|
ستاره ها وطن
ندارند
سیامک کریمی
جمعه، 23
امرداد 1388
ستاره ها وطن ندارند
یا «چگونه می توان یک روزه منافق کرد»
برای ضیاء نبوی و سایر دوستان ستاره دار در بندم
ادوارنيوز:
1) «ضیاء نبوی دانشجوی ستاره دار بازداشت شد.» خبر کوتاه و عمیقاً نگران کننده
بود. درست به اندازه ی گفتار محمود احمدی نژاد در مناظره با مهندس میر حسین
موسوی:«دولت من، اصلاً دانشجوی ستاره دار ندارد.» تو گویی، این گفتار دستوری
بود برای اجرایی کردن همان خبر بازداشت؛ تا نشان داده شود که احمدی نژاد فقط
سخن نمی گوید، عمل می کند. اگرچه این عمل نیز به واسطه ی بی واسطه بودن بدوی اش
عریان و آزار دهنده است. و چه بسا در اختیار گرفتن وزارت اطلاعات- این بار نیز
بی واسطه و غیر مستقیم- توسط او ناظر به همین موضوع باشد. پس به این خاطر فوکو
راست می گفت، آن زمان که اعلام کرد «کلمات فقط باد هوا نیستند» و با اندکی دست
کاری در سخن اش«نوعی زمزمه بیرونی [ هستند] که آدمی به سختی می تواند آن را در
متن یک مناظره تلویزیونی به صراحت و بی پرده برون اندازد.» به این میانجی نیز
چه بسا که دولت احمدی نژاد از این سخت تر با « کلمه یا حرف [ به چالش افتد]چون
با کلمه یعنی باد هوا ساخته شده [است]» ( بادهای غربی/ مراد فرهاد پور/ نشر
هرمس چاپ اول 1382)
2) بازداشت دانشجویان ستاره دار به ضیاء نبوی ختم نشد، بلکه چندین روز پس از آن
با گرفتاری علیرضا خوشبخت و همسرش زهرا توحیدی، پیمان عارف و شیوا نظر آهاری
ادامه یافت. هریک از این دانشجویان ستاره دار در طول دولت نهم به روند ایجاد
تبعیض های سیاسی – عقیدتی در امر تحصیل اعتراض کرده بودند. به همین جهت همگی آن
ها، هم اکنون در حال پس دادن تاوان اعتراض بر بی حقی اند که بر آن ها رفته است؛
این جا نیز پاسخ به همان جنس پرسش است: بی حقی را با بی حقی جواب می دهند.
مطمئناً این افراد در طول 50 روز اخیر بازداشت شان فشارهای فراوانی را تحمل
کرده اند تا برای دادگاه فرمایشی اخیر آماده شوند! دادگاهی که متن کیفرخواست
جلسه اولش، «شورای محرومین از تحصیل» را که دو سالی می شود توسط دانشجویان
ستاره دار برای دفاع از حق تحصیل پدید آمده است «تحت نفوذ منافقین» معرفی کرده
است. البته امروز دیگر از خلال بازداشت های دور و نزدیک عیار این گونه اتهامات
مشخص شده و به واقع قسم اخیر آن یعنی «ارتباط، نفوذ و تحت الحمایگی» مجاهدین
خلق و مواردی این چنین دقیقاً به معنای بی اتهامی است چون نگاهی به روند همین
بازداشت ها نشان می دهد، هنگامی که دست نهادهای امنیتی و قضایی از همه جا کوتاه
است به خوبی می توانند غول جادوی «مجاهدین خلق» را بیرون کشند. شورای محرومین
از تحصیل در طی مدت اخیر به برگزاری نشست های خبری در جهت روشن شدن جوانب موضوع
ستاره دار شدن و هم اندیشی با فعالان سیاسی پرداخته است و حال نسبت این فعالیت
ها با سازمان مجاهدین خلق را تنها همان بازداشت کنندگان می توانند تشخیص دهند.
نبوی نیز در کیفرخواست جلسه ی اول با « از عناصر مرتبط با گروهک منافقین در
داخل کشور» شناسانده شده است. گویا از میان بازداشت شدگان ستاره دار تنها او در
دادگاه ها حضور داشته است. چهره ی تکیده ی او را که می شد به زحمت در میان خیل
متهمان دردادگاه دوم دید هیچ شباهتی به چهره ی بشاش گذشته اش نداشت. ضیاء در طی
مدت اخیر یکی از دانشجویان فعال ستاره دار بوده است که تلاش بی وقفه اش در
ایجاد شورای محرومین از تحصیل و همچنین گذار از اختلافات موجود در شورا، هماره
مورد تحسین بوده و اینک قدر تمامی این تلاش ها بیشتر دانسته می شود. انگار باید
نبود تا فهمیده شوی!
3) امروز تغییر شرایط پس از انتخابات 22 خرداد به نسبت پیش از آن به هزار زبان
و به درستی در سخن است. این نکته را می توان در بحث پیش رو نیز درونی کرد. اگر
چه دوستان ستاره دارم به واسطه «ستاره دار بودن» در بازداشت به سر می برند اما
نمی توان موضوع آنها را جدای از فضای عمومی کشور و همچنین سایر بازداشت شدگان
سیاسی – اجتماعی اخیر کشور بررسی کرد. به واقع اگر می شد در روزها و ماه های
قبل از انتخابات اخیر بر «هویت» خاص دانشجویان ستاره دار تاکید کرد و به همین
میانجی «وطن»ی برای آنان بنا ساخت دیگر نمی توان پس از انتخابات بر چنین ساخت و
سازی تاکید کرد، چه این خاص بودگی هویت و وطن مبتنی بر آن ویران شده است و
اکنون دانشجویان ستاره دار وطنی ندارند. اینک باید به دقت متوجه بود که راه
گذار از شرایطی که تبعیض بی سابقه کنونی بر دانشجویان ستاره دار را فراهم نموده
است در برگذشتن از همان چالش کلانی است که به نام آن یقه ی بسیاری از فعالان
سیاسی – اجتماعی کشور را گرفته و آنان را مثل سایر ستاره دار ها روانه ی بند
209 زندان اوین نموده اند. امروز شرایط حاکم بر کشور به گونه ایی رقم خورده است
که راهِ حل هر مشکل اعم از سیاسی، اجتماعی، صنفی و حتا اقتصادی نه صرفاً از
طریق علاقه مندی های خاص حقوق بشری که از میان راه پر پیچ و خم حل سایر معضلاتی
این چنینی می گذرد و به همین خاطر به نظر می رسد که این مساله با تمام اهمیت آن
باید مدنظر این دسته از دانشجویان و شورای مربوط به آن ها «شورای محرومین
ازتحصیل» باشد.
----
انتقال غیرمنتظره آيت الله بروجردي به زندان اوين
عصر روز چهارشنبه 28 مرداد 1388، آقاي بروجردي پس از گذراندن حدود 9 ماه از
دوره 10 ساله حبس در تبعيد، به طور ناگهاني از زندان مركزي يزد به زندان اوين
انتقال يافت. بنابر اعلام شاهدان عيني، اين امر تحت تدابير شديد امنيتي انجام
شد
مجموعه
فعالان حقوق بشر در ایران: عصر روز چهارشنبه 28 مرداد 1388، آقاي بروجردي پس
از گذراندن حدود 9 ماه از دوره 10 ساله حبس در تبعيد، به طور ناگهاني از زندان
مركزي يزد به زندان اوين انتقال يافت. بنابر اعلام شاهدان عيني، اين امر تحت
تدابير شديد امنيتي انجام شد.
این روحانی ناراضی که حدود سه سال است در زندان به سر می برد، دچار مشکلات روحی
و جسمی متعددی شده است، منابع مطلع عنوان میدارند علاوه بر پیگیریهای مستمر
خانواده ایشان، آلودگی بالای آب آشامیدنی زندان یزد در کنار عارضه های قلبی و
کلیوی ایشان و فقدان امکانات پزشکی مورد نیاز نیز می تواند از دلایل این انتقال
باشد.
لازم به ذكر است از روز 15 ارديبهشت ماه سال جاری بعد از انتشار نامه سرگشاده
اين زندانی عقیدتی به دبير كل سازمان ملل متحد مبني بر نامشروع دانستن حكومت
فعلي ايران و درخواست كمك بين المللي جهت برگزاري رفراندوم آزاد، وی را به بند
انفرادي زندان یزد منتقل و تحت انواع فشارهای روحی و روانی قرار دادند، نامبرده
در اعتراض به این رویه حدود يك ماه را نيز در اعتصاب غذا به سر برد و چند نوبت
نیز در درمانگاه زندان بستری شد.
|