بازگشت به صفحه اول

 

 
 
همسر امین زاده: کسی پاسخگوی این بی عدالتی ها نيست

مژگان مدرس علوم

۰۴ شهریور ۱۳۸۹

جرس: محسن امين زاده، چهره برجسته سیاست خارجی در دولت سید محمد خاتمی،  یک روز بعد از ارسال شکایت نامه هفت عضو برجسته جبهه اصلاحات، به زندان اوین بازگردانده شد و بدنبال آن آقایان صفایی فراهانی و تاج زاده به زندان فراخوانده شدند.  

گفتنی است، آقایان محسن امین زاده، مصطفی تاج زاده، عبدالله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی، محسن میردامادی و بهـزاد نبـوی در شکایت-نامه ای از ظلم ها  و دخالتهای عده ای از فرماندهان سپاه بر امور سیاسی کشور، به اظهارات  فردی موسوم  به “سردار مشفق ” اشاره کرده و  آن را سند مهمی در جهت روشن شدن مسائل پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث بعد از آن دانسته بودند.

امین زاده صبح روز سه شنبه ۲۶ خرداد در جریانات مربوط به رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) بازداشت شد و درتاریخ ۱۹ بهمن ۸۸ در دادگاه ناعادلانه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری در حکم اولیه محکوم شد ودر دادگاه تجدیدنظر او به ۵ سال زندان محکوم شد. اتهام‌های امین زاده اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور و همچنین تبلیغ علیه نظام عنوان شده بود.

امین زاده در تاریخ ۲۱ بهمن پس از ۲۳۸ روز زندان با وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی به مرخصی آمد که بعد از ارسال شکایت نامه علیه سردار شفق خطاب به رئیس قوه قضاییه به زندان اوین فراخوانده شد.

به همین مناسبت "جرس" با خانم مهناز اصغرزاده همسر دکتر امین زاده در خصوص آخرین وضعیت ایشان و علت بازگشت غیرمترقبه شان به زندان اوین به گفتگو پرداخته است که در پی می آید:

خانم اصغر زاده آیا بعد از بازگرداندن آقای امین زاده به زندان شما ملاقاتی با ایشان داشتید ؟

حدود یک ماه از بازگرداندن آقای امین زاده به زندان اوین می گذرد و اولین ملاقاتی که من در این مدت با ایشان داشتم مربوط به دوشنبه هفته جاری می شود. در مدت این یک ماه هم، فقط در روز دوم ایشان تماسی با من داشتند و بعد از آن ما از ایشان بی خبر بودیم.

وضعیت روحی و جسمی ایشان در این ملاقات چطور بود؟

ایشان وضعیت روحی بسیار خوبي داشتند، چیزی که همیشه به ما دلگرمی داده و ما از آن مطمئن هستیم. کسی که به "حقانیت" راهش ایمان داشته باشد، قطعاً روحیه قوی و محکمی خواهد داشت.

ایشان در بند عمومی هستند؟

بله در بند 350 به همراه آقایان میردامادی و صفایی فراهانی هستند.

آیا به نظر شما عدم موافقت با تمدید مرخصی آقای امین زاده ارتباطی با شکایت نامه ایشان به همراه شش چهره برجسته دیگر علیه نهادهای اطلاعاتی و نظامی مداخله گر در امور سیاسی و انتخابات به رئیس قوه قضاییه دارد؟

البته در مدت مرخصی یکبار دیگر هم آقای امین زاده را فراخوانده بودند اما شب دوباره تماس گرفتند و گفتند فعلاً لازم نیست به زندان برگردند. اما این بار بازگشت شان به زندان کمی متفاوت بود و از زندان اوین با ایشان تماس تلفنی گرفتند که خودشان را به اوین معرفی کنند. با توجه به بازگشت آقایان صفایی فراهانی و تاج زاده به زندان، مطمئن هستیم که بازگشت ایشان به زندان نیز بی ارتباط با این شکایت نامه نیست. چون روز قبل از اینکه همسرم را بازداشت کنند این شکایت نامه به قوه قضاییه ارسال شده بود. بنابراین برگرداندن آقای امین زاده و بعد از آن ، آقایان صفایی فراهانی و تاج زاده در ارتباط مستقیم با این شکایت نامه می باشد.

شما خودتان صحبتی در خصوص این شکایت نامه که به جای رسیدگیبه آن، اینگونه اقدامات صورت می گیرد، ندارید؟

همسرم می خواستند به شکواییه اي که نوشته اند رسیدگی شود و در این شکواییه آقای امین زاده و امضاءکنندگان دیگر ابراز داشته اند که ما قربانیان اقدامات "خلاف" قانون هستیم و سبب دستگیری مان تهمت های ناروایی است که به ما زده شده است. این امضاءکنندگان خودشان را از خدمتگزاران صدیق این مرز و بوم می دانند. پس چطور می توانند از یک سند مهمی که درباره  ظلم ها  و کارشکنی های عده ای علیه آنها و خانواده هایشان بوده، بگذرند. طبیعی است که به قوه قضاییه شکایت کنند و تقاضای رسیدگی به این اتهامات را داشته باشند. اما متاسفانه به جای رسیدگی به این شکایت آنان را به زندان بر می گردانند. ما خانواده ها هم به نوبه خودمان انتظار داشتیم به این شکایت به عنوان سندی مهم رسیدگی شود و از سردار مشفق و همکاران ایشان در این زمینه بازخواست به عمل آید. اگر قرار باشد به جای رسیدگی به شکایت شاکيان، اینگونه برخوردها با آنان صورت بگیرد و به زندان برگردند دیگر حرفی با مسئولین مملکت باقی نمی ماند.

آقای امین زاده چهار ماه در انفرادی و شرایط سخت نگهداری شده و ششصد ساعت بازجویی شده اند درحاليکه ما ماه ها از وضعیت ایشان بی خبر بودیم. اتهامات ناروا به ایشان زده شده و حکم ناعادلانه ای برای ایشان صادر شده است. اینها همه و همه نشان می دهد که "کسی پاسخگوی این بی عدالتی ها نيست."

با توجه به اینکه این شکایت نامه خطاب به رئیس قوه قضاییه نوشته شده است، آیا تاکنون پاسخی به این نامه داده شده است؟

نخیر، متاسفانه جوابی از سوی ایشان داده نشده است و حتی بسیاری از سوالات خانواده های زندانيان هم بی پاسخ مانده است. هنوز این سوال ما بی جواب مانده است که چگونه توانستند روز بیست و پنج خرداد سال گذشته از سوی نهادهای امنیتی به حریم منزل ما تجاوز کنند، درب خانه را بشکنند و یکی از دوستان همسرم را گروگان بگیرند تا آقای امین زاده را دستگیر کنند. چگونه می خواهند این همه درد و رنجي را که تمام خانواده های زندانیان سیاسی داشته اند جبران کنند؟ وقتی که این گونه با ما برخورد مي شود، طبیعی است که به شکواییه هم رسیدگی نخواهد شد. حتی در این مدت که همسرم دستگیر شده حق تماس تلفنی با خانواده را ندارد این در حالی است که تمام زندانیان بند عمومی از این حق برخوردار هستند. مسئولین می دانند که شنیدن صدای عزیزانمان یک دلگرمی برای ما خانواده هاست واین  خانواده ها هستند که به عزیزان دربندشان روحیه می دهند به همین جهت با قطع تماس تلفنی می خواهند ما و عزیزانمان را آزار دهند.  زمانی که مسئولین با این افرادی که عمر خود را صرف خدمت به کشور و مردم کرده اند اینگونه "ناعادلانه" رفتار می کنند، ما چه انتظاری می توانیم داشته باشیم که به شکایت مان رسیدگی شود.

با توجه به دردها و رنجهایی که بر شما رفته است شما به عنوان خانواده یکی از چهره های برجسته و خدمتگزار کشور که در زندان از حقوق اولیه و ابتدایی خود نیز محروم است، چه صحبتی با مسئولین دارید؟

ما از رئیس قوه قضاییه انتظار داریم به حقوق اولیه زندانیان سیاسی رسیدگی شود. من تعجب می کنم که به خانواده های زندانیان غیر سیاسی طبق قوانین نوشته شده رسیدگی می شود اما با زندانیان سیاسی و خانواده های آنان رفتارهای زشت و نامناسبی صورت می گیرد و از حقوق اولیه و ابتدایی خود محروم هستند. حق تماس تلفنی کمترین چیزی است که یک زندانی باید از آن برخوردار باشد اما می بینیم که ماموران هرگونه که دوست دارند عمل می کنند و هیچ توجهی به "قانون" نمی شود. آقای امین زاده فردی است که تمام عمر خود را وقف خدمت به مردم و کشور کرده است و فرد با سابقه و تاثیر گذار در تمامی عرصه های کشور بوده است قبل از انقلاب به عنوان دانشجوی فعال و کسی که دغدغه مردم و امور کشورش را داشته است مبارزه کرده است و بعد از انقلاب هم به مدت سی سال در پستهای مهم کشوردر خدمت مردم بوده است و فعالیتهای ارزنده ای داشته است. من به عنوان خانواده یک زندانی سیاسی از رئیس قوه قضاییه انتظار دارم به این موضوع و شکایت همسرم رسیدگی شود و حقوق زندانیان سیاسی به عنوان حداقل یک شهروند عادی رعایت شود.

اقدام بعد شما در پیگیری وضعیت همسرتان چیست؟

ما منتظر هستیم تا ببینیم عکس العمل رئیس قوه قضاییه به این شکایت چیست و آیا قصد رسیدگی به شکایت را دارند؟ متاسفانه وکلا هم نمی توانند کاری انجام بدهند. با این وضعیت اقدام خاصی غیر از اطلاع رسانی و نوشتن نامه به مراجع قضایی و حقوقی نمی شود انجام داد.در حالیکه حق طبیعی این زندانیان است که از حق خودشان دفاع کنند و انتظار داشته باشند به شکایتشان رسیدگی شود.

به عنوان آخرین سوال با توجه به تمام این اقدامات فراقانونی در کشور ، آقای امین زاده چشم انداز آینده ایران را چگونه می دیدند؟

ایشان بسیار "خوش بین" و امیدوار بودند و روحیه قوی ایشان و نگاه روشنشان به مسائل بود که قلب ما را آرام می کرد. ایشان امید به فردای "بهتر" برای مملکت و مردم را داشتند و خیلی امیدوار بودند و ما هم همین احساس را داریم و امیدواریم آنچه شایسته ملت ایران است پیش بیاید.

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید.

----

حامد روحی نژاد در شرایط وخیم جسمی به زندان زنجان تبعید شد

جمعه 05 شهریور 1389

خبرگزاری هرانا: حامد روحی نژاد، یکی از زندانیان محبوس در زندان اوین، شب گذشته مورخ چهارم شهریور ماه از زندان اوین به زندان زنجان تبعید شد.

این حکم در حالی شبانه اجرا شده است که مسئولان از دادن کوچکترین خبری در این رابطه به خانواده و وکیل وی امتناع کرده اند.

حامد روحی نژاد دانشجوی رشته فلسفه، از اردی بهشت ماه سال 88 تاکنون به اتهام عضویت در یکی از گروهای مخالف نظام در زندان نگهداری می شود و از حق داشتن حتی یک روز مرخصی استعلاجی نیز محروم بوده است.

وی در دادگاه های جمعی و نمایشی حوادث پس از انتخابات محاکمه و به اعدام محکوم شده بود که نهایتاْ این حکم در دادگاه تجدید نظر به 10 سال حبس و تبعید به زنجان تقلیل یافت.

روحی نژاد مبتلا به بیماری ام اس (Multiple Sclerosis) است و بخشی از اندام های عصبی بدنش نیز در سایه ی عدم رسیدگی پزشکی طی این مدت در زندان فلج شده است.

تبعید این زندانی سیاسی به زنجان در حالی صورت می گیرد که وی بایستی در بیمارستانی خارج از زندان تحت مداوای مستقیم متخصصان قرار گیرد. روحی نژاد در زندان اوین با توجه به امکانات پزشکی بهتر نسبت به سایر زندان های کشور، وضعیت جسمانی اش روز به روز به وخامت می گرایید تا جایی که وی درصد بالایی از بینایی چشمانش را از دست داده و یکی از دستانش نیز به کل از کار افتاده است.

شایان ذکر است که درخواست های مکرر خانواده ی روحی نژاد مبنی بر اخذ مرخصی استعلاجی برای فرزندشان بی نتیجه بوده و پدر این زندانی سیاسی بارها هنگامی که به مسئولان مراجعه کرده، با توهین و تحقیر ایشان مواجه شده است.

----

یورش وحشیانه و دستگیری تعدادی از جوانان که برای گرامیداشت قتل عام سال 67 عازم خاوران بودند

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر به خانواده ها  و جوانان و دستگیری تعدادی از آنها که  در حال حرکت بسوی آرامگاه زندانیان سیاسی قتل عام شده سال 67 بودند .

از صبح امروز جمعه 5 شهریور ماه به رسم همیشگی خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده سال 67 اولین جمعه شهریورماه هر سال را بر آرامگاه عزیزان خود گرد هم می آیند و مراسم ساگرد آنها را برگزار می کنند. تعدادی زیادی از خانواده ها و مردم از ساعت 09:00 صبح عازم گورستان خاوران بودند تا مراسم بیست و دمین  سالگرد جانباختگان راه آزادی را برگزار کنند.

نیروهای سرکوبگر از صبح زود و از یک کیلومتری  مسیر ورود به خاوران را با خودروهای خود بسته بودند وماشینهای که عازم آرامگاه شهدای آزادی بودند متوقف می کردند و با برخوردی وحشیانه آنها را باز می گرداند. حوالی ساعت 11:00 نیروهای سرکوبگر به تعدادی از جوانان که عازم آنجا بودند یورش بردند و ضمن ضرب وشتم وحشیانه آنها را دستگیر کردند.

 دستگیریها جوانان حدود یک کیلومتری آرامگاه شهدای راه آزادی صورت میگرفت و بنابه گفته شاهدان عینی حداقل در این نقطه 5 دختر جوان و یکی از آقایون از ماشین بیرون کشیده شدند و وحشیانه مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.کسانی که دستگیرمی شدند مدارک شناسائی و تلفن های همراه آنها بلافاصله ضبط می شد و آنها را به وانهای مستقر در آنجا هدایت می کردند.

تعداد نیروهای سرکوبگر نیروی انتظامی و لباس شخصی به صداها نفر می رسید. آنها با دو جرثقیل مسیر را سد کرده بودند و برای ایجاد رعب و وحشت  جوانان را از ماشین با ضرب وشتم بیرون می کشیدند .

در طی مسیر ده ها خودروی نیروی انتظامی و مامورین وزارت اطلاعات پارک شده بود.

علیرغم حضور گسترده نیروهای سرکوبگر و بازگرداند  اجباری تعداد زیادی از خودرهایی که خانواده ها و مردم تهران که عازم خاوران بودند. ولی تعدادی از خانواده ها و مردم خود را به آرامگاه شهدای قتل عام زندانیان سیاسی 67 رساندند.

هنوز از نحوه برگزاری و رفتار نیروهای سرکوبگر با خانواده ها و مردم در آرامگاه گزارشی بدست ما نرسیده است ولی از مسافتهای دور شاهد حضور آنها بوده اند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران یورش وحشیانه به خانواده ها  و دستگیری جوانان توسط  نیروهای سرکوبگر که برای گرامیداشت بیست و دومین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی  67 عازم خاوران بودند را محکوم می کند و خواستار آزادی بی قید و شرط و فوری تمامی دستگیر شدگان امروز است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

5 شهریور1389 برابر با 27 اوت 2010

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران