|
پیام
نوروزی جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین
به نام خدای
بهار آفرین
تغییر زمین
وتغییر زمان
مردم شریف و
آزاده ی ایران، برادران و خواهران هم میهن، بهار دیگری از راه رسیده است. قدومش
را مبارک داشته، به یکایک شما هم میهنان عزیز تبریک عرض نموده و برای شما سال
خوشی را آرزو می نمائیم.
از دیرباز
مردم ایران با استقبال از « نوروز» یا « روز نو» که آغاز دیگری از چرخه ی
چرخان و شگفت انگیز زندگی است ، به جشن و شادمانی می پرداختند و همگام با آن
زندگی جدیدی را شروع می کردند. به ویژه در آن روزگاران اولیه که مناسبات انسان
با طبیعت بسیار حسنه تر از امروز بود و طبیعت پناهگاه امن انسان به حساب می آمد
و با خوشی های آن خوش بود و نا ملایمات آن را به کمک دانش و فن هماهنگ با خود
طبیعت قابل تحمل می کرد.
امروزه با
کمال تاسف مناسبات نامناسب انسان ها با همدیگر به معنای عام ، حتی مناسبات او
با طبیعت را هم تحت سیطره در آورده و به تخریب گسترده ی محیط زیست انجامیده
است و طبیعت دیگر یار و یاور انسان نیست. نمونه ی آشکار این هردو مناسبات
نامناسب، یعنی مناسبات انسان با انسان و انسان با طبیعت را، به طور خاص، در
ایران امروز می بینیم .
تضاد و تخاصم
در جامعه ی ما از حد اندازه ی متعارف تجاوز کرده و به مرحله ی هراس آوری از
گسست های اقتصادی، اجتماعی ،سیاسی، اداری، مدیریتی، فرهنگی، اخلاقی، عاطفی و...
رسیده است. گوئی تحت تا ثیر حاکمیت« ضد تاریخی » تمامی مردم با همدیگر سر ستیز
دارند و تمامی سیستم ها در حال فروپاشی می باشند. در همان حال به دلیل بی
تدبیری در امر تعامل با محیط زیست نه تنها قدرت مقابله با حوادث ویرانگری مثل
زلزله، خشکسالی و موارد مشابه وجود ندارد بلکه هر باران رحمتی به سیل عذاب
تبدیل می شود و کار به جایی رسیده است که آلودگی هوای تهران قلب زندگی مردم این
شهر و زندگی قلب ها را نشانه گرفته است و عذاب حاصل از خشکسالی سال هاست که دست
از سر این سرزمین و مردم آن بر نمی دارد. با این تفاسیر آیا درست نخواهد بود
اگر بگوییم حرث و نسل این ملت در معرض تباهی و نابودی قرار گرفته است.
اگر واقعا
چنین است که حتما هست پس باید هوشیار بود و از زاویه ی درستی به واقعیت های
ناگوار پیش آمده نگاه کرد و در فکر چاره اندیشی بود. حاکمیت سرگردان به شیوه ی
سی سال گذشته با انداختن بار مسئولیت این انهدام همه جانبه بر دوش این و آن،
این بار هم سعی خواهد کرد به بهانه ی تحریم های غرب و کاهش قیمت نفت و خشکسالی
های پیاپی شانه از زیر بار مسئولیت مدیریتی خودش خالی کرده و آن را به گردن
زمین و آسمان بیندازد در حالی که همه می دانیم مشکل اصلی سی سال گذشته این
کشور
ناشی از حاکمیت نالایق و سوء مدیریت آن است. پس ضمن افشای ترفندهای
فرافکنانه ی نظام باید راه تغییرات را گشود و مصرانه در آن گام نهاد. آغاز هر
تغییر هم، تغییر و اصلاح در سیاست و مدیریت کشور است در غیر این صورت گرفتار
نابودی ناگزیر خواهیم شد.
پس با توجه به
دعای تحویل سال:
یا مقلب
القلوب و الابصار یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحول
و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
که در گذرگاه
عبور از کهنه به نو می خوانیم باید در اندیشه برگرداندن دل ها و دیده هایمان
باشیم و همگام با هستی در بسامان آوردن شب ها و روزهایمان تلاش کنیم تا بتوانیم
چگونه بودن خودمان را دگرگونه کنیم و در نهایت آن را به نیکوترین گونه ها
بگردانیم.
به باور ما که
بعضا و به تناوب بیش از دو سوم از سی سال گذشته را به عنوان زندانی سیاسی، در
زندان به سر برده ایم، زمان یک دگرگونی بزرگ فرا رسیده است. این دعا و درخواست
در سالی که در پیش رو داریم زمینه اجابت بسیار دارد به شرط این که برخورد
مسئولانه و هوشیارانه ای داشته باشیم. اگر به هوش نباشیم و بر این دگرگونی های
اجتناب ناپذیر نظارت و مدیریت نکنیم وآن را به سرانجام نیکو نرسانیم، این
نگرانی وجود دارد که دسیسه های پنهان اما مشترک خارج و داخل بیراهه طی شده در
سه دهه گذشته را به بیراهه دیگری بکشاند و راه آزادی و آبادی این کشور هم چنان
مسدود بماند. امید است که چنین نشود.
در پایان بار
دیگر سال نو را به همه شما سروران شادباش می گوییم و برای شما آرزوی سرافرازی و
سربلندی داریم.
جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین
27 اسفند 1387
علی صارمی
محمد علی منصوری
سید ظهورنبوی چاشمی
انتشار :
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
----
گزارش اخراج دانشجوی بهایی دانشگاه مازندران همراه با رنجنامه
سه شنبه ، 27 اسفند 1387
به نام حق و به نام عدالت
به نام روشني كه پنهان مانده در پردۀ سياست.
روز شنبه 17 اسفند 1387 بعد از كلاس آناليز عددي، وقتي استاد محترم اسامي دانشجويان را خواند، متوجه شدم كه نام بنده در ليست كلاس نبوده. بعد به آموزش دانشگاه مراجعه و موضوع را پيگير شدم، و آنها چنين جواب دادند كه در مقابل اسم من توقف تحصيل!!! قيد شده.
سپس براي اطلاع از علت آن، به سازمان مركزي آموزش مراجعه و با مسئولِ بخش ثبت نام و پيگيري امور دانشجوئي ، علت توقف تحصيل خود را جويا شدم.در پاسخ چنين گفتند كه: از حراست به ما امر شده كه بايد شما را از ليست دانشجويان حذف كرده و توقف از تحصيل را اعمال كنيم و علت اين مسئله را به ما نگفتند.
در ادامه بيان كردند كه براي روشن شدن اين امر و آگاهي از كم و كيف آن، بايد به معاون سازمان مراجعه كنم و علت را به من خواهند گفت. من هم نزد معاون رفتم، ولي گويا در جلسه حضور داشتند و صحبت كردن مقدور نبود. لذا قرار شد كه روز بعد مراجعه و موضوع را پيگيري كنم...
روز بعد مجدداً به سازمان مركزي رفته تا بتوانم معاون را ببينم، ولي اين بار هم در جلسه حضور داشتند، از ساعت 9 تا 12 منتظرشان ماندم تا جلسه تمام شود. بعد به حضورشان رفته و مسئله را در ميان گذاشتم و علت آن راخواستار شدم. نكتۀ جالب اين بود كه ايشان اصلاً در جريان نبودند!!! و مشخصات مرا گرفته تا موضوع را پيگيري نمايد.
سپس نزد مسئول ثبت نام آموزش رفته و در جريان نبودن معاون در مورد اين قضيه را به ايشان گفتم ... در جواب، به صورت خيلي مختصر اظهار داشتند كه علت اخراج بنده صرفاً به خاطر اين است كه من بهائي هستم.
بعد با مسئولين تماس گرفتند كه به جناب معاون اطلاع دهند كه علت اخراج من از دانشگاه چه بوده؟؟!!!!
طي اتفاقاتي كه افتاده و پيگيري هائي كه صورت پذيرفت، در روز شنبه 24 اسفند 1387 طبق گفتۀ معاون سازمان مركزي دانشگاه، دستور اخراج من از سازمان سنجش صادر گرديد و علت آن است كه من بهائي هستم.
بلي، به صرف بهائي بودن، بعد از گذشت 3 سال ( ورود به ترم 6 رشته رياضي محض)مرا از دانشگاه مازندران اخراج كردند.
جامعه اي كه شعارش همبستگي دلهاست، حكومتي كه هدفش ايجاد الفت و محبت بين قلوب و ركن اساسي اش به وجود آوردن جامعه اي بر پايه عدالت مهر ورزي است و به آزادي عقيده و بيان، بنا به آنچه كه در قانون اساسي آمده و همچنين در اعلاميه حقوق بشر ذكر شده،اعتقاد داشته . ولي ظاهراً سراج عدل خاموش و حكومت حضرت علي به فراموشي سپرده شده و شمشر ظلم از نيام بيرون آمده.
آيا اين معناي آزادي بيان و عقيده است؟
آيا اين معناي عدالت و مهرورزي و محبت و الفت بين قلوب است؟
آيا روحيه خدمتگزاري كه در جامعه وجود دارد اين است؟
آيا اينگونه، قسط و عدل در جامعه انساني مستقر مي شود؟
قضاوت با شما !
فاران خوان يغما
کمیته پی جویی حق تحصیل بهائیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
----
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان در حمایت از دکتر حسام فیروزی
چهارشنبه ، 28 اسفند 1387
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران:
پایبندی هر شخص به سوگندش و اجرای کامل آن، نشان دهندهی عزم و جسارت آن فرد است. اما این روزها شاهد هستیم کسانی که به عهد خود پایبند میمانند روانهی زندان میشوند و به جرم انجام وظیفهی انسانی خود به بند کشیده میشوند.
دکتر حسام فیروزی، پزشک معتمد زندانیان سیاسی که تمام همت خود را بر آن داشته است، که زندانیان از لحاظ حق اولیهی خود، یعنی سلامت به وضعیت مطلوبی برسند در بند میشود و با اتهامات واهی اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب، به زندان محکوم میشود.
این عمل نه تنها با قوانین رایج کشور، که حق سلامت و بهرهمندی از امکانات پزشکی را برای همه محفوظ میدارد منافات دارد، بلکه با آموزههای دینی که پایبندی به سوگند را متذکر میشوند نیز مغایر است.
از دیدگاهی دیگر، این بازداشت نقض آشکار حقوق بشر است و با توجه به اینکه در بیانیهی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد که ایران نیز به آن پیوسته و آنرا به رسمیت میشناسد، حق استفاده امکانات پزشکی و امنیت سلامت فردی افراد در هر شرایطی محفوظ و یکسان ذکر شده است که دکتر حسام فیروزی، این حق اولیه و پایمال شدهی زندانیان را در حد توان خود به آنها بازگرداند و به عنوان یک فعال حقوق بشر، رسالت خود را انجام داده است.
از این رو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، ضمن حمایت از دکتر حسام فیروزی، حکم صادره برای وی را محکوم میکند و خواستار آزادی بیقید و شرط این فعال حقوق بشر است.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
27 اسفند 1387
|