بازگشت به صفحه اول

 

 
 

مصاحبه با سوسن طهماسبي در مورد فشارهاي جديد: ممنوع الخروجي، تفتيش منزل و احضارsosantahmasbi.jpg

 دوشنبه 6 آبان 1387

روز: سوسن طهماسبي فعال جنبش زنان و کمپين يک ميليون امضا، صبح امروز در حالي که قصد سفر به خارج از ايران را ‏داشت، در فرودگاه بين المللي امام خميني از سفر بازداشته شد.‏

طهماسبي در گفت و گو با روز از علت ممنوع الخروج شدنش اظهار بي اطلاعي کرده و مي گويد: از گيت خارج شدم و ‏مهر خروج بر پاسپورتم نشسته بود که اسمم را پيج کردند. خودم را به فردي که مامور امنيتي فرودگاه بود معرفي کردم که ‏گفتند اجازه خروج ندارم. درخواست کردم که حکم رسمي نشانم بدهند که متاسفانه با برخورد مناسبي روبرو نشدم. اعتراض ‏و پافشاري کردم ولي ددر نهايت پاسپورتم را گرفته و برگه اي به من دادند که در آن نوشته شده که بايد به خاطر پرونده ‏مطروحه ام ظرف 72 ساعت آينده خودم را به وزارت اطلاعات معرفي کنم. ‏

وي در پاسخ به اين سوال که آيا از پيش پرونده بازي دارد يا خير گفت: تا جايي که خودم مي دانم پرونده اي ندارم. تنها ‏پرونده اي که پروسه آن پايان نيافته، پرونده 22 خرداد85 است که نتيجه تجديدنظرخواهي ما هنوز اعلام نشده. ضمن اين ‏که از آبان ماه سال 85 تا بهار 86 به مدت 7 ماه ممنوع الخروج شده بودم اما پس از رفع ممنوع الخروجي توانستم سفر ‏کاري به بلژيک داشته باشم. با اين که ممنوع الخروجي ام رفع شده بود دو بار در پاييز 86 با دلايل گوناگون باز هم از ‏خروج من از کشور جلوگيري شد. ‏

اين عضو کمپين يک ميليون امضا که همواره بر غير سياسي بودن فعاليتهاي کنشگران اين کمپين تاکيد دارد، درباره ‏برخوردي که با وي شده است مي گويد: احضاريه من تاريخ يک ماه پيش را دارد. در اين يک ماه، مي توانستند مرا کتبا ‏احضار و علتش را بيان کنند تا اين که در فرودگاه و بدون توضيح و توجيه منطقي، جلوي سفرم را بگيرند. من حتا وقتي ‏خارج از کشور بودم، براي طي مراحل تجديد نظر در حکمم برگشتم، بنابراين دليلي براي فرار وجود ندارد! ‏

طهماسبي با اشاره به لزوم رعايت حقوق شهروندي، داشتن وکيل در پروسه بازپرسي را حق خود مي داند که تاکنون ‏همواره از آن محروم بوده است. ‏

سوسن طهماسبي صبح امروز، پس از بازگشت به خانه اش با ماموراني روبرو شد که با حکم تفتيش، از خانه وي ‏فيلمبرداري کرده و کامپيوتر شخصي، تعدادي از کتابها، سي دي ها، نوارها و دستنويس هايش را با خود بردند. وي اگر چه ‏رفتار آنها را محترمانه توصيف مي کند اما همچنين توضيح مي دهد که نه مي دانم که اتهامم چيست و نه توضيحي به من ‏دادند. بر اساس احضاريه اي که اين ماموران به سوسن طهماسبي ارائه دادند او بايد خود را صبح روز چهارشنبه نهم آبان ‏ماه جاري خود را به معاونت امنيت شعبه يکم دادياري دادگاه انقلاب معرفي کند. به گفته ماموران پرونده ممنوع الخروجي ‏او در همين شعبه رسيدگي خواهد شد. ‏

طهماسبي همچنين يکي از 33 زني بود که در اسفند سال85 بازداشت شد و چهار روز را در زندان اوين به سر برد. وي ‏همچنين در رابطه با پرونده 22 خرداد به شش ماه حبس تعزيري و يک سال حبس تعليقي محکوم شده بود که اين پرونده هم ‏اکنون در حال طي مراحل تجديد نظر مي باشد.‏

----

سه هفته پس از بازداشت نگین شیخ الاسلامی- نه خانواده ونه وکیل با او ملاقات نداشته اند

سه هفته از بازداشت نگین شیخ الاسلامی  روزنامه نگار و موسس انجمن زنان آذر مهر کردستان می گذرد و هنوز روشن نیست که اورا به چه دلیل بازداشت کرده اند . انجمن زنان آذر مهر کردستان در بیانیه ای اخیرا اعلام کرد که نگین  شیخ الاسلامی در بند 209 بازداشتگاه اوین و در سلول انفردای تحت شدید ترین فشارها و شرایط جسمی نا مناسبی قرارد ارد.

از سوی دیگر در تماس تلفنی که با خانم شیخ الاسلامی مادر نگین داشتم متوجه شدم که او به دنبال بازداشت دخترش بشدت بیمار و نگران و مضطرب است. او تا کنون ، پس از گذشت حدود سه هفته دخترش را ندیده و فقط با او تماس تلفنی داشته است .

خود شما با او صحبت كرديد؟

بله خودم يك بار با او صحبت كردم.

چند روز پس از دستگيري نگين، با او صحبت كرديد؟

تقريبا پس از 10 روز. قبل از اين كه با او صحبت كنم حالم خيلي بد بود و دايم با موبايل نگين تماس مي گرفتم، ولي پاسخ نمي داد. تا اين كه اطرافيان و بستگان تماس گرفتند و من متوجه ماجرا شدم.

دفعات قبل هم كه نگين و افشين را دستگير كرده بودند، در وضعيت خيلي بدي به سر مي بردم و بسيار نگران و ناراحت بودم. از آن روز تا كنون نمي توانم راه بروم.

اكنون نيز نگرانم ونمي دانم كه نگين در چه وضعيتي به سر مي برد. فقط صداي او را شنيده ام.

صداي او را كه شنيديد، به شما چه گفت؟

گفت مادر سلام. حالش را پرسيدم گفت خوبم. وضع عمل او را پرسيدم كه گفت جاي عمل ورم كرده است و مي خواهد با دكتر تماس بگيرد.

تقا ضای شما از نهادهای بین المللی حقوق بشری چیه؟

مي خواهم كه نه فقط به وضعيت فرزند من، بلكه به وضعيت تمام فرزندان ايران رسيدگي كنند. كار دختر من فعاليت حقوق بشري و دفاع از حقوق زنان بوده و كار خلافي مرتكب نشده است.

بعد از گفتگو با خانم شیخ الاسلامی  با یکی از همکاران او در انجمن زنان آذر مهر ، میترا مومنی صحبت کردم و ابتدا درباره فعالیت های نگین پرسیدم

خانم شيخ الاسلامي، يكي از بنيان گذاران انجمن «آذرمهر» است. اين انجمن اولين سازمان غير دولتي است كه در ارتباط با زنان، در منطقه كردستان و در سال 1379 تاسيس شده است. اين انجمن اختصاصا در مورد زنان و خشونت عليه زنان فعاليت مي كرد.

با تاسيس انجمن «آذرمهر»، خانم شيخ الاسلامي و ديگر اعضا شروع كردند به فعاليت، تحقيق و بررسي وضعيت زنان در ارتباط با موضوعاتي چون خشونت، خودكشي، قتل هاي ناموسي و بيسوادي.

 اين فعاليت ها از طرف مردم به شدت مورد استقبال قرار گرفت، ولي متاسفانه علي رغم اين استقبال، بعد از مدتي انجمن «آذرمهر» را تعطيل كردند و اجازه فعاليت به آن ندادند. البته هنوز مجوز اين انجمن لغو نشده است.

خانم شيخ الاسلامي را دستگير كرده اند بدون اين كه اتهام يا جرمي عليه او ثابت شده باشد. او اكنون در زندان انفرادي به سر مي برد و از نظر سلامتي وضعيت بحراني دارد، زيرا عمل قلب انجام داده است. او اجازه ملاقات ندارد، حتي با وكيل  خود.

گفتید انجمن را تعطیل کردند در چه سالی بود آیا مجور آنهم لغو شد؟

در سال 86 يك گردهمايي در مورد زنان برگزار شد و پس از آن فعاليت انجمن «آذرمهر» را ممنوع كردند، ولي مجوز آن لغو نشده است.

در اين فاصله انجمن «آذرمهر» فعاليت مي كرد و خانم شيخ الاسلامي به فعاليت خود ادامه مي داد ؟

او فعاليت خود را انجام مي داد، ولي اجازه نمي دادند دفتر انجمن باز شود.

شما به عنوان همكار خانم شيخ الاسلامي، فكر مي كنيد او را به چه دليل بازداشت كرده ند؟

رژيم ايران موج فشارجديدي را عليه فعالان مدني و فعالان زن آغاز كرده است. به خصوص عليه كساني كه براي كمپين يك ميليون امضا، فعاليت مي كنند.

حاكميت سعي مي كند، مهره هاي كليدي اين كمپين را حذف كند. بنابراين به تدريج در شهرستان ها اين فشار و دستگيري ها آغازشده است.

البته در غرب ايران، اين فشار عليه روزنامه نگاران زن و مرد و دانشجويان نيز اعمال مي شود و در همين راستا تعدادي از روزنامه نگاران و دانشجويان كرد دستگير شده اند.

از آنجا که خانم مومنی در گفته هایش اشاره ای داشت به اینکه وکیل  نگین شیخ الاسلامی تاکنون موفق به ملاقات با او نشده است در این باره گفتگویی با محمد شریف وکیل او انجام دادم . آقای شریف گفت:

متاسفانه من هنوز موفق نشده ام با او قرارداد وكالت منعقد كنم . تا زماني كه امكان انعقاد قرارداد وكالت ميسر نباشد، امكان ملاقات با او نيز فراهم نيست.

ظاهرا اين طور به نظر مي رسد كه من بايد تا زماني صبر كنم كه او بتواند با من صحبت كند. اين زماني است كه تحقيقات مقدماتي خاتمه يابد، ولي اين كه تحقيقات مقدماتي چه زماني خاتمه مي يابد، مشخص نيست. در نتيجه از وضعيت فعلي او اطلاعي در دست نيست.

اين موضوع كه او در جريان تحقيقات مقدماتي تصميم بگيرد كه از خدمات وكيل استفاده كند  يا نه و اين كه وكيل فردي باشد كه قبل از بازداشت در مورد او صحبت شده يا نه، هيچ كدام مشخص نيست. من در حال حاضر منتظر تماس تلفني او هستم.

آقاي شريف! به اين ترتيب شما از جانب خانواده خانم شيخ الاسلامي براي وكالت او تعيين شده ايد؟

بله همين طور است. در واقع همسر سابق خانم شيخ الاسلامي كه در حال حاضر كارهاي او را پيگيري مي كند، به من مراجعه كرد و گفت قبل از بازداشت خانم شيخ الاسلامي اظهار كرده كه براي انجام امور وكالتي، به من مراجعه كنند.

خبرهايي وجود دارد مبني بر اين كه وضع جسمي خانم شيخ الاسلامي خوب نيست، زيرا قبل از دستگيري يك عمل قلب انجام داده است. در اين مورد اطلاعي نداريد؟

 خير، من هم اين موضوع را شنيده ام، ولي تا زماني كه از صحت خبر اطلاع پيدا نكنم، آن را اعلام نمي كنم.

----

گفت و گو با پدر‎ ‎عشا‎ ‎مومني
دوشنبه 6 آبان 1387

اميد معماريان‎ ‎
omid@memarian. info

روز: غلامرضا‎ ‎مومني‎ ‎پدرعشا‎ ‎مومني‎ ‎دانشجوي‎ ‎دانشگاه‎ ‎نوتريج‎ ‎کاليفرنيا‎ ‎ويکي‎ ‎از‎ ‎همکاران داوطلب‎ ‎کمپين‎ ‎يک‎ ‎ميليون‎ ‎امضا‎ ‎در‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎روز‎ ‎گفت‎ ‎که‎ ‎تلاش‎ ‎براي‎ ‎آزادي‎ ‎دخترش‎ ‎بي‎ ‎ثمر‎ ‎بوده‎ ‎است: "ما‎ ‎هيچ‎ ‎کاري‎ ‎نتوانسته‎ ‎ايم‎ ‎بکنيم. پاسخ‎ ‎نمي‎ ‎دهند. ‏مي‎ ‎گويند‎ ‎برويد‎ ‎هروقت‎ ‎بازجويي‎ ‎اش‎ ‎تمام‎ ‎شد‎ ‎خودمان‎ ‎شما‎ ‎را‎ ‎صدا‎ ‎مي‎ ‎کنيم. ‏‎" ‎وي‎ ‎با‎ ‎اين‎ ‎حال‎ ‎ابراز‎ ‎اميدواري‎ ‎کرد‎ ‎که‎ ‎مسوولان‎ ‎با‎ ‎رعايت‎ ‎قوانين‎ ‎موجود‎ ‎کشور‎ ‎هرچه‎ ‎زودتر‎ ‎متوجه‎ ‎اشتباهي‎ ‎که‎ ‎صورت‎ ‎گرفته‎ ‎بشوند‎ ‎ودخترش‎ ‎را‎ ‎آزاد‎ ‎کنند. ‏ashamomeni808.jpg

غلامرضا‎ ‎مومني‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎فعاليت‎ ‎دخترش‎ ‎گفت: "اگر‎ ‎يک‎ ‎دانشجويي،‎ ‎يک‎ ‎سازماني‎ ‎يا‎ ‎موسسه‎ ‎اي‎ ‎خواست‎ ‎در‎ ‎زمينه‎ ‎مساپل‎ ‎اجتماعي‎ ‎فعاليت‎ ‎کند‎ ‎بايد‎ ‎توسط‎ ‎دولت‎ ‎حمايت‎ ‎شود‎ ‎نه‎ ‎اينکه‎ ‎به‎ ‎زندان‎ ‎انداخته‎ ‎شود. دختر‎ ‎من‎ ‎بدون‎ ‎جيره‎ ‎ومواجب‎ ‎يک‎ ‎کار‎ ‎اجتماعي‎ ‎مثبت‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎ولي‎ ‎او‎ ‎را‎ ‎گرفته‎ ‎اند‎ ‎وبه‎ ‎زندان‎ ‎انداخته‎ ‎اند."‏
‎ ‎‎ ‎
وي‎ ‎درخصوص‎ ‎دليل‎ ‎دستگيري‎ ‎دخترش‎ ‎گفت:‏‎" ‎دليل که‏‎ ‎نمي‎ ‎خواهند. اول‎ ‎دستگير‎ ‎مي‎ ‎کنند،‎ ‎بعد‎ ‎خودشان‎ ‎متوجه‎ ‎مي‎ ‎شوند‎ ‎اشتباه‎ ‎کرده‎ ‎اند. دختر‎ ‎من‎ ‎براي‎ ‎تحقيق در مورد‏‎ ‎پروژه‎ ‎دانشگاهي‎ ‎اش‎ ‎به‎ ‎ايران‎ ‎آمده‎ ‎است. با‎ ‎کساني‎ ‎مصاحبه‎ ‎کرده‎ ‎که‎ ‎افراد‎ ‎شاخص‎ ‎ومحترم‎ ‎جامعه‎ ‎به‎ ‎شمار‎ ‎مي‎ ‎روند. همه‎ ‎اين‎ ‎صحبت‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎پشت‎ ‎دوربين‎ ‎به‎ ‎دخترم‎ ‎گفته‎ ‎اند‎ ‎مطالبي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎همواره‎ ‎درمصاحبه‎ ‎هاي‎ ‎خود‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎حقوق‎ ‎زنان‎ ‎مي‎ ‎گويند. نه‎ ‎دخترم‎ ‎سوال‎ ‎خارج‎ ‎از‎ ‎عرفي‎ ‎کرده‎ ‎نه‎ ‎آنها‎ ‎مطالب‎ ‎غير‎ ‎از‎ ‎آنچه‎ ‎همواره‎ ‎مطرح‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎گفته‎ ‎اند. فقط‎ ‎مساله‎ ‎حقوق‎ ‎زنان‎ ‎است.‏
‎" ‎‎ ‎
مومني‎ ‎با‎ ‎اشاره‎ ‎به‎ ‎ضرورت‎ ‎طرح‎ ‎بحث‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎دغدغه‎ ‎دخترش‎ ‎به‎ ‎شمار‎ ‎مي‎ ‎رود‎ ‎افزود: "بالاخره‎ ‎مسوولان ايران‎ ‎بايد‎ ‎يک‎ ‎زماني‎ ‎به‎ ‎حقوق‎ ‎زنان‎ ‎رسيدگي‎ ‎کنند. اين‎ ‎موضوع‎ ‎جاي‎ ‎صحبت‎ ‎و‎ ‎بحث‎ ‎دارد. اگر‎ ‎کسي‎ ‎آمد‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎حق‎ ‎و‎ ‎حقوق‎ ‎خودش‎ ‎و‎ ‎همنوعش‎ ‎صحبت‎ ‎کرد‎ ‎بايد‎ ‎برود‎ ‎زندان؟‎ ‎صحبت‎ ‎کردن‎ ‎درمورد‎ ‎حقوق‎ ‎زنان‎ ‎که‎ ‎يک‎ ‎بحث‎ ‎سياسي‎ ‎نيست. اينکه‎ ‎ديگر‎ ‎براندازي‎ ‎نيست.‏‎ ‎کاري‎ ‎به‎ ‎کار‎ ‎سياست‎ ‎ندارد. ‏
‎" ‎‎ ‎
مومني‎ ‎اضافه‎ ‎کرد: "من‎ ‎شرمم‎ ‎مي‎ ‎آيم‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎اين‎ ‎وضعيت‎ ‎دارم‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎مملکت‎ ‎زندگي‎ ‎مي‎ ‎کنم،‎ ‎در‎ ‎حالي‎ ‎که‎ ‎دهها‎ ‎سال‎ ‎دراين‎ ‎مملکت‎ ‎خدمت‎ ‎کرده‎ ‎ام. ‏‎ ‎الان‎ ‎همسرم،‎ ‎مادر‎ ‎عشا،‎ ‎ناراحتي‎ ‎اعصاب‎ ‎گرفته‎ ‎است. من‎ ‎هر‎ ‎روز‎ ‎چهار‎ ‎صبح‎ ‎سرکار‎ ‎مي‎ ‎آيم. الان‎ ‎ده‎ ‎صبح‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎سرکار‎ ‎نرفته‎ ‎ام‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎خاطر‎ ‎وضعيت‎ ‎به‎ ‎وجود‎ ‎آمده‎ ‎و‎ ‎وضع‎ ‎مادر‎ ‎عشا‎ ‎قادر‎ ‎به‎ ‎انجام‎ ‎کارهاي‎ ‎روزمره‎ ‎ام‎ ‎نيستم. آيا‎ ‎اين‎ ‎انصاف‎ ‎است؟
‎" ‎‎ ‎
وي‎ ‎با‎ ‎شرح‎ ‎تاثير‎ ‎اين‎ ‎دستگيري‎ ‎بر‎ ‎خود‎ ‎و‎ ‎اطرفياني‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎نزديک‎ ‎با‎ ‎اين‎ ‎مساله‎ ‎مواجه‎ ‎شده‎ ‎اند‎ ‎گفت: "تاثيري‎ ‎که‎ ‎روي‎ ‎من‎ ‎ودوستانم‎ ‎گذاشته‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎کنجکاوي‎ ‎ما‎ ‎نسبت‎ ‎به‎ ‎مساپل‎ ‎زنان‎ ‎بيشتر‎ ‎شده‎ ‎است. مساله‎ ‎زنان‎ ‎بحثي‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎بتوان‎ ‎از‎ ‎کنار‎ ‎آن‎ ‎به‎ ‎سادگي‎ ‎گذشت. شما‎ ‎درنظر‎ ‎بگيريد‎ ‎يک‎ ‎خانمي‎ ‎با‎ ‎فردي‎ ‎رواني‎ ‎ازدواج‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎و‎ ‎بعد‎ ‎مي‎ ‎خواهد‎ ‎طلاق‎ ‎بگيرد. کدام‎ ‎قانون‎ ‎از‎ ‎وي‎ ‎حمايت‎ ‎مي‎ ‎کند؟‎ ‎امکان‎ ‎ندارد‎ ‎بتواند به راحتي‏‎ ‎طلاق‎ ‎بگيرد. اگر‎ ‎دختر من‎ ‎دغدغه‎ ‎هايي‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎دست‎ ‎داشته‎ ‎باشد‎ ‎بايد‎ ‎برود‎ ‎زندان. او‎ ‎با وجود آنکه در‎ ‎امريکا‎ ‎زندگي‎ ‎خوبي‎ ‎دارد و‏‎ ‎تحصيل‎ ‎مي‎ ‎کند،‎ ‎قلبش‎ ‎براي‎ ‎زنان‎ ‎هموطنش‎ ‎مي‎ ‎تپد.‏‎ ‎آيا‎ ‎شايسته‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎چنين‎ ‎برخوردي‎ ‎مواجه‎ ‎شود؟‎ ‎اينکه‎ ‎يک‎ ‎نفر‎ ‎بخواهد‎ ‎يک‎ ‎فيلم‎ ‎تحقيقاتي‎ ‎دانشگاهي‎ ‎تا‎ ‎برخي‎ ‎واقعيت‎ ‎ها‎ ‎همان‎ ‎گونه‎ ‎که‎ ‎هست‎ ‎نشان‎ ‎داده‎ ‎شود‎ ‎که‎ ‎خود‎ ‎مسوولان‎ ‎هم‎ ‎آنها‎ ‎را‎ ‎ببينند‎ ‎و‎ ‎زمينه‎ ‎تغييرات‎ ‎را‎ ‎ايجاد‎ ‎کنند،‎ ‎آيا‎ ‎بايد‎ ‎دستگير‎ ‎بشود؟‎ ‎اين‎ ‎چيزي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎دولت‎ ‎خودمان بايد‏‎ ‎هزينه‎ ‎کند‎ ‎تا‎ ‎انجام‎ ‎شود. اگر يک‎ ‎نفر‎ ‎خودش‎ ‎اين‎ ‎هزينه‎ ‎را‎ ‎بکند‎ ‎که‎ ‎نبايد‎ ‎به‎ ‎زندان‎ ‎برود.‏
‎" ‎‎ ‎
وي‎ ‎با‎ ‎خطاب‎ ‎قراردادن‎ ‎مسوولان‎ ‎افزود: "خواهش‎ ‎من‎ ‎از‎ ‎مسوولان‎ ‎دلسوزي‎ ‎که‎ ‎شاهد‎ ‎اين‎ ‎چنين‎ ‎ماجراهايي‎ ‎هستند،‎ ‎رسيدگي‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎وضعيت‎ ‎است. من‎ ‎خودم‎ ‎سالها‎ ‎در‎ ‎پروژه‎ ‎هاي‎ ‎عمراني‎ ‎اين‎ ‎مملکت‎ ‎خدمت‎ ‎کرده‎ ‎ام و برداشتم‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎ما‎ ‎همان ‏طور در‎ ‎زمينه‎ ‎عمراني‎ ‎نيازمند‎ ‎زير‎ ‎بناهستيم،‎ ‎در‎ ‎زمينه‎ ‎مساپل‎ ‎اجتماعي‎ ‎هم‎ ‎بايد‎ ‎زير‎ ‎بناها‎ ‎را‎ ‎تقويت‎ ‎کنيم‎ ‎ونسبت‎ ‎به‎ ‎مشکلاتمان‎ ‎واقع‎ ‎بين‎ ‎باشيم‎ ‎واز‎ ‎طرح‎ ‎آنها‎ ‎نترسيم. چرا‎ ‎بايد‎ ‎اگر‎ ‎کسي براي انعکاس مشکلات اجتماعي‏‎ ‎ي‎ ‎دوربين‎ ‎دستش‎ ‎گرفت‎ ‎او‎ ‎را‎ ‎دستگير‎ ‎کنند؟‎ ‎او‎ ‎درمکان‎ ‎هاي‎ ‎عمومي‎ ‎فيلم‎ ‎نگرفته‎ ‎است؛ بلکه‎ ‎با‎ ‎يک‎ ‎سري‎ ‎افراد‎ ‎مصاحبه‎ ‎کرده‎ ‎وآنها‎ ‎هم‎ ‎به‎ ‎او‎ ‎اجازه‎ ‎داده‎ ‎اند. چرا‎ ‎ما‎ ‎درمملکتمان‎ ‎نبايد‎ ‎اول‎ ‎تفهيم‎ ‎اتهام‎ ‎کنند،‎ ‎بعد‎ ‎بگيرند و‏‎ ‎طرف‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎زندان‎ ‎بيندازند؟‎ ‎دختر‎ ‎من‎ ‎جرمي‎ ‎مرتکب‎ ‎نشده‎ ‎که‎ ‎الان‎ ‎در‎ ‎زندان‎ ‎انفرادي‎ ‎است. من‎ ‎نمي‎ ‎خواستم‎ ‎با‎ ‎رسانه ها‎ ‎صحبت‎ ‎کنم‎ ‎چرا‎ ‎که‎ ‎خيلي‎ ‎خوشبين‎ ‎بودم‎ ‎متوجه‎ ‎اشتباهشان‎ ‎بشوند‎ ‎ودخترم‎ ‎را‎ ‎آزاد‎ ‎کنند. اما‎ ‎متاسفانه ناگهان مي‎ ‎ريزند‎ ‎يک‎ ‎نفر‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎گيرند‎ ‎و‎ ‎خانه‎ ‎اش‎ ‎را‎ ‎بازرسي‎ ‎مي‎ ‎کنند.... دختر‎ ‎من‎ ‎با‎ ‎پدرومادرش‎ ‎زندگي‎ ‎مي‎ ‎کند. چرا‎ ‎آمده‎ ‎اند‎ ‎خانه‎ ‎مارا‎ ‎بازرسي‎ ‎کرده‎ ‎اند؟‎ ‎چرا‎ ‎چند‎ ‎نفر‎ ‎امنيتي‎ ‎ريخته اند‏‎ ‎درخانه‎ ‎ما؟‎ ‎صدمه‎ ‎اي‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎خانم‎ ‎من‎ ‎خورده‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎به‎ ‎ديگر‎ ‎دخترم‎ ‎که‎ ‎سه‎ ‎روز‎ ‎مدرسه‎ ‎نرفته‎ ‎با‎ ‎هيچ‎ ‎عذرخواهي‎ ‎قابل‎ ‎جبران‎ ‎نيست. اين‎ ‎است‎ ‎برخورد‎ ‎با‎ ‎شهرونداني‎ ‎که‎ ‎دلشان‎ ‎براي‎ ‎کشورشان‎ ‎مي تپد؟
‎" ‎‎ ‎
غلامرضا‎ ‎مومني‎ ‎با‎ ‎اعتراض‎ ‎به‎ ‎نحوه‎ ‎دستگيري‎ ‎دخترش‎ ‎گفت: "يک‎ ‎زماني‎ ‎در‎ ‎مملکت‎ ‎انقلاب‎ ‎شده‎ ‎و‎ ‎بايد‎ ‎مساپل‎ ‎ديگر‎ ‎قانوني‎ ‎حل‎ ‎وفصل‎ ‎بشود. اول‎ ‎دور‎ ‎يک‎ ‎نفر‎ ‎که‎ ‎درحال‎ ‎رانندگي‎ ‎است‎ ‎مي‎ ‎ريزند‎ ‎و‎ ‎مي‎ ‎گويند‎ ‎خلاف‎ ‎رانندگي‎ ‎کرده‎ ‎اي‎ ‎بعد‎ ‎معلوم‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎که‎ ‎آقايان‎ ‎ماموران‎ ‎امنيتي‎ ‎هستند. خوب‎ ‎اگر‎ ‎مساله‎ ‎است‎ ‎احضاريه‎ ‎اي‎ ‎بدهند،‎ ‎او‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎دادگاه‎ ‎بخواهند‎ ‎وبا‎ ‎او‎ ‎صحبت‎ ‎کنند‎ ‎و‎ ‎بگويند‎ ‎چرا‎ ‎اين‎ ‎کار‎ ‎را‎ ‎انجام‎ ‎مي‎ ‎دهي‎ ‎واو‎ ‎هم‎ ‎مي‎ ‎توانداز خودش‎ ‎دفاع کند، تا‎ ‎هر‎ ‎دو‎ ‎طرف‎ ‎درفضايي‎ ‎سالم‎ ‎نظراتشان‎ ‎را‎ ‎بگويند.‏
‎" ‎‎ ‎
وي‎ ‎با‎ ‎ابراز‎ ‎نگراني‎ ‎از‎ ‎حضور‎ ‎دخترش‎ ‎در‎ ‎سلول‎ ‎انفرادي‎ ‎وفشارهاي‎ ‎احتمالي‎ ‎رواني‎ ‎به‎ ‎وي‎ ‎افزود: "دختر‎ ‎من‎ ‎در‎ ‎سلول‎ ‎انفرادي‎ ‎هر‎ ‎حرفي‎ ‎بزند‎ ‎هيچ‎ ‎ارزشي‎ ‎نخواهد‎ ‎داشت. در‎ ‎ترس‎ ‎و‎ ‎نگراني‎ ‎که‎ ‎حرف‎ ‎زدن‎ ‎ارزشي‎ ‎ندارد. آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎که‎ ‎خودش‎ ‎ادعاي‎ ‎دموکراسي‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎رفته‎ ‎آمريکا‎ ‎وهرچه‎ ‎خواسته‎ ‎گفته‎ ‎است. آيا‎ ‎اين‎ ‎به‎ ‎ضرر‎ ‎آمريکا‎ ‎شده‎ ‎است؟‎ ‎همه‎ ‎مي‎ ‎گويند‎ ‎ببينيد‎ ‎اين‎ ‎دموکراسي‎ ‎آمريکاست. يک‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎آمده‎ ‎و‎ ‎تريبون‎ ‎آزاد‎ ‎دراختيارش‎ ‎گذاشته‎ ‎اند‎ ‎و‎ ‎با‎ ‎هرخبرنگاري‎ ‎که‎ ‎خواسته‎ ‎صحبت‎ ‎کرده‎ ‎و‎ ‎هرچه‎ ‎خواسته‎ ‎گفته‎ ‎است. حالا‎ ‎دختر‎ ‎من‎ ‎آمده‎ ‎با‎ ‎چند‎ ‎فعال‎ ‎اجتماعي‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎يک‎ ‎محقق‎ ‎ودانشجو‎ ‎صحبت‎ ‎کرده‎ ‎او‎ ‎را‎ ‎انداخته‎ ‎اند‎ ‎زندان. آخر‎ ‎شما‎ ‎بگوييد‎ ‎کجاي‎ ‎اين‎ ‎موضوع‎ ‎عدل‎ ‎است؟‎ ‎کجايش‎ ‎عدالت‎ ‎است؟‎ ‎کجايش‎ ‎درست‎ ‎است؟
‎" ‎‎ ‎
غلامرضا‎ ‎مومني‎ ‎با‎ ‎توضيح‎ ‎اينکه‎ ‎دغدغه‎ ‎هاي‎ ‎دخترش‎ ‎درخصوص‎ ‎مساپل‎ ‎زنان‎ ‎دغدغه‎ ‎هاي‎ ‎اونيز‎ ‎است‎ ‎گفت: "ما‎ ‎بايد‎ ‎واقعا‎ ‎در‎ ‎مساپل‎ ‎زنان‎ ‎بازنگري‎ ‎کنيم. بيايند‎ ‎با‎ ‎آقايان‎ ‎مراجع‎ ‎صحبت‎ ‎کنند‎ ‎ومساله‎ ‎را‎ ‎حل‎ ‎کنند. اين‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎يک‎ ‎مرد‎ ‎اين‎ ‎همه‎ ‎اختيار‎ ‎داشته‎ ‎باشد‎ ‎و‎ ‎زن‎ ‎نداشته‎ ‎باشد. دختر‎ ‎من‎ ‎همين‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎گويد. من‎ ‎از‎ ‎زنداني‎ ‎شدن‎ ‎دخترم‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎نتيجه‎ ‎رسيده‎ ‎ام‎ ‎که‎ ‎بايستي‎ ‎حکومت‎ ‎در‎ ‎مساپل‎ ‎زنان‎ ‎بازنگري‎ ‎کند‎ ‎و‎ ‎اينکه‎ ‎اگر کسي‎ ‎اين‎ ‎مساپل‎ ‎اجتماعي‎ ‎را‎ ‎مطرح‎ ‎کند،‎ ‎به‎ ‎زندان‎ ‎بيافتد،‎ ‎ولله‎ ‎براي‎ ‎جمهوري‎ ‎اسلامي‎ ‎خوب‎ ‎نيست. اصلا‎ ‎درست‎ ‎نيست. اينکه‎ ‎مي‎ ‎گوييم‎ ‎عدالت‎ ‎اسلامي،‎ ‎کجايش‎ ‎اسلامي‎ ‎است؟
‎" ‎‎ ‎
وي‎ ‎درانتهاي‎ ‎افزود: "من‎ ‎خودم‎ ‎از‎ ‎خانواده‎ ‎اي‎ ‎متشرع‎ ‎هستم. پدر و مادرم‎ ‎هم‎ ‎همين‎ ‎طور. فاميلم‎ ‎هم‎ ‎مومني‎ ‎است. اين‎ ‎هم‎ ‎وضعيت‎ ‎ماست‎ ‎در‎ ‎ايران. آيا‎ ‎اين‎ ‎طنز‎ ‎روزگار‎ ‎نيست؟‎ ‎چه‎ ‎کسي‎ ‎فکر‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎که‎ ‎چنين‎ ‎برخوردهايي‎ ‎براي‎ ‎جمهوري‎ ‎اسلامي‎ ‎خوب‎ ‎است؟‎ ‎ولله‎ ‎خوب‎ ‎نيست. مسوولان‎ ‎محترمي‎ ‎که‎ ‎ديد‎ ‎بازي‎ ‎نسبت‎ ‎به‎ ‎مساپل‎ ‎دارند‎ ‎بايد‎ ‎جلوي‎ ‎چنين‎ ‎کارهايي‎ ‎را‎ ‎بگيرند‎ ‎و ‏دخترم‎ ‎را‎ ‎سريع‎ ‎آزاد‎ ‎کنند. ‏‎ ‎دخترم‎ ‎عاشق‎ ‎کشورش‎ ‎است. عاشق‎ ‎اين‎ ‎بود‎ ‎نشان‎ ‎بدهد‎ ‎زنان‎ ‎ايراني‎ ‎در‎ ‎جامعه‎ ‎پيشرو‎ ‎هستند‎ ‎و‎ ‎مي‎ ‎خواست‎ ‎اين‎ ‎تصاوير‎ ‎را‎ ‎نشان‎ ‎بدهد‎ ‎در‎ ‎دانشگاهش‎ ‎که‎ ‎آن‎ ‎چه‎ ‎تبليغات‎ ‎عليه‎ ‎ايران‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎درست‎ ‎نيست. آيا‎ ‎اين‎ ‎طنز‎ ‎تلخي‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎حالا‎ ‎بايد‎ ‎چنين‎ ‎فردي‎ ‎در‎ ‎زندان‎ ‎باشد؟‎"‎

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه