بازگشت به صفحه اول

 

 
 

کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی امیرکبیر: مقامات امنیتی و قضائی مسئول مستقیم سلامتی و جان دانشجویان هستند

پنجشنبه ۸م اسفند ۱۳۸۷

خبرنامه امیرکیبر: کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبير در بیانیه ای حملات وحشیانه به دانشجویان را محکوم کرده و اعلام کرد زورمداران حاکم اینک برای دستیابی به اهداف خود از هرگونه برخورد نفرت انگیز، غیرانسانی، ضد بشری، وحشیانه و همراه با خشونت کور دریغ نمی نمایند. این کمیته همچنین مقامات امنیتی و قضائی را مسئول مستقیم سلامتی و جان دانشجویان بازداشت شده دانست.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

روز دوشنبه پنجم اسفند ماه ۱۳۸۷ و مقارن با اعتراضات دانشجویان این دانشگاه به پروژه ی دفن چند شهید گمنام، ضد و خوردهای خونین و رقت باری در دانشگاه امیرکبیر رخ داد، که شاید دانشگاه های ایران کمتر شاهد آن بوده باشد. دانشجویان معترض دفن چند شهید را دستاویز دولتی با منشاء سیاسی و توهین به شهدا تلقی کرده و از مدتها پیش اعتراض مسالمت آمیز خود را به مدیریت دانشگاه اعلام کرده و از طریق تهیه طوماری سه هزار امضائی خواهان توقف اجرای این امر شده بودند.

اما پاسخ مدیریت سرکوبگر این دانشگاه به این درخواست ها نه تنها واکنشی احترام آمیز و با رعایت حقوق دانشجوئی نبود بلکه با بازداشت غیرقانونی چهار دانشجوی پلی تکنیک، آقایان حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمان پور و کوروش دانشیار از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک و مجید توکلی عضو سابق شورای مرکزی، احضار دهها دانشجو و ممنوع الورود کردن نشان داد که تنها خود را در برابر اقتدارگرایان حکومتی مسئول و پاسخگو می داند.

در روز دفن شهدا در دانشگاه امیرکبیر، نزدیک به سی دانشجوی دیگر به دانشگاه ممنوع الورود شدند و از راه یافتن به خانه دوم خود باز ماندند. عده ای از این دانشجویان حتی در مقابل اصرار برای ورود به دانشگاه با تهدید های مامورین انتظامات دانشگاه مبنی بر بازداشت توسط نیروهای انتظامی روبرو شدند.

هزاران دانشجو که پیش تر اعتراض خود را از طریق جمع آوری امضا و تحصن مسالمت آمیز نشان داده بودند، در زمان برگزاری مراسم تدفین شهدا نیز با سردادن شعارهائی بار دیگر مخالفت خود را با این اقدام آشکار ساختند. اعتراضات این دانشجویان با یورش و تهاجم وحشیانه نیروهای امنیتی ناشناس با حمایت مستقیم علیرضا رهائی و دانشجویان بسیجی دانشگاه پلی تکنیک پاسخ داده شد و پس از پایان مراسم نزدیک به صد دانشجو بازداشت شدند و دهها تن دیگر در پی این یورش خصمانه زخمی و راهی بیمارستان شدند. طبق آمار گزارش شده حال دو تن از مجروحین وخیم اعلام شده و آنها در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان های اطراف دانشگاه پلی تکنیک بسر می برند.

گذشته از آنکه صرف برخورد با دانشجویان معترض، غیرقانونی و غیرقابل دفاع است، آنچه بر وقاحت این اعمال زشت و ننگین می افزاید، استفاده مهاجمین از ابزارهایی چون چاقو، اسپری فلفل و وسایل ورزش های رزمی، برای حمله به دانشجویان است. در این میان چند دانشجوی دختر نیز مورد توهین شدید مهاجمین و ضرب و شتم آنان قرار گرفتند که تصاویر رقت باری از این اعمال ننگین نیز منتشر شده است.

نیروهای امنیتی پس از آن صدها دانشجو را بازداشت کردند و آنها را برای بازجویی به کلانتری محل در میدان فلسطین بردند. تا روز ششم اسفند ماه ۴۰ نفر از دانشجویان بازداشتی آزاد شدند و طبق گزارشها بیش از ۲۰ دانشجو به زندان اوین در تهران منتقل شدند. در این میان نکته قابل توجه همکاری نزدیک علیرضا رهائی و مدیریت دانشگاه و نیروهای بسیجی داخل دانشگاه با نیروهای مهاجم امنیتی در بازداشت غیرقانونی دانشجویان بود.

فردای آن روز یعنی صبح روز ششم اسفند ماه، در مرحله دوم تهاجم به دانشجویان پلی تکنیک، نیروهای امنیتی به منازل آقایان مهدی مشایخی، نریمان مصطفوی و احمد قصابان از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و نیز عباس حکیم زاده عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت حمله و آنها را بازداشت کردند و به تفتیش غیرقانونی منازل آنان پرداختند. لازم به ذکر است که در جریان تفتیش غیرقانونی منازل دانشجویان بویژه منزل احمد قصابان، نیروهای امنیتی در اقدامی آشکارا مغایر با قانون اساسی و مقررات اعلامیه جهانی حقوق بشر، با خرد کردن و شکستن تمامی وسایل منزل و بهم ریختن تمامی لوازم شخصی و خصوصی وی و نیز پاره کردن کتابها و جزوات درسی وی، حریم خصوصی آنان را مورد تجاوز قرار دادند.

این وقایع در حالی است که چهار دانشجوی دیگر دانشگاه امیرکبیر؛ مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، و کورش دانشیار از تاریخ ۱۷ بهمن ماه ۱۳۸۷ تاکنون در اوین در بازداشت غیرقانونی بسر می برند و با توجه به اعتصاب غذا نگرانی هائی در مورد وضعیت سلامتی آنان وجود دارد.

سرکوب وحشیانه نیروهای امنیتی و یورش و خشونت دانشجویان معترض به پروژه ی تدفین شهدا و استفاده از ابزارهائی چون چاقو، اسپری فلفل، لانچیکا، پنجه بوکس، باتوم و بازداشت غیرقانونی فله ای دانشجویان همان روز و فردای آن در کشور آزادی است که احمدی نژاد در میان ملل دنیا با غرور از ان سخن گفت و آنرا ازادترین ملت دنیا خواند.

بازداشت خودسرانه صد دانشجو و زخمی کردن عده ای دیگر آن چنان گستاخی و تجاوز آشکار به مسئله حیثیت و کرامت بشری است که دیگر نمی توان از بندهای حقوق بشر یاد کرد و از تضییع و پایمال شدن و نقض آن سخن گفت. اینک باید از روح انسانیت و کرامت بشری سخن گفت، یعنی همان مفاهیمی که ظاهراً برای صاحب منصبان کنونی غریب و نامانوس است. همان مفاهیمی که مهاجمانی که آن روز چشمان خود را بر مفاهیم انسانی بستند و وحشیانه و به خشونت آمیز ترین شیوه بر دانشجویان تاختند، با آن بیگانه اند. امروز باید از نقض ارزش های اساسی انسانی توسط پرادعاترین مردان مدعی اداره جهان و رهبران خشونت پیشه در دنیا سخن گفت. امروز باید از پایمال شدن ابتدایی ترین حقوق انسانی توسط دست نشاندگان و سر سپردگان انها در دانشگاهها همچون علیرضا رهائی در عرصه دانشگاه پلی تکنیک سخن گفت.

کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک تهران ضمن اعتراض شدید به تهاجم وحشیانه و ضرب و شتم دانشجویان از سوی نیروهای امنیتی و لباس شخصی، بازداشت غیرقانونی و خودسرانه و فاقد مجوز قضائی دهها دانشجوی این دانشگاه و نیز چند تن از اعضای سابق شورای مرکزی دانشگاه پلی تکنیک را محکوم می کند و اعلام می دارد آنچه که طی روزهای اخیر در دانشگاه پلی تکنیک روی داد نشان میدهد که زورمداران حاکم اینک برای دستیابی به اهداف خود از هرگونه برخورد نفرت انگیز، غیرانسانی، ضد بشری، وحشیانه و همراه با خشونت کور دریغ نمی نمایند، چنان که آن رو درب های دانشگاه به دستور مستقیم علیرضا رهائی، مدیریت سرسپرده و بی کفایت دانشگاه، بروی چماقداران و مزدوران گشوده شد و در همان زمان بسیاری از دانشجویان همین دانشگاه از ورود به خانه دوم خود، با تهدید و ارعاب بازماندند.

کمیته حقوق بشر هم چنین با توجه به پیشینه سیاه حاکمیت کنونی در انجام غیرقانونی ترین و  ضدبشری ترین اقدامات و رویه ها در زیر پا گذاردن ابتدائی ترین حقوق متهم، در مورد وضعیت دانشجویان بازداشت شده در روز پنجم اسفند ماه (که همچنان اطلاعات دقیقی از مشخصات آنان در دست نیست) و نیز اعضای سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک، آقایان مهدی مشایخی، عباس حکیم زاده، نریمان مصطفوی و احمد قصابان و نیز چهار دانشجوی بازداشت شده که هم اکنون نزدیک به یک ماه از بازداشت آنها می گذرد، آقایان مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور، و کورش دانشیار نگرانی خود را اعلام می دارد و مقامات امنیتی و قضائی را مسئول مستقیم سلامتی و جان دانشجویان بازداشت شده می داند.

کمیته حقوق بشر دانشجویان در پایان ضمن تبریک به دانشجویان آگاه و فهیم پلی تکنیک که نشان دادند که همواره در دفاع از ارزش های اصیل بشری، مقابل ظلم و استبداد سرکوبگران حاکم سر فرود نمی آورند، آنان را بیش از پیش به هشیاری و ایستادگی در برابر آنان که استقلال دانشگاه و آگاهی دانشجو را بر نمی تابند، فرا می خواند.

کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی دانشجویان

دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)

اسفند ماه ۱۳۸۷

----

گفتگو با دکتر دادخواه، دکتر پیوندی و نریمان مصطفوی (پیش از بازداشت) در مورد وقایع اخیر دانشگاه امیرکبیر

چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷

رادیو زمانه: روز دوشنبه، پنجم اسفندماه سال ۱۳۷۸ در سایت «رجا نیوز» منتسب به دولت و رییس جمهور، خبری با عنوان «حمله‏‌ی میلیشیای تحکیم وحدت به تشییع شهدای گمنام» درج شده بود.

«رجا نیوز» در این خبر گزارش کرده بود که اعضای دفتر تحکیم وحدت به تشییع کنندگان پیکر پنج شهید گمنام در دانشگاه امیرکبیر حمله کرده‌‏اند. اما در سایت دانشگاه امیرکبیر، این حادثه در چندین گزارش خبری به ترتیب زیر منعکس شده است:

اولین خبر که در ساعت ۱۰ صبح مخابره شده است، اطلاع می‏دهد که مأموران انتظامی از ورود دانشجویان این دانشگاه به محوطه‌‏ی دانشگاه و حضور در کلاس‏‌های درس، جلوگیری کرده‏‌اند.

در این خبر آمده است: «در حالی که مسئولین قصد برگزاری مراسم تدفین را در روز غیر تعطیل داشتند تا با استقبال و همراهی دانشجویان توأم باشد، به علت مخالفت شدید جامعه‏‌ی دانشگاهی، مجبور به ممانعت از ورود دانشجویان شدند.»

در سایت دانشگاه امیرکبیر، هم‌‏چنین آمده است که انجمن اسلامی این دانشگاه، با پیش‌‏بینی قصد ایجاد تشنج از جانب نیروهای امنیتی، از اعضای خود خواسته است مراقبت کنند تا به جو تشنج دامن نزنند.

در آخرین خبر این سایت می‏خوانیم: «با گذشت ساعاتی پس از برگزاری مراسم و دستگیری نه تن از دانشجویان، محوطه‏‌ی دانشگاه هم‏چنان در محاصره‌‏ی نیروهای امنیتی است و تعدادی از دانشجویان درون دانشگاه باقی مانده‌‏اند.»

طی ساعاتی که این وقایع در جریان بود، با یکی از دانشجویان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، آقای نریمان مصطفوی، گفت و ‏گویی داشتم.

در پی اشاره‏‌ی آقای مصطفوی به ادامه‏ی بازداشت چهار دانشجوی دانشگاه امیرکبیر که در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان، دستگیر شده بودند، با آقای دکتر دادخواه، وکیل این دانشجویان گفت و گو کردم.

سرانجام در مورد تأثیرات روانی، تربیتی و اجتماعی چنین مراسمی در محیط‏‌های آموزشی، با آقای دکتر سعید پیوندی، استاد دانشگاه، جامعه‏‌شناس و کارشناس امور تربیتی، گفت و گو کرده‌ام.

از آقای مصطفوی می‌‏پرسم که آیا مقامات مسئول در جریان مخالفت دانشجویان با این امر بوده‌‏اند؟

بله، مشخص بود. پیش از این هم افکار عمومی دانشگاه و متعاقب آن انجمن اسلامی پلی تکنیک، به عنوان نماینده‌‏ی افکار عمومی این دانشکده، موافق برگزاری چنین مراسمی نبود و اساساً با تدفین شهدا در محیط دانشگاه مخالف است.

در راستای همین موضع، انجمن اسلامی برنامه‌هایی برگزار کرد و بیانیه‌‌‏هایی هم مبنی بر مخالفت با این برنامه، منتشر کرد. هم‏چنین شورای صنفی دانشگاه امیرکبیر اقدام به جمع‌‏آوری امضا از دانشجویان کرد و بیش از سه هزار دانشجو با امضای این طومار، مخالفت خود را با تدفین شهدا در دانشگاه، ابراز کردند.

فکر می‏کنید، چرا علی‌رغم مخالفت‏ دانشجویان، اصرار بر اجرای این برنامه در دانشگاه‌‏های مختلف است؟

می‏‌توان گفت نوعی مانور قدرت برای دولت بود که بتواند بگوید توانسته است در پلی‌‏تکنیک هم شهید دفن کند و به شکلی علم پیروزی را بر قله‏ی پلی‏تکنیک بنشاند.

این مراسم برگزار شد، یعنی شهدا دفن شدند؟

بله، با تمام قوا، با دستگیر کردن تعدادی از اعضای انجمن و ممنوع‌‏الورود کردن کلیه‏‌ی فعالین دانشجویی، توانستند این کار را انجام دهند. در روزی که در تلویزیون اعلام شده بود، ورود برای عموم مردم به دانشگاه آزاد است، از وارد شدن دانشجویان به محوطه‌‏ی دانشگاه جلوگیری کردند.

از ورود دانشجویان دانشگاه امیرکبیر هم به دانشگاه جلوگیری شد؟

بله و با جمعیت انبوهی که از نقاط مختلف با اتوبوس، به پلی‏تکنیک آورده شده بود، این مراسم برگزار شد.

استدلال دانشجویان برای مخالفت با تدفین شهدا در دانشگاه، چیست؟

سعی می‌‏کنم آن را با یک مثال توضیح بدهم؛ وقتی شما به یک میهمانی دعوت می‏‌شوید، اما دوستتان را دعوت نمی‏‌کنند، وقتی شما دوستی را که دعوت نشده، هر چقدر هم انسان بزرگواری باشد، با خود به این میهمانی ببرید، هم به حیثیت صاحب‏خانه توهین کرده‏‌اید و هم احترام دوست خود را زیر سوال برده‌‏اید.

این مسأله هم تقریباً چنین حالتی دارد. اولاً، هیچ‌‏کس منکر مقام شهید نیست و هیچ‌‏کس مخالف این نیست که به زحمات شهدا و کسانی که در پاس‏داشت آب و خاک این مملکت از جان خود مایه گذاشته‏ و گذشته‌‏اند تا امروز نسل ما رفاهی داشته باشد، ارج نهاده شود.

منتها، این‌که شهید ابزاری جهت سوءاستفاده و دستاویزی برای عده‏‌ای در جهت پیاده کردن مقاصد خاص جناحی و بهانه‌‏ای برای حضور نیروهای شبه نظامی در دانشگاه‌‏ها بشود، مسلماً چیزی نیست که دانشجویان خواهان آن باشند و به راحتی زیر بار چنین مسأله‏‌ای بروند.

تکریم و احترام به شهدا، راه‌‏های زیادی دارد. چرا در طول این سال‌‏ها، یک نفر را به دانشگاه نفرستاده‌‏اند که در مورد شهید سخنرانی‌‏ای داشته باشد؟ چرا در تمام این مدت، کسی به این فکر نبود، مجسمه‌‏ای به یاد شهیدی در پلی‌‏تکنیک نصب شود؟ چرا صرفاً تدفین؟ این کار در راستای پادگانی کردن فضای دانشگاه‏‌ها است.

هم‌‏چنین باید توجه داشت که دانشجویان به محیطی زنده و شاداب نیاز دارند. محیطی که صرفاً باید آکادمیک باشد.

در اعلامیه‌‏ی دانشگاه امیر کبیر به قبرستانی کردن محیط دانشگاه‏‌ها، اشاره شده است.

بله، دقیقاً. از بین بردن فضای نشاط در محیط دانشگاهی. هم‌‏چنین برگزاری مراسم و برنامه‌‏های مختلف از سوی گروه‏‌هایی که هیچ وابستگی به دانشگاه ندارند، به بهانه وجود اجساد شهیدان در دانشگاه امیرکبیر، یقیناً امر خوشایند و دلچسبی برای دانشجویان نیست.

شما هم نتوانستید وارد دانشگاه بشوید؟ آیا از دانشجویان دیگر، اخباری مبنی بر درگیری شنیده‏‌اید؟

امروز، از ورد من به دانشگاه جلوگیری شد. اما شنیده‌‏های ما حاکی است که عده‌‏ای که مخالف بوده‌‏اند و می‏‌خواسته‌‏اند به این مسأله اعتراض کنند، به طرز شدیدی مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌‏اند و از آن محوطه رانده شده‌‏اند.

چهار دانشجوی دانشگاه امیرکبیر هم که در بازداشت بودند، کماکان بازداشت هستند؟

بله، دانشجویان دانشگاه امیر کبیر که برای شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان در محل برگزاری این مراسم بودند، با وجود این‌که برنامه‏‌ای مسالمت‏‌آمیز و آرام بود، بازداشت شدند.

بازداشت‌‏هایی که در چنین مراسمی اتفاق می‌‏افتد، معمولاً، بازداشت‌‏های مناسبتی است و بعد از گذشت مدت زمان محدودی، این افراد آزاد می‌‏شوند.

اما چون قرار بود در روز مراسم تدفین شهدا در دانشگاه امیرکبیر، هیچ صدای اعتراض و انتقادی حضور نداشته باشد، متأسفانه این دوستان را آزاد نکردند و بازداشت آن‏‌ها ادامه پیدا کرد. امیدوار هستیم با توجه به این‌که به خواست‌‏شان رسیده‌‏اند و توانستند شهدا را نسبتاً راحت در دانشگاه دفن کنند، دوستان ما هم هرچه سریع‌‏تر آزاد شوند.

خبر جدیدی از این دانشجویان ندارید؟

آن‌‏ها در اعتراض به نامشخص بودن وضعیت‏‌شان، از چند روز پیش دست به اعتصاب غذا زده‌‏اند که هم‌‏چنان ادامه دارد.

با آقای محمد علی دادخواه، وکیل مدافع چهار دانشجوی دستگیر شده؛ حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمان‌‏پور، کوروش دانشیار و مجید توکلی، در مورد وضعیت آنان گفت و ‏گو می‌‏کنم:

متأسفانه، علی‌‏رغم این‌که قانون، برخورداری از خدمات وکیل را در زمره‏ی امتیازات و حقوق بدوی متهمان قید کرده، اکنون نزدیک به یک ماه است که این دانشجویان از این حق مسلم خود بهره‏مند نمی‌‏شوند و من اطلاع جدیدی از وضعیت آن‌‏ها ندارم. نه در بازپرسی و نه در زندان اوین امکان ملاقات آنان فراهم نشد.

آیا توانسته‌‏اید از اتهام آن‏‌ها مطلع شوید؟

نه، اما مثل این‌که گفته بودند: «اقدام علیه امنیت کشور» و «تمرد از فرمان پلیس.» هر کدام از این اتهامات باشد، ایجاب نمی‌‏کند که این مدت طولانی را در زندان بمانند و از تحصیل فرو مانند.

آقای دکتر سعید پیوندی در این مورد می‏گویند:

اساساً سیاست دفن شهدای گمنام، آن هم بعد از این دوره‏ی طولانی بعد از جنگ، نوعی تلاش نیروهای افراطی و محافظه‌‏کار برای در اختیار گرفتن فضای دانشگاه‌‏ها است. هم‏‌چنین در جهت ایجاد جوی در مقابل بقیه‏‌ی دانشجوها است که در اساس با این سیاست و فرهنگ مخالف هستند.

این‌که تعدادی شهید گمنام در دانشگاه‌‏ها دفن شوند، چیز جدیدی است که یک سال، یک سال و نیم اخیر به‌ ‏وجود آمده است. طبیعی است در جنگی که این همه کشته داده، بالاخره باید مکان یا مکان‏هایی در کشور برای یادبود این کشته‏شدگان وجود داشته باشد.

اما در هیچ جای دنیا این فضا، فضای دانشگاه نیست. چون فضای دانشگاه، یک فضای علمی است و دست زدن به چنین کارهایی جز در جهت سیاسی کردن یا برخورد ایدئولوژیک با دانشگاه یا برخورد مستقیم با دانشجویان، معنای دیگری ندارد.

ضمن این‌که افکار عمومی دانشگاه‏‌ها، به‏طور کلی با چنین اقدامی مخالف‏ هستند و مخالفت خود را هم نشان داده‌‏اند. سماجت مسئولین برای انجام این کار، نوعی مبارزه‌‏جویی و به‏ چالش طلبیدن افکار عمومی دانشگاه‏‌ها است.

از این نظر می‏‏‌توان گفت، امروز رویارویی دو فرهنگ در دانشگاه‏‌ها وجود دارد؛ فرهنگی که به دنبال برخوردی مبتنی بر شهادت و تقدیس مرگ است، در مقابل فرهنگ عمومی دانشجوها‏ که بیشتر به آینده، زندگی و به مسایل امیدوار کننده‌‏‏تر نظر دارد.

با یکی از دانشجویان که صحبت می‌‏کردم، علاوه بر مسایلی که شما مطرح کردید و مورد نظر ایشان هم بود، می‏گفت: «تعمد دارند فضای شادی و نشاط را در دانشگاه از بین ببرند». گذشته از این‌که آیا چنین هست یا نه، تأثیر روحی و روانی این اقدام را در محیطی که جوانان حضور دارند، از آن زاویه هم می‏توان بررسی کرد؟

کاملاً. دفن شهدای گمنام در دانشگاه‌‏ها، با توجه به فضای عزاداری همیشگی، روحیه‌‏ی شهادت دوستی و مرده‌‏پرستی کلی که بر ذهنیت و فرهنگ نیروهای حاکم در ایران مسلط است، نه تنها در جهت تحمیل فرهنگی که در آن شهادت و مرگ مرکزیت دارند، بلکه بیشتر در این جهت است که از طریق حرکاتی چنین نمادین و سمبلیک، شادی طبیعی‌‏ای را که یک جوان در این سن می‏‌تواند داشته باشد، محدود کنند و از او بگیرند.

چون دفن این شهدا، هیچ نوع ارزش واقعی در دانشگاه ندارد، جز این‌که بخواهند بر فرهنگ عادی و طبیعی زندگی جوانان تأثیری منفی و ضد شادی بگذارند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه