|
شیرین عبادی آماج بیست و هفتم دسامبر خشونت طلبان
منصوره شجاعی
مدرسه فمینیستی: 27 دسامبر آغاز حمله اسرائیل به غزه بود . 27 دسامبر دو روز پس ازعید تولد مسیح و مراسم استقبال مسیحیان جهان از جشن های سال نو مسیحی بود. 27 دسامبر، شش روز پس از حمله به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، دو روز قبل از ورود ماموران امنیتی- مالیاتی به دفتر شیرین عبادی، دوروزمانده به ماه محرم و دو روز قبل ازحمله افراد مهاجم در معیت پلیس به منزل مسکونی شیرین عبادی بود...
این تاثیر پذیری و تعامل را می توان از بازخوردهای جهانی، بازتاب اخبار مربوط به ایران، پخش اخبار جهان در میان عادی ترین و دورافتاده ترین اقشار مردم دریافت. اما نگاهی اجمالی برآنچه ازسوی دولت ها و نیز ازسوی ملت ها درایران و جهان اتفاق افتاد نشان از جانبداری پنهان و آشکار دولتمردان درسراسر جهان نسبت به ناقضان حقوق بشر و گیچ شدن ملت ها درمواجهه با این رویدادها ست. و تمامی این ها مصداقی است بر اینکه «صدای ملت ها قوی تر از صدای حکومت ها در دفاع از حقوق بشر است».
در ایران فعالان حقوق بشر و حامیان صلح و امنیت، ضمن محکوم کردن حمله اسرائیل بر نفی تمامی رفتار جنگ طلبانه و خشونت های نظامی و تسلیحاتی پای فشردند. پس از بسته شدن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر که جلسات شورای صلح و بسیاری از کنفرانس های مطبوعاتی مربوط به فعالیت های برابری خواهانه زنان و کودکان نیز در آن برگزار می شد، اعضای این کانون و به طور مشخص شیرین عبادی، همچنان با انجام مصاحبه ها، نوشتن مقالات و امضای بیانیه ها ی ضدجنگ و محکوم کردن حمله اسرائیل اینجا و آنجا به بیان دیدگاه های خویش پرداختند.
بیانیه ای نیز توسط بیش از 500 تن از فعالان حقوق بشرو جامعه مدنی در اعتراض به بسته شدن این کانون و حمایت از اعضای آن در همین ایام منتشر شد. درج گسترده این خبر در سایت های مربوط به زنان ، تلاش ها ی مطبوعاتی همچون گزارش و مصاحبه و مقالات ، انعکاس خبر در سایت ها و رسانه های بین المللی با تاکید بر منابع خبری داخلی ، مقدمه چینی برای تهیه بیانیه از سوی موکلان شیرین عبادی ، نظرخواهی و بحث برای چگونگی بیان اعتراض به عمل غیر قانونی و غیر انسانی حمله به دفتر و منزل شیرین عبادی و نیز پاسخ گویی به دوستانی که پیرو نظریه "موشک جواب موشک" در مقاله ها و سخنان خویش وی را به پاسخگویی به شیوه دیگری ترغیب می کنند از جمله فعالیت های معترضین نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی بوده است.
جوانانی که در دامان جامعه مدنی درس دوری از خشونت را آموخته اند و صلح جویانه قد برافراشته اند به ارائه راهکارهایی عمومی درقالب عمل اجتماعی و با حضور گسترده ترفعالان حقوق بشر پرداخته اند وحتی پیشنهاد شستن نمادین و آب ریختن بر بی آبرویی نقش بسته بر در و دیوار خانه شیرین عبادی را دادند.
جامعه مدنی و روشنفکری ایران با اعتراض به وقایع غیر انسانی در نوارغزه و حمله اسرائیل و نفی جنگ طلبی و خشونت، جریاناتی از این دست را توطئه ای برای تحت الشعاع قراردادن مسائل داخلی کشورهایی می داند که در افکار عمومی جهان به عنوان ناقضان حقوق بشر شناخته شده اند و همزمانی این دو جریان را نه تصادف که هشیاری عاملان آن می داند.
تمامی این وقایع در ایام سوگواری "محرم الحرام" اتفاق می افتدو مسلمانان اهل تشیع این ماه را ماه دادخواهی از حکومت های ظلم پیشه می شناسند واین ایام از دیربازهمراه با مراسمی درتکفیر عاملان ظلم و خشونت همراه بوده است . حلقه مفقوده این معادله شاید این باشد که حال این انرژی خودجوش چگونه به نفع عاملان قدرت و حتی خشونت موجود سازماندهی شده است ؟ تنها یک راه وجوددارد وصل کردن مسائل ومشکلات جهانی و به ویژه حمله اسراییل به روشنفکران و فعالان حقوق بشر داخلی در ایام ماه محرم ... پس خیلی هم بی ربط نیست که ناگهان دراولین روزهای این ماه عده ای جوان هیجان زده و انتقامجو شیرین عبادی را که جهانیان به عنوان نماد صلح و حقوق بشر می شناسند با اتهام حمایت از دولت های متجاوز و سرکوبگر مورد حمله قرار داده و خانه او را نه سنگباران که فحش باران می کنند و تابلوی وکالتش را لگد مال می کنند.
بی تردید نسل من از پتانسیل این انرژی خود جوش و آیینی در مقطع انقلاب برای محکوم کردن و براندازی رژیم گذشته داستانها دارد و البته که بازماندگان نسل من فقط در میان فعالان حقوق بشر دیده نمی شوند و افرادی از این نسل در میان برنامه ریزان و ناظران حکومتی نیزهستند و بی تردید آنها نیز به رسم همه سیاست پیشگان می دانند چگونه از این پتانسیل استفاده کنند.
و اما آنچه در جهان در رویارویی با این وقایع گذشت چه بود؟ مسیحیان سراسر جهان سرگرم تدارک آغاز سال نو و جشن ها و اعیاد خویش بودند تعداد زیادی از نهادها و سازمان ها و کارکنان آنان به دلیل ایام سال نو یا در مرخصی به سر می بردند ویا به علت پایان سال درانتظار تمدید قراردادهای کاری برای سال جدید بودند و شرایط تثبیت شده ای برای انجام بعضی از امور فوری و اضطراری را نداشتند . بنابراین شرایط تعطیلات و پایان سال از یک سو واعلام خاتمه آتش بس و حمله به اعراب نوارغزه از دیگر سو موجب شد که حمله به روشنفکران و فعالان اجتماعی در کشورهایی چون ایران تحت الشعاع قرارگیرد . هرچند که فعالان حقوق بشر و خبرنگاران و روزنامه نگاران متعهد ، چونان که انتظار میرفت با صرف انرژی و تلاش بیش از حد در انجام تعهدات اجتماعی و حرفه ای خویش از پای ننشستند اما به هرحال درنحوه انعکاس اخبار سرکوب مدافعان برابری خواهی ، صلح و حقوق بشرداخلی تاثیر گذاشت . و با اینکه افکار عمومی و حقوق بشری جهان معطوف این جریان شد اما سیاست گذاران و سیاست مداران جهانی در بلوای ماجراهای اسرائیل و فلسطین موضع گیری موثر و جریان سازی را نسبت به شرایط فعالان اجتماعی و مدنی و مشکلاتی نداشته اند که آنان را در این دوران گرفتار ساخته است.ونیز با وجود آن که دولت فرانسه سفیر ایران را احضار کرد و رئیس سازمان ملل اعلام حمایت کرد و حتی سخنگوی وزارت خارجه امریکا هم موضع گیری کرد اما در شرایط پیچیده کنونی معلوم نیست که اینگونه اعلام مواضع حمایتی - اعتراضی تا چه حد موجب امنیت و یا به خطر افتادن امنیت شیرین عبادی و دیگر همکاران وی در جامعه مدنی ایران خواهد بود.
حمله به شیرین عبادی که نماد دفاع از حقوق بشر ، برابری خواهی و صلح است، تنها در زمانه ای بدین حد پرغوغا می توانست اتفاق افتد و اربابان جنگ و خشونت پیشه گان همواره در میانه غوغاهایی این چنین سودی کلان نصیب خود می کنند.
آری ایران را از جهان نمی توان جدا کرد و جهان را از ایران نیز. 27 دسامبر آغاز حمله اسرائیل به نوارغزه ، آغاز ایام سوگواری ماه محرم و آغاز حمله و تعارض بیش از پیش آشکاروگستاخانه به فعالان حقوق بشر و جنبش های اجتماعی در ایران و به شیرین عبادی، نماد این امر بود.
----
برنده نوبل صلح ۱۹۹۷: من نگران عبادی هستم
جودی ویلیامز، برنده جایزه صلح نوبل سال ۱۹۹۷ میلادی
گلناز اسفندياری
راديو فردا: ایران روز دوشنبه پنجم ژانویه گفت در مورد امنیت شیرین عبادی نیازی به نگرانی جامعه بینالمللی نیست و حکومت ایران امنیت خانم عبادی را مثل هر شهروند دیگری تامین خواهد کرد.
حسن قشقاوی سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز گفت اگر خانم عبادی درخواست کند اقدامات لازم برای حفاظت از وی انجام خواهد شد.
این اظهار نظرهای مقامهای ایرانی همزمان است با افزایش نگرانیهای گسترده در مورد امنیت خانم عبادی؛ دلیل بروز این نگرانیها چند حادثه، از جمله بستن مرکز فعالیتهای وی در تهران و تظاهرات یک گروه تندرو در مقابل منزل او بود که خانم عبادی را متهم کردند که در جریان بحران غزه، از اسرائیل جانبداری میکند.
در روزهای اخیر بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد، مقامهای اتحادیه اروپا و شماری از نهادهای مدافع حقوق بشر، از دولت ایران خواستهاند تا امنیت شیرین عبادی را تضمین کند.
خانم جودی ویلیامز، برنده جایزه صلح نوبل سال ۱۹۹۷ میلادی که همراه با شیرین عبادی و چند زن دیگر ِ برنده جایزه نوبل، انجمن زنان نوبل را در سال ۲۰۰۶ تشکیل دادهاند، در گفتوگویی با رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی میگوید که هنوز هم نگران سرنوشت همکار ایرانی خود است.
ببینید:
بشنوید:
بیشتر بخوانید:
رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی: دولت ایران میگوید نیازی به نگرانی جامعه بینالمللی در مورد سرنوشت شیرین عبادی نیست و دولت از وی مثل هر شهروند ایرانی دیگر محافظت خواهد کرد. خانم ویلیامز واکنش شما به این اظهار نظر چیست؟ آيا نگرانی شما را برطرف میکند؟
جودی ویلیامز: آرزویم این بود که نگرانی ما رفع شود ولی اینطور نیست. اکنون مدتهاست که شیرین عبادی تحت فشار مداوم است. این فشارها ابتدا از رسانهها آغاز شد و روز ۲۱ دسامبر هم مرکز کانون مدافعان حقوق بشر بسته شد. بعد هم در روز ۲۹ دسامبر به دفتر وکالت وی ریختند و اسناد و کامپیوترهای وی را بردند.
همین اواخر شاهد آن بودیم که حدود ۱۵۰ نفر در مقابل خانه او علیه وی شعار دادند. با توجه به این موارد فکر میکنم همه ما دلیل کافی برای نگرانی داریم.
دولت ایران میگوید که بستن دفتر شیرین عبادی یک موضوع حقوقی است و تظاهرات در مقابل منزل وی نیز حادثه مهمی نبوده است. اما شما و دیگران -از جمله خود خانم عبادی- معتقدید که دلیل تمام این فشارها و اقدامها، فعالیتهای ایشان در زمینه دفاع از حقوق بشر است. به اعتقاد شما چرا اعمال فشار بر خانم عبادی اکنون تشدید شده است؟
چون آنها [حکومت ایران و گروههای تندرو] علاقهای به حقوق بشر ندارند. ما طی چند ماه اخیر شاهد افزایش این اقدامها علیه خانم عبادی هستیم. اما اگر به روند برخورد حکومت ایران با مدافعان حقوق بشر نگاه کنیم، میبینیم که پرونده درخشانی ندارد. بنابراین به سختی می توان وعده ها و حرفهای آنها در مورد حفاظت از جان شیرین عبادی را باور کرد. حکومت ایران قبلا وی را بازداشت کرده است و حوادثی که در ماههای اخیر شاهد آن هستیم خیلی شبیه به اقداماتی است که پیشتر، قبل از بازداشت وی [نزدیک به چهار سال پیش-رادیو فردا] روی داد. نگرانی ما این است که حکومت ایران در حال زمینهچینی و پروندهسازی برای بازداشت مجدد خانم عبادی است.
دولت ایران برای جلوگیری از وقوع هر حادثهای برای خانم عبادی چه اقداماتی باید انجام دهد؟ و در سطح بینالمللی چه کارهای دیگری میتوان انجام داد؟ تا کنون سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و مجامع و گروههای دیگری نیز خواستار تامین امنیت وی شده اند.
به عنوان مثال وقتیکه ۱۵۰ نفر دفتر کار و منزل وی را محاصره کردند، خانم عبادی به سرعت با پليس تماس گرفت. اما نیروهای پلیس پس از حضور در محل برای مدتی طولانی هیچ کاری نکردند و به این گروه اجازه دادند که به فریاد کشیدن خود ادامه دهد.
قاعدتا اگر هدف حفاظت از خانم عبادی باشد، پلیس باید به سرعت دخالت کرده و این افراد را متفرق کند. به نظر من حکومت ایران باید نشان دهد که در حفاظت از خانم عبادی جدی است نه اینکه به جامعه بین المللی اینطور جلوه دهد ولی در عمل، کاری نکند.
من از تمام کسانی که به حقوق بشراعتقاد دارند میخواهم که از مدافعان حقوق بشر دفاع کنند. شیرین عبادی و افراد دیگر نظیر وی، زندگی خود را برای این هدف [دفاع از حقوق بشر] به خطر میاندازند.
هر کسی که به صحبتهای من گوش میدهد و میتواند نامهای به حکومت ایران بنویسد، باید خواستار حفاظت از شیرین عبادی شود. هر کدام از ما با برداشتن یک گام میتوانیم جهان را به مکانی بهتر از این که هست بدل کنیم.
به نظر شما شیرین عبادی و سایر فعالان حقوق بشر چگونه باید به افزایش فشارها و تهدیدهای امنیتی بر خود واکنش نشان دهند؟
آرزوی من این بود که آنها مجبور نبودند در این شرایط سخت فعالیت کنند، ولی متاسفانه این تنها راهی است که برای آنها باقی مانده است و به همین خاطر من برای آنها احترام ویژه ای قائل هستم.
خانم عبادی با وجود تشدید فشارها و تهدید شدن به مرگ، به فعالیت خود ادامه میدهد. تمام همکاران وی به فعالیتهای خود در دفاع از حقوق مدنی مردم و حقوق بشر ادامه میدهند ، به حمایت از زندانیان و ناراضیان سیاسی و دفاع از افراد بیدفاع ادامه میدهند. همه این کارها در شرایطی انجام میشود که خود این فعالین بشدت تحت فشار هستند. این فعالین به موازین جهانی حقوق بشر و به فعالیتهایی که در این راستا در ایران انجام میدهند عمیقا معتقدند. به نظر من آنها انسانهای با شهامتی هستند.
در سال ۲۰۰۷ شما و شیرین عبادی از دولت جورج بوش خواستید تا گفتوگوهای سازندهای را با حکومت ایران آغاز کند. آیا قصد دارید که این خواست خود را با باراک اوباما رئیس جمهور جدید آمریکا نیز در میان بگذارید؟
بله قطعا، من فکر نمیکنم که از طریق منزوی کردن بتوان به چیزی رسید. به اعتقاد من حکومتها، شهروندان و همه باید در تماس و گفتوگو باشند. وقتیکه گروهی در انزوا قرار بگیرد ایجاد فضای رعب و وحشت ساده تر خواهد بود و این همان کاری است که حکومت ایران انجام می دهد؛ یعنی منزوی کردن مردم ایران در داخل کشور و یا منزوی کردن یکی از مدافعان حقوق بشر.
چند هفته قبل از آغاز دور جدید اعمال فشارها بر شیرین عبادی وی قصد داشت برای دریافت یک جایزه حقوق بشر به خارج سفر کند. اما حکومت [ایران] پاسپورت وی را ضبط کرد و به وی اجازه خروج از کشور را ندادند. وقتیکه مردم کشوری در انزوا قرار بگیرند، ایجاد فضای رعب و وحشت ساده خواهد بود. بله به نظر من دولت باراک اوباما باید با حکومت ایران وارد گفتوگوهای مستقیم شود.
در پاسخ به کسانی که میگویند «نمیتوان با حکومت ایران یک گفتوگو و تماس منطقی داشت» چه میگویید؟ خود شما در این مصاحبه گفتید که حکومت ایران ناقض حقوق بشر است.
همین نکته را هم میشد در مورد اتحاد شوروی سابق عنوان کرد، اما در آن مورد تماس و گفتوگوهای مستقیم وجود داشت. میخائیل گورباچف فضای آن کشور را باز کرد و وضعیت متحول شد. این تماسها و تغییرات در شرایطی صورت گرفت که اتحاد شوروی نیز پرونده بدی در مورد حقوق بشر داشت.
بهترین راه تاثیرگذاری، تماس مستقیم است و نه انزوا و منزوی ساختن.
----
نامه به بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل
ما امضاء کنندگان این نامه خواهان بازگشایی بلادرنگ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، پرداخت غرامت به کانون، جبران هرگونه خسارت به دفتر کار خانم عبادی و پوزش رسمی مقامات مسوول بابت رفتار ناهنجاری هستیم که در حق ایشان صورت گرفته است.
(در حال جمعآوری امضا) |
|
ايران امروز: نامه زیر توسط جمعی از فعالان حقوق بشر و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی ایرانی مقیم خارج کشور برای ارسال به دبیرکل سازمان ملل متحد و دیگر نهادها و شخصیتهای بین المللی، تهیه شده است. چنانچه مایل به افزودن نام خود به لیست امضاء کنندگان هستید لطفا به آدرس
bhoghoogh@yahoo.de ایمیل بفرستید. لیست روز دوشنبه ۱۲ ژانویه ۲۰۰۹ (۲۳ دیماه ۱۳۸۷) بسته شده و نامه همراه با اسامی امضاء کنندگان برای گیرندگان ارسال میشود.
برای مشارکت در ادامه تلاشها برای دفاع از خانم عبادی و بازگشایی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، از جمله برای رسانیدن این نامه بدست و جلب حمایت اعضای پارلمان، روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و دیگران در کشوری که اقامت دارید، نیز میتوانید با ایمیل آدرس فوق تماس بگیرید.
اقدامات اخیر علیه خانم شیرین عبادی،
شخصیت برجسته بینالمللی و برنده جایزه صلح نوبل، را محکوم میکنیم؛
خواهان بازگشایی فوری دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران هستیم.
عالیجناب بان کی مون
دبیرکل محترم سازمان ملل متحد
چنانکه اعلام شده است در روز ۲۱ دسامبر ۲۰۰۸ (اول دیماه ۱۳۸۷) ماموران امنیتی و انتظامی بدون ارایه هرگونه حکم قانونی، به پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، مستقر در تهران اقدام کردند. متاسفانه، از آن تاریخ به بعد تا کنون، هنوز هیچ دستوری برای بازگشایی دفتر کانون صادر نشده است.
کانون مدافعان حقوق بشر در ایران ۸ سال پیش به ابتکار خانم شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، و دیگر سرشناسان مدافع صلح و حقوق بشر در ایران تاسیس شد.
قانونیت تاسیس و فعالیت کانون مدافعان حقوق بشر در ایران را نه تنها اصل ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تضمین کرده است، بلکه طی ۸ ساله اخیر هیچ شک و شبههای پیرامون مغایرت تاسیس و فعالیت این نهاد توسط هیچ یک از مقامات حکومتی تا کنون ابراز نشده بوده است.
حق تاسیس و فعالیت کانون مدافعان حقوق بشر نه تنها مطابق قوانین ایران، بلکه، طبق مفاد اصل ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر، مصوب مجمع عمومی سال ۱۹۴۸ سازمان ملل، طبق اصل ۲۱ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، و نیز در اعلامیه مصوب مجمع عمومی سال ۱۹۹۸ تحت عنوان "حقوق و مسؤولیت افراد، گروهها و نهادهای جامعه برای ترویج و حمایت از حقوق بشر و آزادیهای سیاسی شناخته شده" به صراحت مورد تائید قرار گرفته و دولت جمهوری اسلامی ایران نیز رسما پای بندی خود به تمام این اسناد را مورد تاکید قرار داده است.
گرچه تشکیل احزاب، جمعيتها، انجمنهای سياسی و صنفی و اجتماعات در کشور ما قانونا مستلزم کسب مجوز از دولت نیست، با اين وجود احزاب و انجمنها برای این که از امتیازات و تسهیلات دولتی برخوردار شوند، موظف به ثبت خود در وزارت کشورند. کانون مدافعان برای بهره گیری از این مزایای قانونی به کسب پروانه اقدام کرده است. اما مقامات دولتی، علیرغم عدم اعلام هرگونه ایراد قانونی به فعالیت کانون طی 8 سال اخیر، بدون ارایه هیچ گونه دلیلی از صدور پروانۀ فعاليت آن خودداری کردهاند. آنها اکنون، به جای پوزش خواهی عدم انجام وظیفه قانونی خود – که فی نفسه تخلف و قابل پیگرد است – آن را دلیل "غیرقانونی بودن" کانون مدافعان اعلام کردهاند.
متعاقب اقدام غیر قانونی يادشده، ماموران حکومتی روز سوم دیماه مجددا بدون ارایه هرگونه حکم رسمی، به دفتر وکالت خانم عبادی وارد شده و پس از چندین ساعت بازرسی خودسرانه دفتر، تمام پروندههای خصوصی مربوط به موکلین خانم عبادی و دو دستگاه کامپیوتر ایشان را با خود بردهاند.
* ما امضاء کنندگان این نامه خدمات صادقانه و خیراندیشانه کانون را ارج گذاشته نشانه سربلندی ایرانیان میشناسیم. ما جلوگیری از فعالیت کانون را بشدت محکوم میکنیم. خانم شیرین عبادی شخصیت سرشناس بین المللی است و نقش ایشان در ایران افتخار بزرگی برای کشور ماست. رفتار اخیر حکومت جمهوری اسلامی ایران با خانم عبادی مایه تاسف عمیق ما و لطمه شدید به حثییت و اعتبار قانون در کشور ماست.
* ما امضاء کنندگان این نامه به پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در ایران بشدت اعتراض کرده و آن را عملی کاملا خودسرانه و خلاف قوانین جاری کشور و مصداق نقض آشکار اصل ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میشناسیم؛ ما پلمب دفتر کانون مدافعان و رفتار اخیر با خانم عبادی را نقض آشکار قوانین، تعهدات و میثاقهای بین المللی میدانیم که دولت جمهوری اسلامی ایران خود را در مجامع بین المللی به رعایت آنها متعهد اعلام میکند.
* ما امضاء کنندگان این نامه خواهان پیگرد قانونی صادرکنندگان دستور پلمب دفتر کانون و مجازات مهاجمین غیر قانونی به دفتر کار و مصادره کنندگان اسناد خانم شیرین عبادی هستيم.
* ما امضاء کنندگان این نامه خواهان بازگشایی بلادرنگ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، پرداخت غرامت به کانون، جبران هرگونه خسارت به دفتر کار خانم عبادی و پوزش رسمی مقامات مسوول بابت رفتار ناهنجاری هستیم که در حق ایشان صورت گرفته است.
* صمیمانه از شما انتظار داریم با مراجعه به رئیس قوه قضائیه، رئیس جمهوری اسلامی و رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، مساعدت نمایید فعالیت کانون به حال عادی باز گردد.
امیدواریم مسوولین کشور هرچه زودتر به این خواست بشردوستان ایران و جهان پاسخ مثبت دهند. اما چنانچه آنان به هر بهانه و بر خلاف وظیفه، به حمایت از قانون شکنی و تعرض به حقوق حقه ملت ادامه دهند، چنانچه دستور رفع پلمب به هر دلیل به تاخیر افتد، چنانچه پیگیری شکایات خانم عبادی و سایر مسوولین کانون مدافعان حقوق بشر به مقامات قضایی کشور نادیده گرفته شود؛ ما امضاء کنندگان این نامه وظیفه خود خواهیم دانست که برای پیگیری شکایت ایشان، اقدامات خود را برای بازگشائی مجدد دفتر کانون و تضمین فعاليت آزادانۀ آن به هر طریق ممکن به اجرا گذاريم.
۱. احسانیپور مهرداد - کلن - آلمان
۲. احمدیان پریسا - فرنکفورت - آلمان
۳. اردوخانی ابوالفضل - بروکسل - بلژیک
۴. اسفندیارمز شیرین - بروکسل - بلژیک
۵. اشتهارد پروین - مالمو - سوئد
۶. افتخاری بیژن
۷. افشاری علی - واشنگتن - آمریکا
۸. اکبری اصغر
۹. امیر خسروی بابک - پاریس - فرانسه
۱۰. امیری امری - وین - اتریش
۱۱. امینی مهدی - واشنگتن - آمریکا
۱۲. انصاری وهاب - کلن - آلمان
۱۳. ایزد سیما
۱۴. ایمپرتو-قاسمی اختر - کلن - آلمان
۱۵. آذری مسعود - استکهلم - سوئد
۱۶. آرژنگ بهمن
۱۷. آزاد آینده - وین - اتریش
۱۸. آگاه حمیرا - بروکسل - بلژیک
۱۹. آهنگری کاوه
۲۰. باجاقلی رحیم - ویرجینیا - آمریکا
۲۱. باقری فریبرز - فرانکفورت - آمریکا
۲۲. براتی مهران - برلین - آلمان
۲۳. برزنجه محمد -هامبورگ - آلمان
۲۴. بصیری نسرین - برلین - آلمان
۲۵. بهمنی محمد - لوسانجلس آمریکا
۲۶. بینیاز بیتالله - آلمان
۲۷. بیضائی نیلوفر - آلمان
۲۸. پرزین حبیب - کلن - آلمان
۲۹. پورنقوی علی - اوتریخت - هلند
۳۰. پیرزاده بیژن - لوسآنجلس - آمریکا
۳۱. تبریزیان حبیب
۳۲. تهرانی شهران - لوسآنجلس - آمریکا
۳۳. توحیدی نیره - لوسآنجلس - آمریکا
۳۴. توکلی ماندنا - آمریکا
۳۵. ثقفی سهیلا
۳۶. جعفری عاطفه کلن - آلمان
۳۷. جعفری حسن برلین - آلمان
۳۸. جواهری فرزاد
۳۹. چرندابی رصا - فرانکفورت - آلمان
۴۰. حسین علوی - برلین - آلمان
۴۱. حسینزاده جعفر - بروکسل - بلژیک
۴۲. حکمت بیژن - پاریس - فرانسه
۴۳. حیدریان محسن - گوتنبرگ - سوئد
۴۴. خانبابا تهرانی مهدی - فرانکفورت - آلمان
۴۵. خرسند اصغر - وین - اتریش
۴۶. خلیق بهروز - کلن - آلمان
۴۷. داوودی مهاجر فریبا - واشنگتن - آمریکا
۴۸. درویشپور مهرداد - استکهلم - سوئد
۴۹. درویشپور حسن - آلمان
۵۰. دقیقیان شیرین - لوسآنجلس - آمریکا
۵۱. دوستدار اکبر - دورتموند - آلمان
۵۲. رادبوی علی
۵۳. رضوان آزیتا
۵۴. رمضانیراد مسعود
۵۵. زهتاب حسن - شوده - سوئد
۵۶. سازگارا محسن - واشنگتن - آمریکا
۵۷. سطوت مریم - کلن - آلمان
۵۸. سلطانی سیامک - آلمان
۵۹. سلیمانی رضا - بروکسل - بلژیک
۶۰. سیاووشی رضا - سانفرانسیسکو - آمریکا
۶۱. شب افروز مسعود
۶۲. شروینی سعید -هامبورگ - آلمان
۶۳. شریعت مداری حسن -هامبورگ - آلمان
۶۴. شکری مینا
۶۵. شمس حائریهادی
۶۶. صابری بانو - آتلانتا - آمریکا
۶۷. صادقی مرتضی - آمستردام - هلند
۶۸. صمدپوری علی - بروکسل - هلند
۶۹. عابدپور ضیاء - مالمو - سوئد
۷۰. عباسی بهمن - هلند
۷۱. عبدالرحیمپور مجید -هانوور - آلمان
۷۲. عطری اکبر - واشنگتن - آمریکا
۷۳. عظیمی فرزانه - وین - اتریش
۷۴. علمداری کاظم - لوسآنجلس - آمریکا
۷۵. فانی یزدی رضا - سانفرانسیسکو - آمریکا
۷۶. فتحی مسعود - وین - اتریش
۷۷. فدایی بهروز - آمستردام - هلند
۷۸. فرید سیامک - بروکسل - بلژیک
۷۹. فولادی فیروزه - آمریکا
۸۰. قراباغی علیرضا
۸۱. قنبری علیاکبر - بن - آلمان
۸۲. قیومی رحیم - دوسلدورف - آلمان
۸۳. کارگر صادق - اسلو - نروژ
۸۴. کر یوسف - برلین - آلمان
۸۵. کریمی بهزاد - هلند
۸۶. کریمی محمد - آلمان
۸۷. کریمی نسرین - آلمان
۸۸. کریمی رضا - استکهلم - سوئد
۸۹. کشاورز سهیل
۹۰. کیانی تهمورث
۹۱. گنجبخش امیرحسین - واشنگتن - آمریکا
۹۲. ماندگار حمید - بروکسل - بلژیک
۹۳. ماهباز عفت - لندن ۰ انگلستان
۹۴. مجدزاده بهار
۹۵. محمدی ملیحه - برلین - آلمان
۹۶. محمدی سارا
۹۷. مدرس فرخنده
۹۸. مرادی داریوش - کلن - آلمان
۹۹. مشایخی مهرداد - واشنگتن - آمریکا
۱۰۰. معمارحسینی مهرانگیز - آخن - آلمان
۱۰۱. ملک محمدی مرتضی - فرانکفورت - آلمان
۱۰۲. منصور صفائیان کاظم - بروکسل - بلژیک
۱۰۳. منصور صفائیان پرهام - بروکسل - بلژیک
۱۰۴. مهدی اکبر - آمریکا
۱۰۵. مهربان خسرو - بروکسل - بلژیک
۱۰۶. موسوی پروین
۱۰۷. مونسی داوود
۱۰۸. میرزاوند محمود
۱۰۹. میرستاری انور - بروکسل - بلژیک
۱۱۰. میرمویدی علیرضا - آخن - آلمان
۱۱۱. ناز سحر - بروکسل - یلژیک
۱۱۲. ناظم احمد
۱۱۳. ناظمی احمد - آلمان
۱۱۴. نافعی رضا - هورت - آلمان
۱۱۵. ناهیدپور نوشین - لندن - انگلستان
۱۱۶. نایبهاشم حسن - وین - اتریش
۱۱۷. نجاتی احمد
۱۱۸. نگهدار فرخ - لندن - انگلستان
۱۱۹. نوری احمد - برلین - آلمان
۱۲۰. نیرومند بهمن - برلین - آلمان
۱۲۱. همتی مسعود - بروکسل - بلژیک
گیرندگان:
دبیرکل سازمان ملل متحد، رئيس شورای حقوق بشر، کميسر عالی حقوق بشر، گزارشگر ويژه وضعيت مدافعان حقوق بشر، دبیرکل اتحادیه جهانی بین المجالس، رئيس فدراسيون بين المللی جامعههای حقوق بشر، دبیرکل عفو بین الملل، مدير اجرائی ديدبان حقوق بشر، دبيرکل سازمان جهانی مبارزه با شکنجه، دبیرخانه جایزه صلح نوبل، تمام روسای پارلمانهای تمام کشورها، ...
|