بازگشت به صفحه اول

 

 
 

ابراز نگرانی یک کمیته سازمان ملل از وضع حقوق بشر ایران

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه ای از "نقض مکرر و جاری حقوق بشر در ایران" عمیقا ابراز نگرانی کرده و از جمهوری اسلامی خواسته است که به طور جدی به تعهدات بین المللی خود در زمینه حقوق بشر عمل کند.

بی بی سی: محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از چند روز پیش به مقر سازمان ملل متحد در نیویورک سفر کرده بود تا به گفته فعالان حقوق بشر، برای جلوگیری از تصویب این قطعنامه تلاش کند.

کمیته "اجتماعی، بشردوستانه و فرهنگی" مجمع عمومی سازمان ملل که به کمیته سوم شهرت دارد، عصر پنجشنبه (۱۸ نوامبر) به وقت نیویورک این قطعنامه را تصویب کرد.

این قطعنامه از ایران می خواهد که مجازات های سنگسار، قطع عضو و شلاق را منسوخ کند.

قطعنامه کمیته سوم با ۸۰ رای موافق، در برابر ۴۴ رای مخالف تصویب شد و ۵۷ کشور هم به آن رای ممتنع دادند.

دبیر ستاد حقوق بشر ایران پنجشنبه در سخنرانی خود در سازمان ملل متحد، این قطعنامه را "ضد ایرانی" توصیف کرد.

اما هادی قائمی، سخنگوی "کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران" که در نیویورک فعالیت می کند، به بی بی سی فارسی گفت: "در حقیقت کسانی که به طور فاحش حقوق شهروندان ایران را نقض می کنند حرکات و اقداماتشان ضد ایرانی می باشد، نه جامعه جهانی که دراین زمینه ابراز نگرانی می کند."

انتظار می رود که این قطعنامه پیش از پایان سال میلادی جاری به تصویب نهایی مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز برسد.

کاخ سفید طی بیانیه ای از این قطعنامه استقبال کرده و گفته است رای بالای اعضا این پیام "صریح" را به حکومت ایران داد که باید به حقوق جهانشمول شهروندان احترام گذارد.

اما محمد جواد لاریجانی اقدام کشورهای غربی برای محکوم کردن عملکرد حقوق بشر ایران در مجمع عمومی را "سو استفاده سیاسی و به منظور انحراف تعامل و همکاری سازنده با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد" اعلام کرده است.

به گفته سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، جمهوری اسلامی چارچوب شورای حقوق بشر را که ۴۷ عضو دارد و شمار قابل ملاحظه ای از آنها کشورهای اسلامی هستند، را مجمع عمومی سازمان ملل که تمامی کشورهای عضو در آن حضور دارند، ترجیح می دهد.

کمیته سوم مجمع عمومی وضع حقوق بشر در سه کشور ایران، برمه و کره شمالی را هر سال بررسی می کند.

این کمیته در نوامبر سال گذشته قطعنامه ای را علیه ایران به تصویب رساند که در آن "نگرانی عمیق خود را در مورد نقض جدی حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران" اعلام کرده بود.

در قطعنامه تازه این کمیته، به "تحولات منفی" در عرصه حقوق بشر ایران از جمله "تشدید سرکوب مدافعان حقوق بشر، گزارش استفاده بیش از حد از زور، بازداشت های خودسرانه، محاکمات غیرمنصفانه و اتهام های شکنجه" اشاره شده است.

در این سند، شلاق و قطع عضو که در موارد خاصی در نظام حقوقی ایران قانونی هستند، به عنوان مصادیق شکنجه و مجازات های غیرانسانی و بی رحمانه ارزیابی شده اند.

این در حالیست که آقای لاریجانی در نیویورک تاکید کرده که ایران از پیچیده ترین و دقیق ترین سیستم های قضایی در دنیا برخوردار است.

او گفت: "ما به داشتن چنین سیستمی افتخار می کنیم. در این سیستم قضات صرفا بر اساس قوانینی که برای ما محترم هستند حکم می دهند و کسانی که قوانین ما را نمی پسندند حق توهین به آن را ندارند."

اما "محدودیت های جدی، سیستماتیک و جاری بر آزادی تجمعات و تشکیلات صلح آمیز و آزادی های فکر و بیان از جمله محدودیت ها علیه رسانه ها، مخالفان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، وکلا، روزنامه نگاران و تامین کنندگان خدمات اینترنتی" از جمله موارد دیگری است که در این قطعنامه به عنوان نقض آزادی های اساسی شهروندان ایران اعلام شده است.

در این قطعنامه افزایش شمار اعدام ها در ایران، ادامه اعدام افرادی که پیش از ۱۸ سالگی مرتکب جرمی شده اند که مجازات آن مرگ است و نیز در نظر گرفتن اعدام برای جرائمی مانند محاربه که "تعریف مشخص و صریحی ندارد" از موارد مغایر با حقوق و آزادی های اساسی اعلام شده است.

آقای لاریجانی در نیویورک گفت که ۷۰ درصد اعدامی ها در ایران از قاچاقچیان مواد مخدر هستند و علت بالا بودن میزان اعدام ها در خط مقدم بودن ایران در مبارزه با قاچاق مواد مخدری است که پس از عبور از ایران به کشورهای غربی فرستاده می شود.

کمیته سوم مجمع همچنین جمهوری اسلامی را به ادامه نقض حقوق اقلیت های آذری، عرب، بلوچ و کرد، مسیحی، صوفی، یهودی و اهل تسنن متهم کرده است.

کمیته سوم همین طور ایران را به افزایش آزار و اذیت گروه های دینی که از رسمیت برخوردار نیستند، به ویژه بهائیان متهم کرده و خواهان "رهایی" جامعه بهائیان ایران و اعطای حقوق قضایی لازم به هفت تن از سرپرستان سابق آن شده که از سال ۲۰۰۸ زندانی بوده اند.

در قطعنامه این کمیته از ایران خواسته شده است "به آزار و اذیت، ارعاب و سرکوب مخالفان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، رهبران اتحادیه های کارگری، دانشجویان، دانشگاهیان، روزنامه نگاران، نمایندگان مطبوعاتی، وبلاگ نویسان، روحانیون، هنرمندان و وکلا پایان دهد."

بسیاری از این افراد پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته دستگیر و محاکمه شده اند.

این در حالیست که ایران تاکید دارد در پی انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ با "اغتشاشگران" برخورد قانونی داشته است.

در قطعنامه ای که روز پنجشنبه تصویب شد از اینکه ایران با وجود دعوت رسمی از نمایندگان ویژه سازمان ملل متحد برای بررسی وضع حقوق بشر، هیچگاه در عمل امکان سفر آنها به این کشور را فراهم نکرده و به بسیاری از نامه های سازمان ملل در این رابطه پاسخی نداده ابراز تاسف شده است.

این قطعنامه از دبیرکل سازمان ملل متحد می خواهد که طی ماه های آینده گزارش مقدماتی دیگری از وضع ایران به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد مستقر در ژنو ارائه کند.

این قطعنامه از ایران می خواهد که اعدام در ملاء عام و اعدام با استفاده از چوبه دار را منسوخ و به طور عملی و در قوانین کشور "تبعیض" علیه زنان و اقلیت های قومی ، دینی - مذهبی را بر طرف کند.

----

اعتصاب غذا، حکم اعدام، ممنوعیت ملاقات

18.11.2010

دویچه وله: اعلام اعتصاب غذای نامحدود هنگامه شهیدی، ادامه ممنوعیت ملاقات با نازنین خسروانی، اعلام تاریخ اجرای یک حکم اعدام پس از ۹ سال و استمداد پدر یک نوجوان محکوم به اعدام از مردم جدیدترین اخبار زندانیان در این روزها هستند.

هنگامه شهیدی، عضو حزب اعتماد ملی، پس از ۱۸ روز مرخصی استعلاجی در حالی که هنوز درمانش به پایان نرسیده بود به زندان بازگردانده شد. وی از همان روز انتقال مجددش به زندان در اعتراض به نیمه تمام ماندن مرخصی و درمانش اعلام اعتصاب غذای نامحدود کرد.

 

دادستان تهران روز دوشنبه (۲۴ آبان / ۱۵ نوامبر) به خبرگزاری ایسنا گفت: «زندانیانی که در زمان مرخصی تشکیل جلسه دهند، بیانیه صادر کنند و به دنبال کارهای حزبی باشند، مرخصی آنها لغو خواهد شد و دیگر مرخصی به آنها نمی‌دهیم.»

 

هنگامه شهیدی در طول ۱۸ روز مرخصی خود، به گفته اعضای خانواده‌اش، تنها به درمان مشغول بود و حتی به خاطر بیماری حاضر به دیدار با هیچکس نشد.

 

یکی از اعضای خانواده شهیدی به دویچه‌وله گفت که هنگامه شهیدی روز دوشنبه ۲۴ آبان در حالی که وضعیت جسمانی مناسبی نداشت به زندان منتقل شد و همان روز اعلام کرد که از همین لحظه دست به اعتصاب غذا می‌زند.

 

وی گفت، خانم شهیدی را نیز همانند دیگر زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ به بند متادونی‌ها منتقل کرده‌اند. هنگامه شهیدی به شش سال حبس محکوم شده است.

 

هم‌اکنون ۱۸ زندانی سیاسی زن در بند معتادان زندان اوین نگهداری می‌شوند. یکی از اعضای خانواده ‌این زندانیان قبلا به دویچه‌وله گفته بود که این ۱۸ نفر در یک سلول ۲۸ متری دربسته نگه داشته شده و تنها برای هواخوری در سلول برویشان گشوده می‌شود.

 

در حال حاضر تماس‌های زنان زندانی سیاسی با خانواده‌هایشان قطع شده و تنها ۲۰ دقیقه در هفته اجازه ملاقات کابینی دارند. بهاره هدایت، مهدیه گلرو، عاطفه نبوی و فرح واضحان از جمله زندانیان این بند هستند. خبرهای رسیده از زندان حاکی از آن است که عالیه اقدام‌دوست از میان این زنان به سلول انفرادی منتقل شده است.

 

نازنین خسروانی همچنان ممنوع‌الملاقات است

 

نازنین خسروانی، روزنامه‌نگاری که از روز ۱۲ آبان ماه در بازداشت به سر می‌برد، همچنان ممنوع‌الملاقات و بلاتکلیف است.

 

اعظم افشاریان، مادر خانم خسروی، به دویچه‌وله گفت: «من امروز که پنج‌شنبه است و روز ملاقات زندانیان بند ۲۰۹ است، به آنجا رفتم و بعد از دو هفته بازهم به من گفتند که ممنوع الملاقات است. بعد از آن تماس اولیه که اعلام کرده بود که فقط در اوین هستم، تا الان هیچ تماس دیگری نبوده. امروز هم که رفتم گفتند ممنوع الملاقات است. به خاطر همین خیلی من ترسیدم. فکر می‌کنم نکند خدای ناکرده برایش اتفاقی افتاده باشد که به ما نمی‌گویند. خیلی نگرانم. هم نگران دارویش هستم و هم نگران این که چرا دیگر تماسی با ما نمی‌گیرد. پنج شنبه‌ی هفته‌ی آینده هم که تعطیل است. برای همین هفته‌ی آینده هم که نمی‌توانم دوباره تماس و ملاقاتی داشته باشم. این است که الان هرچه اصرار کردم به آن‌ها که اگر می‌توانند خبر کوتاهی به من بدهند، گفتند نه، ما خبری نداریم، دادستانی باید به شما خبر بدهد.»

 

وی همچنین گفت که اوایل هفته جاری به دادستانی مراجعه کرده، ولی در آنجا باز هم به او گفته‌اند که پرونده دخترش هنوز تکمیل نشده است و تا دو سه هفته دیگر باید در همین وضعیت بماند.

خانم افشاریان می‌گوید، در این مدت دخترش تنها یک تماس کوتاه تلفنی داشته و وی دیگر موفق به شنیدن صدای دخترش هم نشده است. او می‌گوید: «دیروز به خاطر عید قربان من حتی از شب قبلش کنار تلفن نشسته بودم به امید این که به خاطر عید شاید اجازه دهند تماسی با ما داشته باشد. ولی تا آخر شب دیشب همین طور کنار تلفن نشسته بودم و هیچ خبری نشد. امیدوار بودم به خاطر این عید قربان به او اجازه دهند. به خاطر همین امروز رفتم و گفتند بازهم ممنوع‌الملاقات است. خیلی نگران شدم. چون نه تماس تلفنی بوده و نه اجازه‌ی ملاقات.»

 

برای پروین تاجیک، برادر عبدالرضا تاجیک، روزنامه‌نگار زندانی نیز حکم یک سال و نیم حبس صادر شده است. این حکم پس از مصاحبه خانم تاجیک با رسانه‌ها درباره هتک حرمت برادر زندانی‌اش صادر شده است.

 

خانم تاجیک در تیرماه سال جاری و پس از بازداشت برادرش، در مورد وضعیت او با رسانه ها گفت‌وگو کرده بود. او به نقل از برادرش گفته بود که در شب اول بازداشت در حضور معاون دادستان و بازپرس شعبه اول دادسرا، به آقای تاجیک "هتک حرمت" شده است.

پروین تاجیک به خبرنگار جرس گفته است: «به خانواده‌ام وصیت کرده‌ام که اگر مرا به زندان بردند، نه همسرم، نه پسرانم و نه اعضای دیگر خانواده و فامیلم، پیگیر کارم نباشند و از من دفاع نکنند. ظاهرا در کشور ما دفاع از خانواده جرم است و من طاقت اینکه یکی دیگر از اعضای خانواده‌ام را به جرم دفاع از من زندانی کنند ندارم.»

 

۱۰ آذر: اجرای حکم اعدام پس از ۹ سال

 

شهلا جاهد، همسر موقت ناصر محمدخانی فوتبالیست مشهور، روز دهم آذرماه پس از ۹ سال زندان اعدام خواهد شد. اتهام وی که به گفته‌ی وکیلش هرگز اثبات نشد و پر از نکات مبهم است، قتل همسر دائم محمد خانی "لاله سحرخیزان" است.

 

بهاءالدین خرمشاهی، وکیل خانم جاهد، بارها اعلام کرده که ۱۶ ایراد مهم حقوقی در پرونده موکلش وجود دارد که به هیچیک از آنها رسیدگی نشده است. اما چندی پیش شهلا جاهد که ظاهرا از انتظار طولانی بین مرگ و زندگی خسته شده، طی نامه‌ای به رئیس قوه قضائیه درخواست کرد تا تکلیفش روشن شود. پس از این نامه، صادق لاریجانی حکم اعدام او را امضا کرد و دایره اجرای احکام نیز اعلام کرده که روز ۱۰ آذر این حکم اجرا خواهد شد.

 

یک منبع موثق که نخواست نامش فاش شود به دویچه‌وله گفت، ناصر محمدخانی به خانم جاهد قول داده که پای چوبه دار رضایت خانواده مقتول را بگیرد. این در حالی است که مادر مقتول تا به امروز به هیچ عنوان حاضر به مذاکره درباره بخشش متهم نشده و فرزندان مقتول که هردو اینک بالای ۱۵ سال دارند، مصرانه خواهان اعدام شهلا جاهد هستند.

در جریان دادگاه‌های خانم جاهد نیز وی بارها گفته بود که ناصر محمدخانی وی را وادار به پذیرش قتل کرده و گفته در این صورت رضایت خانواده مقتول را خواهد گرفت. وکیل خانم جاهد قبلا اعلام کرده بود که با بررسی محل قتل و نیز نحوه قتل، مشخص است که قاتل یک مرد بوده است.

 

استمداد پدر محمدرضا حدادی از مردم

 

محمدرضا حدادی، نوجوانی که به خاطر دریافت ۱۵ میلیون تومان پول حاضر شد ارتکاب یک قتل را بر عهده بگیرد، اینک در انتظار ۷۰۰ هزار تومان برای انجام عمل جراحی کلیه در بیمارستان زندان به سر می‌برد.

 

پدر محمدرضا حدادی به دویچه‌وله گفت: «پریروز با محمدرضا ملاقات کردم. وضع خوبی ندارد. کلیه‌اش کار نمی‌کند. زندان گفت ۶۰ هزار تومان به حساب بریزید تا عملش بکنیم. حالا که پول را به حساب ریخته‌ایم می‌گویند باید به بیمارستان برود. بیمارستان هم می‌گوید ۷۰۰ هزار تومان بدهید تا عملش کنیم، من هم توانش را ندارم. می‌خواهم مردم یک کمکی به من بکنند تا بتوانم بچه‌ام را عمل کنم.»

 

آقای حدادی گفت، توان جسمی و مالی اینکه از کازرون تا شیراز را برای ملاقات پسرش برود ندارد و از نوروز تا به حال نتوانسته بوده با وی ملاقات کند. وی درباره پرونده پسرش گفت: «حکم او قصاص بوده ولی اولیای دم محبت کرده‌اند و گفته‌اند فعلا در زندان بماند تا ببینیم چه کار می‌توانیم برایش انجام دهیم. اولیای دم محبت کردند و خیلی از لطفشان ممنونم.»

 

معصومه طهماسبی، وکیل محمدرضا حدادی، قبلا به دویچه‌وله گفته بود: «دو نفر از زندانیان شاهد بودند که دو متهم دیگر این پرونده با وعده‌ی دادن ۱۵ میلیون تومان پول، از محمدرضا خواسته‌اند که قتل را بر عهده بگیرد. محمد هم به خاطر وضع نامناسب معیشتی خانواده‌اش این شرط را قبول می‌کند، با این امید که این پول را می‌گیرد و سروسامانی به خانواده‌اش می‌دهد. ولی بعد آنها منکر می‌شوند و محمد هم هرچه می‌گوید که در چه شرایطی این قتل را قبول کرده دیگر مورد قبول قرار نمی‌گیرد.»

 

محمدرضا حدادی در حال حاضر ۲۳ سال دارد. وی از ۱۵ سالگی در زندان به سر می‌برد.

 

میترا شجاعی

تحریریه: کیواندخت قهاری

----

زورگیری و چاقوكشی علیه دانشجویان‌ دانشگاه صنعتی شریف

یكی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با ارسال پیامی به آینده نوشته است:

آينده نيوز: یكی دو سال است كه خبرهای مختلفی از باچگیری و زوزگیری عده ای ناشناس (كه البته شاید كل این عده همشون دونفر باشن!) كه با كشیدن چاقو بر دانشجویان در نزدیكی های دربهای خروجی دانشگاه در كوچه های اطراف، به تواتر شنیده میشود كه این اتفاق حتی برای چند مورد از دوستان من نیز رخ داده است.
اما در آخرین مورد آن، هفته جاری در شام دوشنبه 24 آبان این اتفاق در شرایط حادتری رخ داد! در مقابل دانشكده انرژی و پشت دانشكده مدیریت و اقتصاد در زمین متعلق به دانشگاه! دو موتورسوار با رفتن به سمت دوتن از دوستان من، یكی از آنها با تهدید دوست بنده با چاقو در مقابل كیف، پس از اندك مقاومت دوسن بنده، شاهد ضربات پیاپی چاقو بر قسمتهای مختلف بدنش بوده است كه شاید اگر چاقویی كه به پهلوی او وارد شده بود كمی بیشتر فرو رفته بود به شش او رسده بود و اكنون باید او را در میان قبرهای گورستان می یافتیم!
به راست تا به كی مسئولان دانشگاه نمی خواهند امنیت محدوده اطراف دانشگاه، مسیر دانشگاه تا خوابگاه را فراهم نكنند، تازه آن هم در قسمتی كه دقیقا متعلق به خود دانشگاه است!.
آیا باید شاهد مرگ عزیزی از دانشجویان باشیم تا آقاین به فكر بیفتند؟

----

یورش به بند زندانیان سیاسی؛ عیدی مسئولان زندان رجایی شهر

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: صبح امروز پنج شنبه بیست و هفم آبان ماه، نیروهای حفاظت زندان رجایی شهر کرج با یورش به محل استقرار زندانیان سیاسی بند چهار این زندان، اقدام به بازرسی محل نگهداری و وسایل شخصی این زندانیان نمودند.

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، بنا به گزارش های رسیده از زندان رجایی شهر کرج، صبح امروز پنج شنبه بیست و هفتم آبان ماه، 32 تن از نیروهای یگان ویژه حفاظت با همراهی 4 افسر نظامی به سالن 10 بند چهار زندان رجایی شهر کرج که محل استقرار زندانیان سیاسی این زندان می باشد یورش برده و با بر هم زدن وسایل شخصی ایشان، اقدام به بازرسی این محل نمودند.

به گفته زندانیان، این یورش، عیدی مسئولان این زندان به مناسبت عید قربان به ایشان بوده است.

این چندمین باری است که در طول ماه های اخیر مامورین امنیتی این زندان، با یورش به سلول زندانیان سیاسی بند چهار، اقدام به بازرسی های وحشیانه، ضرب و شتم و تخریب اموال این زندانیان می نمایند. چندی پیش نیز زندانبانان بند 4 زندان رجایی شهر کرج، در اقدامی عجیب همراه با 2 قلاده سگ اقدام به بازرسی اتاق و وسایل زندانیان سالن 10 بند چهار زندان رجایی شهر کرج نموده بودند.

در آخرین مورد نیز، چهارم آبان ماه سال جاری ماموران امنیتی و حراست زندان رجایی شهر کرج با حمایت رئیس و معاون اطلاعات این زندان، با یورش به سلول زندانیان سیاسی بند چهار این زندان، ضمن برخورد وحشیانه و تخریب اموال این زندانیان، با انتقال آنان به محوطه زندان، به بازرسی سلول ها پرداخته و دست نوشته های برخی از این زندانیان را ضبط کرده و اقدام به بازداشت تعدادی از زندانیان سیاسی این بند نموده بودند.

زندان رجایی شهر کرج، به علت شرایط نامناسب نگهداری، از جمله مکان هایی است که توسط مقامات امنیتی برای تبعید زندانیان سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد. این زندان که به «تبعیدگاه زندانیان سیاسی» شهرت یافته است، به علت شرایط نامناسب بهداشتی، نگهداری زندانیان سیاسی با زندانیان متادونی، تزریقی، اشرار و معتادین جمع آوری شده از خیابان ها و روانیان، و ضرب و شتم سازمان یافته زندانیان سیاسی، محدودیت ملاقات های حضوری و عدم ارائه حداقل خدمات درمانی و ... همواره از جانب مسئولان قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی به عنوان تبعیدگاه زندانیان سیاسی و برای تحت فشار گذاشتن این زندانیان به کار گرفته می شود.

----

بی خبری مطلق از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی محمدعلی منصوری در سلولهای انفرادی

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بیش از  سه هفته از انتقال زندانی سیاسی محمد علی منصوری به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگ دونی زندان گوهردشت کرج می گذرد ولی از شرایط و وضعیت این زندانی سیاسی هیچ خبری در دست نیست.

زندانی سیاسی محمدعلی منصوری 4 آبان ماه هنگام آزادی یک زندانی همراه با سایر زندانیان این بند برای بدرقۀ وی  اقدام به خواندن دست جمعی سرود :« ای ایران ای مرز پرگهر» نمودند.متعاقب این مسئله  اطلاعات زندان وحشت زده اقدام به احضار تعدادی از زندانیان سیاسی نمود که از جملۀ آنها آقای منصوری بود پس از بازجوییهای طولانی مدت توسط فرجی رئیس فعلی اطلاعات زندان او را به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگدونی منتقل کردند.

خانواده زندانی سیاسی منصوری در طی این مدت به دادگاه انقلاب، سازمان زندانها و زندان گوهردشت کرج بارها مراجعه کردند ولی تا به حال هیچ پاسخی به آنها داده نشده است. این مسئله باعث شده است که این خانواده در  نگرانی فزاینده ای بسر برد.

زندانیان که به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به  (سگدونی) منتقل می شوند مورد شکنجه های وحشیانه جسمی قرار می گیرندکه از جملۀ آنها ؛ دست بند و پابند و چشم بند زدن به زندانی و بردن او  به اتاق شکنجه و شکنجۀ وی  با باتونهای برقی،شوک الکتریکی و سایر ابزارهای شکنجه برای مدتی طولانی که در اکثر موارد منجر به شکستن دست و پای زندانی می شود،سلولها فاقد امکانات اولیه است و زندانی باید بر کف بتونی سلول استراحت نماید پاسداربندها  در طی شبانه روز چند بار کف سلول را با آب سرد خیس می کنند تا زندانی نتواند استراحت کند و در معرض سرمای شدید قرار گیرد،زندانی هر چند هفته یکبار امکان استفاده از حمام را دارد، زندانی 3 بار در روز حق استفاده از سرویسهای بهداشتی را دارد،غذای زندانی در حد زنده ماندن است و شرایط بهداشتی فاجعه بار است. زندانیان بیماری حق استفاده از داروهای خود را ندارند و از امکانات اولیه پزشکی محروم هستند و همچنین محدودیتهای متعدد ضد بشری دیگری را متحمل می شوند.  

تصمیم گیری در مورد زندانیان سیاسی توسط ولی فقیه علی خامنه ای صورت می گیرد و تصمیمات غیر انسانی وی بوسیلۀ قوۀ قضاییه ، بازجویان وزارت اطلاعات  و مسئولین زندان به اجرا گذاشته می شود. کسانی که در زندان گوهردشت کرج تصمیمات ولی فقیه را به اجرا در می آورند عبارتند از؛  علی حاج کاظم رئیس زندان،علی محمدی معاون زندان و فرجی رئیس اطلاعات زندان می باشند و در اکثر مواقع خود زندانیان را شکنجه می کنند.در اثر شکنجه های ضدبشری تا به حال تعداد بیشماری از زندانیان بی دفاع به قتل رسیده اند.

زندانی سیاسی محمد علی منصوری  پس از شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 در شهریور ماه 1386 دستگیر شد و توسط قاضی فرمایشی صلواتی به 17 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج  محکوم شد. او همچنین از زندانیان سیاسی دهۀ 60 می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، نسبت به خطری که جان این زندانی سیاسی را تهدید می کند هشدار می دهد و برای پیشگیری از فاجعه ای دیگر در این زندان خواستار اقدامات عملی  کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت توسط رژیم ولی فقیه علی خامنه ای در ایران است .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

27 آبان 1389 برابر با 18 اکتبر 2010

----

نوری‌زاد به صادق لاریجانی: آیا کسی سر عزیزانتان را در چاه مستراح فرو کرده است

راديوفردا: محمد نوری‌زاد، یکی از بازداشت‌شدگان رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران در نامه‌ای به صادق لاریجانی، با برشمردن نمونه‌هایی از رفتار ماموران وزارت اطلاعات با وی و سایر بازداشت‌شدگان در زندان، خواستار رسیدگی رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی به «جنایات جاری در کشور» شده است.

سایت اینترنتی کلمه روز پنج‌شنبه گزارش داده است که محمد نوری‌زاد در نامه‌ای به صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی، از رفتار ماموران وزارت اطلاعات با وی در زندان شکایت کرده است.

محمد نوری‌زاد که از جمله به دلیل نوشتن نامه‌های انتقادی به رهبر جمهوری اسلامی بازداشت شده است، خطاب به رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی نوشته است: «من، محمد نوری‌زاد، زندانی شما در زندان اوین، نه به حوزه رفتار هیولاگون عده‌ای از ماموران وزارت اطلاعات، که به ربودن نام سربازی امام زمان توسط اینان، اعتراض و شکایت دارم.»

محمد نوری‌زاد همچنین افزوده است: «اینان مرا زده‌اند و به ناموسم ناسزا گفته‌اند. و این‌همه را من در متن پاسخ به پرسش‌های یاوه بازجویان خود، آورده و ثبت و ضبط کرده‌ام. اگر ذره‌ای انصاف در قله‌ بلند آیت‌اللهی خود سراغ دارید، به شکایت من، و به شکایت قربانیان خاموش وزارت اطلاعات رسیدگی فرمایید.»

محمد نوری‌زاد از نویسندگان روزنامه کیهان بود که تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته خورشیدی از جمله حامیان دولت به شمار می‌آمد و مخالفت خود را با اصلاح‌طلبان نیز پنهان نمی‌کرد.

با این حال به دنبال سرکوب خونین معترضان به انتخابات ریاست جمهوری، وی نیز به جمع منتقدان پیوست و با انتشار چندین نامه سرگشاده از جمله خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، وی را مسئول این رویدادها دانست.

به دنبال این نامه‌نگاری‌ها، محمد نوری‌زاد در آذر ماه سال گذشته به اتهام «توهین به مسئولین و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» بازداشت شد و بیش از هفت ماه را در زندان و از جمله در سلول انفرادی گذراند.

وی که در سوم تیر ماه سال جاری با قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود، در اواخر مرداد ماه بار دیگر نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای نوشته و از وی خواسته بود، پیش از مرگش به جبران خطاهای سرزده از خود بپردازند.

همانطور که آقای نوری‌زاد در آخرین نامه خود خطاب به رهبر جمهوری اسلامی پیش‌بینی کرده بود، تنها چند روز پس از انتشار این نامه وی یک بار دیگر به زندان اوین فراخوانده شد و از آن زمان تاکنون همچنان در زندان به سر می‌برد.

در این میان آقای نوری‌زاد در نامه خود به صادق لاریجانی با اشاره به «کنایه» رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی به «برخورد خشن پلیس انگلستان با دانشجویان معترض به افزایش شهریه دانشگاه‌ها»، خطاب به وی نوشته است: «این سخن شما گرچه مبتدای درستی اختیار کرده، اما به منتهای نامربوطی منجر شده است. حاکمان انگلیس اگر مدعی حقوق بشرند، هرگز ادعای خدا و قرآن و پیامبر و ائمه‌ معصومین ندارند.»

وی در ادامه در تشریح نحوه برخورد ماموران با زندانیان سیاسی نوشته است: «در کشور اسلامی ما، اتفاقاتی رخ داده و می‌دهد که حظ بهره‌مندی از آن را نمی‌چشید، مگر این‌که در متن آن قرار گیرید؛ نمی‌دانم آیا کسی سر عزیزانتان را در چاه مستراح فرو کرده است یا خیر؟ که اگر فرو کرده بود و شما و عزیزتان طعم ناگزیر تنفس و فرو بردن ماکولات موجود در کاسه‌ مستراح را چشیده بودید، ذره‌ای از مراتب آیت‌اللهی خود را متوجه این ‌سوی سرزمین قضایی کشورتان می‌فرمودید.»

محمد نوری‌زاد همچنین افزوده است: «اما چرا سر ما را در مستراح سلول انفرادی فرو کرده اند؟ تا از ما اقراری بگیرند که بر حقانیت اعتراض ما خط بکشد و پایه‌های لرزان قدرت حاکمیت را مستحکم کند.»

این روزنامه نگار زندانی در بخش دیگری از نامه خود خطاب به صادق لاریجانی آورده است: «پیشنهاد می‌کنم هروقت جلوی آینه، به زلف مبارکتان شانه زدید و بر خود عطر افشاندید، به سرهای فروشده عده‌ای از زندانیان سیاسی کشورتان در مستراح سلولشان بیندیشید. نمی‌دانم آیا کسی به زیر گوش حضرت شما سیلی پی در پی نواخته است؟ و با کفش به سینه و پشت نازنین شما کوفته است؟ و با پا به صورت شما لگد زده است؟ و به میان ابروان و چشمان شما تف کرده است؟»

وی در ادامه نتیجه گیری کرده است: «با اطمینان می‌گویم اگر ذره‌ای از این‌همه درنده‌خویی ماموران وزارت اطلاعات خودمان را باور می‌کردید، عطای اعتراض به پلیس انگلستان را به لقایش می‌بخشیدید. نمی‌دانم آیا در ورطه بی‌کسی و زیر بارش ضربات مشت و لگد، عده‌ای به همسر گرامی شما فحش رکیک و ناسزا گفته‌اند؟ و دختران عفیف شما را به آغوش هرزگی پرتاب کرده‌اند؟ و مادر و خواهر و خویشاوندان پاکدامن شما را به لجن جنسی آلوده‌اند؟ بعید می‌دانم! اما عده‌ای از ماموران وزارت اطلاعات، که نقابی از سربازی امام زمان به صورت بسته‌اند، با ما این کرده‌اند.»

محمد نوری‌زاد همچنین در نامه خود به رئیس قوه قضائیه آورده است: «پیشنهاد می‌کنم از این پس، هرگاه اراده فرمودید به زندان ابوغریب و گوانتانامو و رفتار خشن پلیس انگلستان بپردازید تا در سایه‌ این توسل طنز، بر جنایات جاری خود سرپوش گذارید، نگاهی به صورت خود در آینه، و نگاهی به صورت همسر و دختران و مادر و خواهران خود بیندازید، تا بدانید پرتاب یک سخن سست به آن‌ سوی مرزها، هرگز بساط لرزان حاکمیت ما را ترمیم نخواهد کرد.»

----

عدم رسیدگی پزشکی به مشاالله حائری، زندانی سیاسی

جمعه 28 آبان 1389

خبرگزاری هرانا: مشاالله حائری زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در وضعیت بد جسمی به سر میبرد و  مسئولین زندان به وضعیت وی توجه ای نمیکنند.

بنا به اطلاع گزارشگران خبرگزاری حقوق بشر ایران "هرانا" ماشاالله حائری زندانی سیاسی 53 ساله محبوس در زندان رجایی شهر به علت خونریزی داخلی و مشکل حاد قلبی احتیاج به پزشک متخصص و داروهای مخصوص دارد. این در حالی است که مسئولین زندان از رساندن داروهای مخصوص او توسط خانواده اش جلوگیری میکنند.

وی به جرم عضویت در یک گروه معاند نظام بازداشت و توسط دادگاه انقلاب به 15 سال زندان محکوم شد.

----

احمدی نژاد می خواهد جهان را هم  با چنین مدیریتی مدیری کند؟!

گزارشی از وضعیت و شرایط قرون وسطایی بند 4 زندان گوهردشت کرج که توسط یکی از قدیمترین زندانیان سیاسی  که با بیش از 20 سال زندان  و در سن 62 سالگی با تحمل شکنجه و شرایط قرون وسطایی  با عزمی جزم برای رسیدن به آزادی و دمکراسی لحظه ای آرام نیافته  است  نوشته شده  است و برای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران جهت انتشار  ارسال شده است که به قرار زیر می باشد؛

بنام خدا

از زمانی که ایشون بر تخت جلوس فرموده اند بنده در زندان بسر می برم و از اوضاع بیرون از زندان بی خبرم ولی سال جلوس ایشان ما یک پاکت خرما 700 گرمی را می خریدیم 1250 تومان ولی اکنون آخرین خرید ما 3700 تومان بوده است. اجاره منزل ما 2 میلیون پول پیش قسط بوده و 70 هزار تومان اجاره ولی اکنون 10 میلیون پول پیش قسط و 200 هزار تومان اجاره ماهیانه است .

همان زمان که مرا دستگیر کردند به گفتۀ بازجو کل زندانیان سیاسی سراسر کشور 80 نفر بودند در حالی که اکنون فقط در زندان گوهردشت و اوین بیش از 400 نفر زندانی سیاسی می باشد در بقیه کشور هم خبری ندارم. در آن زمان تعدادی حزب خودی که فعالیت داشتند اکنون همانها هم وجود ندارند.

برآورد وضعیت زندانیهای غیر سیاسی زیاد دشوار نیست یک زندانی هنگامی که به زندان وارد می شود جزء مقداری پول در جیب و لباس تنش چیز دیگری ندارد. در قرنطینه زندان که معمولا از یک تا 3 روز طول می کشد یک دست لباس زیر و ظرف غذا و لیوان یک بار مصرف به هر نفر می دهند. ولی هنگامی که وارد بند می شوند نه از لباس خبری هست و نه از ظرف غذا و لیوان و مسواک و خمیر دندان و همۀ اینها را خود زندانی باید تهیه نماید.

این در حالی است که بسیاری از زندانیها خانه ندارند و یا از خانواده طرد شده اند و یا خانوادۀ آنها توان تامین مالی آنها را ندارند شماری از اینها دچار اختلالت روانی هستند و یا دچار بیماریهای هستند که نمی توانند خودشون را کنترل نمایند.

زندگی این نیازمندان بطور تاسفباری رقت انگیز است. غذای خود را داخل تکه ای پلاستیک و یا بریده ظرف شیری که دیگران خورده اند و یا بخشی از بریده یک دبۀ 4 لیتری مایع دستشویی پلاستیکی می گیرند و می خورند مظاف بر اینها افزایش روز افزون زندانیان می باشد. که در اثر ناتوانی مدیریت کلان کشور در ادارۀ آن است .آمار سال 88 که من به زندان گوهردشت منتقل شدم . آن زمان آمار زندانیهای بند ما (بند4 ) در حدود 500 نفر بودند امسال همان آبان ماه آمار زندانیهای بند ما 1300 نفرند یعنی ظرف یک سال بیش از 2.5 برابر شده اند ماهیانه بیش از 60 نفر به تعداد زندانیها افزوده می شود.

زندان گوهردشت 8 بند دارد که به همین نسبت به زندانیهای آنها نیز افزوده شده اند یعنی افزایش زندانی ظرف 1 سال در زندان گوهردشت بیش از 450 نفر بوده است با توجه به اینکه که در تهران بیش از 10 زندان وجود دارد پس افزایش زندان در تهران ماهیانه بیش از 4500 نفر می باشد و چون بیش از 10 شهر بزرگ در کشور وجود دارد افزایش زندانیها در ماه بیش از 45 هزار نفر می باشد .

حال باید پرسید اگر این حکومت خدای نکرده چند سال دیگر ادامه پیدا کند تکلیف مردم ایران چه خواهد بود؟ همۀ اینها جدای از مسئلۀ اعتیاد نبود آب گرم و غیره در زندان می باشد.

وسلام

علی صارمی

26 آبان ماه 1389

----

پدرم را آزاد کنید

من نگرانم! من بسیار نگرانم! من کاوه شهریاری فرزند حسین شهریاری نگران  اوضاع پدرم هستم. پدری که هم اکنون در زندان رجایی شهر در بند است . مردی 74 ساله با شرایط نه چندان خوب جسمانی . عوارض جسمی ناشی از کهولت سن ،. نا رسایی قلبی ، آسم و پروستات. مردی که در بند است به این دلایل: وطن پرستی ( همان چیزی که امروز مشایی فریادش می زند) به دلیل گفتگو با رسانه های بیگانه و تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی  (که البته مصداقی برایش نمی بینم) و به دلیل عضویت در حزب پان ایرانیست (همان چیزیکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی منع نشده است ) ....من نگران اوضاع پدرم هستم.

اگر سخن گفتن از وطن جرم است، مشایی را بگیرید .اگر گفتگو با رسانه های بیگانه جرم است که (احمدی نژاد را به دادگاه بکشید) و البته در مورد قانون احزاب سخن نگویم بهتر است.

پس پدرم را آزاد کنید.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران