2/4/87
(روزنامه کارگزاران : 27/6/87، شماره 616)
کارگزاران: صبح روز پنجشنبه (25 مهر) عابران كوچه دانشگاه رودهن شاهد درگیری ماموران انتظامات و یك دختر دانشجو بودند. این اتفاق ساعت 11:45 هنگامی رخ داد كه یكی از كارمندان زن دانشگاه رودهن از یكی از دختران دانشگاه درخواست كرد تا كیفش را مورد بازرسی قرار بدهد.[...]
اضافه کنید به این دو خبر صدور بیش از 83 حکم کمیته انضباطی در دانشگاه آزاد واحد کرج و بیش از 46 حکم کمیته انضباطی در دانشگاه آزاد واحد شهرری که در سال گذشته روی داد و به سطح رسانه ها کشیده شد و بسیاری از موارد مشابه دیگر که هیچ گاه مجال بروز پیدا نمی کند.
یک)دلیل و یا بهتر بگوییم مستمسک بیشتر مواردی از این دست عدم رعایت شئونات دانشجویی و پوشش نا مناسب دانشجویان عنوان می شود.
جدای از تعریف فعل اخلاقی و عمل نیک و بد و جدای از آنکه چه نوع پوشش و رابطه ای مناسب دانشجویان و در شان ایشان هست.همه به این اعتقاد دارند که ارزش و ضد ارزش بودن فعلی پیش از هر چیز منوط به وجود عنصر اختیار و اراده در انجام و یا ترک آن فعل است. بدین جهت است که در قوانین برای فردی که مرتکب جرم و بزهی می شود شرط داشتن اراده واختیار باید احراز شود.و همچنین به همین سبب است که اگر فردی در شرایط اجبار و بدون داشتن اختیار فعلی انجام دهد این فعل واجد شرایط ارزش گذاری نیست.
حال بهانه عدم پوشش مناسب که همواره مستمسک برخودهای قهری انتظامات و حراست دانشگاه ها می شود و اغلب نیز دامن دانشجویان دختر را می گیرد را در نظر بگیرید.
کاری بر آن ندارم که پوشش مناسب چیست.و اصلا مناسب چیست؟و توسط چه کسانی باید تعیین شود؟ ویا اصلا باید تعریف شود یا خیر؟
مهم آن است که اگر به فرض پوشش چادر،یا مانتو و مقنعه پوشیده و یا هر چیز دیگری به عنوان پوشش مناسب برای دانشجویان دختر در نظر گرفته می شود؛این پوشش زمانی واجد ارزش گذاری خواهد بود که عنصر اختیار در آن نقش داشته باشد و یا بهتر بگویم خود دانشجویان دختر آن را به اختیار و به میل خود برگزینند نه به دلیل ترس از برخورد های قهری. لذا وجود پوششی بر طبق هر الگو و ضابطه ای که مد نظر باشد تا زمانیکه از سوی خود دانشجویان و از روی میل پذیرفته نشود بیانگر هیچ ارزش و ضد ارزشی نمی تواند باشد.چه بسا که به کارگیری زور برای اجرای آن الگو خود ضد ارزش و عملی نکوهیده باشد باشد.
حال به سبب نبود تشکل های دانشجویی تاثیر گذار در دانشگاه آزاد و اینکه همه چیز در آن تابع خواست و اراده یک نفر است و دست انتظامات وحراست دانشگاه در برخورد با دانشجویان کاملا باز است و نه تنها هیچ گونه نظارتی بر ایشان وجود ندارد بلکه بد تر از آن عوامل انتظامات و حراست هیچ احساس نظارتی نیز بر روی خود نمی کنند تا آنجا که نیروهای مرد انتظامات و حراست دانشگاه آزاد به راحتی به خود اجازه می دهند تا:اولا) در محیطی خارج دانشگاه که اصلا ربطی به ایشان پیدا نمی کند،ثانیا) بدون در نظر گرفتن قوانین و مقررات موجود و ثالثا) در نهایت بی شرمی و در اوج ناجوانمردی و نادیده انگاشتن ضوابط شرعی همان موضوعی که همواره برای توجیه چنین برخوردهای زشتی به کار برده می شود؛ دست بر روی دانشجوی دختر مظلوم و وحشت زده ای بلند کنند که به زعم یکی از عوامل زن انتظامات پوشش مناسبی نداشته است.
دو)اگر مدتی است که بحث تبعیض جنسیتی و بومی گزینی جنسیتی در آزمون سراسری دانشگاه ها مورد اعتراض قرار گرفته است باید به این امر اذعان کرد که متاسفانه این کار سالیان است که در دانشگاه آزاد اعمال می شود و باز هم گریبان دختران متقاضی ورود به دانشگاه آزاد را می گیرد.امری که به صراحت در دفترچه آزمون ورودی دانشگاه آزاد با ذکر عنوان جنسیت(زن/مرد)در مقابل هر رشته شهر انتخابی دیده می شود و اصلا دختران نمی توانند بسیاری از رشته ها را انتخاب کنند.از سوی دیگر متاسفانه به دلیل فرهنگ نادرست حاکم بر بعضی از خانواده ها و همچنین اوضاع نامناسب اقتصادی و شهریه های سنگین دانشگاه آزاد هنوز هستند خانواده های بی شماری که تمایل چندانی به تحصیل دخترانشان در دانشگاه های آزاد ندارند و مانع این کار می شوند.
سه)درست به دلیل اینکه پذیرش و تحصیل دانشجویان دختر در دانشگاه آزاد مشکل تر از دانشگاه های سراسری است جو غالب بر کلاس های درس در این دانشگاه بالاخص در رشته های مهندسی کاملا مردانه است و این باز خود عامل دیگری می شود که شرایط تحصیل برای دانشجویان دختر در دانشگاه آزاد بادشواری بیشتری مواجه شود؛که به عنوان مثال می توان به نسبت کم اساتید زن در این دانشگاه و مشارکت کمتر دانشجویان دختر در فعالیت های کلاسی و محدودیت ساعات تشکیل کلاس در هنگام عصر برای دانشجویان دختر اشاره کرد.
چهار)حال اگر دانشجو یا دانشجویانی در این بین پیدا شوند که به وضع موجود اعتراضی داشته باشند و خواهان وضع مطلوب تر باشند؛ با انواع سنگ اندازی ها و تهدید ها مواجه می شوند و چون متاسفانه اغلب این برخوردهای قهری و غیر قانونی دانشگاه آزاد به سطح رسانه ها راه نمی یابد و همچنین به دلیل فقدان سابقه اعتراض به وضعیت نامطلوب و دلایل دیگری که به آنها اشاره رفت؛سرکوب ها و برخورد ها سنگین تر ادامه می یابد.در این بین اگر قرار باشد دانشجوی پسری قربانی این نگاه بسته و سرکوبگر در دانشگاه آزاد شود بالاخره دستاویزی برای توجیه این امر پیدا می شود ولی اگر نوبت به قربانی شدن دانشجوی دختر مظلومی برسد علاوه بر آن دستاویز همواره استدلال کثیف و مشابهی عنوان می شود که وی مشکل اخلاقی داشته است بدون اینکه مشکل اخلاقی تعریف شود.می بینیم که به راحتی آبروی دانشجوی دختر به بازی گرفته می شود و خود این نیز دلیل دیگری بر ترجیح سکوت بر اعتراض توسط دختر دانشجویی می شود که قربانی این نگاه می شود و مجددا به باز تولید این چرخه سرکوب می انجامد.
باید چاره ای کرد و یک جا جلوی این چرخه معیوب را گرفت که در این بین کمک و همیاری دانشجویان دانشگاه های سراسری و فعالان حقوق زنان می تواند موثر باشد. امری که تا کنون مغفول مانده است.
حقیقت تلخ این است که بر دانشجویان دختر در دانشگاه آزاد همواره ظلم بیشتری روا داشته می شود. فراموش نکنیم که دانشجویان دختر دانشگاه آزاد، هم دچار ظلمی هستند که بر کلیت زنان در جامعه می رود و هم دچار ظلم چند باره ای که در دانشگاه آزاد بر ایشان می رود. ایشان دچار ظلمی چندین باره اند.