بازگشت به صفحه اول

 

 
 

احکام اعدام، حبس و تبعید برای هفده دانشجوی کرد

سایت تهیه‌:کانون مدافعان حقوق بشر در روزهای گذشته دربیانیه ای با اشاره به موارد نقض حقوق بشر درایران اعلام کرد  طنین زنگهای نقض حقوق بشرافزایش یاقته است. در این بیانیه آمده است  "رعایت حقوق اقلیت ها که عامل ایجاد امنیت و تقویت هویت اقوام ایرانی است در صدر تکالیف مدیران و مسئولان در سراسر کشور است . 

توجه و دقت به این موارد بویژه در مرزها و خطه کردستان و بلوچستان برای حفظ همبستگی ملی و تقویت آن عنایت بیشتری را می طلبد" . در همین رابطه سازمانها و گروهای حامی حقوق کردها در بیانیه هایی طی روزهای اخیر از صدور احکام زندان و تبعید برای دانشجویان کرد زندانی و یا در مواری  , بلاتکلیفی این دانشجویان خبر داده اند.

دو تن از این دانشجویان کرد  زندانی هدایت غزالی و صباح نصری هستند که دادگاه تجدید نظر آنها به تازگی بر گزارشد ه است.

هدایت غزالی به دنبال اعتصاب طولانی زندانیان سیاسی و مدنی کرد که او نیز از جمله آنها بود مدتی بیمار شده و نیاز به معالجه داشته است . به همین دلیل هم در گفتگویی که با مادح جمشیدی وکیل او و صباح نصری داشتم ، ابتدااز وضعیت جسمی موکلش هدایت غزالی پرسیدم.

آقای غزالی مدتی دست به اعتصاب غذا زد و در حدود دو هفته پیش، بعد از صحبت هایی که با مسئولان زندان داشت، قرار بر این شد که تا مشخص شدن نتیجه دادرسی در مرحله تجدیدنظر خواهی، اعتصاب خود را بشکند.

در مدت اعتصاب غذا به علت وضعیت وخیم جسمانی، چند بار به درمانگاه زندان منتقل می شود. البته لازم بود در بیمارستان مجهزی مورد مداوا قرار گیرد، ولی نه دادیار ناظر زندان و نه رییس زندان با انتقال او به بیمارستان مجهزتر موافقت نکردند.

او در حال حاضر وضعیت بهتری دارد، ولی هنوز به شرایط طبیعی نرسیده است.

آقای جمشیدی! مشکل موکل شما چیست؟

مشکل او به خاطر ضعف جسمی ناشی از اعتصاب غذا است. این اعتصاب حدود 20 تا 25 روز به طول انجامیده و روی وضعیت جسمانی او تاثیر گذاشته است.

وضعیت پرونده و حکم صادر شده برای او چیست؟

هر دو نفر یعنی آقای هدایت غزالی و آقای صباح نصری، ابتدا به اتهام تردد غیرقانونی در مرز دستگیر شده بودند، ولی در مرحله تحقیقات در دادسرا، تبلیغ علیه نظام به نفع گروه های مخالف نظام جمهوری اسلامی به اتهام آنها افزوده شد.

در دادگاه اولیه برای هر دو نفر، حداکثر مجازات قانونی تعیین شده بود.

در مورد تردد غیر قانونی در مرز، حداکثر مجازات یک سال زندان و حداقل مجازات 20 هزار تومان جریمه است. در مورد تبلیغ علیه نظام نیز حداقل مجازات سه ماه زندان و حداکثر مجازات یک سال زندان است. حکم این دو نفر برای هر کدام از اتهامات حداکثر صادر شده است یعن ییک سال زندان برای اتهام اول و یک سال زندان برای اتهام دوم.

تنها تخفیفی که دادگاه در مرحله تجدید نظرخواهی قائل شد، این بود که شش ماه از مجازات حبس دو ساله آنها معلق شد، یعنی بعد از 18 ماه آزاد می شوند.

آقای صباح نصری کجا است و وضعیت او چگونه است؟

هر دو نفر در بند 209 زندان اوین به سر می برند. هر دو نفر اعتصاب غذا کرده بودند، ولی وضعیت جسمی آقای صباح نصری بهتر از هدایت غزالی است.

حکم هر دو نفر مشابه است، یعنی هم در مرحله اول و هم در مرحله تجدید نظرخواهی، در یک رأی برای هر دو نفر حکم صادر شده است.

آقای جمشیدی! اشاره کردید که  همکاری با گروه های ضد نظام برای موکل شمامطرح شده است. مشخص است اتهام چگونه همکاری به او نسبت داده اند؟

اتهام تبلیغ به نفع یکی از گروه های اپوزیسیون نظام را مطرح کرده بودند، ولی موارد مطرح شده مصداق عینی نداشت.

 انتشار یک نشریه دانشجویی به زبان کردی و شرکت در تجمع روز زبان مادری را هواداری از یک گروه خاص دانسته بودند، ولی هیچ کدام از اینها مصداق عینی تبلیغ به نفع یک گروه را ندارد.

افزون بر هدایت غزالی و صباح نصری تعداد دیگری دانشجوی کرد در زندانها ی مختلف کشور در زندان بسر میبرند درگفتگویی که با احمد اندریاری روزنامه نگار داشتم او تعداد آنها را حدود هفده نفر ذکر کرده و می گوید برخورد حکومت  با این دانشجویان ناشی از نگاهی سیاسی مسئولان به حرکت های مدنی و هویت طلبانه آنها ست.

آقای اندریاری! چه تعداد دانشجوی کرد در زندان های جمهوری اسلامی، زندانی هستند؟

آخرین آمار منتشر شده در رسانه ها با احتساب آقای محمد صالح  ایومن که اخیراحکم او صادر شده است، در حال حاضر17 دانشجوی کرد در زندان های جمهوری اسلامی زندانی هستند که با احکام مختلف روبرو شده اند.

به عنوان مثال آقای حبیب لطیفی که حکم اعدام برای او صادر شده است و آقای امیر رضا اردلان که حکم او شش ماه زندان است.

در حال حاضر، شش نفر از دانشجویان دختر و پسر کرد، بیش از یک سال و نیم است که در زندان به سر می برند و وضعیت آنها مشخص نیست. البته احتمال دارد این آمار بیشتر هم باشد.

این دانشجویان زندانی، در کدام زندان ها نگهداری می شوند؟

این دانشجویان در زندان های مشخصی به سر نمی برند و بسته به محل زندگی و تحصیل آنها و این که در کجا ازتوسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی دستگیر شده اند، در زندان های مختلف نگهداری می شوند. دانشجویان زندانی در اکثر شهرها هستند از اصفهان، کرمانشاه، مهاباد و سنندج گرفته تا ارومیه و تهران.

آقای اندریاری! اشاره کردید که این دانشجویان با اتهام های مختلف در زندان به سر می برند. لطفا چند نمونه از این اتهام ها را توضیح دهید.

هم زمان با جنبش دانشجویی در ایران، جنبش دانشجویی کرد نیز شکل گرفت. این جنبش می خواست که قشر متفکر و روشنفکر را در عرصه های مختلف در ایران به وجود بیاورد.

اتهام اکثر این دانشجویان، اقدام علیه امنیت و منافع ملی ایران و شرکت در تجمعاتی مانند «روز جهانی زبان مادری» و «روز دانشجو» است.

همین چند روز اخیر، هفت نفر از دانشجویان ترک  دانشگاه تبریز، بعد از دو تا سه ماه بازداشت با قرار وثیقه آزاد شدند و همچنین دو تن از دانشجویان دانشگاه اصفهان را بعد از بیست و چند روز آزاد کردند.

باید گفت حوزه فعالیت دانشجویان کرد، تفاوتی با سایر دانشجویان نداشته و در حقیقت تمام دانشجویان در یک جنبش و به صورت همسو فعالیت می کنند، ولی نسبت به دانشجویان کرد، نگاه تبعیض گرایانه حاکم است.

متاسفانه نگرش کلی در ایران نسبت به کردها، نگرشی سیاسی است و احکام این دانشجویان بر اساس یک خط مشخص سیاسی، یعنی شهروند درجه دو و درجه سه بودن، از طرف دادگاه های انقلاب صادر گشته است.

آقای اندریاری! بخش وسیعی از دستگیر شدگان، دانشجویان کرد هستند و شما اشاره کردید که بازداشت دانشجویان کرد دلایل سیاسی دارد. این مسئله مطرح می شود که تعداد زیادی از فعالان کرد اعم ازفعالان دانشجویی، اجتماعی یا سیاسی با احزابی مانند «کومه له»، «پژاک» ویا «حزب دموکرات کردستان» رابطه دارند که این احزاب در جمهوری اسلامی غیر قانونی محسوب می شوند. فکر نمی کنید که همکاری با این احزاب به فعالیت های سیاسی دیگر در کردستان ضربه می زند و به بهانه همکاری با این گونه احزاب همه را به زندان می اندازند؟ یعنی فعالیت احزابی که گفته می شود، مبارزه مسلحانه می کنند، به فعالیت های سیاسی دیگر گروه ها مانند فعالین مدنی، حقوق بشری و دانشجویی ضربه می زند.

بله خانم فامیلی، حرف شما درست است. اما باید به رسانه های جمهوری اسلامی استناد کنم، به عنوان مثال هفته گذشته روزنامه کیهان در خبری اعلام کرد که خانم «نگین. ش» به جرم همکاری با گروه تروریستی پژاک دستگیر شده است و در همان خبر آورده که خانم نگین شیخ الاسلامی قبلا در سال 1379 و 1380 نیز به جرم همکاری با پژاک دستگیر شده بود و هم زمان اسم خانم روناک صفارزاده و هانا عبدی را هم ذکر کرده است.

ولی واقعیت این است که «پژاک»، چهار سال بعد از تاریخ ذکر شده در روزنامه کیهان تاسیس شده است. بنابراین می بینیم که این اتهامات کاملا سیاسی است و در نتیجه نگرش سیاسی مسئولان رژیم ایران نسبت به فعالان کرد صورت می گیرد.

به عنوان مثال دانشجویان ترکی که در دانشگاه تبریز دستگیر شده اند، پس از دو ماه با قرار وثیقه 20 میلیون تومانی و بدون فشار و شکنجه آزاد می شوند، اما قرار وثیقه اولیه آقای محمد صالح  ایومن دانشجوی کرد دانشگاه تهران، 150 میلیون تومان است که بعد از روزها شکنجه و فشار در بازداشتگاه اطلاعات، این مبلغ به 80 میلیون تبدیل گشته و درنهایت به چهار سال زندان محکوم شد. این درحالی که اتهام تمام این دانشجویان مشابه است.

تا قبل از این ما تعریف جرم سیاسی نداشتیم، ولی امسال یک سری تبصره و ماده قانونی به مجلس آوردند و جرم سیاسی را تعریف کردند. یعنی تا قبل از این، قتل عام سیاه داشتیم.     

به عنوان مثال، آقای ابراهیم لطف اللهی روز 16 دی ماه 1386 دستگیر شد و پس از 11 روز، جسد او را به خانواده اش تحویل دادند.  یک جوان 21 ساله که فرضا هم با حزب کومه له یا پژاک ارتباط داشته است، آیا در مدت 11 روز فرصت بود که به او تفهیم اتهام شود، در حالی که او را از سر جلسه امتحان دانشگاه دستگیر کرده بودند.

شما در صحبت های خود اشاره کردید که این اتهامات، سیاسی است. به نظر شما، دولت چه هدفی را از این مسئله دنبال می کند؟

با توجه به عدم امکانات زیر بنایی در مناطق کردنشین، در عرض 15 سال افزایش آمار قبولی در کنکور در منطقه کردستان باور نکردنی بود و جنبش دانشجویی کرد هم زمان با سایر مناطق، به شیوه دموکراتیک و مدنی و در چهارچوب قانون جمهوری اسلامی شکل گرفت و فعالیت خود را آغاز کرد.

به عنوان مثال چند نفر از دانشجویان کرد، بر این اساس که در قانون اساسی ایران زبان مادری هر قومی به رسمیت شناخته شده است، یک مجله کرد زبان را به نام "روژامه" راه اندازی کردند.

 مشخص است که این گونه فعالیت های دانشجویی، ارتباطی به حزب «کومه له» و «پژاک» ندارد. این چنین تفکری از بالا سرچشمه می گیرد که سیاسی به این مسئله نگاه می کنند.

بعد از قتل ابراهیم لطف اللهی، حکم باورنکردنی اعدام حبیب لطیفی صادر شد که جوانی 27 ساله است و به همین صورت احکام سنگینی برای فعالان کرد صادر می شود که من به آن «اعدام سفید» می گویم.

صدور احکام سنگین 16 یا 20سال زندان، برای یک دانشجوی کرد که با تمام سختی ها و کمبود امکانات مواجه بوده و با حمایت خانواده به این مرحله رسیده است، آن هم به خاطر یک فعالین دانشجوی یا مدنی، کاملا سیاسی و ناعادلانه است. این 17 دانشجوی کرد زندانی، دلیلی بر این ادعاست.

دانشجویان کرد طی 10 یا 15 سال اخیر ابتدا به یک شناخت هویتی رسیده اند و می دانند مانند تمام دانشجویان در سراسر ایران، از حقوق مساوی برخوردارند. پس از آن به مرحله معرفی هویتی خود پا گذاشتند.

مرحله سوم، حق طلبی هویتی دانشجویان کرد است که مدعی هستند مانند تمام انسان ها و شهروندان دیگر از حقوق مساوی برخوردارند، اعم از زن یا مرد و دختر و پسر.

مسئله «پژاک» و «کومه له» مطرح نیست، بلکه مسئله حقوق برابر و اولیه انسانی و شهروندی مطرح است.

ترس نظام حاکم نیز همین مرحله معرفی هویتی و حق طلبی هویتی است. این که یک شهروند کرد از سنندج، کرمانشاه، مهاباد و غیره بتواند با شهروندان دیگر غیر کرد هم فکر و همسو شود و حق خواهی کند.

نظام حاکم طی دو سه دهه اخیر علیه کردها جریانی به راه انداخت و متاسفانه بسیاری از رسانه ها نیز خواسته یا ناخواسته در راستای این اهداف و سیاست ها قرار گرفتند.

به عنوان مثال، روزنامه کیهان در مورد هانا عبدی و روناک صفارزاده مطرح می کند که اینها در بمب گذاری دست داشته اند، ولی سؤال من این است که آیا یک بمب گذار بعد از یک سال آزاد می شود؟ در حالی که می بینیم حکم هانا عبدی به یک سال و نیم کاهش یافت.

این اتهامات، سیاه کاری و دروغی بیش نیست و نظام می خواهد تحت هر شرایطی این جریان را دامن بزند و اسب خود را در این شرایط به هم ریخته بدواند و روی مشکلات اقتصادی و مسائل سیاست خارجی و معضلات اجتماعی سرپوش بگذارد.

اخیرا نماینده پاکدشت از نمایندگان مجلس خواسته است که در یک جلسه غیر علنی، مسائل امنیتی و آسایشی مردم را بررسی کنند. این مشکلات در ایران بیداد می کند، در خوزستان 14 زن به قتل رسیده اند و در تهران 30 زن مفقود شده اند.

به نظر من رژیم جمهوری اسلامی شکست خود را پذیرفته است و سعی می کند در روش های خود تغییر دهد، بدون آن که در ماهیت فکری و سیاسی خود تغییری داده باشد.

اطلاع دارید که چه تعداد از این زندانیان، به وکیل دسترسی داشته اند؟

بعضی از این دانشجوها وکیل دارند و بعضی ها وکیل تسخیری دارند و برخی دیگر مانند آقای خدر رسول مروت  نیز هیچ وکیلی ندارند.

 شما می دانید که خانواده های مناطق غربی کشور از نظر اقتصادی وضعیت خوبی ندارند و مشکلات مالی روی تعیین وکیل تاثیر می گذارد.

من چند روز پیش با خانواده هدایت غزالی صحبت می کردم، وقتی پرسیدم آخرین بار چه زمانی به ملاقات فرزندتان رفته اید، گفتند دو ماه و نیم پیش و به خاطر مشکلات مالی  نمی توانند بروند.

همچنین بعضی از این دانشجویان مانند پیام حسینی و ژیان ظفری که در مسیر سفر به کرمانشاه ناپدید شده اند، هنوز هم وضعیت آنها مشخص نیست چه برسد به این که وکیل داشته باشند.

در پرونده ای که مرحله بازجویی و تحقیق آن در وزارت اطلاعات تمام نشده باشد، مسئله وکیل تعریف نمی شود و بعد از پایان این مرحله، اگر توانایی گرفتن وکیل را داشته باشند می توانند اقدام کنند.    

اسامی هفده دانشجوی کردی که در زنان هستند با احکام مختلف:

 حبیب الله لطیفی،حکم اعدام

 آیاسر گولی،وضعیت نامشخص

 ستار پرويزي ، 16 سال حبس وتبعید

خهبات یوسفی، 13 سال حبس وتبعید

  حسین رحمانی،6سال حبس

 صباح نصری،حکم اولیه 2سال دادگاه تجدید نظر یک سال ونیم

 هدایت غزالی، حکم اولیه 2سال دادگاه تجدید نظر یک سال ونیم

 خدر رسول مروت،وضعیت نامشخص

 جمال رحمانی،6سال حبس و تبعید

 امیر رضا اردلان،حکم اولیه یکسال دادگاه تجدیج نظر شش ماه

 راشد عبدالهی،3سال حبس وتبعید

 هانا عبدی،حکم اولیه 5سال دادگاه تجدید نظر یک سال ونیم

 روناک صفازاده،وضعیت نامشخص

ژیان ظفری،وضعیت نامشخص

پیام حسینی، وضعیت نامشخص

سیوان فرخنژاد، وضعیت نامشخص

محمد صالی ایومن،4سال حبس تعزیری

----

وضعيت وخيم پنج تن از اهل حق در زندان اروميه در پي اعتصاب غذا

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران: سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي، عباداله قاسم زاده ، مهدي قاسم زاده و يونس آقايان پنج تن از زندانيان اهل حق که در زندان اروميه در اعتراض به قوانين تبعيض آميز در خصوص اهل حق در اعتصاب غذا هستند پس از 52 روز اعتصاب غذا در وضعيت وخيمي به سر مي برند.
به گفته يکي از زندانيان حرکت ملي آذربايجان در زندان اروميه سهندعلي محمدي که با 51 سال سن اهل روستاي اوچ تپه مياندوآب است از درد کليه هايش در رنج است و از نظر جسمي بسيار ناتوان شده است به طوري که بدون کمک ساير زندانيان قادر به بالا رفتن از تختش نيست.
بخشعلي محمدي 49 ساله وبرادر سهند علي محمدي است ، وي نيز سرگيجه شديدي دارد و در تاريخ 14/8/87 دچار بي هوشي گرديده بود.
عباداله قاسم زاده 35 ساله واهل روستاي اوچ تپه مياندوآب از خونريزي معده رنج مي برد به طوري که در چندين مقطع همراه با تهوع خون بالا مي آورد .همچنين استخوان کتف وي که پيش از اين در جريان تصادف رانندگي آسيب ديده بود وبا عمل پلاتين جوش خورده بود ورم کرده و وي قادر به حرکت دست سمت راستش نيست.
هر سه متهمين بالا به 13 سال حبس محکوم شده اند و دستگاه قضائي - امنيتي حدود 50 پرونده با شاکي خصوصي براي اين متهمين تدارک ديده است.
مهدي قاسم زاده 27 ساله برادر عباداله که در درگيري با نيروي انتظامي جمهوري اسلامي در سال 83 با گلوله نيروي انتظامي مجروح شده بود چهار ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در اروميه بدون امکانات پزشکي سپري کرده  و در عرض مدت4 سال بعدي  بارها تحت عمل جراحي قرار گرفته و هنوز زخمش التيام نيافته ومحل زخم عفوني شده است.در جريان اعتصاب غذاي23 روزه فروردين 87 وي زير فشار اعتصاب غذا تحت عمل جراحي قرار گرفت وکيسه صفرايش را از دست داد.به گفته شاهدين در زندان اروميه وي قادر به راه رفتن نيست و پاي راست وي از شدت عفونت وخونريزي از کار افتاده است .نامبرده پس از 52 روز اعتصاب غذا قادر به صحبت کردن نيست.
يونس آقايان 25 ساله ساکن مياندوآب پس از 52 روز اعتصاب دچار ضعف شديدي گشته است و وضعيت وي نيز به وخامت ميگرايد.
لازم به ذکر است که مهدي قاسم زاده ويونس آقايان به اعدام محکوم شده اند وبه علت برودت هواي بند سياسي زندان اروميه و ضعف جسماني اين افراد ،آنها دچار تب ولرز شديدي گشته اند و جان اين افراد در معرض خطر است.
گفتني است که اين زندانيان به بند هاي 12 و13 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به مذاهب واديان رابه شمار محدودي خلاصه نموده است اعتراض دارند و خواهان به رسميت شناختن اهل حق به عنوان مذهب  در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران واستيفاي حقوق انساني مندرج در اعلاميه جهاني حقوق بشرهستند.

----

 شدت یافتن اقدامات سرکوبگرانه  و تهدیدات علیه زندانیان سیاسی بند 350 اوین

بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین، در روزهای اخیر تهدیدات و فشارها علیه زندانیان سیاسی این بند بدلیل برگزاری مراسم گرامیداشت جانباخته راه آزادی عبدالرضا رجبی شدت یافته است.

در پی برگزاری مراسم گرامیداشت عبدالرضا رجبی جانباخته راه آزادی در بند 350 توسط زندانیان سیاسی این بند تهدیدات و فشارها علیه آنها  شدت یافته است. از جمله تهدیداتی که علیه زندانیان سیاسی صورت گرفته تهدید به انتقال آنها به بند 209 .که روز سه شنبه 14 آبان ماه آقای محمد حسن فلاحیه زاده را در راستای این تهدیدات به بند 209 منتقل نمودند. همچنین در روزهای اخیر  زندانیان سیاسی را صبح زود وادار می کنند که از سلولهای خود خارج شودند و ساعتها در محیط باز و سرمای نگه می دارند.

زندانیان سیاسی نسبت به این اعمال سرکوبگرانه دست به اعتراض نموده اند ولی با این جواب رئیس بند مواجه هستند که اگر ناراحت هستید شما را به زندان گوهردشت تبعید می کنیم.

فشارها و تهدیدات روزهای اخیر توسط فردی بنام بزرگ نیا رئیس این بند بر زندانیان سیاسی اعمال می شود. بزرک نیا پس از برگزاری مراسم گرامیداشت زنده یاد عبدالرضا رجبی  زندانیان سیاسی را مورد تهدید قرار داد و این فرد است که اقدامات سرکوبگرانه را در این بند به دستور بازجویان وزارت اطلاعات به اجرا گذاشته است.   این فرد یکی از سرکوبگران زندان اوین می باشد و در تبعید زندانیان سیاسی مانند سعید شاه قله به زندان بوشهر،هاشم شاهی نیا به زندان بندر عباس ،منصور اسالو به زندان گوهردشت،سعید ماسوری به زندان گوهردشت نقش داشت. زمانی که در بند 8 زندان اوین بود در ضرب و شتم و اهانت زندانیان نقش اصلی را داشت .او هچنین از جمله کسانی است که در ورود مواد مخدر به بند 8 و فروش آن به زندانیان نقش دارد و در حال حاضر از وارد کنندگان اصلی مواد مخدر به بند 350 می باشد که به زندانیان عادی این بند فروخته می شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،شدت یافتن اقدامات سرکوبگرانه علیه زندانیان سیاسی بند 350 که به خاطر گرامیداشت همبندشان که اخیرا در زندان گوهردشت به قتل رسید را محکوم می کند و ازسازمانهای حقوق بشری برای پیشگیری از هر جنایت دیگری علیه زندانیان سیاسی اسیر خواستار اقدامات مقتضی برای نجات جان زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

15 آبان 1387 برابر با 5  نوامبر 2008

گزارش وضعیت زندانیان سیاسی  بند 350 اوین به سازمانهای زیر ار سال گردید

1-عفو بین الملل

2- شورای حقوق بشر سازمان ملل

3- کمیسر عالی حقوق بشر

4- دیدبان حقوق بشر

5. سازمان جهانی علیه شکنجه

http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. : 0031620720193

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه