بازگشت به صفحه اول

 

 
 

ناآرامی‌های دانشگاه زاهدان در کجا ریشه دارد؟

از آغاز هفته‌ی جاری با حمله‌ی افراد ناشناس به چند تن از دانشجویان دانشگاه زاهدان، ناآرامی‌ها در این دانشگاه بالا گرفته است. به گفته‌ی یکی از دانشجویان، روز چهارشنبه حدود ۳ هزار دانشجو در این دانشگاه متحصن بود‌ه‌اند.

صدای آلمان: روز شنبه، هجدهم آبان‌ماه، چند فرد ناشناس وارد محوطه‌ی دانشگاه زاهدان شده و با عده‌ای از دانشجویان درگیر شده‌اند. در جریان این درگیری تعدادی دانشجو مجروح و مصدوم شد‌ه‌اند.

در اعتراض به این واقعه، تعدادی از دانشجویان در روز یکشنبه در محوطه‌ی دانشگاه دست به تحصن زده‌اند. رییس دانشگاه نیز در جمع متحصنین حاضر شده و این رویداد را به «عوامل شرور خارج از دانشگاه» نسبت داده است. وی سپس به دانشجویان قول رسیدگی به این موضوع را داده و تحصن نیز به پایان رسیده است.

اما همان شب، برای بار دوم افراد ناشناس به یک دانشجوی کارشناسی ارشد در ورزشگاه دانشگاه حمله کرده و وی را با شش ضربه چاقو مجروح کرده‌اند. این دانشجو در حال حاضر در بیمارستان بستری است.

بعد از حمله‌ی دوم، تعداد زیادی از دانشجویان دست به تحصن زده و خواهان برخورد ریاست دانشگاه با این موضوع و نیز توبیخ ماموران حراست شده‌اند، زیرا قانونا ماموران حراست باید مانع ورود افراد ناشناس به محوطه دانشگاه شوند.

مرتضی سمیاری، یکی از دانشجویان دانشگاه زاهدان، می‌گوید، چندی است که ماموران حراست این دانشگاه حتی از ورود دانشجویان شبانه به محوطه‌ی خوابگاه جلوگیری می‌کنند. بنابراین برای آنها بسیار راحت بوده که جلوی ورود این افراد را بگیرند. سمیاری همچنین اضافه می‌کند: «الان مسئولین دانشگاه‌ها نسبت به حضور دانشجوها خیلی حساس هستند. گیت‌هایی را در داخل داانشگاه‌ها نصب می‌کنند، حراست دانشگاه را تقویت می‌کنند. این سوال برای ما مطرح است که آیا در استان سیستان و بلوچستان، در شهر زاهدان، که مسائل امنیتی در داخل آن خیلی حساس است، چطور است که یک نفر از خارج دانشگاه به راحتی می‌تواند وارد دانشگاه شود و جو دانشگاه را به هم بزند».

هویت افراد مهاجم مشخص نیست

هیچیک از دانشجویان از هویت افراد حمله‌کننده اطلاعی ندارد، ولی اکثریت دانشجویان معتقدند که این افراد دانشجو نبوده و از خارج از دانشگاه به داخل راه پیدا کرده‌اند. سمیاری با اشاره به حساسیت مسئولان نسبت به سیاسی نکردن این موضوع و جلوگیری از وارد شدن نیروهایی مثل «تحکیم وحدت» به این جریان می‌گوید: «من حدسم این است که اینها دانشجو نبوده‌اند، ولی اینکه هویت این افراد چیست، در حال حاضر نمی‌توانم نسبت به این قضیه پاسخگو باشم. به نظر من باید نیروهایی که تمام عزم خودشان را نسبت به این موضوع جزم کرده‌اند که اجازه ندهند تشکل‌های دانشجویی در این قضیه دخالت کنند و هر حرفی که زده می‌شود آن را سیاسی تعبیر می‌کنند، آنها باید در حال حاضر پاسخگو باشند، نه من دانشجو».

با توجه به وضعیت ناآرام استان سیستان و بلوچستان در دو سال اخیر و بروز گاه و بیگاه ناآرامی‌هایی در این استان، برخی از منابع دولتی، موضوع دانشگاه زاهدان را به «افراد شرور» این ناحیه نسبت داده‌اند. اما مرتضی سمیاری این اعتقاد را ندارد و می‌گوید، اینها کسانی هستند که می‌خواهند جو دانشگاه را ناآرام کنند تا از این ناآرامی به نفع خود بهره‌برداری کنند.

#b#وی همچنین در مورد وضعیت استان سیستان و بلوچستان می‌گوید: «به عنوان کسی که چهار سال در این استان درس خوانده‌ام، هم زمانی که سپاه در اینجا فعالیتهایش را خیلی گسترده کرد و هم قبل از آن در این استان بوده‌ام، به جرات می‌توانم بگویم که قبل از اینکه این تحرکات نظامی در استان بالا برود، جو استان آرامش بسیار بیشتری داشت».

اردیبهشت‌ماه امسال نیز گروهی مسلح به چاقو و چوب به ناهارخوری دانشگاه بیرجند حمله کرده و تعدادی از دانشجویان را که همگی عضو انجمن اسلامی بودند، مورد ضرب و شتم قرار دادند.

سال گذشته در لرستان نیز حدود ده نفر ناشناس با چوب و چماق وارد محوطه دانشگاه شده و به دانشجویان حمله کردند.

در سال ۱۳۸۴ نیز حدود بیست فرد ناشناس به خوابگاه پسران دانشگاه نیشابور حمله کرده و دانشجویان را با سلاح سرد مورد حمله قرار دادند.

میترا شجاعی

----

ميلاد اسدي: انتقادکرديم، از تحصيل محروم شديم

پنجشنبه 23 آبان 1387

‏محمدرضا فروغي

روز: ميلاد اسدي، يکي از پنج دانشجوي دانشگاه صنعتي خواجه نصير است که در جلسه سخنراني حسن رحيم‌پور ‏ازغدي، عضو شوراي انقلاب فرهنگي ايران، با بالا بردن پلاکاردهايي پرسشهايي را در زمينه اخراج استادان ‏دگرانديش و نيز اعدامهاي جمعي زندانيان سياسي در سال ۶۷ مطرح کردند.او به همراه مهدي عباس زاده، بهنام ‏صفري هر يک به دوترم، علي پرويز و عباس صمد بابايي، هر کدام به يک ترم محروميت از تحصيل بدون ‏احتساب سنوات محکوم شدند. با ميلاد اسدي، عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در اين زمينه گفتگو کرده ‏ايم.‏

‎‎آقاي اسدي، شرحي از اتفاقات روز حضور آقاي رحيم پورازغدي براي ما بگوييد. او به دعوت کدام ‏تشکل و با چه موضوعي سخنراني داشت؟ آيا شما برنامه‌اي براي اعتراض به سخنراني ايشان داشتيد؟‎‎

آقاي رحيم پورازغدي با دعوت بسيج دانشگاه پيرامون موضوع "اصول گرايي، کدام اصول؟" در تاريخ ‏‏27/7/87 در دانشگاه خواجه‌نصير به ايراد سخنراني پرداخت. از آنجا که ايشان عضو شوراي عالي انقلاب ‏فرهنگي است، جمعي از فعالين دانشجويي دانشگاه با حضور در اين جلسه در اعتراض به سياست‌گذاري‌هاي غلط ‏اين شورا در حذف و گزينش اساتيد و دانشجويان منتقد و دگرانديش پرسش‌ها و انتقادات خود را به صورت ‏پلاکاردنوشته‌هايي مطرح کردند. اين نکته نيز قابل ذکر است که در ماه‌هاي اخير به دليل وضعيت نامطلوب حاکم ‏بر فضاي دانشگاه‌هاي کشور انتقادات و اعتراضات متعددي از سوي جامعه دانشگاهي، روزنامه‌نگاران و حتي ‏نمايندگان مجلس انجام شده‌است که از آن جمله مي‌توان به اعتراض دانشجويان دانشگاه شيراز و نامه 109 تن از ‏اساتيد دانشگاه‌هاي کشور اشاره کرد. اعتراض اخير در دانشگاه خواجه نصير هم در جهت ابراز همين دغدغه‌ها ‏بود.‏

‎‎در برخي رسانه‌هاي نزديک به دولت، اتهاماتي نظير ارتباط با منافقين يا ارتباط با گروه‌هاي خارج از ‏کشور عليه شما مطرح شد، کمي در اين مورد توضيح ‌دهيد. علت طرح اين اتهام‌ها را در چه ‏مي‌دانيد؟‎‎

از آغاز سال تحصيلي جديد و بدون آنکه در روند فعاليت‌هاي دانشجويي تغييري رخ داده‌باشد، حمله ‏برنامه‌ريزي‌شده رسانه‌هاي نزديک به دولت و وابسته به نهادهاي امنيتي به فعالين دانشجويي افزايش چشم‌گيري ‏داشته‌است. متأسفانه آقاي رحيم پورازغدي نيز در همين راستا سعي کرد با فرافکني و ناديده گرفتن سؤالات اصلي ‏دانشجويان به تکرار اتهامات واهي اين گونه رسانه‌ها بپردازد. وي حرکت اعتراض‌آميز دانشجويان را به گروه ‏هاي غيرقانوني خارج از کشور منتسب نمود و دانشجويان را اغتشاش‌گر ناميد؛ در حالي که تمامي معترضين از ‏فعالين دانشجويي باسابقه ي دانشگاه خواجه‌نصير بودند و سوابق فعاليت‌شان در دانشگاه مشخص است. ارتباط اين ‏دانشجويان به خارج از کشور را هيچ عقل سليمي نمي‌پذيرد و اين نوع خوانش امنيتي از سؤالات مشخص ‏دانشجويان باعث تأسف و تعجب دانشجويان حاضر در جلسه شد. بعد از اين جلسه نيز رسانه‌هاي حکومتي با ‏برجسته کردن اين قسمت از سخنان آقاي ازغدي، بدون آنکه سند و دليل مشخصي ارائه کنند به تکرار اين اتهامات ‏واهي پرداخته و با اين گونه برچسب‌زني به فعالين دانشجويي باعث ايجاد نوعي فضاي امنيتي در دانشگاه شده‌اند.‏

‎‎پس از اين برنامه، تعدادي از دانشجويان به کميته‌ انضباطي احضار شدند. اين دانشجويان به چه دليل و ‏بر اساس چه مستنداتي به کميته انضباطي احضار شدند و چه احکامي صادر شد؟‏‎ ‎

پس از اين برنامه من به همراه 4 تن از دانشجوياني که در اين جلسه پلاکارد در دست داشتند به کميته‌ انضباطي ‏احضار شديم. علت اين احضار اعتراض به سخنراني آقاي ازغدي بود و ما تنها به علت اقدامي که در جلسه‌ي ‏سخنراني ايشان انجام داده بوديم، احکام سنگين تعليق از تحصيل را دريافت کرديم. جمعاً براي 5 نفر 8 ترم ‏محروميت از تحصيل صادر شده که در نوع خود بي‌نظير است. حتي در جلسه سخنراني آقاي احمدي‌نژاد در ‏دانشگاه اميرکبير و همين طور اخيراً در جلسه‌ي سخنراني آقاي لاريجاني در دانشگاه شيراز که حرکات ‏راديکال‌تري صورت گرفت، نيز اين چنين احکام سنگيني صادر نگرديد. اين در حالي است که آقاي ازغدي ‏اعتراض دانشجويان را نشان از وجود آزادي در کشور دانست و گفت که ما در زمان شاه حق چنين اعتراضاتي را ‏نداشتيم و اين از افتخارات جمهوري اسلامي است. حال اين سؤال مطرح مي‌شود که چگونه در نظامي که همه در ‏آن دم از آزادي و عدالت مي‌زنند چنين احکام ظالمانه‌اي، آن هم با استنداد به اتهاماتي واهي صادر مي‌شود. آزادي ‏که آقاي ازغدي از آن دم مي‌زدند با تهديد و تعليق دانشجويان چه نسبتي دارد؟ آيا ايشان که همواره سعي کرده‌است ‏با تمجيد و تعريف از الگوي حکومت اسلامي تاريخ مصرف تمامي مکاتب فکري موجود را تمام شده بداند، ‏نمي‌داند که در کشورهاي متمدن و پيشرفته جواب منتقدين را با تهديد و توهين نمي‌دهند؟ ‏

‎‎اتهام شما در اين پرونده چه بود و اين اتهام مصداق کدام بندهاي آيين‌نامه انضباطي است؟ اساساً مبناي ‏تصميم‌گيري در کميته‌هاي انضباطي چيست؟‎ ‎

در جلسه کميته‌ انضباطي اتهام مشخصي به دانشجويان تفهيم نگرديد و تنها جهت پاره‌اي از توضيحات به اين جلسه ‏دعوت شديم. اما در احکام صادره به بندي از آيين‌نامه تخلفات انضباطي استناد شده‌بود که اين اقدام دانشجويان را ‏مصداق فعاليت براي گروه‌هاي منحله تشخيص داده‌بودند؛ که خود اين اتهام اساساً غيرواقعي بوده و کميته ‏انضباطي دانشگاه بدون ارايه مستندات خود اين حکم را صادر کرده‌است. ‏

‎‎شما پيش از اين نيز به دادگاه انقلاب احضار شده‌بوديد، علت احضار شما چه بود و سرانجام آن پرونده ‏به کجا رسيد؟ آيا ميان احکام صادره از سوي کميته انضباطي و پرونده قبلي‌تان در دادگاه ارتباطي وجود ‏داشت؟‎‎

من در سال گذشته نيز به علت چاپ مطلبي در نشريه دانشجويي "درنگ" که مدير مسئول آن بودم به دادگاه انقلاب ‏احضار شدم و خوشبختانه با ديد بي‌طرفانه‌اي که قاضي دادگاه نسبت به پرونده داشت، حکم برائت صادر گرديد. ‏در مورد سؤال دوم‌تان، ارتباط خاصي بين حکم اخيرم با پرونده‌اي که در دادگاه انقلاب داشتم نمي‌بينم. هر چند که ‏سابقه فعاليت دانشجويان در نوع و شدت مجازات صادر شده از سوي کميته انضباطي دخيل بوده‌است.‏

‎‎با توجه به اينکه فعاليت‌هاي شما درون دانشگاه صورت گرفته‌است، آيا مراجع قضايي صلاحيت ‏رسيدگي به اتهامات شما را دارند؟‏‎ ‎

متأسفانه در نوع برخورد با فعالين دانشجويي، ما با خلأ قانوني مواجهيم و قانون دست مسئولين را در برخورد با ‏فعالين دانشجويي هم در نهادهاي انضباطي داخل دانشگاه و هم در مراجع قضايي خارج از دانشگاه باز ‏گذاشته‌است. به عنوان مثال من در پرونده نشريه دانشجويي خودم، هم از طرف دانشگاه مورد توبيخ قرار گرفتم و ‏نشريه‌ام توقيف شد و هم از سوي دادگاه انقلاب احضار شدم. در موارد مختلف نيز فعالين دانشجويي به علت داشتن ‏يک اتهام مشخص در مراجع دانشگاهي و قضايي مجازات شده‌اند؛ هر چند که نوع فعاليت‌هايي که از سوي فعالين ‏دانشجويي انجام مي‌گيرد مصداق جرم نبوده و بايد هر دانشجويي آزادانه به بيان عقايد خود بپردازد، اما از آن‌جا که ‏فعاليت‌هاي صورت گرفته از سوي دانشجويان در فضاي دانشگاه و متناسب با جو دانشگاه است، بايد با تغيير ‏قوانين موجود، قانون‌گذار سعي کند مسائل و مشکلات دانشگاه را به عهده جامعه دانشگاهي بگذارد و با اعطاي ‏استقلال به دانشگاه از خارج کردن پرونده هاي دانشجويان سياسي به خارج از دانشگاه جلوگيري کند.‏
‏‎‎در طول چند سال گذشته چند بار شاهد برخورد نيروهاي امنيتي با دانشجويان خواجه‌نصير بوده‌ايم، ‏ولي به نظر مي‌رسد از آغاز سال 87 اين برخوردها جدي‌تر شده‌است، علت آن را در چه مي‌دانيد؟ فکر مي‌کنيد ‏واکنش دانشجويان به اين برخوردها و فضاي به وجود آمده چگونه خواهد بود؟‏‎ ‎

يکي از اين دلايل مي‌تواند وجود تشکل‌ها و نشريات مستقل دانشجويي باشد که سعي دارند با مطرح کردن مطالبات ‏دانشجويان از حقوق آنان دفاع و به ايجاد فضايي باز در دانشگاه کمک کنند. اما همان طور که در اکثر دانشگاه‌هاي ‏کشور شاهد بوده‌ايم رويه‌اي از سوي مسئولين وزارت علوم در پيش گرفته شده‌است که با هر گونه تشکل و نشريه ‏مستقل برخورد کنند. گويا در دانشگاه خواجه‌نصير به علت وجود تشکل قانوني انجمن اسلامي و نشريات متعدد ‏دانشجويي حاکميت سعي دارد با بستن اين روزنه‌هاي موجود به ايجاد فضاي تک‌صدايي در دانشگاه کمک کند که ‏اين فشارها در سال جاري افزايش يافته‌است و از آن جمله مي‌توان به بازداشت خانم هستي خضروي و نيز ‏برخورد اخير با دانشجويان منتقد در جلسه سخنراني آقاي ازغدي اشاره کرد.‏

اما مسلماً دانشجويان در قبال اين فشارها سکوت نخواهند کرد و اخيراً نيز 500 تن از دانشجويان با امضاي ‏نامه‌اي سرگشاده، نسبت به ادامه اين گونه اقدامات اعتراض خود را بيان کردند.‏

‎‎با توجه به شرايط کنوني جنبش دانشجويي، برخوردهاي امنيتي و موانعي که بر سر راه فعاليت‌هاي ‏دانشجويي وجود دارد و سبب هزينه‌زا شدن فعاليت‌هاي دانشجويي شده‌است، به نظر شما آيا جنبش دانشجويي ‏مي‌تواند هم‌چنان رويکرد گذشته‌اش را دنبال کند؟ راه برون‌رفت از اين وضعيت را چه مي‌دانيد؟‎ ‎

به هر حال در شرايطي که ما هستيم، اين گونه برخوردها طبيعي است و دولت فعلي با سرکوب تمامي حرکات ‏معترضانه سعي دارد هزينه‌ي انتقاد به عملکرد بيخردانه‌ي خود را افزايش دهد. در اين امر نيز حاکميت هيچ گونه ‏تساهلي به خرج نمي‌دهد، حتي شخصيت‌هاي مطرح اصول‌گرا را که خود روزي همراه دولت بوده‌اند و امروز ‏رويه انتقادي در پيش گرفته‌اند، به راحتي حذف و آنان را عزلت‌نشين کرده‌اند. اما بايد توجه داشت که با وجود ‏تمامي اين فشارها جنبش دانشجويي را نمي‌توان ساکت کرد و تا دانشگاه هست، آزادي‌خواهي و اعتراض نيز وجود ‏خواهد داشت. اما اين نکته نيز قابل ذکر است که جنبش دانشجويي به علت ماهيت سيالي که دارد همواره خود را با ‏شرايط تطبيق داده و در برهه‌هاي مختلف زماني سياست‌هاي متفاوتي را در پيش گرفته‌است. در فضاي فعلي نيز ما ‏سعي داريم با تقويت تشکيلات خود و همين طور افزايش سطح تئوريک دانشجويان اين شرايط سخت را پشت سر ‏گذاريم. مشخصاً بالا بردن هزينه فعاليت‌هاي سياسي هرگز باعث روي‌گرداني فعالين دانشجويي از آرمان‌هاي ‏اصيل خود، يعني آزادي، دموکراسي، حقوق بشر و عدالت نخواهد شد. حاکميت خود نيز با تجربه‌ي بازداشت‌هاي ‏گسترده‌ي دانشجويان در سال گذشته، به اين نتيجه رسيد که در برابر خيل عظيم دانشجويان منتقد بازداشت و زندان ‏اثر خود را از دست داده‌است و بايد با اصلاح رويه خود به ترميم چهره ي پليسي و امنيتي خود در برخورد با ‏دانشجويان بپردازد.‏

‎‎با توجه به فرصتي که تا انتخابات رياست جمهوري باقي مانده‌است، رويکرد دانشجويان نسبت به ‏انتخابات را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟ عده‌اي معتقدند با نزديک شدن به انتخابات فضاي سياسي بازتر و به تبع آن ‏فضا براي فعاليت‌هاي دانشجويي مهياتر مي‌شود، آيا اين تحليل را قبول داريد و رويکرد جنبش دانشجويي در اين ‏فضا چگونه خواهد بود؟‎ ‎

صحبت کردن در مورد انتخابات در فضاي دانشگاه‌ها تا حدودي زود است و فعلاً با توجه به مشخص نبودن ‏برنامه‌ها و شخصيت‌هايي که تمايل به کانديداتوري دارند، دانشجويان نيز تصميم مشخصي در اين موضوع ‏نگرفته‌اند. اما آنچه مشخص است ادامه اين وضعيت را به هيچ وجه قبول ندارند و اميدوارند تغييراتي اساسي در ‏انتخابات آينده رخ دهد. اما متأسفانه هيچ گونه نشانه‌هايي از تغيير از سوي جناح‌هاي مختلف سياسي ديده نمي‌شود و ‏تقريباً تمامي کانديداهاي مطرح در گذشته درس خود را پس داده‌اند و عملکردشان به گونه‌اي نبوده است که بتواند ‏قشر دانشجو را به خود جذب کند. در مورد فضاي قبل از انتخابات نيز رويه‌اي که در سال‌هاي اخير حاکم ‏بوده‌است بر خلاف تحليل مد نظر شماست و فضاي سياسي کشور تغيير خاصي به خود نديده‌است. هر چند که ‏ممکن است به علت حساسيتي که در مورد انتخابات رياست جمهوري وجود دارد و نيازي که با رأي مردم در اين ‏انتخابات احساس مي‌شود به نوعي با گشايش فضاي سياسي کشور مواجعه شويم، اما آنچه که تا کنون رخ داده‌است ‏مؤيد اين تحليل نيست و حتي بعيد نيست حاکميت از ترس آنکه فضاي باز سياسي باعث تقويت موضع رقيبان آقاي ‏احمدي‌نژاد گردد، دست به ايجاد محدوديت بيشتر در فضاي سياسي کشور بزند. همان گونه که در اين هفته با ‏توقيف مجله‌ي "شهروند امروز" نيز اين رويه را شاهد بوديم.‏

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه