بازگشت به صفحه اول

 

 
 

نامه جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی گوهردشت به دادستان تهران

اجازه ندهید بیش از این در حق ما و عزیزان دربندمان ظلم و جفا شود

۰۳ تیر ۱۳۸۹

خانواده های گروهی از زندانیان سیاسی تبعیدی به زندان گوهردشت کرج، با ارسال نامه ای سرگشاده به دادستان تهران، در آستانه فرا رسیدن ولادت امام اول شیعیان و روز پدر، از رنجی که در این مدت (بعد از انتخابات ریاست جمهوری) متحمل شده سخن گفته و از وی تقاضا کرده اند که با توجه به نزدیک شدن به این روز بزرگ، شرایطی را فراهم کنند تا زندانیان سیاسی این زندان به نزد خانواده هایشان برگردند و حداقل در روز ولادت حضرت علی، پس از یک سال حبس ناعادلانه نزد خانواده هایشان برگردند .

کلمه: متن این نامه که توسط خانواده های مسعود باستانی، احمد زیدآبادی، عیسی سحرخیز، داود سلیمانی، رسول بداغی، مهدی محمودیان، حشمت طبرزدی، رضا رفیعی فروشانی، نگاشته و منتشر شده، به شرح زیر است :

دادستان محترم تهران
جناب آقای جعفری دولت آبادی

با سلام
یک سال از بازداشت ناعادلانه و فله ای تعداد زیادی از خدمت گزاران و فرزندان این مرز و بوم می گذرد. یک سالی که برای ما خانواده های مظلوم زندانیان سیاسی پر از رنج و غم اما همراه با هم دلی و هم زبانی بود.
اکنون در آستانه ۱۳ رجب، ولادت امیر مومنان حضرت علی (ع) که عدل و داد ایشان، نه تنها برای هر مسلمان با ایمان که الگویی برای تمامی بشر و انسان های آزادی خواه است، هستیم . آرزو می کردیم که ای کاش ما هم که مسلمان شیعه هستیم، می توانستیم تنها ذره ای از این عدل علی را بچشیم .

در تمامی این مدت همواره به این اندیشیده ایم که کاش این زندانیان هم می توانستند از عدالت و حقوق مصرح در قانون اساسی و آن چه رافت اسلامی می خوانند، برخوردار شوند . هر روز امید داشتیم که بی گناهی و خیرخواهی آن ها به اثبات برسد و به خانه و نزد خانواده شان بازگردند. اما متاسفانه هر روز فشار تازه ای بر پیکرمجروح و سخت آزرده خانواده بزرگ زندانیان سیاسی وارد شد .

اکنون به جای آن که زندانیان بی گناه ما را آزاد کنند، شاهدیم که در شرایطی ویژه احکام سنگین آنها را یک به یک و حتی به صورت کاملا ناعادلانه و غیرقانونی تعدادی را به زندان رجایی شهر منتقل می کنند . انتقال این عزیزان درحالی رخ داده است که برخی از آن ها حتی بدون برگزاری دادگاه، یک سال است که در بازداشت موقتی که بی پایان به نظر می رسد به سر می برند .

دوری عزیزان و رنج پی گیری های شبانه روزی قضایی از یک سو و برخوردهای بسیار ناشایست برخی از قضات و رییس دفترهای آنان از سویی دیگرو سایر بی عدالتی های درد و آلام ما را افزایش داده است.

جناب آقای دولت آبادی
چنان که می دانید، چندی است تعدادی از زندانیان پس از انتخابات ریاست جمهوری را به جرم های ناکرده و کاملا غیر قانونی به زندان هایی خارج از تهران انتقال داده و در کنار مجرمان عادی قرار داده اند.بدون اینکه محل سکونت آنان در این شهرها باشد .

همان طور که خود بهتر از ما می دانید تفکیک جرایم و تحمل حبس در شهر و محل وقوع جرم، از اصول آیین نامه زندان هاست اما ما شاهدیم که زندانیان سیاسی که در واقع بی گناه و مظلومانه در زندان هستند،این گونه غیر قانونی به زندانی هایی خارج از شهر برده شده اند .

جناب آقای دادستان
احکام سنگین عزیزان ما که هیچ تناسبی با عملکرد آنان ندارد کم بود، اینک باید رنج دوری مسافت را هم تحمل کنیم و از تهران و محل سکونتمان هر دوهفته یک بار به کرج و زندان رجایی شهر برویم.

ما باید ساعت ها وقت صرف کنیم تا بتوانیم برای چند دقیقه عزیزانمان را ببینیم. نمی دانیم تا چه حد از شرایط زندان رجایی شهر مطلع هستید اما باید برایتان بگوییم که ملاقات های ما باید هر دوهفته یک بار باشد، به این معنا که یک هفته مردان می توانند به ملاقات زندانی شان بروند و یک هفته زنان. زنان باید از صبح زود راه بیافتند و در جاده تهران تا کرج چندین خط مترو و تاکسی را پشت سر بگذارند تا بتوانند چند دقیقه همسر یا فرزند خود را ببینند. در صورتی که طبق گفته های رییس سازمان زندان ها هر زندانی باید هفته ای یک بار حق ملاقات داشته باشد.
از طرف دیگر مدت کم ملاقات ها و رفتارهای نامناسب برخی از کارمندان این زندان، به همراه سختی و دوری راه تاب و توان را از ما گرفته و هربار باید با چشمانی پر از اشک رجایی شهر را ترک کنیم.

آقای دادستان
در هفته اخیر در کنار این فشارها و سختی های طاقت فرسا که تعدادی از آنها را برشمردیم ظلم مضاعفی نیز بر ما رفته است که ، وظیفه خود می دانیم که شما را در جریان قرار دهیم.

ایجاد محدودیت در تلفن های زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر، ظلم و تبعیض جدیدی است که به فشارهای وارده بر ما افزوده است. ما که مجبوریم در ماه تنها دو بار عزیز خود را ملاقات کنیم، تماس های تلفنی آنان اندک دل خوشی برای ما بود که از طریق آن می توانستیم از سلامت عزیزانمان مطلع شویم که این اندک دلخوشی را هم تاب نیاوردند و از ما گرفتند. در صورتی که سایر زندانیان این زندان که جرایمی از قبیل قتل و قاچاق مواد مخدر دارند ، به راحتی می توانند به هر میزان که دوست دارند از تلفن استفاده کنند اما زندانیان مظلوم ما که تنها به دلیل عقیده شان در محبس گرفتار شده اند، این امکان را ندارند و تنها چند دقیقه در روز می توانند با خانواده خود صحبت کنند و شرایطشان از زندانیان عادی بدتر است.

آقای جعفری دولت آبادی
در آستانه ولادت پرسعادت حضرت علی از شما که دادستان هستید، تقاضای داد داریم. تا به این وضعیت رسیدگی کنید و اجازه ندهید که بیش از این در حق ما و عزیزان دربندمان ظلم و جفا شود.

به یاد داشته باشیم همه آنچه انجام می دهیم در پیشگاه خداوند ثبت می شود: “انا کنا نستنسخ ما کنتم تعلمون”(جاثیه-۲۹)
اگر ایمان به خدا و روز اخرت در قلوب ما نفوذ کرده باشد و تنها به زبان اسلام نیاورده باشیم” قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم…”(حجرات ۱۴)، چگونه می توانیم بنشینیم و این بی عدالتی ها را ببینیم . در حالیکه حضرت علی حتی دزدیده شدن خلخال پای زن یهودی را تاب نیاورد.

ما تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر ضمن اینکه خواستار رفع محدودیت های ایجاد شده برای عزیزان دربند مان هستیم، از شما می خواهیم، آن دسته از زندانیانی که بازجویی های آنان پایان یافته و در بلاتکلیفی به سر می برند، بتوانند از آزادی برخوردار شوند تا در محکمه ای صالح به اتهامات آنان رسیدگی شود.

همچنین از جنابعالی تقاضا داریم زندانیانی که حکم شان صادر شده اما هنوز مورد تجدیدنظر قرار نگرفته است، تبرئه شوند و کسانی که حکمشان در دادگاه تجدیدظر تایید شده و در حال اجرای حکم هستند، بتوانند حتی الامکان با استناد به بندهایی از ماده ۲۷۲ آیین دادرسی کیفری از اعاده دادرسی برخوردار شوند، در غیر این صورت از حق مرخصی استفاده کنند و بتوانند دراین روز بزرگ کنار خانواده هایشان باشند.

خانواده های باستانی، زیدآبادی، سحرخیز، سلیمانی، بداغی، محمودیان، طبرزدی، رفیعی فروشانی

والسلام

لازم به ذکر است بعد از اعتراضات صورت گرفته در بند ٣۵۰ زندان اوین توسط گروهی از زندانیان سیاسی و اقداماتی چون روزه های سیاسی زنجیره ای، ارسال نامه های سرگشاده در مورد وضعیت زندان و بازجویی ها، اعتراض به اجرای احکام اعدام پنج زندانی سیاسی در اواسط بهار امسال و همچنین اعتصاب غذاهای متناوب، مسئولان زندان اوین، به فشار بر زندانیان و تبعید آنان به بخشها و زندان های دیگر دست زدند

----

دیدار اعضای سازمان دانش آموختگان ایران با آقایان باقی، نوری زاد و خانواده نرگس محمدی

یکشنبه، 6 تیر 1389

ادوارنیوز: جمعی از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) همزمان با سالروز ولادت حضرت علی (ع) به دیدار تعدادی از زندانیان سیاسی که به تازگی آزاد شده اند رفتند.

به گزارش ادوارنیوز، اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت طی روزهای گذشته با حضور در منزل آقایان عمادالدین باقی فعال حقوق بشر و محمد نوری زاد نویسنده، که هر دو به تازگی از بند رها شده و به مرخصی آمده اند با آنها دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدارها اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت از صبر استقامت این دو زندانی سیاسی و همچنین صراحت و شجاعت آنها تقدیر کردند.

 گفتنی است اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت در دیدارهای جداگانه ای هفته گذشته به ملاقات خانم بدرالسادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران که اخیرا از زندان آزاد شده است رفتند.

بعلاوه دیدار با خانواده خانم نرگس محمدی، سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر که مدتی است در بازداشت به سر می برد نیز هفته گذشته توسط اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت انجام شد.

----

انتقال عبدالله مومنی و علی عرب مازار به بند 350

يكشنبه 06 تیر 1389

خبرگزاری هرانا: تعدادی از زندانیان سیاسی محبوس در اندرزگاه 7 و 8 زندان اوین به بند امنیتی و آلوده 350 زندان اوین منتقل شدند.

تعدادی از زندانیان سیاسی محبوس در اندرزگاه 7 و 8 زندان اوین به همراه عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) و علی عرب مازار مشاور اقتصادی میر حسین موسوی به بند امنیتی 350 زندان اوین منتقل شدند.

در طی هفته های گذشته بسیاری از زندانیان سیاسی از اندرزگاه های مختلف زندان اوین به بند امنیتی 350 منتقل شده اند که دارای شرایط و محدودیت های ویژه ای برای زندانیان محبوس در این بند است.

زندانیان محبوس در بند امنیتی 350  از حق تماس تلفنی مناسب و ملاقات حضوری با خانواده های خود برخوردار نیستند، مشکلات بهداشتی و آب و رسیدگی پزشکی در این بند همچنان پا برجاست.

----

تدوام کشتار سیستماتیک مرزنشینان کرد

شنبه 05 تیر 1389

خبرگزاری هرانا: در تدوام کشتار سیستماتیک مرزنشینان کرد به دست نیروی انتظامی، یک نوجوان کرد به نام "زانیار ابراهیمی" کشته می شود.

پنج شنبه شب، مورخ 4 تیرماه در منطقه مرزی "درمان آوای " نیروهای انتظامی به سوی تعدادی از مرزنشینان تیراندازی می کنند که به دنبال آن یک شهروند به نام زانیار ابراهیمی بر اثر اصابت گلوله نیروهای انتظامی کشته می شود.

زانیار ایراهیمی در سنین نوجوانی و از اهالی شهر سردشت بود.

گفتنی است نظارتی که بر مرزهای غربی کشور صورت می گیرد به هیچ عنوان در شرق کشور با توجه به اینکه عمده ورود مواد مخدر به کشور نیز از  طریق این منظقه است، وجود ندارد.

----

شش ماه بلاتکلیفی حشمت الله طبرزدی / گفتگو با علی طبرزدی

يكشنبه 06 تیر 1389

خبرگزاری هرانا: مهندس حشمت الله طبرزدی، فعال سیاسی هفتم دی ماه 1388 و پس از حوادث 6 دی ماه(عاشورا) در تهران بازداشت شد و پس از نقل و انتقال های فراوان کماکان در بازداشت موقت به سر می برد.

این در حالیست که در طی این مدت تنها یک بار قرار موقت بازداشت وی تمدید شده است.

در آستانه ی ششمین ماه از بازداشت مهندس طبرزدی، گزارشگر هرانا با علی طبرزدی فرزند ایشان، به گفتگو نشسته است.

متن این گفتگو را در زیر می خوانید:

هرانا: آقای طبرزدی اتهامات پدر شما از سوی مسئولان چه مواردی عنوان شده است؟

ایشان اکنون شش ماه است که در بازداشت به سر می برد اما اطلاع دقیقی از پرونده و اتهام وی در دست نیست.

هرانا: خانم ستوده، یکی از وکلای آقای طبرزدی چندی پیش از برگزاری دادگاهی جهت رسیدگی به اتهامات موکلش خبر داده بود که در آن اتهامات ایشان فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، توهین به رییس جمهور و اخلال در نظم و آسایش عمومی و مواردی از این دست عنوان شده بود. در مورد اتهامات ایشان کمی بیش تر توضیح دهید.

بله، نوزدهم خردادماه جلسه ی غیرعلنی در شعبه 26 دادگاه انقلاب و به ریاست قاضی پیرعباسی برگزار شد و جالب اینجا بود که مصداق اتهامات مطرح شده برای شخص قاضی نیز تعجب برانگیز بود. مثلا در پرونده ی پدر من اتهامی تحت عنوان تخریب اموال عمومی وجود داشت که کاملا خلاف واقعیت بود و یا اینکه برای شرکت در تجمعات تبلیغاتی انجام داده که سبب تحریک مردم می شده، در حالی که پدر در ایام انتخابات و پس از آن فعالین سیاسی خاصی نداشتند و تنها بر سر مواضع قبلی خود استوار بودند.

هرانا: یعنی قرار است بر اساس همین جلسه ای که موارد اتهامی برای خود قاضی نیز مبهم بوده رای صادر شود؟

نه، قاضی به دلیل اینکه از تحولات پرونده اطلاع درستی نداشت مجبور شد رسیدگی پرونده را به جلسه ی دیگری موکول کند. در این پرونده راستش وزارت اطلاعات نقش پر رنگی را ایفا می کند و تمامی موراد اتهامی نیز از سوی ایشان در پرونده آمده است. آن ها حتی از قاضی خواسته بودند که اشد مجازات (اعدام را!) برای طبرزدی در نظر بگیرند.

هرانا: طی این شش ماه پدر شما در بازداشت موقت به سر برده اند؟

بله، اما تنها یکبار قرار بازداشت ایشان تاکنون تمدید شده است و این امر حتی اعتراض قاضی پرونده را نیز در پی داشت چرا که بر اساس گفته ی وی متهم حداقل هر دو ماه یکبار بایستی قرار بازداشتش تمدید شود؛ همین مسئله غیرقانونی بودن بازداشت و نگهداری ایشان را تایید می کند.

هرانا: شرایط بازجویی وی به چه ترتیب بوده است؟

بازجویی ها که با توهین و ضرب و شتم همراه بوده و این موارد در بازداشت های قبلی پدرم بی سابقه بوده. بعد از بازجویی هم حدود یک هفته وی را در جایی سرد و تاریک نگه داشتند که مشخص نیست کدام سلول و در کدام بند بوده.

هرانا: بر اساس شنیده های من پدر شما در طی این مدت بارها جابه جا شده است؛ در این باره کمی بیش تر توضیح می دهید؟

بله، ایشان را تنها در زندان اوین 3 بار به بندهای مختلف منتقل کردند؛ از زمان بازداشت به مدت یک ماه و نیم در بند 240 (انفرادی) نگهداری می شد پس از آن مدت کوتاهی به بند 209 فرستاده شد و پس از آن نیز به بند 350 کارگری منتقل شد. بعد از اعدام های نوزده اردی بهشت نیز به دلیل هیچ گونه دلیل موجهی به زندان کچوبی منتقل شد اکنون هم که بیش از یک ماه است به زندان رجایی شهر کرج تبعید شده است.

هرانا: شرایط نگهداری مهندس طبرزدی در زندان رجایی شهر کرج چگونه است؟

شرایط که به هیچ عنوان مساعد نیست و از زمانی که این تبعید صورت گرفته محدودیت های اعمال شده نیز بیش تر شده. از کیفیت پایین غذا گرفته تا محدودیت های ملاقاتی و نگهداری ایشان در حسینیه زندان.

هرانا: منظورتان از این محدودیت های ملاقات چیست؟

ببینید در زندان رجایی شهر ملاقات ها اینگونه است که یک هفته خانم ها و یک هفته آقایان می توانند با زندانیان ملاقات کنند و موقع ملاقات نیز ماموران رفتار درستی با ما ندارند. با اینکه ما خانواده ی یک زندانی سیاسی هر بار که به ملاقات می رویم آن ها به طور کامل ما را تفتیش بدنی می کنند. این عمل تا جایی است که حتی داخل کفش های ما نیز جستجو می شود!

هرانا: این عمل چه دلیلی دارد و آیا در اوین هم اوضاع به همین منوال بود؟

خب در زندان رجایی شهر به دلیل نگهداری بسیاری از زندانیان عادی و ورود مواد مخدر از طریق ملاقات های زندانیان عادی تا این حد حساسیت هست اما خب باید یک تفاوتی بین خانواده ی زندانی سیاسی و عادی در این بین بگذارند.

در زندان اوین ملاقات به شکل کابینی بود و البته چنین برخورد هایی صورت نمی گرفت چرا که همه ی زندانیان سیاسی بودند هرچند که آنجا هم محدودیت های خاص خودش را داشت و مثلا ما از صبح که برای ملاقات به اوین مراجعه می کردیم حداقل 3 ساعت بایستی منتظر می ماندیم.

هرانا: وضع پدرتان از لحاظ جسمانی چگونه است؟

فکر می کنم یک ماه پیش بود که ایشان دچار یک سرماخوردگی ساده شدند اما به دلیل کمبود امکانات بهداشتی و عدم رسیدگی پزشکی، بهبود یک سرما خوردگی ساده لااقل یک ماه به طول انجامید و ایشان را از لحاظ جسمانی بسیار ضعیف کرد.

هرانا: آیا مسئولین در رابطه با آزادی یا تبدیل قرار بازداشت موقت، به شما داده اند؟

نه، کماکان هیچ قول و حرفی در این رابطه بیان نمی شود و ایشان در بلاتکلفی کامل به سر می برند. البته دفعات قبل که ایشان بازداشت شدند نیز اوضاع به همین شکل بود که ما را در بلاتکلیفی کامل نگه می داشتند اما خب دفعات قبل تبعید و مسائلی از این دست در میان نبود.

هرانا: نکته ی خاص دیگری هست که به آن اشاره ای نشده باشد و لزومی به بیان آن بدانید؟

حرف خاصی نیست اما باز هم تاکید می کنم که بلاتکلیفی پدرم پس از شش ماه و تبعید وی کاملا غیر قانونی است و ما دلیلی برای تبعید ایشان به زندان رجایی شهر نمی بینیم...

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید...

----

شرایط جسمی وخیم مجید توکلی در بند 350

يكشنبه 06 تیر 1389

خبرگزاری هرانا: مجید توکلی، از فعالین معروف جنبش دانشجویی ایران که از اول تیرماه به بند 350 منتقل شده است، در شرایط جسمی نامساعدی به سر می برد و مسئولان نسبت به رسیدگی به وضعیت وی بی توجه اند.

آقای توکلی که به دلیل شرایط سخت زندان عموما و اعتصاب غذا در سلول انفرادی بند 240 خصوصا به نارسایی ریوی مبتلا شده است روز به روز شرایط وخیم تری پیدا می کند.

این روند تاجایی است که داروهای قبلی که توسط پزشک برای این زندانی سیاسی تجویز شده بود، دیگر جوابگوی وضعیت وی نیست و دکتر بهزادیان نژاد، هم بند وی، توصیه کرده که دیگر از این دارو ها استفاده نکند چرا که عواقب خواهد داشت.

مجید توکلی اکنون در اتاق 2 بند 350 (اتاق 5 قدیم) محبوس است و از زمان انتقال تاکنون تنها موفق به برقراری یک تماس 2 دقیقه ای با خانواده ی خود شده است.

مدتی است که علی رغم ساخت و ساز و شرایط نامطلوب بند 350، زندانیان سیاسی محبوس در سایر بندها (خصوصا اندرزگاه های7-8) را به این مکان منتقل می کنند. در این بند نسبت به سایر بندهای عمومی، محدودیت های بیش تری به زندانیان اعمال می شود.

لازم به یادآوری است که مجید توکلی، دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک تهران، از 16 آذر سال 88 تاکنون در زندان به سر می برد و با حکمی 8 و نیم ساله مواجه است.

----

احمد کریمی از ملاقات با خانواده اش محروم است

شنبه 05 تیر 1389

خبرگزاری هرانا: احمد کریمی از زندانیان محبوس در بند 350 زندان اوین دو ماه است که از دیدن خانواده ی خود محروم می باشد.

احمد کریمی که به اتهام ارتباط و همکاری با یک گروه معاند نظام ابتدا به اعدام و سپس به 15 سال حبس توام با تبعید به گنبد کاووس محکوم شده است هم اکنون بیش از دو ماه است که به دلیل ساز و کارهای غیر قانونی از ملاقات با خانواده خود ممنوع است.

یکی از اعضای خانواده وی در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: "به علت اینکه ملاقات های عادی زندانیان سیاسی چندی است قطع شده، تنها بسته به ضوابط خاصی صورت می گیرد و بر همین اساس مادر آقای کریمی بایستی با مراجعه به دادستانی و شخص جعفری دولت آبادی اجازه ی ملاقات با فرزند خود را اخذ کند، اما به دلیل عدم شرایط مراجعه ی این چنینی برای مادر این زندانی سیاسی، وی عملا ممنوع الملاقات شده است."

وی هم چنین افزود: " مدتی است که زندانیان این بند مانند گذشته از حق تماس تلفنی نیز بهره مند نیستند؛ ایشان را چند روز یکبار به محلی دیگر منتقل کرده و تنها حق دارند با برقراری تماسی کوتاهی خبر سلامتی خود را به خانواده شان بدهند."

شایان ذکر است، در هفته گذشته اخباری مبنی بر بیگاری زندانیان محبوس در بند 350، به دلیل ساخت و ساز در درون زندان از سوی خبرگزاری های مختلف منتشر شده است.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران