بازگشت به صفحه اول

 

 
 

تجمع بزرگ دانشجویان دانشگاه شیراز به مناسبت روز دانشجو برگزار شد

سه شنبه ۱۹م آذر ۱۳۸۷dsc۰۱۱۳۵.JPG

خبرنامه امیرکبیر: بنا به فراخوان فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز،دیروز(۱۸ آذر) گرده همایی پرشور دانشجویان این دانشگاه با شماری افزون بر ۲۵۰۰نفر و در پردیس ارم برگزار گردید. در آغاز این تجمع نیروهای حراست با حمله به دانشجویان قصد داشتند، سیستم صوتی و دستگاه‌های آمپلی فایر را مصادره کنند که با واکنش شدید دانشجویان مواجه شدند. نیروهای حراست که مشخص بود از بیرون دانشگاه آورده شده بودند، چند تن از دانشجویان را مضروب کردند و یکی از سه پایه‌های باند‌های سیستم صوتی را دزدیدند. در این هنگام دانشجویان یکصدا فریاد می‌زدند که «پینوشه، پینوشه؛ ایران شیلی نمیشه » و «حراست، حراست، خجالت خجالت».

به گزارش خبرنامه امیرکبیر ، پس از این که نیروهای حراست موفق نشدند، سیستم صوتی دانشجویان را از کار بیندازند. دانشجویان در میدان پردیس حلقه زدند و سرود «یاردبستانی من» و نیز «حرکت از این بیش شتابان کنید» را خواندند. پلاکاردهایی در دست دانشجویان بود که روی آن‌ها نوشته شده بود: «دانشگاه پادگان نیست»، «روشن از ایمان به طلوعی غریب، چوبه‌ی اعدام چراغان کنید»، «نه به جنگ، نه به استبداد»، «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد»، «Live free or die»، «دانشگاه آخرین سنگر آزادی»، «دانشگاه زنده است» و…این مراسم که با عنوان «آزادی دانشگاه، آزادی جامعه» راس ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شده بود، پس از شعار دادن و سرودخوانی وارد فاز تریبون آزاد شد. نخستین دانشجو از برخورد حراست دانشگاه و حمله به دانشجویان به شدت انتقاد کرد و گفت: «حاکمیت سعی دارد روز دانشجو را نیز حکومتی کند. و به این ترتیب هرگونه مخالفت را از جنبش دانشجویی حذف کند». نفر بعدی نسبت به سیاست‌های دولت احمدی‌نژاد به شدت انتقاد کرد و صحبت‌های خود را به سیاست‌های اقتصادی و نیز برخورد سرکوبگرانه این دولت با فعالان دانشجویی و مدنی اختصاص داد.

یکی دیگر از دانشجویان در مورد جنبش دانشجویی و شرایط آن صحبت کرد و گفت جنبش دانشجویی جنبشی آوانگارد و رادیکال است. وی گفت: «آوانگارد کیست؟ ما آوانگاردیم. من یک آوانگارد هستم. آوانگارد، یعنی گاردِ بی‌حفاظ و بی‌پوشش، کسی که بدون هیچ سپری در برابر ظلم و ستم می‌ایستد و مبارزه می‌کند، در برابر تندر می‌ایستد، خانه را روشن می‌کند و می‌میرد… اگر آوانگاردیسم و رادیکالیسم تبه‌کاری است، من به شخصه به این تبه‌کاری معترفم.» وی همچنین به دخالت‌های وزارت اطلاعات در امور دانشگاه‌ها و نیز به نهاد شورای عالی انقلاب فرهنگی به شدت اعتراض کرد. از جمله موارد دیگری که این دانشجو به آن پرداخت، بازداشت فله‌ای دانشجویان بود. وی همچنین به بازداشت و حکم فرزاد کمانگر و دیگر معلمان دربند به شدت اعتراض کرد و خواستار لغو فوری احکام همه‌ی فعالان سیاسی و مدنی شد.

یکی دیگر از دانشجویان  گفت: «بحث امروز من در مورد چماق است. یکی از چماق‌ها کارپرور معاون دانشجویی دانشگاه شیراز است. دیگری همین حراست دانشگاه شیراز است که آشکارا به دانشجویان حمله می‌کند. چماق دیگر وزارت اطلاعات و قوه قضاییه است.»

دانشجویی دیگر در سخنان خود گفت: «بنده انتقاد از احمدی‌نژاد و دولت را به راننده‌های تاکسی می‌سپارم. علت سرکوب‌های موجود در جامعه، غیر مردمی بودن نظام حاکم است که سعی در کنترل تمام اجزای جامعه دارد.» وی انتصابی بودن مدیران دانشگاه‌ها را به شدت مورد اعتراض قرار داد و خواستار برکناری کارپرور معاون دانشجویی و ریاست کمیته‌ی انضباطی شد.

پس از صحبت این دانشجو یکی از دانشجویان اعلام کرد که فعالان دانشجویی دانشگاه شیراز از تمام کسانی که به دلیل فعالیت‌های دانشجویی به کمیته انضباطی احضار شده‌اند، قاطعانه حمایت خواهند کرد. وی از جمله به مورد «یاسر رحمانی» که اخیرا به کمیته انضباطی مرکزی احضار شده است، اشاره کرد و گفت: «در صورتی که کوچکترین برخوردی با وی صورت گیرد، دانشجویان اعتراضات گسترده‌ای را سازمان خواهند داد»

دانشجویی دیگر در مورد قتل‌های زنجیره‌ای صحبت کرد و گفت که این قتل‌ عام‌ها لکه‌ی ننگی است که هیچ‌گاه از دامن حاکمیت پاک نمی‌شود. وی سران ارشد نظام را مسئول این قتل‌ها خواند و گفت حتی مجلس نیز نتوانست آن‌ها را جهت ادای توضیحات احضار کند.

یکی از دختران دانشجو هم در مورد حقوق زنان صحبت کرد و خواستار برابری جنسیتی شد.

در پایان مراسم تریبون آزاد که تا ساعت ۱۶:۳۰ به طول انجامیده بود، یکی از دانشجویان که از طرف برگزارکنندگان این مراسم سخن می‌گفت، اعلام کرد:« از دیروز تا کنون عده‌ی کثیری از دانشجویان به حراست دانشگاه احضار شده‌اند و به آن‌ها گفته شده که دانشگاه شمشیر را از رو بسته است. ما نیز اعلام می‌کنیم که شمشیرمان را از رو بسته‌ایم. اگر یک نفر از دانشجویان به کمیته‌ی انضباطی احضار شود، باز ما تجمع برپا می‌کنیم. به خاطر تحصن آذرماه سال گذشته ما را به کمیته‌ی انضباطی احضار کرده‌اند، ساکت نشدیم.

در جریان تحصن یازده روز احضار شدیم باز ساکت نشدیم، بلکه رادیکال‌تر هم شدیم وی همچنین گفت:«از این به بعد جواب هر احضار با یک تحصن داده خواهد شد .»

دانشجویان در پایان این مراسم دور میدان پردیس با سرود «حرکت از این بیش شتابان کنید» رژه رفتند و همچنین سرود « لا لا دیگه بسه گل لاله» نیز پخش شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در پایان این مراسم، شماری از بسیجیان در مسجد دانشگاه جمع شدند و گفتند: « این دانشجویان به رهبری توهین کرده‌اند و اگر ریاست دانشگاه نمی‌تواند با آن‌ها برخورد کند باید استعفا دهد و ما به صورت کفن‌پوش با آن‌ها برخورد می‌کنیم.»

 dsc۰۱۱۳۵.JPG

 ۰۸۱۲۲۰۰۸۲۰۵.jpg

 ۰۸۱۲۲۰۰۸۲۰۹.jpg

 ۰۸۱۲۲۰۰۸۲۳۱.jpg

----

نا آرامی در کوی دانشگاه تهران و تجمع دو هزار دانشجو در اعتراض به فضای امنیتی کوی

سه‌شنبه، 19 آذر 1387

ادوارنیوز: ساعت ده شب یکشنبه، هفدهم آذر ماه، بیش از دو هزار نفر از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران با تجمع در محوطه کوی به فضای امنیتی حاکم بر کوی معترض شدند.

این تجمع در حالی با حضور 300 نفر از دانشجویان و از مقابل ساختمان‌های هجده و نوزده کوی آغاز شد که از شب گذشته شانزدهم آذر و بعد از ظهر یکشنبه، هفدهم آذر ماه، فراخوانی در سطح کوی جهت برگزاری تجمع اعتراض‌آمیز در ساعت ده شب نسبت به فضای امنیتی حاکم بر کوی و به ویژه نصب گیت‌های امنیتی در کوی دانشگاه تهران، پخش شده‌بود. دانشجویان معترض پس از حرکت به سمت میدان اصلی کوی تعدادشان به بیش از هزار نفر رسید و پس از حرکت به سمت در پزشکی کوی دانشگاه و شکستن این در با جمعیتی حدود 1300 نفر به سمت در اصلی کوی حرکت کردند. این در حالی است که از همان آغاز تجمع، نیروهای امنیتی و گارد ویژه کوی دانشگاه تهران را محاصره کرده‌بودند. تلاش دانشجویان که در ساعت یازده شب تعدادشان به بیش از دو هزار نفر رسیده‌بود، جهت شکستن در اصلی کوی و ورود به خیابان امیرآباد بی‌نتیجه ماند و پس از درگیری‌های پراکنده با نیروهای پلیس و گارد ضد شورش که تا ساعت دوازده و سی دقیقه پس از نیمه شب ادامه داشت، دانشجویان به اتاق‌های خود بازگشتند. این تجمع که در حالی اعتراض به نصب گیت‌های امنیتی و فضای امنیتی حاکم بر کوی صورت گرفت که از همان دقایق اولیه مأموران انتظامات کوی گیت‌های امنیتی را جمع‌آوری کردند و به اتاقک‌های انتظامات بردند که این امر موجب خشم دانشجویان شده و اتاقک‌های انتظامات کوی را در هم شکستند.
در حاشیه این تجمع، سه تن از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند که از جمله ایوب نعمتی دبیر شورای صنفی دانشگاه تهران است. از هویت دو دانشجوی دیگر هنوز اطلاعی در دست نیست.

----

صادق شجاعي پس از آزادي:‏ حق تحصيل چه ربطي به امنيت کشور دارد؟

چهارشنبه 20 آذر 1387
daneshgahallame.jpgمحمد رضا فروغي

روز: صادق شجاعي، مهديه گلرو، سعيد فيض الله زاده و مجيد دري 4 دانشجوي محروم از تحصيل دانشگاه علامه ‏هستند که در اعتراض به اين حکم دست به تحصن زدند؛ اين تحصن به زنداني چند روزه ختم شد. با صادق ‏شجاعي که به تازگي از زندان آزاد شده،دراين مورد گفت و گو کرده ايم.‏

‎آقاي شجاعي شما در پي تحصن سه روزه‌اي که داشتيد، بازداشت شديد. اين بازداشت چگونه انجام شد ‏و با شکايت چه کسي و توسط چه نهادي صورت گرفت؟‏‎

سير مختصر وقايع به اين گونه بود که با توجه به اينکه هر يک از ما چهار نفر که در اين تحصن شرکت ‏کرده‌بوديم، بين سه تا چهار ترم از تحصيل محروم شده‌بوديم و اميدي هم نداشتيم که حتي با پايان دوران ‏محکوميتيهم که دانشگاه برايمان در نظر گرفته‌ است به دانشگاه برگرديم، سعي کرديم از تمامي راه‌هاي قانوني ‏استفاده کنيم. اما چون اين کارها فايده‌اي نداشت، از اين رو سعي کرديم، با اين تحصن مسالمت‌آميز و اقدام مدني، ‏حداقل خودمان را رو‌به‌روي چشم مسئولان دانشگاه و دانشجويان قرار دهيم. متأسفانه مسئولين دانشگاه اقدام خيلي ‏آرام ما را هم برنتافتند. ماتوانستيم سه روز تحصن‌مان را ادامه دهيم. طي هر سه روز هم خبرهايي که به ما ‏مي‌رسيد، حکايت از اين داشت که دانشگاه و به طور ويژه حراست دانشگاه علامه طباطبايي، در حال لابي براي ‏گرفتن دستور بازداشت ما از نهادهاي امنيتي هستند که در نهايت هم موفق شدند. اما وقتي پيش مقامات قضايي ‏رفتيم، اين حس را داشتيم که تمايل زيادي به بازداشت ما وجود نداشته‌است. در حقيقت اين اصرار دانشگاه و ‏شکايت حراست دانشگاه و شخص شريعتي رئيس دانشگاه علامه طباطبايي بود که باعث شد ما بازداشت شويم و ‏در بازداشت بمانيم. کما اينکه اتهاماتي هم که به ما وارد مي‌کردند بر مبناي گزارش حراست دانشگاه علامه‌ ‏طباطبايي ـ حتي همراه با دروغ ـ بود. يعني آنها اقداماتي را به ما نسبت داده‌بودند که اصلاً انجام نشده‌بود. من ‏حتي نامه‌اي را ديدم که بر اساس آن آقاي شريعتي،رئيس دانشگاه، دو نفر نماينده حقوقي را در روز اول تحصن ما ‏به دادسراي ويژه امنيت معرفي کرده‌بودند که پي‌گير شکايت دانشگاه باشند.‏

‎دقيقاً چه اتهامي را به شما نسبت دادند؟‏‎

اتهامي که به ما منتسب شد، اقدام عليه امنيت ملي بود، اما احساس مي‌کنم که حتي خود بازپرس و مقامات قضايي ‏پرونده هم اين حس را داشتند که اين برچسبي نيست که روي ما قرار بگيرد. چون ما از روز اولي که به دانشگاه ‏رفتيم، اصرارمان بر اين بود که خواسته‌مان، تنها حق تحصيل است که حق طبيعي‌مان است و من نمي‌دانم حق ‏تحصيل‌ چه سازگاري‌اي با مخل امنيت کشور بودن دارد!‏

‎از شرايط زندان‌ بگوييد. از همان زماني که بازداشت شديد، حرف از اعتصاب غذاي شما بود. اين ‏اعتصاب چرا و از کي شروع شد؟‏‎

ما حتي اگر بازداشت هم نمي‌شديم، دست به اعتصاب غذا مي‌زديم. ما دو شب پياپي و در شنبه شب و يکشنبه شبي ‏که تحصن داشتيم، با خشونت دانشگاه و مأموران حراست دانشگاه، از دانشگاه بيرون انداخته شديم. به همين علت ‏در روز آخر تحصن‌مان اعلام کرديم اگر باز هم با رفتار خشونت‌آميزي صورت گيرد، چه در زندان باشيم،‌ چه ‏بتوانيم به دانشگاه برگرديم و چه حتي در خانه‌هايمان باشيم، اعتصاب غذا خواهيم کرد. در واقع اين عکس‌العملي ‏بود به رفتاري که دانشگاه با ما داشت و با توجه به اينکه خشونت‌آميزترين کار ممکن، يعني بازداشت ما انجام شد، ‏ما چهار نفر اعتصاب غذايمان را شروع کرديم و تا لحظه‌اي هم که از زندان آزاد شديم، به اين اعتصاب ادامه ‏داديم.‏

‎در کدام بند زندان اوين، زنداني بوديد؟‎

هر کدام‌مان در يکي از بندهاي مختلف زندان اوين بوديم. آقاي فيض‌الله‌‌زاده در بند کارگري بود. من و آقاي دري و ‏خانم گلرو هم در بند زندانيان مالي بوديم.‏

‎پس از اينکه از زندان آزاد شديد، دانشگاه با مطالبات شما چگونه برخورد کرد؟ آيا واکنش مثبتي نشان ‏داده شد؟‎

متأسفانه پيگيري‌هاي ما چه قبل و چه بعد از بازداشت‌مان با جواب سرراستي از سوي دانشگاه همراه نبوده‌است و ‏معمولاً با جواب‌هاي سربالاي دانشگاه روبه‌رو شده‌ايم. با اين حال در هفته آينده و پس از تمام شدن تعطيلات ‏جلساتي با مسئولان دانشگاه خواهيم داشت تا ببينيم آيا آن طور که آقاي سيدي رئيس حراست دانشگاه در مصاحبه با ‏راديو فردا گفته‌اند که اين بچه‌ها به کلاس‌هاي درس‌شان باز مي‌گردند؛ هم‌چنان بر سر حرف‌شان هستند يا خير.‏

‎يعني برنامه آينده‌اي که براي مطالبه حقوق‌تان داريد، همين مذاکره با مسئولان دانشگاه ‏است؟‎

مذاکره که نمي‌شود گفت؛ مذاکره روندي است که در آن يک سري چيزها را مي‌دهند و يک سري چيزها را ‏مي‌گيرند و در حقيقت نوعي معامله است که انجام مي‌گيرد. اما، ما چيزي براي دادن نداريم و تنها چيزي هم که ‏مي‌خواهيم بگيريم، حق تحصيل‌ و حق ادامه دادن تحصيل‌مان است.‏

‎آيا هيچ نهاد قانوني ديگري وجود ندارد که شما بتوانيد از طريق آن مطالبات‌تان را پي‌گيري ‏کنيد؟‎

از نظر قانوني يکي کميته انضباطي مرکز در وزارت علوم است که ما مي‌توانيم اعتراض‌هايمان به احکام دانشگاه ‏را به آن بدهيم. اما مدت‌هاست که دوستان ما و بچه‌هايي که اين مشکل را داشته‌ و به آن‌جا اعتراض‌هايشان را ‏اعلام کرده‌اند، جواب مشخصي نگرفته‌اند. جاي قانوني ديگري هم که هر کسي که با هر بخشي از قوانين و ادارات ‏دولتي مشکل دارد، به آن‌جا شکايت مي‌برد؛ ديوان عدالت اداري است. اما متأسفانه گويا رويه‌اي هست که ديوان ‏عدالت اداري شکايت‌هايي را که از وزارت علوم است، نپذيرد. مدتي بچه‌ها اين کار را مي‌کردند و به ديوان ‏شکايت مي‌ بردند اما اين اواخر حتي ديوان شکايت‌ها را هم نمي‌پذيرد.‏

‎مصوبه‌اي وجود دارد يا اين عمل خودسرانه است؟‎

دقيقاً نمي‌دانم، اما بنا بر اين است که تصميم‌هايي که در زير مجموعه شوراي عالي انقلاب فرهنگي گرفته مي‌شود ‏قابل استيناف و دادخواهي در ديوان عدالت اداري نباشد.‏

‎از آغاز به کار آقاي صدرالدين شريعتي تاکنون، ميزان برخوردها با فعاليت‌هاي دانشجويي افزايش ‏يافته؛علت‌اش را به طور کلي در چه مي‌دانيد و اين برخوردها چه نتيجه‌اي داشته‌است؟‎

سابقاً ما، يعني فضاي دانشجويي عادت داشت که مشکلات و انتقادات‌اش را خيلي راحت در فضاي دانشگاه بيان ‏کند و اتفاقي هم نمي‌افتاد. در زمان رياست قبلي دانشگاه، يعني آقاي نجف‌قلي حبيبي، اگر مشکلي وجود داشت، در ‏محيط دانشگاه خيلي صريح و راحت و بدون اينکه هيچ هزينه‌اي براي ما و دانشگاه داشته‌باشد؛ گردهم‌آيي‌ کوچکي ‏در دانشگاه برگزار مي‌کرديم و درخواست‌مان را اعلام مي‌کرديم و تا جايي هم که براي دانشگاه مقدور بود، اين ‏خواسته‌ها برآورده مي‌شد. اما از زماني که آقاي شريعتي رياست دانشگاه را بر عهده گرفته‌اند، در اولين قدم ‏نهادهاي دانشجويي، شامل انجمن‌هاي صنفي و اسلامي و گروه‌هاي علمي دانشگاه و نشريات و کلاً تريبون‌هاي ‏دانشجويي و جاهايي را که دانشجويان مي‌توانستند در آنها تضارب آرا داشته‌باشند و احتمالاً انتقادات‌شان را مطرح ‏کنند، هدف گرفتند و آنها رايکي‌يکي حذف کردند. ما هم طبق روال دانشجويي، انتقادات خودمان را به اين موضوع ‏نشان داديم. غافل از اينکه اين بار دانشگاه نقشه ديگري دارد و کوچک‌ترين اعتراضي را با حداکثر مجازاتي که ‏مي‌تواند، يعني دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب در سنوات پاسخ مي‌دهد. يعني به اين شکل بازي را عوض ‏کردند، طوري که ما ديگر تنها مطالبه‌مان،درخواست حق تحصيل‌مان شده و اعتراض به اينکه چرا حق تحصيل ما ‏سلب شده‌است. متأسفانه در جواب به اين سؤال و اين انتقاد و خواسته هم دانشگاه باز از تيغ تعليق استفاده کرد. ‏

‎در اين راستا چند مورد اخراج از دانشگاه هم ديده شده، اين امر به چه شکل اتفاق ‏افتاده‌است؟‎

بله. در دانشگاه علامه طباطبايي آقاي رشيد اسماعيلي اخراج شد.البته اخراج دانشجو در دايره تصميم‌گيري دانشگاه ‏و کميته انضباطي نيست، اما روش ناجوانمردانه‌اي که اينان به کار مي گيرند اين است که چون تعليق‌هايي که ‏مي‌زنند با احتساب در سنوات است، انقدر اين تعليق را تکرار مي‌کنند تا سنوات دانشجو پر شود و اخراج آموزشي ‏صورت بگيرد. اخراج آقاي رشيد اسماعيلي از دانشگاه علامه طباطبايي به همين ترتيب بوده است. ‏

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه