|
آخرین اخبار زندانیان سیاسی و مطبوعاتی
در سلول های انفرادی روی زمین خالی
فرشته قاضی
f.ghazi(at)roozonline.com
یکشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹
روز: در حالیکه تنها چند روز به سالگرد تقلب انتخاباتی 22 خرداد باقی مانده است، خبرهای نگران کننده ای از وضعیت زندانیان سیاسی و مطبوعاتی به گوش می رسد. زندانیانی که سال گذشته و بلافاصله بعد از کودتای انتخاباتی، بازداشت فله ای آنها آغاز شد و همچنان ادامه دارد. طی روزهای گذشته اخبار نگران کننده ای از عیسی سحرخیز، کوهیار گودرزی، عماد بهاور، حسین ملکی رونقی (بابک خرمدین) و هنگامه شهیدی منتشر شده و "روز" در گفتگو با خانواده های این فعالان سیاسی و مطبوعاتی، آخرین وضعیت آنان را جویا شده است.
خانواده حسین رونقی ملکی که روز گذشته موفق به ملاقات با فرزندشان شده اند به "روز" گفته اند که این وبلاگ نویس دربند، با حسام فیروزی در یک سلول به سر می برد و وضعیت جسمی مناسبی ندارد.
عیسی سحرخیز
وضعیت عیسی سحرخیز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی که این روزها در زندان رجایی شهر به سر می برد به شدت نگران کننده است.
همسر این روزنامه نگار در گفتگو با "روز" ضمن ابراز نگرانی شدید می گوید: همسرم را در وضعیت اضطرار نگه داشته اند نه پرونده اش را به دادگاه می فرستند و نه به او اجازه مرخصی میدهند.
وی با اشاره به انتقال آقای سحرخیز به زندان رجایی شهر می گوید: سه هفته پیش بدون اینکه خود او خبر داشته باشد او را به اتفاق 5 نفر دیگر به دفتر رئیس زندان خواسته و سپس دستبند زده و به زندان رجایی شهر منتقل کرده اند بدون اینکه اجازه دهند داروهایش را با خود ببرد. من نمیدانم هدف آقایان چیست. به دادستان تهران هم نامه دادم اما تاکنون موفق به ملاقات با وی نشده ام.
همسر آقای سحرخیز می افزاید: ابتدا عیسی و دو نفر دیگر را که با او به رجایی شهر منتقل شده اند به محلی مثل حسینیه برده و در آنجا نگداشته اند اما الان انها را به اتاقی 5 الی 6 متری برده اند که جز موکت هیچ چیزی ندارد و روز زمین می خوابند. گفته اند خودش باید وسایل تهیه کند. اکنون آنها تنها با یک موکت سر میکنند. از طرفی حمام، آب گرم ندارد و برای 500 نفر آدم فقط 7 توالت است که آنها نیز خراب است.
خانم سحرخیز با وحشتناک توصیف کردن شرایط همسرش می گوید: زنگ زده بود و گفت که برای اکو قلب به بیمارستان میرود. نگران شدیم ضمن اینکه او چون مراعات ما را می کند زیاد حرفی نمی زند تا اینکه در خبرها دیدم نوشته اند دچار حمله قلبی شده است.
وی می افزاید: به شدت نگران هستیم که نکند در بی خبری ما، بلایی سر او بیاید. یازده ماه است عیسی را نگهداشته اند مرخصی هم نمی دهند می گویند بازجو مخالفت کرده است. 12 تیر پارسال بازداشت شد و اکنون برای 27 تیر وقت دادگاهش است. سئوال من این است که چرا این همه مدت بلاتکلیف و در این شرایط وحشتناک او را نگهداشته اند؟اگر بلایی سر او بیاید چه کسی پاسخگو است؟
به گفته خانم سحرخیز، به همسرش اجازه نداده اند حتی وسایلی را که در زندان اوین داشته با خود به رجایی شهر ببرد. وی توضیح مید هد: تنها با لباس هایی که به تن داشته به رجایی شهر منتقل شده. من رفتم زندان اوین و وقتی وسایلش را تحویل گرفتم شوکه شدم. چون همسر من فقط یک داروی فشار خون مصرف میکرد اما یک نایلون پر از دارو به من دادند که همه نوع دارویی در آن است. به دکتر که نشان دادم گفت اینها داروهای قلب و مربوط به گشاد شدن رگ های قلبی و داروهای پروستات و.... است. در حالیکه عیسی اصلا مشکل پروستات نداشت.
وی می افزاید: داروهای او را به زندان رجایی شهر بردم. زنگ زده داروهای دیگری نیز خواسته بود که تهیه کردم و بردم، اما لباس هایش رااز ما نگرفتند و گفتند باید از یک هفته قبل هماهنگ کنید اکنون برای او پتو و بالشت ولباس تهیه کرده ام و روز دوشنبه می برم اما دقیقا یک ماه است نمی توانم او را ببینم. به رجایی شهر می روم و ساعت ها منتظر می مانم اما در انتها با حالت تمسخر می گویند خودش نمیخواهد شما را ببیند. می گویم خودش زنگ زده و خواسته که بیایم اما مسخره میکنند.
همسر آقای سحرخیز سپس به دیدار 6 ماه پیش خود با دادستان تهران اشاره می کند: دادستان 6 ماه پیش رسما به من گفت که اگر نتوانم آزادش کنم حداقل پرونده اش را جلو می اندازم اما 6 ماه گذشته و خبری نشده است. در اصل کسی نه پاسخی میدهد و نه اهمیتی به وضعیت زندانیان میدهند.
وی می افزاید: هر روز فشارها از قبل بیشتر می شود و هر روز هم یک فشار جدید می آورند. متاسفانه فشار روی روزنامه نگاران از هر قشر دیگری بیشتر است روزنامه نگاران پرتلاش تر از همه و بی پناه تر از همه هستند و هر اتفاقی می افتد اینها در تیر رس هستند و تاوان پس می دهند.
خانم سحرخیز سپس تاکید کرد: به شدت نگران وضعیت همسرم هستم و تا او را نبینم آرام نمی شوم.
کوهیار گودرزی
کوهیار گودرزی، عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر است که پیش از این اخباری مبنی بر انتقال او از زندان به بیمارستان منتشر شده بود. پروین مخترع، مادر این فعال حقوق بشر در گفتگو با "روز" ضمن ابراز نگرانی از وضعیت فرزند دربندش خبر میدهد که قرار است امروز به صورت حضوری با کوهیار ملاقات کند.
وی توضیح میدهد: امروز قرار است دادستان تهران در جریان بازدید از زندان اوین با کوهیار دیدار کند و به ما نیز وقت ملاقات حضوری با پسرم را داده است.
مادر کوهیار گودرزی می گوید: از وقتی به سلول انفرادی منتقل شده از کوهیار بی خبر هستیم. به شدت نگران وضعیت روحی و جسمی فرزندم هستم؛ نه تلفنی کرده و نه ملاقاتی صورت گرفته. اکنون بیش از 20 روز است که نمیدانم کوهیار در چه وضعیتی به سر می برد اما به امید خدا امروز او را خواهم دید.
خانم مخترع، پنجم خرداد نیز از دادستان تهران، وقت ملاقات حضوری با کوهیار را گرفته بود اما در مراجعه به زندان اوین این پاسخ را شنیده بود: کوهیار گودرزی در سلول انفرادی و ممنوع الملاقات است.
او می گوید: به شدت نگران بودم نمی فهمیدم چرا باز به انفرادی منتقلش کرده اند که یکی از هم بندان کوهیار زنگ زد و گفت که کوهیار را به بیمارستان منتقل کرده اند و کوهیار به خاطر اعتصاب غذا بی هوش شده است. برگشتم زندان اوین اما کسی جوابی نداد و پی گیری هایم نیز بی نتیجه بود تا اینکه بالاخره دیروز موفق شدم نامه ای از دادستان تهران بگیرم و امروز به ملاقات کوهیار می روم.
به نوشته وب سایت کلمه، علت اعتصاب غذای کوهیار اعتراض به اعدام پنج زندانی سیاسی در ۱۹ اردیبهشت بوده که یکی از آنان، فرهاد وکیلی، همبند کوهیار بوده است.
مادر کوهیار گودرزی به "روز" می گوید: این روزها خیلی سخت است و خیلی دلهره دارم. من یک مادرم؛ دادستانی یا زندان اوین که می روم مادران و همسران و فرزندانی را می بینم که برای دیدار و ملاقات با عزیزان دربندشان آمده اند همه نگران، همه ناراحت و هزار جور دلهره و استرس است. واقعا امیدوارم هر چه زودتر این وضعیت خاتمه یابد.
هنگامه شهیدی
هنگامه شهیدی، روزنامه نگار و مشاور دبیر کل حزب اعتماد ملی است که به 6 سال حبس تعزیری محکوم شده و در بند نسوان زندان اوین به سر می برد.
این روزنامه نگار به گفته خانواده اش از سوی یک زندانی معتاد مورد حمله قرار گرفته است. مادر هنگامه شهیدی در گفتگو با "روز" ضمن ابراز نگرانی شدید از وضعیت دختر روزنامه نگارش می گوید: مسئولیت جان و سلامتی دخترم با مسئولان دستگاه قضایی است و هر اتفاقی برای هنگامه بیفتد آقایان باید توضیح دهند و به گردن آنها است.
مادر هنگامه که به شدت نگران و مضطرب است، می افزاید: دختر من در زندان، امنیت جانی ندارد به راحتی یک زندانی معتاد به او حمله کرده و در میان دیدگان همه، به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار داده و حتی کسی به کمک هنگامه نرفته و مانع اینکار نیز نشده است.
وی می افزاید: بعد از این اتفاق با هنگامه که زنگ زده بود حرف زدم. دخترم به شدت عصبی است و اعصابش به هم ریخته و احساس امنیت ندارد. مسئولان زندان و دادستانی باید در این زمینه توضیح دهند و به من بگویند مسئولیت جان دختر من با چه کسی است؟
عماد بهاور
عماد بهاور، عضو نهضت آزادی ایران سال گذشته سه بار بازداشت و آزاد شد اما در پی بازداشت چهارم همچنان در زندان به سر می برد. این فعال سیاسی از سه شنبه هفته گذشته به زندان رجایی شهر منتقل شده و طاهره طاهریان، مادر وی در گفتگو با "روز" از وضعیت فرزندش به شدت انتقاد و ابراز نگرانی کرده است.
هر چند روز گذشته عماد بهاور در تماسی از زندان رجایی شهر خبر داده بود که از او خواسته اند لباس هایش را جمع کند و بازپرس به نقل از دادستان خبر از انتقال قریب الوقوع او به زندان اوین داده است.
خانم طاهریان، مادر عماد بهاور به "روز" می گوید: از عماد خواسته بودند تن به مصاحبه تلویزیونی بدهد اما علیرغم همه فشارها، عماد این موضوع را نپذیرفته بود برای همین او را به زندان رجایی شهر منتقل کردند. من بعد از شنیدن این خبر به شدت شوکه شدم هر چند سه بار زنگ زد و گفت حالش خوب است اما من تا خودم او را نبینم آرام نمی شوم.
وی می افزاید: روز چهارشنبه رفتم دفتر دادستان اما دادستان از علت انتقال عماد به رجایی شهر ابراز بی اطلاعی میکرد. با توجه به تکمیل تحقیقات و اتمام بازجویی ها، من فکر میکنم قضیه کاملا مغرضانه است و چون عماد با آقایان همکاری نمی کند با او مغرضانه برخورد میکنند.
مادر عماد بهاور با تاکید براینکه هیچ یک از اتهامات منتسب به عماد، وارد نیست می گوید: عماد یک آدم بسیار آرام، صادق و سالم و اهل قلم است که اندیشه اش را می نوشته. وقتی تلفن کرد و گفت به رجایی شهر منتقلش می کنند من واقعا تا مرز سکته رفتم. باور کنید وقتی می شنوم کسی را به رجایی شهر می برند حالم به شدت بد می شود چه برسد به پسر خودم.
خانم طاهریان می افزاید: عماد بچه مقاومی است؛ وقتی از رجایی شهر زنگ زد برای اینکه ما زیاد ناراحت نشویم گفت که زندان، زندان است و فرقی نمیکند اما از همه شنیده ام و میدانم که رجایی شهر شرایط خوبی ندارد. چرا کسی را که بازجویی هایش تمام شده ابتدا به انفرادی منتقل می کنند و پس از 8 روز از انفرادی به زندان رجایی شهر می برند. متاسفانه وقتی دادستان تهران ابراز بی اطلاعی میکند نتیجه می گیریم که کارشناسان پرونده یعنی بازجویان عماد، خودسر عمل می کنند.
مادر عماد بهاور سپس خطاب به مسئولان می گوید: با ما بازی نکنید این بازی کردن ما را عذاب میدهد و به نفع هیچ کسی نیست.
وی درباره پرونده عماد نیز توضیح میدهد: پرونده عماد تکمیل شده و به دادگاه انقلاب ارسال شده است اما دادیار پرونده با کارشناسان و بازجویان عماد، درباره اتهامات او اختلاف نظر دارند و هنوز زمان دادگاه مشخص نیست.
بازگشت ها و احضارها
بازگشت بهمن احمدی امویی به زندان، احضار احمد منتظری به دادگاه، شکستن اعتصاب غذای مجید توکلی و ضرب و شتم رسول بداغی در زندان رجایی شهر از دیگر خبرهای روز گذشته زندانیان سیاسی و مطبوعاتی بود. همزمان خبر بازداشت بهرام چگینی، از فعالین ستاد مهندس موسوی در اراک و دانشجوی دانشگاه علم و صنعت اراک که از دو هفته پیش در زندان به سر می برد منتشر شد و مازیار خسروی، سردبیر سایت هم میهن نیز از زندان آزاد شد.
آقای خسروی، که بر اساس شکایت معاونت حقوقی دانشگاه تهران در رابطه با انتشار گزارشی در مورد حمله خرداد ماه سال گذشته به کوی دانشگاه تهران به نشر اکاذیب متهم شده بود، از زندان آزاد شد.
وی سردبیر سابق سایت آفتاب و دبیر گروه دیپلماسی روزنامه های مردم سالاری و بهار بود و با بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب همکاری نزدیک داشت.
ضرب و شتم رسول بداغی
در پی اعتراض رسول بداغی به وضعیت نامناسب زندان رجایی شهر، مسئولین بند، این فعال سیاسی و صنفی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.
به گزارش سایت "تا آزادی زندانیان سبز"، نگهبانان دستان این معلم را با دستبند به در بسته و سپس به شدت او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.
احمد زیدآبادی، روزنامه نگار که با بداغی در یک بند نگه داری می شود نیز با دیدن این اقدام نگهبانان برای کمک به بداغی می رود که او را نیز با فشار به عقب می رانند.
چندی پیش خانواده های زندانیان سیاسی رجایی شهر در بیانیه ای از امنیت جانی و روانی عزیزان خود ابراز نگرانی کرده و از مسئولین خواسته بودند مسئولیت جان زندانیان را بپذیرند.
بازگشت بهمن احمدی امویی به زندان
بهمن احمدی امویی روز شنبه به زندان احضار شد. این روزنامه نگار و تحلیلگر مسایل اقتصادی که به ۵ سال زندان تعزیری محکوم شده است، ۲۹ اسفند به مرخصی آمد و طی تماسی که روز شنبه از دادسرای اوین با او گرفتند، باید امروز به زندان بازگردد.
به گزارش سایت تا آزادی روزنامه نگاران زندانی، دادگاه ژیلا بنی یعقوب همسر احمدی امویی نیز فردا در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد. بهمن احمدی امویی قبل از بازگشت به زندان قصد همراهی همسرش در این دادگاه را دارد.
این روزنامه نگار در یادداشتی کوتاه آورده است:
سلام به همه دوستان. در این مدتی که بیرون زندان بودم شما بسیار به من لطف داشتید از اینجا از همه تشکر می کنم. هر چند شاید روش خوبی نباشه. من فردا بر می گردم زندان اوین. البته به من گفتند که باید امشب برگردم. اما فردا دادگاه ژیلا است. من هم می خواهم با او در دادگاهش باشم. برای همین احتمالا یه روز غیبت دارم !!! در مدتی که زندان بودم دوستان زیادی برای من و ژیلا زحمت کشیدند. با هیچ کلامی نمی توانم از آنها تشکر کنم. این اولین مطلبی است که در اینجا می نویسم. برای یه لر کار سختی است که با اینترنت و فیس بوک با دیگران صحبت کند. دلم می خواست خیلی کارها بکنم و خیلی جاها بروم و خیلی ها را ببینم. اما موفق نشدم. ولی خوشحالم. راستش خجالت آور بود که بسیاری از دوستان در زندان هستند و من بیرون. دیگر در این روزهای آخر پیش خودم شرمنده شده بودم. شرمنده دانشجویان و روزنامه نگارانی که در شرایط سختی در زندان به سر می برند. کم کم داشتم به خودم بدبین می شدم که چرا کسی سراغی از من نمی گیرد که برگردم به زندان...
انتقال مجید توکلی به بند عمومی
مجید توکلی پس از 6 روز اعتصاب غذای خشک، به بند عمومی بازگشت و به اعتصاب خود پایان داد. به گزارش دانشجو نيوز اين فعال دانشجویی، در تماس با خانواده از انتقال دوباره خود به بند عمومی خبر داده، در حالیکه به علت آثار اعتصاب غذا توان تکلم بسيار محدودی داشته است.
مجید توکلی که از سوی دادگاه انقلاب به ۸ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است، پس از ماه ها انفرادی حدود یک ماه پیش به اندرزگاه ۷ زندان اوین منتقل شد اما پس از انتشار یادنامه وی برای فرزاد کمانگر و زندانیان اعدام شده در ۱۹ اردیبهشت و همچنین اعتراض شدید وی به تفتیش عقاید نمایندگان دادستان در روز ۲ خرداد مجدداً به سلول انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شد.
گفته می شود از دیگر دلایل انتقال وی به انفرادی عصبانیت مقامات امنیتی از انتشار جزوه "برای تغییر" وی است. مجید توکلی به محض انتقال به انفرادی اعلام اعتصاب خشک نمودو به علت وضعیت نامناسب جسمی اش پیش از اعتصاب غذا نگرانی های زیادی در مورد سلامتی اش ایجاد شد تا جایی که روز گذشته بر اثر خونریزی معده به بهداری زندان اوین منتقل شد.
اعتصاب غذای خشک و وضعیت مجید توکلی نکرانی های بسیاری را دامن زده بود و مادر این فعال دانشجویی نیز برای همراهی با فرزندش دست به اعتصاب غذا زده بود. طی روزهای گذشته، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، شیرین عبادی و مهدی کروبی به ههراه تعداد زیادی از فعالان مدنی ضمن تماس تلفنی با مادر مجید توکلی و ابراز تاسف نسبت به عدم رعایت حقوق ابتدایی مجید توکلی و فشارها بر وی، خواستار پایان بخشیدن به اعتصاب غذای وی و مادر مجید شده بودند که این تماس ها، پایان اعتصاب غذای مادر مجید را به دنبال داشت.
روز گذشته همچنین تعدادی از روزنامه نگاران، دانشجویان و اعضای ستاد مهندس موسوی در شیراز به دیدار خانواده مجید توکلی رفتند و همزمان با حضور آنها، مجید توکلی تماس گرفت و خبر انتقالش به بند عمومی و شکستن اعتصاب غذایش را به مادرش داد.
بعد از این تماس، مادر مجید توکلی گفت: از همه دوستانی که حمایت کردند تشکر و قدردانی می کنم. همه برای من مجید بودند. در مدتی که در سلول انفرادی بود و اعتصاب غذا کرده بود، افراد زیادی تماس می گرفتند و به من روحیه و ارامش می دادند. من فکر می کردم که مجید تماس گرفته و اصلا احساس تنهایی نمی کردم.
به گزارش وب سایت کلمه، او گفته است: دوستانی هم که امروز اینجا امده بودند با شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدند. مجید به همه دوستانش، دانشجویان و همه کسانی که به مادرش آرامش داده اند، سلام رساند.
مادر مجید توکلی تاکید کرد: مجید در این تماس گفت که با حمایت های شما روحیه من قوی تر می شود.
احضار احمد منتظری
احمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری به دادسرای ویژه روحانیت احضار شد. به گزارش سایت دفتر آیت الله منتظری، فرزند وی فشارهایی را که برای تعطیلی دفتر آیت الله منتظری وارد می شود به طور کامل شرح داده است:
باسمه تعالی
اینجانب احمد منتظری در تاریخ ۸۹٫۰۳٫۰۸ به دعوت دادسرای ویژه روحانیت قم در ساعت ۹ صبح در آن دادسرا حاضر شدم و چون در آن جلسه تهمت هایی به اینجانب زده شد لازم دیدم موارد را شفاف بیان نمایم تا جواب تهمتهای مشابه آن نیز باشد.
دادیار شعبه ۴ جناب حجة الاسلام آقای انصاری و بازپرس آن دادسرا جناب آقای قاضوی در جلسهای نسبتاً دوستانه مسئله تعطیلی دفتر آیت الله العظمی منتظری را مطرح کردند که با مخالفت جدی اینجانب روبرو شدند. همانطور که در دو جلسه قبل در اداره اطلاعات قم مطرح شده بود و اینجانب جواب داده بودم که طبق هیچ قانونی ادامه کار دفتر منع نشدهاست و من به هیچوجه این ننگ را نمیپذیرم که دفتر مرحوم پدرم را تعطیل نمایم.
پس از اتمام مذاکرات نامهای توسط دادیار شعبه ۴، جناب حجة الاسلام انصاری، تهیه شد و پس از مشاوره با دیگر قسمتها تایپ گردید و به اینجانب ابلاغ گردید که با کمال تأسف و تعجب مضمون آن این بود که: "حجةالاسلام احمدمنتظری تاکنون دو بار در تاریخ ۸۸٫۱۲٫۰۵و ۸۹٫۲٫۶ در اداره اطلاعات قم حاضر شده است و علیرغم تعهد خود مبنی بر تعطیلی دفتر مرحوم آیت الله منتظری، همچنین به کارهای خلاف شرع و قانون خود ادامه می دهد و به اخذ وجوهات شرعیه و پرداخت شهریه ادامه میدهد و در روز ۸/۳/۸۹ مجدداً به او ابلاغ شد که باید دفتر را تعطیل نماید."
اینجانب در جواب نوشتم: "بسمه تعالی اینجانب تاکنون تعهدی مبنی بر تعطیلی دفتر ندادهام و هیچگاه در این دفتر کارهای خلاف شرع و قانون انجام ندادهایم و نسبت دادن اینگونه امور به اینجانب اتهامی نارواست و اکنون هم هیچ تعهدی مبنی بر تعطیلی دفتر نمیدهم".
لازم به ذکر است که چون به فتوای مراجع معظم تقلید دامت برکاتهم بقا بر تقلید میت اعلم یا واجب است یا جایز، تعداد زیادی از مقلدین مرحوم آیت الله العظمی منتظری بر تقلید از ایشان باقی هستند و دفتر ایشان لازم است جوابگوی مراجعات آنان باشد. علاوه بر آن بزودی کتابخانه بزرگ ایشان بنابر سفارش آن مرحوم، در اختیار مراجعین قرار خواهد گرفت و مراجعه به دفتر بیشتر جنبه فرهنگی خواهد داشت و جلوگیری از ادامه کار آن به هیچوجه در جمهوری اسلامی پسندیده نیست.
در پایان چون در دادسرای ویژه روحانیت به اینجانب تهمت زدند که بدون اجازه وجوهات شرعیه را دریافت مینمایم، تصویر تعداد ۵ عدد از اجازات مراجع معظم تقلید دامت برکاتهم را در اختیار مردم عزیز قرار میدهم تا از تهمتهای مشابه جلوگیری شود:
۱- اجازه حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی
۲- اجازه حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی
۳- اجازه حضرت آیت الله العظمی یوسف صانعی
۴- اجازه حضرت آیت الله العظمی سید صادق شیرازی
۵- اجازه حضرت آیت الله العظمی اسد الله بیات زنجانی
همچنین اجازات شفاهی از طرف حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی و حضرت آیت الله العظمی سیستانی دامتبرکاتهما نیز توسط حضرت آیت الله سید اصغر ناظم زاده به اینجانب ابلاغ گردیده است.
----
به یاد فرزادها و فرهادها، نامه صالح کهندل از زندان
گوهردشت
يكشنبه 09 خرداد 1389
خبرگزاری هرانا: صالح کهن دل زندانی سیاسی محبوس در بند 4 زندان رجایی شهر کرج که پیشتر در بند 209 زندان اوین با فرزاد کمانگر، علی حیدریان و فرهاد وکیلی هم بند بوده است، نامه ای را در محکومیت اعدام 5 زندانی سیاسی در روز 19 اردیبهشت ماه به خبرگزاری هرانا ارسال کرده است که متن آن به قرار زیر است:
به نام خدا و به ياد فرزادها وفرهادها
باز هیولای ضد بشر به وظیفه شیطانی خود عمل کرد و خون شریفترین فرزندان وطن را از پیاله حامیان بین المللی اش نوشید. حاکمیت خون خوار که حتی جرات تحویل جنازه ها را ندارد و وحشت سراپایش را گرفته به اصطلاح، دادستان خود را به صحنه فرستاده تا از یک طرف با اتهامات تروریستی اعدام ها را ابلهانه توجیح کند
حاكميت در تمام ادوار حکومت ظلم و جنایت خود بدون آنکه منتظر قانون و حکم دادگاه و اصل حقوقی باشد هرگاه برای بقای خود لازم می دید گروه گروه فرزندان خلق وميهن را به قربانگاه برده است.و خون آنها را نوشیده و برای توجیح اعمال ننگین خود، خدا و قرآن و تمامی مقدسات را پایمال و فدای امیال خود کرده است. آنان به جای عبرت از گذشته با تمام جورو ظلم در پیشگاه خدا و خلق محکوم به عذاب ابدی هستند و هیچ دست و پا زدنی آنان را نجات نخواهد داد. رسالت پلید و شیطانیشان نابود کردن تمام ارزشهای انسانی و رسالت و پیمان ما مبارزه برای احیا و تثبیت ارزش والای انسانی است. پس به دار آویختن هم بندی فرزانه ام فرزاد و امثال او باعث ترس و وحشت من نخواهد شد.
کوته فکران زبون و علیل نمی توانند بفهمند که اگر ما را ترس و خوفی باشد اززندگی ذلت بار است. نه از طناب دار. ما درد و رنج ها را مدت ها در انفرادی مخوف تحمل کرده ایم. تا شرافت مان را به حیات پست و ذلت بارنفروشیم و شهادت را پایان خط یک زندگی شرافت مندانه می دانیم.
رقص و جولان بر سر میدان کنند رقص اندر خون خود مردان کنند
خداوند وقتی میخواهد جان دشمنان مردم را بگیرد. اول عقل آنها را می گیرد تا به دست خود خانه های خود را خراب کنند.
میگویند آنها وابسته به تروریست هستند. مهدي اسلامیان به برادرش کمک کرده بود. بگویید خواهر زاده موسوی و ندای آقا سلطان و محسن روح الامینی و دیگران چه کرده بودند. قتل های گذشته چرا؟رییس جمهور شما بدون پشتیبانی نیروهای دولتی و امنیتی در هیچ شهری نمی تواند سخنرانی کند. او به هر شهری که می رود بیرونش می کنند،آنوقت می گویید فرزاد ها دشمن مردم می باشد، اگر چنین است پس چرا جرات نمی کنید اجسادشان را تحویل مردم و خانوادشان بدهید.
فرزاد عزیز، تو رفتی ولی ارزشهای وجود تو به آنها که مانده اند انرژی و توان می بخشدو خصایل و شرف پاک تو به نسل حاضر در صحنه منتقل می شود. بعد از شهادت تو 3 خانواده آمریکا یی رهسپار ملاقات فرزندان خود در ایران می شوندو مادرانشان فرزندانشان را در آغوش می گیرند.دختر فرانسوی آزاد می شود می دانم اگه تو هم بودی خوشحال می شدی. ولی قاتل بختیار هم! آزاد می شود در حالی که رژیم به مادرت اجازه نداد حتی بدن بی جان تو را در آغوش بگیرد.
آری فرزاد ، به باور و یقین رسیدم که تنها دشمن حاكميت ،مردم مظلوم ایران و تنها دشمن مردم كساني هستند كه خون پاكت را به زمين ريختند.
فرزاد جان از این بابت که نمی توانم آنچه درچند ماه از شجاعت و شهامت تو در سلول های انفرادی 209 دیده ام را به قلم بیاورم، شرمنده ام.و لی هر کجا که باشم همواره از شجاعت و صداقت تو یاد خواهم کرد.
روحت شاد.
درود بر مادر فرزاد که چنین شیرمردی را تربیت کرد.
هم سلولی ات در 209 – صالح کهندل ارديبهشت 89ـ زندان گوهر دشت كرج
----
شکنجه
وحشیانه و محکومیت سنگین یکی از هموطنان بلوچ
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی
عباس بادفر که از هموطنان بلوچ واز جمله دستگیر شدگان بی نام نشانی است که
در آذرماه 1388 در بلوچستان دستگیر شده است به حکم سنگین و غیر انسانی 10
سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت محکوم شده است.
زندانی سیاسی عباس بادفر آذرماه 1388 در بلوچستان دستگیر و به بند 209
زندان اوین منتقل می گردد . او چندین ماه در سلولهای انفرادی در بند مخوف
209 زندان اوین تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی قرار می گیرد. بدلیل بی
نام و نشان بودن این زندانی سیاسی با شیوه های وحشیانه مورد شکنجه قرار
گرفته است و مدت طولانی را در سلولهای انفرادی بسر برده است. او همچنین
چندین بارتوسط شکنجه گران (بازجویان) تهدید به قتل و اعدام شده است.
آقای بادفر اخیرا از زندان اوین به بند 6 زندان گوهردشت تبعید شده است. او
بدون داشتن وکیل و حق دفاع از خود مورد محاکمه قرار گرفته است و بر مبنای
اتهام محاربه وداشتن ارتباط با سازمان مجاهدین خلق محاکمه و به 10 سال
زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شده است.
علیرغم گذشت مدت طولانی از شکنجه های وحشیانه ولی هنوز از آثار شکنجه های
جسمی رنجی می برد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستگیری خودسرانه و شکنجه های وحشیانه
و مورد محاکمه قرار دادن این زندانی سیاسی بدون داشتن وکیل و حق دفاع از
خود را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی
خواستار اقدامات عملی برای متوقف کردن جنایتهای سیستماتیک و سازمان یافته
در زندانهای قرون وسطائی رژیم ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
08 خرداد 1389 برابر با 29 می 2010
----
با
اراده خویش به زندگیم پایان خواهم داد
کردیش پرسپکتیو:
حبیب الله گلپری پور فعال کرد محکوم به اعدام که
از روز 22 اردیبهشت در اعتصاب غذا به سر می برد گفت: اعتصاب خود را تا مرگ
ادامه
خواهم داد.
حبیب الله گلپری پور شهروند کرد اهل سنندج به اتهام محاربه از
طریق فعالیت تبلیغی و عضویت در یک حزب مخالف نظام به استناد ماده ۱۸۶ و ۱۹۰
قانون
مجازات اسلامی از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شده است.
نامبرده
در اعتراض
به صدور حکم اعدام و همچنین محدودیت های اعمال شده و شرایط بسیار نامناسب
زندان مهاباد از روز چهارشنبه 22 اردیبهشت در اعتصاب غذای نامحدود به سر می
برد.
در
هیمن خصوص سایت خبری 24 کاتژمیر اعلام نمود که گلپری پور در دیداری
که با قاضی پرونده داشته است مورد تهدید قرار گرفته که چناچنه
اعتصاب غذای خود را
نشکند به
زودی حکم اعدام وی صادر خواهد شد.
این فعال کرد محکوم به اعدام در
پاسخ به این تهدید از سوی قاضی مربوطه گفته است: " من می دانم که به زودی
اعدام
خواهم شد، بنابراین با اراده خویش به زندگی خود پایان خواهم داد و کاری
خواهم کرد
که
پس از مرگم نیز تنها شرمساری برایتان باقی بماند".
اعتصاب غذای آقای
گلپری پور از روز چهارشنبه 22 اردیبهشت ماه همچنان ادامه دارد و گفته می
شود
نامبرده
در وضعیت جسمانی وخیمی به سر می برد.
شایان ذکر است سید احسان مجتوی
وکیل نامبرده به صدور این حکم اعتراض نموده که تاکنون هیچ پاسخی دریافت
ننموده
است
----
با انتشار دو فیلم مستند، محسن بیک وند به انفرادی
منتقل شد/20 تن به حفاظت زندان احضار شدند
شنبه 08 خرداد 1389
خبرگزاری هرانا: در پی انتشار فیلم شکنجه و تجاوز در زندان رجایی شهر کرج صبح امروز دو مامور وزارت اطلاعات با حضور در حفاظت این زندان 20 تن از زندانیان را به حفاظت زندان منتقل و در این میان محسن بیک وند یکی از قربانیان به سلول انفرادی منتقل شد.
در پی انتشار دو سند از شکنجه و تجاوز در زندان رجایی شهر که توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر شده است، محسن بیک وند به همراه 20 تن از زندانیان به حفاظت زندان منتقل و تهدید شدند.
در این بین آقای بیک وند یکی از قربانیان که به شدت مورد شکنجه فردی به نام حسن آخریان قرار گرفته است به دلیل عدم همکاری با ماموران وزارت اطلاعات در ارائه نام فیلم بردار و مصاحبه کننده با وی به سلول انفرادی منتقل شد.
همچنین عوامل مشکوکی نیز با آقای بهرام تصویری تماس گرفته و به وی اعلام داشتند که حیثیت نامبرده در خارج از زندان با انتشار فیلم لکه دار شده است.
لازم به ذکر است دو مامور وزارت اطلاعات از تهران به این زندان اعزام شده اند تنها برای بررسی و شناسایی عوامل دخیل در انتشار فیلم در این زندان بسر می برند و تا کنون هیچ مسئولی با انتشار این اسناد برای پیگیری مستندات ارائه شده از سوی دو قربانی تحقیقاتی را برای مجازات مجرمین انجام نداده است.
----
بازداشت اکبر آزاد نویسنده و ژورنالیست آذربایجانی در تهران
ساوالان سسی: اکبر آزاد
نویسنده آذربایجانی و عضو هیات تحریریه ماهنامه های وارلیق و پارپاق روز سه
شنبه ۴ اردیبهشت ۸۹ در منزل شخصی اش در تهران بازداشت شده است.
ماموران امنیتی ظهر روز سه شنبه ۴ خرداد ۸۹ با مراجعه به
منزل اکبر آزاد در محله کیانشهر تهران این فعال مدنی آذربایجانی را بازداشت
و اقدام به تفتیش منزل و تهدید خانواده وی نمودند و کامپیوتر، کتابها و
سایر وسایل شخصی وی را با خود بردند.
خانواده این نویسنده آذربایجانی در روزهای گذشته جهت اطلاع
از علت دستگیری و اتهامات او به دادسرای امنیت تهران مراجعه کرده اند اما
مسئولین قضایی با ممانعت از ورود خانواده به دادسرای امنیت از قبول مسئولیت
بازداشت آزاد امتناع می کنند. این نویسنده آذربایجانی از زمان بازداشت تا
کنون تماسی با منزل نداشته و این امر موجب نگرانی خانواده از وضعیت سلامتی
جسمی وی شده است.
اکبر آزاد عضو هیئت موسس کانون زبان و فرهنگ (دیل و مدنیت
اوجاغی) و از نویسندگان نشریات وارلیق و یارپاق است. وی در سالهای اخیر
بارها بازداشت و به احکام حبس محکوم گردیده است.
سازمان عفو بین الملل و سازمان گزارشگران بدون مرز در
سالهای گذشته با صدور اطلاعیه هایی بازداشت و فشار بر این روزنامه نگار و
نویسنده آذربایجانی را محکوم و خواهان آزادی وی شده بودند.
|