بازگشت به صفحه اول

 

 
 

مصاحبه با خانواده زندانیان سیاسی

بی خبری
وثیقه های سنگین و فشار برای اعتراف

فرشته قاضي

سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸

روز: خانواده های فعالان سیاسی و مطبوعاتی بازداشت شده بعد از کودتای 22 خرداد در حالیکه از یک سو نگران وضعیت نامشخص و بلاتکلیف عزیزان دربند خود هستند، از سوی دیگر نظاره گردادگاههای نمایشی هستند که توسط مباشران دولت کودتا برگزار می شود. این خانواده ها که برخی از آنها کوچکترین خبری از عزیزانشان ندارند و برخی دیگر به تماس های تلفنی کوتاه دل بسته اند، در گفتگو با روز خواسته خود مبنی بر لزوم مشخص شدن وضعیت این زندانیان را مطرح کرده اند.

در این شرایط صدور وثیقه های سنگینی چون 600 میلیون تومان برای جواد امام، از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی  بر این شائبه دامن زده که مسولان قضایی و امنیتی قصد آزاد کردن این زندانیان را ندارند و فقط رفع تکلیف کنند و با فرستادن توپ به زمین خانواده های زندانیان، آنان را مقصر زندانی بودن عزیزانشان جلوه دهند.

در همین حال روز گذشته  حمزه غالبی، رئیس ستاد جوانان ستاد میرحسین موسوی  با قرار وثیقه آزاد شد.محمد ذبیحی، رئیس دانشگاه تربیت مدرس قم و عضو ارشد ستاد اصولگرایان حامی مهندس موسوی هم پس از دو هفته بازداشت، آزاد شد، اما پسر وی، طاها ذبیحی، هنوز در بازداشت به سر می‌برد. از سوی دیگر گزارش ها از آزادی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی از اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم که به طرز اهانت آمیزی در بهشت زهرا دستگیر شده بود، حکایت دارد.
در این میان خانواده های بهزاد نبوی و فیض الله عرب سرخی همچنان از آنها بی خبرند و تاکنون هیچ گونه ملاقاتی با این فعالان سیاسی نداشته اند. همسران این دو فعال سیاسی به روز گفته اند که به شدت نگران عزیزان دربند خود هستند.

بی خبری از عبدالله مومنی و محمد ملکی
از 28 روز پیش تاکنون هیچ خبری از عبدالله مومنی  نیست و خانواده این فعال دانشجویی سرشناس به شدت نگران هستند. خانم فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی با تاکید بر اینکه "این بی اطلاعی به شدت آزاردهنده است" به روز گفت: بعد از ملاقاتی که با عبدالله داشتیم هیچ خبری از او نداریم و با توجه به وضع جسمی و روحی بسیار بدی که ایشان در ملاقات داشتند به شدت نگران هستیم.
وی افزود: نمیدانیم عبدالله زنده است یا بلایی سر او آورده اند و کجا است و در چه شرایطی به سر می برد.
خانم ادینه وند که برای پیگیری وضعیت همسرش به دادگاه انقلاب و زندان اوین مراجعه کرده، افزود: ما را به دادگاه انقلاب راه نمی دهند؛ دیروز هم که به زندان اوین رفتم گفتند بروید خانه زنگ میزنیم بیایید برای ملاقات. ما برگشتیم اما هیچ خبری نشد.
وی با یادآوری اینکه آخرین ملاقاتی که با همسرش داشته بر نگرانی او افزوده، می گوید: هر اتفاقی برای عبدالله بیفتد مسولیت آن با مسولان دستگاه قضایی است. من واقعا می ترسم بلایی سر او آورده باشند که حتی تماس تلفنی هم نمیگیرد و در بی خبری مطلق هستیم.
خانواده محمد ملکی نیز به شدت نگران وضعیت سلامتی او هستند و از روز بازداشت تا کنون هیچ خبری از آقای ملکی ندارند. عمار ملکی، پسر دکتر ملکی در گفتگو با  روز ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت پدرش گفت: روز چهارشنبه مادرم برای پی گیری پرونده پدرم به دادگاه انقلاب مراجعه کرده اما گفته اند که قاضی در مرخصی است و بعد تاکید کرده اند که به شما هیچ جوابی نمی دهیم و وکیل ایشان برای پی گیری بیاید.
وی افزود: پدرم از روز بازداشت تاکنون تماس تلفنی نداشته و ما هیچ خبری از وضعیت ایشان نداریم و فقط میدانیم که در بند 209 زندان اوین و در سلول انفرادی است.
به گفته عمار ملکی، اتهام دکتر ملکی اقدام علیه امنیت ملی از طریق تحریک به شرکت در اغتشاشات است. پسر آقای ملکی این اتهام را مضحک می خواند و می گوید: پدر من به خاطر بیماری پروستات و وضعیت جسمی ای که داشت شامل این اتهام نمی شود؛ این اتهامی مضحک است. از سوی دیگر پدر من انتخابات را تحریم کرده بود و هیچ فعالیتی در انتخابات نداشت.
وی تاکید می کند: به نظر می رسد خود آقایان هم یک نوع سردر گمی دارند و مشخص نیست با توجه به شرایط جسمی پدرم، به چه دلیلی ایشان را بازداشت کرده اند.
عمار ملکی با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی پدرش گفت: روز پنج شنبه باید آمپولی به پدرم تزریق می شد که به علت بیماری پروستات ایشان هر 28 روز یکبار تزریق می شود. از وزارت اطلاعات با مادرم تماس گرفته و آمپول را خواسته اند اما پزشک پدرم مخالفت کرده و گفته که تزریق این آمپول، ضعف شدید جسمانی به دنبال دارد و در شرایط زندان به صلاح نیست که تزریق شود.
وی با بیان اینکه روند درمان آقای ملکی مختل شده، می گوید: ما نگران هستیم که آیا داروها را به پدرم می دهند یا نه.

ملاقات با احمد زیدآبادی
خانواده احمد زیدآبادی، روز گذشته در سالروز تولد این روزنامه نگار سرشناس ایرانی با او ملاقات کردند.  مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی وضعیت روحی همسرش را خوب توصیف کرد و به روز گفت: هنوز بازجویی احمد تمام نشده و در بند 240 زندان اوین نگهداری می شود.
وی افزود: آقای زیدآبادی به شدت مضطرب بود و یک حالت نگرانی خاصی داشت و می گفت که نگرانم چه خواهد شد و نمی توان اوضاع را تحلیل کرد.
به گفته خانم محمدی، احمد زیدآبادی از سخنان اخیر آیت الله خامنه ای خبر داشت. خانم محمدی گفت: احمد می گفت که میداند یک نفر از کیهان قرار است جایگزین آقای دعایی در روزنامه اطلاعات شود اما او هیچ خبر دیگری نداشت و من به او خبر تغییر پست مرتضوی را دادم که خیلی خوشحال شد.
همسر زیدآبادی افزود: از احمد پرسیدم که تو چرا در دادگاه حرف نزدی و او گفت که به هر صورت همه باید از گذشته خود اظهار ندامت کنند و ما هم باید بیاییم و مثل بقیه بچه ها در دادگاه حرف بزنیم.
به گفته خانم محمدی، در این زمینه تمام گفته های آقای زیدآبادی با تاکید بر کلمه "باید" بوده است.
او با بیان اینکه "من به احمد گفتم که مردم این دادگاه ها را قبول ندارند" تاکید کرد: وکیل احمد هنوز پرونده او را ندیده و وکالتنامه را برای امضا به احمد نداده اند اما می گفت که در دادگاه یک نفر به او گفته که وکالت او را می پذیرد که من اعتراض کردم و گفتم تو خودت وکیل داری و نباید وکیل تسخیری را بپذیری اما احمد گفت چاره ای نیست.
به گفته خانم محمدی، رنگ چهره زیدآبادی به شدت زرد بوده و او در این مورد گفته است که شاید به این دلیل باشد که آفتاب نمی بینیم.
همسر زیدآبادی افزود: احمد طوری راه می رفت که من به شدت نگران شدم و پرسیدم که چه اتفاقی افتاده که گفت مدام توی سلول هستم و راه نمی روم برای همین اینگونه شده ام.

سحرخیز همچنان در انفرادی  
از وضعیت عیسی سحرخیز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی نیز هیچ خبری در دست نیست. مهدی سحرخیز، پسر این روزنامه نگار با ابراز خرسندی نسبت به  تغییر دادستان تهران به روز گفت: هفته گذشته مادرم به دادگاه انقلاب رفته  و در خواست ملاقات کرده اما هیچ جوابی نداده اند و برخلاف دستور قاضی پرونده، پدرم همچنان در سلول انفرادی است.
به گفته او، حساب بانکی آقای سحرخیز از سوی دادستانی مسدود شده بود که با پی گیریهای وکیل و خانواده این روزنامه نگار، حساب مالی باز شده است.
نسرین ستوده، وکیل آقای سحرخیز نیز درباره وضعیت موکلش  به  روز گفت: بعد از ملاقات دو هفته پیش هیچ خبری از وضعیت آقای سحرخیز نداریم.
وی افزود: در روز ملاقات متوجه شدم که قاضی دستور انتقال آقای سحرخیز به بند عمومی را داده اما برخلاف دستور قاضی ایشان همچنان در سلول انفرادی است و بازپرس پرونده گفت که وزارت اطلاعات درخواست کرده مدت انفرادی ایشان یک ماه دیگر تمدید شود.
به گفته خانم ستوده، بازپرس پرونده با تمدید مدت انفرادی آقای سحرخیز به مدت ده روز موافقت کرده اما اکنون با سپری شدن این ده روز هنوز این روزنامه نگار در سلول انفرادی است. خانم ستوده گفت: این روند کاملا غیر قانونی است و امیدوارم امروز با مراجعه به دادگاه انقلاب بتوانم این مساله را حل کنم.
وی با ابراز نگرانی از وضعیت موکلش گفت: موقع بازداشت، آقای سحرخیز را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده بودند و دنده اش شکسته اما در ملاقات با ایشان فهمیدم که اجازه مداوا نداده اند از سوی دیگر ایشان روز 12 تیر بازداشت شده اما روز 23 مرداد به او تفهیم اتهام شده است که این مساله نقض آشکار قانون است.
توهین به رهبری، تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، اتهاماتی است که به عیسی سحرخیز تفهیم شده است.

فشارهای شدید بر محمد علی دادخواه
خانواده محمد علی دادخواه، حقوقدان سرشناس ایرانی هم هفته گذشته با او در زندان اوین به صورت کابینی ملاقات کردند. برادر این عضو کانون مدافعان حقوق بشر با بیان اینکه آقای دادخواه به بند 8 زندان اوین منتقل شده به روز گفت: وضعیت روحی ایشان خوب بود و سعی میکرد خود را خیلی شاد و باروحیه نشان دهد که ما نگران نباشیم.
برادر آقای دادخواه افزود: در این ملاقات و همچنین تماس تلفنی که سه روز پیش ایشان با مادرم داشتند تنها احوالپرسی بوده و هیچ حرفی درباره بازجویی ها و شرایط زندان نزدند و فقط گفتند که باید با تبدیل قرار آزاد شوند.
به گفته برادر این حقوقدان، دادستان تهران قول تبدیل قرار آقای دادخواه به وثیقه را داده بود اما به این قول خود عمل نکرده است. او گفت: امیدواریم تغییر دادستان مثبت باشد و برای پی گیری خواهیم رفت.
نسرین ستوده که وکالت آقای دادخواه را نیز برعهده دارد دو هفته پیش با موکلش دیدار داشته است. او به  روز گفت: آقای دادخواه هفته های اول به شدت تحت فشار بوده و او را از بالای پله های مارپیچ با چشم بند رها میکردند که فکر کند پایین می افتد و در آخرین لحظه او را می گرفتند و این عمل را چندین بار تکرار میکردند. از سوی دیگر مدتی طولانی به او اجازه دستشویی رفتن داده نمی شد و در بازداشت قریب 48 ساعت او را گرسنه نگاهداشته و هیچ چیزی برای خوردن به او نداده بودند.
وکیل آقای دادخواه افزود: آقای دادخواه به شدت تحت فشار بوده و از او خواسته بودند که همکاری اش با کانون مدافعان حقوق بشر و خانم شیرین عبادی را قطع و اعلام کند اعضای کانون مدافعان حقوق بشر خائنان به وطن هستنداما او نپذیرفته و با تمام فشارها زیر بار خواسته های آنها نرفته است.
به گفته خانم ستوده، آقای دادخواه به شدت لاغر شده و ریش انبوهی بر صورت داشته است.

پرونده کیوان صمیمی در دادگاه انقلاب نیست
نسرین ستوده درباره کیوان صمیمی، موکل دیگرش نیز به روز گفت: تاکنون بیش از ده بار درباره آقای صمیمی به دادگاه انقلاب مراجعه کرده ام اما هیچ جوابی نمیدهند و وکالتنامه را قبول نمی کنند.
به گفته خانم ستوده، مسولان دادگاه  انقلاب عنوان کرده اند که پرونده آقای صمیمی در دادگاه انقلاب نیست.

بهمن احمدی امویی، همچنان ممنوع الملاقات
بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار هم همچنان در سلول انفرادی و ممنوع الملاقات است. بهرام احمدی امویی برادر این روزنامه نگار با ابراز نگرانی از وضعیت برادرش به روز گفت: بهمن سه روز پیش با همسرش تماس گرفته و از پشت تلفن تشخیص این موضوع که روحیه بهمن خوب  است یا نه کار خیلی ساده ای نیست اما به نظر ژیلا صدایش خوب بود و روحیه  اش هم بد نبود.

وی با بیان اینکه "هنوز پرونده بهمن بعد از هفتاد روز حتی ثبت کیفری نشده است و ما شماره ای از پرونده اش نداریم و این کار خانواده و وکیلش را برای پیگیری پرونده دشوار می کند" افزود: تنها جوابی که بهمن تلفنی در پاسخ نگرانی ما داده این است که  بازجوها به او گفته اند پرونده او مفقود نشده و نزد قاضی مرتضوی است.البته آن موقع هنوز مرتضوی برکنار نشده بود.اما حتی اگر پرونده اش در دفتر دادستان تهران هم هست باید مثل  اغلب پرونده های دیگر که در دفتر دادستان است ، دارای شماره کیفری باشد و سوابقی از آن در دادگاه انقلاب وجود داشته باشد که  چنین چیزی وجود ندارد.
به گفته برادر این روزنامه نگار، وکیل و خانواده بهمن احمدی امویی هیچ خبری از وضعیت پرونده او ندارند: تنها چیزی که می دانیم این است که بهمن به هنگام تفهیم اتهام برگه وثیقه خودش را امضا کرده.بنابراین او با قرار وثیقه زندانی است و طبق قانون باید اجازه بدهند ما وثیقه تعیین شده را تودیع کنیم و او را آزاد کنند.خانواده ما برای تامین وثیقه آمادگی دارند اما هیچ کدام از بازپرس ها در دادگاه انقلاب  در این باره پاسخ مشخصی به ما و وکیلش نمی دهند و نمی دانیم چرا کسی به ما پاسخگو نیست.
وی افزود: من در نیوزیلند زندگی می کنم اما برادرم در ایران بارها از چهار محال و بختیاری برای پیگیری پرونده بهمن به تهران آمده است اما در دادگاه انقلاب تهران تنها به او گفته اند ما نمی توانیم پاسخی بدهیم چون اصلا پرونده اینجا نیست.
به گفته بهرام احمدی امویی، "بهمن  به همسرش، ژیلا بنی یعقوب گفته است که بازجویی اش تمام شده  و پرونده اش برای رسیدگی قضایی به دادگاه ارسال شده است. ولی او هم از شماره پرونده و شماره شعبه دادگاهش بی خبر بود  ولی  می گفت که بازجویش به او اطمینان داده است پرونده مفقود نشده  و نزد دادستان تهران است و در حال حاضر امکان هیچ گونه پیگیری در دفتر دادستان تهران برای خانواده ما وجود ندارد.یعنی انگار روال  مشخصی  وجود ندارد که کسی برای پیگیری پرونده به دفتر دادستان تهران برود یا حداقل ما نمی دانیم."
او خواستار مشخص شدن تکلیف برادرش شد و این سوال را مطرح کرد که "چرا نباید سابقه ای از پرونده او در هیچ یک از شعبه های دادگاه انقلاب نباشد ؟چرا حق ملاقات و دسترسی به وکیل به برادرم داده نمی شود تا ما از سلامتش مطمئن شویم؟"
برادر بهمن احمدی امویی تصریح کرد: "مادر هشتاد و چند ساله ام خیلی نگران سلامت بهمن است.چرا در طول هفتاد روز باید فقط یکبار اجازه ملاقات به او داده باشند."
 ژیلا بنی یعقوب، همسر بهمن  نیز که دیروز موفق به ملاقات با او نشده بود، به سایت کانون زنان ایران گفته است: "ماموران پذیرش بخش ملاقات بند 209 اوین به من گفتندبهمن اجازه ملاقات ندارد و دیگر به اینجا مراجعه نکنید.اگر روزی هم قرار شد به شما با او ملاقات بدهند، خودمان تلفن می کنیم."

عبدالله رمضان زاده همچنان در انفرادی
خانواده عبدالله رمضان زاده هفته گذشته با این فعال سیاسی اصلاح طلب ملاقات کردند. خانم سکینه کریم زاده، همسر عبدالله رمضان زاده درخصوص وضعیت همسرش به روز گفت: دیروز آقای رمضان زاده تماس گرفتند و گفتند که درخواست تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه را داده اند و از ما خواستند که به آقای شیری، وکیل ایشان بگوییم درخواست ایشان را پی گیری کنند.
خانم کریم زاده، وضع روحی همسرش را خوب توصیف کرد و گفت: دیروز که همسرم تماس گرفت صدایش بهتر بود و میدانست که قاضی مرتضوی از دادستانی تهران رفته و از این موضوع خیلی خوشحال بود.
البته به گفته همسر رمضان زاده، قرار بازداشت این فعال سیاسی برای دو ماه دیگر تمدید شده است. او گفت: همسرم همچنان در انفرادی است و حدود ده تا دوازده کیلو لاغر شده و می گفت که یک ماه است بازجویی اش تمام شده اما با این وجود همچنان او را در انفرادی نگه داشته اند. من از ایشان پرسیدم که یک ماه است بازجویی ات تمام شده چرا هنوز در انفرادی هستی و چرا به ما ملاقات نمیدادند که جوابی نداد.
خانم کریم زاده افزود: آقای رمضان زاده در ملاقاتی که داشتیم تاکید کرد که روی مواضعم ایستاده ام و کوتاه نیامده ام و اینها اشتباه کرده اند که ما را بازداشت کرده اند.
به گفته خانم رمضان زاده، این فعال سیاسی از اوضاع کشور هیچ گونه اطلاعی نداشته و فقط از انتصاب صادق لاریجانی به عنوان رئیس قوه قضائیه باخبر بوده. این موضوع را هم در دادگاه متوجه شده است.

نگرانی مسعود باستانی از جو بیرون زندان
روز گذشته مهسا امرآبادی، برای ملاقات با مسعود باستانی به زندان اوین مراجعه کرد اما به او اجازه ملاقات ندادند.
مادر مهسا امرآبادی درباره وضعیت دامادش  مسعود باستانی به روز گفت: یک روز بعد از دادگاه مسعود تماس گرفت. نگران جو بیرون از زندان بود و مدام از مهسا می پرسید که درباره دادگاه مردم چه می گویند؟ باور کرده اند؟ که ما با او صحبت کردیم و گفتیم که این اعترافات هیچ ارزشی ندارد و کمی به او روحیه دادیم و آرامش کردیم.
وی افزود: هیچ یک از کارهایی که مسعود کرده جرم نیست و درباره همکاری با شهرگان و چکاوک از دو سال پیش که ماموران اطلاعات به خانه او ریختند این موضوع را میدانستند و حالا نمیدانم یک شبه چرا این مساله جرم تلقی شده است.
به گفته خانم امرآبادی، "کار مسعود باستانی روزنامه نگاری بوده و یک روزنامه نگار عملکردی شفاف دارد و هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارد که اکنون بخواهند کشف کنند و انگشت روی آن بگذارند."
او گفت:  مسعود کارش نوشتن بود و می نوشت و حق التحریر دریافت میکرد؛ اگر یک خبرنگار بابت نوشته هایش پولی نگیرد چگونه باید زندگی کند؟
خانم امرآبادی با بیان اینکه دریافت پول در مقابل نوشتن مطلب از سوی روزنامه نگاران جرم نیست، خواهان روشن شدن وضعیت داماد خود شد.
او در عین حال گفت که "قول داده اند تا آخر هفته ملاقات بدهند و از سوی دیگر مدارک مهسا امرآبادی همسرباستانی را که تازه از زندان آزاد شده را نیز هنوز به او تحویل نداده اند."
صدور وثیقه های سنگین برای بازداشت شدگان
 مادر شیوا نظرآهاری از صدور وثیقه 500 میلیون تومانی برای این فعال حقوق بشر خبر داد. خانم کریمان به  روز گفت: دیروز با شیوا ملاقات کابینی داشتیم و وضع روحی او خیلی خوب بود اما هنوز بازجویی های او تمام نشده و با گذشت 80 روز از بازداشت همچنان از او بازجویی می شود.
او افزود: در مراجعه به دادگاه انقلاب گفتند که قرار وثیقه 500 میلیون تومانی صادر کرده اند که ما حیرت زده شدیم و من به آقای سبحانی گفتم این مقدار را چگونه تامین کنیم که ایشان گفتند با من بحث نکنید.
به گفته خانم کریمان، صدور وثیقه این چنینی به معنای سنگ انداختن برای عدم آزادی شیوا است.
او با بیان اینکه شیوا همچنان در سلول دو نفره در بند 209 زندان اوین است گفت: برای شهرام جزایری و پالیزدار هم چنین مبلغی برای وثیقه صادر نکرده اند که اکنون برای شیوا صادر کرده اند!
خانم کریمان افزود: وکیل شیوا گفته که نامه آخر بازجو که نظر نهایی او درباره پرونده شیواست هنوز روی پرونده نیست و وقتی این نامه به پرونده اضافه شود می توانیم  مبلغ قرار وثیقه را کمتر کنیم.

----

نامه دختر شهید مومنی به آیت‌الله علی خامنه‌ای

 «آرزوی دیدار چهره پدر شهیدم به رهایی عموی اسیرم بدل شده است»

ادوارنیوز: در پی گذشت 75 روز از بازداشت عبدالله مومنی و 25 روز بی خبری مطلق از وضعیت وی، رقیه مومنی فرزند شهید احمد علی مومنی و دختر خوانده عبدالله مومنی در نامه سرگشاده‌ای خطاب به آیت الله علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، ضمن تشریح وضعیت عموی خود خواهان آزادی او از زندان شده است.

متن نامه فرزند شهید مومنی بدین شرح است:

حضرت آیت الله خامنه‌ای

رهبر معظم انقلاب  

با سلام و تحیت

بسیار خرسندم که فرزند و وارث پدری هستم که در قهقهه مستانه‌اش به تمام ظواهر دلفریب دنیای فانی، مرا در اوان طفولیت و بدون آنکه بتوانم تصویرش را در ذهنم مجسم نمایم در دامان مادری ماتم زده رها کرد و در راه دفاع از کیان این مرز و بوم، بزرگ‌ترین سرمایه‌اش را در جهان هستی که جانش بود، تقدیم این امت شایسته ساخت و دعوت حق را لبیک گفت. لیک دریغ از آنکه پس از سال‌ها انتظار نه تنها نتوانستم تصویر رویایی صورتش را با چهره واقعی او تطبیق دهم، بلکه پلاکی فلزی همراه مقداری از خاک جبهه و استخوان‌های بازمانده از تن لطیفش نتوانست تسلایم دهد. شب‌ها و روزها با آرزوی دیدن چهره واقعی اش می‌زیستم و عجیب آنکه این رویا مرا به آینده امیدوار می‌کرد.

در کوران این امید سازنده ولی مبهم، به تنهایی خویش و حوادث آینده می‌اندیشیدم که ناگهان دست محبت عمویم عبدالله مومنی را بر سر خود و مادر داغدارم احساس کردم، کسی که در آن هنگام 17 سال بیشتر از عمرش نگذشته بود و فقط بخاطر جلب رضایت پدر و مادرش که پیرانی دل شکسته بودند و خواسته آنها سرپرستی از من بود، به این وصلت رضایت داده بود و این مسوولیت خطیر را به دوش کشید.

آن روزها که کودکی بیش نبودم گمان می‌کردم این احساس مسوولیت برخاسته از عقلانیت نبوده و ممکن است بعدا موجب اشکال گردد. اما هر چه پیش‌تر می‌رفتم این احساس مسوولیت را بیشتر در چهره‌اش می‌دیدم، احساس مسوولیت نه تنها نسبت به من و مادر بلاکشم که نسبت به جامعه و آزادی‌های مشروع مبتنی بر خواست جمعی مردم روز به روز در او بیشتر می‌شد و من نه تنها هراسم به امید تبدیل شد بلکه به وجود چنین سرپرستی توانمند و لبریز از محبت به خود می‌بالیدم.

بارها از زبان حضرتعالی شنیده بودم که فعالیت‌های دانشجویی در زمینه‌های مختلف علمی و سیاسی را نه تنها مفید می‌دانید بلکه لعنت می‌فرستید بر کسانی که نمی‌خواهند دانشگاه سیاسی باشد، خصوصا در زمینه توصیه به گرم کردن تنور انتخابات و فعالیت در این زمینه نصایح شما را به خاطر دارم.

اما برای ما خانواده عبدالله مومنی مایه تعجب است که عمویم روزی به خاطر تحریم انتخابات و نقد قدرت و دوری از آن زندانی و محاکمه می‌شود و امروز به جرم مشارکت فعال در انتخابات زندانی است.

رهبر انقلاب!

تعجب من زمانی بیشتر شد که در ملاقات مورخه 14 مرداد گذشته با وی در محوطه زندان اوین وضعیت روحی او را چنان نابسامان دیدم که تکرار آن صحنه در آینده مرا وحشت زده خواهد نمود. عمویم عبدالله مومنی قادر به تکلم نبود و تعادل خود را کاملا از دست داده بود. از آن روز آرزوی دیدار دوباره پدر شهیدم به آرزوی خلاصی و رهایی عموی اسیرم «عبدالله» از این وضع تبدیل شده است.

مایلم بدانم آیا با گذشت بیش از 75 روز حبس انفرادی و گذران عمر در سلولی که به قبر شبیه‌تر است تا زندان، هنوز زمان بازجویی و تحقیقات مقدماتی تمام نشده است؟ و بدتر از این آیا سزاوار است که بخاطر مصاحبه با روزنامه و بیان وضعیت نابسامان وی، اعضای خانواده حتی از تماس تلفنی او محروم شوند؟

رهبر انقلاب!

اینک توقع من به عنوان فرزند و تنها یادگار آن شهید و آرزوی مادرم به عنوان همسر شهید و کسی که عمو و پسردایی خود را تقدیم اسلام و انقلاب کرده است و دیگر برادران عبدالله مومنی که خود عمری را در جبهه‌های جنگ سپری نموده‌اند این است که شاهد آزادی ایشان از زندان و پایان دادن به این کابوس باشیم. بدیهی است کماکان اعتلا و سربلندی ایران اسلامی آرزوی دیرینه ما است.

با احترام

رقیه مومنی

فرزند شهید احمد علی مومنی

رونوشت:

ریاست محترم قوه قضاییه حضرت آیت الله لاریجانی جهت صدور دستور شایسته

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جناب قای دکتر لاریجانی جهت استحضار و اقدام لازم

ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام حضرت آیت الله‌هاشمی رفسنجانی جهت استحضار و اقدام لازم

----

پزشکی قانونی: علت مرگ روح‌الامینی شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد و اصابت جسم سخت در کهریزک است

٩ شهريور ١٣٨٨

پارلمان‌نیوز: پزشکی قانونی کشور هر گونه ابتلای مرحوم محسن روح الامینی به مننژیت را رسما نفی و طی گزارشی رسمی دلایل فوت وی را اعلام کرده است.

 یک منبع آگاه در گفتگو با مهر، اظهار داشت:«کمیسیون پزشکی قانونی کشور در تاریخ 25/5/88 نتیجه نهایی و نظریه رسمی خود در باره علت فوت محسن روح الامینی را به مراجع قانونی و طرفین ذیربط ارائه نموده است.»

وی افزود:« بر اساس این گزارش ، مرگ ناشی از استرس‌های فیزیکی ، شرایط بد نگهداری ، ضربات متعدد و نیز اصابت جسم سخت عنوان شده و قویا ابتلای آن مرحوم و فوت به علت بیماری و مننژیت نفی شده است.»

این منبع آگاه در خصوص محل حادثه نیز گفت:«مرحوم محسن روح الامینی در بازداشتگاه کهریزک زندانی بوده و در شرایط نامناسب جسمانی در حال انتقال به زندان اوین بوده که با توجه به تشدید حالت بد جسمانی در انتهای مسیر و قبل از پذیرش با تاخیر 70 دقیقه‌ای به بیمارستان منتقل شده و متاسفانه فوت نموده است. بدین ترتیب وی اصولا در زندان اوین پذیرش نشده بود.»

در حالی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیر دانشجویان با ایشان ، تاکید فرمودند که با تخلفات و جنایات صورت گرفته در جریان بازداشتها از جمله در بازداشتگاه کهریزک بدون هر گونه مماشاتی برخورد قانونی و عوامل آن شناسایی و مجازات خواهند شد، امروز برخی رسانه های رسمی دلیل فوت محسن روح الامینی را ابتلا به بیماری عنوان کرده‌اند!

منبع فوق گفت: «با توجه به حساسیت‌های ارزنده مسئولان عالی رتبه نظام در پیگیری تخلفات صورت گرفته ، هر گونه پیش داوری و انتشار اخبار کذب می‌تواند تلاشی برای انحراف از واقعیت و ضربه به روند قانونی مورد نظر مسئولان کشوربرای احقاق حق و اقامه عدالت ارزیابی شود. وی خواستار پیگیری این خبرسازی ها از سوی مراجع مسئول شد.»

رهبر معظم انقلاب در پی اولین گزارشاتی که از برخوردهای غیر قانونی با بازداشت شدگان در بازداشتگاه کهریزک منتشر شد ، دستور تعطیلی آن بازداشتگاه و برخورد با عوامل خودسر و خاطی را صادر کردند. در این راستا کمیته های ویژه ای از سوی مجلس و شورای عالی امنیت ملی نیز طی ملاقاتهای مختلف با آسیب دیدگان در حال پیگیری موضوع هستند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای شب گذشته نیز در دیدار اساتید دانشگاه تاکید کردند که نظام اسلامی در برخورد با تخلف و جنایت مجامله و گذشت نخواهد داشت.

----

حکم زندان، مجازات افشای قصد سوءاستفاده جنسی معاون دانشگاه

شش نفر از دانشجویان دانشگاه زنجان که معترض و افشا‌کننده‌ی قصد سوء استفاده‌ی جنسی حسن مددی، معاون دانشگاه زنجان، از یک دانشجوی دختر بودند، مجازات می‌گردند. اتهام این دانشجویان "تشویش اذهان عمومی و تحریک به تجمع غیرقانونی به قصد برهم زدن امنیت کشور" است.

در این رابطه بهرام واحدی، سورنا هاشمی، آرش رایجی، پیام شکیبا و محمد حسن جنیدی، به یک سال زندان و علیرضا فیروزی به یک سال و چهار ماه زندان محکوم گردیدند.

حسن مددی هم‌اکنون در سمتی دیگر در وزارت علوم به کار مشغول است.

----

دو کشته و زخمی در تداوم کشتار مرزنشینان

روز جاری مورخ 9 شهریورماه یک جوان 22 ساله کولبر به نام "سلاح کردی" اهل روستای "سیف" از روستاهای مرزی تابع شهرستان مریوان به دست نیروهای انتظامی کشته شد. جسد وی پس از این واقعه به سردخانه بیمارستان بوعلی مریوان منتقل شد

خبرگزاری هرانا : روز جاری مورخ 9 شهریورماه یک جوان 22 ساله کولبر به نام "سلاح کردی" اهل روستای "سیف" از روستاهای مرزی تابع شهرستان مریوان به دست نیروهای انتظامی کشته شد. جسد وی پس از این واقعه به سردخانه بیمارستان بوعلی مریوان منتقل شد.

همچنین گزارش شده است روز شنبه مورخ 7 شهریور ماه نیز تیر اندازی نیروهای انتظامی به یک جوان 21 ساله به نام "دلیر گلزاری" اهل روستای "میرآباد" که با اسب در حال کولبری بوده باعث زخمی شدن وی و کشته شدن اسبش شده است. او نیز هم اکنون در بیمارستان بوعلی مریوان است.

تداوم کشتار شهروندان مرزنشین و همینطور کولبران در حالی است که طی هفته گذشته مردم روستاهای مختلفی همچون توابع سردشت اعتراضات گسترده ای به این موضوع داشتند که این موضوع با دستگیری و زخمی شدن تعدادی از شهروندان و همینطور قتل رئیس پاسگاه منطقه مذکور سرکوب شد.

----

محرومیت سه فعال دانشجویی آذربایجان از ورود به دانشگاه در مقطع فوق لیسانس

ساوالان سسی :به دنبال اعلام نتایج آزمون فوق لیسانس دانشگاههای دولتی در ایران بهزاد جدی ، ابراهیم شهبازی و شهرام شوقی از فعالین دانشجویی آذربایجان که در کنکور ورودی مقطع فوق لیسانس شرکت و رتبه های لازمه را کسب کرده بودند از ورود به دانشگاه محروم شدند.

بنا به گزارشات رسیده بهزاد جدی دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه تبریز و رتبه ۳۸۰ کنکور رشته اقتصاد علیرغم کسب رتبه لازم جهت قبولی در این رشته در دانشگاههای انتخابی، مردود اعلام شده است. به دنبال پیگیریهای این فعال دانشجویی آذربایجان در سازمان سنجش آموزش کشور و مراجعه به دکتر نوربخش رئیس هسته گزینش سازمان سنجش آموزش کشور، وی نام بهزاد جدی را در لیست ۱۵ صفحه ای افراد فاقد صلاحیت جهت ادامه تحصیل به وی نشان داده است. علاوه از این شهرام شوقی فارغ التحصیل رشته میراث فرهنگی که موفق به کسب رتبه ۲۰۰ در رشته پژوهش هنر شده بود مردود اعلام شده است.همچنین مسئولین سازمان سنجش نتایج کنکور ابراهیم شهبازی فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه زنجان را که در کنکور رشته حقوق شرکت کرده بود را دستکاری کرده اند.به گفته نزدیکان این فعال دانشجویی نتایج اعلام شده در کارنامه اولیه هیچ گونه تطابقی با برگه پاسخهای وی ندارد.

گفتنی است که چندی پیش نیز مسئولین دانشگاه آزاد تبریز از ثبت نام نوید محمدی فعال دانشجویی آذربایجان که در مقطع کارشناسی ارشد کامپیوتر در این دانشگاه پذیرفته شده است ممانعت کرده اند و در سالهای گذشته نیز چندین تن از دانشجویان مدافعان هویت آذربایجانی از جمله ابراهیم رشیدی، قادر کیانی، نادر مهد قره باغ، امین امامی، صمد پاشایی، مهدی حاج محمدی و ناهید بابازاده از ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس بازمانده اند.

فشار و محرومیت از ادامه تحصیل فعالین دانشجویی آذربایجان در حالی صورت می پذیرد که اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۲۶، برخورداری از حق تحصیل را یکی از حقوق ابتدایی بشر دانسته و تأکید می‌کند که "دست‌یابی به آموزش عالی باید با تساوی کامل برای همه امکان‌پذیر باشد تا هر کس بتواند بنابه استعداد خود از آن بهره‌مند شود".

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه