بازگشت به صفحه اول

 

 
 

اعتراض دولت آمریکا نسبت به بازداشت وکلا

• وزارت خارجه ی آمریکا با انتشار بیانیه ای نسبت به "اقدامات ایذایی ایران نسبت به وکلای دعاوی و بازداشت آنها" اعتراض کرده است ...

اخبار روز: وزارت خارجه ی آمریکا با انتشار بیانیه ای نسبت به "قدامات ایذایی ایران نسبت به وکلای دعاوی و بازداشت آنها" اعتراض کرده است.
به گزارش سایت وزارت خارجه ی آمریکا، در این بیانیه که به امضای فلیپ جی کراولی دستیار وزیر امور خارجه در امور عمومی رسیده، آمده است:

ایالات متحده از بابت اقدامات ایذایی نسبت به مدافعان حقوق بشر و بازداشت و زندانی کردن آنها همچنان به شکل جدی احساس نگرانی می کند. برای نمونه ما بر اساس گزارشها آگاهی یافته ایم که محاکمه‍ی نسرین ستوده، وکیل مدافع حقوق بشر، در جریان است ولی در آن شفافیت و تشریفات قانونی که بوسیله‍ی قوانین ایران تضمین شده است رعایت نمی شود.
رهبران ایران باید بدانند که خاموش ساختن ایرانیانی که به خاطر حقوق بشر هم میهنانشان به پا می خیزند بدون توجه باقی نمی ماند. ما باردیگر به جامعه‍ی بین المللی می پیوندیم تا آزادی همه‍ی زندانیان سیاسی، از جمله کسانی را که به خاطر دفاع از زندانیان و یا در اعتراض به موارد نقض حقوق بشر سخن گفته اند، خواستار شویم و دولت ایران را به فراهم ساختن حقوقی که جنبه‍ی جهانی دارند برای شهروندانش فراخوانیم.

----

پروين تاجيک: برای دادخواهی از هتک حرمت برادرم، محکوم به حبس شدم

گويا: مسيح علی نژاد، جرس: به جرم دفاع از برادرم عبدالرضا تاجيک به يک سال و نيم زندان محکوم شده ام و حالا به خانواده ام وصيت کرده ام که اگر مرا به زندان بردند، نه همسرم، نه پسرانم و نه اعضای ديگر خانواده و فاميلم، پيگير کارم نباشند و از من دفاع نکنند، ظاهرا در کشور ما دفاع از خانواده جرم است و من طاقت اينکه يکی ديگر از اعضای خانواده ام را به جرم دفاع از من زندانی کنند ندارم. ظاهرا خانواده زندانی بودن جرم است در حالی که من برای برادرم، هم خواهر بودم و هم مادر چون عبدالرضا وقتی ده ساله بود ما مادرمان را از دست داده ايم و اين وظيفه انسانی و خانوادگی من بود که پيگير کار برادرم باشم، هيچ حرف سياسی و يا خلاف نظام هم نگفته ام؛ تنها به جرم دفاع از برادر محکوم ام.

اين گفته های پروين تاجيک است که به علت افشاگری هايی در مورد « هتک حرمت» به برادرش عبدالرضا تاجيک در زندان، به يک سال و نيم حبس محکوم شد.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به رياست قاضی مقيسه، خواهر عبدالرضا تاجيک را به اتهام اقدام تبليغی عليه نظام و تشويش اذهان عمومی به يک سال و نيم زندان محکوم کرد تنها به اين دليل که پروين تاجيک چندی پيش از هتک حرمت برادر خود در زندان خبر داده بود که در پی آن بارها به دادسرای اوين احضار و در نهايت با قيد کفالت آزاد شد .

عبدالرضا تاجيک روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر برای بار سوم طی يک سال گذشته، خرداد ماه بازداشت شد و تا کنون در بازداشت و در بند امنيتی ۲۰۹ به سر می‌برد

گفتگوی جرس با پروين تاجيک پيرامون روند ابلاغ اين حکم در دادگاهی که به گفته وی بدون اطلاع قبلی و بدون حضور وکيل برگزار شده بود، پيش روی شماست:

- خانم تاجيک ممکن است مختصر بفرماييد روند برگزاری دادگاه شما چگونه بود و آيا اساسا وکلای شما فرصت کافی برای دفاع از شما را داشتند؟

من اصلا نمی دانستم دادگاهی قرار است برای من برگزار شود، يعنی به من نگفتند که قرار است دادگاه برگزار کنند، فقط زنگ زدند و گفتند فردا بياييد شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، من هم فکر کردم قرار است بروم تا روز دادگاه را به من اعلام کنند، برای همين بدون هيچ آمادگی و بدون اطلاع وکيل رفتم، شايد درست نباشد خودم اين را بگويم که دادگاه من به قدری مظلومانه برگزار شد که دلم برای خودم سوخت چون احساس کردم آنجا خيلی بدون حامی و بدون پشتيبان بودم، چهار تا سوال و جواب کردند، برگه هايی که دم دست شان بود را ورق زدند و بعد هم که داشتم دادگاه را ترک می کردم يک نفر دنبالم دويد و گفت، کجا؟ حکم شما دارد تايپ می شود، انگار من از قبل از دادگاه محکوم بوده ام، بعد هم برگه حکم را امضا کردم و گفتند بيست روز هم فرصت داريد لايحه اعتراضی تان به اين حکم را ارايه کنيد. باورم نمی شود تنها به جرم دفاع از برادرم که زندانی بود مرا هم به يک سال و نيم زندان محکوم کردند.

- از خانواده کسی همراهی تان نکرد؟
چرا همسرم پشت در دادگاه نشسته بود وقتی حکم را ديد، رنگ به صورتش نماند، به او گفتم ناراحت نباش اما خودم به قدری از اين دادگاهی که به تنهايی برايمان برگزار کردند ناراحت بودم که همسرم گفت، نگران نباش ما خدا را داريم. اما همانجا به همسرم گفتم اگر قرار شد مرا هم تنها به جرم دفاع از برادر به زندان بياندازند شما هرگز هيچ دفاعی از من نکن. ترجيح می دهم يک سال و نيم به زندان بروم اما هيچ يک از اعضای خانواده ام ، پيگير کار من نباشند. در کشوری که پيگيری خانواده از عزيزی که در زندان است جرم محسوب می شود چرا بايد خانواده ام از من دفاع کنند و آنها هم به زندان بيافتند. بگذار اعضای ديگر خانواده ام وارد اين اين محدوده قرمز نشوند . اين دو روز به تمام اعضای فاميل مان شوک وارد شده است و هنوز باور نمی کنم که تنها به دليل حمايت از برادر زندانی ام، خودم را هم به يک سال و نيم حبس محکوم کرده اند، در حالی که من يک معلم هستم و هرگز در عمرم هيچ فعاليت سياسی انجام نداده ام، با اينکه بسيار ناراحت هستم اما به روی فاميل لبخند می زنم و حتی به پسرانم و تمام فاميل وصيت کرده ام که وقتی من به زندان رفتم آنها هرگز از من دفاع نکنند چون در کشوری زندگی می کنيم که دفاع از خانواده و پيگيری کار يک زندانی ظاهرا جرم است.

- نحوه برخورد قاضی با شما چگونه بود و مشخصا جرم تان را چه عنوان کرده اند؟
به من گفت چرا مصاحبه کردی و آبروی نظام را بردی، گفتم من مادرم زمانی فوت شد که برادرم عبدالرضا ده ساله بود، من برای عبدالرضا فقط خواهر نبودم، بايد برايش مادری می کردم. مگر می شود برادرم سه بار روانه زندان شود و بعد من در خانه خودم بنشينم و شام و ناهار خودم را بخورم و اصلا به روی خودم نياورم، ما انسان هستيم مگر می شود برادرم با آن حال متاثر در زندان به من بگويد به او هتک حرمت شده و بعد من ساکت باشم و هيچ کاری برايش نکنم؟ من نمی دانستم دفاع از برادر جرم است، هيچ حرف سياسی نزدم . در مصاحبه هايم که درد دل بود هيچ گاه در مخالفت با جمهوری اسلامی حرفی نزدم، فقط از برادرم دفاع کردم. هدفم ارتکاب جرم نبود که حالا شما مرا به جرم آنچه در دفاع از برادرم با رسانه ها گفته ام محکوم کرده ايد،.

- يعنی منظور قاضی اين بود که به جای مصاحبه با رسانه ها از طريق خود قوه قضاييه بايد پيگير می شديد؟
اتفاقا به آقای قاضی همين را گفتم که من به همه جا سر زدم، به همه نامه دادم، حتی در خود قوه قضاييه به من گفتند آقای لاريجانی اصلا چنين نامه هايی را نمی خواند، وقتی هيچ کس به من جواب نمی دهد من چه کار می توانستم بکنم.
اما قاضی مدام به من می گفت دروغگو و اين برايم خيلی رنج آور بود، چون من معلمی هستم که تمام عمرم به دانش آموزانم ياد دادم جز راستی نگويند، اما حالا در دادگاه کشورم مدام به من می گفتند دروغ می گويی.

- فکر کنم پيش از اين شما گفته بوديد که حتی داديار ناظر پرونده هم تاکيد کرده بود که ماجرای هتک حرمت، عريان کردن آقای عبدارضا تاجيک و خنديدن به بدن عريان وی در ميان جمع بوده است، آيا همين را در دادگاه مطرح کرديد؟
اتفاقا الان من به خاطر شکايت خود آقای فراهانی که به من خبر داده بود برادرم را عريان کرده بودند، محکوم شده ام. آقای فراهانی آن زمان خيلی برادرانه و انسان دوستانه به من توضيح داد که با برادرم چه کرده اند و من هم خيلی از اين کارش به نيکی ياد کردم اما نمی دانم چه اتفاقی افتاد که الان آقای فراهانی ظاهرا برای دفاع از خودش از من شکايت کرد. من شرايط ايشان را نمی دانم اما يادم هست از ايشان خيلی تعريف کرده بودم و معتقد بودم که ايشان با نيت خيرخواهانه ای به من موضوع برهنه کردن زندانی را گفته بود تا اين موضوع را مطرح کنم که فضای قضايی کشور از وجود چنين آدم هايی که زندانی را اينگونه هتک حرمت می کنند پاک شود . حتی به آقای قاضی گفتم پس چرا خود آقای فراهانی را به دادگاه نمی آوريد تا چشم در چشم من بگويد که من دروغ گفته ام. من غير آز آنچه که شنيده ام چيزی نگفته ام. از ديدگاه من وقتی کسی را عريان می کنند و به او می خندند اين معنی اش هتک حرمت است، من آمدم برای اين موضوع دادخواهی کردم اما حالا آنها شده اند شاکی و من شده ام متهم.

- به جز قاضی آيا نماينده دادستانی و يا کسان ديگری هم در جلسه دادگاه حضور داشتند؟
کسی در دادگاه حضور داشت که من از ايشان سوال کردم آيا شما نماينده دادستانی هستيد؟ به من گفت من شبيه نماينده دادستانی هستم و بعد هم گفت اين کارهای زشت چيست که انجام می دهيد؟ ما اين همه شهيد نداديم که شما با آبروی نظام بازی کنيد. من بعد که برگه حکم را خواندم ديدم که نوشته بود، جلسه دادگاه با حضور نماينده دادستانی برگزار شد، يعنی همين را هم صادقانه به من نگفته بودند.

- در حکم، تبليغ عليه نظام و تشويش اذهان عمومی را قيد کرده اند در اين مورد شما چه دفاعی از خودتان کرديد؟
من اصلا آمادگی برای دفاع نداشتم ولی خودشان کهريزک را به يادم آوردند وقتی گفتند نظام دارد با کسانی که در کهريزک خطا کرده بودند برخورد می کنند شما چرا تبليغ عليه نظام می کنيد من هم به آنها گفتم خوب شد يادم آورديد همان ها که کهريزک را به وجود آورده اند، آنها تبليغ عليه نظام کرده اند نه ما که دادخواهی می کنيم . ولی به من می گفت شما دست تان در دست انگليس و آمريکايی ها است که دست آنها هم به خون مردم افغانستان و پاکستان آلوده است. گفتم من مثل خواهر شما هستم شما روی تان می شود اين حرف ها را به من می زنيد؟ گفت ما برادر و خواهر نيستيم. شما برادر و خواهرتان همان انگليسی و آمريکا هستند ، چه می توانستم بگويم. بارها به من می گفتند دروغگو و اين آنقدر عذابم می داد که من هم مجبور می شدم بگويم متاسفم و در نهايت پاسخ شنيدم؛ آنقدر متاسف باش تا دق کنی.

- واکنش وکلای شما چگونه است در شرايطی که دفاعيات شما ظاهرا در دادگاه شنيده نشد و به يک سال و نيم زندان محکوم شده ايد؟
آقای شريف و آقای لطانی دو وکيل بزرگواری هستند که تماس گرفتند و گفتند اگر آنها هم در دادگاه حضور می يافتند باز هم تفاوتی نمی کرد و آنها همان حکم را صادر می کردند. نمی دانم چه بايد بکنم، انگار هيچ کاری از دست مان بر نمی آيد وقتی صدايم به گوش مسوولان نمی رسد و به نامه ها و دادخواهی ما پاسخی نمی دهند، من مجبور بودم مصاحبه کنم و اگرچه شنيده ام بسياری که سکوت کرده اند هم حال و روز بهتری ندارند.

- حرفی اگر داريد که ناگفته ماند بفرماييد.
حرفی نمانده جز آنکه به خانواده ام بار ديگر تاکيد می کنم اگر مرا هم به جرم دفاع از برادرم به زندان بردند، ديگر کسی دنبال کار من نيايد، ظاهرا در کشور ما دفاع از خانواده جرم است و من طاقت اينکه يکی ديگر از اعضای خانواده ام را به جرم دفاع از من زندانی کنند ندارم. ظاهرا خانواده زندانی بودن جرم است. به جرم دفاع از برادر محکوم به يک سال و نيم زندان شده ام ولی ما هم خدايی داريم.

با تشکر از فرصتی که در اختيار جرس گذاشتيد

----

عاطفه خلفی: دستگاه قضا خانواده ی زندانیان را تنبیه می کند؛ اراده ی بازجویان آینده و زندگی فعالان سیاسی و خانواده های آنان را رقم می زند

یکشنبه، 23 آبان 1389

ادوار نیوز: حکم 5 سال حبس و یک میلیون ریال جزای نقدی حسن اسدی زیدآبادی  عضو شورای مرکزی و دبیر کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی  در شعبه 54 دادگاه تجدید نظر تایید شد . حسن اسدی برای دومین بار پس از انتخابات دستگیر و روانه زندان اوین شده است.عاطفه خلفی همسر حسن اسدی زید آبادی در گفت و گویی با ادوار نیوز در رابطه  با شرایط پرونده و مشکلاتی که برای خانواده های زندانیان سیاسی عقیدتی وجود دارد می گویید  متاسفانه تمام امید ما به بررسی  مجدد حکم سختگیرانه و ناعادلانه 5 سال حبس برای آقای اسدی ناکام ماند ، عدم وجود امکانات مناسب بهداشتی و عدم برخورداری زندانیان و خانوادها  از ابتدایی ترین حقوق خود، شرایط دشوار و نگران کننده ی برای همه ما ایجاد کرده و ظاهرا دستگاههای قضایی علاوه بر عزیزان ما، خانوادها را نیز تنبیه می کند.
 
همسر حسن اسدی با اشاره به اشکالات حقوقی حکم صادره گفت: متاسفانه علیرغم تلاش وکلا و همچنین خانواده ظاهرا قرار نبود که بتوانیم صدای خود را به گوش مسئولان برسانیم و بر طبق قوانین موجود همین کشور عدم انطباق حکم با فعالیتهای همسرم را منعکس کنیم. و دادگاه تجدید نظر هم چشم بر اشکالات حقوقی متعدد پرونده و حکم صادره برای آقای اسدی بست.
وی ادامه داد: دادگاه تجدید نظر هم مانند دادگاه بدوی تنها با توجه به نظرات کارشناسان پرونده و بدون توجه به دفاعیات همسرم  در خصوص اینکه فعالیت در یک حزب قانونی اصولا نمی تواند موضوع جرم ماده 610قرار بگیرد و نمی توان جرم اجتماع و تبانی را بر آن بار کرد نسبت به پرونده نظر داده و این حکم سختگیرانه را برای یک فعال سیاسی و حقوق بشری تاییدکرد. آنچه امروز در قوه قضاییه در خصوص پرونده ی فعالان سیاسی می بینیم، نه روند عادلانه دادرسی و برخورداری از حقوق قانونی و مصرح در قانون، بلکه اراده کارشناسان دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی است، که آینده و زندگی فعالان سیاسی و خانواده های آنان را رغم می زند است.
خانم خلفی ادامه داد : مطمئنما اگر این پرونده و حکم صادره در فضایی بدون هیاهوهای سیاسی و با توجه به قوانین موجود کشور مورد بررسی مجدد قرار بگیرد بسیاری از موارد نقض آشکار قانون در خصوص این پرونده روشن خواهد شد.
همسر دبیر کمیته حقوق بشر ادوار گفت : با تایید این حکم زندگی خانوادگی من و همسرم که کارشناس ارشد حقوق بشر از دانشگاه های همین کشور است و دغدغه اصلاح وضع موجود و پیشرفت و توسعه کشورخود را داشته متلاطم خواهد شد تنها به این دلیل که همسر من انتخاب کرد که  تحصیل بکند و در یک حزب قانونی فعالیت بکند  تا از این راه بتواند حداقل نکاتی را یاد آوری کند که به بهبود وضع حقوق بشر کمک کند . اما اکنون باید 5 سال از بهترین سالهای عمرش را پشت میله های زندان بگذراند.
خانم خلفی با اشاره به قطع تلفن های بند 350 نیز گفت تنها تماس ما با هم هفته ای نیم ساعت ملاقات کابینی است که در این مدت کوتاه باید تمام موارد مربوط به همسرم و زندگیمان را مطرح و با ایشان مشورت کنم که این تنبیه زندانی نیست بلکه زجر و عذاب مضاعف برای خانواده ها به خصوص زوج ها می باشد.

----

نگاهی به وضعیت ۱۸ زندانی سیاسی زن در بند عمومی اوین

ایجاد دوباره بند سیاسی زنان، پس از ۲۰ سال

چهارشنبه, ۲۶ آبان, ۱۳۸۹

چکیده: پس از گذشت نزدیک به 20 سال، باردیگر در نظام جمهوری اسلامی، تعداد زندانیان سیاسی زن آنقدر زیاد شده که نیاز به ایجاد یک بند با عنوان " بند سیاسی" به ضرورتی برای مقامات زندان تبدیل شده است و این نشانگر آن است که برخلاف ادعاهای قضایی و رویه سال‌های گذشته‌ی دادگاه‌های انقلاب و مسئولان امنیتی مبنی بر زندانی نکردن فعالان سیاسی زن، اکنون زنان نیز در کنار مردان می بایست هزینه سنگینی برای اعتراض شان بپردازند.هم اکنون حدود 18 زن سیاسی در بند عمومی زندان اوین به سر می‌برند که در مجموع بیش از 70 سال حکم زندان دریافت کرده‌اند.

کلمه: اقدام مقامات زندان در جداسازی زنان سیاسی از سایر زندانیان و محبوس کردن آنان در یک سالن دربسته، نشان از این دارد که مقامات امنیتی در صدد ساختن ” بند سیاسی زنان” هستند.

به گزارش خبرنگار کلمه، از سال‌های ابتدایی دهه ۷۰ تاکنون، از آنجا که شمار زندانیان سیاسی زن کم تعداد بوده است، این زندانیان همواره در بندهای عمومی زندان اوین تحمل کیفر می‌کرده‌اند. پیش از آن فقط در سال‌های دهه ۶۰ و همچنین سال‌های پیش از انقلاب به دلیل کثرت تعداد زندانیان سیاسی زن، مقامات زندان ناچار شدند، بند جداگانه‌ای را به آنان اختصاص دهند.

هم‌اکنون و پس از گذشت نزدیک به ۲۰ سال، باردیگر در نظام جمهوری اسلامی، تعداد زندانیان سیاسی زن آنقدر زیاد شده که نیاز به ایجاد یک بند با عنوان ” بند سیاسی” به ضرورتی برای مقامات زندان تبدیل شده است و این نشانگر آن است که برخلاف ادعاهای قضایی و رویه سال‌های گذشته‌ی دادگاه‌های انقلاب و مسئولان امنیتی مبنی بر زندانی نکردن فعالان سیاسی زن، اکنون زنان نیز در کنار مردان می بایست هزینه سنگینی برای اعتراض شان بپردازند.

هم اکنون حدود ۱۸ زن سیاسی در بند عمومی زندان اوین به سر می‌برند که در مجموع بیش از ۷۰سال حکم زندان دریافت کرده‌اند. این در حالی است که بسیاری از فعالان سیاسی، روزنامه‌نگاران و زنان بازداشت‌شده در اعتراضات پس از انتخابات، با دریافت احکام حبس تعزیری از سوی دادگاه انقلاب، در انتظار اجرای حکم خود به سر می‌برند و به نظر می‌رسد در ماه‌های آینده شاهد افزایش شمار زنان در بند سیاسی زندان اوین باشیم.

وجود بند سیاسی برای زنان، در ابتدای امر، اتفاق خوشایندی است. بحث تفکیک جرایم یکی از مهمترین مسائل و مشکلاتی بوده که در این مدت مورد اعتراض زندانیان قرار گرفته است. با این وجود، اقدام مقامات زندان برای جداسازی زنان سیاسی از زندانیان عادی، نه در جهت ایجاد شرایطی مطلوبتر برای آنان که در جهت اعمال فشار و کنترل‌های امنیتی بیشتر صورت گرفته است.

زنان در دو هفته گذشته از تمامی حقوق خود به عنوان یک زندانی محروم شده‌اند. تمام روز آنان در یک سالن دربسته می‌گذرد و از شرکت در کلیه کلاس‌های فرهنگی زندان که بخشی از وقت زندانیان در آانجا می‌گذرد، منع شده‌اند.

منع استفاده از کتابخانه و هواخوری از جمله محدودیت‌های دیگری است که زنان سیاسی این روزها تجربه می‌کنند.

اما بزرگترین مشکل زنان زندانی، قطع تماس‌های تلفنی آنان با خارج از زندان است. در حالی که پیش از این مسئولان زندان تمامی تماس‌های تلفنی بند سیاسی مردان را قطع کرده بودند، هم‌اکنون این وضعیت در مورد زنان نیز به اجرا در آمده است. قطع تماس‌های تلفنی به همراه شرایط نامطلوب زندگی روزمره‌ی زندانیان، شرایط نامساعدی را برای زنان بوجود آورده است.

خانواده زنان زندانی که در طی هفته در بی‌خبری مطلق از وضعیت عزیزان خود به سر می‌برند، تنها به مدت ۲۰ دقیقه در هفته حق ملاقات با زندانیان را دارند. این در حالی است که برخی از زنان از جمله بهاره هدایت، ماه‌هاست که از داشتن ملاقات حضوری با خانواده خود محروم بوده‌اند.

هفته‌ی گذشته یکی از مقامات مسئول در زندان به خانواده‌های نگران زنان زندانی، قول داده بود که مشکلات آنان به زودی برطرف شده و شرایط بهتری را داشته باشند. با این وجود، پس از گذشت دو هفته، زنان سیاسی همچنان در “بند متادون” نگه‌داری می‌شوند .

هم‌چنین از وضعیت عالیه اقدام دوست، فعال حقوق زنان، که پس از اعتراض به این شرایط، به سلول انفرادی منتقل شده بود، اطلاعی در دست نیست.

به نظر می رسد پس از سال‌ها، “اولین بند سیاسی زنان” در زندان اوین در حال راه‌اندازی است . بندی که بدون شک خاطرات مبارزات زنان را در خود ثبت خواهد کرد.

اسامی زندانیان زن و احکامشان:

۱- بهاره هدایت( ۹ سال و نیم حبس قطعی)

۲- مهدیه گلرو( ۲ سال حبس قطعی)

۳- عاطفه نبوی( ۳ سال حبس قطعی)

۴-صهبا رضوانی( ۳ سال حبس قطعی)

۵- منیژه نصراللهی( ۳ سال و ۴ ماه حبس قطعی)

۶- سوسن تبیانیان( یک سال و نیم حبس قطعی)

۷-فرح واضحان( اعدام و دو سال حبس تعزیری)

۸- معصومه یاوری( ۷ سال حبس قطعی)

۹- نازیلا دشتی( ۳ سال حبس قطعی)

۱۰- عالیه اقدام دوست( ۳ سال حبس قطعی)

۱۱-زهرا جباری( ۴ سال حبس قطعی)

۱۲- کفایت ملک محمدی( ۵ سال حبس قطعی)

۱۳- ریحانه حاج ابراهیم دباغ( ۱۵ سال حبس قطعی)

۱۴-عذراسادات قاضی میرسعید( ۲ سال حبس قطعی)

۱۵- پروین جواد زاده( ۲ سال و ۲ ماه حبس قطعی)

۱۶- فاطمه خرم جو( ۵ سال حبس تعزیری)

۱۷- هنگامه شهیدی ( ۶ سال حبس قطعی)

۱۸- مهسا رحمتی ( ۴ ماه حبس قطعی)

----

فعال کارگری داود صالحی پس از طی محکومیت غیر قانونی خود آزاد شد

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"فعال کارگری زندانی پس از طی یکسال محکومیت غیر انسانی  شب گذشته از زندان آزاد شد.

داود صالحی رئیس انجمن صنفی کارگران فنی  ایران پس از طی 1 سال  محکومیت غیرانسانی و غیر قانونی سه شنبه  غروب 25 آبان ماه  از بند 3 زندان گوهردشت کرج آزادشد.در حالی که او به یک سال زندان محکوم شده بود ولی علاوه بر 1 سال زندان 3 روز بیشتر وی را در زندان نگه داشتند.او در طی این مدت تحت فشارها و شرایط قرون وسطایی قرار داشت و همچنین در طی مدت بازداشتش فقط یک بار توانست با خانواده اش  ملاقات کند.آقای صالحی علاوه بر 1 سال زندان همچنین محکوم به 3 سال و 1 ماه معرفی ماهیانۀ خود به دادگاه انقلاب است.

فعال کارگری  داود صالحی رئیس انجمن صنفی کارگران فنی ایران است و به خاطر دفاع از حقوق کارگران 8 سال پیش از کار اخراج شد و در طی این مدت او و خانواده اش از شرایط سخت معیشتی رنج می بردند. آقای صالحی خود یکی از کارگران فنی کارآزموده بود و در حیطۀ کاریش از مهارتهای بالای برخوردار بود.

او در طی مدتی که از کار اخراج شده بود به پیگیری حقوقی برای  بازگشت به کار به وزارت کار و دیوان عدالت اداری و سایر مراجع دولتی مستمرا مراجعه نمود و اثبات نمود که اخراج او غیر قانونی بوده  است ولی به خواسته های به حقش رسیدگی نشد.

آقای صالحی در طی مدت بیکاریش شروع به آگاهی سازی کارگران بخصوص کارگران فصلی و پروژه ای نسبت به حقوق ضایع شدشان  نمود.به این خاطر چندین بار توسط اداره اطلاعات و بسیج احضار و مورد تهدید قرار گرفت و چند بار بازداشت شد .

فعال کارگری پس از اینکه به این نتیجه رسید که در این کشور فریادرسی وجود ندارد. پلاکارد بزرگی تهیه نمود و بام خانۀ خود نصب کرد. بر این پلاکارد شعار:« مرگ بر خامنه ای»  نوشته شده بود که با یورش وحشیانه نیروهای اطلاعاتی و بسیجی به منزلش مواجه شد و او را دستگیر نمودند.

داود صالحی در تاریخ 21 فروردین ماه به شعبۀ 1 دادگاه انقلاب برده شد و توسط عاصف حسینی رئیس این شعبه محکوم به 1 سال زندان و 3 سال و 1 ماه معرفی ماهیانه خود  به این فرد  گردید.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، آزادی این فعال کارگری را به تمامی کارگران ایران تبریک می گوید و خواستار آزادی تمامی فعالین کارگری در بند است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

26 آبان 1389 برابر با 17 نوامبر 2010

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران