بازگشت به صفحه اول

 

 
 

گزارشی از فعالان کارگری در بند زندان سنندج

دوشنبه ، 5 اسفند 1387

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: گزارش ذیل، شرح مختصری از وضعیت فعالان کارگری سنندج می باشد، که احکامی چون شلاق را متحمل شده و اکنون دوره های زندان خود را در این زندان سپری می نمایند.

برهان سعیدی عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری، و عضو شورای زنان به همراه پدرام نصراللهی عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری و عضو شورای زنان هر کدام به ترتیت در تاریخ‌های 22 و 4 دی ماه دستگیر شدند و تا تاریخ 24/11/87 در بازداشت‌گاه اداره‌ی اطلاعات سنندج در سلول انفرادی نگه‌داری شدند. پرونده‌‌های آن‌ها از دادیاری شعبه‌ی 4 دادگاه انقلاب سنندج به شعبه‌ی اول این دادگاه ارجاع داده شد  و در تاریخ 26/11/87 به برهان سعیدی اعلام شد که قرار وی به وثیقه‌ی 5 میلیون تومانی تبدیل شده است. با وجود این دادگاه از پذیرش وثیقه‌ی وی خودداری کرد و ایشان هم اکنون در قرنطینه زندان سنندج نگه‌داری می‌شود.  پرونده‌ی پدرام نصراللهی نیز از شعبه‌ی 4 دادگاه سنندج به شعبه‌ی اول این دادگاه ارجاع داده شده است و علی‌رغم تعیین قرار وثیقه‌ی  20 میلیون تومانی ، دادگاه از پذیرش وثیقه‌ی ایشان نیز خودداری می‌کند.

سید قادر حسینی نیز یکی دیگر از اعضای کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری است که در تاریخ 11/2/87 به اتهام شرکت در مراسم روز جهانی کارگر در سنندج توسط نیروی انتظامی دست‌گیر و بعد از 2 روز بازداشت با تودیع وثیقه‌ی یک میلیون تومانی آزاد می‌شود. وی در تاریخ 24/3/87 در شعبه‌ی 101 دادگاه انقلاب سنندج محاکمه و دادگاه در همان روز رای صادر می‌کند. پرونده‌ی وی به شعبه‌ی 4 تجدید نظر ارجاع می‌شود و در تاریخ 28/11/87 از طریق وثیقه‌گذار رای تجدیدنظر مبنی بر 6 ماه حبس و 50 ضربه شلاق به ایشان ابلاغ می‌شود و در تاریخ 3/12/87 بعد از اجرای 50 ضربه شلاق در دادگاه انقلاب ایشان را به قرنطینه‌ی زندان مرکزی سنندج منتقل می‌کنند.

عبدالله خانی فعال کارگری، سوسن رازانی عضو سابق کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل کارگری و عضو فعلی شورای زنان و شیوا خیرآبادی نیز در تاریخ 11/2/87 به همراه قادر حسینی دست‌گیر شده‌اند. پرونده‌ی عبدالله خانی روندی مشابه با سید قادر حسینی را طی کرده است و در تاریخ 3/12/ 87 بعد از 140 ضربه شلاق در دادگاه انقلاب سنندج، ایشان را برای تحمل 91 روز حبس به قرنطینه‌ی زندان مرکزی سنندج منتقل کرده‌اند.

سوسن رازانی نیز  در دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شده است و رای اولیه‌ی او که 9 ماه حبس و 70 ضربه شلاق بوده است در مرحله‌ی تجدیدنظر به 9 ماه حبس تعلیقی به مدت 3 سال و 70 ضربه شلاق تغییر کرده که در تاریخ 30/11/87 هفتاد ضربه شلاق ایشان در دادگاه انقلاب سنندج به اجرا درآمد.

رای اولیه‌ی شیوا خیرآبادی نیز  4 ماه حبس و 15 ضربه شلاق تعیین شده بود که در مرحله‌ی تجدیدنظر به 4 ماه حبس تعلیقی به مدت 3 سال و 15 ضربه شلاق تعدیل شد و در تاریخ 30/11/87 15 ضربه شلاق وی در دادگاه انقلاب سنندج اجرا شد.

لازم به ذکر است که سال گذشته نیز 11 نفر از فعالان کارگری در مراسم روز جهانی کارگر دستگیر شدند که برای آن‌ها حکم شلاق و حبس صادر شد. احکام شلاق آن‌ها اجرا شد. اما قسمتی از حبس‌های ایشان با ورود شاهرودی، رییس قوه‌ی قضاییه به سنندج بخشیده شد و آن‌ها به مرور آزاد شدند.

نکته‌ی مهمی که در این میان به چشم می‌خورد حکم شلاق برای این فعالین کارگری است که همه به اجرا در آمده و حکمی غیرمعمول برای آن‌ها به حساب می‌آید.

----

زبان مادران، زبان فرزندان

صدای آلمان: حدود نیمی از زبان­های دنیا در حال از میان رفتن هستند. فراموش شدن هر زبان به از دست رفتن مجموعه­ای از فرهنگ، تاریخ و آداب جمعی از ساکنان زمین می­انجامد. یونسکو روز ۲۱ فوریه را روز حمایت از زبان مادری نامگذاری کرده است.

زبان مادری را گاهی نخستین زبانی به شمار می­آورند که کودکان می­آموزند. این تعریف مورد مناقشه است؛ کودکان مهاجر و کودکان قوم­هایی که در اقلیت به دنیا می­آیند، الزاما زبان مادرانشان را یاد نمی­گیرند، یا به اندازه زبان کشور میزبان و قوم حاکم، بر آن تسلط ندارند. به همین دلیل بسیاری منظور از زبان مادری را زبان بومی یا زبان والدین می‌دانند، و حمایت از آن و فراهم کردن امکانات آموختن­اش را، به ویژه برای مهاجران و اقلیت­های قومی، گامی مهم در حفاظت از تنوع زبان­ها به شمار می­رود.

 

تهدیدهای زبان مادری

 

از میان رفتن قبیله­ها و قوم­های کوچک بر اثر از میان رفتن زیستگاه­های طبیعی، یا کوچ دادن آنها به حاشیه­ی شهرهای بزرگ و اردوگاه­ها، یکی از تهدیدهای زبان مادری است. در چند دهه­ی گذشته بسیاری از قبیله­های جنگل‌نشین به این شکل زبان و هویت قومی­شان را از دست داده­اند. جنگ­های داخلی و مهاجرت وسیع قوم­های مغلوب به کشورهای همسایه نیز از دیگر دلیل­های فراموش شدن بعضی از زبان­ها هستند.

 

عصر مدرن و تغییراتی که در ساختار سنتی زندگی بشر پدید آمده، عرصه­ی زندگی گروه­های کوچک را تنگ کرده و باعث گسترش و تسلط چند زبان در میان اکثریت جامعه­ی جهانی شده است. زبان­های شفاهی که تعدادشان حدود ۱۲۰۰ زبان تخمین زده می­شود، بیشتر در معرض خطر نابودی قرار دارند. بخش عمده این زبان­ها متعلق به مردم قاره آفریقاست که به ۲ هزار زبان سخن می­گویند.

 

نیمی از زبان­ها از یاد می­روند

 

مطابق برآورد یونسکو از حدود ۶ هزار زبانی که در جهان شناخته شده است، بیش از سه هزار زبان در حال نابودی هستند. این زبان­ها هم اکنون نیز توسط گروه­های بسیار کوچکی به کار برده می­شوند و تقریبا هیچکدام شانسی برای بقا ندارند. ۹۶ درصد از زبان­ها تنها در بین ۴ درصد از جمعیت جهان رواج دارند. 

 

در جزایر پاپوآ گینه نو، در اقیانوس آرام، بیش از ۸۰۰ زبان وجود دارد که بعضی از آنها متعلق به جمعیتی کمتر از ۲۰۰ نفر هستند. تعداد کل ساکنان این جزایر به هفت میلیون نفر نمی­رسد.

 

یونسکو بر این باور است که باید تلاش کرد تا زبان­هایی که گسترش زیادی ندارند در کنار زبان­های فراگیر شانس ادامه حیات داشته باشند. چنین تلاشی با توجه به نقش زبان در شکل گیری شخصیت فردی و هویت فرهنگی قوم­ها و ملیت­ها می­تواند فرهنگ جهانی را شکوفاتر کند.

 

یکی از برنامه­های یونسکو که کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز کمابیش از آن حمایت می­کنند، فراهم کردن شرایط فراگیری زبان مادری برای کودکان مهاجر است.

 

اینترنت و حکومت چند زبان

 

اینترنت مهم‌ترین وسیله­ی ارتباطی عصر حاضر به شمار می­رود و نقش آن در از میان برداشتن مرزها و نزدیک کردن انسان­ها بسیار ستایش شده است. با این همه، این جهان مجازی نه تنها بازتاب تنوع زبانی بشر نیست که با شتابی روزافزون به انحصار چند زبان در می­آید. نزدیک به هفتاد درصد از سایت­های اینترنتی جهان به زبان انگلیسی هستند. سهم زبان آلمانی در سایت­های اینترنت ۶ درصد است که با همین میزان در رده دوم قرار دارد. زبان­های فرانسوی، ژاپنی و اسپانیایی سه در صد از فضای اینترنت را به خود اختصاص داده­اند. بنابر اطلاعات یونسکو ۹۰ درصد از زبان­های جهان اصلا در اینترنت حضور ندارند.

 

قوم­های ایرانی و زبان مادری

 

در ایران قوم­های گوناگونی زندگی می­کنند که هر یک زبان و فرهنگ خاص خود را دارند. حق آموزش زبان مادری برای قوم­های مختلف این کشور ظاهرا به رسمیت شناخته شده، اما این کار از حمایت کافی و موثر دولت برخوردار نیست.

 

در اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ضمن تاکید بر این که زبان و خط رسمی کشور فارسی است و کتابهای درسی باید به این زبان باشد، آمده است «ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.» گرچه در بسیاری از استان­ها رادیو و تلویزیون برنامه­هایی نیز به زبان محلی پخش می­کند، به آموزش این زبان­ها در مدرسه توجه جدی نمی­شود.

 

قانون، استفاده از زبان مادری را «آزاد» می­داند، اما نهادهای آموزشی را موظف نمی­کند که امکانات فراگیری این زبان­ها را فراهم آورند. ظاهرا سیاست­های موجود در بهترین حالت به ترویج زبان شفاهی قوم­های مختلف کمک می­کند. محرومیت از تحصیل به زبان مادری بسیاری از کودکان ایران را به ویژه در دوران دبستان با مشکلات فراوانی روبرو می­سازد. افزون بر این همانطور که کارشناسان یونسکو نیز می­گویند که زبان­های شفاهی بیش از زبان­های مکتوب با خطر نابودی روبرو هستند.

بهزاد کشمیری‌پور

----

گزارش به نهادهای بین المللی: علیرضا داودی زیر شکنجه است

بنا بر گزارش های موثقی که از منابع نزدیک به علیرضا داودی به کمیته ی نجات رسیده است، ظهر امروز والدین ایشان موفق به ملاقاتش شده اند، مسئولان زندان اجازه ندادند که زمان این ملاقات از ۲ دقیقه بیشتر شود و او را بلافاصله به سلول انفرادی بازگرداندند، بنا به گزارش همین منابع در این ملاقات که در حیاط زندان انجام شده بود، متاسفانه رفیق علیرضا داودی را با سر و صورت کبود و درحالی که به سختی قادر به تکلم بود سر پا نگه داشتند و یکی از کارمندان زندان بین او و والدینش ایستاده بود. در این مدت کم و با توجه به شرایط بسیار بد روحی و جسمی و همچنین مزاحمت های کارمند زندان ، صحبت خاصی نتوانسته بودند انجام دهند و کاملا در حالت شوک ناشی از صدمات روحی و جسمی به سر می برده است .

اصلی ترین اتهامی که غیر از احزاب کمونیستی به رفیق علیرضا وارد شده ، اقدام علیه امنیت ملی بوده است که به معنی عدم تحمل حکومت در مورد ۴ تجمعی است که سال گذشته توسط دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب اصفهان برگذار شده است ، غیر از این علیرضا داودی نماینده ی اعتصاب غذای ۸ روزه و سخنگوی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب اصفهان نیز به شمار می آمد .

کمیته ی نجات بدینوسیله شدیداً به اقدامات غیر قانونی وازرت اطلاعات در اصفهان اعتراض کرده و ضرب و شتم و هتاکی و شکنجه های جسمی و روحی که در بازداشتگاه امنیتی ا.ط حفاظت اطلاعات در زندان مرکزی اصفهان اتفاق افتاده را بدون شک مصداق دقیق ارتکاب جرم توسط اطلاعات اصفهان می داند ، جرمی زشت که پیگیری آن در دادگاه های داخل و خارج از کشور توسط این کمیته آغاز شده و ادامه خواهد داشت .

از طرف دیگر به احتمال قریب به یقین این اقدامات غیر قانونی و نقض حقوق بشر در اصفهان درمورد رفیق بهمن خدادادی نیز اجرا می شود که به همین منظور گزارشی مجزا به سازمان ها و نهاد های در دست تهیه است، کمیته ی نجات بدینوسیله از کلیه اشخاص و نهاد های بین المللی و انسان دوستانه تقاضا دارد نسبت به ابعاد زشت و زننده ی سرکوب فعالین سیاسی در اصفهان واکنش قاطع نشان داده و در این زمینه سکوت نکنند، ما از همه ی امکانات و توانایی های خود در راستای اطلاع رسانی ، انعکاس حقایق و جلوگیری از بروز یک فاجعه ی بزرگ تر استفاده خواهیم کرد ، گزارش حاضر خطاب به یازده نهاد معتبر بین المللی در زمینه ی نقض حقوق یاد شده ارسال شده است که به شرح زیر می باشند :

«کمیته نجات دانشجویان دربند»

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه