|
بيانيه سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در حمايت از فرزاد کمانگر
تاريخ : 30/9/1387
مجموعه
فعالان حقوق بشر در ایران:
تشکلات مدافع حقوق بشر همچنان از قطعي بودن حکم اعدام فرزاد کمانگر و خطري که جان اين معلم و فعال صنفي را تهديد ميکنند گزارش مي دهند.
نظر به گزارشات فوق وگفته هاي وکيل آقاي کمانگر مبني بر فقدان اسناد و ادله در پرونده اي که آقاي کمانگر به اعدام محکوم گرديد ، سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه ضمن محکوم نمودن اين محکوميت غير حقوقي ، خواست خود را مبني بر آزادي آقاي فرزاد کمانگر يا رسيدگي علني و منصفانه بر پايه قوانين و مقاوله نامه هاي مربوطه اعلام مي نمايد.
همچنين ما از اخبار دريافتي که وضعيت جسمي آقاي کمانگر را وخيم توصيف مي نمايد نگران گشته ايم .سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران وحومه از همه مقامات و مسئولين مي خواهد تا باتوجه به اصول منشورهاي جهاني و مقاوله نامه ها ومعاهدات بين المللي که به امضاي نمايندگان ايران نيز رسيده است، رفتار نمايند و خود را ملزم به اجراي بدون قيد وشرط همه ي مفاد آن بداند.
سنديکاي کارگران شرکت واحد
اتوبوسراني تهران وحومه
30/9/1387
----
خودکشی یک زندانی جوان در رجایی شهر
مجموعه
فعالان حقوق بشر در ایران:
روز جاری زندانی جوانی به نام شاهین کتابی اهل
شهریار که در زندان رجایی شهر کرج نگهداری میشد اقدام به خودکشی نمود.
این زندانی متهم به قتل که سومین سال حبس خود را در این زندان می گذراند ،
در هنگام ارتکاب جرم حدود 17 سال و در زمان فوت 20 ساله بوده است.
شاهین کتابی در اندرزگاه 4 بند جوانان زندان رجایی شهر نگهداری میشد جسم بی
جان وی پس از حلق آویز نمودن خود ، توسط سایر زندانیان یافت و به پزشکی
قانونی جهت طی مراحل اداری منتقل شد.
www.hrairan.org
----
خانواده
های زندانیان سیاسی بند 350 اوین تهدید به بازداشت شدند
بنابه گزارشات رسیده از زندان اوین، زندانیان سیاسی بند 350 همچنان از ملاقات
با خانواده های خود محروم هستند.
روز شنبه 30 آذرماه خانواده های زندانیان سیاسی، که پنج هفته از ملاقات با
عزیزانشان محروم هستند، برای دیدار با عزیزانشان به زندان اوین مراجعه نمودند
و پس از ساعتها انتظار و طی کردن تمامی مراحل برای ملاقات کردن هنگامی که در
سالن انتظار، منتظر عزیزان خود بودن به آنها گفته شد که زندانیان سیاسی ممنوع
ملاقات هستند که با اعتراض شدید خانواده های زندانیان سیاسی مواجه شدند.
پاسداری که مسئول سالن ملاقات می باشد با برخوردهای وحشیانه، توهین آمیز ،
خانواده ها را به بازداشت تهدید کرد. در این هنگام اعتراضات خانواده ها گسترش
یافت ،خانواده ها با فریادهای خود خطاب به فردی که تهدید می کرد گفتند: ما را
از ملاقات کردن با عزیزانمان محروم کرده اید و طلبکار هم هستید و تهدید به
بازداشت ما می کنید. ما در این سالیان دائم تحت فشار و تهدایدات شما و وزارت
اطلاعات هستیم اگر لازم بدانیم از حالا به بعد روزانه به اینجا مراجعه خواهیم
کرد تا اینکه ما بتوانیم عزیزانمان را ملاقات کنیم.این اعتراضات مدتی ادامه
داشت.
از طرفی دیگر زندانیان سیاسی بند 350 که پنجمین هفته محرومیت از ملاقات با
خانواده های را سپری کردند.وزارت اطلاعات و بزرگ نیا مجری فرامین وزارت اطلاعات
در اقدام دیگری زندنیان سیاسی این بند را از حق درمان محروم نمودند . این در
حالی است که آقای علی صارمی که از ناراحتی چشم رنج می برد و نیاز مبرم به عینک
دارد ولی از درمان او و در اختیار قرار دادن عینک خوداری می کنند.میثاق یزدان
نژاد دانشجوی زندانی در این بند که از ناراحتی حادی رنج می برد و می بایست
داروهای او به موقع تامین گردد. ولی بزرگ نیا به آنها اعلام کرده است که از
حالا به بعد از درمان خبری نخواهد بود.
فشارها و اذیت و آزارهای توسط بزرگ نیا رئیس بند 350 و پاسداربندی به نام حسین
اسدی علیه زندانیان سیاسی شدت یافته است.یکی از شیوه های فشار که علیه زندانیان
سیاسی بکار گرفته می شود خارج کردن آنها از سلولهای خود و انتقال آنها به محوطه
زندان در سرمای شدید به مدت طولانی با رفتارهای غیر انسانی که علیه زندانیان
بکار می رود . این شیوه صبح زود و غروب هر روز صورت می گیرد.قرار دادن بلندگو
در بند و پخش صداهای ناهنجار و بلند که فشار مضاعف روحی بر زندانیان وارد می
سازد.لازم به یاد آوری است که این فشارها بدستور وزارت اطلاعات صورت می پذیرد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، محروم کردن زندانیان سیاسی بند 350 از
ملاقات با خانواده هایشان و تهدید خانواده های آنها به بازداشت همچنین محرومیت
از درمان زندانیان سیاسی را محکوم می کند و از دبیر کل سازمان ملل و کمیسر
عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشر بدلیل عدم توجه به
درخواستها ی مکرر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری مبنی بر پایان دادن به
نقض حقوق بشر در ایران، خواستار احاله پرونده حقوق بشر این رژیم که به مثابه
جنایت علیه بشریت عمل می کند به شورای امنیت سازمان ملل است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
30 آذر 1387
برابر با 20 دسامبر 2008
----
خبر از حزب مرز پرگهر: در
مورد ربوده شدن اسماعیل جعفری خبرنگار بوشهری
با خبر گشتیم که گماشتگان امنیتی
حکومت در اداره اطلاعات استان بوشهر با یورش به منزل اسماعیل جعفری وی را
با خود به مکان نامعلومی منتقل نموده اند.
اسماعیل جعفری خبرنگار شجاع
بوشهری که در انعکاس خبرهای مربوط به مشکلات بوجود آمده توسط رژیم
اشغالگر حاکم بر ایران در بوشهر نقش عمده ای بر عهده داشته است در پی
انعکاس عکسهای تظاهرات کارگران شرکت دریائی صدرا توسط اطلاعات استان
بازداشت و به 5 ماه زندان محکوم گردید.در حالی که حکم به تازگی به وی ابلاغ
گردیده بود و انتظار می رفت که وی بتواند از حق تجدید نظر خود استفاده
نماید متاسفانه بار دیگر با یورش نیروهای اطلاعات استان بوشهر به مکان
نامعلومی انتقال یافته و تلاش خانواده وی جهت اطلاع از وضعیت وی تاکنون بی
نتیجه مانده است.
حزب مرز پرگهر به تمامی مراجع
حقوق بشر هشدار می دهد که مسوولیت سلامتی و جان وی بر عهده ی جمهوری اسلامی
می باشد.
حزب مرز پرگهر ضمن ابراز نگرانی
شدید ازوضع سلامتی نامبرده از تمامی مراجع حقوق بشرو سازمانهای سیاسی جهت
آزادی وی درخواست کمک می نماید.
----
«تو را آورده اند اینجا که بمیری»!
وضعیت وخیم دکتر علوی در زندان
خبرنامه امیرکبیر: مدتی است که علاوه بر احکام سنگینی که برای زندانیان سیاسی صادر می شود، خبر از شرایط نگه داری آنان به گونه ای کاملا ضدانسانی در زندان رجایی شهر کرج به گوش می رسد.
زندان رجایی شهر از مخوف ترین و کثیف ترین مکان هایی است که زندانیان سیاسی نیز در آن جا نگه داری می شوند. شرایط بسیار نامناسبی که حتی ابتدایی ترین نیازهای زندانیان در آن جا کوچکترین ارزشی ندارد و حتی اگر زندانیان و خصوصا زندانیان سیاسی در اثر این وضعیت جان خود را از دست بدهند گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده و جان انسان ها به هیچ گرفته می شود. قتل، لواط، اعتیاد، مرگ تدریجی، کار اجباری برای امرار معاش، وضعیت غذایی اسف بار، عدم بهداشت، مکان های نامناسب و هزار مورد دیگر از اموری عادی در این زندان هستند.
دکتر مصطفی علوی پزشک متخصص قلب و عروق، محقق، نویسنده و پژوهشگر و همچنین رییس “کانون نخبگان ایران”، از اسفند ماه سال ۸۵ به دستور حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد بازداشت و پس از آن تاریخ در بدترین شرایط در زندان های اوین و رجایی شهر نگه داری شده است.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این پژوهشگر ایرانی که به دلایل سیاسی مجبور است عمر خویش را در زندان ها و زیر بار شدیدترین فشارهای جسمی و روانی تلف نماید، تاکنون چندین بار برای اعتراض به رفتارهای ضدانسانی که در مورد او انجام می شود دست به اعتصاب غذا و دارو زده است و در این مدت پس از تحمل این فشارها و در اثر اعتصاب های متعدد دچار بیماری های فراوانی گشته است.
در مهر ماه سال ۸۶ بهداری زندان اوین طی یک گواهی پزشکی سلامتی دکتر علوی را در معرض خطر جدی دانست. پس از آن در آذر ماه پس از ضرب و شتم سه دانشجوی بی گناه دانشگاه امیرکبیر، به بهانه واهی اغتشاش در زندان به سلول انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد و پس از آن نیز به زندان رجایی شهر کرج منتقل گردید و در قرنطینه این زندان تحت نظر قرار گرفت. دلیل این انتقال از سوی سلیمانی رییس زندان ها، اغتشاش در زندان عنوان شد.
دکتر علوی در تاریخ ۲۰ دی ماه ۸۶، اعلام اعتصاب غذای تر نموده و مسئولیت عواقب ناشی از این کار را به عهده ی سهراب سلیمانی و علی حاج کاظم (رییس زندان رجایی شهر) دانست. علوی دلایل اعتصاب غذای خود را این گونه عنوان نمود: “عدم تفکیک و طبقه بندی بر اساس آیین نامه های جاری و ابلاغیه قوه قضائیه و نگهداری در بین مجرمان خطرناک و عادی، جلوگیری از معالجه و درمان و استفاده از مرخصی استعلاجی و قانونی، موضوع ماده ۲۲۹ آیین نامه زندانها که انتقال بی دلیل و بی مورد خارج از چهارچوب آیین نامه زندان که انتقال زندانی از زندانی به زندان دیگر و از بندی به بندی دیگر، فقدان و عدم تامین جانی با توجه به وضعیت زندان رجائی شهر و حوادث جاری در این زندان”.
در این زمان و در حین این اعتصاب غذا، وضعیت جسمی دکتر علوی رو به وخامت گرایید. بیماریهای حاد و اعتصاب غذا باعث گردیده بود که بینائی او تا حد زیادی کاهش یافته و ناراحتی های کلیوی و قلبی او شدت بیابد. این در حالی بود که دکتر علوی دچار بیماری حاد دیابت و وابسته به آنسولین است و هم چنین از روز شروع اعتصاب غذا آنسولین به ایشان تزریق نشد. بیماریهای حاد و اعتصاب غذا جان این پژوهشگر را در معرض خطر جدی قرار داده بود.
آقای علوی از داشتن ملاقات و هر گونه تماس با خانواده اش توسط حاج کاظم رئیس زندان رجایی شهر ممنوع گردیده بود. علیرغم شرایط بد جسمی ایشان تقریبا روزانه او را به حفاطت اطلاعات زندان می بردند و مورد بازجوئی، توهین و تهدید افرادی مانند علی محمدی معاون زندان و خادم از افراد حفاظت زندان، ترابی رئیس بازرسی زندان و آخریان رئیس بند ۴ زندان قرار می گرفت.
با شدت یافتن سرما، وسائل گرمایی و آب گرم را قطع می کردند، شیشه های بندها شکسته بود و از ترمیم آن خودداری می کردند. وضعیت غذائی را به لحاظ کمیت و کیفیت تا حد زیادی پایین آورده بودند. گوشت، میوه و سبزیجات را از جیره غذائی زندانیان حذف کرده و حتی نان و قند زندانیان را جیره بندی می کردند. استدلال زندانبانان این بود که اگر قرار است ما (نظام) تحریم شویم شماها (زندانیان سیاسی) پیشاپیش باید قربانی آن شوید.
علی محمدی در آخرین تهدید خود به او گفته بود: “زهرا کاظمی که کشته شد چه اتفاقی افتاد؟ اگر تو هم بمیری آب از آب تکان نخواهد خورد.” هم چنین آخریان در حضور ۲ زندانی دیگر خطاب به آقای علوی گفته بود: ” تو را آوردند اینجا، بنا این بوده که تو اینجا کشته بشی.” حاج کاظم و علی محمدی از تشکیل دهندگان اصلی باندهای مافیائی در زندان هستند. این باندها در حذف فیزیکی زندانیان نقش اصلی را ایفا می کنند که تا به حال تعداد زیادی از زندانیان توسط این باندها به قتل رسیده اند و یا دچار نقض عضو شده اند آنها همچنین عامل پخش کننده مواد مخدر در زندان هستند.
پس از این بار دیگر دکتر مصطفی علوی در تاریخ ۲ اردیبهشت ۸۷، در اعتراض به شرایط غیرانسانی و عدم درمان وادار به اعتصاب غذا شد. حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون قضائی زندان، مانع درمان این پژوهشگر زندانی می شدند و بارها به او گفته بودند که قصد دارند او را زجر کش کنند.
شرایط دکتر علوی در این زمان به گونه ای بود که به سختی قادر به حرکت بوده و تقریبا در طی روز به حالت دراز کش و بینائی چشمانش تا حد زیادی کاهش یافته و دچار ضعف و سر گیجه بود. او همچنین دچار ضربان نامنظم قلب شده بود. علیرغم تمامی ناراحتیهای فوق زندانبانان از درمان وی خودداری می کردند و به نظر می آمد با این شرایط حاد که برای ایشان بوجود آورده بودند قصد حذف فیزیکی این زندانی را داشتند. لازم به یاد آوری است که یکی از معاونین زندان در روز ۱٨ اردیبهشت به دکتر علوی گفته بود: “زنده نمی گذارم از اینجا بیرون بری”.
وضعیت جسمانی دکتر علوی به حدی خطرناک شد که رییس بهداری زندان دو بار به حاج کاظم رییس زندان رجایی شهر نامه نوشته و خواستار معالجعه علوی در بیرون زندان می شود و در نامه خویش از عواقب احتمالی این وضعیت سلب مسئولیت نمود. در پی دومین نامه رئیس بهداری زندان، علی محمدی معاون قضائی زندان دکتر علوی را به دفتر خود فراخوانده و با لحنی تهدید آمیز خطاب به آقای علوی گفته بود: “من از هیچ کس نمی ترسم، تو داری علیه نظام جوسازی می کنی، برای ما هیچی مهم نیست اگر هم تو اینجا بمیری، هزاران اینجا مردن برای ما هیچ اهمیتی نداره، فکر نکن با مردن تو مشکلی برای ما درست میشه، بهداری نامه ای نوشته و گفته که مسئله را حل کنیم، من هم می بینم وضعت خیلی ناجوره، برو اعتصابت را بشکن.”
در تاریخ ۲ شهریور ۸۷، دکتر علوی با وضعیتی بسیار توهین آمیز همراه با پا بند و دست بند به شعبه ۳ اجرای احکام دادگاه انقلاب برده شد. شیوه ای که برای تحقیر زندانیان سیاسی از آن بهره گرفته می شود.
گفتنی است پس از گذشت بیش از ۱۷ ماه از دستگیری این پژوهشگر و پزشک ایرانی، او به حکم دادگاه به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.
حکمی سنگین و به دور از هرگونه عدالت که تنها یک حکم از بی شمار حکم سنگینی است که علیه زندانیان سیاسی صادر می شود.
|