بازگشت به صفحه اول

 

 
 

فتواي تكان دهنده شيخ در مورد صدها ميليون مسلمان سني مذهب

اخيرا حجت السلام شيخ مهدي دانشمند از بيت رهبري و نظريه پرداز موعظه خوان جمهوري اسلامي كه شبكه ماهواره اي تلويزيون سلام  سخنراني هاي او را پخش مي كند، در يكي از خطبه هاي خود، از بالاي منبر "اسلام ناب محمدي" نه تنها عمر خليفه دوم مسلمانان جهان را به باد بدترين و زشت ترين ناسزاها قرار مي دهد بلكه با سند فقهي و حديث پيامبر و علي مدعي مي شود كه كه از نظر "شرع" همه مسلمانان سني مذهب حرامزاده هستند، و بر طبق فقه اسلام و فقه نبوي زنان سني ها بر آنان حرام است. بنده وارد جزئيات افاضات اين شيخ درازآستين نمي شوم. از خواننده محترم استدعا مي كنم كه فيلم كوتاه  ويديويي مربوطه را در يوتيوب حتما مشاهد كنند (لينك شماره يك در پايان اين نوشتار). البته اين اولين بار نيست كه اين شيخ دانشمند اينگونه سخاوتمندانه در مورد سني ها اظهار محبت مي كند. مدتي پيش، نوشتاري از اين حقير بهمراه لينك ويدئويي مربوطه در مورد توهين شيخ به مردم بلوچ و اهل سنت، در سايت هاي مختلف منتشر شد. انگيزه من از نوشتن و بر ملاء كردن اين شيخ عزيز و دردانه بيت رهبري، در آستانه سي امين سالگرد بقدرت رسيدن آخوندها، جلب توجه هموطنان به حقايق بسيار تلخ و ناگواري است كه در ايران به زور سر نيزه مي گزرد. بيان اين حقايق، به قول شاملو، زبان انسان را مي سوزاند و نگفتن آن، مغز استخوان را.

در سال گذشته ميلادي رژيم جمهوري اسلامي دو مولوي ( رهبر مذهبي) سني مذهب به نام هاي مولوي عبدالقدوس ملازهي و مولوي محمد يوسف سهرابي را به جرم " قصد ايجاد تفرقه بين سني و شيعه" اعدام نمود ( لينك شماره دو). در طي سال هاي اخير تعداد زيادي از رهبران سني مذهب بلوچ؛ كرد؛ تركمن صحرا، هرمزگان؛ خراسان؛ طالش؛ آذربايجان و ديگر مناطق ايران، به همراه صدها طلبه سني و فعال مدني اهل سنت ؛ به اتهام تفرقه پراكني بين سني و شيعه دستگير؛ زنداني؛ شكنجه و حتي اعدام شده اند. مولانا احمد نارويي ؛ رهبر مذهبي شماره دو سيستان و بلوچستان؛ فقط به جرم گفتن كلماتي بدين مضمون كه توهين به مقدسات اهل سنت كمكي به وحدت بين شيعه و سني دركشورايران ِ اسلامي نمي كند، دستگير و روانه زندان نامعلومي جهت شكنجه و بازجويي شود. سركوب و اعدام هاي بيرحمانه اهل سنت در حالي صورت مي گيرد كه امثال حجت السلام شيخ مهدي دانشمند ها نه تنها مجاز هستند كه از جايگاه منبر و مسجد به اهل تسنن توهين كنند، بلكه با صرف پول هنگفت بيت المال اين نظريات خود را از طريق شبكه هاي جهاني نظير تلويزيون ماهواره اي سلام روزانه تكثير و منتشركنند.

ترور و سركوب اهل سنت از يك طرف و تبليغات گوبلز گونه جمهوري اسلامي در مورد "وحدت شيعه و سني" از طرف ديگر همچنان بي وقفه ادامه دارد. عليرغم متانت، مواضع نرم و مسالمت آميز رهبران مذهبي اهل تسنن و همسويي آنها با رژيم جمهوري اسلامي (لينك شماره سه)، متعصبين ولايت فقيه به چيزي كمتر از تسليم كامل اهل تسنن در مقابل "اسلام ناب ولايت مطلقه فقيه" راضي نخواهند شد.  هفته پيش مولانا  عبدالطيف حيدري از علماي اهل سنت تايباد خراسان به قتل رسيد. درهمان هفته سازمان تبليغات رژيم اعلام نمود كه ۲۴ هزار مبلغ به مساجد مناطق محروم سيستان و بلوچستان اعزام شده‌اند (لينك شماره چهار). هدف اين مبلغين بيشمار تغذيه فكري و اعتقادي مردم سني مذهب بلوچ اعلام شده است. اين در حالي است كه رژيم جمهوري اسلامي براي تغذيه (غذايي) سني هاي نوار غــزه ميليون ها دلار از بيت المال ايرانيان هزينه مي كند، اما بلوچ هاي گرسنه فقط تغذيه فكري و اعتقادي مي شوند. حقيقتا جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل، مخصوصا در مملكتي كه اينگونه بطور علني و بي پروا سنگ ها را بسته و سگ ها را رها كرده اند.

دكتر عبدالستار دوشوكي

بيست و يكم بهمن 1387

Doshoki@gmail.com

 (Link No. 1):  http://www.youtube.com/watch?v=H_eD95ZaXA4

(Link No. 2):  http://www.autnews.us/archives/1387,01,0008647

(link No.3):   http://www2.irna.ir/fa/news/view/menu-155/8709295027152928.htm

(Link No. 4):  http://sb.isna.ir/mainnews.php?ID=News-21091

---- 

مادرم در خاوران است، نامه یک هموطن بهایی

دوشنبه ، 21 بهمن 1387

هم‌وطنان عدل‌پرور عزیز، ملّت شریف و منصف ایران،

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: با قلبی آکنده از افسوس و غم روی به شما می‌آورم و دادخواهی می‌کنم.  به شما روی می‌آورم که از سرزمین نیاکانی برخواسته‌اید که در ادوار گذشته عدالتِ حکومتش شهرۀ آفاق بود.

به شما روی می‌آورم که فرزندان کورش و انوشیروان عادل هستید و از شما می‌خواهم که عادلانه به قضاوت بنشینید.

چند روز پیش بر حسب تصادف به بیانیه‌ای راجع به تخریب قبرستان خاوران در طهران برخوردم.  در وحلۀ اوّل، این مقاله برایم تکراری بود از این جهت که تخریب قبرستان‌های بهائی در تاریخ اخیر ایران بارها تکرار شده ‌است، ولی با خواندن دوبارۀ آن تمام خاطرات دردآور و جان‌سوز ۲۷ سال گذشته برایم زنده شد، چه که متوجّه شدم این همان قبرستانی است که مادرم در آن مدفون بودند.

۲۷ سال پیش، در روز ۴ ژانویۀ ۱۹۸۲، شیدرخ امیرکیا–بقا به علّت ایمانش به دیانت بهائی و به دلیل اینکه از کتمان عقیدۀ خود در زندان اوین با شجاعت پرهیز کرده بود، با چند نفر بهائی دیگر کشته شد.  جسد او و بهائیان دیگر را بدون خبر بستگان و در خفیٰ، جمعاً در این قبرستان، که به قبرستان کفار مشهور بود، دفن کردند.  گناه او و دیگر بهائیان، اعتقاد به دیانت بهائی و ایمان به تحقّق صلح جهانی بود.  مادرم زنی شجاع و بی‌باک بود.  او مدافع عدالت و راستی بود.  تنها سعی و کوشش در زندگی را خدمت به هم‌نوع و عالم انسانی می‌دانست.

نامه‌ای نبود که برای فرزندانش بفرستد و به آنها گوشزد نکند که محبّت و خدمت به نوع بشر را فراموش نکنند.  تنها خوشی او در زندگی داشتن جلسات دعا و مناجات و پذیرائی از دوستان و آشنایانی بود که به دلیلی مورد ستم قرار گرفته بودند.  غم‌خوار همگان بود و مهربان با همه.  همیشه سعی می‌کرد به مصداق این بیان زندگی کند: «... به هر نفسی میرسید خیری بنمائید و نفعی برسانید ...»

وظیفۀ روزانۀ خود می‌دانست که خدمتی به آشنا و بیگانه بنماید، چون این خدمت را تاج ابدی و افتخار سرمدی برای خود می‌دانست.  وا اسفا که با شقاوت و بی‌رحمی این مادر مهربان را از من گرفتند و غم دیدارش را در این جهان بر قلبم مُهر و موم نمودند.  محبّت بی‌دریغش را از فرزندانم دریغ کردند و تا ابد داغ‌دارم کردند.  تنها امیدم این بود که روزی سر بر مزارش گذارم و به یادش بگریم و از روزهائی که محروم از دیدنش بودم با او سخن گویم.  امّا افسوس که قبرش را نابود کردند و دیگر اثری از او در این دنیای فانی به جای نگذاشتند.

دورم ز تو ای خستۀ خوبان چه نویسم

مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم

ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد

با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم

کاملاً واقفم که عزیزان بی‌شماری در این گورستان مدفون بودند.  بدین وسیله تسلیت قلبی خودم را به همگی بازماندگان ابراز می‌کنم.

دعا می‌کنم که به زودی صلح و محبّت و صفا در میان تمامی اهالی این مملکتِ مُشگبیز رخنه کند و این کشور مهرپرور رَشگ عالمیان گردد.

منوشید بقا

----

گزارش ماهانه انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران - ژانویه سال ۲۰۰۹

دوشنبه ۲۱م بهمن ۱۳۸۷

گزارش ماهانه انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران از موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان در ماه ژانویه

خبرنامه اميرکبير: بازداشت فعالان مدنی آذربایجانی در ایران همچون ماه های گذشته ادامه دارد. آنها مورد بازداشت خود سرانه قرارمی گیرند و بدون محاکمه و تفهیم اتهام و بدون برخورداری از وکیل و حق ملاقات با خانواده نگهداری می شوند. در چنین مواقعی اغلب در معرض شکنجه و یا سایر انواع بدرفتاری نیز قرار می گیرند. در این میان اقلیت های مذهبی مورد تبعیض های مضاعف قرار می گیرند. آنها هم به لحاظ قومیتی و هم به لحاظ اعتقادات دینی شان مجبور به تحمل فشار مضاعفی هستند که از طرف ارگانهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران اعمال می شود.

بازداشت شدگان ماههای گذشته

مهندس عبداله عباسی جوان، استاد معماری دانشگاه شهید رجایی تهران که روز پنجشنبه ۲۳ آبان ۸۷ ( ۱۳نوامبر)، به هنگام شرکت در مراسم سالگرد ستارخان (سردار ملی آذربایجان و مبارز دوره مشروطیت) در شهر ری دستگیر شده بود همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین که در اختیار وزارت اطلاعات ایران است در حبس بسر می برد. کماکان به ایشان اجازه ملاقات با خانواده و گرفتن وکیل داده نمی شود. خانواده او هنوز از علت بازداشت نامبرده اظهار بی اطلاعی می کنند. یداله عباسی جوان، برادر مهندس عباسی جوان روز ۲۳ ژانویه در مصاحبه با بخش آذربایجانی رادیو اروپایی آزاد گفته است: « برادر من به علت حضور بر سر قبر ستارخان و گرامیداشت یاد او دستگیر شده است. و مدت بیش از دو ماه است در سلول انفرادی نگه داشته اند، حال من نمی دانم مگر برای یک فاتحه خواندن به آدم دو ماه حبس می دهند؟ مگر خواستار تحصیل به زبان مادری جرم بزرگی محسوب می شود».او می گوید، باور دارد که برادراش، هم اکنون در وضعیت بدی و تحت شکنجه بسر می برد.

مهندس عباسی جوان سال گذشته نیز پس از دستگیری در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۶( ۱۸ آگوست ۲۰۰۷) به مدت ۱۳۰ روز و در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران در بازداشت به سر برد. در مدت حبس بارها وی را کتک زده و تحت شکنجه های روحی قرار داده بودند. او بعد از آزادی٬ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به یکسال حبس با ۵ سال تعلیق محکوم گشت.

در این میان روز سه شنبه ۱ بهمن ۱٣٨۷ (۲۰ ژانویه ۲۰۰۹) حسین حسینی، دبیر اسبق انجمن اسلامی آموزشکده رازی شهر اردبیل دیگر بازداشتی مراسم یاد بود ستارخان به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد. هنوز اتهام و تاریخ محاکمه او مشخص نیست. حسینی که خواهرزاده مهندس عباسی جوان می باشد تمام مدت ۶۸ روز بازداشت را در سلول انفرادی بسر برده است، او پس از آزادی اعلام داشته است که در مدت حبس زیر شکنجه های شدید جسمی و روحی نیروهای امنیتی قرار داشته است. او پیش از این نیز در ابتدای تیر ماه ۱۳۸۷( زوئن ۲۰۰۸) به مدت سه هفته در بازداشتگاههای اداره اطلاعات نقده (سولدوز) و اردبیل تحت بازجویی همراه با شکنجه قرار داشت. او سپس با ضمانت ۱۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.

وحید شیخ بگلو، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه آزاد تبریز و عضو سابق تشکل دانشجویی آرمان در این دانشگاه، که در تاریخ ۴ دیماه ۸۷ (۲۴ دسامبر ۲۰۰٨) مقابل منزل خود در تبریزدستگیر شده بود، کماکان در شرایط بلاتکلیفی در زندان تبریز بسر می برد. با اینکه در این مدت او برای دو بار جهت محاکمه به دادگاه انقلاب تبریز انتقال داده شده است اما هنوز علت بازداشت وی برای خانواده شیخ بگلو مشخص نشده است، و قاضی پرونده اعلام داشته که پرونده وحید هنوز در مرحله تحقیقات است و پرونده تکمیل نشده است. لازم بذکر است آخرین جلسه نامبرده روز سه شنبه ۸ بهمن ۸۷ (۲٨ ژانویه ۲۰۰۹) بصورت غیرعلنی و بدون حصور وکیل برگزار شده است.

شهناز غلامی، وبلاگ‌ نویس و فعال حقوق زنان درتبریز، شنبه ۲۸ دی ٨۷ ( ۱۷ ژانویه ۲۰۰۹) پس از تحمل ۶۹ روز حبس با سپردن وثیقه ۲۰ میلیون تومانی تا زمان تشکیل دادگاه خود آزاد شد. مقامات قضایی هنوز زمان تشکیل دادگاه او را اعلام نکرده‌اند. به گفته نقی محمودی وکیل مدافع خانم غلامی، اتهامات او «تشویش اذهان عمومی» و «ارسال خبر به خبرگزاریهای مرتبط با سازمان مجاهدین خلق»عنوان شده است. خانم غلامی، صاحب وبلاگ «آذرزن» و عضو انجمن روزنامه‌نگاران زن ایران هستند. ایشان در تاریخ ۱۹ آبان‌ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.خانم غلامی در مدت حبس در اعتراض به طولانی شدن مدت بازداشت خود به اعتصاب غذایی هشت روزه دست زده بود.

این فعال حقوق زنان پیشتر در شهریور ماه ۸۷ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» ‌در دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان محکوم شده بود. او همچنین در خلال سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳( ۱۹۸۹ - ۱۹۹۴) به مدت پنج سال زندانی سیاسی بود و در مردادماه ۸۶ ( اوت ۲۰۰۷) نیز یک ماه در بازداشت به سر برده بود.

بازداشت های جدید

فعالان حقوق بشر گزارش می دهند حسن اسدی، فعال مدنی ۳۰ ساله آذربایجانی روز سه شنبه ۱ بهمن ماه۸۷ (۲۰ ژانویه ۲۰۰۹) ، توسط مأموران اداره اطلاعات شهر تبریز بازداشت و به زندان تبریز منتقل شده است. هنوز از علت بازداشت او اطلاعی در دست نیست.

حسن اسدی در دومین سالگرد اعتراضات خرداد ۱۳۸۵( مای ۲۰۰۶) آذربایجان، به چاپ کاریکاتور توهین أمیز روزنامه دولتی ایران نیز توسط ماموران امنیتی بازداشت شده و در مدت بازداشت اجازه ملاقات و تماس با وکیل و خانواده به او داده نشده بود. همزمان منابع حقوق بشری در تبریز با دادن گزارشهای اعلام کرده بودند که حسن اسدی در طول دوره بازداشت در معرض بد رفتاری و شکنجه قرار گرفته است و به دنبال وخیم شدن وضعیت جسمانی اش در طول بازداشت به درمانگاه در خارج از زندان منتقل گردیده است. گزارشات نشان میدهد که ناخن های حسن اسدی کشیده شده و انگشت های وی شکسته شده بود. همچنین وی چندین بار در طول بازداشت در نتیجه کتکهای مامورین بیهوش شده بود. او سپس با قرار ضمانت پس از ۳۳ روز حبس آزاد شده بود.

نامبرده ۱۹بهمن ۱۳۸۵(۸ فوریه ۲۰۰۷) نیز هنگام شرکت در تجمع اعتراضی به حکم زندان عباس لسانی، فعال سیاسی آذربایجانی در مقابل زندان اردبیل دستگیر و بعد از ۴ ماه بازداشت موقت همراه با شکنجه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل و زندان تبریز به اتهام عضویت در حزب های تجزیه طلبانه تفهیم اتهام و با ضمانت ۷۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شده بود.

او۲۳ دی ۱۳۸۶ در پرونده ای دیگر از طرف شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز باز به اتهام عضویت در حزب استقلال آذربایجان جنوبی (گایپ) به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در شعبه ۴ دادگاه تجدید نظر به شش ماه حبس تعزیری تقلیل یافت. اسدی اخیرا” پس از تحمل شش ماه حبس خود در تاریخ ۲۷ آذر ٨۷ از زندان تبریز آزاد شد.

برگزاری دادگاه

جلسه رسیدگی به اتهامات هشت فعال دانشجویی آذربایجانی، روز شنبه ۲۸ دیماه ۸۷ در دادگاه انقلاب تبریز برگزار شد. این فعالان دانشجویی شامل «مقصود عهدی، منصور امینیان، آیدین خواجه ای، امیر مردانی، فراز زهتاب، سجاد رادمهر از دانشجویان دانشگاه تبریز بهمراه مجید ماکوئی دانشجوی کشتی سازی، دانشگاه مالک اشتر اصفهان و داریوش حاتمی، افسر وظیفه نیروی زمینی ارتش» در این جلسه با اتهامات « تشکیل و عضویت در گروه های غیر قانونی برای اخلال در امنیت ملی » و «تبلیغ علیه نظام» محاکمه شدند. دادگاه فوق بصورت غیر علنی و به ریاست قاضی حملر برگزار گردیده است. آقای نقی محمودی، نیز بعنوان وکیل مدافع این هشت فعال دانشجویی، در این جلسه دادگاه حضور داشتند.

آنها تابستان امسال در پی تعطیلی دانشگاهها توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدت سه ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و زندان تبریز بسر بردند. دانشجویان بازداشتی در طول مدتی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری می شدند، مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفته اند. در این مدت آنها از دسترسی به وکیل انتخابی و ملاقات با خانواده محروم بودند. بازداشت شدگان، سرانجام پس از سپردن وثیقه های ۵۰ و ۲۰ میلیون تومانی آزاد شدند، اما پرونده های آنها به دادگاه انقلاب تبریز ارسال شد.

اولین جلسه رسیدگی به اتهام های حمید والایی نویسنده و مدافع حقوق بشر روز چهارشنبه ۹ بهمن ۱٣٨۷( ۲٨ ژانویه ۲۰۰۹) در شعبه ۲ دادگاه انقلاب تبریز برگزار شد. به گفته آقای نقی محمودی وکیل مدافع والایی، ایشان در این جلسه با اتهام “تبلیغ علیه نظام” محاکمه شدند.

براساس قرار قبلی باید روز دوشنبه ۱۱ آذر ماه ۸۷ ( ۱ دسامبر ۲۰۰۸) جلسه رسیدگی به اتهام های والایی برگزار شود، ولی علیرغم حضور نامبرده و وکیل مدافع وی، “بیات” قاضی پرونده دستور تجدید تاریخ جلسه را صادرکرده بود.

حمید والایی در تاریخ ۲۵ تیرماه سالجاری ( ۱۵ ژوئیه) توسط ماموران امنیتی تبریز بازداشت شده و در مدت ۱۳ روزی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بود در معرض شکنجه و بد رفتاری از جمله شامل کتک و فشار های روانی بوده است بطوریکه شکنجه های مذکور سبب شکسته شدن دندانها، التهاب و خونریزی لثه ها و آسیب در ناحیه پای راست و سر وی شده بود.

از طرفی پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱٣٨۷ ( ۲۹ ژانویه ۲۰۰۹) در اردبیل جلسه رسیدگی به اتهامات بهروز علیزاده، ودود سعادتی، رحیم غلامی، حسین حسینی و اردشیر کریمی خیاوی پنج فعال مدنی و دانشجویی در شعبه ۱ دادگاه انقلاب اردبیل برگزار شد. در این جلسه سید محمدرضا فقیهی، وکالت این افراد را بر عهده داشت آنها متهم به «ترویج قومیت‌گرایی» هستند.

نامیردگان، ۲۰ فروردین ( ۸ آوریل ۲۰۰٨) امسال توسط نیروهای اداره اطلاعات اردبیل دستگیر و مدت ۲۰ روز را دربازداشت موقت به سر بردند. بازداشت شدگان، سرانجام پس از سپردن وثیقه های ۳۰۰ میلیون ریالی آزاد شدند. آنها در مدت بازداشت از ملاقات و تماس با وکیل و خانواده محروم بوده اند و برای گرفتن اقرار و کسب اعترافات دروغین در معرض بد رفتاری و شکنجه قرار داشته اند.

احضار

سعید محمودی، یاور شریفی(محصل)، محمد شریفی و علی اکبری چهار شهروند ارومیه ای هستند که اوائل شهریور ۱۳۸۷ در جریان تورنمنت بین المللی فوتبال در اورمیه و به جرم سردادن شعارهای تجزیه طلبانه بازداشت شده بودند٬ به تاریخ پنجم بهمن ماه۸۷ (۲۴ ژانویه ۲۰۰۹)به شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی جزایی ارومیه احضار شده بودند. اتهام این چهار نفر «اخلال در نظم عمومی» عنوان شده است.

در جریان این تورنمنت ورزشی چند تماشاگر دیگر نیز دستگیر شده بودند. یکی از آنان به نام پوریا حضرتی پس از محاکمه در شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی جزایی ارومیه توسط قاضی نظری تبرئه شده است. در حکم برائت که در آبان ۱۳۸۷ (نوامبر۲۰۰۸) صادر گشته٬ دلیل بازداشت او و سایر دستگیر شدگان توسط نیروی انتظامی٬ « تبلیغ به نفع گروههای تجزیه طلب با شعارهای قومیت گرا و نشان دادن علائم این گروهها » ذکر شده است.

درگیری نیروی انتظامی با روستاییان سنی مذهب در ارومیه

مأموران انتظامی جمهوری اسلامی ایران روز ۲۴ دیماه ۱۳۸۷ با گاز اشک آور و اسلحه به صدها تن از کشاورزان بی سلاح روستای قیزیل خنه یه (خانقاه سرخ) در شهر ارومیه که برای جلوگیری از تغییر مسیر آبهای زیرزمینی این روستا برای مصارف صنعتی در جاده اورمیه - سلماس تجمع کرده بودند٬ حمله کردند. آنها همچنین به وسائل نقلیه متعلق به روستائیان که در محل پارک شده بود خسارت وارد کرده و پلاک آنها را کنده و با خود بردند.

بیش از ۳۰ تن از جمله بارزاد نظامی افشار٬ مقداد نظامی افشار٬ سعید جعفرپور٬ محمد صمدزاده٬ بهرام قلیزاده٬ نادعلی قلیزاده (فرزند بهرام قلیزاده)٬ نادعلی علیپور٬ معراج علیپور٬ حیدر علیپور٬ سلیمان ابراهیم زاده٬ ناصر قلیزاده٬ اکبر رستمی٬ اسکندر اصلانی٬ الهوردی اصلانی٬ فرامرز جعفری٬محمد جعفری٬ نقی -ع و داوود - ش بازداشت شدند.

برخی از بازداشت شدگان مانند نادعلی قلیزاده٬ نادعلی٬ معراج و حیدر علیپور گلوله های واقعی و ساچمه ای زخمی شده بودند که امکانات درمانی در ساعات اولیه برای آنها فراهم نشد. آنها ۵ یا ۶ ساعت بعد از دستگیری به علت خونریزی شدید در بازداشتگاه به بیمارستان امام خمینی ارومیه انتقال یافتند. بازداشت شدگان در طی ۱۰ روز پس از بازجویی تحت شکنجه شدید به تدریج آزاد شده اند. آنها به جرمهایی از قبیل شورش علیه دولت و تمرد از دستورات در دادگاه نوشین شهر (۳۰ کیلومتری ارومیه و ۵ کیلومتری قیزیل خه نیه) محاکمه خواهند شد.

روستای «قیزیل خنه یه» که نام ترکی آن به صورت «خانقاه سرخ» تغییر داده شده است٬ از توابع بخش نازلو ارومیه بوده و نزدیک به ۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد. اهالی این روستا عمدتا از ترکهای سنی مذهب می باشند که مردم منطقه آنها را «کوره سوننی» یا ” سوننی تورک” می خوانند. آذربایجانیهای سنی در استانهای اردبیل و آذربایجان غربی ایران زندگی می کنند.

منابع غیر رسمی جمعیت فعلی آنها در چهار شهر ارومیه٬ خوی٬ سلماس و پیرانشهر در آذربایجان غربی را بیش از ۴۰۰ هزار تن اعلام کرده اند. صدها هزار تن از ترکهای سنی استان آذربایجان غربی به خاطر نداشتن امنیت در سالهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ در ایران به کشور ترکیه مهاجرت کرده اند. آنها در آزمونهای استخدامی و دانشگاهی رد صلاحیت می شوند و زمینهای روستاهایشان مورد غصب مراکز دولتی قرار می گیرد. و این در حالیست صدها هزار آذربایجانی سنی مذهب صاحب حتی یک انجمن٬ تشکل و یا سازمان غیر دولتی نیستند و به آنها اجازه تأسیس مدرسه دینی داده نشده است. به گفته ساکنین برخی از روستاهای آذربایجانیهای سنی دولت جمهوری اسلامی با تغییر جهت و منحرف کردن مسیر آبهای زیر زمینی روستاهای آنها مزارع حاصلخیز آنها را با مشکل بی آبی روبرو می کند.

توقیف نشریات دانشجویی

در ادامه برخورد با نشریات داشجویی آذربایجانی، نشریه دانشجویی ترکی-فارسی “خلج” در دانشگاه یزد توقیف شد. این نشریه به اتهام قومیت گرایی و پان ترکیسم در مقالاتی که در خصوص مسائل آذربایجان و ترکهای ساکن ایران نوشته شده بود به کمیته ناظر احضار شده و در دومین شماره خود به طور دائم توقیف شد.

در طی سال تحصیلی جدید مسئولین فرهنگی دانشگاهها فشار زیادی بر نشریات هویت خواه آذربایجانی آورده اند و در طی ماههای گذشته نشریات دانشجویی اولوس، نسیم، آراز، اوزلوک، اویانیش ،ستارخان،کیملیک ،یولداش ،یاغیش ،آیدین گله جک،قیبچاق،گونش،یارپاق،تلنگر ،چنلی بئل،یاشیل یول،آنا یوردو،سحر ،آچیق سوز، سایان و بولود همگی توقیف شده اند.

----

احکام سنگین زندان، تبعید و شلاق برای ۲۱ نفر از ترکهای سنی آذربایجان غربی
 

ساوالان سسی: برای ۲۵ نفر ازکشاورزان سنی مذهب روستای قیزیل خنیه(خانقاه سرخ) در اورمیه که به خاطر اعتراض به تغییر مسیر آبهای زیرزمینی در این روستا بازداشت شده بودند حکم صادر شد.

اتهام این افراد "اخلال در نظم عمومی" و "تمرد در مقابل مامورین دولتی" عنوان گردیده است.

شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری نازلو به ریاست قاضی هیکلی طی حکمی سلیمان ابراهیمی ، محمد صمدزاده ، مرتضی جعفری ، اللهوردی اصلانی ، محمد مناف زاده ، ایوب عزیز پور ، اکبر رستمی ، معراج علی پور ، سعید جعفرپور ، مجید قلی زاده و زیاد جعفرپور را به تحمل دو سال حبس تعزیری و یکسال تبعید به شهرستان میناب وتحمل ۷۴ ضربه شلاق تعزیری و بهروز مجیدی را به تحمل یک سال حبس تعزیری ویکسال تبعید به شهرستان میناب وتحمل ۷۴ ضربه شلاق و بارزاد نظامی افشار ، مقداد نظامی افشار و محمد اشرفی را به تحمل شش ماه ودو روز حبس تغزیری محکوم کرد.

دادگاه همچنین حیدر علی علیپور، حسین وهاب زاده ، سلیمان احمدی ، حبیب الله احمدی ومحمد جعفری را به پرداخت سیصد هزار تومان جزای نقدی و حجت مکرم را به پرداخت دویست هزار تومان جزای نقدی محکوم تمود.

درجریان دادگاه فوق مهدی اسمعیلی ، اصغر قرا حاجیلو ، بهزاد یعقوب زاده و جعفری نیز از اتهامات وارده تبرئه شدند.

روز ۲۴ دیماه ۱۳۸۷ صدها تن از کشاورزان روستای قیزیل خنه یه با هدف جلوگیری از تغییر مسیر منابع آب زیرزمینی روستایشان ـ برای مصارف صنعتی ـ تجمع صلح آمیزی در جاده اورمیه-سلماس به پا کردند که با حمله دهها مأمور نیروی انتظامی و شلیک سلاح گرم و گاز اشک آور روبرو شدند. در این حادثه بیش از ۳۰ تن بازداشت شده بودند که طی ۱۰ روز پس از بازجویی تحت شکنجه شدید به تدریج و با قرار وثیقه آزاد گشتند. برخی از بازداشت شدگان زخمی بودند ولی امکانات درمانی برای آنان در ساعات اولیه فراهم نشده بود. آنان ۵ و یا ۶ ساعت دیرتر و به علت خونریزی به بیمارستان منتقل شده بودند.

روستای قیزیل خنیه از توابع بخش نازلو ارومیه بوده و نزدیک به ۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد. اهالی این روستا عمدتا از ترکهای سنی مذهب می باشند که مردم منطقه آنها را «کوره سوننی» یا «سوننی تورک » می خوانند.

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران٬ آداپ در بیانیه ای که اول فوریه ۲۰۰۹ منتشر کرد٬ چنین آورده است؛ « تبعیضهای مذهبی بر علیه ترکهای سنی مذهب به شکل جلوگیری از ایجاد مدارس دینی٬ محدودیت در ادامه تحصیلات عالی٬ عدم اجازه برای تشکیل سازمانها و انجمنهای غیر دولتی و همچنین ممانعت از رسیدن به سطوح بالا در جامعه٬ اعمال می شود. دولت ایران با تغییر مسیر منابع آبی روستاهای آنها موجب کم آبی در روستاها شده و در نتیجه مشکلات اقتصادی برای آنها فراهم می کند.»

----

بازداشت مسئول شورای یکی از روستاهای کردستان

دوشنبه ، 21 بهمن 1387

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: نیمه شب گذشته، فاروق حسین پناهی مسئول شورای اسلامی روستای قروچای از توابع شهرستان دهگلان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل گردید.

مطلعان عنوان میدارند بازداشت این شهروند در پی حمایت و پیگیری دو تن از زندانیان سیاسی کرد محکوم به اعدام به نامهای انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی بوده است. لازم به یادآوری است پیشتر نیز تعدادی از بستگان این دو زندانی و اهالی این روستا به همین دلیل بازداشت گردیده بودند.

آقای حسین پناهی، 34 ساله و متاهل می باشد که تاکنون ریاست دو دوره شوراهای این روستا را با جمعیتی بالغ بر1500 خانوار عهده دار بوده است .

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه