|
من درد تو را ز
دست آسان ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به
یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم
خسرو سیف
ایران، ای میهن
بزرگ عاشقان درد آشنای سینه چاک ؛ای آوردگاه جاودانه ی روشنایی و تاریکی؛ به ذره
ذره خاک پر افتخارت نشانه ی دلیری ها ،جانفشانی ها و قطره های خون هزاران هزار
مدافع جان برکف ؛ای فریاد بلند آزادی بر بام گیتی ؛ای خاستگاه دادگری و دادستانی؛ای
پرورش دهنده ی انسانهایی که به نیکی ها می اندیشند و از بدی ها روی برمی تابند؛نامت
بلند باد و دیر زی و همچنان چراغی فرا راه انسان های نیک اندیش و حق طلب باش.
هم میهنان! ملت
بزرگ ایران در روند حیات ملی خود در همیشه تاریخ در دفاع از ارزشهای ملی و انسانی
خویش زنده و با اراده و آگاه، استقلال ، آزادی و عدالت اجتماعی را فرا راه خود قرار
داده و در این راه با متجاوزان به سرزمین خود و زورگویان ضد آزادی و استثمارکنندگان
و بهره کشان به مبارزه برخاسته و آرمان خود را به عنوان ضرورت تاریخ این مرز و بوم
در دل یکان یکان مردم این میهن محفوظ نگهداشته است.
در جریان این
رویارویی جاودانه ،چه بسیار اندیشمندان و روشن اندیشان ،از راستی و درستی و حق و
عدالت دفاع کردند و در آخر جان شیرین را بر سر آرمان خویش نهادند و آن گاه که در دل
ایران زمین آرمیدند نیز نام و یاد پر افتخارشان راهنمای دیگر انسان های ایرانی است،
در این نیا خاک بزرگ گردیدند.
استبداد دیر پا در
این سرزمین دشمن بزرگ انسان های آزاد است ؛از به رسمیت شناختن اندیشه های دیگر
خودداری می کند و نیز خواستار حذف آنها می شود؛همه چیز را مربوط به حکومت می
داند؛آزادی سیاسی را که خود یک نیاز ملی است، نادیده می انگارد؛ در پی سرکوب و به
بند کشیدن و تسلیم همه ی گروه هاست ؛انتقاد ،مخالفت و تشکیک را دشمنی با خود می
پندارد؛فعالیت سیاسی را خطری برای قدرت خویش می داند؛همه چیز را معین و قطعی تصور
می کند و اندیشه را که جوامع آزاد با آن اداره می شوند را عملی غیر ضروری می انگارد
و خلاصه این که نسبت به زندگی انسان ها بی تفاوت است.
به روزگار ما نیز
از نهضت مشروطه تا به امروز این جریان ادامه داشته است . صوراسرافیل آن نویسنده
متعهد با طناب استبداد خفه شد و ستارخان با تنی مجروح و در انزوا چشم بر جهان فرو
بست ؛لب های فرخی یزدی را با سوزن دوختند و ده ها زندانی هم بند او در زندان کشته
شدند. نهضت ملی ایران، با توطئه ی مشترک انگلیس ،آمریکا و دست نشاندگان فرومایه
داخلی ظاهرا به شکست انجامید و رهبر آن دکتر مصدق که گفته بود:"نهضت ملی ایران یک
نسیم زود گذر نیست ،این جنبش تاریخی زاییده تصادف های کوچک یا مولود اغراض سیاسی
نبوده و نیست ،بلکه ریشه عمیق و نفوذی غیر قابل تصور در جامعه ی ایرانی دارد که یک
سلسله علل و وقایع مهم دو قرن تاریخ اخیر ایران آن را پی ریزی و شالوده گذاری کرده
است." به جرم میهن پرستی به بند و تبعید کشانده شد.با تحکیم پایه های رژیم دست
نشانده پس از کودتای بیست و هشتم مرداد ،هزاران انسان ایرانی به بند افتادند و صد
ها تن، جان بر سر آرمان خود نهادند. تداوم و تسلسل این حق طلبی ها نمایانگر اصالت
رای آن بزرگان است که بی هیچ تردید ریشه در فرهنگ مترقی و اصیل این ملت دارد. این
چراغ هرگز خاموش نخواهد شد،هر چند برخی را خوش نیامد و خوش نیاید.
هم میهنان!این
روزها، یادآور تکرار در خون غلتیدن بابک است.ایرانیان صدها سال است که در هنگامه ی
شکست و پیروزی ،شاهد ظهور بابکی دیگر می شوند تا با خون خود پرچم ستم ستیزی را بر
بام ایران برافرازد و فریاد میهن پرستی سر دهد و بر جان های خسته و دل های شکسته
نور امید به آزادی بتاباند و زنجیر از پاهای در راه مانده برگیرد و بند از دست های
پینه بسته بگشاید.
ده سال پیش در این
روزها بابکی دیگر فریاد سر داد که :"اگر مرا بکشند ، باز هم ستیز و پیکار مردم دم
به دم اوج می گیرد.پس چه باک زندگی من فدای ایران و سربلندی ایران." داریوش
فروهر، بابک دوران ماست. اما این بار و نخستین بار پرچم بابک در دستان دو
قهرمان بزرگ راه آزادی ، استقلال و مردم سالاری و یگانگی ایران داریوش فروهر و همسر
و همرزم گرانقدرش، پروانه فروهر،قرار گرفت تا در کنار یکدیگر پایندان ابدیت
ایران بزرگ باشند. اینک آن دو قهرمان به اسطوره های مقاومت و مبارزه و نماد یگانگی
نیروهای ملت گرا ،استقلال طلب ،آزادیخواه ،مردم دوست و ضد استبداد و استعمار و
امپریالیسم و جهل و نادانی شده اند. شهادت مظلومانه آن دو بزرگ که به دست دژخیمان
شب پرست در خون خود غلتیدند ،گواهی است بر اراده ی معطوف به آزادگی فرزندان ایران
زمین تا گل آزادی نپژمرد و سرو قامت استقلال، خم نگردد. ده سال پیش در این روزها
محمد مختاری ،محمد جعفر پوینده و مجید شریف از نویسندگان متعهد
این سرزمین نیز چونان داریوش و پروانه فروهر به دست دژخیمان مظلومانه به شهادت
رسیدند و با نثار جان خود بر پیوند اندیشه و قلم تاکید نمودند تا همگان بدانند که
مبارزان راه آزادی اندیشه همواره در کنار صاحبان متعهد قلم توانسته اند زنگار از
آیینه ی دلِپای در راه نهادگان بزدایند.
پاینده ایران
|