بازگشت به صفحه اول

 

 
 

اطلاعیه آقایان مهندس عزت الله سحابی و دکتر ابراهیم یزدی درباره:

درخواست آزادي بازداشت شدگان مراسم یادبود مهندس بازرگان

بنام خدا

چهارده سال از درگذشت شادروان مهندس مهدي بازركان،خدمتگذار صادق ايران و اسلام مي گذرد.  علاقمندان و هواداران ايشان هرسال  براي بزرگداشت آن بزرگوار  مراسمي را برگزار مي كرده اند، بدون آنكه با مشكلي بر خورد كنند. امسال هم ستاد ويژه اي عهده دار برگزاري اين مراسم شده بود. با وجود آنكه انجام چنين مراسمي ، برطبق قانون اساسي نيازي به مجوز ندارد، بر گزاركنندگان مراتب را كتباً به استانداري، فرمانداري و كلانتري منطقه اطلاع داده بودند. اينجانبان نيز، بپاس خدمات آن مرحوم و بهره مندي هائي كه از همكاري و همراهي هاي ساليان دراز با آن بزرگوار داشتيم از مردم حقشناس براي حضور در مراسم دعوت به عمل آورديم.

متاسفانه مقامات انتظامي و امنيتي با حضور در برابر حسينيه ارشاد و خيابان هاي اطراف آن از برگزاري مراسم جلوگيري و عده اي راهم باز داشت نمودند. اگر چه مسئولان ستاد برگزاري مراسم و خانواده مهندس بازرگان براي آزادي بازداشت شدگان اقدام نموده اند، ما نيز نسبت به بازداشت این افراد اعتراض نموده و از مقامات قضائي آزادي فوري و بدون قيد و شرط آن ها را خواستاريم.

عزت الله سحابي – ابراهيم يزدي

24 بهمن 1387

----

«دولت ایران باید با احتیاط رفتار کند»

مسدود شدن سایت کانون مدافعان حقوق بشر در گفت و گو با نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر

اردوان روزبه

۲۵ بهمن ۱۳۸۷

a.roozbeh@radiozamaneh.com
راديو زمانه: موجی که در ابتدا با بستن دفتر کانون مدافعان حقوق بشر آغاز شد با شیرین عبادی و حمله به دفترش ادامه پیدا کرد و بعد هم در آستانه راه‌اندازی سایت اینترنتی کانون، دستگاه قضایی ایران با فیلتریگ به استقبال آن رفت. پیش از آن نیز ژینوس سبحانی مسوول دفتر این کانون به جرم بهاییت نیز دستگیر شده بود.

در ارتباط با مسدود شدن سایت کانون مدافعان حقوق بشر با نرگس محمدی، نایب رییس کانون و مسئول سایت گفت‌وگو کرده‌ام.

یک روز بعد از این‌که سایت کانون مدافعان حقوق بشر به طور رسمی اعلام فعالیت کرد توسط قوه قضاییه مسدود شد، می‌دانید دلیل مسدود شدن چیست؟

ما اطلاعیه‌های مختلف دادیم که برخورد‌هایی که با کانون مدافعان حقوق بشر طی یک ماهه اخیرصورت گرفته غیر قانونی است. ازجمله پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر که بدون حکم قضایی صورت گرفت.

یعنی زمانی که دفتر کانون را پلمپ می‌کردند من و خانم عبادی و سایر اعضا در کانون حضور داشتیم و مکرر از آنها می‌خواستیم که بر طبق قوانین نظام جمهوری اسلامی ایران شما برای پلمپ هر مکانی نیاز به حکم دارید.

بعد از دو‌ساعت مقاومت و اعتراض ما به شکل غیر قانونی دفتر کانون را پلمپ کردند. تاکنون هم هیچ مدرک قانونی یا حکم قضایی مبنی بر این‌که به چه دلیل دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمپ شده ارایه نشده است.

تنها به یک موضع‌گیری‌هایی بسنده کردند. اما چنین نبوده که کانون مجوز نداشته باشد از جمله رای کمیسیون ماده ۱۰ اخزاب در تاریخ ۱۶/۱/۸۳ که اعلام می‌کند این‌ها تشکل مجوز گرفتند از جمله کانون مدافعان حقوق بشر را که صدور پروانه کانون را اعلام می‌کند در این جلسه کمیسیون به تصویب رسیده است.

همین‌طور در سال،۳۱/۶/۸۵ وقتی کمیسیون ماده ۱۰ احزاب اعلام می‌کند که کانون مدافعان حقوق بشر قانونی است و از قضا اعلام می‌کند که دبیر‌خانه خاطی خودشان تخلف‌ کننده خودشان برخورد کرده و اعلام می‌کند که باید به کانون مجوز دهد، می‌بینید که آن‌چه که اتفاق‌ افتاد، کاملاً در مورد کانون مدافعان حقوق بشر غیر قانونی بود.

ما پلمپ آن را غیر قانونی می‌دانیم، اعلام کردیم و مستند‌ات قانونی خودمان را همه‌جا فرستادیم و بر اساس همین مدارکی که ما فرستادیم شاهد بودیم که دو روز پیش نهاد‌های کمیسیون‌های ملی آسیا و اقیانوسیه از جمهوری اسلامی خواستند که چون این نهاد حقوق بشری است و بنا به معاهدات بین‌المللی، نهادهای حقوق بشری باید مورد حمایت حکومت‌ها قرار بگیرند نه ‌این‌که با آن‌ها به این شیوه برخورد شود.

می‌بینید که این برخورد‌های صورت گرفته با کانون نه ‌تنها مخالف قوانین داخلی بلکه مخالف معاهدات بین‌المللی است و بنابراین این مساله را من به همین چهار‌چوب می‌بینم و تحلیل می‌کنم و همین‌طور فیلتر سایت کانون مدافعان حقوق بشر غیر‌قانونی است.

ما نهاد قانونی هستیم. ما نهادی بین‌المللی عضو فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر هستیم. ما نهادی قانونی هستیم که با توجه به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب از سال ۷۹ مجوز داریم و برخورد‌هایی که با دفتر کانون با سایت کانون و با مدافعان حقوق بشر عضو کانون صورت گیرد غیر قانونی است.

به تازگی خبر‌گزاری مهر اعلام کرده «کانون دانشجویان مدافعان حقوق بشر» هم به ثبت رسیده و این کانون اعلام کرده که می‌خواهد جنبش‌های دانشجویی داخل کشور را تشکل دهد، دیدگاه شما چیست؟

نگاه من این است که حکومت جمهوری اسلامی ایران هم مثل ما معتقد است که حقوق بشر یک ارزش جهانی است و ارزش مسلم و جز حقوق بنیادین بشر است.

این خیلی مهم است. بنابراین درهمین راستا به یک نهاد‌سازی با همان عنوان کانون مدافعان اقدام شده، اما این چیز دیگری را هم می‌رساند.

وقتی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمپ شد در‌واقع یک صدای جهانی، یک اعتراض جهانی شنیده شد. آقای بان‌کی‌مون، کمیساریای ‌عالی حقوق بشر نشست‌های آسیا و اقیانوسیه و نهادهای ملی، کمیسیون‌های حقوق بشرملی این کشورها و بسیاری از صلح‌طلبان جهان از جمله دالایی لاما، مثل دیدبان حقوق بشر اعتراض کردند و نشان داد که کانون مدافعان حقوق بشر تنها یک نهاد ملی نیست و توانسته اعتبار و جایگاه بین‌المللی کسب کند. بنابراین به نظر می رسد اسم کانون مورد طمع قرار گرفته است.

اشکالی ندارد از این‌که یک نهاد با نام مدافع حقوق بشر کارش را آغاز کند ما خیلی خوشحالیم ولی از آن‌ها می‌خواهیم که جعل اسم نکنند و اسم دیگری روی خود بگذارند.

یعنی شما اشاره دارید که کانون دانشجویان فعال در حقوق بشر یک تشکیلات دولتی و وابسته به دولت جمهوری اسلامی است؟

من البته در مورد ماهیت اعضای تشکیل‌دهنده و موسسان آن اطلاعی ندارم. ولی از عمل‌کرد رسانه‌های وابسته به حکومت می‌شود یک چنین استنباطی کرد ولی من اطلاعی از موسسین آن ندارم.

با توجه به رشته برخوردهای اخیر برداشت شما چیست؟

به نظر من یکی از چالش‌های مهم پیش‌روی ایران چالش حقوق بشر است. چرا می‌گویم مهم؟ از این حیث که این چالش چالشی خطر‌ناک‌تر از چالش انرژی هسته‌ای خواهد بود.

در انرژی هسته‌ای آن‌چه که حکومت جمهوری اسلامی در مجامع بین‌المللی و داخلی اعلام می‌کرد حق مسلم ما است. این به یک شعار داخلی هم در نشست‌هایی که وجود داشت تبدیل شده بود و آن هم این بود که انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.

هیچ‌جا این را به چالش نمی‌کشیدند. یعنی کسی نمی‌توانست بگوید که نه انرژی هسته‌ای حق شما نیست. بلکه این گزاره‌های بعدی، اما و اگر‌های بعدی بود که بین ایران و طرفین دعوا به نزاع کشیده می‌شد.

اما در رابطه با مساله حقوق بشر این قضیه کاملاً فرق دارد. در رابطه با مساله حقوق بشر نه ‌تنها حکومت جمهوری اسلامی بلکه هیچ فرد یا هیچ‌کس در جهان نمی‌تواند بگوید نقض حقوق بشر نقض قابل قبولی است.

اگر در انرژی هسته‌ای ما وارد چالشی شدیم که گزاره اول حق بدیهی بود و می‌شد در همه‌جا ازآن دفاع کرد و در گزاره‌های بعدی به چالش کشیده می‌شد اما در چالش حقوق بشر گزاره اول خودش جای محکومیت داشت.

به نظر من آن‌چه‌ که گسترده شدن در ماه‌های اخیر به‌ویژه در حوزه‌های مختلف در حوزه مدافعان حقوق بشر، اقلیت‌ها، قومیت‌ها، دانشجویان، زنان، کارگران، اصناف و مطبوعات به چشم‌می‌خورد یک چالش جدی ایران در مجامع بین‌المللی را فراهم می‌کند و ما این هشدار را می‌دهیم که این چالش ،چالشی است که پیش‌روی جمهوری اسلامی ایران قرار می‌گیرد.

این چالش چالش جدی‌تری از انرژی هسته‌ای خواهد بود، بنابراین بهتر است که در زمینه‌ی نقض حقوق بشر قدری با احتیاط برخورد کنند.

----

شکنجه دو فعال بازداشتی در اردبیل برای گرفتن اعتراف

جمعه ۲۵ بهمن ۱٣٨۷ - ۱٣ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: منابع موثق از اردبیل گزارش می دهند، دو فعال مدنی آذربایجانی بنامهای رامین و ابراهیم صادقی که از روز ۱۷ بهمن ۸۷ توسط ماموران امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل انتقال یافته اند، هم اکنون تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار دارند. 

بر اساس همین گزارش :«این دو برادر بازداشتی برای «اعتراف کردن» به اتهامات از پيش آماده شده، تحت انواع شکنجه ها شامل شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، بی خوابی، ايجاد آلودگی صوتی برای ساعتها، توهين و تحقير کلامی و حتی جلوگيری از استفاده آنان از دستشويی قرار گرفته اند».

در این میان وضعیت آقای رامین صادقی که در اعتراض به فشارهای وارده دست به اعتصاب غذا هم زده است نگران کننده گزارش شده است، بطوریکه وی در اثر تحلیل قوای جسمانی چندین بار بی هوش شده است.

خانواده صادقی که بشدت نگران سلامت عزیزانشان هستند، می گویند "سلامتی فرزندان ما هم اکنون در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در خطر است زیرا آنها تحت شکنجه و در اعتصاب غذا قرار دارند و هنوز هيچ گونه تفهيم اتهامی صورت نگرفته و مراجعه ما به دادگاه انقلاب اردبيل برای آگاهی از اتهام آن دو بی نتيجه بوده است و هیچ مرجع قضایی و امنیتی پاسخگویی ما نیست."

توجه به موارد قبلی شکنجه فعالان اردبیلی در بازداشتگاه اطلاعات و صدور احکام سنگین برای آنان بیم آن می رود که این فعالان نیز زیر شکنجه مجبور به اعتراف به کارهای ناکرده کنند و برایشان حکم های سنگین صادر شود.

شایان ذکر است در هفته های گذشته برای شش فعال مدنی در اردبیل که در بین آنها سه دانشجو و یک روزنامه نگار نیز دیده می شوند حکم پنج سال حبس و تبعید صادر شده است.

----

نامه یک محکوم به مرگ به اتهام لواط

شنبه ، 26 بهمن 1387

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: آنچه در پی می‌آید، نامه جوانی به نام قاسم بشکول می‌باشد، وی به اتهام "لواط به عنف" به اعدام محکوم شده است، نامبرده برای نجات خود از مرگ، از وجدان‌های بیدار استمداد می‌طلبد.

به نام آزادی

من، قاسم بشکول فرزند عزیزالله متولد 1363 در تاریخ 10/3/1386 با قرار بازداشت از سوی شعبه‌ی یک کیفری استان به اتهام لواط به عنف روانه‌ی زندان اردبیل شدم. شاکی اینجانب با ادعای کذب خود از آن تاریخ به امروز که بیست و یک ماه از آن می‌گذرد، زندگی من و دوستم که او نیز قربانی دیگر این پرونده‌ی ساختگی است مختل و تباه کرده است. موقعیت خانوادگی ما به خطر افتاده است و در شرایط بد اجتماعی به سر می‌بریم و خود نیز که سال سوم و ترم ششم از رشته‌ی ریاضی کاربردی بوده‌ام از تحصیل بازمانده و از دانشگاه نیز اخراج شده‌ام. اینک که من این رنجنامه را می‌نویسم، بیست و یک ماه از آن می‌گذرد و من به جرمی ناکرده در زندان محبوس هستم. قاضی شعبه در کمال ناباوری حکم اعدام بنده و دوستم را صادر کرده و ما قربانی ادعای کذب یک شاکی شده‌ایم که هیچ مدرکی دال بر اثبات ادعای خویش ندارد و بدتر از آن عدم توجه قاضی پرونده به اصل واقعیت است.

اکنون من و دوستم برای احقاق حق خویش و نجات آبروی خود و خانواد،ه فریاد تظلم خواهی خویش را به گوش تمام انسان‌های با شرف که شعار آزادی و حقوق انسانی را سر می‌دهند، می‌رسانیم.

با امید به خدا و دستان یاری به سوی شما برای رهایی از مرگ خاموش، طناب دار...

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه