بازگشت به صفحه اول

 

 
 

نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر خطاب به اساتید دانشگاه

یکشنبه ۲۵م اسفند ۱۳۸۷

خبرنامه امیرکبیر: در پی ادامه بازداشت ۹ دانشجوی پلی تکنیک، انجمن اسلامی این دانشگاه در بیانیه ای خطاب به اساتید دانشگاه منتشر کرد. در این بیانیه، انجمن اسلامی دانشگاه ضمن تشریح سواستفاده اعوان و انصار دولت از ارزش ها برای حمله به دانشگاه و سرکوب دانشجویان، نگرانی خود نسبت به وضعیت دانشجویان بازداشت شده و تلاش نیروهای امنیتی برای پرونده سازی برای آنان را ابراز کرده است. متن این نامه خطاب به اساتید دانشگاه به شرح زیر است:

اساتید محترم پلی تکنیک تهران

طی هفته های گذشته، پلی تکنیک تهران شاهد سنگین ترین تهاجم اعوان و انصار دولت و حاکمیت به دانشگاه بود و این بار چنان کیان دانشگاه مان مورد هجمه قرار گرفته است که سکوت و تمکین در برابر متجاوزان، به معنای تسلیم کامل جامعه دانشگاهی در برابر اراده استبداد است.

در همین رابطه انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک لازم می داند برخی موارد را به استحضار اساتید مستقل و آزاده دانشگاه برساند:

۱) متاسفانه آنچه بارها تحت عنوان “سوء استفاده از اجساد شهدا” توسط انجمن اسلامی و شورای صنفی دانشگاه هشدار داده شده بود، سرانجام به وقوع پیوست. در روز دفن شهدا در دانشگاه، یورش سازماندهی شده و مانور گسترده نیروهای امنیتی و انصار حزب الله در دانشگاه، ضرب و شتم و جرح دانشجویان و بازداشت بسیار گسترده و بی سابقه ۷۰ نفر و به ویژه بازداشت ۸ دانشجوی فعال و سابق انجمن اسلامی، نشان از آن دارد که دفن شهدا نه به قصد تکریم جانباختگان جنگ، که با هدف شوم “فتح پلی تکنیک” که در پروژه های تخریب دفتر انجمن اسلامی، سخنرانی احمدی نژاد در پلی تکنیک و ماجرای جعل نشریات دانشجویی ناکام مانده بود، صورت پذیرفته است.

دیگر آنکه جریان وابسته به حاکمیت که کشور را در آستانه بحران می بیند و توان حل بحران و پیروزی در انتخابات آتی را در خود نمی بیند به سازماندهی گسترده گروه های فشار و بازوهای سرکوب خود مشغول است. و از آنجا که نهادهای همسو با حاکمیت در درون دانشگاه و یا بسیج دانشجویی از توان سرکوب و ایفای نقش گروه فشار ناتوانند، نیاز به تاسیس پایگاهی است که بتوان در آن، این نیروها را بسیج کرد. با چنین هدفی شهدا به دانشگاه آورده می شوند و مسئولان برنامه عامدانه و مصرانه و با آگاهی از حساسیت شدید دانشجویان، روز غیر تعطیل را انتخاب می کنند تا عمله های استبداد سرکوب دانشجویان را تمرین کنند.

۲) ۳ هفته پیش از این واقعه، مجید توکلی، حسین ترکاشوند، کوروش دانشیار و اسماعیل سلمانپور اعضای انجمن اسلامی دانشجویان در مقابل حسینیه ارشاد بازداشت و پس از ضرب و شتم شدید تحویل پلیس امنیت داده می شوند، اما به درخواست مدیریت دانشگاه امیرکبیر از آزادی آنان جلوگیری به عمل می آید تا برنامه دفن شهدا به اتمام برسد. این در حالی است که برای همین دانشجویان پرونده ای با اتهام تلاش برای برهم زدن برنامه دفن شهدا تشکیل گردیده است.

از سوی دیگر، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و عباس حکیم زاده فردای روز دفن شهدا، با حمله نیروهای وزارت اطلاعات به منازلشان بازداشت می شوند. حال آنکه هیچ یک در روز برنامه در دانشگاه حضور نداشته اند.

هر ۸ نفر تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار دارند و در سلول های انفرادی نگه داری می شوند. مجید توکلی قریب به یک ماه است در اعتصاب غذا به سر می برد و برخی بازداشت شدگان که در بند ۲۴۰ در مجاورت سلول او بوده اند از خونریزی داخلی و وضعیت بسیار وخیم وی خبر داده اند، تا جایی که ادامه حیات مجید توکلی شدیدا وابسته به سرم هایی است که در زمان بی حالی به وی تزریق می شود. همچنین شاهدان بازداشت مهدی مشایخی و احمد قصابان از ضرب و شتم شدید آنها در هنگام بازداشت اطلاع داده اند.

هفته گذشته نیز یاسر ترکمن عضو انجمن اسلامی امیرکبیر، که طی روزهای برای مشخص شدن وضعیت ۸ دانشجوی بازداشت شده تلاش می کرد، خود در نزدیک دانشگاه توسط نیروهای لباس شخصی با ضرب و شتم بازداشت شد.

۳) از آنجا که دفاع از حریم و حرمت دانشگاه وظیفه مشترک دانشجویان و اساتید بزرگوار است، انتظار می رود اساتید ارجمند، تاسیس پایگاه گروه سرکوب و فشار در دانشگاه را به رسمیت نشناسند و با سوء استفاده از نام و اجساد بی گناه شهدای جنگ مخالفت نمایند.

اساتید بزرگوار! به خوبی واقفید، آنان که در مقابل چشمان شما، به دانشجویان مظلوم وحشیانه هجوم بردند، با سلاح سرد به جانشان افتادند و آنچنان ساحت دانشگاه را لکه دار کردند، حقوق و کرامت انسان ها را به هیچ می گیرند و این چنین بر جسم و جان نخبگان این سرزمین یورش می برند، برای اجساد شهیدان راه دفاع از وطن هیچ ارزشی قائل نیستند. که اگر اینگونه بود جانبازان درد کشیده جنگ ناچار نبودند از شدت فشارهای وارده در مقابل مجلس خودسوزی کنند!

۴) تجربه سال های گذشته و به ویژه ماجرای جعل نشریات دانشجویی که بازداشت شدگان در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفتند، موجب نگرانی شدید نسبت به شکنجه دانشجویان و تلاش برای پرونده سازی و کسب اعترافات کذب از آنان شده است.

سلامتی دانشجویان دربند شدیدا در خطر است و هر لحظه ممکن است بازجویان و شکنجه گران تحت فشارهای شدید، دانشجویان را وادار به اعترافات دروغ نمایند و فرصتی برای جبران باقی نماند.

بنابراین امید آن می رود که اساتید آزاد و مستقل، با هوشیاری و حساسیت پرونده را پیگیری کرده و ریاست دانشگاه را که نقش اساسی در پرونده سازی های اخیر بر علیه دانشجویان داشته است، برای اتمام این پروژه مورد بازخواست قرار دهند و همگام با دانشجویان دانشگاه، حفظ سلامتی و آزادی هرچه سریعتر دوستان دربندمان را از سیستم قضایی و امنیتی مطالبه نمایند.

با تقدیم احترام

انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)

----

نامه بیش از ۵۰۰ تن از دانشجویان دانشگاه دامغان به وزیر علوم

یکشنبه ۲۵م اسفند ۱۳۸۷

خبرنامه امیرکبیر: در پی برگزاری دو روز تجمع دانشجویان دانشگاه دامغان در اعتراض به بروز مکرر حوادث دلخراش رانندگی برای دانشجویان دانشگاه دامغان که در اثر آن ۷تن از دانشجویان جان خود را از دست دادند و بیش از ۵۰ تن از دانشجویان زخمی شده اند، بیش از ۵۰۰ تن از دانشچویان دانشگاه علوم پایه دامغان به دکتر مهدی زاهدی وزیر علوم دولت نهم نامه سرگشاده ای نوشتند.

دانشجویان دانشگاه دامغان که علت اصلی حوادث رخ داده در این دانشگاه را سوء مدیریت و بی تدبیری  مسئولان این دانشگاه می دانند، پس از دو روز تحصن در دانشگاه از توضیحات رئیس این دانشگاه راضی نشدند تحصن خود را به صورت موقت به پایان رساندند تا پس از نامه نگاری به وزیر و در صورت عدم نیل به اهدافشان ان را ادامه دهند.

متن نامه دانشجویان به شرح ذیل است:

حضور محترم وزیر علوم، تحقیقات و فناوری
جناب آقای دکتر زاهدی

با سلام

متنی که پیش روی شماست، نشانه ی نارضایتی دانشجویان دانشگاه علوم پایه ی دامغان می باشد که با وجود اعتراضات پیاپی در خصوص سهل انگاری مسئولین دانشگاه، با نتیجه ای مواجه نشده و باعث بروز مجدد مشکلات مشابه شده است. لذا خواهشمند است این بار با دقت بیشتری به این مساله پرداخته شود و همچون گذشته به زمان دیگری ارجاع داده نشود. چرا که پس از وقوع حادثه دلخراش آذر ۸۶  ( کشته شدن هفت نفر از دانشجویان بی گناه دانشگاه طی حادثه رانندگی ) درخواست دانشجویان مبنی  بر پیگیری و تضمین برای عدم تکرار حوادث مشابه و کوتاهی عوامل مربوط از سوی مسئولین دانشگاه با عدم پاسخگویی و تقلیل مقصر تا حد راننده (که معلوم نیست مشروعیت خود را از کدام نهاد دانشگاه وام گرفته بود) مواجه شد. و تاسف برانگیزترین نکته اینکه هیچکدام از مسئولین دانشگاه، نه تنها تقصیری را به گردن نگرفته، بلکه با امید بیشتر به فعالیت های خود ادامه دادند.

متاسفانه پیگیری های مرجوع به وزارت مربوطه نیز با اقبالی مواجه نگردید. نتیجه آنکه مجددا شاهد سهل انگاری و وقوع حادثه و تهدید جان دانشجویان ( که ظاهرا کوچکترین اهمیتی نه برای دانشگاه و نه وزارت خانه ندارد ) بودیم.

با این وجود این سوال ها مطرح می شود که پاسخگوی واقعی و مقصر اصلی این حوادث مشابه ( که از طرف رئیس دانشگاه ، اشتباه معرفی می شود! ) چه کسی می باشد ؟

چگونه است که تمام این بی مبالاتی ها ( یا به تعبیر کذایی ، اشتباهات ) در حوزه و زمان مدیریتی یک شخص انجام می گیرد و اگر اینها بی مسئولیتی و ضعف مدیریتی نیست ، پس چه نامی می توان بر آن نهاد ؟ آیا خواستار برخورد با عوامل و مقصرین سلسله حوادث مشابه و در واقع تضمین سلامت جان و شان دانشجویی بودن ، خواسته ی گزاف و نا به جایی است که حتی وزارت علوم خود را ملزم به پاسخگویی نمی بیند ؟

در پایان، ما دانشجویان خواستار پاسخگویی شفاف مقامات مربوطه هستیم و همچنین ضعف مدریتی رئیس دانشگاه را که نتیجه ای جز ضربه خوردن دانشجویان ندارد، محکوم می کنیم.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه