بازگشت به صفحه اول

 

 
 

«بازداشت‌ها به خاطر هراس از روز قدس است»

مانیا منصور
۱۳۸۹/۰۶/۰۱
رادیو فردا: حسن اسدی زیدآبادی و علی جمالی دو تن از اعضای شورای مرکزی ادوارتحکیم وحدت روز یکشنبه سی و یکم مردادماه توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده‌اند. آقای اسدی زیدآبادی مسئول کمیته حقوق بشرسازمان ادوارتحکیم  و علی جمالی مسئول کمیته سیاسی این تشکل است.

امیررشیدی از اعضای ادوار تحکیم وحدت که هم اکنون در رم به سرمی‌برد، درباره چندوچون این دو بازداشت به رادیو فردا می‌گوید:

امیر رشیدی: تا آنجا که اطلاع داریم دستگیری توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته است. دیروز بعد از ظهر این اتفاق افتاد. آقای اسدی زیدآبادی در منزلشان بازداشت شدند و آقای علی جمالی هم در محل کارشان بودند که بازداشت شدند.

ـ دلیل این بازداشت چه بوده؟ چه عنوان شده؟


تا این لحظه متاسفانه دلیلی عنوان نشده است. آقای جمالی وقتی بازداشت شدند، کسی آنجا نبود. طوری که از شواهد به نظر می‌آید از ماشین بیرون آوردند و بردند؛ کسی هم نبوده که بتواند بپرسد چه شده است. آقای اسدی زیدآبادی در منزل بازداشت شدند  و  ماموران گفتند ما ایشان را می‌بریم برای اینکه با ایشان یک مقدار صحبت کنیم ولی بر می‌گردند.

ـ آقای اسدی زیدآبادی سال گذشته هم بازداشت شده بودند. دادگاهی هم در مورد اتهامات ایشان تشکیل شده بود.

آبان ماه سال گذشته ایشان بازداشت شده بودند که چهل روز زندان بودند و در نهایت با قید ضمانت آزاد شدند. اتهاماتی که آن موقع به ایشان نسبت داده شد، اجماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و رئیس جمهوری و شرکت در اجتماعات غیرقانونی و تشویش اذهان عمومی، همین اتهاماتی که معمولاً  هر کسی که بازداشت می‌‌کنند به شکل خیلی کلاسیک بهش نسبت می‌دهند؛ دادگاه ایشان تشکیل شد چند وقت پیش ولی هنوز از حکمی که برایش تعیین شده، خبری نیست.

ـ اطلاع دارید که الان در چه وضعیتی هستند و این دو نفر را کجا برده‌اند؟

نه! متاسفانه از زمانی که بازداشت شده‌اند، تا این لحظه هیچ ارتباطی برقرار نشده و تماسی از زندان نگرفته‌اند و اطلاعی هم نداریم که ایشان کجا هستند. فقط روزی که بازداشت شدند ما می‌دانیم که قرار بود در منزل دبیرکل سازمان ادوار تحکیم وحدت، دکتر زیدآبادی، مراسم افطاری باشد که در آنجا جمع شوند و یادی از دکتر زیدآبادی کنند و روزه خود را به این شکل باز کنند که متاسفانه با بازداشت این دو عزیز نتوانستند در آن مراسم شرکت کنند. گرچه آن مراسم برگزار شد. همین طور می‌دانیم که چند وقت پیش هم برای برگزاری یک چنین مراسمی، مراسم افطاری در خانه سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت نیروهای امنیتی از این کار ممانعت کردند. فکر می‌کنم دور جدیدی از فشارها را به سازمان شاهد خواهیم بود.

ـ به سخنگوی ادوار تحکیم وحدت اشاره کردید . آقای رشیدی، حالا که بیشتر از یک سال از انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پیرامون آن گذشته، فکر کنید چرا بازداشت اصلاح‌طلبان همچنان ادامه دارد؟


من فکر می کنم حداقل این دور از بازداشت‌ها که شروع می‌شود به خاطر اینست که ما به روز قدس نزدیک می‌شویم و اعلام هم شده که رهبران جنبش سبز در تظاهرات شرکت می‌کنند. موضوع اعلام شده بود. من فکر می‌کنم که نگرانی از این وجود دارد که مبادا روز قدس دو مرتبه این تظاهرات دومرتبه تبدیل شود به تظاهرات بر ضد حاکمیت و سعی می‌کنند از الان به یک شکلی کنترلش کنند. فکر می کنم دلیلش این است.

----

برادران قاسمی؛ «حکم اعدام بر محور کپی یک ایمیل»

۱۳۸۹/۰۶/۰۱

مهتاب وحیدی راد

رادیو فردا: البرز قاسمی از زندانیان سیاسی که به جاسوسی متهم بود، ماه گذشته به دلیل وخامت وضعیت جسمی‌اش که ناشی از سرطان بود درگذشت. گروهی از فعالان حقوق بشر از عدم رسیدگی بهداری زندان انتقاد می‌کنند و آن را در مرگ زودهنگام او دخیل می دانند.

از سوی دیگر حمید، برادر البرز قاسمی نیز که به اعدام محکوم شده است در زندان به سر می‌برد و وکیل او تلاش دارد تا جلوی اعدام او را بگیرد. این حکم  به اتهام «محاربه» و «جاسوسی» صادر شده است.

گفته می‌شود دستگيری به کپی ای ميلی برمی گردد که مقام‌های قضايی می گویند «البرز قاسمی برای برادر ديگرش حميد قاسمی، که در زمان ارسال ای ميل درکشور کانادا اقامت داشته، فرستاده و طی آن اطلاعات طبقه بندی شده را برای وی ارسال کرده و وی نيز اطلاعات ياد شده را در اختيار سازمان مجاهدين قرار داده است.»

گیتی پورفاضل، وکیل برادران قاسمی به رادیو فردا می‌گوید: من در مورد خود پرونده و محتویات پرونده متاسفانه نمی توانم صحبتی کنم به دلیل اینکه ما معمولاً امین پرونده هستیم و اجازه نداریم که از یک حد و مرزی بیشتر راجع به پرونده صحبت کنیم. چون بعد برای مان ایجاد مسئولیت می کند. فقط می توانم بگویم که هر دو متاسفانه محکوم به اعدام شده بودند. ما تقاضای عفو کردیم. الان پرونده را فرستادند کمیسیون عفو. متاسفانه در زندان برادر بزرگتر البرز مرحوم شد و ما الان کوشش مان اینست که ببینیم که در مورد برادر کوچکتر چه می توانیم بکنیم. البته من تقاضای اعاده دادرسی کردم. امیدوار بودم که در مرحله اعاده دادرسی دو مرتبه توجه بشود به اینکه حتماً یک کارشناس آن ایمیلی که محور پرونده است، را مورد کارشناسی قرار دهد و ببینیم آن ایمیل تا چه اندازه می تواند صحیح باشد. متاسفانه موافقت نشد و اعاده دادرسی را هم رد کردند.

در مورد اتهامشان بفرمایید، آن چیزی که در کیفرخواست در دادگاه قرائت شد...

بله. متاسفانه اتهامشان جاسوسی است. بسیار اتهام سنگینی است. به همین دلیل باید پرونده بیشتر مورد موشکافی قرار می گرفت.

در مورد نحوه مرگ آقای البرز قاسمی در زندان توضیح بدهید. چه شد از زمانی که ایشان به بیماری مبتلا شدند و به بیمارستان منتقل شدند تا زمانی که فوت کردند؟

برادرشان که تمام مدت در زندان با هم بودند، ایشان معتقدند که ظرف یک هفته ایشان حالش خیلی شدید به هم خورد و بعد دیگر چشم هایش جایی را نمی دید و کاملاً نابینا شده بود. حتی اختیار ادرار خودش را هم نداشته. آن قدر طول نکشید. یک هفته که ایشان حالش بد شد، ظرف همان هفت هشت روز از بین رفت.

در گزارش ها آمده که این دو برادر در پی احضار حفاظت اطلاعات ارتش بازداشت شدند و بعد تحت فشار خیلی زیادی بودند... از طرف اطلاعات ارتش و این اتهام جاسوسی که به آنها وارد شده، را رد کردند. پس قاضی با توجه به چه مستنداتی، در صورتی که اینها اعتراف نکرده اند، حکم اعدام داده؟

من نظرم اینست که دلایل و مدارکی که از طرف دادستانی ارائه شده بود، کافی نبود برای احراز این مسئله و قاضی باید دقت بیشتری روی این پرونده می کرد و روی دلایل و مدارک. و چون این پرونده محور یک ایمیل دور می زد، من چندین بار تقاضای کارشناسی کردم، برای این ایمیل، برای اینکه وقتی ایمیل گرفته می شود باید مشخصات آن ایمیل روی آن کاغذ وجود داشته باشد. ولی متاسفانه ما پرینتی از آن ایمیل نداشتیم. فقط روی یک کاغذ آ-چهار تایپ کرده بودند و آن را گذاشته بودند توی پرونده. این نمی توانسته مستند قرار بگیرد.

به طور کلی وقتی که اتهام جاسوسی و انتقال اطلاعات به خارج از ایران مطرح می شود، این سئوال پیش می آید که چه کسی از نظر فنی تشخیص می دهد که این اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده بوده و اطلاعاتی که به خارج از ایران درز پیدا کرده، واقعاً باعث شده که امنیت ملی به خطر بیافتد؟ تشخیص این با چه نهادی است و واقعاً کارشناسی می شود یا خیر؟

نه. متاسفانه وزارت اطلاعات در این قضیه کاملاً نظر می دهد و بیشتر هم نظر وزارت اطلاعات در اینجا ملحوظ می شود. بدون توجه به اینکه مدارک و مستندات طبقه بندی شده از کجا به دست آمده و به دست چه کسی رسیده و رفته؟ این موکل من چند سال بود که بازنشسته شده بود. ایشان اصولاً به اطلاعات طبقه بندی شده دسترسی نداشته، به دلیل اینکه ایشان آموزش می داده. یعنی کتاب هایی که ایشان آموزش می داده به افسرها، در دسترس همه هست. بنابراین نمی تواند اطلاعات خاصی باشد. اسناد طبقه بندی شده، اسناد سری است که در حفاظت اطلاعات نگاهداری می شود و اصلاً هر افسری هم به آن دسترسی ندارد. حتی اگر فرمانده باشد. او هم به آن ها دسترسی ندارد. چون آنها در جای خاصی دور از دسترس همه نگه‌داری می شود. فقط ممکن است یک تعداد خاص و انگشت شمار که مشخص است چه کسانی هستند، به آنها دسترسی داشته باشند.

----

سرنوشت نا معلوم پنج شهروند مریوانی

دوشنبه 01 شهریور 1389

خبرگزاری هرانا: از سرنوشت پنج شهروند کرد اهل روستای "نی" از توابع مریوان که بامداد روز 23 مرداد توسط نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران بازداشت شدند، اطلاعی در دست نیست.

بنیروهای امنیتی و سپاه پاسداران رژیم، بامداد روز 23 مرداد با یورش به منازل پنج شهروند مریوانی به نامهای اختیار کاوه، بهمن فتاح زاده، بریار کاوه، برهان درخشانی و برهان خوسروی، آنها را بازداشت و منازلشان را تفتیش نمودند.

علیرغم پیگیری مکرر خانواده‌های این افراد به مراکز مربوطه هیچ پاسخی به آنها داده نمی‌شود. دلیل یا دلایل بازداشت، اتهامات احتمالی وارده و محل نگهداری بازداشت شدگان هنوز مشخص نیستند.

لازم به ذکر است که بریار کاوه و برهان خوسروی 17 ساله، برهان درخشانی 18 ساله، اختیار کاوه 33 ساله و بهمن فتاح زاده 35 ساله هستند.

گفتنی است که شخص دیگری اهل همین روستا به نام قانع کاوه در این مدت، مکرر از سوی اداره‌ی اطلاعات مریوان احضار و مورد بازجویی قرار می‌گیرد.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران