… را انجام دهد، زمانهایی همچون ایام امتحانات، فرجه ها یا تعطیلات را انتخاب نموده که دانشجویان یا سرگرم امتحانات وامورآموزشی خود باشند یا اینکه در تعطیلات به سر برده تاخاطر مبارک ازشکل گیری حرکات توده ای اعتراض آمیز آسوده باشد.) لذا چون زمان و شرایط را مساعد ندیده، با فرا رسیدن تعطیلات تابستانی و احضار نماینده انجمن کار خود را شروع می کند.
اولین جلسه ی هیئت منصفه که روند قانونی را زیر پا گذاشته بوده با اعتراضات نماینده ی تشکل به هم می خورد و بعد از پیگیری نماینده مذکور، دانشگاه از وی می خواهد که نیازی به تشکیل جلسه و ارائه دفاعیات بصورت شفاهی احساس نمی گردد، پس دفاعیه ی خود را کتبا به حوزه ی ریاست ارائه دهید (بدیهی است که خود این تصمیم هم میتواند به دلایلی از جمله خطر فاش شدن گاف های تشکل های شاکی یا مسئولان دانشگاه اتخاذ شده باشد). به هرحال در مدت زمان تعیین شده دفاعیات مکتوب آماده و به حوزه ریاست ارسال می گردد. ولی نظر به عدم آشنایی تنظیم کنندگان شکوائیه با الفبای حقوق که خود امری عادی است و بی اعتباری متن شکایتنامه از لحاظ حقوقی که بیشتر شبیه بهانه های کودکانه بود و همچنین دفاعیات محکم انجمن، هیئت نظارت از بررسی هرچه بیشتر نا کام می ماند.
زمان می گذرد و سال تحصیلی جدید آغاز می شود، علی رغم همه کارشکنی هایی که هیئت نظارت ایجاد می کند، انجمن با پشتوانه فکری و دانشجویی به فعالیت های خود ادامه می دهد. البته سنگ اندازی های هیئت مذکور و عدم صدور مجوز برای سخنرانی ها و سایر برنامه های انجمن هیچ گاه فراموش نخواهد شد. واضح است که این امر هم با برنامه ریزی مسئولین صورت می گرفت تا با پایین آوردن کارایی انجمن موجب ایجاد شکاف ما بین دانشجویان و تشکل گردند ولی با عطف به تعامل اعضای انجمن با قاطبه ی دانشجویان، این نقشه ی شوم نیز عملا خنثی گردید.
مغفول نماند در طول سال تحصیلی گذشته بارها انجمن اسلامی که هیچ باکی از محاسبه و پیگیری شکایات بی اساس تشکل های مزدور نداشت از مدیریت دانشگاه می خواهد که نتیجه ی شکایات و دفاعیات را ابلاغ نماید. ولی چون هیئت منصفه سال پر کاری!!؟؟ را پشت سر می گذاشت مهلت انجام این امر را نیافته و علی رغم اصرار تشکل بر بررسی امر فوق درتقویم کاری دانشگاه واطمینان کاذب مسئولین از عدم بروز مشکل به خاطراین مساله، انجمن هم قضیه را به فراموشی می سپارد.
مجددا با فرا رسیدن تابستان ۸۷ و فصل گرما، دایره ی حوصله ی مسئولین دانشگاه خالی از سکنه بعد اعتراضات و اعتصاب غذای ۱۰ روزه ی دانشجویان غیور در خرداد ماه، تنگ تر شده و پی گیری شکایات از سر گرفته می شود. نهایتا با بر گزاری جلسه ای فرمایشی که طاهری زاده (رئیس دانشگاه) در آن متکلم وحده به حساب می آمد و ایجاد تغییراتی در متن شکواییه و همچنین افزودن موارد بی اساس دیگر، با بی انصافی هرچه تمامتر که روی تمامی دادگاههای قرون وسطایی را سفید نمود، محاکمه دوباره آغاز می شود ولی این بار با سرعت برق شکایات بررسی شده و در اسرع وقت هم حکم ابطال مجوز انجمن اسلامی دانشجویان (تاسیس ۱۳۴۹) از سوی هیئت و نظارت و در حضور هیئت منصفه صادر می گردد.
ذکر این نکته برای رسوایی هیئت های نظارت و منصفه کافی است که درطول این حیات یک ساله ی هیئت منصفه، انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ نیز شکایت هایی از سایر تشکل ها و حراست دانشگاه ابلاغ نموده ولی تا بحال کوچکترین عطف توجهی به آن صورت نگرفته است. فلذا این حقیقت آشکار می شود که تاریخ مصرف هیئت مذکور، که با نیرنگ و حقه بازی به روی کار آمد، محدود به دوران فعالیت انجمن اسلامی بوده و مطمئنا بعد از صدور حکم ابطال مجوز آن یعنی با رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده اش، عملا از دور خارج شده و به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.
با تحلیلی بر تبعیض هایی که از سوی مسئولین ناعادل در حق انجمن ما روا داشته می شد و مقایسه ی آن با خوشخدمتی هایی که برای تشکل ساختگی و جعلی ۶۸ و بسیج صورت می گرفت، عدالت محوری، مهرورزی، سعه ی صدر و انتقاد پذیری دو لت کریمه ی نهم و منصوبین آن در دانشگاه تربیت معلم را با گوشت، پوست و استخوانمان لمس می کنیم.
اولا حدود ۳ سال است که از صدور مجوز انتخابات شورای مرکزی به انجمن سر باز زده اند. بدیهی است برگزاری انتخابات و جایگزینی نیروهای جدیدتر یکی از عوامل پویایی و تمدد حیات تشکل ها و ارگانها به شمار می رود. (البته این امر در مملکت ما بیشتر جهت تمدید قدرت و حفظ سیطره بر اریکه ی مکنت انجام می پذیرد). این در حالی است که انجمن ۶۸ هر گاه اراده نموده هد چند خارج از نوبت و پیش از اتمام دوره ی قانونی شورای قبلیشان، انتخابات شورای مرکزی خود را برگزار کرده است.
نا گفته نماند؛ کار به دستان دانشگاه برای توجیه این اقدام غیرقانونی و غیر اخلاقی خود، بررسی و بازخوانی اساسنامه ی انجمن که یکی از حربه های دولت نهم برای تشدید فشار بر انجمنهای اسلامی کشور بود را بهانه قرار داده و با گرفتن ایرادهای واهی و وقت کشی های عمدی، این امر را که طبق دستورالعمل اجرایی هیئت نظارت (مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی) بایستی حداکثر ظرف مدت ۲ ماه صورت می گرفت به تعویق انداختند. وحال جای سوال است که با چه پشتوانه ی قانونی ای انجام این امر را که حدودا ۲ سال از آن می گذرد، هنوز به اتمام نرسانیده اید؟
لازم به ذکر است که اساسنامه ی انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ همزمان با اساسنامه ی تشکل ۶۸ در حال بررسی بود. اما در کمال شگفتی شاهد بر گزاری ۲ دوره از انتخابات انها حتی قبل از به انجام رسیدن وضعیت اساسنامه شان بودیم. لیکن در مخالفت با انتخابات ما عدم اتمام بررسی را بهانه کرده و هنگامی که با اعتراض انجمن مواجه شدند با دلیل تراشی های کودکانه در پی توجیه اعمال تبغیض آمیزشان بودند. یکبار سفر زیارتی مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام رهبری و بار دیگر سفر تفریحی نماینده وزارت علوم در هیئت نظارت به خارج کشور را بهانه گرفتند و آنگاه که امکان اینگونه سفر ها مقدور نبود، با تمسک به دلایل غیر قانونی دیگر از جمله لزوم حذف بند ۵ اساسنامه یعنی عضویت در اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت)، به اطلاف وقت ادامه دادند.
پوشیده نیست از آن زمان که مدیرت فعلی دانشگاه دست به کار شد، تمام مقدرات را به کار گرفت تا بتواند از هر طریق ممکن صدمه ای بر پیکر خسته از زخم های استبدادی انجمن وارد آورد. وچون در جریان داستان اساسنامه با توجه به موضع گیری های محکم و مستدل ما در قبال بهانه تراشی هایشان، نتوانستند کاری از پیش ببرند، دست به اقدام شاق شکایت ها زده و بدینگونه با لغو مجوز انجمن اسلامی، سایه ی ارتجاع و تحجر را بیش از پیش بر دانشگاه تحمیل نمودند.
ثانیا ندادن مجوز جهت اجرای سایر برنامه های انجمن از قبیل سخنرانی، مناظره و سمینارهای علمی- سیاسی، اردوهای تشکیلاتی، بولتن های خبری، جلو گیری از انتشار نوشته ها و مواضع انجمن از طریق بیانیه ها و اطلاعیه ها، کار شکنی در خصوص کارهای انجام شده در مناسبت های مختلف ، ایجاد محدودیت و فشار بخاطر مطالب مندرج در در ستون آزاد به دلیل ماهیت روشنگرانه اش. (گفتنی است که چند نفر از عمله های حراست را اجیر کرده بودند تا با نت برداری های مرتب و روزانه و تهییه ی گزارش برای مقامات ارشد چه در بیرون وچه در درون دانشگاه پرونده ها را قطور تر نمایند. حتی چندین بار در کمال بی شرمی قفل برد ستون آزاد را شکسته و مطالب مندرج را شبانه به یغما می بردند ،اما دریغ از یک ذره شرافت و مردانگی که مسئولیت این اعمال غیر اخلاقی خود را بر عهده گرفته و دیگران را متهم نسازند . هر آدم عاقلی می داند تنها حراست می تواند شبانه وارد دانشکده ها شده و دستانش را با این کردارهای پلید بیالاید و اگر هم راسا اقدام نکرده باشد ، با همه ی امکانات دیجیتالی از قبیل دوربین های مدار بسته و سنسورها و امکانات غیر دیجیتالی مانند نیرو های آبی پوش و عادی پوش (جاسوس) خود که تمام حرکات و سکنات دانشجویان را ضبط و ثبت می کنند ، قطعا در جریان امور بوده است)،. اینها و بسیاری مطالب دیگر از الطاف گماشتگان دولت نهم در حق انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ در این دوران سیاه رونق بازار برادران اصول گرا می باشد.
اکنون که با ابطال مجوز انجمن اسلامی و تقویت تشکل های مجیزگو و وابسته به قدرت ( که سیاست ها و مواضعشان هر چهار سال یکبار با عطف به تغییرات مدیریتی کشور عوض میشود ) در راستای تک صدایی کردن دانشگاه و حذف غیرخودی ها گام بر می دارند و برآنند که مهندسی سیاسی دانشگاه را به نفع خود بر هم بزنند، تاریخ را ورق می زنیم تا ضمن ارائه ی تحلیلی مختصر ، سابقه و نحوه ی تشکیل هر دو تشکل یعنی انجمن اسلامی دانشجویان تاسیس ۱۳۴۹ و تشکل ۶۸ را با هم مرور بکنیم.
در جهانی زیست می کنیم که در قرن بیست و یکم و در آستانه جهانی شدن قرار گرفته است. از نمودهای آن یکپارچکی، فشردگی، کوچکتر شدن و گردش آزاد اخبار و اطلاعات در تمام حوزه های زندگی مدرن و کلیه ابعاد مختلف آن مشهود می گردد. از دستاوردها این فرآیند ؛ شکوفایی ، بسط و گسترش نهادهای مدنی و تعمیق وابستگی متقابل و همه جانبه بین کارکردهای آنها ، یا به عبارتی رشد ارگانها و انجمنهای داوطلبانه و تضعیف سازمان ها و نهاد های اجباری می باشد.
پارادایم جهانی شدن به عنوان پروسه ای اجتناب ناپذیر از سوی نخبگان ، دولتها و صاحبان قدرت و مکنت پذیرفته شده و می شود. در این میان جامعه ایرانی به عنوان یک کشور در حال گذار با توجه به ویژگیهای خاص خود و بویژه وجود فرهنگ استبدادی که ریشه در حافظه تاریخی این ملت استبداد زده دارد و همچنین عقب ماندگی های این ملک مستعد و با شوکت به دلیل اعمال سیاستها و روشهای الیگارشی وخود خواهانه ی حاکمان در طول ادوار پیش از انقلاب، از خصیصه های دیگر این ملت بوده است.
مردم با انقلاب بهمن ۵۷ خواهان برقراری حکومت و ساختاری دموکراتیک و بی اعتباری ساختار مستبدانه بوده و خود همواره چهره ای ظلم ستیز و عدالت طلبانه داشته و در صدد دستیابی به آزادی و دموکراسی تلاش کرده و در کنار سایر گروههای فعال درعرضه انقلاب، در کاشتن این نهال نوپا سهم بسزایی ایفا کرده است.
جریان دانشجویی به دلیل دارا بودن ویژگیهایی از جمله: آرمانخواهی، حقیقت جویی، ارتباط با محافل روشنفکری و عدم وابستگی به شرایط و خصلتهای سودگرایانه، بی توجهی به قیودات و محدودیتهایی که جامعه ی سنتی می خواهد به ناحق بر او تحمیل کند و قرار گرفتن در محیط علم و دانش و خردورزی از یک طرف وهمچنین ازآنجا که در کشورهای توسعه نیافته و فاقد ساختار دموکراتیک مانند ایران، که احزاب واقعی وجود ندارند، اساسا تنها جنبشی است که می تواند برآیند خواست و مطالبات عموم بوده و به عنوان حلقه واسط بین مردم و روشنفکران عمل کند.
این ویژگی ها جنبش دانشجویی در ایران را به جنبشی رادیکال و دماسنج تحولات سیاسی در درون جامعه تبدیل کرده که معمولا پیشرو از سایر جنبش های اجتماعی عمل می کند و به خاطر تاثیرگذاری غیر قابل انکار در تحولات سیاسی و اجتماعی ، پیگیری تحولات عمقی و طرح مطالبات ملی ، از هر طرف در صدد ضربه زدن به آن بوده و هستند . از یک سو چشم راستگرایان و قوه ی به اصطلاح عدالت طلب از آن دور نمانده و آماج حملات و تهاجمات گروههای نظامی و شبه نظامی در طول سالهای گذشته قرار گرفته است و از سوی دیگر همواره طعمه ی گروههای سیاسی و احزاب جهت استفاده ی ابزاری بوده که جریان دانشجویی را به حیات خلوت خود تبدیل نماید.
لکن در این میان جنبش دانشجویی ایران همیشه جاوید و نماد آن انجمن های اسلامی دانشجویان توانسته اند فارغ از تمام وابستگی ها، شرایط و فرصت ها استقلال خود را حفظ نمایند و شاید همین امر رمز پایداری، ماندگاری و استواری این تشکل ها بوده است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در سال ۱۳۴۹ تحت پوشش کتابخانه ی مرکزی و با تلاش جمعی از دانشجویان مسلمان رسما تاسیس گردید. پس از آن در خارج از دانشگاه با برقراری ارتباط تشکیلاتی با مرحوم بهشتی و ارتباط بینشی و ایدئولوژیکی با شخصیت هایی چون مهندس بازرگان، دکتر شریعتی، آیت الله طالقانی و مرحوم مطهری در صدد انسجام و تقویت بنیه ی فکری و روحیه ی تشکیلاتی اعضا بود. این تشکل از اعضای هیئت موسس اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) بوده و همچنین ضمن ارتباط با انجمن های اسلامی دانشگاههای تهران و برگزاری یک سری فعالیت های مشترک استقلال خود را حفظ می نمود. مشارکت جدی در راه اندازی نهادهای انقلابی و حضور فعال در جنگ تحمیلی و پس از آن با نقادی دولت نا کارآمد هاشمی رفسنجانی که مسیر تازه ای پیش روی آن گشود و همچنین دولت های بعدی، روشنگری های لازم را به اذهان عموم رسانده است.
پس از فوت آیت الله خمینی با توجه به تاثیرگذاری جریان دانشجویی در تحولات سیاسی واجتماعی و تاثیرپذیری عموم از این جریان ومرجع و الگو قرار دادن آن از طرف مردم، جریان تمامیت خواه و انحصار طلب، تمامی مساعی خود را جهت حذف جنبش های مستقل دانشجویی، انشعاب و انشقاق در آنها به کاربست.
استراتژی جریان راست در بیرون از دانشگاه یعنی همان ایجاد احزاب غیر واقعی و قارچی و همچنین تشکل های کذایی مانند انجمن ۶۸ در درون دانشگاه (که صرفا تاریخ مصرف و کاربرد ابزاری در انتخابات را داشته و دارند)، به دو دلیل صورت می گرفت: اولا سرکوب و منکوب نمودن جریانهای اصیلی که پیگیر مطالبات واقعی مردم بودند و ثانیا با سوء استفاده از فضا در راستای عوام فریبی، گمراه نمودن مردم و ایجاد فضای ابهام آلود و غیر شفاف (که تداوم حیات خود را چنین فضاهای تیره و مه آلودی می دیدند) اقدام می کردند.
در همین راستا در سال ۱۳۷۳ ریاست وقت دانشگاه تربیت معلم با اقدامی خائنانه بر خلاف مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی و با سناریویی از پیش طراحی شده، ضمن انحلال غیرقانونی انجمن اسلامی ۱۳۴۹ و اعلام موجودیت یک تشکل ساخته و پرداخته ی دست خود که نطفه ی اصلی آن در سال ۶۸ به نام انجمن اسلامی « دانشجویی » توسط نماینده ی ولی فقیه در دانشگاه ایجاد شده بود (و فلسفه ی وجودیش از یک طرف برای منحرف ساختن و محو هویت جریان اصیل دانشجویی و از طرف دیگر برای عملگی و مزدوری جهت ایجاد بحران های ساختگی در دانشگاه بوده است)، تمام تلاش خود را در راستای امحای نماینده ی واقعی جنبش دانشجویی یعنی انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ در دانشگاه به کار بست و بدینصورت تشکل دستوری ۶۸ ، وجود خارجی خود را برای اولین احساس نمود.
انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ پس از آنکه پیگیری های لازم را جهت احقاق حقوق خود از مجاری قانونی به عمل آورد که متاسفانه در آن زمان بی نتیجه ماند، در روز دانشجو در سال ۱۳۷۳ در صدد بازپس گیری دفاتر خود در مجتمع پردیس کرج که در دست غاصبین و عمله های استبداد بود، برآمدند. و در این اثنا با عده ای چماق به دست تحریک شده از سوی مسئولین وقت دانشگاه که ساحت علم و دانش را در آن سال با هتاکی و توهین های نابخردانه شان لکه دار نمودند، روبرو شدند و تنها و تنها با حمایتهای جدی دانشجویان و اساتید توانستند اموال و اتاق های به یغما رفته ی خود را پس بگیرند. بیانیه اساتید شجاع در دفاع از کرامت دانشجو و دانشگاه و همچنین از حیثیت قانونی انجمن اسلامی ۱۳۴۹ و بیانیه ی انجمن های اسلامی دانشگاههای تهران و شهرستانها همه و همه موید این مدعا ست.
نهایتا برگزاری انتخابات آزاد و دموکراتیک (که برای اولین بار در دانشگاه تربیت معلم صورت پذیرفت و با حضور وحمایت همه جانبه ی ۱۵۱۷ دانشجو مشروعیت انجمن را به اثبات رساند) در سال ۷۳ موجب گردید هیئت سه نفره ی نظارت که غیر منصفانه و فرصت طلبانه این اقدام غیر قانونی و مذبوحانه را انجام داده بود، ناخواسته در مقابل اراده ی عمومی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم مبنی بر وجود یک تشکل مستقل دانشجویی به عنوان نماینده ی واقعی دانشجویان با نام «انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹» تمکین نموده واین تشکل صرفا با پشتوانه ی دانشجویی توانست به فعالیت های خود ادامه دهد و در مقابل تشکلی که فرزند ناخلف دانشجو وفرزند خلف مدیریت وقت بود بیاستد.
پس از آن انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ ضمن پیگیری شکایات خود از خائنین به آرمانهای جنبش دانشجویی به شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت علوم و دیگر نهادهای ذیربط ، خواستار انحلال تشکل کذایی که نطفه ی آن بصورت نا مشروع در دانشگاه ایجاد شده بود، شدند. اما متاسفانه با وجود اقرار مسئولین و مدیریتهای قبلی (سخنرانی دکتر اکرمی ریاست وقت دانشکاه و اعلام نظر مساعد حاج آقا محمدیان با موضوع بحث شده توسط ایشان در جلسه ی مورخه ی ۱۸/۲/ ۸۰ در نشت سالانه ی انجمن اسلامی ۱۳۴۹ و تاکید بر غیرقانونی بودن تشکل ۶۸ و ایجاد تمهیدات لازم برای تغییر نام این تشکل) مبنی بر غیر قانونی بودن انجمن ۶۸ به خاطر خصلت های معامله گرانه و محافظه کارانه خود؛ تا کنون اقدام عملی در این خصوص صورت نگرفته است.
و این چنین بود که متعاقبا اتحادیه ی کذایی انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل!!؟ دانشگاههای سراسر کشور با هدف تحریف جنبش دانشجویی و ایجاد یک شبکه به قصد موازی سازی با دفتر تحکیم وحدت شکل گرفت. نکته ی جالب اینکه هیچ کدام از اعضای اتحادیه ی به اصطلاح مستقل در دانشگاههای خود وجود عینی و خارجی نداشته و صرفا جهت ایجاد شبهه در محیط دانشجویی بوجود آمده است.
لذا با توجه به مواضع جدی دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ و تاکیدشان بر فضای پلورالیستی در دانشگاه، وجود تشکل های رقیب و شکل گرفته بر اساس روال طبیعی جریانهای دانشجویی را به رسمیت شناخته و وجود چنین مراکزی را مشروط بر اینکه بر مبنای هویت اصیل دانشجویی باشد ؛ زمینه ساز گفتگو ، تضارب آرا و نهایتا رشد و تعالی اخلاق ، دانش و آگاهی جامعه می دانند. اما در غیر اینصورت در اختیار نهادن امکانات ، اموال و تریبونها به قشری که هیچ گونه قرابت و همخوانی ای با آرمانهای دانشگاهیان ندارند و در پی آنند تا افکار پوسیبده و و مواضع متحجرانه ی خود را به نام دانشجو قالب کند ؛ خیانت دانسته و اعتراض خود را به این امر اعلام می دارد.
این اتحادیه ی کذایی اولین نشست خود را با حضور شبه نظامیان غیر دانشجو در سال ۱۳۷۹ در دانشکاه تربیت معلم برگزار نمود و متعاقبا انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ مخالفت خود را با توجه به اینکه اغلب افراد شرکت کننده در این نشست دانشجو نبوده و توسط تشکل کذایی و غصبی در دانشگاه برگزار می شود، اعلام نمود ؛. اما متاسفانه خیانت مدیرت وقت دانشگاه جهت دادن مجوز به این نشست که هیچ جایگاه و پایگاهی غیر از دانشگاه تربیت معلم نداشتند ؛ در این مورد قابل کتمان نیست و به عنوان لکه ننگی در پرونده ی مدیریت وقت باقی خواهد ماند که حافظه ی تاریخی دانشگاهیان آنرا به فراموشی نخواهد سپرد.
در آستانه ی برگزاری دومین نشست این اتحادیه، انجمن اسلامی داتشجویان ۱۳۴۹ ضمن رایزنی با مسئولین وزارتخانه ،حراست مرکزی ،مسئولین وحراست دانشگاه، مخالفت و نگرانی خود را با توجه ترکیب سه نفره ی هیئت نظارت (رئیس دانشگاه ، نماینده ی وزیر و نماینده ی ولی فقیه در دانشگاه ، یعنی حاج آقا محمدیان که خواستار برگزاری چنین نشستی با هدف تثبیت منافعش بود ) ابراز کرد. اما با عطف به ناامیدی از هیئت مذکور ، خواسته های برحق خود را از طریق مراجع بالاتر پیگیری نمود.
با توجه به نگرانی فوق انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ با برگزاری تحصنی اعتراض آمیز با شرکت ۸۶ نفر از اعضای شورای عمومی، مخالفت خود را بصورت منطقی و مستدل در مقابل ساختمان مدیریت بعنوان بالاترین مرجع قانونی و رسمی دانشگاه، اعلام نمود . که با توجه به حضور دو نفر از اعضای هیئت نظارت دانشگاه و اعلام مخالفتشان با برگزاری نشست اتحادیه ی به اصطلاح مستقل و همچنین قرائت پیام رئیس دانشگاه مبنی بر اینکه هیچ نشستی از طرف آن اتحادیه در دانشگاه ما برگزار نخواهد گردید ، اعضای انجمن اسلامی به تحصن خود پایان دادند. اما در روز پنچ شنبه ۱۷/۸/۸۰ متاسفانه با تهدیدهای قلدرانه ی حاج آقا محمدیان . با توجه به عدم تمکین مجموعه مدیریتی دانشگاه به خواسته های زورگویانه ی ایشان مبنی بر واگذاری سالن آمفی تئاتر و همچنین مخالفت جدی مدیریت با برگزاری این نشست در دانشگاه شاهد حضور غیر قانونی عده ای به نام اتحادیه ی انجمن های به اصطلاح مستقل در محوطه ی دانشگاه بودیم.
در این راستا اعضای انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ ضمن تماس با مسئولین وزارتخانه و مدیریت دانشگاه و حراست مرکزی در وزارت علوم ، مخالفت منطقی خود را با برگزاری نشست مذکور اعلام نموده و خواستار برخورد با مسئول بی کفایت نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه تربیت معلم و تشکل خاطی ۶۸ شدند.
نکته جالب توجه در این نشست، حضور اعضای بی سیم به دست و شبه نظامیان شرکت کننده در این مراسم بود که مخالفت یکی از اعضای انجمن اسلامی در اعتراض به شکستن حرمت محیط مقدس دانشگاه را برانگیخت. متاسفانه فحاشی و هتاکی شخص به اصطلاح دبیر کل اتحادیه ی کذایی که سابقه ی قلدری و قداره کشی وی در سال ۷۳ بر علیه دانشجویان مستقل و آزاد اندیش انجمن اسلامی ۱۳۴۹ طبق شواهد، اسناد و مدارک موجود در انجمن بر هیچ ناظر بینایی پوشده نیست موجب ایجاد درگیری ساختگی و سوء استفاده های بعدی تشکل ۶۸ از این حادثه گردید.
اعضای انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ با توجه به تاکید مسئولین مبنی بر عدم برگزاری مراسم مذکور در این دانشگاه، با برقراری سیستم صوتی ، مواضع منطقی خود را اعلام نموده و روشنگری های خود پیرامون هویت این تشکل ونیت برگزارکنندگان این مراسم را برای اعضای شرکت کننده در نشست که بعضا مغفول شده و یا جهت شرکت در یک اردوی تهران حضور به هم رسانیده بودند، آشکار ساخت و بدین ترتیب بساط عمله گریشان بعد از این روشنگری انجمن اسلامی ۱۳۴۹ درآن سال برچیده شد.
در روزهای بعد از نشست فرمایشی مذکور، انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ منتظر برخورد قانونی مسئولین با این تشکل بود که متاسفانه در این اثنا تشکل کذایی ۶۸ از عدم پیگیری مسئولین دانشگاه سوء استفاده نموده و با شانتاژ تبلیغاتی و توزیع پوسترهای مضحک که در شان محیط خردورزی نبود، تمام آنچه که در چنته اش داشت را رو نمود تا شاید از بازار بی رونق خود مشتریانی را جذب نماید و با ادبیاتی وقیح به شیوه ی روزنامه ی مردم ستیز کیهان بدترین توهینها را نثار اعضای این تشکل نمود.
در حال حاضر چالش اصلی در نظام ما چالش آمریت و دموکراسی می باشد. جریانی طرفدار مردم سالاری و شکل گیری اراده ی عمومی و مصلحت همگانی است (فکرغالب در جامعه ) و جریانی هم رای و نظر مردم را زینتی دانسته آنها را فاقد شعور و درک لازم جهت تعیین سرنوشت خود میداند. از آنجا که یکی از مهمترین بحران هایی که نظامای سیاسی در دو دهه ی اخیر با آن مواجه شدند بحران مشروعیت به خاطر عدم پذیرش منویات هیئت حاکمه از سوی مردم می باشد و این خود ایجاب می کند که حاکمان و اربابان قدرت بدون توسل به ابزارهای آسمانی و ماوراءالطبیعی، سعی در همرنگی و هماهنگی خود با اجتماع و اجرای خواسته ها و مطالبات مردم نمایند، تا بواسطه ی فاصله و شکاف عمیق با مردم دچار بحران مشروعیت نگردند. در این راستا وجود تشکل ها و نهادهای مدنی صد در صد ضروری می نماید که با خرد نقاد خود و نظارت بر گردش امور احتمال خطای حاکمیت را تقلیل دهند.
ازآنجاییکه مهمترین ویژگی تشکل ها آگاهی بخشی و روشنگری پیرامون مسائل جامعه و نهایتا شفاف سازی در عرصه ی سیاست که به نفع عقلانی شدن انتخابها و تصمیم گیری ها می باشد، لذا لازم است با سوالاتی اساسی پیرامون خط مشی ، اهداف ، برنامه ها و اصول حاکم بر هردو تشکل آگاهی های لازم را به سمع و نظر دانشجویان فهیم برسانیم تا خود بر اساس آیه ی شریفه « فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه » و همچنین بنا به فرموده امام علی (ع) که « انظروا علی ما قال و لا تنظروا علی من قال » قضاوت کنند تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد.
۱- فلسفه وجودی کدام تشکل آگاهی بخشی ، نقادی ، نظارت بر گردش قدرت ودفاع از حقوق حقه ی شهروندان ایرانی فارغ از سلایق و علایق گوناگون آنهاست و کدام تشکل مجیز گوی قدرت وعمله ی بی مغز ومزدور استبداد دینی در دانشگاه بوده است ؟ انجمن اسلامی ۴۹ یا تشکل ۶۸ ؟
۲- کدام تشکل در دانشگاه طی سالهای گذشته مبلغ و مقلد مصباح یزدی بوده است ؟ که هر روز فحاشی و هتاکی هایش در تریبونهای رسمی نثار دانشگاهیان و قشر فرهیخته ی جامعه می شده ودر طول سال های گذشته دائما به تقدیس خشونت و تئوریزه کردن آن پرداخته است ؟ انجمن اسلامی ۴۹ یا تشکل ۶۸ ؟
۳- با نگاهی به آرشیو و اسناد و شواهد موجود در درگیری های ایجاد شده و تحمیلی سال ۷۳ و خرداد ۸۲ کیست که نداند عربده کشی ، چماق داری و دانشجوکشی و اندیشه ستیزی توسط کدام تشکل صورت گرفته است؟ ومنفعت کدام تشکل در تداوم اینگونه حرکات است؟ انجمن اسلامی ۴۹ یا تشکل ۶۸ ؟
۴- کدام تشکل مخالف و برهم زننده ی سخنرانی ها و تجمعات قانونی دانشجویان بوده است ؟ انجمن اسلامی ۴۹ یاتشکل ۶۸ ؟
۵- کدام تشکل نقادی خود را نسبت به حاکمیت، دولت، مجلس و نهادهای رسمی و غیررسمی حفظ نموده و همفکرانش هزینه های هنگفتی را در زندان های انفرادی حاکمیت پرداخته است و بسیاری از اعضاو همفکران آن اخیرا با ستاره دار شدن از ابتدایی ترین حق خود یعنی ادامه ی تحصیل در دانشگاهها منع شده اند ؟ انجمن اسلامی ۴۹ یا تشکل ۶۸ ؟
۶- کدام تشکل مخالفت جدی و شفاف خود را با کردارهای ضد مردمی و غیر قانونی حاکمیت اعلام و بر حفظ شانیت مراجع مستقل و آزاذاندیش (مانند آیت الله منتظری) تاکید نموده است و در ضدیت با توقیف کیلویی مطبوعات؛ دستگیری افرادی چون عبدالله نوری ، اشکوری ، شمس الواعظین ، گنجی ، افشاری ، موسوی خویینی ، عمادالدین باقی ، … و اعدام آغاجری مواضع خود را بیان داشته؟ و کدام تشکل در دانشگاه به عنوان نیروی اجرایی این نهادها عمل واز این اقدام ها حمایت کرده است؟ انجمن اسلامی ۴۹ یا تشکل۶۸ ؟
۷- کدام تشکل با دستگیری طیفی از شهروندان به جرم ابراز عقاید متفاوت از سیستم حاکمیت با عناوینی چون براندازی و تضعیف امنیت ملی، مخالفت نموده و کدام تشکل با برگزاری سخنرانیهای متعدد از این اقدام ها حمایت کرده است ؟ انجمن اسلامی ۴۹ یا تشکل ۶۸ ؟
۸- کدام تشکل مخالف شکل گیری حاکمیت ملت و موافق نظارت استصوابی ، سلیقه ای و جناحی شورای نگهبان وکدام یک خواهان دموکراتیزه کردن کلیه ی امور و واگذاری تمام تصمیم گیری ها به مردم و برگزاری انتخابات آزاد با حضور کلیه ی طیف ها ی ملتزم به قانون اساسی می باشد ؟
۹- کدام تشکل مخالف قرائت های مختلف از دین و ترویج کننده ی اسلام خشونت گرا و کدام طرفدار قرائت های گوناگون ومتکثر از دین و اسلام رئوفتی و دموکراتیک می باشد ؟
در پایان ضمن محکوم کردن این گونه اعمال نا بخردانه و کوته فکرانه ی اعضای هیئت های نظارت ومنصفه و همچنین نادیده انگاشتن حکم ابطال مجوز فعالیت انجمن اسلامی دانشجویان ۱۳۴۹ با عطف به غیرقانونی بودن آن، از تمامی دانشجویان مبارز ، اساتید شجاع و دانشگاهیان غیور میخواهیم تا با حمایت های خود مانع از تحقق این حکم ننگین و ناروا گشته وهمچون سابق وفاداری خود را به عهدی که با مردم و آرمانهای انساندوستانه بسته اند، به اثبات برسانند.
ومن ا… التوفیق
انجمن اسلامی دانشجویان
تاسیس ۱۳۴۹