بازگشت به صفحه اول

 

 
 

ایران در کمیته حقوق بشر سازمان ملل محکوم شد

کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل ایران، را به دلیل «نقض حقوق بشر» به شدت محکوم کرد.

راديو فردا: کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل سه کشور ایران، میانمار و کره شمالی را به دلیل «نقض حقوق بشر» به شدت محکوم کرد.

روز جمعه، کمیته حقوق بشر سازمان ملل در سه قطعنامه جداگانه، نسبت به مجازات شلاق و قطع اعضای بدن در ایران، حمله به راهپیمایی‌های آرام در میانمار و اعدام و شکنجه در ملا عام در کره شمالی به شدت ابراز نگرانی کرد.

این قطعنامه‌ها  قرار است ماه آینده  برای رای‌گیری نهایی به مجمع عمومی سازمان ملل فرستاده شود.

این قطعنامه‌ها  به لحاظ حقوقی الزام‌آور نیستند اما وجهه جهانی کشورهایی که هدف چنین قطعنامه‌هایی قرار می‌گیرند خدشه‌دار می‌شود.

جان ساورز، سفیر بریتانیا در این باره گفت: «این قطعنامه‌ها توجه‌ها را به این سه کشور جلب می‌کند، جاهایی که حقوق بشر به طور گسترده نقض می‌شود.»

سفیر بریتانیا افزود: «با فرا رسیدن شصتمین سالگرد بیانیه حقوق بشر، حمایت فزاینده ازاین قطعنامه‌ها نشانگر میزان نگرانی جهان درباره حقوق بشر است.»

ایران درصدد بود که از تصویب این قطعنامه در کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل جلوگیری کند اما  نتوانست نظر دست کم ۱۰ عضو دیگر را برای رای ندادن به این قطعنامه جلب کند.

سرانجام این قطعنامه با «ابراز نگرانی عمیق نسبت به نقض جدی حقوق بشر» با ۷۰ رای موافق، ۵۱ رای مخالف و ۶۰ رای ممتنع  علیه ایران به تصویب رسید.

با بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های  ایران، ایالات متحده تصویب این قطعنامه، با چنین اختلافی، را یک پیروزی بزرگ  خواند.

این قطعنامه‌ها به لحاظ حقوقی الزام‌آور نیستند اما وجهه جهانی کشورهایی که هدف چنین قطعنامه‌هایی قرار می‌گیرند خدشه‌دار می‌شود.

در مورد میانمار نیز قطعنامه‌ای مشابه، با ۸۹ رای موافق، ۲۹ رای مخالف و ۶۳ رای ممتنع به تصویب رسید.

  در این قطعنامه  نسبت به «نقض نظام‌مند و ادامه‌دار حقوق شهروندی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی» در این کشور ابراز نگرانی شده است. در این قطعنامه همچنین درباره مفقود شدن افراد، خشونت جنسی و تجاوز، ادامه حصر خانگی آونگ سان سو چی رهبر دموکراسی‌خواه میانمار و افزایش زندانیان سیاسی ابراز نگرانی جدی شده است.

قطعنامه مربوط به کره شمالی نبر با ۹۵ رای موافق، ۲۴ رای مخاف و ۶۲ رای ممتنع به تصویب رسید. در این قطعنامه نسبت به رفتار دولت این کشور با پناهندگان و پناهجویان انتقاد شده است.

  اعمال محدودیت شدید در خصوص آزادی اندیشه و مذهب و نقض حقوق کارگران از جمله موارد دیگری است که دولت کره شمالی هدف انتقاد این  قرار گرفته است.

----

گزارش کامل نشست دفاع از مدافعان حقوق بشر در دفتر سازمان دانش آموختگان

جمعه، 1 آذر 1387

ادوارنیوز: مراسم"دفاع از حقوق مدافعان حقوق بشر" توسط کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران و با همکاری شعبه کرمانشاه این سازمان برگزار شد.
 
به گزارش خبرنگار ادورنیوز در این برنامه که با محوریت بررسی و اعتراض به حکم 11 سال حبس برای محمد صدیق کبودوند برگزار شد،کاوه قاسمی کرمانشاهی مسئول کمیته حقوق بشر شعبه کرمانشاه سازمان ادوار تحکیم و مجری برنامه با اشاره به روند محاکمه و صدور حکم حبس برای محمد صدیق کبودند گفت:اتهام اصلی آقای کبودوند تلاش برای تشکیل سازمان حقوق بشر کردستان است.

قاسمی کرمانشاهی همچنین به وضعیت نامعلوم برخی دیگر از زندانیان سیاسی و مدنی پرداخت و گفت: یاسر گلی فعال دانشجویی در کردستان نیز به 15 سال حبس محکوم شده است و هانا عبدی و زینب بایزدی در زندان به سر می برند. کرمانشاهی همچنین از وضعیت منصور اسانلو،جهاندار و درخشندی و سایر زندانیان سیاسی ابراز نگرانی کرد.

عبادی: دولت جمهوری اسلامی موظف به تضمین آزادی و امنیت مدافعان حقوق بشر از جملهمحمد کبودوند است/عدالت در خصوص پرونده قتل های زنجیره ای اجرا نشد

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل با انتقاد از صدور حکم سنگین 11 سال حبس برای محمد صدیق کبودوند به دلیل تاسیس سازمان حقوق بشر کردستان گفت: بر طبق مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1999 که دولت ایران نیز به آن رای مثبت داده است،دولت های عضو سازمان ملل موظف به تامین آزادی و امنیت کسانی هستند که برای دفاع از حقوق بشر می کوشند.

عبادی با اشاره به اینکه به همراه محمد سیف زاده و نسرین ستوده اعضای کانون مدافعان حقوق بشر وکالت این فعال مدنی را بر عهده داشته است گفت: کبودوند بی گناه است و حکم صادره برای او خلاف موازین بین المللی، قوانین داخلی و عدالت است.
 
شیرین عبادی همچنین با اشاره به دهمین سالگرد قتل های زنجیره ای و با گرامیداشت جان باختگان این قتل ها گفت: امروز در دهمین سالگرد قتل های زنجیره ای هستیم. قتل هایی که از سوی بسیاری رسیدگی به آن پرونده ملی نام گرفت و دولتمردان صراحتا خواهان اجرای عدالت و مشخص شدن حقایق این قتل ها بودند. اما در عمل روند رسیدگی به این پرونده به سمت و سویی رفت که از دیدگاه افکار عمومی وجدان عمومی را اقناع نکرد.

وکیل خانواده شادروان داریوش فروهر دبیرکل فقید حزب ملت ایران و همسرش پروانه اسکندری ادامه داد: من به اتفاق همکارم آقای دکتر ناصر زرافشان وکیل خانواده مرحوم مختاری که به دلیل پیگیری رسیدگی به پرونده قتل های زنجیره ای به 5 سال حبس محکوم شد و دکتر بشیری وکیل خانواده مرحوم محمد جعفر پوینده بارها به صورت متفق و جداگانه به نقض آیین دادرسی در این پرونده اعتراض کردیم.ما درخواست کردیم که این پرونده ملی باید در دادگاهی علنی رسیدگی شود تا مردم از جریان کار آگاه شوند اما روند نقض آیین دادرسی و چنان بود که تمامی وکلا با توافق خانواده های مقتولان از سمت خود استعفا دادند و دیگر در این روند شرکت نکردند.

عبادی به مواردی از ایرادات این پرونده اشاره کرد و گفت: در پرونده بسیار حجیمی که مشتمل بر چند گونی بود و برای مطالعه در اختیار وکلا قرار داده شد. در جریان مطالعه متن پرونده متوجه می شدیم که صفحات ناگهان از 130 به 280 تغییر می کند و به بیان دیگر بخش هایی از پرونده وجود نداشت. هنگامی که به این روند اعتراض می کردیم قاضی مدعی می شد که این صفحات پرونده در جریان رسیدگی "مفقود" شده است!عبادی ادامه داد:ما تقضاضای مطالعه اعترافات سعید اسلامی(امامی)را داشتیم اما قاضی مدعی بود که بازجویی های ایشان"غیرمرتبط" با پرونده است. و از طرف دیگر این فرد فوت کرده است.

عبادی گفت:امروز که 10 سال از آن تاریخ می گذرد،این پرونده ملی به سرانجام نرسیده است و ما باید یاد شادروانان داریوش و پروانه فروهر محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را گرامی بداریم. آنها که مظلومانه کشته شدند و عدالت در مورد پرونده آنان اجرا نشد.

عبادی دربخش اول سخنان خود در تشریح پرونده موکلش محمد صدیق کبودوند گفت: من سال ها در این کشور قاضی بودم اما شغلم را از دست دادم اگرچه به این شغل عشق می ورزیدم به همین دلیل تعصب خاصی نسبت به دستگاه قضایی،سلامت آن و استقلال آن دارم و وقتی می بینم همکار من آقای کبودوند تنها به دلیل ایجاد سازمان حقوق بشر کردستان به 10 سال حبس محکوم شده است متاسف و حیران می شوم.

وی ادامه داد: می دانید که مصوبات سازمان ملل متحد در حقوق بین الملل جنبه الزام آور دارد اگر دولتی به میثاق ها پیوسته باشد باید آن میثاق ها را اجرا کند مثلا به دلیل اینکه ایران عضو کنوانسیون حقوق مدنی سیاسی و اجتماعی است ما ما حق داریم از دولت ایران بخواهیم که به تعهدات خود عمل کند.

اما برخی مصوبات فراتر از این است و آن مصوبات مجمع عمومی است که جنبه اخلاق بین المللی پیدا می کند. در پنجاه سومین جلسه مجمع عمومی سازمان در 8 مارس 1999 یک مصوبه ای گذرانده شده است که همه کشورها از جمله دولت ایران به آن رای مثبت داده است. در این مصوبه تضمین شده و از دول خواسته شده است آزادی و امنیت کسانی را که برای آزادی و امنیت و دفاع از حقوق بشر فعالیت می کنند.

عبادی با قرائت مقدمه و بندهای این مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل گفت در این مصوبه که در پنجاهمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر تصویب شده است دولت ها موظف به تامین آزادی و امنیت مدافعان حقوق بشر و گروهای یاری رسان هستند همچنین این افراد نیز باید موارد نقض حقوق بشر را به مجامع بین المللی گزارش دهند.

شیرین عبادی در پایان با ابراز خرسندی از حضور در دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت گفت:بسیار خوشحالم که علیرغم محدودیت های اعمال شده به این سازمان، بار دیگر موفق شدم در جمع شما سخن بگویم و خرسندم که علیرغم فشارهای وارده همچنان توانسته اید روند فعالیت های خود را ادامه دهید
 
جلال جلالی زاده: هیچ حکومتی در ایران نمی تواند هویت و زبان مادری کردها را از آنها بگیرد

جلال جلالی زاده نماینده مردم سنندج در مجلس ششم در این برنامه با اشاره به تبعیضات اعمال شده به قومیت ه در ایران گفت:متاسفانه در ذهنیت برخی دولتمردان ما یک مثل تبعیض، تعصب و تحقیر وجود دارد که با عث نقض حقوق اقلیت های قومی و مذهبی شده است.

جلالی زاده گفت:خداوند انسان را افریده است تا با عزت،سعادت و خوشبختی زندگی کند و هر فردی که ازادی و سعادت را از دیگر انسان ها سلب کند بر خلاف حکمت خداوند رفتار کرده است.
 
جلالی زاده گفت:ت مامی زندانیان سیاسی و مدنی در ایران مظلوم هستند اما زندانیان اقلیت ها مظلوم ترند. اگر دفاع شیرین عبادی و سایر گروه ها نبود شاید نام آقای کبودوند نیز مانند خیلی افراد دیگه مطرح نمی شد.ما کردها خیلی مظلوم هستیم اما وقتی به میان اهل سنت خراسان بلوچ ها و ترکمن ها می روم از وضعیت آنها و فشارهای وارده بر ایشان متاثر می شوم چرا که آنها هم زندانیان زیادی دارند و مورد بدرفتاری قرار می گیرند.
 
نماینده مجلس ششم گفت:در مملکت ما عده ای علنا دروغ می گویند و دزدی می کنند و با آنها برخورد نمی شود اما با کبودوند که وظیفه انسانی اش را انجام داده و به هم وطنان خود کمک کرده است برخورد می شود. او نه اسلحه در دست داشته و نه فساد سیاسی و اخلاقی ایجاد کرده است. گفته می شود در کردستان فلانی عضو کومله یا پژاک است، امامی بینیم کسانی که معتقدند باید در چارچوب همین نظام و قانون اساسی حق خود را بگیرند نیز از بدیهی ترین حقوق خود محروم هستند.

وی افزود: من به آقای خاتمی گفتم که شما یک نسل از ما را نابود کردید. خود من در راه این کشور و انقلاب و نظام هزینه های زیادی دادم اما امروز از بدیهی ترین حقوق خود به دلیل کرد بودن و سنی بودن محروم هستم. اگر به ما اجازه طرح نظرات از رسانه ملی که با بیت المال اداره می شود، داده نمی شود اگر حق انتشار روزنامه به ما داده نمی شود چگونه انتظار دارند که هیچ کس با رادیوها و روزنامه های خارجی سخن نگوید؟

 جلالی زاده به مواردی از تبعیض در کردستان اشاره کرد و گفت: وقتی فردی نمی تواند به زبان مادری اش بخواند و بنویسد چگونه باید به حل سایر موارد تبعیض امید داشت. آنها که به زبان مادری ایراد می کنند باید بدانند این زبان را خداوند آفریده است. هیچ کس در این مملکت نمی تواند زبان و هویت کردها و فارسها و ترک ها را عوض کند اما تمامی ما ایرانی هستیم و وقتی می گوییم ایرانی هستیم باید از حقوق سیاسی و مدنی برابر برخوردار باشیم چرا که وظیفه حکومت تامین این حقوق برای شهروندان است.

این نماینده مجلس ششم ادامه داد: چند سال قبل در شهر خواف که 95 درصد ساکنان آن اهل سنت هستند بعد از رایزنی های فراوان یک سنی بخشدار شد. نامه هایی خطاب به مراجع تقلید نوشته شد که چه نشسته اید که قلب شیعیان جریحه دار شده است و ایران در خطر است به این دلیل که یک سنی بخشدار شهری شده است که 95 درصد ساکنان آن سنی هستند!

وی گفت: چطور می توان ادعای توسعه داشت و برنامه 20 ساله و 5 ساله نوشت در حالی که علنا به یک چهارم جمعیت کشور اجازه توسعه و رشد داده نمی شود.

جلالی زاده در پایان گفت: تا وقتی این تفکر وجود دارد که اگر مسوولیتی را به یک کرد و یا سنی بدهیم در آن دنیا چگونه باید جوابگو باشیم؟تا زمانی که در کتب فقهی مشهور ما کردها را طایفه ای از جن ها می دانند که نباید با آنها معامله کرد و نباید با کردها ازدواج کرد،وضع درست نخواهد شد.ما همه ایرانی هستیم من می خواهم دعای داریوش کبیر را در اینجا تکرار کنم که خدایا کشور ما را از شر دروغ و خشکسالی نجات بدهد.

محمود سعید زاده عضو شورای سیاستگذاری سازمان ادوار تحکیم: زندانی کردن کبودوند لگدمال کردن عقلانیت و گفتگو است

در این جلسه محمود سعیدزاده عضو سورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران نیز به بیان سخنانی پیرامون وضعیت کردستان پرداخت که متن آن در پی می اید:

با سلام خدمت حضار محترم ،
 
به نظر بنده صدور حكم 11 سال زندان براي اقاي كبودوند از ابعاد گوناگوني قابل بررسي است.با توجه به فرمايشات سركار خانم دكتر عبادي كه به ابعاد حقوقي موضوع پرداختند، بنده بنا دارم اين مقوله را از بعد امنيتي كه اشتباه در آن به شكل گيري هويت متفاوت مي انجامد در مدتي كوتاه مورد بررسي قرار دهم.
 
در ميان كساني كه به مقوله مطالعات قومي و بخصوص مطالعات قومي كردستان مي پردازند يك فرضيه وجود دارد كه خود اين فرضيه مبتني بر يك پيش فرض است كه به نظر من برخورد با آقاي كبودند با فرض اينكه عقلانيتي در پشت اين اقدام باشد در راستاي اين فرضيه صورت گرفته است.
 
مبناي پيش فرض مورد اشاره اين است كه وجود اقوام و مذاهب گوناگون به خودي خود منشا خطر است و مي تواند براي انسجام سرزميني خطرناك باشد. فرضيه اي كه از پشت اين پيش فرض بيرون مي آيد اين است كه تحركات قومي و مخصوصا تحركات قومي در كردستان اصالت ندارد بلكه محصول جنگ نيابتي دشمن با نظام جمهوري اسلامي است .
 
من براي رد پيش فرض مورد اشاره لازم مي دانم اشاره كوتاهي به كشور مالزي داشته باشم.كشور مالزي در جنوب شرقي آسيا از دو گستره سرزميني مجزا از هم بوجود آمده .دو گسل بزرك قومي و ديني در اين كشور وجود دارد .تركيب قومي مالزي شامل 4/50 درصد مالاوي،7/23 درصد چيني،11 درصد بوميهاي اوليه و1/7درصد هندي هستند.تركيب ديني مالزي هم به اين صورت است 55 درصد مسلمان ،21 درصد اديان چيني ،7 درصد مسيحي،11 درصد هندو و مابقي اديان بومي هستند.

تمامي متخصصان مطالعات قومي ازعان دارند كه مالزي به هيچ وجه با مشكلاتي شبيه آنچه در كشور ما وجود دارد مواجه نيست .بحث بحران قومي و هويتي براي اين مردم چيز عجيب و ناشناخته اي است.گستره چتر هويت ملي چنان گسترده است كه همه اقوام و مذاهب را در بر مي گيرد.

 
اما در رابطه با فرضيه مورد اشاره بنا دارم يك سوال اساسي را مطرح نمايم وآن اينكه اگر ما فرض را بر اين بگذاريم كه قدرتهاي منطقه اي و فرا منطقه اي قدرت لجستيكي و توان خود را معطوف به اثر گذاري در جفرافياي سياسي ايران نموده اند ،از چه ابزار يا ابزارهايي مي بايد استفاده نمايند.
 
  
براي من غير قابل باور است كه شوانه سيد قادر، جوان كردي كه در محاصره نيروهاي امنيتي گرفتار مي شود، به بدترين نحو ممكن شكنجه مي شود ودر فاصله دو متري با ضرب گلوله به قتل مي رسد، ابزار مناسبي براي ارتباط گيري با نيروهاي خبره جاسوسي و امنيتي اين كشورها باشد.
 
اين سوال اساسي مطرح مي شود كه چه كسي مي تواند بذر كينه را بين اقوام ايراني بكارد،آن را پرورش دهد و در گستره وسيع بين مردم پراكنده نمايد؟متاسفانه ما مي بينيم دايره قدسيت نظام روز به روز گسترده مي شود بطوريكه براي کارگزاران محلي هم اين قدسيت تسري پيدا كرده است. امروز وقتي به راحتي در درون سازمانهاي جاسوسي دنيا نفوذ مي شود چرا اين تصور براي حاكميت بوجود نيامده كه شايد قدرتهاي بيروني در همين نيروهاي به ظاهر خودي نفوذ كرده باشند؟.

وقتي حاكميت اعتراف كرد در بالاترين لايه هاي اطلاعاتي و امنيتيش نيروهاي خودسر نفوذ كرده بودند از كجا اطمينان پيدا كرده كه اين نفوذ دوباره تكرار نخواهد شد.به نظر من كساني كه كردها را تحقير مي كنند و احساسات آنها را جريحه دار مي كنند بهترين خدمت را به دشمنان ايران مي كنند.امروز در كردستان مشكلاتي وجود دارد و به همان اندازه مطالباتي نيز مطرح است شايد براي شما جالب باشد كه كردستان از لحاظ رتبه بندي صنعتي استاني در طول سه دهه به ترتيب بدين گونه بوده است،سال 53 رتبه 19 سال 63 رتبه 18 سال 73 رتبه 22 .از لحاظ توسعه انساني 25 فقر انساني 24 و اميد به زندگي رتبه 24 در ميان 27 استان كشور را دارد .در سال 1350 كردستان در رتبه استان كمتر توسعه يافته ودر سال 1370 در رتبه استان توسعه نيافته قرار مي گيرد .آنچه كه خطر را جدي نشان مي دهد اين است كه، اولا استانهايي با رتبه مشابه كردنشين هستند، دوما مناطق كردنشين مناطقي نيستند كه فقر در آنها توجيه داشته باشد زيرا از تمام امكانات طبيعي خدادادي بهره مند هستند .

و اما مساله مهمي كه توجه را به خود جلب مي كند در نظر سنجي كه در سال 83 انجام شده 86 درصد مردم كردستان عامل محروميت خود را دولت مركزي مي دانند،92 درصد معتقدند حاكميت در راه رسيدن آنها به ثروت ،قدرت و منزلت مانع تراشي مي كند و 68 درصد اعلام نموده اند شيوه برخورد حكومت با آنها تحقير آميز است.

 با توجه به جميع عوامل در بين نيروهاي فعال كرد دو نگاه وجود دارد .نگاه اول بر اين فرض مبتني است كه گفتگو با نظام جمهوري اسلامي در اساس بي فايده است و بايد براي تغيير در وضعيت موجود از ابزار نظامي استفاده كرد .وراه نگاه دوم اين است كه براي رسيدن به سرزميني آباد و آزاد راه مسالمت آميز و گفتگو تنها گزينه ممكن است حتي اگر كسي حاضر نباشد با ما گفتگو كند . كبودوند نماينده راه دوم است. زندان و حبس كبودوند حاوي پيام مهمي است و آن اينكه گفتگويي در كار نخواهد بود .به نظر من كشتن شوانه سيد قادر با آن وضعيت در راستاي تحقير جمعي مردم كرد بود وزنداني شدن كبودوند لگد مال كردن منطق عقلانيت و باب گفتگو است.

من برداشتم چنين است كساني اصرار دارند جوانان كرد قلمهاي خود را زمين بگذارند تا در كوهها اسلحه بدست در پي ديگر هموطنان خود باشند.  اما همين همبستگي ها و همدردي ها همه نقشه ها را نقش بر آب خواهد كرد.

عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار: انتشار اخبار نقض حقوق بشر اقلیت های قومی و مذهبی در روزنامه ها همواره با سختگیری و سانسور مواجه بوده است
 
عبدالرضا تاجیک دبیر سابق سیاسی روزنامه شرق و کارگزاران و عضو کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه نیز در این برنامه به تشریح مشکلات و موانع روزنامه نگاران در انعکاس اخبار مربوط به اقلیت ها پرداخت و گفت:اگرچه اطلاع رسانی در مورد موارد نقض حقوق بشر در روزنامه ها عموما با فراز و نشیب هایی همراه است اما این موضوع در خصوص کردزبانان،آذری ها و سایر اقلیت های قومی و مذهبی همواره با سختگیری های بیشتری مواجه بوده است.
 
تاجیک گفت: متاسفانه افرادی که به مدد قانونی منسوخ و مرتجعانه، موفق به دریافت امتیاز روزنامه شده اند در بسیاری موارد از انعکاس اخبار حقوق اقلیت ها جلوگیری می کنند.

تاجیک ادامه داد: مشخصا در مورد آقای کبودوند اگر در اخبار مربوط به ایشان از عبارت روزنامه نگار کرد استفاده شود قطعا اخبار از سوی مدیرمسوول برداشته خواهد شد.

تاجیک با انتقاد ازاین رویه گفت: چه تفاوتی دارد که ما در جایگاه حاکمیت اطلاع رسانی را محدود کنتیم و یا در جایگاه مدیر یک رسانه چنین رفتاری داشته باشیم. در حالی که ما دو دسته رسانه در کشور داریم رسانه هایی که در راستای اهداف نهادهای امنیتی حرکت می کنند و تکلیف آنها مشخص است. اما روی سخن ما با مدیران روزنامه های اصلاح طلب است که خود را معتقد به دموکراسی می دانند.

تاجیک گفت: چگونه یک مدیرمسوول در انتخابات نماینده هیئت ناظر بر مطبوعات از لزوم رفع سانسور سخن می گوید اما وقتی در اتاق خود قرار می گیرد تمامی اخبار نقض حقوق بشر را سانسور می کند؟

تاجیک ابراز امیدواری کرد مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی بتوانند لا اقل به انتشار اخبار نقض حقوق بشر بپردازند.
 
ثریا عزیز پناه: فشار بر نشریات و مجلات کرد زبان مضاعف است

در این برنامه خانم ثریا عزیز پناه فعال مدنی  و مدیرنشریه کردی زبان "راسان" نیز با اشاره به محدودیت های مضاعف اعمال شده بر نشریات و مجلات در کردستان گفت ما در خصوص مطالب علیرغم وسواس و دقت زیاد باید به مراجع مختلفی پاسخ گوباشیم و همواره ترس از این داریم که مبادا موارد چاپ شده از سوی فلان امام جمعه یا فرمانده بسیج منفی تشخیص داده شود و با ما برخورد شود.  

عزیزپناه به احضارش به دادگاه انقلاب اشاره کرد و گفت: بنده را علیرغم اینکه تمام زندگی ام را صرف فعالیت های مدنی  و فرهنگی کردم به دلیل اقدام علیه امنیت کشور به دادگاه احضار کردند و در دادگاه وقتی بازپرس نام پدر مرا پرسید و پاسخ دادم نام پدر من حسین است. بازپرس با تعجب گفت مگر شما در کردستان از این اسامی هم استفاده می کنید و من هم به او گفتم محض اطلاع شما نام عموی من هم حسن است. تا زمانی که از این دریچه و با این پیش زمینه قبلی به اقلیت ها نگاه می شود نمی توان انتظار داشت که تبعیض ها ریشه کن شود.
 
فخرالدین حیدریان: نیروهای معتقد به دفاع از حقوق بشر و آزادی های مدنی باید همگرایی بیشتری پیدا کنند
 
فخرالدین حیدریان عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت نیز در سخنانی ابتکار کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران در برگزاری این مراسم را قابل تحسین دانست  و این برنامه را حرکتی مفید و متمایز با فعالیت های حزبی رایج دانست و خواستار ادامه ی چنین حرکت هایی شد.
 
حیدریان با اشاره به تقسیم بندی های نانوشته ی کاذبی که بین شهروندان ایرانی صورت گرفته است ، افزود: متاسفانه ایرانی ها را به ایرانی با مذهب تشیع و ایرانی غیر شیعه و به تبع آن در کردستان به کرد شیعه و کرد سنی تقسیم کرده اند و هر کسی که از دایره ی مورد تعریف خارج باشد مورد تبعیض های گوناگون قرار می گیرد که نمونه های زیادی از این تبعیض را در کشور شاهدیم.
 
مسوول شعبه همدان سازمان دانش آموختگان در بخش دیگری از سخننانش با دعوت نیروهای معتقد به دفاع از حقوق بشر و آزادی های مدنی به همگرایی بیشتر پرسید: چرا باید با احتیاط از حق آزادی بیان دفاع کنیم؟تا زمانی که ما این تقسیم بندی ها را در ذهن افکار خود و جامعه کمرنگ نکنیم نمی توانیم گامی به پیش برداریم.
 
وی در ادامه افزود: برخورد و سرکوب فعالین مدنی در کردستان با شدت بیشتری صورت می گیرد و تقریبا با هیچ جای دیگر در ایران قابل مقایسه نیست و در این رابطه باید فعالین مدافع حقوق بشر حساسیت بیشتری از خود نشان دهند.
 
وی با اشاره به این که حاکمیت درباره نقض حقوق شهروندان هیچ مسئولیتی را برای خود در نظر نگرفته است از فعالین مدنی انتقاد کرد که چرا همچنان در قالب حرکات تکراری ،حاکمیت را مخاطب خود قرار می دهند.
 
تونیا کبودوند: پدرم زندگی خود را صرف مبارزه با تبعیض و بی عدالتی کرده است
 
در پایان این برنامه دختر محمد صدیق کبودوند با تشکر از برگزاری چنین برنامه ای در جهت دفاع از حقوق پدرشو سایر مدافعان حقوق بشر گفت: او مظلوم‌ترین زندانی است که سالها با بی‌عدالتی‌ جنگید و اکنون خود درچنگال این بی‌عدالتی به بندکشیده شده است. او هرگز نمی‌ایستد،‌ سکوت اختیار نمی‌کند و هرگز دست از دفاع از حق دیگران برنمی‌دارد حتی اگر دربند باشد. چه دردی جانکاه‌تر از آن که ببینی بسیاری از آنان که آزادند برای آزادی وی گامی برنمی‌دارند و او که خود گرفتار است برای رهایی همگاندر تلاش است.

می گویم برای آنان که او را مشوش‌گر اذهان عمومی و نظام‌برانداز خویشمی‌نامند باور کنند که او فارغ از بازی‌های سیاسی، تنها دلواپسی‌اش پایمالگشتن حق همنوع‌اش در هر لباس و هر جنسیت و هر نوع تفکر و ایده‌ سیاسی است.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز در این برنامه اعضای سازمان دانش آموختگان،سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان،کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعالان مدنی و دانشجویی حضور داشتند.

در این برنامه همچنین دکتر ناظری مدیر ان جی او جامعه سبز به همراه جمعی از اعضای سازمان مهندسین و جوانان جبهه ملی ایران نیز حضور داشتند.

در این نشست یاد و خاطره مقتولان قتل های زنجیره ای علی الخصوص داریوش و پروانه فروهر گرامی داشته شد و مجری برنامه ترجمه کردی قطعه شعری را از شادروان پروانه فروهر قرائت کرد.

----

نامه زندانيان هوادار آيت الله بروجردي به مجامع حقوق بشري دنيا

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران: ما پنج تن از زندانيان عقيدتي هستيم که 26 ماه قبل ( مهرماه 1385 - اکتبر 2006 ) به همراه صدها نفر ديگر در محل سکونت روحاني ظلم ستيز ايران، آيت الله سيد حسين کاظميني بروجردي تجمع کرده بوديم تا بدينوسيله مانع از دستگيري غير قانوني ايشان شويم که طي يک تهاجم وسيع نيروهاي امنيتي و پليس و لباس شخصي هاي وابسته به حکومت، مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفتيم و بازداشت شديم. در ماههاي اول در بندهاي 240 و 209 زندان اوين تحت انواع شکنجه ها و بازجويي هاي شکننده و اعتراف گيري هاي تحميلي قرار گرفتيم و از آن زمان تاکنون بيش از يک سال را در اسارت گذرانده ايم .
متاسفانه دادستاني ويژه روحانيت، کيفرخواست ما را بر اساس اتهاماتي تنظيم نمود که با سوابق گذشته و شخصيت اجتماعي ما کاملا در تضاد بود؛ اتهاماتي از قبيل : محاربه، اقدام عليه امنيت ملي، برهم زدن نظم عمومي، نشر اکاذيب، درگيري با نيروهاي پليس، شرکت در اجتماعات غير قانوني، ارتباط با بيگانگان و جاسوسي ... و در جلسات دادگاهي که غيرعلني و بدون حضور وکيل آزاد برگزار شد، فرصتي براي دفاع از خود به ما داده نشد. در ابتدا به مجازاتهاي سنگين و حبسهاي طويل المدت محکوم شديم و در نهايت مجازات ما طي چند مرحله به دو سال حبس تعزيري تقليل يافت . لازم بذکر است که ابلاغ کليه احکام مجازات و همچنين احضاريه ها بصورت شفاهي بوده است.
در حقيقت جرم ما، صرفا حمايت از يک چهره سرشناس و يک رهبر ديني است که خواسته هاي ميليونها انسان ستمديده، مبني بر جدايي دين از حکومت و رفع تبعيض ها و همچنين تضمين آزادي هاي قلم و بيان و انتخاب دين را در سخنراني ها، مصاحبه ها و مکاتبات خود به طور علني طرح مي نمود و حکومت هاي ديني در عصر نبود پيغمبران را استکبار ديني، ديکتاتوري مذهبي و استثمار عقيدتي مي ناميد.
باري، ما شاهد بوده ايم که اين روحاني مردمي به جرم دفاع از حيثيت خداوند و مطالبه حقوق محرومين، تحت انواع تهاجمات و آزارها و شکنجه ها و شايعه سازي هاي خصمانه قرار گرفت و با وجودي که طي هفده سال مجاهدات خستگي ناپذير، همه چيز خود را از دست داد ولي همواره از مثلث " سازش با ظالم ، سکوت و فرار از کشور" دوري جست و به واقع ، حامي و پناه گرفتاران و ستمديدگان بود .
بدين وسيله ضمن ابراز همدردي مجدد با همه قربانيان آزادي قلم، بيان و عقيده ، بار ديگر با استمداد از تمامي نهادهاي مدافع حقوق بشر و همچنين تمامي شخصيتهاي حقيقي و حقوقي که نگران و دلسوز آزاديخواهان در غل و زنجير هستند ، درخواست رسيدگي و پيگيري عاجل اين پرونده را داريم .

مهرداد سوري، محمد رضا صادقي، حسن هريسچيان، عليرضا اربابي قهرودي، کامبيز حسيني
آذرماه 1387 برابر با نوامبر 2008
بندهاي 7 و 8 زندان اوين

-توضيح مجموعه : مسئوليت نامه هاي منتشره تنها بر عهده نويسندگان آن مي باشد و اين مجموعه تنها بر اساس اصل آزادي بيان و وظيفه خود اقدام به انتشار نگاشته هاي زندانيان مي نمايد.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه