بازگشت به صفحه اول

 

 
 

رنجنامه برادر محمد صابر ملک رئیسی نوجوان بلوچ در بند

شنبه 29 آبان 1389

خبرگزاری هرانا: برادر ارشد محمد صابر ملک رئیسی نوجوان 15 ساله بلوچ که از 14 ماه پیش  گروگان وزارت اطلاعات است در رنجنامه ای از فعالان حقوق بشری خواست برای نجات جان برادرش از هیچ کوششی فروگذاری نکنند.

محمد صابر ملک رئیسی در پی عدم همکاری برادرش عبیدالرحمن با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به همراه دو برادر دیگرش بازداشت شد، ماموران وزارت اطلاعات در مراجعه به منزل آنها به پدر و مادرشان اعلام کردند در صورت عدم تحویل فرزندشان ، سه فرزندش را در زندان اعدام خواهند کرد.

متن نامه عبیدالرحمن ملک رئیسی که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زیر است:

من عبیدالرحمن ملک ریسی برادر بزرگ محمد صابر ملک ریسی که در تاریخ بيست وچهارم سپتامبر سال قبل  در"بیمارستان علی ابن ابی طالب چابهار" هنگاميکه بالا سری برادر کوچکترش بوده به گروگان گرفته شد، هستم که تا به امروز 14 ماه هست که در شکنجه گاه های وزارت اطلاعات زاهدان و در بلا تکلیفی قرار دارد.

نیروهای وزارت اطلاعات در تماس های مکرر با خانواده ام در قبال ازادی برادر کوچکترم به انها شرط تحویل دادن من را به انها پیشنهاد میدهند و خانواده ام را از نظر روحی روانی تحت فشار قرار داده اند و در پی این تلفن های تهدید امیز از طرف وزارت اطلاعات، پدرم  به دلیل کهولت سن و فشارهای روحی در وضعیت جسمانی خطرناکی قرار دارد.

تنها علت این تهدیدات و فشارهای روحی روانی بر خانواده ام به خاطر عدم همکاری ام با وزارت اطلاعات است که از من با تهدید خواسته بودند جاسوس آنها در مجالس علماء اهل سنت و در میان ملت بلوچ باشم و من نیز به خاطر حفظ امنیت جانیم از کشور خارج شدم.

وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن من به گروگان گیری خانواده ام متوصل شدند و نيروهاي امنيتي در همان روز محمد صابر را به گروگان گرفته و همزمان دو برادر ديگرم که یکی(سی ساله ویکی 22 ساله) را درمکانی ديگر و درچابهار دستگیر کردند وبعد از دستگیری آنها به خانه مان هجوم بردند.

در یورش ماموران وزارت اطلاعات به منزلمان سراغ من را می گیرند و خانواده ام را تهدید میکنند که اگر من را تحویل ندهند سه فرزند بازداشت شده آنها را اعدام خواهند کرد.

بعد از پیگیری بستگان و ریش سفیدان محل, دو برادردستگيرشده پس  از گذشت چهار ماه با قيد وثيقه  هفتاد میلیونی تومانی ازاد ميشوند، اما برادر کوچک ترم به هدف تحويل من به اداره اطلاعات آزاد نميشود و با اذیت و ازار خانواده ام میخواهند من را تحت فشار قرار دهند تا خودم را معرفی کنم

اما من در اینجا میخواهم به انها اطمینان دهم  که با گروگان گیری و این جنایت های غیر قانونی و ضد حقوق بشری نمیتواند به خواسته خود دست یابند و من از فعالان حقوق بشر در ایران تقاضا دارم که برای ازادی برادر کوچکترم محمد صابر که بدون هیچ جرمی در شکنجه گاه های رژیم خونخوار و ضدحقوق بشر در گروگان انها قرار دارد اقدامات لازم را انجام دهند چون محمد صابر  از نظر سن قانونی زیر هیجده سال است.
با  تشکر
عبیدالرحمن ملک ریسی

----

گفت و گو با امین احمدیان، همسر بهاره هدایت: هفت ماه است که از ملاقات حضوری محرومیم

دوشنبه, ۱ آذر, ۱۳۸۹

کلمه: قاضی مقیسه در جمع چند نفر که برای پیگیری پرونده های خودشان آنجا حضور داشتند، اعتراف کرد که مشکل بهاره هدایت، صداقت و صراحت و شجاعتش است! هفت ماه است که از آخرین ملاقات حضوری من و همسرم می گذرد و برخلاف آیین نامه سازمان زندان ها، با درخواست ملاقات حضوری موافقت نمی شود.

بهاره هدایت ۲۹ ساله، فعال دانشجویی و عضو شورای مرکزی سازمان تحکیم وحدت و از فعالان جنبش زنان ازسال گذشته در زندان اوین به سر می برد. او با حکم نه سال و نیم حبس قطعی، نه تنها یکی از سنگین ترین حکم های دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات را دریافت کرده است، که حکم او یکی از سنگین ترین احکامی است که از ابتدای تاسیس انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌ها برای یکی از اعضای آن صادر شده است. اما با این همه، خیلی کم درباره بهاره هدایت و حکم سنگینش صحبت شده است؛ درباره او که پیش‌تر در بند زنان زندان اوین و اکنون در بند متادون لحظات بسیار سختی را گذرانده است.

امین احمدیان، همسر بهاره هدایت، در گفتگو با خبرنگار کلمه، از گوشه ای از لحظات سختی که بر آنها گذشته است، سخن می گوید. اینکه مجبور شده در نبود بهاره و در آغاز زندگی مشترکشان، خانه ای اجاره کند؛ خانه ای که بهاره آن را هرگز ندیده و تنها از پشت کابین های پر از گرد و غبار اوین، از همسرش خواسته تا تصویر آن خانه را برای او نقاشی کند.

او برای اولین بار اعلام می‌کند که با وجود تصریح آیین نامه سازمان زندان ها، هفت ماه است که دادستان با ملاقات حضوری اش مخالفت می کند و او و همسرش را از این حق قانونی محروم نگه داشته است.

گفتگوی کلمه با امین احمدیان، همسر بهاره هدایت، را بخوانید:

آقای احمدیان چرا اینقدر درباره همسرتان کم مصاحبه می کنید؛ در حالی که او یکی از سنگین ترین حکم های دستگیرشدگان حوادث پس از انتخابات را گرفته است. آیا محدودیتی در این زمینه دارید؟

البته صحبت کرده ام. اما خب از یک مقطعی به بعد، یعنی در چهار -پنج ماه اخیر، حق با شماست. کمتر اتفاق افتاده که مصاحبه کنم. محدودیتی را که اشاره می کنید، انکار نمی کنم. اولین محدودیت شاید این است که این روزها می بینم خیلی از انسان های بزرگ و شریف که اغلبشان هم از دوستان نزدیکمان بودند، الان در زندان هستند و چندان هم خبری از آنها در حد اسم و رسمشان نیست. یک کمی سخت است که آدم در مورد زندانی خودش فقط صحبت کند. واقعا چطور می شود کسی فقط از شرایط زندانی و خانواده خودش صحبت کند، وقتی که می بینیم مثلا آقای دکتر یزدی به عنوان کهنسال ترین زندانی سیاسی و با آن سابقه مبارزاتی زندانی است و خبرهای زیادی هم درباره اش منعکس نمی شود، یا دوستان دیگری مثل آقای قابل، احمد زیدآبادی، دکتر میردامادی، عبدالرضا تاجیک، کیوان صمیمی، منصور اسانلو، بهمن احمدی امویی، علی ملیحی، حسن اسدی و خیلی دیگر از دوستان عزیز ما.

یعنی هیچ وقت مقامات قضایی برای شما در این باره محدودیتی ایجاد نکرده اند؟ چون به خیلی از خانواده های زندانیان سیاسی معمولا از سوی آنها توصیه می شود که اطاع رسانی نکنند.

البته این مسئله که همیشه وجود داشته است. در آخرین ملاقاتی که با دادستان تهران در مورد پرونده بهار داشتم، ایشان خیلی از اینکه در مورد همسرم مصاحبه می کنم، اظهار ناراحتی کردند و گفتند که این موضوع به ضرر پرونده بهار است و اگر سکوت خبری برقرار شود، سعی می کنند برای آزادی و یا مرخصی او کمک کنند. ایشان خیلی هم همدلانه صحبت کردند. ولی در نهایت بعد از این همه مدت، نه تنها هیچ تغییری در روند رسیدگی به پرونده اتفاق نیفتاد، بلکه متاسفانه همان حکم سنگینی که در دادگاه بدوی صادر شده بود، عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد و تا الان که حدود یازده ماه از بازداشت بهار می گذرد، او حتی یک روز هم به مرخصی نیامده است و به هیچ کدام از وعده ها درباره او هم عمل نشده است.

از آخرین وضعیت همسرتان برایمان بگویید؟

همان گونه که گفتم، با وجود صحبت هایی که شده بود و لایحه دفاعیه ای که وکلا تهیه کرده بودند، حکم ناعادلانه دادگاه بدوی عینا تایید شد و بهار به نه و نیم سال حبس قطعی محکوم شد. الان نزدیک به یک سال است که او بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر می برد. بعد ازاین دادگاه هم او را برای پرونده های گذشته اش سه بار از زندان به شعبه های مختلف دادگاه عمومی و انقلاب احضار کردند که هنوز وضعیت آن پرونده ها کاملا مشخص نشده است. متاسفانه از دو هفته قبل هم زندانیان سیاسی زن را به بند متادون که مختص زندانیان معتاد بوده، منتقل کرده اند و تلفن ها را نیز قطع کرده اند. این موضوع سبب شده که ما کاملا از وضعیت نگهداری آنها بی خبر بمانیم.

دلیل انتقال آنها به بند متادون و قطع تلفن هایشان مشخص نیست؟ یعنی می خواهم بدانم هیچ پیگیری در این باره نکرده اید؟

به مقامات دادستانی که دسترسی نداریم، ولی در صحبتهایی که با مسئولان زندان کردیم، همه گفته اند که دستور مستقیم دادستانی بوده که زندانیان سیاسی زن به بند متادون منتقل شوند. حدس خودمان این است که برای کنترل بیشتر زندانیان سیاسی و قطع کامل ارتباطشان با بیرون از زندان و طبعا اعمال فشار بیشتر بر زندانیان، این تصمیم گرفته شده است.

این مسئله ی قطع تلفن، واقعا برای زندانیان زن ظالمانه و آزاردهنده است. چند تا از زنان زندانی هستند که بچه کوچک دارند و تنها دلخوشی فرزندانشان، شنیدن صدای مادرشان است و یا اینکه تعدادی از پدر و مادران زندانیان هستند که به دلیل مشکلات حاد جسمی، توانایی این را ندارند که از پله های سالن ملاقات بالا و پایین بروند و تنها امکان ارتباطی شان، همین تلفن است تا لااقل بتوانند صدای فرزندانشان را بشنوند، اما الان این امکان هم از آنها دریغ شده است.

همان طور که خودتان هم بارها در صحبتهایتان اشاره کردید، بهاره تاکنون از حق مرخصی استفاده نکرده است. دراین باره شما یا وکیلش چه اقدامی کرده اید و پاسخ مسئولان چه بوده است؟

ما تا حالا به هر جایی که می شده در این باره مراجعه کرده ایم. با دادستان هم صحبت کرده ایم. آقای دادستان هم تا حالا چند بار با بهار در زندان صحبت کرده اند، ولی متاسفانه مرخصی که حق هر زندانی است و طبق آیین نامه های زندان به مجرمان و زندانیان عادی هم داده می شود، به زندانیان سیاسی داده نمی شود و مرخصی رفتن زندانی را به اجرای خواسته های مقامات امنیتی منوط می کنند.

چه خواسته هایی؟

یک سری خواسته های عمومی از قبیل نوشتن ندامت نامه و یا درخواست عفو و یا استعفا و ابراز برائت از تشکل هایی که قبلا در آنها عضویت داشته اند. البته بعضا بسته به نوع فعالیت زندانیان، مسائل دیگری هم مطرح می شود.

آنها مشخصا اظهار می کنند که وزارت اطلاعات تا برآورده نشدن خواسته هایش با مرخصی مخالف است. متاسفانه الان هم شاهدیم که در پرونده های سیاسی، حرف اول و آخر را وزارت اطلاعات می زند و تصمیم نهایی را بازجوها و کارشناسان امنیتی می گیرند و این مسئله ای نیست که خیلی سعی در پنهان کردنش داشته باشند. مقامات امنیتی صراحتا از قاضی و دادستان به اسم هیچ کاره و یا میرزا بنویس نام می برند. جالب است که در مقطعی که حکم بدوی برای همسرم صادر شده بود و تقاضای تبدیل قرار بازداشت به وثیقه را داشتیم، قاضی پرونده این مسئله را به استعلام از وزارت اطلاعات موکول کرد؛ و یا در آخرین ملاقاتی که چند هفته پیش با قاضی پرونده داشتم، آقای مقیسه علنا و در جمع چند نفر دیگر از جمله آقای دکتر مولایی (وکیل دادگستری و از اساتید حقوق) که برای پیگیری پرونده های خودشان آنجا حضور داشتند، عنوان می کرد که مشکل بهاره هدایت صداقت و صراحت و شجاعتش است! که این صحبت قاضی مقیسه مورد اعتراض آقای دکتر مولایی قرار گرفت. شاید باور کردن این مسائل خیلی سخت باشد، اما متاسفانه اینها واقعیات تلخ حاکم بر قوه قضاییه جمهوری اسلامی است.

در مورد ملاقات چه وضعیتی دارید؟ آیا بهاره را مرتب ملاقات می کنید؟

من این مسئله را برای اولین بار است که از یک تریبون عمومی مطرح می کنم. الان هفت ماه است که از تاریخ آخرین ملاقات حضوری من و همسرم می گذرد و با اینکه بارها به دادستانی مراجعه و درخواست ملاقات حضوری کرده ام، اما موافقت نمی شود. در حالی که طبق آیین نامه سازمان زندان ها، حداقل ماهی یک بار ملاقات حضوری جزء حقوق اولیه زندانی محسوب می شود. ما تا الان در این باره هم سکوت کردیم، ولی همین جا می خواهم از رییس قوه قضاییه، از مسئولان و دادستان سوال کنم: واقعا به چه دلیل موجه قانونی، شرعی و انسانی و وجدانی، من باید هفت ماه از ملاقات حضوری با همسرم محروم باشم؟ واقعا چرا؟ ملاقاتهای ما همان منحصر به کابین و از پشت شیشه است. یعنی من بیش از هفت ماه است که نتوانسته ام رو در رو همسرم را ببینم.

شما و بهاره هدایت مدت کوتاهی است که ازدواج کرده اید. این وضعیت درآغاز زندگی مشترک تان چه تاثیراتی داشته است؟

بله مدت کوتاهی از ازدواجمان می گذرد و از آن کوتاهتر مدتی که توانستیم با هم زندگی کنیم. چون در این مدت کوتاه هم چند بار بازداشت شد. از همه تلخ تر روزی بود که دو سال پیش قرار بود اولین روز زندگی مشترکمان باشد، اما همان روز بدون هیچ دلیلی بهار را بازداشت کردند و مجبور شد شروع زندگی مشترکش را – شاید به جای ماه عسل – بیش از یک ماه در زندان و انفرادی و بازجویی بگذراند. روزهای بعد هم که همیشه سایه بازداشت و تهدید به صورت مداوم در زندگی ما حضور داشت. خب طبیعتا این مسائل اثر خوبی ندارد، چرا که این واقعا دردناک است که مجبور باشی به خاطر ابتدایی ترین و بدیهی ترین حقوق خودت، جامعه و مردمت، در اوج جوانی و ابتدای زندگی مشترک، چنین هزینه های سنگینی را تحمل کنی.

بهاره روزهایش را در زندان چگونه می گذراند ؟

بالاخره در زندان حق انتخاب چندانی وجود ندارد و امکانات برای زندانیان خیلی خیلی محدود است، به خصوص زندانیان زن. متاسفانه کتابخانه بند نسوان سطح پایینی دارد و ما هم برای فرستادن کتاب به داخل زندان، محدودیت های زیادی داریم.

در طول مدتی هم که بهاره مسئول کتابخانه بند نسوان بود، تلاش کرد که با تهیه کتاب از بیرون زندان و کسانی که حاضر بودند با هزینه شخصی خودشان در این باره کمک کنند، کمی به ارتقا بخشیدن به کتابخانه بند کمک کند، اما تا الان که میسر نشده است. ولی به هر حال همسرم بیشتر سرگرم مطالعه، یادگیری و تقویت زبان انگلیسی است. کارهای جنبی مثل قلاب بافی هم با همان امکانات محدود زندان یکی از سرگرمی هایش است. در کل او سعی می کند که از فرصت ها و امکانات کم خود، حداکثر استفاده را ببرد.

خود شما این روزها را بدون او چطور می گذرانید؟

راستش خیلی گذراندن این روزها سخت است و بهتر بگویم، روزها اصلا نمی گذرد. شاید این یک سال به اندازه یک عمر بر ما گذشت. مخصوصا اینکه غیر از بهار، خیلی از دوستان نزدیکمان هم یا زندان اند یا اینکه مجبور به مهاجرت ناخواسته شدند و دیدن هر روزه این ظلم ناروایی که به دوستان و خانواده هایشان روا می شود، خیلی آزار دهنده است. دیدن سه فرزند دکتر زیدآبادی، بچه های عبدالهد مومنی، نوزاد نه ماهه علی جمالی، چهره نگران همسر حسن اسدی، پدر و مادر صبورعلی ملیحی و میلاد اسدی و خیلی های دیگر… اینها تحملش کار راحتی نیست. مخصوصا وقتی که نتوانی چرایی این بی عدالتی و ظلم را در جامعه ای که برای عدالت و آزادی این همه هزینه متحمل شده، درک کنی. اما در این لحظات و دوران سخت، تنها چیزی که کمک می کند و تسکین دهنده است، اظهار لطف دوستان و نزدیکان و هموطنانمان است که اگر نبود، تحمل این همه فشار را غیرممکن می کرد. به خاطر این محبتها از همه آنها متشکرم.

همسران خیلی از زندانیان سیاسی، گفته اند که وقتی دلتنگ همسرانشان می شوند، گریه می کنند. شما وقتی دلتنگ بهار می شوید، چه می کنید؟ تاکنون به این خاطر گریه کرده اید؟

خب اگر بگویم نه که دروغ گفته ام. بالاخره بعضی وقتها که دلتنگی هجوم می آورد، گریه هم ناگزیر می شود. ما همه انسانیم و ظرفیتمان برای تحمل دلتنگی محدود است. وقتهایی که خیلی دلتنگ می شوم، معمولا عکسهایمان را دوباره نگاه می کنم. یکی دو تا فایل صوتی هم از صحبتهای بهار دارم که به آنها هم گوش می دهم و به انبوه خاطرات مشترکمان فکر می کنم.

تلخ ترین و شیرین ترین لحظه زندگی تان در این مدت چه بوده است؟

لحظات تلخ که فراوان بوده است. از همان نیمه شب سرد و زمستانی پارسال که بهار بازداشت شد و روزهای طولانی بی خبری، روزی که حکمش ابلاغ و تایید شد؛ روزهایی که می خواست برایش از پشت شیشه سالن ملاقات، شکل خانه ای را که تازه و در نبودش اجاره کرده بودم، بر روی کاغذ بکشم. موهای سفیدی که اضافه شدن دانه به دانه شان را هر هفته در ملاقات به چشم می بینم و … اینها همه تلخ و گزنده اند. ولی خاطرات شیرین هم گهگاه بوده است، که البته به یادماندنی ترین وشیرین ترینشان برای هر دوی ما، شب آزادی شیوا نظرآهاری بود.

----

شکنجه مخفی عضوشورای شهر به اتهام ورود اسلحه

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: نهاد های امنیتی یک عضو شورای شهر شهریار را از یک ماه ونیم پیش بازداشت کرده و او را برای اخذ اعترافات ساختگی به شدت تحت شکنجه قرار دادند. نهادهای امنیتی تلاش زیادی انجام داده اند تا از انتشار این خبر جلوگیری شود.

بگزارش معتبری از زندان رجائی شهر کرج حاکی از آن است که محمود دولت ابادی نماينده شوراي اسلامي شهر شهريار از یک ماه و نیم قبل در بند اطلاعات زندان رجايي شهر كرج به سر ميبرد و در این مدت نهادهای امنیتی خانواده و نزديكان ايشان را تحت فشار قرار داده اند تا خبر بازداشت او و وضعیت پرونده را جایی بازگو نکنند.

اقاي دولت ابادی از زمان بازداشت تا به حال در اكثر روزها تحت شكنجه هاي روحي و فيزيكي قرار داشته است تا متن اعتراف مورد نظر دستگاه اطلاعاتی امنیتی جمهوری اسلامی مبني بر ورود اسلحه از امارات قبل از انتخابات رياست جمهوري را امضا كند.

----

محاکمه عضو شاخه جوانان نهضت آزادی

میزان:مهدی قلی زاده اول آذر ماه در شعبه 26 دادگاه انقلاب محاکمه می شود.

به گزارش «میزان خبر»، دادگاه این عضو شاخه جوانان نهضت آزادی که در حوادث عاشورای سال گذشته بازداشت شد، به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار می شود.

این فعال سیاسی که سال گذشته 65 روز در بند امنیتی زندان اوین به سر برد؛ با اتهام های اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی، تحریک و تهییج دیگران از طریق دنیای سایبری، بر هم زدن نظم عمومی با شرکت در روز عاشورا و عضویت در"نهضت آزادی ایران" تفهیم شده بود.

همچنین او در جلسه دوم بازپرسی که اخیرا در شعبه سه اوین برگزار شده، اتهامهای جدیدی نظیر توهین به مقدسات و رهبری، بی آبرو کردن رهبر جمهوری اسلامی در سطح جهانی و پخش اطلاعیه ها و بیانیه ها با مفادی جهت تضعیف نظام روبرو شده است.

قلی زاده که به قصد تحصیل در خارج از کشور ساکن است و به منظور آسایش خانواده و شرکت در جلسه محاکمه به ایران مراجعت کرده، در زندان تحت فشارهای عصبی شدیدی بوده است و به کلیه درد و کمر درد مبتلا شده است

----

شرایط قرون وسطایی و قوانین زن ستیز باعث خودکشی یک زن زندانی گردید

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یک زن زندانی در زندان گوهردشت کرج  برای رهایی یافتن از شرایط قرون وسطایی اقدام به خودکشی نمود.

روز دوشنبه اول آذر ماه یک زن زندانی بنام لیلا در بند زنان زندان گوهردشت کرج برای رهایی یافتن از اذیت وآزارها و شرایط قرون وسطایی حاکم بر بند زندان که چند برابر بند مردان می باشد اقدام به خودکشی نمود . تعلل و عدم انتقال به موقع و همچنین عدم رسیدگی پزشکی گفته می شود که منجر به مرگ وی شده است.

قتل و خودکشی در زندانهای ولی فقیه و بخصوص زندان گوهردشت کرج تبدیل به امری معمول شده است و تقریبا هر هفته از بندهای مختلف گزارشهایی از قتل و یا خودکشی زندانیان می رسد.

زندانیان که از حقوق اولیه خود محروم هستند حقوقی مانند داشتن غذا،رسیدگی پزشکی،عدم داشتن فضای لازم  که بصورت تراکم انفجاری زندانیان در محیطهای محصور و بسیار کوچک که گاها 3 الی 4 برابر ظرفیت آن زندانی در آن جای می دهند،شکنجه های ضد بشری مانند شکستن دست و پا و دندان و دندها و سایر اعضای بدن زندانیان،رفتارهای وحشیانه و تحقیر آمیز و موارد متعدد دیگر راهی برای زندانی باقی نمی گذارد جز خودکشی .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، ایجاد شرایط و محدودیتهای قرون وسطایی عامل اصلی خودکشی و قتل زندانیان بی دفاع و اسیر  در زندان می باشد را محکوم می کند واز کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار  پایان دادن به سکوت خود که تا به حال باعث مرگ تعداد زیادی از زندانیان در ایران شده است و همچنین خواستار  اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در زندانهای ولی فقیه است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

اول  آذر 1389 برابر با 22 نوامبر 2010

----

گزارش تفصیلی نقض حقوق بشر - ویژه آبان ماه

دوشنبه 01 آذر 1389

خبرگزاری هرانا: علی رغم تلاش های گسترده ی واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گزارشی پیش رو به دلیل شرایط سخت جمع آوری اخبار به هیچ عنوان گزارشی مفصل نیست و تنها روایتی حداقلی از نقض حقوق بشر در ایران در آبان ماه سال 89 در کشور است. ذكر این نكته نیز ضروری است كه محتمل است زمان وقوع برخی اخبار آمار ذیل مربوط به گذشته باشد و تنها انتشار آن مربوط به محدوده ی زمانی فوق الذكرباشد.

در آبان ماه سال جاری دستكم 7679 نقض موردی حقوق بشر در کشور رخ داده و از سوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، به ثبت رسیده است.

در طول ماه گذشته، بیش از 6418 مورد نقض حقوق كارگران، 97 مورد نقض حقوق دانشجویان، 140 مورد نقض حقوق فعالین سیاسی و مدنی در حوزه ی آزادی اندیشه و بیان، 34 مورد صدور، تایید یا اجرای حكم اعدام، 621 مورد شكنجه و نقض حقوق زندانیان سیاسی و عادی در زندان ها، دست كم 234 مورد بازداشت شهروندان به دست نیروهای انتظامی، 27  مورد بازداشت و نقض حقوق اقلییت های ملی ، 88 مورد بازداشت و نقض حقوق اقلییت های مذهبی را شاهد بوده ایم.

زندانیان:

در آبان ماه دستگاه های قضایی و اطلاعاتی از ملاقات 56 تن از زندانیان سیاسی با خانواده های خود ممانعت به عمل آورده و برخی از زندانیان را از حق تماس تلفنی نیز محروم کردند، مرخصی به زندانیان نیز همچون ماه های گذشته ابزاری برای تفتیش اعقاید زندانیان مورد استفاده قرارگرفت و از آزادی دست کم 5 زندانی سیاسی علی رغم تودیع وثیقه و کفالت جلوگیری شد.

یک زندانی سیاسی در بازداشتگاه مخفی سپاه به طرز مشکوکی فوت نمود تا همچنان وجود بازداشتگاه های مخفی به عنوان یک نگرانی در بین گروه های حقوق بشری مطرح باشد و دست کم 20 زندانی به اشکال مختلف از سوی مسئولین زندان تهدید شدند.

چهار تن از زندانیان سیاسی به نام های کاظمینی بروجردی، محمد علی منصوری، عالیه اقدام دوست و حسین سرشومی به تحمل انفرادی محکوم شدند، نقل و انتقالات و تبعید ناخواسته نیز یکی از موارد نقض حقوق زندانیان در آبان ماه بود.

عدم رعایت اصل تفکیک جرایم و نگهداری ده ها زندانی در بند زندانیان معتاد به مواد مخدر و نگهداری بلاتکلیف زندانیان بدون انجام دادگاهی و محاکمه در زندان نیز از دیگر موارد

نقض حقوق زندانیان بوده است.

اندیشه و بیان:

در طی آبان ماه دستگاه قضایی دست کم برای 26 تن از فعالین سیاسی و مدنی در حوزه اندیشه و بیان احکام زندان و شلاق را صادر و یا تائید نموده است و 27 تن نیز بازداشت شدند، چهار تن احضار و ده تن نیز مورد محاکمه قرار گرفتند.

در این ماه هم چنین نیروهای امنیتی و شبه نظامی از شش تجمع اعتراضی ممانعت به عمل آورده و یا در آن اختلال ایجاد کردند و کمیته فیلترینگ جمهوری اسلامی نیز بار دیگر ده ها وب سایت مخالفین و منتقدین را فیلتر کرد و ارتش سایبری ایران به عنوان بازوی مخرب سایت یک تلویزیون ماهواره ای را هک نمود.

نیروهای انتظامی در طی ماه گذشته دست

کم 234 تن از شهروندان را تحت نام ارازل و اوباش، معتاد و... به صورت فله ای بازداشت کردند.

دانشجویان:

دانشجویان دانشگاه های کشور در آستانه روز های 13 آبان و 16 آذر فشارها و تهدات مختلفی را از سوی دستگاه های ذیربط تحمل کرده و در این بین دست کم چهار تجمع دانشجویی با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه شد. دستگاه قضایی برای دست کم ده تن از فعالین دانشجویی احکام زندان صادر کرد و کمیته های انضباطی نیز دست کم 4 دانشجو را از تحصیل محروم و از دانشگاه اخراج کردند.

در طی آبان دست کم هفت تجمع و یا تحصن دانشجویی در قالب های مختلف برگذار شد و دو تشکل صنفی نیز از سوی مسئولین دانشگاه منحل شد و دست کم ده فعال دانشجویی بازداشت و روانه زندان شدند.

کارگران:

در پی اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها و تشدید تحریم های اقتصادی و کمبود نقدینگی برای خرید مواد اولیه تولیدی های مختلف و واردات بی رویه دولت کارگران کارخانجات مختلف کشور بیش از چهارده تجمع اعتراضی برپا کردند که تنها بخش کوچکی از واقعیات مشکلات معیشتی کارگران کشور را نمایان میکند و چه بسا بسیاری از تجمعات به دلیل سانسور و خفقان به ثبت نرسیده است.

در طی آبان ماه ده ها کارخانه و واحد تولیدی از پرداخت حقوق و سنوات صد ها کارگر سرباز زده اند و ده ها کارگر به دلیل اعتراض به عدم دریافت حقوق خود از کار اخراج شدند و دست کم 37 کارگر و فعال حقوق کارگر بازداشت و روانه زندان شدند.


چهار تن از کارگران احکامی چون حبس تعزیری دریافت کرده و دست کم بیست و سه کارگر در حین کار کشته و یا مجروح شدند.

اصناف:

در طی آبان ماه و در حوزه اصناف چهار تجمع اعتراضی از سوی معلمان، کامیون داران، پرستاران و کارمندان به ثبت رسیده است و چندین تن از اساتید دانشگاه تهران احضار و بازجویی شدند از سویی، دو تن از فعالان صنفی معلمان در کرمانشاه احضار و پنج وکیل دادگستری نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

اقلیت های مذهبی:

در طی ماه گذشته دست کم 15 تن از شهروندان به دلیل اعتقاد به آئین غیر رسمی ایران و از شهروندان بهایی، سنی و دراویش گنابادی توسط ارگان های مختلف انتظامی و امنیتی بازداشت شدند و برای 56 تن از آنها نیز از سوی دستگاه قضایی حکم زندان، شلاق و جریمه نقدی صادر شده است.

یورش به مراسم اهل سنت در کردستان و ممانعت از اجرای آئین دروایش از دیگر موارد نقض حقوق بشر در حوزه اقلییت های مذهبی بوده است و در این بین گذرنامه یک فعال مذهبی اهل سنت نیز توقیف شده و یک دانش آموز بهایی نیز به دلیل دفاع از آئینش از مدرسه اخراج شد.

اقلیت های قومی:

در طی آبان ماه دست کم شانزده تن از شهروندان به دلیل خواسته های قومی و زبانی بازداشت و برای دست کم ده تن از شهروندان نیز حکم زندان صادر شد.

در طی این ماه و در تدوام کشتار کاسبکاران مرزی تحت عنوان مبارزه با ورود کالای قاچاق دست کم پنج تن از شهروندان در نقاط مرزی کردستان و بلوچستان بر اثر تیر اندازی ماموران کشته شدند.

اعدام:

در طی آبان ماه 15 تن از زندانیان به اتهام قتل و قاچاق مواد مخدر در زندانهای کشور اعدام شدند که در این بین یک تن از زندانیان به اتهام سیاسی در بلوچستان اعدام شد و هم چنین برای بیست تن از زندانیان نیز حکم اعدام صادر شده است از سوی دیگر معاون بخش کنسولی وزارت خارجه افغانستان از صدور 127 حکم اعدام در طی سه ماه گذشته برای اتباع افغانی بازداشت شده در ایران خبر داده است

حکم شلاق پنج تن از شهروندان در ملاء عام اجرا شده است و حکم قطع عضو یک زندانی اجرا و برای یک زندانی نیز چنین حکمی صادر شده است، هم چنین حکم 74 ضربه شلاق یک زندانی سیاسی نیز در زندان رجایی شهر اجرا شد.

----

بازجویی و تهدید زندانی سیاسی ارژنگ داودی توسط بازجویان وزارت اطلاعات

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" زندانی سیاسی ارژنگ داودی به بند سپاه زندان گوهردشت کرج برده شد و چند ساعت مورد بازجویی و تهدید بازجویان وزارت اطلاعات  قرار گرفت.

روز دوشنبه اول آذر ماه زندانی سیاسی ارژنگ داودی به بند سپاه شکنجه گاه بازجویان وزارت اطلاعات در زندان گوهردشت کرج منتقل گردید و از 10:30 تا ساعت 14:30 مورد بازجویی و تهدید بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت.برخورد بازجویان با این زندانی سیاسی و حشیانه و غیر انسانی بود.

زندانی سیاسی ارژنگ داودی در حالی مورد بازجویی مامورین وزارت اطلاعات قرار می گیرد که سالها است در زندان بسر می برد و تحت شرایط غیر انسانی قرار دارد و همچنین تنها سر پناه این خانواده که منزل آنها بوده است طی نامه ای که در دادگاه انقلاب موجود است  بدستور دفتر ولی فقیه  علی  خامنه ای  خانۀ  پلمپ شده این خانواده را  به خانمی فروخته اند و خانواده او را آواره نموده اند. به نظر می آید دور جدید بازجویی و تهدید و شکنجه زندانیان سیاسی که سالیان در زندانهای ولی فقیه بسر می برند آغاز شده است.

لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی ارژنگ داودی در سال 1382 دستگیر و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل گردید و توسط فردی بنام مصطفوی مورد شکنجه های وحشیانه و غیر انسانی قرار گرفت.سپس بدستور مصطفوی وحسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد( که از دستور دهندگان انتقال دستگیر شدگان اعتراضات گسترده سال گذشته   به اردوگاه مرگ کهریزک جهت شکنجه و قتل آنها می باشد ) اموال شخصی او را مصادره  و منزل وی را پلمپ نمودند.آنها برای تحت فشار قرار دادن وی، او را به زندانهای بندر عباس و گوهردشت کرج تبعید کردند.آقای داودی در اعتراض به شرایط قرون وسطایی تا به حال  چندین بار اقدام به اعتصاب غذا نموده است  ودر آخرین بار 74 روز در اعتصاب غذا بسر برد.

تصمیم گیری در مورد سرکوب زندانیان سیاسی توسط ولی فقیه علی خامنه ای گرفته می شود و بوسیلۀ  قوۀ قضاییه و بازجویان وزارت اطلاعات (شکنجه گران) و مسئولین زندانها به اجرا گذاشته می شود.

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران،بازجویی و تهدید زندانیان سیاسی که سالیان در بازداشت غیر قانونی و غیر انسانی بسر می برند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در زندانهای ولی فقیه است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

ااول آذر 1389 برابر با 22 اکتبر 2010

 

 
 

بازگشت به صفحه اول/A>

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران