بازگشت به صفحه اول

 

 
 

خبر اصلاحی و تكميلی در مورد مرگ مشكوك دانشجوی كُرد، محمد جواد پرنداخ

خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان: پيرو انتشار خبر روز گذشته پيرامون جان باختن محمد جواد پرنداخ دانشجوی كُرد طی وقايع اخير، خبر مزبور پس از دستيابی به منابع موثق‌ به اين شكل تصحيح و تكميل می‌گردد.

محمد جواد پرنداخ متولد 1365 در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه دانشجوی مهندسی پتروشيمی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از شركت در تجمعات دانشجويان دانشگاه اصفهان در اعتراض به نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری به منزل خود در گيلان غرب باز می‌‌گردد و پس از چند روز از طرف اداره اطلاعات اين شهر احضار و به تأمين وثيقه‌ی 30 ميليون تومانی تا زمان بازگشت به اصفهان و مراجعه به اداره اطلاعات اين شهر مكلف می‌گردد.

محمد جواد پرنداخ در وقت مقرر شده همراه با يكی از اعضای خانواده خود به اصفهان مراجعت كرده و طی دو روز متوالی در اداره اطلاعات اين شهر حاضر و مورد بازجويی قرار می‌گيرد. نامبرده پس از دو روز بازجويی صبح روز سوم به قصد حضور مجدد در اداره اطلاعات و پس از آن مراجعه به دادگاه جهت انجام مرحله‌ی بازپرسی كه وقت آن برای وی تعيين شده منزل را ترك می‌نمايد. اما متأسفانه حوالی ظهر همان روز جسد وی در زير يكی ‌از پل‌های شهر اصفهان يافته می‌شود.

پزشكی قانونی اصفهان علت مرگ اين دانشجوی كُرد را برخورد جسم سخت به جمجمه عنوان نموده است. كشته شدن محمد جواد پرنداخ، با توجه به عدم شناسايی قاتل و مشكوك بودن نحوه قتل برای خانواده وی مبهم می‌باشد و هم‌زمانی آن با مراجعات مكرر نامبرده به نهادهای ‌امنيتی طی روزهای اخير و در همان روز واقعه بر اين تشكيك و ابهام افزوده است.

گفتنی‌ست مراسم خاكسپاری محمد جواد پرنداخ ظهر روز پنج‌شنبه پنجم شهريور ماه در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه با حضور گسترده مردم اين شهر برگزار گرديد و مراسم ختم وی نيز طی امروز و فردا در منزل شخصی‌شان برگزار خواهد شد.

 

جمعه 6 شهريور 1388

----

يكی ديگر از كشته شدگان وقايع اخير در كرمانشاه به خاك سپرده شد

پنج‌شنبه 5 شهريور 1388

خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان: ظهر امروز پيكر محمدجواد پرنداخ يكی ديگر از كشته شدگان وقايع اخير در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه تشيع و به خاك سپرده شد.

اين دانشجوی كُرد كه در مقطع كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصيل بود در جريان وقايع پس از اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری جان خود را از دست داده است.

بنا بر اخبار تائيد نشده نامبرده در يكی از تجمعات اعتراضی در شهر اصفهان از سوی نيروهای ‌امنيتی دستگير و پس از مدتی جنازه وی در پزشكی قانونی ‌اصفهان مورد شناسايی خانواده قرار گرفته است.

گفته می‌‌شود همزمان با تشيع پيكر و مراسم تدفين اين دانشجوی شهيد در گيلان غرب مردم اقدام به سر دادن شعارهای‌ اعتراضی نموده و در حال حاضر فضای اين شهر به شدت امنيتی می‌باشد. همچنين خانواده پرنداخ نيز از سوی نهادهای‌ امنيتی برای برگزاری مراسم ختم و اطلاع رسانی در اين مورد تحت فشار قرار دارند، به گونه‌ای كه از آنان خواسته شده دليل مرگ فرزندشان را سانحه‌ی رانندگی عنوان كنند.

----

دستان شما درندگان از جان دکتر محمّد ملکی کوتاه!

اسفندیار منفردزاده

• دکتر محمّد ملکی در مخالفت با بستن دانشگاه ها در سال پنجاه و نه و اعتراض به سرکوب ها و جنایات شما در دهه شصت و با اعتراض به شما برای سرکوب دانشجویان درسال هشتاد و دو، سربلند سال ها زندان را تحمل کرده است و همچنان خواهان آزادی ست. ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۵ شهريور ۱٣٨٨ -  ۲۷ اوت ۲۰۰۹

شما با انتصاب رئیس جمهور دلخواه خودتان و درپی آن رسوائی باند مافیائی ـ اسلامی تان، به سرکوب گسترده و کشتارهائی دست زدید که به جای خنثی کردن خیزش های آزادی خواهانه زنان و جوانان ایران ـ برعکس، همه مردمان ایران و جهان را بیش از پیش از درنده خوئی خودتان و یاران تان آگاه کردید و با تجاوزهای جنسی گماشتگان تان به اسیران و با کشتارهای زیر شکنجه، توَهّم «رأفت اسلامی» را هم از مردمان ساده دل زدودید و مهم تر این که آگاهی جوانان امروز ـ کودکان دهه شصت ـ و داغ آزادی خواهان را نسبت به تجاوزات و کشتارهای دهه ی شصت تان و گورهای جمعی تان چون «خاوران» را تازه کردید.
آیا یادتان هست؟ شعار محوری انقلاب پنجاه و هفت، آزادی بود. پیش از انقلاب، نسل ما به استثناء آزادی سیاسی، سایر آزادی های اجتماعی را داشت. ای جوانان! اگر نسل ما فریاد زد «آزادی»، بدانید که ما آزادی سیاسی را می خواستیم. یعنی آزادی مطبوعات و احزاب، آزادی تظاهرات مسالمت آمیز و تشکیل سندیکاها و اعتصابات تا مردمان ایران بتوانند بدون ایثار جان به قدرت و حکومت برسند و تعیین کننده کلیه امور آموزشی، اقتصادی، نظامی و ... کشور خود باشند.
آزادی سیاسی یعنی برچیده شدن زندان های سیاسی، یعنی آزادی دگراندیشان، مقوله ای که به خاطر آن سال های سال است که همواره عاشقان آزادی و عدالت قربانی شده و می شوند. البته تا آزادی خواهان ما «آزادی دگراندیش خواه» نشوند، در بر همین پاشنه می چرخد. جای شگفتی ست که از انقلاب مشروطه تا انقلاب بهمن هیچ کتاب یا مقاله ای در دفاع از حق آزادی دگراندیشان در دست نداریم. از این روست که دکتر محمّد ملکی در مخالفت با بستن دانشگاه ها در سال پنجاه و نه و اعتراض به سرکوب ها و جنایات شما در دهه شصت و با اعتراض به شما برای سرکوب دانشجویان درسال هشتاد و دو، سربلند سال ها زندان را تحمل کرده است و همچنان خواهان آزادی ست.
آیا ایشان بایستی زندانی شوند چون هر چهار کاندیدای منتخب شمایان را به جرم اعمال شان در پست های ریاست سپاه پاسداران، نخست وزیر، ریاست مجلس و ریاست جمهوری ایران مستوجب محاکمه دانسته است؟ ـ آیا توان شرح شفاف «جرم سیاسی» را دارید؟ جرم سیاسی کار دولت مردان حاکم است نه مردم! زندان جای علی کردان، رضائی، توکلی، احمد خاتمی و احمدی نژاد هاست نه جای آزادگانی چون منصور اسانلو، ابراهیم مددی، بهروز جاوید تهرانی و محمّد ملکی!
                                                                        
ای جلّاد ننگت باد!
جمعه، ششم شهریور ۲۰۰۹/۰٨/۲٨

----

لزوم توجه به شرایط دانشجویان زندانی

چند فعال دانشجویی که قبل و پس از انتخابات دستگیر شده‌اند، شرایط مساعدی در زندان ندارند و با اتهام‌های امنیتی سنگین روبرو هستند. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، مدافعان حقوق بشر را به پیگیری وضع آنان فرا می‌خواند.

دویچه وله: کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی در سال ۷۷ شکل گرفته و کار آن خبررسانی و فعالیت در حوزه حقوق بشر است. دو عضو این کمیته، ناصح فریدی و علی بیکس، در روزهای آغازین اعتراض‌های پس از انتخابات، دستگیر و متهم به "داشتن رابطه با ضد انقلاب" شده‌اند.

امیرحسین فتوحی، سخنگوی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، در گفت‌وگو با دویچه‌وله، از اتهام همکاری با مجاهدین خلق به این دو نفر خبر می‌دهد و در توضیح زمینه‌های این اتهام می‌گوید: «شبنم مددزاده یکی از فعالان دانشجویی، نزدیک شش ماه است که زندانی است. قرار بود او پس از اخذ دفاعیات در نهم ماه گذشته، به قید وثیقه آزاد شود، اما مسائل مربوط به انتخابات پیش آمد و دادگاه ایشان هم به این دلیل و هم به دلیل وضع جسمی ناگوارش به تعویق افتاد. اتهام ایشان همکاری با مجاهدین است که هرگز ثابت نشده و برادرش فرزاد مددزاده را هم به همین اتهام گرفته‌اند. ناصح فریدی به دلیل اینکه همکلاس خانم مددزاده بوده و سابقه دوستی با او داشته، کارهای حقوقی شبنم را بدون توجه به این اتهام پیگیری می‌کرد. این است که پس از دستگیری به او هم چنین اتهامی زده‌اند.»

امیرحسین فتوحی در باره وضعیت شبنم مددزاده می‌‌گوید: «شبنم ناراحتی‌های شدید گوارشی دارد و او را با ممانعت از رفتن به توالت، آزار می‌دهند. دادگاهش قرار بود نهم ماه گذشته تشکیل شود، ولی به دلیل وضع ناگوار جسمی که قادر به حضور در آن نیست، به ۲۳ شهریور موکول کرده‌اند».

امیرحسین فتوحی از فراموش شدن دانشجویان کمترشناخته شده‌ی زندانی گله کرده و به نمونه شیوا نظرآهاری اشاره می‌کند. به گفته فتوحی، دستگیری شیوا نظرآهاری ناشی از یک عداوت شخصی است، زیرا او پس از مناظره آقای احمدی‌نژاد که گفت ما دانشجوی ستاره‌دار نداریم، جلوی وزارت علوم رفت و ستاره سرخی روی پیشانی‌اش گذاشت.

سخنگوی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی از وخامت حال بهروز جاوید تهرانی نیز می‌گوید و شرایط او را بین مرگ و زندگی توصیف می‌کند: «بهروز جاوید تهرانی پس از فاجعه ۱۸ تیر سال ۷۸  تا کنون، به اتهام براندازی در زندان است. ۱۲۱ ماه است که تمام زندان‌های تهران از قزل‌حصار، اوین و گوهردشت را تحمل کرده و در طول سال‌های گذشته ناراحتی‌های روحی و جسمی شدیدی را متحمل شده که اینک به اوج خود رسیده‌اند».

امیرحسین فتوحی می‌گوید: «خوشحال می‌شویم که فعالان حقوق بشر همان‌گونه که با جدیت موارد دستگیری‌های دیگر را پیگیری می‌کنند، به بازداشتی‌های گمنام هم توجه کنند. این‌گونه توجه‌‌ها به گشایشی در وضع زندانیان منجر می‌شود. وضع بهروز جاوید تهرانی بسیار وخیم است و ممکن است سرنوشت اکبر محمدی در انتظار او باشد».

----

وضعیت حاد جسمی دانشجوی زندانی در بند 209 زندان اوین

بنابه گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین شرایط جسمی مهسا نادری دانشجوی زندانی در شرایط حاد جسمی قرار دارد و از درمان موثر او  تا به حال خوداری می کنند.

دانشجوی زندانی مهسا نادری 19 ساله دانشجوی رشتۀ اقتصاد دانشگاه مفید شهرستان قم، از ناراحتی شدید کلیه و عفونت مثانه رنج می برد. او مدتها است که از درد شدید رنج می برد و هنگامی که خانم سحابی برای مدتی هم سلول وی شده بود ناراحتی وی به حدی شدید بود که از درد شبانه روز به خود می پیچید. زمانی که خانم سحابی از پاسدار بند زن می خواهد که که او را به بهداری زندان منتقل کنند. پاسدار بند زن به خانم سحابی می گویید: « آوردیم اینجا بمیره، تا یک نفر از جمعیت زندان کم بشه» همچنین امکان استفاده از سرویسهای بهداشتی را تا حد زیادی از وی   دریغ کرده اند،تا آنجائی که او ناچار می شود مدتی را در اعتصاب غذای خشک بسر ببرد. علاوه بر این از دادن مایعات به اندازه کافی  به زندانی خوداری می کنند و حتی وقتی خواستار خرید مایعات از فروشگاه زندان می شوند به آن ترتیب اثر داده نمی شود. این در صورتی که نوشیدن مایعات و استفاده از سرویسهای بهداشتی از ضرورتهای اولیه برای کسانی که ناراحتی کلیه و عفونتهای مثانه ای دارند می باشد.

از طرفی دیگر در حال حاضر 2 تن از دختران هموطن مسیحی هم سلول وی هستند. سعید شیخان سربازجوی وزارت اطلاعات هنگام بازجوئی از هموطنان مسیحی برای تحقیر کردن خانم نادری او را بچه منافق صدا می کند و هر بار از آنها سئوال  می کند که این بچه منافق هنوز مسیحی نشده است؟

سلول انفرادی خانم نادری که برای 1 زندانی می باشد 2 الی 3 زندانی در آن جای داده اند . این سلولها فاقد سیستم تهویه و سیستم خنک کننده هستند و در اثر ازدحام زیاد ،گرما و عدم  تهویه مناسب زندانیان دچار سر درد،حالت تهوع مفرط هستند.در این سلول نفرات آن دائم تغییر می کند و برای تحت فشار روحی قرار دادن دانشجوی اسیر معمولا کسانی را که در آستانه آزاد شدند هستند به این سلول آورده می شوند.

او از داشتن ملاقات حضوری با خانواده اش محروم است و ملاقاتها بصورت کابینی صورت می گیرد اخیرا مدت زمان ملاقات زندانیان با خانواده هایشان تا حد زیادی کاهش یافته است.

تشدید فشارهای جسمی و روحی  مختلف بدستورسربازجوی وزارت اطلاعات سعید شیخان علیه این دانشجوی زندانی صورت می گیرد.علیرغم اینکه او محکوم به حکم سنگین و غیرانسانی 1 سال زندان است و می بایست به بند عمومی منتقل شود ولی سعید شیخان از انتقال او به بند عمومی ممانعت می کندو عدم انتقال به بند عمومی محرومیتهای زیادی برای او بوجود آورده است.

لازم به یاد آوری است که زندانی سیاسی مهسا نادری 19 ساله 2 اسفند ماه در پی یورش  مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدو 190 روز است که از بازداشتش در بند 209 زندان اوین می گذرد 88 روز آن را در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. این دانشجوی زندانی در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتی کلیه،عفونت مثانه  و سردردهای شدید شده است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، فشارهای و محدویتهای غیر انسانی جسمی و روحی،عدم درمان ونگهداری در بند 209 را محکوم می کند و از دبیر کل وکمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستار اقدام فوری برای رسیدگی به وضعیت زنان زندانیان سیاسی که در شرایط غیر انسانی بسر می برند است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
5 شهریور 1388 برابر با 27 اوت 2009

----

حکم سنگین و غیر انسانی علیه دانشجوی زندانی

بنابه گزارشات رسیده از بند 209 زندان اوین زندانی سیاسی حسن ترلانی به حکم سنگین و ضد بشری 10 سال زندان و تبعید به زندان کرمان محکوم شد.

دانشجوی زندانی حسن ترلانی 22 ساله روز یکشنبه 25 مردادماه  برای چندمین بار به دادگاه انقلاب برده شد و در شعبۀ 22 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام محسنی مورد محاکمه قرار گرفت. و روز سه شنبه3 شعریور ماه  به خانواده و وکیلش خانم نسرین ستوده اعلام شد که به 10 سال زندان و تبعید به زندان مرکزی  کرمان محکوم شده است.

زندانی سیاسی حسن ترلانی  روز یکشنبه 14 تیر ماه که به شعبه 22 دادگاه انقلاب برده شده بود.اتهامات نسبت داده شده (محاربه، اقدام علیه امنیت،تبلیغ علیه نظام و اتهامات دیگر) را رد کرده بود و آنها را ساختگی و فاقد هرگونه وجهۀ قانونی دانسته. محسنی رئیس شعبۀ 22 دادگاه انقلاب  خطاب به دانشجوی در بند اظهار داشت که از وزارت اطلاعات در این باره  استعلام خواهد خواست.

دانشجوی اسیر مجددا روز یکشنبه 25 مرداد به شعبۀ 2 دادگاه انقلاب برده شد و علاوه بر اتهامات قبلی اتهامات جدیدی به او نسبت داده شد که عبارتند از :داشتن عکس مادر و برادرش که در قرارگاه اشرف بسر می برند، داشتن ارتباط با نهضت آزادی، صرف شام در منزل دکتر محمد ملکی،نگهداری عکسهای آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی در منزل،داشتن ارتباط ایمیلی با سازمان مجاهدین خلق ایران و اتهامات متناقض و متعدد دیگری .محکومیت سنگین و غیر انسانی این زندانی سیاسی باعث حیرت و شگفتی وکیل وی شده بود.

سعید شیخان  سر بازجوی و زارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین که از شکنجه گران شناخته شدۀ زندان اوین می باشد و در اثر شکنجه های قرون وسطائی او تعدادی از زندانیان علیرغم گذشت سالها از آن زمان هنوز از آثار آن رنج می برند که از جملۀ آنها  شکنجه بهروز جاوید طهرانی  می باشد. سربازجوی وزارت اطلاعات همزمان که زندانی سیاسی را در زیر شکنجه های طاقت فرسای خود دارد ،خانواده زندانی را تحت فشارهای شدید روحی و تهدیدات خود قرار میدهد تا از تماس گرفتن با رسانه و سازمانهای حقوق بشری خوداری کنند و وضعیت عزیزانشان را به  آنها اطلاع ندهند . او خانواده ها را فریب می دهد که در صورت سکوت شرایط عزیز در بند آنها  را بهتر خواهد کرد و از دادن حکم زندان جلوگیری خواهد کرد. تا اینکه خانواده ها را در مقابل عمل واقع شده قرار دهد. بازجویان وزارت اطلاعات حکم زندانی را تعیین می کنند و قاضی وزارت اطلاعات حکم را به زندانی ابلاغ می کنند.

لازم به یاد آوری است که زندانی سیاسی حسن ترلانی 2 اسفند ماه در پی یورش  مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شدو 190 روز است که از بازداشت او در بند 209 زندان اوین می گذرد. 88 روز آن را در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی بسر بردند.او در اثر شکنجه های غیر انسانی دچار ناراحتی گوارشی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، حکم سنگین و غیر انسانی همراه با تبعید علیه دانشجوی زندانی را محکوم می کند  و از کمیسر عالی  حقوق بشر سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد  است .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
5 شهریور 1388 برابر با 27 اوت 2009

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه