بازگشت به صفحه اول

 

 
 

حکم اعدام برای یکی از بازداشت شدگان روز عاشورا

پرونده او در مرحله تجدید نظر است. محسن دانشور و مهدی دانشور ، همسر و پسر مطهره بهرامی هستند که به همراه او بازداشت شده اند. همچنین ریحانه حاج ابراهیم بازداشتی دیگری است که به اتفاق مطهره بهرامی بازداشت شده است.

کلمه: مطهره بهرامی یکی از بازداشت شدگان روز عاشورا است که به اعدام محکوم شده است.

وی که در بند ۲۰۹ زندان اوین مدتی با زندانیان بهایی و سپس روزنامه نگاران زندانی هم سلول بوده اکنون در بند نسوان زندان اوین به سر می برد.

به گزارش سایت «تا آزادی زندانیان سبز» مطهره بهرامی که روز عاشورا به اتفاق همسر ، پسر، دوستِ پسرش و همچنین دوستِ همسرش بازداشت شده بود، با اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شده است.

پرونده او در مرحله تجدید نظر است. محسن دانشور و مهدی دانشور ، همسر و پسر مطهره بهرامی هستند که به همراه او بازداشت شده اند. همچنین ریحانه حاج ابراهیم بازداشتی دیگری است که به اتفاق مطهره بهرامی بازداشت شده است.

----

سلامت زندانیان سیاسی در خطر است

۲۶ فروردین ۱۳۸۹

جرس: وضعیت نامساعد جسمی زندانیان سیاسی نگرانی های زیادی را در میان خانواده ها و نزدیکان آنها ایجاد کرده است. گزارشهای رسیده از تهران و سایر شهرهای کشور خبر از وضعیت وخیم جسمی زندانیان سیاسی بخاطر شرایط بد زندان، آلودگی آب، عدم امکانات و خدمات بهداشتی و فقر تغذیه است. همچنین گزارشهای رسیده از داخل زندانهای کشور خبر از گسترش بیماری های عفونی، زخمهای بدن، بیماری های ریوی و کلیوی در میان زندانیان دارد.

این شرایط برای زندانیان سیاسی و معترضان پس از انتخابات وخیم تر است و گزارشهای رسیده از داخل زندانها بر نگرانی خانواده ها افزوده است.
 
وضعیت نامساعد جسمی تنها به داخل زندانها ختم نمی شود، تعدادی از زندانیان سیاسی که در مرخصی بسر می برند در طی مدت مرخصی خود بطور مرتب تحت مراقبتهای ویژه پزشکی بوده اند.
 
اخیرا مصطفی تاج زاده و جواد امام دو تن از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیمارستان بستری شده اند که متخصصان و پزشکان بر این باورند که چنین حملاتی بخاطر شدت فشارهای وارده طی ماههای گذشته بوده است.
 
بسیاری از دانشجویان و فعالان حقوق بشر و مردمی که به جرم اعتراض به انتخابات مهندسی شده بازداشت و حبس بودند، حتی با گذشت ماهها از آزادی همچنان زیر نظر دکتر مشغول مداوا می باشند.
 
گزارشهای مستند جرس حاکی است که این مسایل جدای از شدت بیماری های روحی و روانی ناشی از تحقیرها، توهین ها، زندانهای انفرادی و.... می باشد.
وخامت بیماری ریوی محمودیان در اوین
بیماری ریوی مهدی محمودیان روزنامه نگار زندانی بر اثر فشارها و شکنجه های داخل زندان وخیم شده و مسئولان زندان هنوز او را تحت درمان قرار نداده اند.
به گزارش خبرنگار کلمه، مادر مهدی محمودیان اعلام کرد : چند روز پیش برای شکایت از مسئولان زندان پیش مسئولان قضایی رفتم اما آنها من و فرزندم را درغگو خطاب کردند و هرگونه مشکلی را تکذیب کردند.
این در حالی است که در تماس مهدی محمودیان با منزل او با گلایه از شرایط خود گفته است که هیچ درمانی روی او صورت نگرفته و به گفته پزشک عمومی زندان به علت عفونت، یکی از ریه هایش در حال از کار افتادن است.
محمودیان تصمیم گرفته در صورت ادامه بی توجهی مسئولین زندان به سلامت زندانی ها از سه شنبه به اعتصاب غذای نامحدود دست بزند و این موضوع نگرانی های خانواده او را بیشتر کرده است.
علی بیکس نیاز به درمان فوری دارد
علی بیکس ، فعال اجتماعی ویکی از زندانیان پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیاز به درمان فوری دارد . او که از ۲۴خرداد ماه در زندان اوین به سر می برد اکنون در بند ۳۵۰ این زندان وضعیت ناگواری از جهت بهداشت دهان و دندان دارد.
به گزارش خبرنگار کلمه، خانواده بیکس از مسولان تقاضا دارند که با مرخصی چند روزه این زندانی در بند برای درمانش موافقت کنند. چون او حتی به خاطر از دست دادن دندانهایش به دلیل بیماری پیوره قادر به غذا خوردن هم نیست . امکانانات دندانپزشکی بند ۳۵۰ اوین نیز نمی تواند پاسخگوی مشکلات درمانی او باشد.
وضعیت نامناسب جسمانی بدرالسادات مفیدی
خانواده بدرالسادات مفیدی دبیر زندانی انجمن صنفی روزنامه نگاران، صبح پنجشنبه توانستند با وی به صورت کابینی ملاقات کنند.
به گفته ی اعضای خانواده، در این دیدار در حضور مامور زندان صورت گرفت،  وضعیت جسمی این روزنامه نگار بسیار نگران کننده بود و از درد زیاد قلبی شکایت می کرد و همچنین لرزش دست و تکان های سرش محسوس بود.
به گزارش «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» مسعود آقایی،همسرخانم مفیدی گفته است که قصد دارد روز شنبه برای فراهم کردن امکان ملاقات پزشک قلب همسرش با وی به دادستانی مراجعه کند.
بدرالسادات مفیدی ،چهارشنبه شب گذشته در تماس تلفنی با خانواده اش ،بعد از یک سلام و احوالپرسی کوتاه ،مکررا اظهار داشته که " به من گفته اند دخترانت مصاحبه نکنند" و این نکته را در طول ملاقات هم بارها خطاب به خانواده اش تکرار کرده است.
انتقال اسانلو به بیمارستان با پابند و دستبند
منصور اسانلو، فعال مدنیِ دربند و رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه، با پابند و دست بند، از زندان به کمیسیون پزشک قانونی در یکی از بیمارستانهای کرج منتقل شد.
به گزارش سامانه خبری فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، بعد از موافقت مقامات زندان با اعزامِ این فعال مدنیِ دربند به بیمارستان برای معاینه و حضور در کمیسیونِ پزشکی، روزسه شنبه ۲۴ فروردین ماه، وی را با پابند و دست بند به یکی از بیمارستانهای کرج منتقل کردند که با همان حالت بیش از نه ساعت مورد معاینات و بررسی پزشکی
قرار گرفت و ماموران پابند و دست بند را طوری بسته بودند که امکان تحرک را تا حد زیادی از او سلب کرده و این مسئله باعث زخمی شدن مچ پای وی شد.
حمله تنفسی عمادالدین باقی
عمادالدین باقی روزنامه نگار و پژوهشگر شب سال نو را در بیمارستان سپری کرد.
فاطمه کمالی همسر عمادالدین باقی که بالاخره روز دوشنبه 9 فرودین 89 موفق به ملاقات با همسرش شد با ابراز نگرانی از وضع جسمی باقی اعلام کرد حمله تنفسی باقی که در دوره قبلی بازداشتش در بند 209 به آن دچار شده بود، تشدید و تکرار شده و منجر به بیهوشی باقی شد و او دوباره در آخرین روز سال 88 از زندان به بیمارستان قمر بنی هاشم منتقل شده است و پس از مدتی بستری، دوباره به سلول خود در بند 240 زندان اوین بازگردانده شده است.
همسر عمادالدین باقی با اعلام اینکه مسوولان زندان و بند از پرونده پزشکی باقی و خطراتی که برای جسم و جان او می رود آگاه هستند اما درعین حال به نگهداری او در این وضعیت ادامه می دهند، گفت:"قاعدتا طبق قانون هرگونه مسولیت سلامت جسمی باقی به عهده مقامات نگه دارنده اوست."به گفته همسر باقی وی همچنین از دیسک کمر شدید وگرفتگی عصب سیاتیک رنج می برد
مهدی سحرخیز؛ 20 کیلو کاهش وزن
وضعیت جسمانی عیسی سحرخیز، از روزنامه نگار در پی اعتصاب غذا در روزهای آغاز سال نو رو به وخامت گذاشته است. مهدی سحرخیز فرزند وی درگفت وگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که او طی ماه های گذشته ۲۰ کیلوگرم وزن کم کرده است و زندان انفرادی و شرایط زندان سلامت وی را به صورت جدی تهدید می کند.  این درحالی است که پس از هشت ماه بازداشت وی وضعیت حقوقی پرونده ی این روزنامه نگار همچنان بلاتکلیف باقی مانده است پیگیری های وکیل مدافع و نیزخانواده وی نیز در این زمینه بی نتیجه باقی مانده است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با ابراز نگرانی از وضعیت سلامتی عیسی سحرخیز، حضور وی در زندان و ادامه شرایط را برخلاف قانون می داند و بلاتکلیفی وبی توجهی پزشکی در زندان را تنها حربه ای برای اعمال فشار جسمی  و روانی بر وی می داند. او از مراحل دادرسی عادلانه به دور بوده است و وکیل وی پس از ۹ هنوز نمی داند وی به دلیل چه فعالیت غیرقانونی باید چنین شرایط دشواری را تحمل کند.
داریوش ارجمند؛ گوهردشت
سامانه خبری فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، طی گزارشی پیرامون شرایط سخت یک زندانی که ماههاست در سلول انفرادی به سر می برد، خاطرنشان کرد "زندانی سیاسی داریوش ارجمند، نزدیک به 25 ماه است که در بند یک انفرادی زندان گوهردشت کرج (معروف به سگدونی) محبوس بوده و همچنان در شرایط وحشتناک و سخت بسر می برد.
این گزارش همچنین آورده است "ارجمند در سلولی نگهداری می شود  که از داشتن نور طبیعی و حتی لامپ در سلولش محروم بوده و او ناچار است از سلولش بعنوان سرویس بهداشتی استفاده کند ...زخمهای زیادی بر روی  بدن این زندانی وجود دارد ولی از انتقال او به بهداری خوداری می کنند و حتی داروهای لازم به این زندانی داده نمی شود که زخم هایش را پانسمان کند. وی از داشتن لباس کافی محروم است و لباسهایش مندرس و پاره می باشند.بوی تعفن سلول انفرادی این زندانی، باعث اذیت و ازار سایر زندانیان سلولهای مجاور شده و تا به حال چند بار اقدام به خودکشی کرده است که در آخرین بار چندین ساعت به حال خود رها شد که با اعتراض سایر زندانیان نجات یافت .یکی از زندانیان سیاسیِ دیگر، وضعیت این زندانی را به کسانی که تحت عنوان بازرس مراجعه می کنند تشریح کرده و از آنها خواسته است که به سلول این زندانی مراجعه کنند ." اتهامِ دقیقِ این زندانیِ سیاسیِ محبوس در زندانِ مخوفِ گوهردشت،اعلام نشده است.
یاسر یوسف زاده؛ بابلسر
کمپین بین المللی حقوق بشر نیز گزارش داد دانشجویی به نام یاسر یوسف زاده که رتبه ۲۱ کنکور کارشناسی بوده و لیسانس خود را از دانشگاه صنعتی شریف  و فوق لیسانس خود را از دانشگاه پلی تکنیک اخذ کرده و رئیس ستاد ۸۸ میرحسین موسوی در شهرستان بابلسر بوده، بیش از یک ماه است که در زندان اداره اطلاعات ساری و در سلول انفرادی نگهداری می شود و وضعیت جسمانی بسیار نامناسبی دارد.
افتخار برزگریان؛ مشهد
این منبع خبری همچنین از ابتلای افتخار برزگریان ، فعال دانشجوییِ محبوس در زندانِ مشهد، به بیماری های عفونی خبر داده و خاطرنشان کرده است "این فعال دانشجوییِ دانشگاه فردوسی مشهد که از شهریور ۸۸ در بازداشت به سر می برد، دچار بیماری شدید شده و هر روز و به طور مکرر خون بالا می آورد . حفاظت زندان وکیل اباد مشهد در راستای اعمال فشار بر این دانشجوی در بند و علی رغم هشدار پزشک، در چند روز گذشته از دادن دارو به وی جلوگیری کرده و او را از خوابیدن بر روی تخت منع نموده است.
محبوبه کرمی، فعال حقوق بشر و زنان و از همکاران سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در شرایط روحی و جسمی نامناسبی در بند 2 الف نگهداری می شود.
بنا بر اطلاع گزارشگران هرانا، خانم محبوبه کرمی از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و فعال حقوق زنان که درپی سناریو سازی دستگاه امنیتی برای فعالان حقوق بشر در تاریخ 11 اسفند ماه سال گذشته توسط اطلاعات سپاه بازداشت و به بند 2 الف منتقل شده است وی به دلیل ابتلا به بیماری آنفولانزا و عدم رسیدگی پزشکی در وضعیت جسمی نا مساعدی بسر می برد.
نامبرده هم چنین به دلیل سوگ مادرش و شرایط جسمی حاد پدرش تحت فشار روحی شدیدی قرار دارد و بازجویان پرونده برای تحت فشار قرار دادن او جهت انجام اعترافات تلویزیونی، تهدید به تمدید بازداشت وی کردند.
این موارد تنها نمونه های ناچیزی از اثرات نامساعد و نامطلوب زندان و فشار زاید الوصف عصبی و روحی به زندانیان سیاسی است.
ذکر این نکته ضروری است که تعدادی از بازداشت شدگان در اثر شدت شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی به شهادت رسیده اند.
محسن روح الامینی، امیر جوادی ، محمد کامرانی ورامین قهرمانی در اثر شدت جراحات شکنجه در زندان به شهادت رسیدند.
در همین حال گفته می شود که مرتضی سلحشور، حسن شاپوری، رضا فتاحی، مراد آقاسی و محسن انتظامی از جمله شهدایی هستند که پرونده آنها در دست بررسی است ولی به گفته خانواده هایشان در کهریزک به شهادت رسیده اند.
پیش از انتخابات نیز زهرا بنی یعقوب پزشک متعهد پس از بازداشت موقت به نحو مشکوکی در بازداشتگاه به قتل رسید.

----

آقای بازجو؛ از ما هم اعتراف تلويزيونی بگیر

دکتر کاویان صادق زاده میلانی

چهارشنبه 25 فروردين 1389

خبرگزاری هرانا: "فشار بر ایقان شهیدی و سما نورانی برای اخذ اعترافات تلویزیونی" –  این عنوان خبری بود که به دستم رسید، خبر  تازگی نداشت، از این اخبار بارها دیده و شنیده بودم. اما اینبار در رابطه با دوستان نزدیکی بود که آنها را به خوبی می شناختم، با توجه به تصویری که از آنها در ذهن داشتم، در این اندیشه مبهوت ماندم که امثال ایقان و سما باید به چه چیز اعتراف کنند، که بازجویان پرونده خوششان بیاید و راضی شوند؟ چه گناه نکرده ای را باید گردن بگیرند تا دل قاضی صلواتی ها خنک شود؟ دو جوان 20 و 21 ساله پای کدامین اعترافِ از پیش تنظیم شده ای را باید امضا کنند تا دولت آبادی ها بر قدرت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی خود بیشتر ببالند؟ نتیجه و ثمره این اعترافات برای طرفین چه خواهد بود؟ هر چه بیشتر فکر کردم، قوت قلب بیشتری یافتم. ایقان و سما، از تبار همان هائی هستند که قریب به دو سال است داغ یک اعتراف ساده دروغین را بر دل سیاه بازجویان گذاشته اند.

ایقان و سما مشت هائی نمونه؛ از خروارها جوان ایرانی بهائی هستند که حاضر نشدند با نوشتن حتی یک کلمه دروغ، تمام راه های تحصیلات عالیه را برای خود هموار کنند. در وطن استوار ماندند، با قدرت نوشتند: "بهائی" ،از تحصیل محروم شدند و جانانه از حق خود دفاع کردند. پس هیچگاه چنین کوهی را نمی توان به بند کشید. حتی اگر ماهها و سالها به ظاهر در سلول های انفرادی اوین نگهداری شوند. بازجوی پرونده یا آنقدر جوان و بی تجربه بوده و یا آنقدر کم حافظه که فراموش کرده، امثال این جوانان را سالهاست به زندان می برند، شکنجه می کنند، می کشند، که یک بار بگویند ما "بهائی نیستیم" و هر بار آنکه اعتراف میکند همان بازجوئیست که از سرچشه اعتقادی بهائیان در عجب و حیرت وامانده است. شاید بازجو آنقدر داستان طنز دادگاه های نمایشی و اعترافات ساختگی را تکرار کرده که خود نیز جو زده، باورش شده!  اما بهتر است بداند نه تنها رنگی از این حنا نمانده بلکه ایرانیان روشن ضمیر، دیر زمانی است که بر نیت والای بهائیان واقفند و کمتر کسی را می توان یافت که از نیت واقعی، هدف و آرزوی بهائیان برای خدمت به ایران و ایرانیان، بی اطلاع باشد. در مقابل آنچه روز بروز روشن و واضح شده و می شود؛ نیت و هدف عده ای است که بازیچه دست نیروهای عناد و تعصّب قرار گرفته اند و تمام عزم خود را برای ایجاد محدودیّت‌های بیشتر برای جامعۀ بهائی جزم کرده اند. انواع دروغ و افترا را دربارۀ دیانت بهائی با شدّتی بی‌سابقه منتشر می کنند و همچنان غافل اند. غافل از اینکه بهائیان علی‌رغم مشکلات فراوان به رفع این سوء تفاهمات همّت گماشته‌اند.  از این گونه حملات لحظه ای نگرانی و ناامیدی به خود راه نداده و نمی دهند و در نهایتِ صبر و بردباری در تلاش اند تا سرانجام نور صداقت بر ظلمت دروغ غلبه نماید.

اما در مقابل تمام این بی رحمی ها، شکنجه ها و استفاده از انواع داروها، حقیر فرض را حتی بر این گذاشتم که در زندان های جور و ستم کسی مجبور به اعتراف ساختگی و اجباری در زیر فشار و آزار روانی شود؛ در این صورت چه چیزی نصیب بازجو و تبار او خواهد شد؟ ایرانیان آزاد اندیش تا کنون کدام یک از اعترافات اجباری را باور کرده اند که مابقی را نیز باور کنند؟ و باز هم آقای بازجو، تو خود گوئی و خود خندی و عجب مرد هنرمندی! آقای بازجو با اعتماد از دست رفته نسبت به قوه غیر مستقل قضائیه چه خواهی کرد؟ با آبروی بر باد رفته شکنجه گران و متجاوزان چه خواهی کرد؟ با بدنامی های جهانی ایران در جهان چه خواهی کرد؟ تفکر واقعی در بطن اجتماع را چگونه تغییر خواهی داد؟ با حس انسان دوستی و عشق ایرانیان به هموطنان بهائی خود چه خواهی کرد؟ باز خواهی گفت که فلانی وابسته به فلان جا بوده و تمام گناهان بشر از قتل قابیل تا زلزله هائیتی را بر گردن او خواهی انداخت؟ آقای بازجو چه آسمان، ریسمانی خواهی کرد تا خود را معصوم و بی گناه و پاک جلوه دهی؟

آقای بازجو، این سرزمین بی شمار ایقان و سما دارد، نوید و درسا دارد، هر روز هزاران ایقان در وطن متولد می شوند تا روزی معلم مهربان فرزندان تو باشند. این سرزمین بی شمار ساسانِ تقوا دارد، هر روز صدها جوان بهائی پا بر جایِ قدم های محکم ساسان می گذارند تا کودکان وطن را امید و امان باشند. آقای بازجو آسمان ایران بی شمار ستاره دارد و تو برای زندان کردن همه آنها باید زندانی به وسعت ایران زمین بسازی.  تلاش بی وقفه نوید و درسا در پی حق تحصیل و حق زن، برای آن بود که فرزندان تو نیز روزی از این حقوق محروم نگردند، تمام هم وغم جوانان شیراز برای آن بود که حرمت آزادی بیش از این لگد مال تعصب و جهل نباشد. آقای بازجو ، از ما هم اعتراف تلوزیونی بگیر،  بازجو  ما بی شماریم.

دکتر کاویان صادق زاده میلانی

89.01.24

----

اخراج دختر 14 ساله سما بهمنی، فعال حقوق بشر از مدرسه

پنجشنبه 26 فروردين 1389

خبرگزاری هرانا: روز شنبه هفته جاری مورخ 21/1/89 ، خانم دبیری مدیر مدرسه نمونه نورالهدی بندرعباس بدون هیچ مقدمه و زمینه ای با جمع کردن دانش آموزان مدرسه از آنان خواست تا ارتباط خود را با آتنا بهمنی، دختر نوجوان سما بهمنی فعال حقوق بشر دربند قطع کنند.
مدیر مدرسه ضمن اتهام زنی به خانواده بهمنی و شخص سما بهمنی به پروپاگاندا برای علیه این خانواده و خاصه خانم سما بهمنی پرداخت.

در تماس اعتراضی خانواده بهمنی با مدیر مدرسه و تاکید بر لزوم توضیح وی در این باب، مدیریت مدرسه راهنمایی نورالهدی این موضوع را به خواست مسولان بالاتر عنوان داشته و ذکر نمودند که با پا در میانی وی تنها به آتنا بهمنی این اجازه داده شده که بیاید و بدون شرکت در کلاسها امتحان پایان سال خود را بدهد و بعد از آن نیز از این مدرسه علیرغم اینکه دانش آموز نمونه سه ساله اخیر بوده اخراج می شود.
مدیریت مدرسه راهنمایی دلایل اقدامات غیر اخلاقی و غیرانسانی خود را بدون هیج وجه قانونی به فعالیت های انسانی خانم سما بهمنی و دستور از بالا مرتبط کرده است. این در حالی است که دختر خانم بهمنی که کمتر از ۱۴ سال سن دارد اساسا نقشی در این میان عهده دار نبوده است و این موضوع که برای افزایش فشار بر این فعال حقوق بشر با تحت فشار گذاشتن دختر نوجوان ایشان صورت گیرد امری است به دور از هرگونه اصول حقوقی، انسانی و اخلاقی.
شایان ذکر است سما بهمنی، فعال حقوق بشر در پی عزیمت به شهر مهاباد برای پیگیری امور شخصی خود در مسیر برگشت در تاریخ 13 بهمن ماه سال گذشته در تاکسی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و 9 فروردین ماه سال جاری در یک دادگاه غیرقانونی به ریاست قاضی خدادادی، به اتهام عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به شش ماه حبس تعزیری و همینطور فعالیت تبلیغی علیه نظام نیز به شش ماه حبس تعزیری، جمعاْ یک سال زندان محکوم شده است.
سما بهمني اهل بندرعباس، پیش تر در مردادماه سال 87 به علت تلاش براي تهيه گزارشاتي از نقض حقوق بشر در منطقه کردستان و هم چنين حمايت از فرزاد کمانگر به همراه همسر خود بازداشت و توسط دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به سه سال حبس تعلیقی محکوم شده بود، در حکم عجیب صادره، وی از تردد در مناطق کردنشین و ارتباط با افراد دارای سابقه بازداشت سیاسی منع شده بود.

----

بلاتکلیفی سه بازداشت شده حوادث عاشورا

پنجشنبه 26 فروردين 1389

خبرگزاری هرانا: سه تن از بازداشت شدگان روز عاشورا بیش از 3 ماه به صورت بلاتکلیف در اندرزگاه 7 زندان اوین نگهداری می شوند.

سه تن از بازداشت شدگان روز عاشورا به نامهای، سعید شکور پناه، جواد لطیف زاده ، پیمان کریمی که به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی پس از تحمل 40 روز انفرادی همچنان پس از گذشت بیش از سه ماه از بازداشت شان به صورت بلاتکلیف در اندرزگاه 7 زندان اوین به سر می برند.

این در حالی است که اکثر بازداشت شدگان روز عاشورا در اواخر سال 88 به صورت دسته جمعی از زندان اوین آزاد شده اند.

----

دهها نفر از زندانیان به دلیل استمرار آلودگی شدید آب به بهداری زندان منتقل شدند

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در طی دیروز و امروز ده ها نفر از زندانیان سیاسی وعادی به خاطر استمرار آلودگی آب در زندان گوهر دشت کرج و وخامت حال  آنها به بهداری زندان منتقل شدند.

در طی 2 روز گذشته ده ها نفر از زندانیان سیاسی و عادی به دلیل آلودگی آب نوشیدنی زندان و وخامت وضع جسمی آنها  به  بهداری زندان گوهردشت کرج منتقل شدند.روز چهارشنبه 25 اردیبهشت در حدود 15 نفر از زندانیان سیاسی و عادی بند 4 بدلیل وخامت وضعیت جسمی آنها در اثر نوشیدن آب آلوده به بهداری زندان منتقل شدند،که اسامی تعدادی از آنها به قرار زیر می باشد زندانی سیاسی افشین بایمانی و زندانی رضا پورحسن می باشند.  همچنین  تا ظهر روز پنجشنبه 26 اردیبهشت بیش از 20 نفر از زندانیان بند 1 زندان گوهردشت کرج  به بهداری زندان منتقل شدند که از جمله آنها اکبر شهبازی می باشد.گفته می شود چنین شرایط در بندهای 2 ،5 ، 6  و بند زنان زندان گوهردشت حاکم است.

زندانیان سیاسی و عادی در مدت کوتاهی پس از نوشیدن آب زندان که تنها امکان نوشیدن آب برای آنها است دچار عوارض زیر می شوند: اسهال ،استفراغ،سرگیجه و بی حالی که بعد از مدتی کوتاهی  دیگر قادر به حرکت نیستند. 

بهداری زندان در طی 2 روز گذشته به زندانیان اعلام کرده است که از نوشیدن آب زندان خوداری کنند و فقط آب معدنی که در فروشگاه زندان موجود است مصرف نمایند. اکثر زندانیان قادر به خرید آب معدنی  نیستند و ناچار به مصرف آب آلوده می باشند. ولی بهداری زندان و مسئولین زندان گوهردشت بیش از 1 ماه از آلودگی آب می گذرد ولی تاکنون برای حل  آن هیچ اقدامی انجام نداده اند.

آب نوشیدنی زندانیان از چاههای که در زندان حفر شده است تامین می گردد و از اسفند ماه بدلیل نشت فاضلاب به چا های آب نوشیدنی زندان دچار آلودگی شدید شده است طوریکه که رنگ آب کدر و زرد می باشد و بوی بسیار بدی میدهد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران  در هفته های گذشته نسبت به خطر جدی که جان زندانیان سیاسی و عادی را مورد تهدید قرار میدهد هشدار داده بود ولی متاسفانه آن خطر جدی که هشدارش را پیشتر  داده بودیم درحال  وقوع است و به نظر می آید که  قصد به قتل رساندن زندانیان سیاسی و عادی این زندان را دارند.بدلیل اینکه بیش از 1 ماه از آلودگی شدید آب و قطع مستمر آن می گذرد ولی تا به حال این مشکل لاینحل باقی مانده است

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به خطر جدی که جان زندانیان سیاسی و عادی زندان گوهردشت کرج را تهدید می کند استمداد می طلبد و برای پیشگیری از یک فاجعه انسانی که در این زندان در حال وقوع است از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار دخالت فوری برای نجات جان زندانیان است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
26 فروردین 1389 برابر با 15 آپریل 2010

----

تداوم بازداشت و بلا تكلیفی زوج مسیحی در اصفهان

پنجشنبه 26 فروردين 1389

خبرگزاری هرانا: با گذشت بیش از ۴۵ روز كه از زمان بازداشت یك زوج مسیحی توسط نیروهای امنیتی در اصفهان می گذرد ایشان همچنان در وضعیتی بلاتكلیف در زندان بسر می برند.

با گذشت ۴۵ روز از زمان بازداشت یك زوج مسیحی در اصفهان (۴۳۹ كیلومتری تهران –پایتخت ایران) ، تاكنون مسئولین امنیتی و مقامات قضایی آن شهر در مورد وضعیت آنان كه در ۹ اسفند ۱۳۸۸ منزل مسكونی شان توسط نیروهای امنیتی لباس شخصی بازداشت شدند ، اظهار نظری نكرده است .

"حمید شفیعی" و همسرش "ریحانه آقاجری" كه هم اكنون در زندان دستگرد اصفهان در بلاتكلیفی بسر می برند گزارشات حكایت از تداوم بازداشت آنها دارد.

منابع آگاه، محل نگهداری آقای شفیعی را بند الف – ط زندان دستگرد كه بند ویژه زندانیان امنیتی در آن زندان می باشد و محل نگهداری خانم ریحانه آقاجری را بند زنان همان زندان گزارش داده اند .

با وجود تلاشها و پیگیری خانواده از جمله فرزندانشان در طی زمان بازداشت فقط یك بار در روز چهارشنبه ۱۸ فروردین پس از ۴۰ روز توانسته اند با ایشان ملاقات داشته باشند .

خانم "ریحانه آقاجری" از زمان بازداشت و در پی درخواست وی مبنی بر ملاقات و دیدار با فرزندانش كه از سوی مقامات زندان پذیرفته نشده بود دست به اعتصاب غذا زد كه شرط وی برای پایان این اعتصاب غذا دیدار فرزندانش بوده كه تا قبل از آن محقق نشده بود .

لازم به یادآوریست، كه "ریحانه آقاجری" و همسرش "حمید شفیعی" در ۹ اسفند ماه ۱۳۸۸ ( ۲۸ فوریه ۲۰۱۰) در منزل مسكونی شان در اصفهان مورد هجوم ماموران اطلاعاتی آن شهر قرار گرفتند. ماموران ضمن بازداشت آنان كتاب انجیل و بسیاری از وسائل شخصی آن دو را نیز از جمله خودرو وانت ایشان را نیز ضبط كردند.

----

نامه به دادستان استان قم
علی کرمی فریدنی و ۳۰ تن از اعضای خانواده زندانی سیاسی دکتر اکبر کرمی

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲۵ فروردين ۱٣٨۹ -  ۱۴ آوريل ۲۰۱۰

بسم الله الرحمان الرحیم
«وَاجعَل لِذَوی الحَاجَاتِ مِنکَ قِسمـاً تُفَرِّغُ لَهُم فِیه شَخصَکَ وَ تَجلِسُ لَهُم مَجلِساَ عَامّا فَتَتَوَاضَعُ فِیه لِلُّه الَّذی خَلَقَک وَتُقعِدُ عَنهُم جُندشکَ وَ اَعوَانَکَ مِن اَحرَاسِکَ و،شُرَطِکَ حَتَّی یکلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُم غَیرَمُتَتَعتِع فَانِّی سَمِعتُ رَسُولَ اللَّهِ یقُولُ فِی غَیرِمَوطِن :لَن تُقَدَّس َ اُمَّه لا یوخَذُ لِلضَّعِفِ فِیهَا حَقُّه َمِنَالقَوِی غَیرَ مُتَتَعتع؛»نهج البلاغه /نامه ی ۵٣

برای مردمی که به سوی تو می آیند ،فرصت مساعدی فراهم آور که خودت دیدگاه آنان را آزادمنشانه و با مهر و مدارا بشنوی و به کارشان رسیدگی کنی .برای آنان نشست همگانی تشکیل ده و دربهای آنجا را برروی همه بگشا و به خاطر خدایی که تورا آفریده است ،فروتنی پیشه ساز و نگهبانان و ماموران حکومت را از آن نشست دور ساز تا هرکس با صراحت و بدون ترس و لکنت زبان ،دیدگاه خود را در همه ی امور با تو در میان نهد و هر نظر اصلاحی و انتقادی دارد ،بازگوید ،چرا که من بارها از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود :در قلمرو جامعه و نظامی که حقوق شهروندان و مردم فاقد قدرت و امکانات ،با صراحت و صداقت و بدون وقت کشی و بهانه جویی ،از زورمندان و صاحبان مقام _که در پشت حلقه ها و پرده های مریی و نامریی امنیت هستند_گرفته نشود.هرگز آن جامعه و حکومت از فساد و تباهی پاک و پاکیزه نشده و روی ماندگاری و رستگاری نخواهد دید.

***

دادستان محترم استان قم
با سلام ،اجازه می خواهم تا با الهام از سخن الگوی راستین دادگری و دادگستری ،و سمبل درخشان آزادی و حقوق بشر ،امام علی (ع) ،این جانب نیز ،بدون لکنت زبان چند پرسش در رابطه ی با بازداشت طولانی و اسارت برادرم آقای دکتر اکبر کرمی و رفتار غیر قانونی که در حق او به عنوان یک پزشک و نویسنده و مدافع حقوق بشر و زندانی سیاسی رفته و می رود ،از سوی خود و ٣۰ تن از اعضای خانواده و نزدیکان ،طرح نمایم و تقاضای دادخواهی کنم :
۱-دکتر کرمی حدود چهار ماه پیش به صورت ناصواب، درخانه اش بازداشت شد! بفرمایید چرا؟کسی که با یک تلفن ،در هر کجا که شما بخواهید ،حاضر می شود ،چه نیازی به آن گونه بازداشت و رفتار و گفتار ناصواب؟
۲-چرا برخلاف دین و قانون اساسی ،ایشان مدتها بدون ارتباط با خانه و خانوده ،در جایی نامعلوم نگهداری شدو رنجها و ستم ها و اهانت ها و تحقیرهای تاسف بار از سوی کسانی که باید به قانون و حقوق مردم بیشتر احترام بگذارند و نگهبان آن باشند ،بر او و خانواده اش رفت و می رود ؟
٣- چرا مدتها پی گیری دلیل بازداشت و موضوع اتهام ایشان از سوی خانوده اش ،از طرف مسئولان قضایی و امنیتی استان ،بی پاسخ ماند و هر کس به دیگری حواله داد ،و به جای پاسخگویی درست و خداپسندانه ،برخی با ناسنجیده گویی ،از سنگین بودن پرونده ی او حرف زدند و نارواها ساختند و شایعه ها پرداختند ؟
۴- چرا ایشان ماه ها در انفرادی و زیر انواع فشارها و آزارها و اهانت ها و تحقیرها ،قرار گرفت تا به کارهای ناکرده اعتراف کند و آن گاه توبه و طلب بخشش نماید ؟
۵- چرا پس از چهار ماه بلا تکلیفی ایشان در زندان و برهم ریختن ابعاد مختلف زندگی او،هنوز هم اندکی مهر و محبت و لطف و رحمت مورد سفارش و تاکید امیرمومنان به شهروندان ،از ایشان و همسر و فرزند خوردسال و مادر سالخورده و بیمار او و برادران و خواهرانش دریغ می گردد و شب عید هم برخلاف و عده های مساعد و مکرر ،همچنان سخت گیری با ایشان ادامه یافته و با آزادی یا مرخصی او تا هنگام رسیدگی به اتهام او مخالفت می شود ؟
«وَاَشعِر قَلبَکَ الرَّحمَه لِلرَّعِیه ،وَالمحَبَّه لَهُم ،وَاللُّطفَ بِهِم،وَلاتَکُونَنَّ عَلَیهِم سَبَعا ضَارِیا تَغتَنِمُ اشکلَهُم فَانَّهُم طِنفَانِ:امَّا اَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ امّشا نَظِیرٌ لَکَ فِی الخَلقِ...؛»نهج البلاغه /نامه ی ۵٣.
گستره ی قلب خویش را کانون محبت مردم ساز ،و با آنان به مهربانی و نرمش رفتار کن ؛مباد نسبت به آنان بسان درنده ای شکار افکن باشی که خوردنشان را غنیمت شماری ،چرا که آنان دو دسته اند :یا در دین با تو برادرند و یا در آفرینش باتو برابر ...
۶- اگر آنچه در این مدت طولانی بر دکتر کرمی رفته است ،قانونی و قابل دفاع است و مسئولان می توانند ،آن را در انظار افکار عمومی قرار دهند و در نهان داشتن آن نمی کوشند ،برابر قانون و اخلاق رفتار کرده اند ،اما اگر بر روش نهانکاری پای می فشارند و با او در این چند ماه ،رفتاری شده است که نشان آن در ریزش موی سر و سپید شدن ریش و قیافه ی تکیده و غمزده اش نیز به طور محسوس دیده می شود ،بدانند که خدا ناله ی ستمدیدگان را می شنود و در کمین ستمکاران است .«فَانَّ اللّهَ سَمِیعُ دَعوَهَ المُضطَهِدِین وَهُوَلِلّظالِمِین بِالمِرصاد»نهج البلاغه /نامه ی ۵٣.
۷-من در این مدت ،بارها پشت درب اطاق شما و همکارانتان نشسته و سبک نگاه و منطق ومنش و رفتارها را باخود دیده ام و شکایت به خدا برده ام ،به همین جهت این سخن امام علی (ع) را ،شب عید به شما هدیه می کنم که به ما مدّعیان رهروی از خودش فرمود:
«وَلاتُسرِعَنَّ اِلَی بَادِرَه وَجَدتَ مِنهَا مَندِوحَه ،وَلا تَقُولَنَّ اِنِّی مَوَمَّرٌ آمُرُ فَاُطَاعُ ،فَانَّ ذَلِکَ اِدغَالٌ فِی القَلبِ وَمَنهَکَهٌ لِلدِّینِ وَتَقَرُّبٌ مِنَ الغِیرِ؛»نهج البلاغه /نامه ی ۵٣ .
و به هنگام خشم اگر راه گریزی می یابی ،در تند خویی و خشونت شتاب مکن ،و مبادا بگویی من مامورم و معذور و فرمان می دهم و باید اجرا شود ،که این روش دیکتاتور مابانه ،باعث ویرانی دل و سستی دیانت و نزدیک شدن به مرحله ی دگرگونی و فروپاشی اجتماعی است .
٨- جناب حاج آقا !بزرگواری کنید ،نخست آن گونه که شایسته ی یک مقام قضایی و حقوقی است ،بدون نازش به میز ومقام ،به پرسش های این طلبه ناچیز ،پاسخ اقناعی دهید و مرا به درستی اقدامات یاد شده و ناگفته های بسیار،توجیه خداپسندانه فرمایید ،تا من هم بتوانم اعضای خانواده و فامیل نزدیک را توجیه کنم ؛چرا که من با پرسش های بی جواب ده ها تن دانشجو و درس خوانده ،از خانوده و نزدیکان خود روبه رو هستم که از من به عنوان یک نویسنده و مبلغ و روحانی می پرسند که :آیا این روش و منش و رفتار ،اسلامی و انسانی و برابر با قانون اساسی و اصول بنیادین حقوق بشر است ؟ومن نمی دانم چه پاسخی بدهم .
۹- و در پایان ،از آن مقام محترم تقاضا این است که با آزادی یا مرخصی دکتر کرمی تا تاریخ رسیدگی به اتهامات احتمالی در یک دادگاه صالح ،موافقت فرمایید.

علی کرمی فریدنی و ٣۰ تن از اعضای خانواده زندانی سیاسی دکتر اکبر کرمی

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران