|
اجرای مخفیانه حکم سنگسار در رشت
سه شنبه ۲۰م اسفند ۱۳۸۷
خبرنامه امیرکبیر: سحرگاه پنجشنبه پانزده اسفند ۱۳۸۷ طی اقدامی بی سابقه در گیلان مردی ۳۰ ساله به جرم زنای محصنه سنگسار شد.
ولی آزاد اهل پارس آباد مغان و کارمند اداره بازرگانی این شهر در محل زندان لاکان شهرستان رشت با حکم شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان گیلان به ریاست حجت الاسلام قاضی کاشانی مجکوم به سنگسار شده بود و این در حالی است که زنی که در این اتهام با او شریک بود مورد عفو قرار گرفته است.
این حکم به صورتی مخفیانه و با حضور افراد محدودی به اجرا گذاشته شده است و جنازه وی به دلیل ترس از افشا علارقم تلاش خانواده وی تحویل آنان نشده و در نقطه ای نامعلوم دفن شده است.
اجرای چنین احکامی در گیلان کاملا بی سابقه است.
----
خبرنامه امیرکبیر:
يك جانباز ۷۰ درصد به ده ماه زندان، ۳۰ ضربه شلاق و مبالغي جريمه محكوم شد.
رضا جلالي مدرس و عضو هيات علمي دانشگاه كه سابقه حضور ۷۰ ماه حضور در جبههها را دارد از سوي دادگاه عمومي گرگان با شكايت فرماندار به اتهام تجمع و سخنراني غيرقانوني و توهين به مامور دولت در حين انجام وظيفه محكوم شده است.
گفتني است او كه به اتهام عدم التزام به اسلام در انتخابات مجلس هفتم و هشتم نيز ردصلاحيت شد با صدور اطلاعيهاي خطاب به مردم گرگان اظهار داشته: “آيا اصابت تركشهاي سوزناك صدام و ارتش حزب بعث عراق دردآورتر بود يا فرود آمدن شلاق؟”
----
وزارت اطلاعات با تهدید و
تطمیع سعی دارد واقعیت قتل زنده یاد ساران را عکس جلوه دهد
بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج ،در طی روزهای گذشته
زندانیان سیاسی فرعی5 بند 2 زندان گوهردشت کرج را چندین بار
به بازرسی زندان فرآخوانده شدند و برای مدت طولانی مورد
بازپرسی قرار گرفتند.
زندانیان سیاسی آقایان بهروز جاوید طهرانی و افشین بایمانی و
آقای علیرضا کرمی خیرآبادی زندانی دیگر این بند در طی روزهای
گذشته بارها و هر بار به مدت طولانی مورد بازپرسی فردی بنام
ترابی رئیس بازپرسی زندان گوهردشت قرار گرفتند. ترابی با تطمیع
و تهدید سعی دارد که قتل آقای امیر حسین حشمت ساران را به گونه
ای دیگر جلوه دهد و واقعیتها را غلب نماید. ترابی از این طریق
سعی دارد که گفته های وزارت اطلاعات را به همبندیان زنده یاد
ساران تلقین نماید .
همچنین بازجویان وزارت اطلاعات به طرق مختلف و با تهدید و وارد
کردن فشار بر روی زندانیان سیاسی سعی دارند که واقعیت را عکس
جلوه دهند.آنها از روز مرک مشکوک زنده یاد امیر حسین حشمت
ساران تهدیدات و فشارها را علی زندانیان سیاسی آغاز کرده اند و
همچنان ادامه دارد.
از طرفی دیگر زندانیان سیاسی هم سلول آقای ساران اعلام آمادگی
کرده اند که حاضرند در یک کمیته حقیقت یاب بین الملی و بی طرف
شرکت کنند و آنچه را که خود شاهد بودند بیان کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران برای روشن شدن حقایق
خواهان تشکیل یک کمیته حقیقت یاب بین المللی است تا قتلهایی
زندانیان سیاسی و سایر زندانیان که تا به حال در زندانها روی
داده است روشن گردد.و از دبیر کل سازمان ملل و سایر مراجع بین
المللی خواستار تشکیل و اعزام چنین هیئتی به ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
20 اسفند 1387 برابر با 10 مارس 2009
----
نامهیی به پدر
دوشنبه ، 19 اسفند 1387
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران:
سعید رضایی (عضو هیات مدیران جامعهی بهایی) به همراه همکارانشان در سحرگاه روز 25 اردیبهشت سال جاری توسط مامورین اطلاعات دستگیر شدند ، باورش سخت است که ده ماه را بی وجود تو سپری کردهایم. بدون شوخیها و خندههایات، بدون آغوش پر محبتات و بدون صدای گرمات.
وجود تو همیشه خانه را پر از آرامش و امنیت میکرد و حال که نیستی تنها منبع آرامشمان خاطرات شیرینات است و اطمینان به این که خداوند در همه حال پشتیبانات خواهد بود.
سحرگاه 25 اردیبهشت بود که برای دستگیریات آمدند. از آن روز فقط لبخندهای تو را به یاد دارم که ما رابه آرامش دعوت می کرد و چشمان پر اشک مارثا – خواهرم – و نگاه نگران و پر از عشق مادر را و پیوند، برادر 12 سالهام، که تو را محکم در آغوش میفشرد زیرا میدانست تا مدتی از بازی با تو و بودن در کنارت محروم خواهد بود. چقدر سخت است دوازده سال بیشتر نداشته باشی و شاهد این باشی که پدرت بیهیچ گناهی به زندان میافتد. اما او درک میکند چون خود به او آموختهیی که شرط به دست آوردن چیزهای با ارزش، فداکاری و از خود گذشتهگی است.
پدر عزیزم، میدانیم تنها بهانهی این بیعدالتی عضویتات در هیات مدیرهی جامعهی بهایی ایران بود، جامعهیی که در تلاش است با وجود همهی محرومیتها و تضییقات زنده بماند و به رشد خود ادامه دهد.
در این چند ماه از نسبت دادن هیچ تهمت ناروایی به شما عزیزان فروگذاری نشد ، و من آرزو میکردم که ای کاش قلم توانایی داشتم تا بتوانم از شما دفاع کنم یا صدایی که بتوانم بی گناهیتان را فریاد بزنم.
در جریان اقداماتمان برای اثبات مظلومیت و احقاق حقوق شما در بسیاری موارد به بنبست میرسیدیم. بسیاری از مسئولین حتا حاضر نبودند ما را ملاقات کنند و گاهی این احساس به ما دست میداد که هیچکس در جهت پشتیبانی از حق و حقیقت از منافع خود چشمپوشی نخواهد کرد.
در این میان کسانی بودند که ما را به گرمی میپذیرفتند و امیدواری میدادند و متعهد میشدند که در کمک به ما از هیچ تلاشی اهمال نخواهند کرد و نیز گاهگاهی خبر حمایتِ اقشار مختلف از شما بود که میگفت فراموش نشدهاید و هنوز هم مردمانی منصف در سراسر دنیا هستند که جنسِ بیگناهیتان را میشناسند و دلیل زندانی شدنتان فقط برای ما نیست که چون روز روشن است.
فکر کردن به تو و آنچه طی این ده ماه متحمل شدهیی قلبام را آکنده از اندوه و افتخار میکند.
نیاز شدیدم به بودنت، به راهنمایی هایت و به گپهای دوستانهمان را هیچ چیز جبران نمیکند اما به این دل خوشم که راهی را که انتخاب کردهای راه خدمت به بشریت است و میدانم در این راه استقامت خواهی کرد.
به تو افتخار میکنم، به تو افتخار میکنم چون چرایی زندگیات را یافتهای و چگونهگیاش را با سرافرازی متحملی ، و به تو افتخار می کنم چون وجودت و استقامتات اثبات میکند که انسان و انسانیت زنده است و هنوز مردان و زنانی وجود دارند که برای آنچه با ارزش میانگارند تا پای جان ایستادهگی میکنند.
----
قتل یک جوان مریوانی به دست نیروهای انتظامی
يكشنبه ، 18 اسفند 1387
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران:
یک جوان مریوانی به نام هیوا کریمی توسط نیروهای انتظامی در یکی از روستاهای شهرستان مریوان به نام کانی سانان با شلیک گلوله به قتل رسید.
قابل گفتن است که به دنبال اعتصابات عمومی در شهرستان مریوان هنوز خشونتهای حاکم بر کولبرها و مردم مرزنشین مریوان برقرار است و نیروهای انتظامی دست به کشتار اسبهایی که مردم مرزنشین برای باربری استفاده می کنند، زده و امروز 15 اسب را کشته و تعداد اسبهای کشته شده در طول این هفته به 57 اسب رسیده است.
|