بازگشت به صفحه اول

 

 
 

نگرانی شدید از وضعیت فرزاد کمانگر

شنبه ، 10 اسفند 1387

اطلاعیه مطبوعاتی

در روزهایی که فشار بر دانش‌جویان و فعالین مدنی و سیاسی بیش از همیشه شده و اربابان قدرت در نزدیکی انتخابات دست به هر کاری می‌زنند، عده‌یی در دست‌گاه قضایی یاد خاطرات گذشته‌ی خود را در دهه‌ی 60 زنده می‌کنند و اعدام نمایشی ترتیب می‌دهند. ناقضان حقوق بشر، فرزاد کمانگر، معلم محکوم شده به اعدام را از دوشنبه‌ی هفته‌ی گذشته بدون اطلاع قبلی به وی و خانواده و وکیل وی از زندان رجایی شهر کرج خارج می‌کنند تا به قصد اجرای حکم به زندان اوین ببرند.

عوامل امنیتی و قضایی با سوء استفاده از معطوف شدن افکار عمومی به اخبار گسترده‌ی نقض حقوق بشر و با سوءاستفاده از موقعیت موجود، دست به اقدامی غیرانسانی زده و فرزاد کمانگر را پنج روز تمام در زیر فشار حکم اعدام قرار می‌دهند. این در حالی‌است که بی‌گناه بودن فرزاد کمانگر بر خود دست‌گاه قضایی و مسئولان پرونده محرز شده است.

هرچند فرزاد کمانگر در حال حاضر در بند عمومی زندان اوین به سر می‌برد و از فشارهای این پنج روز اخیر در مورد وی  خبری نیست، اما با توجه به روندی که مسئولان امنیتی و قضایی در ماه‌های اخیر در مورد فعالین مدنی و سیاسی در پیش گرفته‌اند و زندانیان سیاسی را مورد فشارهای گوناگون قرار داده‌اند، نگرانی در مورد وی هم‌چنان ادامه دارد.

مجموعه  فعالان حقوق بشر در ایران ضمن ابراز نگرانی و اعتراض شديد به برخورد غيرقانوني و غیر انسانی با اين فعال حقوق بشر، نگراني عميق خود از را وضعيت فرزاد کمانگر و شرايطي که دست‌گاه امنيتي در قبال نامبرده در پيش گرفته است اعلام می‌کند؛ وزارت اطلاعات و دست‌گاه قضایی باید هرچه سریع‌تر این معلم زندانی و فعال حقوق بشر را از زندان آزاد کند و اجازه دهد او از حقوق قانونی و انسانی و شهروندی خود استفاده کند. هم‌چنين اين مجموعه خواستار توجه سازمان‌هاي حقوق بشري و فعاالان حقوق بشر نسبت به وضعيت به شدت نگران کننده‌ی فرزاد کمانگر است.

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

تهران – شنبه، 10 اسفند ماه 1387

----

اقدامات جنایتکارانه علی حاج کاظم، یک زندانی سیاسی را در آستانه مرگ قرار داد

بنابه گزارشات رسیده ازفرعی 5 بند 2 زندان گوهردشت کرج،آقای امیر حسین حشمت ساران در طی روزهای اخیر وضعیت جسمی به وخامت گرایید و بیش از 12 ساعت در اغما قرار داشت.

آقای ساران پس از مصرف کردن داروهایی که بهداری زندان به او  تجویز  کرده بود وضعیت جسمی اش رو به وخامت گذاشت و به اغما فرو رفت .او از اوایل شب به اغما فرو رفت و تا صبح در این شرایط قرار داشت.تلاشها و کوششهای زندانیان سیاسی برای انتقال وی به بهداری با ممانعت پاسداربندها مواجه بود . پاسداربندها آقای ساران را بیش از 12 ساعت در این حالت و در سلول نگه داشتند. تا اینکه زندانیان سیاسی خود صبح روز بعد اقدام به انتقال او به بهداری زندان نمودند.

اخیرا بدستور علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت  قرصها و کپسولها بصورت پودر شده و مخلوطی از چند دارو به زندانیان داده می شود . زندانیان از نام دارو ،محتویات آن ، وزن آن و تاریخ مصرف آن مطلع نیستند.

از زمان به اجرا در آوردن این طرح جنایتکارانه و غیر انسانی در زندان تعدادی از زندانیان در اثر این داروها دچار مسمومیت منجر به مرک آنها شده است و همچنین تعداد زیادی از آنها دچار عوارضی مانند :  حالت تهوع، سرگیجه،بی حس شدن زبان و دهان،مسدود شدن راه  تنفسی و حالت خفگی و به اغما فرو رفتن زندانی است.

در ماههای اخیر شیوه های مختلف فشار علیه زندانیان بکار برده شده است. از جمله آنها حذف گوشت قرمز و سفید و ماهی از غذای زندانیان ،حذف سبزیجات و میوجات از غذای زندانیان ، ایجاد شکنجه گاهی در سلولهای انفرادی بند 1   زندان گوهردشت که پاسداربندها نام این سلو لها را سگ دونی نهاده اند و در آنها زندانیان تحت جدیدترین و  وحشیانه ترین نوع  شکنجه قرار می گیرند، زندانیان صبح زود مجبور می شوند که از سلولهای خود خارج شوندو چند ساعت در معرض سرمای شدید و بارش برف و باران قرار گیرند، انتقال آنها به سلولهای انفرادی بند 8 زندان گوهردشت که در دست بازجویان وزارت اطلاعات می باشد.چند برابر بودن تعداد زندانیان نسبت به ظرفیت سلولها، و آخرین شیوه جنایتکارانه آن تحویل کپسول و قرص بصورت پودر شده و مخلوط به زندانیان.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تجویز داروهای که باعث مسمومیت زندانیان می شود و تا به حال منجر به مرک و مسمومیت تعداد زیادی از زندانیان شده و به نظر می رسد از این طریق قصد حذف فیزیکی آنها را دارد  را محکوم می کند.و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای پایان دادن به جنایتهای مستمر و غیر انسانی علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان در ایران است .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

11 اسفند 1387 برابر با 01 مارس 2009

----

تخریب یکی از محلات ترک نشین رشت توسط نیروهای امنیتی

نیروهای امنیتی ، اقدام به تخریب محله ترک نشین ایستگاه انزلی شهر رشت به منظوراحداث مرکز اطلاعات شمالغرب کشور نمودند.

به گفته شاهدان عینی مأموران ، به اهالی محله ایستگاه انزلی ۱۰ روز مهلت داده بودند تا بدون هیچ گونه چشم داشت مالی اقدام به تخلیه محله نمایند اما زمانی که با مقاومت مردم این محله مواجه شدند اقدام به جوشکاری درب منازل و حبس خانگی مردم نمودند تا ساکنان محل را مجبور به ترک منازلشان نمایند..

پس از گذشت چند روز از این امر بولدزرها اقدام به تخریب منازل این محله ترک نشین نمودند. تخریب منازل در حالی صورت گرفت که اسباب و اثاثیه مردم هنوز در داخل منازل بوده و عده زیادی از افراد در داخل خانه هایشان ساکن بودند.

لازم به ذکر است که حدود یک سوم مردم شهررشت ترک هستند وعموما در محلات غربی این شهر ساکن می باشند.

تخریب این محله ترک نشین درحالی صورت می گیرد که قوانین ایران و قوانین بین المللی حق مالکیت را به رسمیت شناخته و اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می کند:«هركس به تنهايي يا با شراكت ديگري داراي حق مالكيت است و مالكيت هيچ كس را نمي توان بر خلاف قانون از وي سلب كرد.»

----

مشاهدات دردناک یک زندانی سیاسی از شکنجه وحشیانه یک زندانی

بنام آفریدگار آزادی،

امروز وحشتناکترین ،زشت ترین ،مشمئز کننده و جندش آورترین تصویر زندگیم را با چشم خود دیدم  که حاضرم حتی به قیمت جانم هم که شده در هر دادگاهی که لازم باشد آنرا شهادت دهم .

امروز با چشم خود دیدم یکی از سر زندانبانان ،یکی از سر زندانبان که در زندان افسر نگهبان به آنها گفته می شود ،بنام محسن خاکی، ( زندانی درشت هیکل و بوری که ریشهایش را تراشیده بود را با خود به حفاظت زندان آورد) . دستها و پاهای زندانی بشدت می لرزید ،صدای التماس و زجۀ او را می شنیدم. من چون انتظار انجام کارم در دفتر حفاظت را داشتم با 2 نفر دیگر شاهد کل ماجرا بودیم .

گویی مامورین آنجا هم می خواستند ما 3 نفر کل ماجرا را دیده و عبرت بگیریم .

اول رئیس حفاظت آقای کرمانی با یک باطوم شروع به زدن زندانی نمود. 4 پاسدار حفاظت به همراه محسن خاکی افسر نگهبان هریک باطومی لاستیکی برداشته و تمام اندام زندانی را آماج ضربات خود قرار دادند. زندانی همچننان التماس می کرد و ضجه می زد گویا جرم آن جوان مقدار کمی مواد مخدر بود . ولی هر چه بود آن شکنجه وحشتناک مجازاتش نبود .زیر مشت ولگد و ضربات شکنجه گران جوان دیگر بر روی زمین افتاده بود .جیغ می زد ،التماس می کرد و ضجه می کشید .

کرمانی رئیس حفاظت زندان رجائی شهر که چشمهایش را خون گرفته بود با آن مقدار کتک راضی نشد .با شتاب به اتاقی رفت و 2 باطوم برقی با خود آورد به سربازها گفت کنار بروند و باطوم برقی دوم را به محسن خاکی داد .2 نفری شروع به کتک زدن آن جوان کردند . جوان التماس می کرد .در چند ثانیه ای که محسن خاکی و کرمانی استراحت می کردند پای کرمانی را گرفته بود و التماس می کرد تنها خواهشش این بود که دیگر کتک نخورد. از شدت ضربات کنترل  خود را از دست  داده بود.همچنان گریه می کرد و ضجه می زد .

در پایان کرمانی وی را مجبور کرد ته کفشهایش را بلیسد. این ماجرا مدت زمانی طولانی  طول کشید .

بهروز جاوید طهرانی

تنها زندانی در بند ازقیام داشجویان 18 تیر 1378

10 اسفند 1387

انتشار: فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه