وضعیت نگران کننده اولیایی فر، زندانی سیاسی مبتلا به سرطان خون
سه شنبه, ۲۷ مهر, ۱۳۸۹
چکیده:
برخورد های این گونه با یک بیمار مبتلا به سرطان خون که حتی
زمان زنده بودنش هم معلوم نیست، چه معنایی می تواند داشته باشد
.چنین انسانی آن هم بر تخت بیمارستان چه خطری می تواند برای
امنیت یک نظام داشته باشد که 24 ساعته در کنار تختش کشیک می
دهند و خانواده را نیز از دیدار با وی محروم می کنند . این
رفتارها هم با انسانیت مغایرت دارد و هم با اسلامیت.چرا با ما
چنین می کنند؟»
کلمه: وضعیت جسمانی محمد اولیایی فر، وکیل
دربند به دلیل ابتلا به سرطان خون نگران کننده گزارش می شود.
یکی از اعضای خانواده اولیایی فرد در گفت و
گو با کلمه با بیان اینکه بر اساس آخرین آزمایشها ابتلا اولیایی فر
به سرطان خون تایید شده، از وضعیت جسمانی او ابراز نگرانی شدید کرد
.
محمد اولیایی فر وکیل دربند به علت وخامت
حالش چند روزی است که به بیمارستان منتقل شده اما با این حال
خانواده اش از حق ملاقات با او محرومند .
به گفته خانواده وی چند مامور در بیمارستان
در حالی که اسلحه به دست دارند به صورت شبانه روزی در کنار تخت او
نگهبانی می دهند و با یک بیمار مبتلا به سرطان که حالش به شدت بد
است رفتارهای نامناسبی دارند .
خانواده اولیایی که از این برخوردها با یک
زندانی بیمار متعجب شده اند، می گویند: «نمی دانیم برخورد های این
گونه با یک بیمار مبتلا به سرطان خون که حتی زمان زنده بودنش هم
معلوم نیست، چه معنایی می تواند داشته باشد .چنین انسانی آن هم بر
تخت بیمارستان چه خطری می تواند برای امنیت یک نظام داشته باشد که
۲۴ ساعته در کنار تختش کشیک می دهند و خانواده را نیز از دیدار با
وی محروم می کنند . این رفتارها هم با انسانیت مغایرت دارد و هم با
اسلامیت.چرا با ما چنین می کنند؟»
آنها از دادستان تهران می خواهند که به
ملاقات این زندانی بیمار برود و حتی از نزدیک همه آزمایشهای پزشکی
او را ببیند تا مطمئن شود که این بیمار در این وضعیت هیچ خطری برای
آنها ندارد .
محمد اولیایی فرد وکیل مدافع تعدادی از
زندانیان سیاسی است . وی به اتهام مصاحبه در مورد وضعیت یکی از
نوجوانان محکوم به اعدام به یک سال حبس محکوم شد. او از تاریخ ۱۱
اردیبهشت ۱۳۸۹ برای گذراندن این حکم به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل
شد . وی به دنبال تایید ابتلا به سرطان خون مدت کوتاهی است که
دربیمارستان بستری است.
----
نامه سرگشاده شيرين عبادی به نسرين ستوده: به
تو نيازمنديم، اعتصاب غذای خود را بشکن!
همکار ارجمند، نسرين
عزيز گويا:
نوجوانان و کودکان شهادت میدهند که از حق آنان دفاع کرده ای و تا پای
جان ايستادی تا اجازه ندهی افرادی را که در سنين کمتر از ۱۸ سال مرتکب
جرم شده اند، به چوبه دار سپرده شوند.
زنان همه جا نام تو را بر زبان میآورند،
که ساليانی دراز برای حقوقی که از آنان تضييع شده بود، سينه سپر کردی.
آزادی خواهان
نامت را بسان سرود در شامگاه بيداد و ستم زمزمه میکنند تا در
طلوع ديگر، رهايی را جشن گيرند.
همگان گواهی میدهند که خواسته کوچک
تو- هر چند که در چشم دولتيان بسيار بزرگ مینمايد- اجرای صحيح
قوانين است.
ايرانيان میدانند که چه سان در قبال
قانون شکنان ايستادی و حصار انفرادی نيز نتوانست مانع از فرياد
رسای عدالت خواهی تو شود.
همکاران عافيت طلب ات، به خوبی آگاهند
که زبان در کام نکشيدی تا آبروی از دست رفته وکالت را باز خری.
موکلين بی شمارت شهادت میدهند که چه
سان بر آزادی آنان پای فشردی تا عاقبت اسير قانون شکنان شدی. هر
چند اسارت هم ميدان رزم ديگری شد برای تو، که: "عار نايد شير را از
سلسله"
مبارز خستگی
ناپذير
فرياد عدالت خواهی تو توسط موکلين و پيروانت به سراسر دنيا مخابره
شد و جهانيان آگاه شدند که در دادگاهها و زندانهای ايران چه
میگذرد.
تو پيروز شدی و توانستی رفتار قانون
شکنان را در برابر قضاوت افکار عمومی قرار دهی تا فردائی ديگر
پاسخگوی اعمال خلاف بشری خود باشند.
همکار از جان
گذشته به
تو نيازمنديم، اعتصاب غذای خود را بشکن زيرا بی پناهان هنوز به
پناهی مطمئن و کوهی استوار چون نسرين ستوده نيازمندند.
شيرين عبادی
----
درخواست پنج شخصیت ملی - مذهبی از نسرین ستوده: جان پرمهر شما ارزشمند
است؛ به اعتصاب غذا خاتمه دهید
26 مهر 1389
مدرسه فمینیستی: جمعی
از شخصیت های ملی مذهبی همچون حبیبالله پیمان، عزتالله سحابی، حسین
شاهحسینی، اعظم طالقانی، نظامالدین قهاری، طی نامه ای از نسرین ستوده
درخواست کرده اند که به اعتصاب اش پایان دهد. پیش از این کانون وکلای
دادگستری طی نامه ای کتبی از نسرین ستوده تقاضا کرده بود که به اعتصاب
اش پایان دهد. و نیز 4
تن از زندانیان همچون عیسی سحرخیز، منصور اسانلو و... در زندان رجایی
شهر از نسرین ستوده تقاضای شکستن اعتصاب اش را کرده بودند. متن
نامه شخصیت های ملی مذهبی را به نسرین ستوده در زیر می خوانید:
بهنام
خدا
وکیل
آزاده و وطندوست، سرکار خانم نسرین ستوده
درود
بر شما
جان پرشور و وجود پرمهر شما برای فرزندان خردسالتان و
نیز برای تمامی شهروندان ایرانزمین، عزیزتر و ارزشمندتر از آن است که
بهدلیل رفتارهای غیرانسانی و غیرقانونی، خدشهدار گردد و تحلیل رود.
اخبار نگرانکنندهای از اعتصاب غذای شما از سه هفته
پیش (سوم مهرماه 1389) شنیده میشود. درخواست ما، پایان دادن به
اعتصابتان است.
امید که صاحبان قدرت، کولهبار حکومتورزی خویش از
انصاف و خردورزی و شفقت بر خلق پر کنند و به ناروایی و ستم بر شهروندان
خاتمه دهند.
26مهرماه1389
حبیبالله
پیمان، عزتالله سحابی، حسین شاهحسینی، اعظم طالقانی، نظامالدین
قهاری
----
واقعیتی که نسرین ستوده از آن می گوید با نور منتشر می شود
شهلا فروزانفر
24 مهر 1389
مدرسه فمینیستی: واقعیت
فرای ادراک و منفعت محدود ؛ فراتر از بینش های دست ساخته بشری است.
آنچه که واقعا وجود دارد اساس هستی وخلقت را بنیان نهاده و فراتر از
ادراک های کوتاه وحقیر بشر زورمند است.
اما حقیقت، رنگی است که ما به واقعیت می زنیم. به
اندازه درک و منافع وقوانین موجود در گوشه گوشه پهنه هستی، حقیقت
متفاوت است . چه بسیار «حقایقی» که در طول زندگی بشر «مردود» شده اند،
با هزاران ترفند ؛ قانون ؛ زور ؛ ایدئولوژی زمینی؛ حقیقت را عامه می
کنند به گونه ای که همگان آن را امری بدیهی می دانند اما با واقعیت
فرسنگ ها فاصله دارد . چهره پاک واقعیت، سیاه شده و جایگزینی متضاد با
آن، به عامه ارائه شده است.
اینجاست که فرهیختگان ؛ انسان هایی که هنوز قلبی
در سینه شان می تپد می کوشند زنگار واقعیت را بزدایند. در این راه
دست ها زخمی وخونین می شود، و چه بسا جان ها ی نازنین که از دست می
رود .
نسرین ستوده یکی از این انسانهاست که در هزارتوی
حقیقت نادرست می کوشد کورسویی از واقعیت را نمایان سازد. در این
تلاش جانفرسا تنها نیست اما پیکر شکننده او تاب این همه رنج را
ندارد. منفعت طلبان و سود جویان سوداگر مرگ در جهان از تلاش این
مادر جوان بهره ها برده اند پلکانی ساختند برای رسیدن به غنایم
رنگارنگ ، اما چه باک!
واقعیتی که نسرین ستوده از آن می گوید، آن قدر
واقعی؛ پاک؛ و انسانی است که با نور و با صدا منتشر می شود. دور
نیست روزی که در جای جای میهنم جوانه زند وشهد زلال واقعیت؛ سیاهی
های حقیقت نابکار دروغین را بشوید تا از میان آن، واقعیت زیبا و
پُر صلابت، قامت افرازد.
|