بازگشت به صفحه اول

 

 
 

موج بازداشت های دانشجویی
بازداشت ۷ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک (واحد تفرش) توسط نیروهای امنیتی

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۰ آبان ۱٣٨٨ -  ۱۱ نوامبر ۲۰۰۹

۷ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک (واحد تفرش) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این دانشجویان که تنها اقدام به پخش یک نشریه در داخل دانشگاه به طور مستقل کرده بودند و همچنین قصد برپایی یک تجمع دانشجویی به مناسبت ۱٣ آبان در دانشگاه را داشتند روز دوشنبه توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند.
در این میان ۴ نفر از دانشجویان به نام های حمید عظیمی، محمد اسعدی، سعید قاسمی و امین عربی تماس هایی با منزل داشته اند و همچنین ۲ نفر به نام های علی مطلبی و کورش یکان به طور غیرمنتظره ای ناپدید شده اند و از آن ها خبری در دست نیست. همچنین محسن ادبی پور مسئول تکثیر انتشارات دانشگاه نیز به دلیل انتشار این نشریه از منزل ربوده شده است.
این در حالی است که مسئولین حراست دانشگاه اعلام کرده اند ٨ نفر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند.
تا امروز تعدادی دیگری از دانشجویان برای ادای توضیحات توسط مدیریت امور دانشجویی احضار شده اند که از آنها خواسته شده دانشجویان فعال در اعتراضات را نام برده و اطلاعاتی در مورد این دانشجویان به مسئولین دانشگاه ارائه دهند. این احضارها همچنان ادامه دارد.
دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک واحد تفرش در حمایت از دوستان بازداشت شده خود با دردست داشتن اسامی آن ها، تجمعی اعتراضی را در روز ۱٣ آبان برگزار کردند.

دانشگاه شیراز
امروز چهارشنبه دادگاه ۴٨ نفر از بازداشت شدگان تظاهرات روز ۱٣ آبان شیراز برگزار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این دادگاه برای همه بازداشت شدگان به غیر از دانشجویان قرار کفالت صادر شد. دادگاه دانشجویان بازداشتی به روز یکشنبه هفته بعد موکول شد. به تاخیر انداختن برگزاری دادگاه دانشجویان در حالی است که نماینده دادستان شیراز به خانواده های آنها گفته است که احتمال دارد قرار بازداشت دانشجویان تا بعد از روز ۱۶ آذر تمدید شود.
سعید رضایی, احمد عارف, خیبر صفرپور, ایوب پورفتحی, احسان پورسلطان, ابوالاحراری,… از جمله دانشجویان دربند در زندان عادل آباد شیراز هستند.
بنابر اخبار موجود، کاظم رضایی دیگر دانشجوی بازداشت شده از روز دوشنبه دست به اعتصاب غذا زده و اکنون در سومین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد. کاظم رضایی نیز ابتدا همراه دیگر دانشجویان در زندان عادل آباد به سر می برد اما بعد به بازداشتگاه اطلاعات شیراز معروف به پلاک ۱۰۰ منتقل شد. از وضعیت جسمانی کاظم رضایی پس از اعتصاب غذا اطلاعی در دست نیست.
گفتنی است تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه شیراز در روز ۱٣ آبان با حمله نیروهای لباس شخصی، بسیجی و امنیتی با حمایت گارد یگان ویژه به داخل این دانشگاه به خشونت کشیده شد و بر اساس فیلم های منتشر شده از این حمله نیروهای مهاجم به ضرب و شتم شدید دانشجویان دختر و پسر پرداختند.
در پی این حمله وحشیانه بیش از ۲۰ دانشجو این دانشگاه بازداشت شدند که همچنان بیشتر از هفت تن از این دانشجویان دربند میباشند.

----

 شانزده آذر اهورایی، روز دانشجو در راه است

اتحادیه ی دانشجویان و دانش اموختگان ایران

هم میهنان گرامی! امسال سالگرد 16 آذر پس از 56 سال حال و هوای دیگری دارد. در ان سال به دستور رژیم وقت، دستور داده شد تا نظامیان به حریم دانشگاه تهران هجوم برده و سه آذر اهورایی  به نام های شریعت رضوی،بزرگ نیا و قندچی را به خاک و خون بکشند.برای این که ان ها با کودتای امریکایی-انگلیسی علیه دولت ملی دکتر مصدق مخالفت کرده بودند.امسال اما قرار است دانشگاه محل حضور جنبش سبزی باشد که برای ازادی،دموکراسی و حقوق بشر و علیه دیکتاتوری نظامی-مذهبی حاکم به راه افتاده است. نظر به اهمیت این روز تاریخی و نقشی که به ویژه امسال در پیشبرد جنبش ازادی خواهی ملت ایران داردو سبز ها تصمیم گرفته اند با تظاهرات گسترده و در بیش از 200 دانشگاه ،این روز را به روز ازادی خواهی ملت ایران تبدیل کنند،لازم دانستیم تحلیلی از شرایط کنونی جنبش و نیرو های درگیر با ان ارایه دهیم.

تضاهرات گسترده ی 13 آبان روز دانش اموز ،نشان داد که جناح نظامی-امنیتی حکومت ،تصمیم گرفته است با مشت اهنین با مردم معترض برخورد کند.به راستی خشونت و ضرب وشتم در روز 13 آبان شاید در چند ماه گذشته و البته جز روز 30 خرداد ماه، کم نظیر بوده باشد.اگاهی دقیق داریم که گروه زیادی از دختران و پسران به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تئوری مشت اهنین در ان روز فرصت بروز عینی یافت.البته گستردگی تظاهرات بر خشم خشونت طلبان افزود به گونه ای که در تمام کوچه و خیابان های مرکزی تهران و چند شهر دیگر ،برمردم شوریدند و زدند و گرفتند و توهین کردند.

این برخود حاکی از یک تصمیم قاطع برای سرکوب به جای مدارا و گفتگو است. شاید بتوان گفت اخرین بار خواهد بود که جناح نظامی-مذهبی حاکم اراده ی خشونت بار خود را ازمایش می کند تا بلکه جنبش را از این راه متوقف کرده تا نیاز به گفتگو و امتیاز دهی نداشته باشند.فراموش نکنید که بلا فاصله پس از برگزاری راهپیمایی روز قدس،بهنود شجاعی اعدام شد تا  حکومت به زعم خود به معترضین نشان بدهد که عقب نشینی نمی کند. در چند روز پس از تظاهرات 13 آبان نیز احسان فتاحیان را اعدام می کنند تا به مردم پیام بدهند.بنابراین جای هیچ تردیدی وجود ندارد که حاکمیت نظامی-امنیتی تصمیم دارد با مشت اهنین پاسخ ازادی خواهان را بدهد.جالب این است که برخی عناصر به شدت تند رو مثل کوثری و حسینیان با مصاحبه با روزنامه ی اعتماد ،نه تنها هیچ ابایی از افشای برنامه های سرکوب ندارند بلکه در صدد بر می ایند تا زمینه های اجتماعی این کار را اماده سازند. برای نمونه  سردار کوثری اعلام می کند که برنامه ی سرکوب و اعترافگیری توسط قرار گاه ثاراله صورت می گیرد که این قرار گاه زیر نظر شورای امنیت ملی است که تصمیم های ان با امضای رییس جمهوری و تایید رهبری قابل اجرا شدن است.و چند روز پس از ان،روح اله حسینیان نیز اعلام می کند که برنامه ی پارازیت ها و کنترل و فیلترینگ رسانه های اینترنتی و سایر برنامه های مقابله جویانه که توسط سپاه،اطلاعات و نیروی انتظامی صورت می پذیرد،زیر نظر شورای امنیت ملی هماهنگ می شود.با این اظهارات در صدد هستند تا اقدامات غیر قانونی خود را مثلا قانونی جلوه بدهند.

جناح نظامی-امنیتی می خواهد به مردم القا کند که تصمیم به سرکوبی و ایستادگی در مقابل خواست قانونی مردم جدی است.از سوی دیگر به نظر می رسد با شعار های مرگ افرین یا رادیکال معترضین که در روز 13 آبان و پس از سرکوب وحشیانه صورت گرفت ،بخشی از جنبش سبز به رویارویی تمام قد با خامنه ای و سپاه پرداخته است. این در حالی است که بخش سنتگرای حاکمیت یا جناح روحانی-بازاری دیکتاتوری حاکم،برخورد های خشونت امیز با مردم را تایید نمی کند و نیز جناح اصلاح طلبان فعال در جنبش سبز نیز از طرح شعار های مرگ افرین رضایت ندارند.

هر اندازه شدت سرکوب افزایش پیدا کند نه تنها از روند رو به رشد جنبش نمی کاهد ،بلکه ان را رادیکال تر می کند.زیرا این جنبش به یک حزب و گروه و جناح وابسته نیست که به سرعت از حرکت بیفتد. بلکه ملیون ها ایرانی یا همان طبقه ی متوسط شهری از ان پشتیبانی می کنند. پس ،سرکوب ان را از بین نمی برد بلکه تیز تر و رادیکال تر می کند.سپاه با حمایت صریح خامنه ای تصمیم گرفته است تا با سرکوب و خشونت این جنبش را از نفس بیندازد. جنبش نیز با هر اقدام خشونت امیز حکومت رادیکال تر می شود. ولی ایا باید تن به چنین معادله ای داده شود؟ایا باید در مقابل عمل وحشیانه ی انان دست به طرح شعار ها یا احیانا رفتار تند و رادیکال زد؟

به باور ما چنین رویه ای نمی بایست تایید شود.طرح شعار هایی چون جمهوری ایرانی یا جانم فدای ایران یک حق و یک اقدام مدنی و خردمندانه است. اما طرح شعار هایی که مرگ این و ان را بخواهد ،ما را به سمت یک جنبش غیر عقلانی  می کشاند. پیشنهاد ما به کوشندگان سیاسی و گروه های ازادی خواه و دموکرات این است که شعار هایی که به خشونت گران بهانه ی سرکوب بیشتر داده و یا جنبش را به رادیکالیزم کور می کشاند را ترویج نکرده و بلکه از گسترش ان جلوگیری نمایند.این کار موجب خواهد شد تا اولا بخش نظامی-امنیتی دیکتاتوری حاکم،در مقابل اعتراضات بخش روحانی-بازاری ان که  بر این باور است که نباید مردم را سرکوب کنید، بهانه ای برای توجیه کار خود نداشته باشد و از دیگر سو اصلاح طلبان نیز از جنبش سبز فاصله نگیرند.فراموش نکنیم که در انقلاب بهمن 57 که امروز در موضع نقد ان قرار گرفته ایم نیز برخی شعار های احساسی مثل مرگ بر این دولت و ان دولت موجب شد تا پس از پیروزی دستمایه ی تند روی برخی همچون اشغال سفارت امریکا شود.اینک چرا باید اشتباه گذشته تکرار شود. چرا باید برخی دولت ها را از همین روز با جنبش خود دشمن کنیم؟مرگ بر دیکتاتور به مفهوم مرگ بر مناسبات ظالمانه ای است که بر ما حاکم کرده اند.اما مرگ بر فلان شخص و فلان دولت به چه مفهوم است؟ جز یک عمل احساسی و عکس العملی است؟جالب این است که برخی اصلاح طلب ها به جای محکوم کردن شعار مرگ بر فلان دولت،به طور مرتب شعار جمهوری ایرانی را محکوم می کنند که ناشی از عمل غیر منطقی و تناقض امیزشان است.

باید جنبش سبز روند مبارزه ی منطقی خود را پی بگیرد و از تند روی پرهیز نماید. شاید خواست اصلی تند رو های نظامی این باشد که با برخورد های خشن خود، مردم را به جاده ی تند روی انداخته و به مرور جنبش را لاغر و لاغر تر کنند تا امکان سرکوب ان فراهم گردد.تند روی موجب می شود تا توده های مردم از جنبش عقب بیفتند و این به صلاح ما نیست.

16 آذر فرصتی است تا همه ی دانشجویان و جوانان و احاد شهروندان با هم شوند و ازادی زندانی سیاسی،ازادی بیان و عقیده و پرهیز از خشونت را فریاد بزنند.باید نشان داد که جنبش همچنان صلح طلب است و مرگ را برای هیچ فرد یا دولتی نمی خواهد.البته شعار هایی که عمق استراتژیک جنبش را نشان بدهد،یک حق طبیعی است. ان چه رفتار جنبش را غیر مسالمت جو نشان می دهد،شعار ها یا رفتاری است که مقدمه ی مرگ و خشونتگرایی را تایید کند.ما در 16 آذر ماه و پس از ظهر همان روز به سوی دانشگاه تهران سنگر آزادی راهپیمایی ارام خواهیم کرد و اگر چه نیرو های رنگا رنگ حکومت با باتوم و قمه و گاز فلفلی و اشک اور،به پیشوازمان می ایند اما به ان ها خواهیم گفت که از شما متنفر نیستیم و حتا شما را  دشمن نمی دانیم   ،پس دست از خشونت ورزی خود بردارید.

باور ما بر این است که اگر همه ی تشکل ها و شخصیت ها بدون ترس از سرکوب و زندان اما با بیان صلح امیز از همگان دعوت کنند که در این تظاهرات ارام و مسالمت امیز شرکت کنند و خود نیز پیشاپیش مردم به حرکت در ایند زمینه های خشونت از میان خواهد رفت.ما عزیزانی داریم که زندانی شده اند. حقوقی داریم که پایمال شده است. مطالباتی داریم که بر روی زمین مانده است. اما ما امروز با هم شده ایم.ما امروز همه با هم هستیم. پس باید بتوانیم به حقوق خود دست یازیم.

شنیده ایم که گروهی از شهروندان عزیز به دلیل خشونت وحشیانه ی روز 13 آبان تحت تاثیر سخنان کسانی که سخن از انتقام جویی به میان اورده اند،حرف از تلافی در روز 16 آذر می زنند. باور ما این است که هرگونه انتقامجویی نه تنها با اهداف جنبش سبز هماهنگی ندارد و امری غیر عقلانی است بلکه در جهت خواست دیکتاتوری نظامی-مذهبی حاکم است.بهترین راه مبارزه همان شیوه ی مسالمت امیزی است که ملیون ها ایرانی را فرصت حضور در مبارزه خواهد داد.سالیانی است که نظامیان حاکم در انتظار نشسته اند تا جنبش ازادی خواهی به راه کور خشونت کشیده شود تا ان ها مشروعیت سرکوبی ان را از بخشی از افکار عمومی اخذ نمایند. اما باید با عمل و نظر مسالمت جویانه ی خود نقشه های انان را نقش بر اب کنیم.

مردم ما نیاز به قیم و دیکتاتورو سرکوبگر ندارند. مردم ما می خواهند خود در باره ی سرنوشت خود تصمیم بگیرند.این یک خواست قانونی و انسانی است که همه ی دنیا نیز از ان پشتیبانی می کند. باید همگان در روز 16 آذر به خیابان امده و به صورت مسالمت امیز این حق را فریاد بزنیم. هیچ فرد و گروه و دسته ای حق ندارد از بیم بازداشت و کتک و زندان این روز را در خانه بماند و به میدان نیاید. ما این حق را فریاد می زنیم اگر چه می دانیم دیکتاتوری حاکم از این فریاد ما به شدت عصبانی است.امروز رمز پیروزی ما در همبستگی و پایداری و نه ترسیدن و در عین حال،منطقی رفتار کردن ما است.این رمز را به خاطر بسپاریم.

اتحادیه ی دانشجویان و دانش اموختگان ایران

بیستم آبان 1388

----

چهارسال حبس تعزيري براي نفر اول دكتراي جامعه شناسي

حسن سلامت دانشجوی رشته‌ی جامعه‌شناسی دانش‌گاه تهران که در حوادث بعد از انتخابات بازداشت شده بود، در شعبه‌ی 26 دادگاه انقلاب تهران به 4 سال حبس تعزیری محکوم شد.

خبرگزاری هرانا: به گزارش واحد دانش‌جویی مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران حسام سلامت دانشجوي رشته جامعه شناسي در مقطع كارشناسي ارشد دانشگاه تهران كه در پي حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري  دوره دهم در تهران توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شده  و پس از گذراندن دو ماه بازداشت در بند 209 اوين با قرار وثيقه ي 200 ميليون توماني آزاد شده بود، هفته گذشته در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به تحمل چهار سال حبس تعزيري محكوم شد.
در جلسه رسيده‌گي به اتهامات این فعال دانش‌جویی كه هفته‌ي گذشته در شعبه ي 26 دادگاه انقلاب تهران برگزار شد، علي رغم اين كه نماينده ي دادستان ايرادات وارد بر كيفرخواست را كه از جانب محمد اوليايي فرد، وكيل حسام سلامت به وي اعلام شد را پذيرفت؛ قاضي پورعباس با وارد دانستن اتهاماتي همچون تبليغ عليه نظام و تجمع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت كشور، وي را به تحمل چهار سال حبس تعزيري محكوم كرد.
حسن سلامت در روزهاي قبل از انتخابات تحت نظر نيروهاي امنيتي بوده و فعاليت‌هاي ايشان در دوره ‌ي كارشناسي در زمينه‌ي دانش‌جويي، موجب حساسيت نهادهاي امنيتي در مورد وي شده بود  و با وقوع بحران ناشي از انتخابات به بهانه‌ي ارتباط با دانش‌جوياني هم‌چون ضياء نبوي و مجيد دري دستگير شد.
حسام سلامت كه خود در آزمون دكتراي جامعه شناسي در دانشگاه تهران با رتبه نخست پذيرفته شده بود، با دخالت‌هاي مدير گروه  جامعه شناسي دانش‌گاه تهران و نهادهاي امنيتي خارج از دانش‌گاه از ادامه‌ي تحصيل بازماند و در كميته‌یي كه توسط دانش‌جويان ستاره‌دار براي دفاع از حق تحصيل تاسيس شده بود فعاليت مي‌كرد.
در جريان تبليغات دوره‌ی دهم انتخابات رياست جمهوري كه محمود احمدي نژاد منكر وجود دانشجويان ستاره‌دار شد؛ اين كميته با تهيه‌ی ليستي از اسامي دانش‌جويان محروم از تحصيل  و هم‌چنين تجمع در مقابل وزارت علوم به اين مسئله حساسيت قابل توجهي نشان دادند.  همين امر موجب دستگيري اكثر اعضاي كميته‌ي مذكور من جمله ضياءالدين نبوي، مجيد دري، شيوا نظرآهاري  و حسام سلامت شد.
محمد اوليايي فرد، وكيل اين فعال دانشجويي اعلام كرد كه قطعا به اين حكم اعتراض خواهد كرد.

----

محاکمه یکی از فعالین دانشجوئی دستگیریهای اخیر

بنابه گزارشات رسیده از بند زنان زندان اوین، صبح امروز فعال دانشجوئی عاطفه نبوی از دستگیر شدگان اعتراضات اخیر به دادگاه انقلاب برده شد و بیش از 3 ساعت مورد محاکمه قرار گرفت.

زندانی سیاسی عاطفه نبوی روز چهارشنبه 20 آبان ماه  به شعبۀ 12 دادگاه انقلاب برده شد. محاکمۀ او از 09:00 صبح آغاز شد و تا حوالی ساعت 13:00 ادامه یافت و بیش از 3 ساعت مورد محاکمه قرار گرفت. رئیس این شعبه که قادر به نسبت دادن اتهامات واهی به این فعال دانشجوئی  نشده بود سعی کرد. اعضای خانواده او که بدلیل هواداری از سازمان مجاهدین در زندان و یا در قرارگاه اشرف در عراق بسر می برند بعنوان اتهام علیه او بکار ببرند. در پایان دادگاه به او گفته شد که حکم وی تا 3 هفتۀ دیگر ابلاغ خواهد شد. به همسر خانم نبوی اجازه حضور در دادگاه داده نشد.

زندانی سیاسی عاطفه نبوی قرار بود که در 8 آذر ماه محاکمه شود ولی بصورت ناگهانی روز گذشته به او اعلام شد که دادگاه وی 20 آبان ماه برگزار خواهد شد.

از طرفی دیگر از هفتۀ گذشته خانم نبوی و سایر زندانیان سیاسی (شبنم مددزاده،مهسا نادری ،نازیلا دشتی و ...) این بند به ویروس آنفولانزا مبتلا شده اند که نوع آن هنوز نامشخص است. برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی آنها را صبح زود و غروب به سالن هواخوری که در معرض سرما است می برند و برای مدت طولانی در آنجا نگه می دارند. زندانیان سیاسی بند زنان به خاطر بیماری شدید و اعتراض نسبت به این برخورد غیر انسانی از رفتن به سالن هواخوری امتناع کردند.که با خشم زندانبانان و پاسداربندها مواجه شدند. پاسداران زندان برای انتقام گیری از زندانیان سیاسی  آنها را  ازتماس تلفنی با خانواده های خود محروم کردندو روز سه شنبه 19 آبان ماه  ملاقاتهای حضوری زندانیان سیاسی زنان با خانواده هایشان را ملغا کردند .

خانم عاطفه نبوی فعال دانشجوئی و از مدافعین دانشجویان محروم از تحصیل است. او روز  24 خرداد ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزل یکی از بستگانشان دستگیر و به بند مخوف 209  زندان اوین منتقل شد و چندین  هفته در سلولهای  انفرادی تحت بازجوئی و شکنجه روحی   بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت.

درحال حاضر علاوه بر خانم نبوی 4 عضو دیگر این خانواده در زندانهای اوین و سمنان بسر می برند که اسامی آنها به قرار زیر می باشد:خانم فاطمه نبوی و طیبه نبوی در زندان سمنان،سیدظهور نبوی و سید ضیاء نبوی در بند 350 زندان اوین می باشند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، بازداشت، پرونده سازی  محاکمۀ این فعال دانشجوئی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجعه بین المللی خواستار اقدامات عاجل برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

20 آبان 1388 برابر با 11 نوامبر 2009

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه