بازگشت به صفحه اول

 

 
 

مورد محاکمه قرار دادن دکتر اکبر کرمی در دادگاه قم

اولین جلسه ی دا دگاه دوم دکتر اکبر کرمی نویسنده،پژوهشگر مسایل دینی و فعال حقوق بشر درحالی سه شنبه 22/4/89 از ساعت 30/9 دقیقه الی 30/12 دقیقه در محل دادگاه عمومی شهر قم برگزار شد که شیرین فیروزی همسر دکتر کرمی وضعیت جسمی و روحی همسرش را وخیم و به شدت نگران کننده اعلام نموده است. خانم فیروزی اظهار داشته که در تمام طول زندگی مشترکش هیچ گاه همسرش را این گونه نحیف،افسرده، رنجور و بیمار ندیده است وی می گوید آثار بیماری و خستگی روحی ناشی از فشار های وارده بر همسرش آنچنان در چهره وظاهر او مشهود بوده است که مادر،خواهر و برادران دکتر کرمی با مشاهده او در زمان ورود به دادگاه متاثر شده و به شدت گریستند به گونه ای که مادر دکتر کرمی تاب دیدن وضعیت فرزندش را نداشت و لحظاتی پس از شروع دادگاه اعضای خانواده مجبور می شوند برای تسلی و آرامش دادن او را از دادگاه به خانه منتقل کنند. بنابر این گزارش اتهامات جدیدمنتسبه به اکبر کرمی در این دادگاه به شرح زیر می باشد:

1-     اشاعه فساد وفحشا از طریق تبلیغ و درج مقالات (مقاله ها ی مرتبط با برابری جنسی،برابری زن و مرد و حق مالکیت بدن و نیز نقدهای انتقادی به دخالت حکومت ها در زندگی خصوصی شهروندان و... )

2-     توهین به رئیس جمهور(احمدی نژاد)

3-     نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی

این دومین پرونده قضایی است که پس از دستگیری دکتر اکبر کرمی از تاریخ 3/9/88 و پس از گذراندن ماه ها بازداشت،زندان انفرادی وفشار مورد رسیدگی قرار می گیرد پیش تر دادگاه انقلاب قم دکتر کرمی را به دلیل انتشار مقاله های مرتبط با دمکراسی،حقوق شهروندی،آزادی، دگراندیشی و دگرباشی، دفاع از زندانیان سیاسی و اقلیت ها و نیز مصاحبه با رسانه ها و فعالیت های سیاسی،مدنی و حقوق بشری اش، به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و اهانت به رهبری به سه سال حبس، پرداخت دومیلیون ریال جزای نقدی و     امحاء هارد رایانه اش محکوم کرده است. اعضای خانواده کرمی که پیش تر برخی از آنها به دلیل پیگیری وضعیت دکتر کرمی بازداشت، برخی ضرب وشتم و برخی به مراجع قضایی احضار یا به اشکال مختلف تهدید  شده اند خواستار آزادی بی قید و شرط دکتر کرمی یا موافقت با مرخصی وی شده اند.

22 تیر 1389

انتشار:فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

----

تخریب آرامگاه جانباختگان راه آزادی دهۀ 60  برای محوکردن آثار و اسناد جنایت

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" برای از بین بردن آثار و اسناد جرم این رژیم  آرامگاه زندانیان سیاسی دهۀ 60 و بخصوص قتل عام 67  در گورستان تازه آباد رشت را تخریب،قطعه بندی  و به فروش می رسانند.

در چند هفتۀ اخیر تعدادی از آرامگاه زندانیان سیاسی دهۀ 60 و بخصوص  زندانیان سیاسی قتل عام شده در سال  67 در گورستان تازه آباد رشت برای از بین بردن اسناد جنایت قصد محو کردن آنها را دارند. آرامگاه های تخریب شده را قطع بندی کرده اند و در حال فروش آنها هستند.همچنین بعضی از آرامگاه ها  که شهدای راه آزادی در آن خفته اند بصورت دو طبقه در آورده اند و آرامگاه پایینی که مربوط به شهدای راه آزادی بطور کامل از دید مخفی کرده اند.

عملیات تخریب ،قطعه بندی جدید و فروش آرامگاه شهدای راه آزادی  توسط مامورین وزارت اطلاعات صورت می گیرد. آنها از این طریق قصد دارند که اسناد و آثار جرم و جنایت این رژیم  را از بین ببرند.

مامورین وزارت اطلاعات حتی آرامگاه شهدای راه آزادی که  تنها جایی است که خانواده های آنها هر هفته گرد هم می آیند و یاد و خاطره عزیزانشان را گرامی می دارند را از آنها گرفته اند.مامورین وزارت اطلاعات  همچنین خانواده ها را مورد تهدید و تحت فشار قرار داده اند  که در مقابل تخریب و فروش آرامگاه عزیزانشان باید سکوت پیشه کنند در غیر ای صورت آنها هم دستگیر خواهند شد.

خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده  در مقابل این عمل غیر انسانی که به آرامگاه ها عزیزانشان هم رحم نمی کنند دست به اعتراض زده اند و خواستار متوقف شدن این عمل جنایتکاران هستند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،محو گورهای دسته جمعی قتل عام زندانیان سیاسی  که در تمامی شهرها، شهرستانها و روستاهای ایران بر جا مانده است که اسناد قاطعی از جنایت علیه بشریت در ایران محسوب می شود  را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ویژه سازامان ملل متحد و  سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی  برای متوقف کردن این عمل جنایتکارانه است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

23 تیر 1389 برابر با 14 ژولای 2010

----

بنی‌یعقوب: همسرم از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم است

کمپین بین المللی حقوق بشر: ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه نگاری که حکم ۳۰ سال محرومیت از اشتغال به روزنامه نگاری به عنوان یکی از عجیب ترین احکام سالهای گذشته را از دادگاه دریافت کرده است در مصاحبه ای با کمپین بین المللی حقوق بشر به شرح جزییات پرونده و گفت وگوی خود با قاضی در خصوص حکم یاد شده پرداخته است.

او همچنین با شرح وضعیت همسرروزنامه نگار وزندانی اش، بهمن احمدی امویی می گوید که وی از« ابتدایی ترین حقوق خود» یعنی امکان ملاقات حضوری با همسرش در حال حاضر محروم است: « من تنها هفته ای یک بار، بیست دقیقه، به صورت کابینی؛ یعنی از پشت شیشه و تلفن می توانم با او صحبت کنم. نکته عجیب این است که طبق آیین نامه سازمان زندان ها؛ زندانی ها هر ماه حق ملاقات حضوری دارند،اما بهمن در طول یک سال گذشته که در زندان بوده، فقط سه بار از این حق برخوردار شده است و من نمی فهمم چرا بهمن را از ملاقات حضوری با خانواده به ویژه همسرش محروم کرده اند؟»

خانم بنی یعقوب از روزنامه نگاران برجسته ایرانی است که اخیرا جایزه «شجاعت در روزنامه نگاری» را دریافت کرد و پیش از این در تحریریه روزنامه هایی چون نوروز، وقایع الاتفاقیه، سرمایه، همشهری، خرداد، آزاد و آفتاب امروز فعالیت داشته است. او همچنین سردبیر وب سایت کانون زنان ایران و برنده جایزه “آزادی بیان” سازمان روزنامه نگاران کانادایی در مسابقه بین‌المللی بهترین وبلاگ ایرانی و از اعضای کمپین یک میلیون امضا است.

وی در خصوص حکم صادر شده توسط قاضی دادگاه می گوید:‌ « آقای قاضی صادر کننده، دقیقا چه تصوری از انسان و آینده یک شخص،آینده یک جامعه و حتی آینده یک شغل دارند که برای سی سال او تصمیم می گیرد؟ اصلا روزنامه نگاری در پنج سال آینده چگونه خواهد بود؟ ده سال بعد چه طور؟ بیست یا سی سال بعد چگونه ؟ شرایط جامعه و من در پنج سال بعد یا بیست – سی سال بعد چه خواهد بود که این چنین حکم داده اند! حتی من بعد از ابلاغ حکم ام به قاضی گفتم:” من از حکم شما از این بایت تعجب می کنم که اصلا وقتی این حکم را می نوشتید با خودتان فکر کردید؛ سی سال بعد، من هستم ؟ شما هستید؟ و روزنامه نگاری چگونه است؟ در پاسخ من گفتند:” شما که ان شالله هستید، ما هم نبودیم، بالاخره یکی دیگر هست!»

ژیلا بنی یعقوب و همسرش بهمن احمدی امویی در تاریخ ٣٠ خرداد در منزل خود دستگیر شدند. بنی یعقوب پس از تحمل ۶۰ روز زندان، با قرار وثیقه آزاد شد. در خرداد ۱۳۸۹ او به یک‌ سال حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از شغل روزنامه‌نگاری و همسرش بهمن احمدی امویی به پنج سال زندان محکوم شد.

بنی‌یعقوب یکی از نخستین زنان گزارشگر مستقل در ایران است، وی بارها در دوره فعالیت‌اش احضار و بازداشت‌ شده. این روزنامه نگار بیش از ۴٠٠ گزارش، درباره موضوعات مختلف؛ هم چون وضعیت تحصیلی زنان، خودفروشی زنان، خودکشی جوانان و هم چنین گزارشاتی از جنگ در عراق، افغانستان و لبنان منتشر کرده است.

کمپین- آیا تا به حال سابقه داشته، نظیر چنین حکمی صادر شود؟

-بله . سابقه داشته است. پیش از این برای آقای زیدآبادی، حکم نسبتا سنگین تری صادر شد و آن؛ محرومیت دائم و همیشگی از فعالیت های مطبوعاتی ،اجتماعی و سیاسی بوده است .این طور که فهمیدم آقای قاضی پیرعباسی در مقایسه با آقای زیدابادی ،حکم سبک تری را برای من صادر کرده اند .

کمپین- محرومیت ۳۰ ساله از کار دقیقا برایتان به چه معنی است ؟

بنی یعقوب- من واقعا معنای محرومیت سی ساله یک شخص را از حقوق اجتماعی اش که در مورد من محرومیت از شغل و استفاده از تخصص ام است، دقیق نمی فهمم .آقای قاضی صادر کننده، دقیقا چه تصوری از انسان و آینده یک شخص،آینده یک جامعه و حتی آینده یک شغل دارند که برای سی سال او تصمیم می گیرد؟اصلا روزنامه نگاری در پنج سال آینده چگونه خواهد بود؟ده سال بعد چطور؟بیست یا سی سال بعد چگونه ؟شرایط جامعه و من، در پنج سال بعد یا بیست –سی سال بعد، چه خواهد بود که این چنین حکم داده اند! حتی من بعد از ابلاغ حکم ام به قاضی گفتم:” من از حکم شما از این بابت تعجب می کنم که اصلا وقتی این حکم را می نوشتید با خودتان فکر کردید؛ سی سال بعد من هستم ؟شما هستید؟ و روزنامه نگاری چگونه است ؟”که در پاسخ من گفتند:” شما که ان شالله هستید، ما هم نبودیم، بالاخره یکی دیگر هست!”

کمپین- این حکم، پیرو چه اتهاماتی صادر شد و کدام نوشته های شما مبنای صدور چنین حکمی قرارگرفت؟

بنی یعقوب- بیش از نود درصد مصداق های اتهامی من، مقالات و گزارش های من بوده است و البته یک مورد استناد قاضی به فعالیت من در کمپین یک میلیون امضا بر ضد قوانین تبعیض آمیز، معطوف بود. بیش تر گزارش هایی را مورد نظر قرار داده بودند که من از رویدادهای قبل از انتخابات و چند روز بعد از انتخابات از تجمع های مردم، تهیه کرده بودم. بخش مهمی از این گزارش ها اصلا مربوط به قبل از انتخابات است؛ گزارش هایی که من از فعالیت های انتخاباتی هواداران کاندیداها تهیه کرده بودم، حتی من نقدی بر فیلم انتخاباتی آقای احمدی نژاد نوشته بودم که تبدیل به یک اتهام، برای من شد؛ البته جالب این است که من مطلبی نیز در نقد فیلم انتخاباتی آقای موسوی هم همان موقع نوشته بودم! حتی در بازجویی ها پرسیدم:” اگر نوشتن نقد فیلم، جرم است، خب چرا من را به اتهام نوشتن نقد فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی، محاکمه نمی کنید؟
بخشی دیگر از مصادیق اتهامی من، سفر به کشورهای غربی و تهیه گزارش از آن جا ذکر شده است که این هم خیلی عجیب است و به قول وکیلم، خانم فریده غیرت، سفر به کشورهای دیگر، نه فقط جرم نیست که از ویژگی ها و مشخصه های شغل روزنامه نگاری است؛ البته حساسیت دادگاه و بازجوها و قاضی درباره سفر به کشورهای غربی بوده است که وکیل مدافع من در لایحه اعتراضی خود نوشته است؛ گرچه سفر به کشورهای غربی اقدام مجرمانه نیست، اما موکلم (ژیلا بنی یعقوب ) بیش ترین سفرها را به کشورهای منطقه از جمله؛ افغانستان ،عراق ،سوریه ،لبنان و اردوگاه های فلسطینی بوده است.

کمپین- آیا در پرونده تان، مدارکی دال بر تبانی و شرکت درتجمعات، موجود است؟

بنی یعقوب- درباره این اتهام که گفتید، مدرکی وجود نداشت و به همین دلیل از سوی بازپرسی در خصوص این اتهام برای من، منع تعقیب صادر شد و مقالات من، مدارک اتهام من، در خصوص تبلیغ علیه نظام قرار گرفته است.

کمپین-دفاعیات وکیل شما در دادگاه، در رد اتهامات یاد شده، مورد توجه دادگاه، قرارگرفت؟

بنی یعقوب- اگر مورد توجه قرار می گرفت، نباید از سوی قاضی اشد مجازات برای من، صادر می شد!

کمپین-در حال حاضر هیچ نوع فعالیت روزنامه نگاری دارید؟

بنی یعقوب- راست اش من در این مدت بارها گفته ام که در واقع سال هاست که ما از فعالیت روزنامه نگاری؛ به دلیل توقیف گسترده مطبوعات، محروم شده ایم و الان تنها فعالیت من، مطالبی است که گاه و بی گاه در وبلاگ شخصی ام می نویسم.

کمپین- با توجه به غیرمتناسب بودن جرم با مجازات، آیا قصد دارید علاوه بر طرح موضوع در دادگاه تجدیدنظر از قاضی مربوطه نیز به دادگاه انتظامی قضات، شکایت کنید ؟

بنی یعقوب- در این مورد باید وکیل مدافع من تصمیم بگیرد.

کمپین- وکلا، جامعه حقوقی و روزنامه نگاران نسبت به حکم صادر شده، چه واکنشی داشتند؟

بنی یعقوب-اعتراض های گسترده ای را در جامعه روزنامه نگاران ایران و سایر فعالان مدنی ایجاد کرد

کمپین- پرونده اقای بهمن احمدی امویی در چه وضعیتی است ؟

بنی‌یعقوب- بهمن نیز از سوی قاضی پیرعباسی به پنج سال حبس، محکوم شده است.

کمپین- چه اتهاماتی در پرونده آقای امویی مطرح شده است؟

بنی یعقوب- تمام مستندات و مدارکی که درباره بهمن در پرونده اش وجود دارد؛ عبارت است از مقالات و گزارش های او و به طورکلی فعالیت های مطبوعاتی ایشان؛ مثلا ایشان سردبیر سایت خرداد نو بوده اند و همین به عنوان سند تبانی برای تجمع، بر ضد امنیت ملی توسط وی ذکر شده است. طبق قوانین، تبانی به عملی گفته می شود که به صورت مخفی و برای انجام توطئه، صورت گرفته باشد و من نمی فهمم چگونه است که سردبیری یک وب سایت که یک فعالیت کاملا علنی است، مصداق تبانی قرار گرفته است؟ یک اتهام دیگر ایشان اخلال در نظم عمومی بوده است که به خاطر حضور در تجمع ۲۵ خرداد و تهیه گزارش از این تجمع متوجه بهمن شد که در این مورد بهمن مدارک کافی و حتی حکم ماموریت از مدیر مسوول روزنامه ای که برایش گزارش تهیه می کرد به محضر دادگاه، ارائه داد که اصلا مورد توجه قرار نگرفت. بیش تر مقالات مورد استناد، علیه بهمن، مقالاتی بوده که بهمن در چند ساله گذشته در نقد عملکرد دولت احمدی نژاد به ویژه؛ عملکرد اقتصادی وی نوشته است.

کمپین- در حال حاضر مهم ترین مشکل شما در ارتباط با وضعیت آقای امویی چیست؟

بنی یعقوب- مشکلات که زیاد است، اما بهمن از ابتدایی ترین حقوق خود که امکان ملاقات حضوری با همسرش است، در حال حاضر محروم است و من تنها هفته ای یک بار، بیست دقیقه، به صورت کابینی؛ یعنی از پشت شیشه و تلفن می توانم با او صحبت کنم. نکته عجیب این است که طبق آیین نامه سازمان زندان ها؛ زندانی ها هر ماه حق ملاقات حضوری دارند،اما بهمن در طول یک سال گذشته که در زندان بوده، فقط سه بار از این حق برخوردار شده است و من نمی فهمم چرا بهمن را از ملاقات حضوری با خانواده به ویژه همسرش محروم کرده اند؟هم چنین امیدوارم بهمن از امکان استفاده مستمر از حق مرخصی، برخوردار شود که بتواند به دیدن مادرش برود . مادر سالخورده اش در چهارمحال و بختیاری زندگی می کند و کاملا بیمار و زمین گیر است و به همین دلیل به هیچ وجه امکان سفر به تهران و ملاقات با بهمن را ندارد و فقط بهمن می تواند به او سر بزند که با مرخصی امکان پذیر خواهد بود.

----

بهروز جاوید طهرانی پس از تحمل 53 روز سلول انفرادی و شکنجه به بند عمومی بازگشت

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بهروز جاوید تهرانی بعد از تحمل بیش از یک ماه در سلولهای انفرادی معروف به سگدونی  همراه با شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی و ایستادگی و مقاومت امروز به بند عمومی 1 بازگردانده  شد.

زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی 9 خرداد ماه در پی افشای شکجه های وحشیانه و قرون وسطائی که توسط جلاد سابق بند 1 حسن آخریان علیه زندانیان این بند بکار برده می شد به سلولهای انفرادی منتقل گردید و 53 روز  تحت شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی قرار داشت.

مقاومت و ایستادگی بهروز جاوید طهرانی و سایر زندانیان این بند باعث شد که جلاد سرخورده و مفلوک این بند حسن آخریان از ریاست این بند بر کنار شود. زندانیان این بند کابوس وجود این جلاد سفاک و خونریز حسن آخریان را پشت سر گذاشتند و مقاومت آنها بار دیگر همانند گذشته برای احقاق حقوق خود را به نتیجه رسید .البته با تحمل شرایط سخت و طاقت فرسا.

زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی  بیش از یک سال است که در بند مخوف و قرون وسطائی یک در کنار زندانیان عادی و خطرناک قرار داده شده است.در طی این مدت بارها به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی منتقل شد و هر بار مدت طولانی همراه با شکنجه های وحشیانه جسمی و شرایط طاقت فرسا و قرون وسطائی مواجه بود.

او بارها علیرغم بودن در سلولهای انفرادی اقدام به اعتصاب غذا کرد و از حقوق خود و همبندیانش دفاع نمود و مرعوب شرایط این شکنجه گاه نشد . آنها و شکنجه های وحشیانه شان  را به سخره گرفت و هر بار سربلند و مقاوم تر از قبل از آنجا خارج شد.

این شکنجه گاه به دستور بازجویان وزارت اطلاعات راه اندازی شده است.شکنجه های قرون وسطائی و ضد بشری و شرایط طاقت فرسا توسط علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان ،کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان و جلاد سابق بند 1 حسن آخریان بر علیه زندانیان سیاسی و سایر زندانیان بکار برده می شد.افراد فوق از جنایتکاران علیه بشریت هستند که سالها مشغول جنایت علیه زندانیان سیاسی و عادی می باشند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

23 تیر 1389 برابر با 14 ژولای 2010

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران