بازگشت به صفحه اول

 

 
 

حکایت این سوی دیوار اوین؛ تجمع های شبانه خانواده ها

نیلوفر زارع

۱۸ اسفند ۱۳۸۸

شبکه جنبش راه سبز(جرس): از روی پل یادگار امام که رد شوید تابلوی بزرگ بازداشتگاه اوین را می بینید،اما از روی پل فقط تابلو و نمایی کوچک از سردر بازداشتگاه معلوم است.برای دیدن آن چه این شب ها روبروی زندان می گذرد باید پل را دور بزنید.از زیر گذر عبور کنید.به محوطه اصلی  برسید و پایین پله هایی که زندان را به خیابان وصل می کند بایستید.

آیین شب های اوین،آیین چشم به راهی

اینجا جایی است که در ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری خانواده های زندانیان از غروب آفتاب تا پاسی از شب گردهم می آیند، نذر و نیاز می کنند و با چشمانی لبریز از امید، آزادی عزیزانشان را انتظار می کشند.خانواده هایی که از هر قشر و طبقه ای هستند ،چه آنها که خانه و زندگی خود را در شهرستان رها کرده و به امید آزادی عزیزانشان روانه تهران شده اند و چه کسانی که شب ها به جای نشستن زیر سقف خانه هایشان در تهران به منطقه ییلاقی و سرد اوین می آیند.هر یک از این خانواده ها  داستان خودش را دارد.داستان دلهره ها،تشویش ها و البته امیدهایش را.

عبادتگاه اوین

 محوطه روبروی اوین برای خانواده های زندانیان در حکم مکانی مقدس است. آنها در جوار دیوارهای زندان خود را در کمترین فاصله با عزیزانشان حس می کنند. حسی توام با تسکین روحی و آرامش روانی.

روی آسفالت همیشه گل آلود کنار سردر اوین پدر و مادرانی را می بینی که  سجاده پهن کرده،نماز می خوانند و با دانه های تسبیح تکبیر می گویند.کسانی هم هستند که با خیره شدن به دیوارها و تصور این که روزی عزیزشان از در کوچک بالای پله ها پایین می آید آرام می شوند. بساط نذری همیشه به راه است.از آش و شله زرد و نان و پنیر گرفته تا خرما و شیرینی و شربت و شکلات.

در موج اول دستگیریهای پس از انتخابات ریاست جمهوری این خانواده های سیاستمداران و فعالان مطبوعاتی سرشناس بودند که  شب ها جلوی اوین جمع می شدند اما با گسترش بازداشت ها در ماه های بعد حالا خانواده هایی را می بینی که تا پیش از این هیچ گاه دغدغه سیاست نداشته اند.با این حال اوین همه را با هم متحد کرده است.خانواده های زندانیان سرشناس با خانواده های زندانیان کمتر شناخته شده همکلام می شوند و امیدها و نگرانی های خود را با یکدیگر به اشتراک می گذارند، همان طور که در نذر و نیازها هم با یک دیگر شریک می شوند.

با فرارسیدن تولد هر یک از زندانیان نزدیکانش کیک و شمعی می آورند،کیک را با دیگران قسمت می کنند و شمع را دسته جمعی با آرزوی آزادی فوت می کنند.برنامه های تولد زندانیان تبدیل به یکی از آیین های اوین شده است.ایده هایی از این دست در همفکری میان خانواده ها زاده می شود.گاهی مسوولان زندان چیزی نمی گویند و گاه مخالفت می کنند .اما حتی وقتی مسوولان زندان مخالفت کنند خانواده ها کمی آن طرفتر از جلوی سردر اصلی زندان برنامه خود را برگزار می کنند.

برنامه افطاری های ماه رمضان این طور برگزارشد.کمی دورتر از محوطه اصلی زندان و در جایی همجوار اتوبان.حالا در آستانه نوروز خانواده های زندانیان در صدد تدارک برنامه ای برای تحویل سال نو مقابل زندان هستند. آنها بی صبرانه امیدوارند که در روزهای مانده تا عید ، شاهد در آغوش کشیدن عزیز در بندشان باشند  ولی با این حال قرار گذاشته اند که  اگر خبری از آزادی نشد سفره هفت سین  را روی آسفالت کنار زندان پهن کرده و " حول حالنا الی احسن الحال" را از صمیم قلب طلب کنند.

فرصت دیدار نزدیک است

پایین پله های سیمانی اوین چشم ها به یک در کوچک فلزی دوخته می شود.دری که هر بار باز و بسته شدنش می تواند معنی آزادی یکی از زندانیان را داشته باشد.اما همیشه هم این طور نیست چرا که گاه زندانبان ها،گاه بازجوها و گاه سربازها از آن آمد و شد می کنند.

هر بار که قفل در باز می شود ده ها چشم برای لحظاتی به آن خیره می ماند.با آزادی هر یک از زندانیان امید به آزادی دیگران هم در دل ها زنده تر می شود.خیلی وقت ها پیش آمده که خانواده ها از آزادی عزیزشان بی خبر می مانند. مسوولان زندان معمولا خبر آزادی را به خانواده ها اطلاع نمی دهند و هر شب حوالی غروب اسامی کسانی را که قرار است همان شب آزاد شوند را اعلام می کنند.دلیل این کار جلوگیری از جمع شدن دوستان و آشنایان زندانی جلوی اوین است اما این کارها فقط به دردسرخانواده ها اضافه کرده است چرا که ناچارند شب های متوالی را کنار اوین بگذرانند تا بلکه شبی از شبها شاهد رهایی عزیزانشان باشند.البته در هفته های اخیر وضع کمی بهتر شده است و خانواده ها پس از آن که  قرار وثیقه یا کفالت را تودیع می کنند می توانند امیدوار باشند که همان شب شاهد رهایی عزیزشان باشند اما این قاعده همیشه صدق نمی کند و گاه پیش می آید که خانواده ها تا چند شب پس از گذاشتن وثیقه و کفالت همچنان باید منتظر و بی تاب به در کوچک اوین خیره شوند.

با این حال وقتی آن در کوچک باز می شود و یکی از زندانیان از پله ها پایین می آید دیدنی ترین لحظات شب های اوین رقم می خورد.ابتدا سکوتی محض برقرار می شود تا همه مطمئن شوند کسی که بیرون آمده واقعا زندانی بوده است  نه زندانبان و سرباز.لحظاتی  بعد صدای سوت و کف با صدای صلوات و الله اکبر در فضا توام می شود.اعضای خانواده زندانی اگر آنجا باشند تا بالای پله ها می دوند و اشک شوق از  چشم اکثر شب نشینان اوین جاری می شود.

سربازهای زندان نمی گذارند که اعضای خانواده ها روی پله ها بایستند.معمولا کسی به این بهانه جویی سربازها اعتراض نمی کند.کسی که آزاد شده است پایین می آید اما قبل از رفتن به آغوش خانواده با دل نگرانی خانواده سایر زندانی ها شریک می شود.خانواده هایی که از وضعیت فرزندان خود بی خبر مانده اند عکس عزیزانشان را به کسی که تازه آزاد شده  نشان می دهند تا بلکه خبری از او بگیرند.در چشمهایشان امید و دلهره ای  توامان است.

بعد از دستگیریهای روز عاشورا تعداد خانواده هایی که در بی خبری محض از فرزندانشان هستند بیشتر شده است.خانواده هایی هستند که اصلا نمی دانند فرزندشان کجا بازداشت شده است اما می گویند اوین تنها جایی است که می شناسد.

زندانیان تازه آزاد شده گاه تا ساعتی جلوی اوین می ایستند و از کسانی می گویند که با آنها هم بند بوده اند،از شرایط زندان می گویند و از رفتار بازجوها.

خود بازجوها هم گاهی میان مردم پیدایشان می شود ولی معمولا کسی اعتنایی نمی کند.در یکی دو هفته اخیر که تعداد آزادی ها به نسبت قبل بیشتر بوده است مسوولان زندان زمان آزادی ها را جلوتر انداخته اند.اگر قبلا از ساعت 8 تا 11 شب زندانیان را آزاد می کردند حالا از ساعت 4-5 عصرآزاد می کنند.این اتفاق دردسرخانواده ها را دو چندان کرده است چرا که باید زمان زیادتری را روبروی درهای اوین صرف کنند. با این حال حتی از ساعت 4 عصر هم ده ها نفر را روبروی اوین می بینی که به انتظار آزادی عزیزانشان نشسته اند و این یعنی خانواده ها از انتظار خسته نمی شوند.

اگر با آنان هم کلام شوید کلامی جز امیدواری را نمی شنوید.انتظار آنان را خسته نکرده است.آنان به آینده ای سبز ایمان دارند.امید به آینده زبان مشترک همه آنان است.این امید و اطمینان را نخستین بار از چشمان مادر سالخورده ای خواندم که مرا فرزند خطاب کرد.عکس دختر و پسر بازداشت شده اش را نشانم داد و گفت:" فردا روز بهتری است."

----

تجمع خانواده های زندانیان سیاسی و مردم تهران در مقابل زندان اوین

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،مادران عزادار ،خانواده های مادران در بند و خانواده های دستگیر شدگان در مقابل زندان اوین تجمع کردند و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط  حامیان مادران در بند  و سایر زندانیان سیاسی شدند.

از غروب روز دوشنبه  17 اسفندماه مادران عزدار خانواده های حامیان مادران در بند،خانواده های دستگیر شدگان و مردم تهران در مقابل درب اصلی زندان اوین تجمع کردند و بر آزادی زندانیان سیاسی پافشاری کردند.

از حوالی ساعت 19:30 با پافشاری و ایستادگی خانواده ها تعداد دیگری از زندانیان سیاسی  آزاد شدند و به آغوش گرم خانواده ها و مردم بازگشتند.زندانیان به روحیه ای بالا و با لبخند و گشوده رویی بسوی خانواده ها و مردم می آمدند.

خانواده ها و مردم با آزادی هر زندانی شروع به دست زدن و سوت کشیدن می کردند و موجی از شادی خانواده ها و جمعیت را فرا می گرفت. تعدادی از خانواده ها با شاخه های گل منتظر عزیزان خود هستند و تعدادی دیگر با در دست داشتن جعبه های شیرینی اقدام  به پخش شیرینی بین خانوادها و مردم  می کردند. شادابی و روحیه بالای زندانیان سیاسی آزاد شده  و خانواده ها باعث سرخوردگی و یاس نیروهای سرکوبگر می شد.

خانواده ها و مردم تا ساعت 23:00 به تجمع خود در مقابل زندان اوین ادامه می دهند.این تجمعات هر شب ادامه دارد و تا به حال باعث شده که تعدادی زیادی از زندانیان سیاسی آزاد شوند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

17 اسفند 1388 برابر با 08 مارس 2010

----

وثیقه‌های سنگین: آزادی زندانیان یا گروگان گیری جدید توسط قوه قضاییه؟

17 اسفند 1388

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران: درحالی بسیاری از خبرگزاری ها و وب سایت های خبری از آزادی عبدالله مومنی خبر دادند که به نظر می رسد با توجه به وثیقه سنگینی که برای وی تعیین شده بود -هشتصدمیلیون تومان- چنین آزادی بیشتر رنگ و روی گروگان گیری دارد. درواقع بسیاری از زندانیان سیاسی که طی ماه های گذشته آزاد شده اند با توجه به وثیقه های نامتناسبی که به دادگاه سپرده اند عملا گروگان دستگاهی قضایی به شمار می روند. رقم برخی از این وثیقه‌ها معادل بیش از درآمد یک‌صد سال کار کردن این افراد به شمار می رود. هم اکنون صدها فعال سیاسی، دانشجویی، فعال جامعه مدنی و روزنامه نگار با وثیقه های چندده تا چندصدمیلیونی یا منتظر اجرای احکام خود هستند یا مشکلات جدی را برای سپردن وثیقه به دادگاه تحمل می کنند.

از جمله های وثیقه های سنگین می توان به وثیقه ۱۰۰۰ میلیون تومانی برای فضل الله عرب سرخی ازاعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اشاره کرد و یا وثیقه ۸۰۰ میلیون تومانی برای بهزاد نبوی از اعضای همین سازمان و نایب رییس مجلس ششم در ۵ آذر ماه سال جاری. حتی  زندانی سیاسی پیمان عارف که دانشجو است با وثیقه ۱۰۰ میلیونی مواجه شد.کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از قوه قضاییه ایران می خواهد به روند صدور وثیقه های سنگین و غیرمتناسب که برخلاف قوانین ایران است و آزار واذیت خانواده های زندانیان سیاسی پایان دهد.

مقامات قوه قضاییه که زیرفشار افکار عمومی از نگاهداشتن بی دلیل صدها تن از دستگیرشدگان بعد از انتخابات چاره ای جز آزادی آنها ندارند، یا با صدور احکام سنگین در دادگاه هایی که از ابتدایی ترین استانداردهای بین المللی دادگاه عادلانه و بیطرف به دور است به محکوم کردن ناعادلانه بسیاری از زندانیان سیاسی پرداخته اند یا با صدور وثیقه های سنگین غیرمتناسب به گروگان گیری غیرمستقیم مالی آنان اقدام می کنند.

بسیاری از زندانیان سیاسی که مبلغ وثیقه های تعیین شده دهها مرتبه فراتر از توانایی مالی آنها برای پرداخت است، از کمک های دوستان و آشنایان و بستگان خود بهره می گیرند و به تودیع وثیقه اقدام می کنند. امابا توجه به اینکه در اکثر مواقع این وثیقه ها برای سالها در اختیار دادگاه می ماند بدون اینکه دادگاه نهایی تشکیل شود مشکلات جدی برای خانواده ها به وجود می آید.

زمینه:

ماده ۱۳۲  آیین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۸۷ شمسی (۱۹۹۹ میلادی) صدور قرار اخذ وثیقه را یکی از شیوه های دسترسی به متهم و حضور به موقع وی، در موارد لزوم و جلوگیری از فرار یا پنهان شدن یا تبانی با دیگری قلمداد می کند می دهد  تاکید می کند که  “قاضی مکلف است پس از تفهیم اتهام یکی از قرارهای تأمین را صادر نماید.” بند چهارم این ماده “اخذ وثیقه اعم از وجه نقد یا ضمانت نامه بانکی با مال منقول و غیر منقول” را از جمله شیوه ای برای دسترسی به متهم بر شمرده و در تبصره ذیل ماده به توضیح آن می پردازد: “تبصره – قاضی مکلف است ضمن صدور قرار قبولی کفالت یا وثیقه به کفیل یا وثیقه گذار (چنانچه وثیقه گذار غیر از متهم باشد) تفهیم نماید، در صورت احضار متهم و عدم حضور او بدون عذر موجه یا عدم معرفی وی از ناحیه کفیل یا وثیقه گذار نسبت به وصول وجه الکفاله و ضبط وثیقه طبق مقررات این قانون اقدام خواهد شد.”

به این وسیله درحالی قضات قوه قضاییه وثیقه های چندصدمیلیون تومانی (صدها هزار دلاری) برای روشنفکران وفعالان سیاسی تعیین می کنند که قانون گذار، قاضی رای برای تعیین وثیقه محدود کرده است. به نحوی که در ماده  ۱۳۴  قانون یاد شده  تأکید می کند که “تأمین باید با اهمیت جرم و شدت مجازات و دلایل و اسباب اتهام و احتمال فرار متهم و از بین رفتن آثار جرم و سابقه متهم و وضعیت مزاج و سن و حیثیت او متناسب باشد.”

وثیقه گذار تا مرحله ای وثیقه اش در گرو سازمان قضایی کشور است که به موجب ماده ۱۳۹ همان قانون «هر گاه متهم در مواعد مقرر حاضر شده با بعد از آن حاضر و عذر موجه خود را ثابت نماید و یا پرونده مختومه شده باشد، وثیقه مسترد و یا کفیل از مسئولیت مبرا می شود.”

----

تاجزاده سمبل مقاومت دربرابر بازجوها

اميررضا پرحلم

۱۷ اسفند ۱۳۸۸

شبکه جنبش راه سبز (جرس): نه ماه استقامت در  زندان جمهوری اسلامی؛ اوین، برگ زرینی در تاریخ افتخارات مبارزان سیاسی است. کسانی که پایداری انقلابیون سال 57 در سیاه چاله های حکومت پهلوی را بی مانند می دانستند اکنون به وضوح می بینند که شرایطي مشابه يا بدتر  نیز می تواند وجود داشته باشد. تاجزاده که سه سال قبل از انقلاب برای تحصیل به امریکا رفت و مبارزه با حکومت پهلوی را از آنجا ادامه داد ، پس از دیدار با آیت الله خمینی در 8 مهر 1357 در پاریس درس رانیمه کاره رها کرد تا به انقلاب بپیوندد.

تاجزاده که عضویت در جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را در پرونده سوابق خود دارد در دولت میر حسین موسوی  معاون امور بین‌الملل وزیر ارشاد بود

وی در دولت خاتمی معاونت سیاسی وزارت کشور را بر عهده داشت  . انتقادات سخت و گزنده وی از روند برگزاری انتخابات مجلس  باعث شد که محافل اصولگرا با وی  رویارو شوند.

تاجزاده در تاریخ 23 خرداد بازداشت و مدت 120 روز را در انفرادی به سر برد. دادگاه  وی در 22 آذر و 19 بهمن 88 برگزارشد.

قاضی صلواتی وی را به مواردی چون «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن نظم عمومی، تبلیغ علیه نظام، توهین به مسوولان و نگهداری اسناد محرمانه» متهم کرد.

مصطفی تاجزاده،که نه ماه را بی وقفه در بدترین شرایط در زندان اوین سپری می کنداز جمله مبارزانی است که در راه تغییر و اصلاحات هزینه ای گزاف داده است.برخی می گویند تاجزاده سمبل مقاومت در برابر استبداد است و ايستادگی وی در برابر درخواست های نامشروع تیم بازجویی در طول مدت بازداشت باعث شده که پرونده وی همچنان مفتوح بماند.

چراکه گفته می شود وی همکاری لازم را با بازجوهای اوین نداشته و در قبال هر سوال و درخواست نامربوط به یک جواب سربالا و دندان شکن بسنده کرده است.

رویاروئی با بازجویان

استراتژی توهین و تحقیر که بازجوها برای وادار کردن فعالان سیاسی در پیش گرفته اند، در باره تاجزاده و برخی دیگر از زندانیان سیاسی،نتجه معکوس داشته است و در بسیاری از موارد منجر به ناکام شدن تیم های کارشناسی پرونده وی شده است. این شواهد از سوی کسانی که از اوین آزاد شده اند بیان شده، با این حال محافل خبری وابسته به دولت کودتا که ارتباط دقیق با تیم های بازجویی دارند به طور جسته و گریخته تایید کرده اند که تاجزاده با مسولان پرونده اش همکاری لازم را نداشته است

رد درخواستهای غیر معمول

برخی از آزادشدگان از فریادهای تاجزاده بر سر بازجوهایش خبر می دهند. با وجود فشارهای زیاد بر روی تاجزاده برای تن دادن به اعترافات تلویزیونی وی  زیر بار اين خواسته نرفت  و همچنان انتخابات را ناسالم و برپایه تقلب دانسته است..

درخواست هایی که معمولا بازجوها از امثال تاجزاده دارند عبارتنداز تعهد به عدم فعالیت سیاسی  تا پایان عمر،اقرار به حقانیت ولایت فقیه،پذیرش دولت دهم و قبول سالم بودن انتخابات،اقرار به همکاری با سرویس های اطلاعاتی بیگانه به منظور براندازی نرم و کشاندن مردم به خیابانها ، نوشتن توبه نامه برای رهبری.

درخواست محاکمه احمد جنتی

یکی از مواردی که باعث سردرگمی و عصبانیت بازجوها از تاجزاده شده است پیغام هایی است که وی از طریق همسرش در اختیار جراید قرار داده است. همسر تاجزاده معمولا پس از هر ملاقاتی با وی نکات مورد نظر در باره وضعیت وی را از طریق وبلاگش بازگو می کند. تاجزاده در اولین دادگاهش از خود دفاع نکرد . وعلت عدم دفاع خود  در دادگاه را اعتراض به عدم تشکیل دادگاه احمد جنتی برای رسیدگی به شکایتش علیه وی، اعلام کرد.

وی در 4 آذر88  گفته است: اگر همان ده سال پیش که با تخلف از قانون توسط آقای جنتی که رئیس شورای نظارت بر انتخابات بود وبا سرپیچی از قانون انتخابات، بدعت گذاشته شد، شکایتم مورد رسیدگی قرار می گرفت و همان طور که برای من دادگاه تشکیل دادند، ایشان هم محاکمه می شد، امروز شاهد این مشکلات جدی برای کشور نبودیم. و دلیل شکایت من نیز این است که همچنان انتخابات آزاد را راه نجات کشور می دانم و معتقدم باید برای تحقق آن تلاش کرد.

این زندانی سیاسی معتقد است که روند برگزاری دادگاه و محاکمه وی کاملا غیرقانونی بوده است علاوه بر این هیچ یک از اتهامات از سوی وی پذیرفته نشده چرا که به باور او روند تفهیم اتهام به ایشان عقب مانده تر از شیوه قضایی در یک کشور توسعه نیافته افریقایی انجام گرفته است.از سوی ديگر تاج زاده با شجاعت متهم اصلی را احمد جنتی ،دبیر شورای نگهبان دانسته که انتخاباتی مشکوک به تقلب را تایید کرده است.برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند صراحت لهجه تاجزاده در افشاگری حقایق سیاسی درون نظام از مدتها پیش از انتخابات 22 خرداد زمینه برخورد با وی را فراهم کرده بود. به طوری که پشت پرده انتخابات مجلس هفتم و موضع گیری های شفاف در قبال مشکوک بودن برگزاری انتخابات  در ایران از جمله نکاتی بود که سپاه و عوامل سرکوبگر را به ساکت کردن وی مصمم کرد.

وقتی بازجو ها مستاصل می شوند

روحیه افشاگرانه و ضد استبدادی تاجزاده مانع از این بوده که یک تیم بازجویی مشخص بتواند گزارش نهایی  درباره پرونده وی را ارایه کند. دلیل این امر حجم بالای مطالبات نامشروع بازجویان بوده است که هربار با استدلالهایی ضعیف و کلیشه ای به مباحثه با وی پرداخته اند و در عوض تاجزاده با ادله ای قوی و محکم با آنها محاجه کرده است.

به اعتقاد مطلعین این روحیه و پیام هایی که وی از داخل زندان به بیرون منتقل کرده است نشانه روشنی از بی هیبت بودن ارکان اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی است.چرا که در برابر هر سوال بازجو یک پاسخ قانع کننده داده شده است و از آنجا که تیم های بازجویی باید گزارش پیروزمندانه ای به مسولان بالادست خود دهند اعتراف گیری از تاجزاده تا کنون با بن بست روبرو شده است

گرچه قبول هر یک از خواسته های  فوق تحت فشار و شکنجه حق قانونی برای حکومت در سلب حقوق فردی و اجتماعی فعالان سیاسی ایجاد نمی کند اما تاجزاده ترجیح داده که در ظاهر قضیه نیز ذره ای امتیاز به سرکوبگران ندهد و ماندن در حبس را به ذلت قبول خواسته های نامشروع ترجیح دهد. از طرفی دیگر دستگیری غیرقانونی و به تبع آن محاکمه ساختگی پشت درهای بسته یکی دیگر از دلایل مقاومت در برابر بازجوها بوده است.

همسر و خانواده در کنار مصطفی

 فخرالسادات محتشمی پور ،همسر تاجزاده نیز  با بی پروایی در کنار همسرش به مسیر پر پیج و خم مبارزه با استبداد ادامه می دهد. همسر تاجزاده گزارش دیدار هایش با مصطفی را مرتب در وبلاگش می نویسد این در حالیست که همسر و خانواده برخی از زندانیان سیاسی برای منتشر نکردن اخبار درباره بستگان زندانی خود به طور مداوم در معرض ،تهدید و ارعاب مراکز امنیتی قرار دارند، همسر و خانواده این فعال سیاسی به تاجزاده افتخار می کنند و همواره استقامت وی را می ستایند

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه