بازگشت به صفحه اول

 

 
 

احضار 5 فعال کارگری به دادگاه انقلاب

بنابه گزارشات رسیده از طرح نیشکر هفت تپه شوش، 5 فعال کارگری این شرکت به دادگاه انقلاب دزفول احضار شدند.

فعالین کارگری طی احضاریه ای که از طرف  دادگاه انقلاب دزفول برای آنها ارسال شده است و در آن قید شده که می بایست خود را روز شنبه 30 آذر ماه با این دادگاه معرفی کنند.فعالینی که برای روز 30 آذر ماه به دادگاه احضار شده اند عبارتند از : آقایان علی نجاتی، فریدون نیکو فرد،رمضان علي پور،محمد حیدری مهر و جلیل احمدی می باشند.

فعالین کارگری فوق در جریان اعتراضات و اعتصاباتی که برای بدست آوردن حقوق معوقه خود که گاها تا چندین ماه به تعویق افتاده بود و سایر خواسته ها  دستگیر و مورد بد رفتاری بازجویان وزارت اطلاعات  قرار گرفتند. بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن فعالین کارگری و تن ندادن به خواسته های آنها اقدام به پرونده سازی علیه آنها نمودندو همچنان این پرونده ها را باز نگه داشته است.

از طرفی دیگر کارگران حقوق آبان ماه خود را هنوز دریافت نکرده اند و این مسئله باعث ایجاد فشارهای مضاعف معیشتی  بر خود و خانواده هایشان گردیده است.

کارگران به دادگاه انقلاب و سایر ارکانهای سرکوب هشدار داده اند که در صورت لغو نشدن احظاریه فعالین کارگری به دادگاه انقلاب این اقدام را علیه کل کارگران این واحد و به منزله توهین و به محاکمه کشاندن تمامی کارگران نیشکر هفت تپه می دانند و در اعتراض به این احظارها  اقدامات اعتراضی را ترتیب خواهند داد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب و پرداخت نکردن حقوق معوقه آنها را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار خواستار مداخله برای  وادار کردن این رژیم به رعایت حقوق کارگران ایران  که موظف به اجرای آن است می باشد .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

15 آذر 1387 برابر با 05 دسامبر 2008

http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel. :003162020193

----

دو سال حبس براي سه فعال اجتماعي بهايي در ياسوج

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران: سه فعال اجتماعي بهايي در شهر ياسوج به نامهاي زليخا موسوي ، روحيه يزداني و علي عسکر روانبخش توسط دادگاه انقلاب شهر مذکور در پي برگزاري دادگاه مورخه 28/8/87 به تحمل دو سال حبس تعزيري محکوم گرديدند.
خانم ها زليخا موسوي و روحيه يزداني در بهار سال جاري اقدام به برگزاري کلاسهاي آموزش فضائل با موضوعاتي همچون احترام به والدين ، صداقت ، عدالت و .. در بين کودکان با اطلاع و رضايت والدين آنان نمودند.
در مرداد ماه سال جاري اداره اطلاعات از ادامه برگزاري کلاسهاي مذکور جلوگيري نمود و دو فرد مذکور به همراه آقاي علي عسکر روانبخش (همسر خانم موسوي) را به اداره اطلاعات احضار و مورد بازجويي قرار دادند ، همچنين با مراجعه به منزل آنان تعدادي از کتب و تصاوير مذهبي به همراه لوازم شخصي آنان را ضبط نمودند.
در تاريخ 5/8/87 هر سه فعال بهايي به ستاد خبري وزارت اطلاعات در شهر ياسوج احضار و همگي بازداشت گرديدند ، و حداقل تا سه شبانه روز پس از بازداشت آنان خانواده هاي اين افراد در بي خبري و نگراني پيگير سرنوشت آنان بودند.
با انتقال آنان به زندان مرکزي شهر ياسوج خانواده ها از سرنوشت آنان مطلع گرديدند اما به دليل ممنوع بودن ملاقات قادر به ملاقات آنان نگرديدند.
نهايتاً دادگاه اين افراد با اتهامات اقدام عليه امنيت کشور از طريق تشکيل کلاسهاي ضد اسلامي برگزار و همگي آنان به تحمل دو سال حبس تعزيري محکوم گرديدند.
اين افراد هم اکنون نيز از حق داشتن ملاقات با خانواده محروم مي باشند ، شايان ذکر است خانم يزداني داراي سه فرزند کودک و نوجوان دختر مي باشد ممانعت از ملاقات ايشان باعث ايجاد مشکلات شديد روحي و رواني براي فرزندان ايشان گرديده است.

----

رنجنامه " آرش روحاني" دانشجوي بهايي محروم از تحصيل

مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران: اينجانب آرش روحاني دانشجوي رشته مديريت صنعتي در موسسه آموزش عالي راغب اصفهاني به شماره دانشجوئي 85138024 ورودي سال 1385 مي باشم. بعد از گذراندن دو ترم در هنگام دريافت کارنامه ي ترم دوم در عين ناباوري متوجه شدم که نمره ي رياضيات من 9 درج شده است. بلافاصله اعتراض نامه ي خود را به واحد آموزش دانشگاه داده و خواستار بازبيني برگه رياضياتم شدم، بعد از گذشت چند روز استاد رياضي آقاي مهريار که مدير آموزشگاه نيز هستند براي رسيدگي به شکايت و اعتراضات به دانشگاه آمدند. نوبت به من رسيد، در ابتدا اسم و فاميل من را که بالاي برگه نوشته شده بود خواندند و از من پرسيدند آيا شما بهايي هستيد؟ من هم پاسخ مثبت دادم. سپس شروع به تصحيح دوباره ي برگه من نمودند و نمره ي من را از 9 به 7 کاهش دادند و جالب اين بود که جواب سوال اول من دقيقا با جواب سوال برگه اي که زير برگه ي من بود و از روي آن تصحيح مي کردند يکي بود و به آن نمره داده بودند وبه من نمره نداده بودند! علت را جويا شدم ، بعد آقاي مهريار با لبخندي با کمال احترام به من گفتند: 
" آقاي روحاني من بهائيان زيادي ميشناسم که اکثرا از ايران رفته اند من هم به شما نمره نمي دهم تا خيالتان از درس راحت باشد و زودتر از ايران برويد." من هر چه اصرار کردم که اين 2 موضوع ربطي به هم ندارند با خنده به اتاق ديگر رفتند. و در پي گيري هاي ديگر باز هم به جوابي نرسيدم و در کارنامه باز هم نمره من را زير 10 نوشته بودند. مشاهده چنين برخوردي از سوي استاد دانشگاه که وظيفه اي جز ارتقاي سطح فرهنگ و دانش جوانان اين کشور ندارد مرا به تعجب واداشت. آري، اين نيز شگردي ديگر براي بازداشتن دانشجويان بهايي از تحصيلات عاليه و تشويق آنها به ترک وطن بود. و در نهايت پس از سپري شدن دو ترم حکم ترک تحصيلي را به دست من دادند. اکنون پس از گذشت 30 سال همچنان جامعه بهاييان ايران از داشتن حق تحصيل محروم است. حتي تا سال 83 بهاييان حق شرکت در کنکور را نيز نداشتند و از آنسال نيز پس از ورود تعداد اندکي از جوانان بهايي به دانشگاه پس از مدتي يا در همان ابتداي راه اخراج مي شدند و اکنون تنها تعداد معدودي در دانشگاه ها مشغول به تحصيل مي باشند که آنها نيز وضعيتي بلاتکليف دارند. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران براي همگان حقوق يکسان قائل است اما بهاييان را به رسميت نمي شناسد و به همين دليل آنان را از طبيعي ترين حقوق شهروندي در طول اين 30 سال محروم نموده اند. با نگاهي اجمالي به اصول سوم، چهاردهم نوزدهم، بيستم، بيست و سوم و سي ام قانون اساسي بر همگان آشکار خواهد شد که رفع تبعيضات ناروا بر جامعه بهاييان ايران وظيفه مسئولين است. در پايان بنده خواستار رسيدگي به حقوق از دست رفته ي خويش و تمامي جوانان محروم از تحصيل ايران مي باشم.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه