|
اعتصاب غذای دانشجویان زندانی ادامه دارد
پنجشنبه ، 15 اسفند 1387
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران:
بنا بر گزارشات دریافتی، حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر همچنان در اعتصاب غذا به سر میبرند.
این افراد که از اعضای مرکزی انجمن اسلامی منتخب دانشگاه امیرکبیر می باشند در تاریخ 18 بهمن ماه در مراسم سالگرد مهندس بازرگان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. آقای توکلی از روز بازداشت و سایر دانشجویان از تاریخ 21 بهمن ماه مبادرت به اعتصاب غذا نموند، هر چند آقای توکلی مدت بیش از یک هفته را در اعتصاب آب به سر برد اما به درخواست سایر دانشجویان زندانی به اعتصاب آب خود پایان داد.
کماکان تمامی این دانشجویان در بیست و چهارمین روز اعتصاب غذای خود به سر می برند. با افزوده شدن بر تعداد روزهای اعتصاب غذای این افراد، جان آنان بیش از قبل در معرض خطر جدی قرار گرفته است.
گفتنی است این افراد که با صدور وثیقه در آستانه آزادی موقت قرار داشته اند با طرح اتهامات جدید و بیان سخنگوی قوه قضائیه مبنی بر عدم آزادی آنان وضعیت آنان در هاله ای از ابهام قرار گرفته است.
همچنین از سرنوشت چهار دانشجوی دیگر دانشگاه امیرکبیر به نامهای ، احمد قصابان، عباس حکیم زاده، هدی مشایخی و نریمان مصطفوی که در بند 209 زندان اوین به سر می برند کماکان اطلاعی در دست نیست.
----
ابراز نگرانی عفو بين الملل درباره وضعيت چهار دانشجوی زندانی در اوين
۱۳۸۷/۱۲/۱۵
رادیو فردا: سازمان عفو بين الملل در اطلاعيه ای درباره احتمال «اذيت و آزار وشکنجه» چهار دانشجوی زندانی در اوين با نام های ساناز الله ياری، نسيم روشنايی، مريم شيخ و امير حسين محمدی فر ابراز نگرانی کرد.
در اين اطلاعيه آمده است که اين چهارنفر و احتمالا شمار ديگری از دانشجويان عضو تشکل « دانشجويان آزاديخواه و برابری طلب » که ۱۰ اسفندماه، بازداشت شدند ظاهرا در زندان اوين به سر می برند.
بر اساس گزارش عفو بين الملل احتمال دارد که اين دانشجويان در ارتباط با اعتراضات اخير دانشجويان در دانشگاه صنعتی اميرکبير به دفن جانباختگان گمنام جنگ در اين دانشگاه بازداشت شده باشند.
----
حمایت انجمن اسلامی دانشگاه باهنر کرمان از دانشجویان پلی تکنیک
جمعه ۱۶م اسفند ۱۳۸۷
خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه باهنر کرمان در بیانیه ای ضمن اعلام حمایت از دانشجویان پلی تکنیک خواستار توجه دانشجویان به سو استفاده از ارزش ها شد. در این بیانیه آمده است: «چکمهپوشان به دانشگاه میآیند و شهیدان دفن میشوند و نوحهسرایان حکومتی میخوانند. به راستی اگر اینان در پی تکریم شهدا بودند، همسنگران و یاران امام و شهدا را مشمول بیمهری و رد صلاحیت و اتهام و تهدید به قتل قرار نمیدادند. به راستی اگر در پی ادامهی راه شهدا بودند طلبهی عدالت طلب سیرجانی را در اوین نمیپسندیدند. به راستی اگر در پی تحقق آرمانهای شهیدان بودند، حضور وزیر میلیاردر را در کابینهی دولت تاب نمیآوردند.»
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم رب الشهدا و الصدیقین
تقدیم به ارواح طیبه همه شهیدان راه آزادی
جای بسی تأسف است در دورانی به سر میبریم که حقیقت واژگون شده و دروغ و ریا مایهی تفاخر دینفروشانِ نان به نرخ روز خور. شهادت به تاریخ پیوسته و شهید پیراهن عثمانی برای سرپوش گذاشتن بر سیاهکاری و ضعف دولتمردان. گویی در اصول اصولگرایان، امروز تکریم دانشگاه و دانشجو با چماق و اوین معنا مییابد و در این راه از هزینه کردن شهید و شهادت نیز دریغ نمیکنند. پلیتکنیک، قلب تپندهی جنبش دانشجویی، همان جا که رئیس دولت نهم از میزان محبوبیت خود در بین دانشجویان آگاه شد؛ همان جا که برای سرکوب جنبش مستقل دانشجویی، دروغ و جعل و تهمت ارزشمند شد، بار دیگر هدف آماج شدیدترین حملات پیاده نظام فاشیست قرار گرفت. روزهای گذشته شاید سختترین روزهایی بود که بدنهی جنبش دانشجویی در دوران اصولگرایی به خود دیده است؛ روزهایی که گویی یادآور حادثهی تلخ ۱۸ تیر است. بیش از ۷۰ دانشجو با ضرب و شتم بازداشت شده و به جای کلاس درس روانهی بازداشتگاه شدند، ۱۵ ممنوع الورود و ۷ مجروح که از مهرورزی معجزهی هزارهی سوم تنها بوسهی بیرحم چماق و پنجه بکس و چاقو نصیبشان شد و همهی اینها بخش پیشبینی شدهای بود از مراسم تدفین پیکر باقیماندهی ۵ شهید گمنام در پلیتکنیک.
استخوان ماند و یک پلاک … و چشمانی که در آن سو دیگر سویی برای انتظار نداشت … چه میدانست «شهید» که روزی بی آنکه باشد و بداند، چماقی میشود بر سر آنها که وقتی شهید شد، چشم به جهان گشودند و چه میدانست که ابزار کسانی میشود برای رسیدن به آمال دنیوی، سیاسی طیف اقتدارطلب. چکمهپوشان به دانشگاه میآیند و شهیدان دفن میشوند و نوحهسرایان حکومتی میخوانند. به راستی اگر اینان در پی تکریم شهدا بودند، همسنگران و یاران امام و شهدا را مشمول بیمهری و رد صلاحیت و اتهام و تهدید به قتل قرار نمیدادند. به راستی اگر در پی ادامهی راه شهدا بودند طلبهی عدالت طلب سیرجانی را در اوین نمیپسندیدند. به راستی اگر در پی تحقق آرمانهای شهیدان بودند، حضور وزیر میلیاردر را در کابینهی دولت تاب نمیآوردند.
بیم آن میرود با اصراری که این جماعت در مصادرهی این ارزشها به نفع خود دارند، تناقضات رفتاریشان در اجرای عدالت اجتماعی و اقتصادی عاملی شود در کمرنگی روز افزون، این ارزشها در چشم نسل جوان چه آنکه در روزگاری که نماز خواندن در دانشگاه جرم محسوب میشد، صف جماعت از امروز پرشورتر بود. این سوءاستفادهها بیشتر از آنکه تکریم و تجلیل باشد، طناب داری است به دور گردن مفاهیمی چون «شهادت»، «ایثار» و «عدالتطلبی».
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه «شهید» باهنر کرمان از همان ابتدا با توجه به آثار سوء این حرکت، مخالفت خود را در شورای فرهنگی دانشگاه اعلام داشته است. شگفتا که مدیران دانشگاه با علم به آثار سوء این عمل، ادبیات زور را پذیرا شدند و تنها به نظاره نشستند. شایسته بود پیش از انجام این امر به نحو مقتضی از صاحبان اصلی دانشگاه که همانا دانشجویان هستند، نظرسنجی به عمل میآمد. در نهایت احترام و تکریم آزادمردان شهید جنگ تحمیلی را که با آزادیخواهی و عدالتطلبی و پیگیری مطالبات مردم ایران تحقق مییابد، وظیفهی آگاهان به ویژه دانشجویان میدانیم.
والسلام علی من اتبع الهدی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان
----
حمایت دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز از دانشجویان پلی تکنیک
خبرنامه امیرکبیر: دانشجويان دانشگاه آزادتهران مركز در حركتي خود جوش با مخالفت خود با توزیع نشریه بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر حمايت خود از دانشجويان پلي تكنيك را نشان دادند.
در روز هاي اخير بسيج دانشجویي دانشکده فنی دانشگاه آزاد تهران مركز از ساعات آغازین صبح نشريه بسيج دانشگاه امیرکبیر به نام «انعکاس» كه حاوي مطالبي در مورد خاكسپاري شهدا در دانشگاه پلي تكنيك بود و با صاحب امتیازی بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر شروع به توزیع کرد که با بی تفاوتی و استقبال سرد دانشجويان روبرو شد. هنگامي اين بسيجي هاي دانشكده ي فني دانشگاه آزاد تهران مركز با اين بي تفاتي روبرو شدند در بعد از ظهر با گذاشتن میز و استفاده از محلی که برای ثبت نام اردوی جهادی و راهیان نور در نظر گرفته شده بود، شروع به تبلیغ و براي توزیع این نشریه کردند. این اقدام با اعتراض شديد دانشجويان روبرو شد به نحوی که بسیاری از دانشجویان از کلاس های درس خود بیرون آمدند. تعداد دانشجويانی که خواستار توقف پخش اين نشريه بودند هر لحظه بیشتر می شد طبقه اول این دانشکده مملو از جمعیت دانشجویان معترض شد. در این حین نيروهاي بسيج با همكاري نيروهاي حراست اقدام به پراكنده كردن دانشجويان مي نمودند و هنگامي كه موفق به اين كار نشدند مانند همتايان پلي تكنيكي خود به تهديد و ارعاب و ضرب و شتم روی آوردند كه موجب متشنج شدن اوضاع و تعطيلي برخي از كلاس ها شد.
دانشجويان معترض برای مدتی مانع پخش اين نشريه كه کاملا یکسویه و جهت دار و با مضامینی کذب به پروژه دفن شهدا در دانشگاه امير كبير بود پرداخته بود شدند. البته پس از آنکه نيروهاي بسیج با رئیس دانشکده فنی و مهندسی به گفتگو و مذاکره پرداختند مجددا با دستور ایشان و هماهنگی با حراست و انتظامات پخش اين نشريه از سر گرفته شد و تلاش های دانشجویان معترض و گفتگو با نهاد رهبری و معاونت فرهنگی و انتظامات و حراست واحد تهران مرکز نیز ره به جایی نبرد و حتی مسوولین دانشگاه به جای جلوگیری از پخش این نشریه به تهدید و ارعاب دانشجویان معترض می پرداختند.
دانشجویان بسیجی که حمایت تمام قد دانشگاه را از خود می دیدند اقدام به فحاشی و تهدید دانشجویان معترض در جلوی رئیس دانشکده و سایر مسوولین نمودند. و حراست دانشكده فني تلاش كرد تا برخي از دانشجويان معترض را به بيرون دانشگاه ببرد كه تعداد زياد معترضين مانع از اين اتفاق شد.
این در حالی است که در این واحد دانشگاهی هیچ نشریه ای اجازه فعالیت ندارد و بنا بر آیین نامه نشریات دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی پخش نشریه یک واحد دانشگاهی دانشگاه آزاد در واحد دیگر منوط به اخذ مجوز از کمیته مرکزی ناظر بر نشریات دانشگاه آزاد می باشد. حال آنکه دانشگاه امیرکبیر زیر نظر وزارت علوم اداره می شود و قطعا نمی توانسته است دارای چنین مجوزی باشد. گفتني بسيج دانشگاه امير كبير سردمدار مقابله با دانشگاه آزاد و جاسبي است و همایش های گوناگونی را در این راستا برگزار نموده است و حمايت اينچنيني از بسيج دانشگاه اميركبير از سوي مسوولین دانشگاه آزاد واحد تهران مركز جاي تعجب دارد.
همچنین لازم به ذکر است که پیش از این نیز در جریان سخنرانی آقایان خوش چهره و مجید انصاری که در فروردین ماه امسال در این دانشگاه برگزار شده بود دانشجویان به تایید احکام حبس سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر احسان منصوری،احمد قصابان و مجید توکلی اعتراض کرده بودند.
----
رنجنامه دانشجوی بهایی اخراج شده از دانشگاه تبریز
پنجشنبه ، 15 اسفند 1387
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران:
یک علامت سوال بزرگ دیگر !
حدود ساعت11 صبح یکی از روزهای پایانی ماه شهریورسال 1387 برادرم که خود به علت بهائی بودن از دانشگاه اخراج شده است با من تماس گرفت و گفت که با توجه به انتخاب رشته ام توانسته ام در دانشگاه صنعتی سهند تبریز در رشته مهندسی پزشکی قبول شوم .
درپوست خود نمی گنجیدم و بسیار خوشحال بودم چون می توانستم در یک دانشگاه دولتی به تحصیل ادامه دهم و فردی مفید و خادم جهت زادگاهم باشم . به شرایط ثبت نام مندرج در سایت دانشگاه رجوع نموده و براساس ضوابط و قوانین مربوط در روز معین و خواسته شده در دانشگاه حاضر شدم . در فرم ثبت نام دین من نیز از من پرسیده شده بود که به علت گزینه ای بودن فرم در قسمت سایر ادیان علامت زدم .
ثبت نام بدون هیچ مشکلی انجام شد و به عنوان دانشجوی ترم اول شناخته شدم . از اینکه می -توانستم در کنار افرادی با افکار متفاوت از همه جای ایران به خواندن درس در دانشگاه بپردازم احساس مثبت وخوبی داشتم .تا اینکه دانشگاه اقدام به صدور کارت دانشجوئی در دانشگاه کرد و من هم مثل همه دیگر دانشجویان منتظر صدور کارت خود شدم . پس از مدتی متوجه شدم که تمام دانشجویان کارت دانشجوئی خود را دریافت کرده و من هنوز موفق به گرفتن آن نشده ام . به مسئولان مراجعه کردم و آنان ابراز داشتند که دلیل آن را نمی دانند ولی به من قول پی گیری دادند و ابراز داشتند که مشکلی برای من پیش نخواهد آمد و می توانم بدون کارت دانشجوئی امتحاناتم را بدهم.
با وجود تمامی این موارد امتحان های ترم اول را آغازکردم و خدا را شکرنمودم که توانسته ام ترم اول را به پایان برسانم .
ترم اول سپری شد و زمان انتخاب واحد برای ترم دوم رسید . من هم مثل دیگر دانشجویان روال انتخاب واحد را طی نمودم و وارد ترم دوم شدم . از اولین روز ترم دوم وقتی به سایت دانشگاه رجوع کردم اطلاعات مربوط به دروس من درسایت دانشگاه وجود نداشت و این موضوع به منزله این بود که نمی توانم در کلاس ها شرکت کنم و نمی توانم مثل تمامی دیگر دانشجویان روال عادی ترم دوم را طی کنم . چندین بار با مسئولان دانشگاه تماس گرفتم و آنها ابراز بی اطلاعی نموده و مرا امیدوار نمودند که شما نیز مثل دیگر دانشجویان به درسهایتان ادامه خواهید داد . تا اینکه امروز 13 اسفند ماه سال 1387 حتی مشخصات من در سایت محو شده و هنگامی که می خواستم وارد سایت شوم با این پیام روبرو شدم که "این کاربرغیر فعال شده" . درپی دیدن این پیغام با دانشگاه تماس گرفتم و بعد از چندین ساعت بالاخره خانم چراغی مسئول دفتر و مدیریت دانشگاه جواب تلفن را داد و به من گفت که سازمان سنجش نام شما را از لیست سایت حذف نموده و امکان پی گیری تنها از طریق این مرجع امکان پذیر است وقتی خواستار دلیل یا برهان برای این اقدام شدم تلفن را قطع کرد و دیگر جواب من را ندادند .
به راستی این اقدام پایان داستان تحصیل من است ؟ یک جوان ایرانی بهائی بدون امکان ادامه تحصیل مثل هزاران جوان بهائی دیگر ؟ اینکه من بدون هیچ دلیل و مدرکی از دانشگاه اخراج شده ام با یک دنیا آرزو و یک مرجع به نام سازمان سنجش که ظاهرا باید فقط کارش سنجش توانائی افراد در ورود به دانشگاه باشد و نه بستن پنجره سایت به روی قبول شدگان دانشگاه ؟ پاسخ وجدان آنها و شما به من چیست ؟ چون اعتقاد من متفاوت است نمی توانم از حق ادامه تحصیل در کشور خود برخوردار شوم ؟ دانشجویانی که در این دانشگاه تحصیل می کنند با شنیدن این خبر چه عکس العملی نشان خواهند داد ؟ آیا به جای سینا دانا دانشجوی ترم دوم با یک علامت سوال بزرگ روبرو خواهند شد ؟ ویا با قطع گفتگو به راحتی قطع یک تماس تلفنی همه چیز را تمام شده خواهند انگاشت ؟ مغزهای جستجو گر جوانان پاسخ همه این سوالات را خواهند یافت حتی اگر پاسخی داده نشود !
سینا دانا (یکی از سه دانشجوی اخراجی از دانشگاه سهند)
|