اعدام نوجوان افغانی در اصفهان
غلامرضا که در زمان ارتکاب قتل ۱۷ ساله بوده، بدون در نظر گرفتن کنوانسیون حقوق کودک به قصاص نفس محكوم شده و صبح روز پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۸۷ در محوطه زندان مركزي اصفهان به دار آویخته شد. |
|
ایران امروز: به گزارش یک وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر در ایران، صبح هشتم آبانماه جوان ۱۹ ساله ای كه در سال ۱۳۸۵ فردی را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود به دار آویخته شد.
بنا به اظهارات محمد مصطفایی، جوانی افغانی به نام غلامرضا ح که مرتکب قتل ناموسی شده بود، در زندان مرکزی اصفهان حلق آویز شد.
به گزارش سایت دادگستری كل استان اصفهان* در تاریخ ۲۹/۸/۸۵ جسد مجهول الهویه ای در یكی از خیابانهای شهرستان نجف آباد اصفهان كشف می گردد، پس از عزیمت مأمورین در بررسی های اولیه مشخص می شود جسد متعلق به جوانی افغانی به نام شیرآغا حسینی بوده كه ظاهراً در پی یك نزاع خونین و بر اثر اصابت ضربات چاقو به قتل رسیده است با حضور بازپرس ویژه قتل دستور معاینه جسد و انتقال آن به پزشكی قانونی صادر و تحقیقات آغاز می گردد.
در بازجوئی از چند تن از دوستان مقتول مشخص می شود شخصی به نام غلامرضا . ح كه او هم افغانی و از دوستان مقتول بوده با او تماس گرفته و ظاهراً در قرار ملاقات بین آنها قتل به وقوع پیوسته است .
غلامرضا پس از احضار در بازجوئی اولیه لب به اعتراف گشوده و اظهار می دارد: مدتی بود كه دوستانم مدام به من كنایه می زدند كه شیرآغا (مقتول) برای ناموس و خواهرت حرفهایی می زند این مسئله شدیداً مرا آزار می داد و باعث آبروریزی ام شده بود از این رو بالاخره تصمیم گرفتم كه به این ماجرا پایان دهم و با خرید یك عدد چاقو از حیدرآباد اصفهان به سمت نجف آباد حركت كردم با شیرآغا تماس گرفتم و با او قرار گذاشتم وقتی در محل ملاقات با او رو در رو شدم با عصبانیت به او حمله كرده و با چاقو ضربه ای محكم به شكم او وارد آوردم و وقتی كه خم شد چند ضربه دیگر هم به پشت و كمر او وارد آورده و از صحنه فرار كردم.
بر همین اساس و نظر به تقاضای اولیای دم مقتول قضات شعبه ۱۷ كیفری استان این قاتل را گناهكار تشخیص داده و به موجب مواد مربوطه در قانون مجازات اسلامی و بدون در نظر گرفتن کنوانسیون حقوق کودک وی را به قصاص نفس محكوم نمودند و این حكم پس از تأئید ناعادانه شعبه 33 دیوانعالی كشور و استیذان رئیس قوه قضائیه صبح روز پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۸۷ در محوطه زندان مركزی اصفهان به اجرا در آمد.
*
http://dadgostary-es.ir/cms/index.php?option=com_content&task=view&id=1290&Itemid=1
----
پیکر عبدالرضا
رجبی تحویل خانواده وی گردید
بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج ، خانواده آقای رجبی و تعدادی دیگر
از همراهان این خانواده از ساعت 07:30 صبح امروز در مقابل زندان حاضر شدند و
خواستار تحویل گرفتن پیکر به قتل رسیده زندانی اسیر عبدارضا رجبی بودند.
آنها پس از ساعتها انتظار و فشار آوردن برای تحویل گیری پیکر فرزند خود،وپس
از مدتی طولانی و با مانع تراشیهای زیاد آنها را به سردخانه بی بی سکینه کرج
احاله دادند.
ساعاتی پیش پیکر بی جان فرزند خود را از سردخانه تحویل گرفتند وقرار است که او
را بسوس زادگاهش در استان کرمانشاه حرکت دهند و برای همیشه پس از تمحل سالها
شکنجه و زندان در آنجا در آرامش بسر برد.
مادر پیر و دردمند او وسایر اعضای خانواده با دیدن پیکر بی جان فرزندشان که
دردی جانگاه برای آنها است. آنها در این سالها رنج تهدید و شکنجه های روحی که
توسط بازجویان وزارت اطلاعات بر آنها روا داشته می شد مواجه بودند و یا در
جریان ملاقاتها شاهد آثار شکنجه بر پیکر فرزندشان و برخوردهای غیر انسانی
زندانباان بودند.
زنده یاد عبدالرضا رجبی در سال 1380 در حالی که بشدت زخمی شده بود دستگیر و به
زندان دیزل آباد کرمانشاه منتقل گردید او در این زندان شاهد وحشیانه ترین شکنجه
های جسمی و روحی بود و پس از ماها شکنجه به زندان اوین منتقل گردید و در بندهای
مختلف زندان اوین زندانی بود از جملۀ آنها بند 350 و 8 و بندهای دیگر او روز
یکشنبه بطور ناگهانی به قرنطینه زندان اوین منتقل گردید و همان روز به قرنطینه
زندان گوهردشت انتقال داده شد. هر زندانی سیاسی که به قرنطینه زندان گوهردشت
منتقل می شود توسط علی حاج کاظم رئیس زندان و علی محمدی معاون زندان مورد تهدید
و اذیت و آزار قرار می گیرد که به زندانی قدرت خود را الغا نمایند .آقای رجبی
هنگامی که در قرنطینه زندان گوهردشت بود با خانواده خود تماس کوتاهی داشت و لی
زندانبانان تماس او را قطع نمودند و مدتی بعد بطور مشکوکی به قتل رسید.
تا به حال تعداد زیادی از زندانیان سیاسی به طرز مشکوکی در زندانهای مختلف این
رژیم به قتل رسیدند از جمله آنها زنده یاد اکبر محمدی، ولی الله فیض مهدوی،
زهرا کاظمی ،ابراهیم ، لطف الهی و زهرا بنی یعقوب را می شود نام برد.
از طرفی دیگر وزارت اطلاعات به رسانه های داخلی تاکید نموده که از انتشار خبر
قتل مشکوک آقای رجبی خوداری کنند و چیزی که مایه شگفتی است رادیو و
تلویزیونهای فارسی زبان دولتهای مختلف غربی برخلاف اصل بی طرفی و آزادی بیان که
از اصول اولیه ژورنالیستی است در سکوت مطلق فرو رفته اند و طبق معمول برخورد
دو گانه با مسئله حقوق بشرو به نظر می آیید که حقوق بشر خودی و غیر خودی در این
رسانه ها ایجاد شده است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، به خانواده آقای رجبی و سایر خانوادهایی
که عزیزان آنها به طرز مشکوکی به قتل رسیده اند یکبار دیگر تسلیت گفته و از
خواسته خود مبنی بر تشکیل یک گروه حقیقت یاب بین المللی از طرف دبیر کل سازمان
ملل اقای بان کی مون برای رسیدگی به قتل آقای رجبی و سایر زندانیان سیاسی در
ایران است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
11 آبان 1387 برابر با 01 نوامبر 2008
خواست
تشکیل یک هئیت حقیقت یاب به سازمانهای زیر ار سال گردید
1-عفو بین
الملل
2- شورای
حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر
عالی حقوق بشر
4- دیدبان
حقوق بشر
5. سازمان
جهانی علیه شکنجه
http://hrdai.blogspot.com
http://pejvakzendanyan.blogfa.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
tel. : 0031620720193
----
اعتصاب غذای ۴ تن از فعالین آذربایجانی در زندان اوین
خبرنامه امیرکبیر: بنا به اخبار رسیده، ۴ فعال سیاسی و فرهنگی ترک که از ۲۰ شهریور امسال در بازداشت به سر می برند از روز شنبه ۴ آبان در اعتصاب غذا به سر می برند.
علیرضا صرافی مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه توقیف شده دیلماج و عضو شورای ملی صلح ،سعید محمدی (مغانلو) روزنامه نگار و سردبیر سابق هفته نامه یارپاق، حسن راشدی نویسنده و روزنامه نگار و مهدی نعیمی مدرس زبان ترکی، که در پی شرکت در ضیافت افطاری در تهران دستگیر شده بودند اعلام کرده اند که در اعتراض به ادامه نگهداری و برخوردهای غیرقانونی با ایشان در طول مدت بازداشت، دست به این اعتراض و اعتصاب غذا زده اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، گرچه اتهام این افراد “اجتماع و تبانی در جهت اخلال در امنیت کشور” عنوان شده است ولی گفته می شود در طول مدت بازداشت نامبردگان جهت اخذ اعترافات تحت فشار قرار گرفته و بازجویی ها پیرامون اتهام تفهیم شده به ایشان نمی باشد.
در حال حاضر نیز وضعیت جسمی حسن راشدی بدلیل زخم معده ایشان و سعید مغانلو که از بیماری آسم رنج می برد ناخوشایند گزارش شده است.
نامبردگان در حال حاضر نیز در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ و در شرایط سخت نگهداری میشوند و از کوچک ترین امکانات موجود نیز محروم می باشند که این مغایر اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی بوده و از مصادیق شکنجه های روحی محسوب می شود.
|