بازگشت به صفحه اول

 

 
 

برای نسرین ستوده، رضا شهابی، و محمدنوری زاد

شهلا فروزانفر

23 آذر 1389

مدرسه فمینیستی: سه هموطن شریف و متعهد که دلبستگی های پاک و انسانی شان به زندگی اجتماعی و خانوادگی برای بسیاری از ایرانیان، آشنا است اکنون با زندگی خود قهر کرده اند و شاید آنچنان دلشکسته و نومیدند که نیستی را بر ادامه کار ترجیح داده اند. وضعیت جسمی شان بر اثر اعتصاب غذا به شدت بحرانی و نگران کننده شده است. بخشی از این نگرانی شاید به دلیل بی خبری از وضعیت این سه عزیز باشد که شایعه پراکنان، میدانِ جولان یافته اند و بر نگرانی ها می افزایند این در حالی است که خیل ما که بیرون از زندان پا در رکاب زندگی روزمره داریم متاسفانه به ندرت واکنشی نسبت به تصمیم این سه عزیز ( نسرین ستوده ؛رضا شهابی؛ محمد نوری زاد) نشان می دهیم!

این سه هموطن متعهد، سالهاست که هر یک به حوزه ی فعالیت های داوطلبانه خود، در حد توان و بضاعت خویش به نوعی در موضع وکالت دل سوختگان و بی پناهان جامعه دل سوزانده اند : نسرین ستوده در دفاع از فعالان جنبش زنان، رضا شهابی به فعالیت های حقوق صنفی خود و محمد نوری زاد همچون شهید آوینی به کار هنر، مشغول بوده اند. راههای رفته اشان اما مورد پسند دستگاه قضا نبوده است؛ بسیار خوب اما چرا راههای دیگر را نیازماییم . برای هر تلاشی و دستیابی به هدف، به اندازه انسانها سازو کار متنوع وجود دارد. ضرب المثلی دیرینه است که گفته اند : از هزار راه می توان به خداوند رسید.

در خلوت تنهایی ام وقتی در وجود خود و رؤیاهایم غور می کنم می بینم که به عمق تعهدشان رشک می برم و در عین حال به شجاعت شان صمیمانه احترام می گذارم . گر چه در همین لحظه هاست که از جامعه زنان؛ کارگران؛ و هنرمندان متعهد می پرسم آیا صدای بی پناهی و دلشکستگی این عزیزان را نمی شنوید؟ هنگامی که به محمد نوری زاد و دیگر هنرمندان کشور می اندیشید آیا جای خالی شهید آوینی را احساس نمی کنید؟... شب اعدام شهلا جاهد همراهی نکردید. این زن نگون بخت را نامهربانی ما مردم به دار آویخت ؟ بسیار خوب، استدلال کردید که عمل زشتی مرتکب شده اما آیا حتی یک بار از خودتان پرسیدید که 9 سال زندان برای مجازات کافی نبود؟ می دانم زمان طولانی لازم است تا فرهنگ نامهربانی و کین ورزی از جامعه ما رخت بربندد.

امروز هر کس با استدلال های انسانی خود می تواند راه تازه ای پیش پای این عزیزان بگذارد. زیرا که جامعه ما به هر سه آنها نیاز دارد، آنها که همواره یاور مردم و جامعه خود بوده اند . قبل از آن که دیر شود تکانی به اندیشه خود دهیم و از روزمرگی پای بیرون گذاریم نفسی تازه در هوای جامعه بدمیم این جان های عاشق را یاور باشیم تا به زندگی برگردند... و چه خوب که این همدردی های داوطلبانه و خودجوش از درون جامعه ایران باشد!

----

وخیم تر شدن وضعیت جسمی عیسی سحر خیز و مهدی محمودیان دو زندانی سیاسی

سه شنبه 23 آذر 1389

خبرگزاری هرانا: وضعیت جسمی دو زندانی محبوس در زندان رجایی شهر کرج وخیم گزارش میشود.

بنا به اطلاع گزارشگران خبرگزاری حقوق بشر ایران "هرانا" شب گذشته اقای عیسی سحر خیز مجددا به بهداری زندان رجایی شهر منتقل شد.

وضعيت جسماني اقاي سحرخيز به گونه اي گزارش شده که نیاز ایشان به بیمارستان مجهز پزشکی مبرم است.

همچنین در چند شب گذشته آقای مهدی محمودیان در عصر عارضه جسمی به بهداری زندان نامبرده منتقل شد.

----

بازجویان خواهان 15 سال حبس برای دکتر یزدی در خانه های امن وزارت اطلاعات هستند

دوشنبه، ۲۲ آذر ۱۳۸۹

میزان خبر: در حالیکه رئیس قوه قضائیه از استقلال قضات در پرونده های سیاسی امنیتی داد سخن می دهد، شنیده های منابع جرس از خانواده های زندانیان سیاسی حکایت دیگری دارد. احکام قضائی ابتدا توسط بازجو به اطلاع متهم می رسد، سپس دادگاه تشکیل می شود و بعد "کاملا اتفاقی" قاضی پرونده همان حکمی را صادر می کند که قبلا بازجو به متهم گفته بود.

در اینجا برای اطلاع افکار عمومی و شخص رئیس محترم قوه قضائیه تنها به سه حکم قضائی اشاره می کنیم:

ابوالفضل قدیانی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی زمانی که برای تسلیم دفاعیه خود به دادگاه مراجعه می کند از قاضی می شنود که حکم وی یک سال حبس است. قدیانی به قاضی می گوید شما که هنوز دفاعیه مرا استماع نکرده اید. می شنود که آنرا هم خواهیم خواند، اما حکم تو یک سال حبس است!

عماد بهاور رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران حکم شگفت انگیز ده سال زندان خود را ابتدا از بازجو می شنود. بعد توسط قاضی اتفاقا! به همان ده سال زندان محکوم می شود.

محمد فرید طاهری عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران حکم سه سال حبس خود را ابتدا از بازجو شنیده سپس توسط قاضی کاملا اتفاقی! به همان سه سال محکوم می شود.

شنیده های منابع جرس در تهران حکایت از آن دارد که بازجویان دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران و سالمندترین زندانی سیاسی با هشتاد سال سن و بیماریهای متعدد به وی خبر داده اند حکم شما پانزده سال زندان است که همانند دکتر کیانوری دبیرکل حزب توده ایران دوران حبس خود را در خانه های امن وزارت اطلاعات خواهید گذراند.

البته دادگاه دکتر یزدی که قرار بود سه شنبه 16 آذر برگزار شود بدون هر گونه توضیحی به تعویق افتاد. امیدواریم قاضی این بار برای حفظ ظاهر هم که شده حکم بازجویان را انشاء نکند.

ریاست محترم قوه قضائیه می توانند با فرستادن نماینده ای از تک تک زندانیان سیاسی جویا شوند که آیا احکام صادره قضائی را قبل از صدور از زبان بازجویان خود شنیده اند یا نه؟ و اگر معلوم شد که احکام قضائی زندانیان سیاسی توسط بازجویان و از مرکزی خارج از دادگاه انشاء شده است، آنگاه توضیح دهند که معنای استقلال قاضی چیست و ایشان چه چیزی را تکذیب می کنند؟

----

اعتصاب غذای آرش صادقی در پی ضرب و شتم وی در بند 209

دوشنبه 22 آذر 1389

خبرگزاری هرانا: آرش صادقی که پس از انتشار نامه اش تحت فشار بازجویان قرار گرفته است در اعتراض به ضرب و شتم دست به اعتصاب غذا زد

به گفته خانواده ای زندانی وی پس از انتشار بیانیه اش به مناسبت 16 آذر مورد ضرب و شتم شدید بازجویان در بند 209 اوین قرار گرفته و از ناحیه دنده دچار شکستگی شدید شده است و بازجویان از انتقال وی به بهداری خودداری کرده اند.

ارش صادقی به همین دلیل از روز 19 آذر ماه دست به اعتصاب غذا زده است.

شایان ذکر است، این زندانی در دوره های قبلی بازداشت نیز دچار شکستگی از ناحیه ی کتف دستش شده بود.

----

آتش سوزی تعمدی و سازمان یافته محل کسب بهائیان در رفسنجان/به همراه اسناد

دوشنبه 22 آذر 1389

خبرگزاری هرانا: عوامل خودسر در یک پروژه سازمان یافته علیه بهائیان کاسبکار در رفسنجان ایران اقدام به آتش زدن 8 باب مغازه کردند.

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران(هرانا)، در طی 40 روز اخیر از سوی معاندین آئین بهایی وقایع تعمدی و سازمان یافته بر بهائیان شهرستان وارد آمده است که با حمایت افرادی که دارای پست های دولتی هستند همراه بوده است.

شواهدی که در زیر ارائه می شود حالی از آن است که آنگونه که در پیوست مطالب و در روزنامه محلی شهر درج شده ، ابائی از طراحی و هدایت این وقایع ندارند و مقامات مسئول نیز هیچگونه اقدامی برای پایان دادن به این غائله نداشته اند.

شایان ذکر است، آتش سوزی عمدی به منظور آزار رسانی به یک گروه خرد یا اقلیت دینی کار تازه ای نیست و از روشهای شناخته شده خشونتگران و انحصارطلبان است که پیشتر از سوی گزارشگران مجموعه فعالان حقوق بشر به کرات افشا شده است.

اسامی برخی از قربانیان این اقدامات غیرقانونی به قرار زیر است:

سیاوش روشنگر که تا کنون 2 بار مغازه اش به آتش کشیده شده است، علی شاکر، محبوب بندی، مسعود میبدی، ایرج پاینده، مجید پاینده و آقای علی عمادی

اما در این بین تنها شهروندان بهایی آسیب ندیده اند بلکه تندرو های مذهبی با حمایت امام جمعه رفسنجان محل کسب یک مسلمان را نیز به اشتباه به آتش کشیدند.

یک مغازه با نام "کافی شاپ 19" متعلق به فردی مسلمان  آتش زده شده است که وی متوجه میشود عکس مغازه اش در یک "خبرنامه داخلی" با نام "خط سبز مهدوی" متعلق به "بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود رفسنجان" به عنوان مغازه بهایی معرفی شده است.

در پیگیری آتش سوزیهای قبل کلانتری 11 رفسنجان پرونده آقایان ایرج پاینده ،مجیدپاینده ومحبوب بندی را یکجا به مرجع قضایی ارجاع میدهد.

در پی اعلام شکایت بهائیان امام جمعه رفسنجان (رمضانی) درنماز جمعه عنوان کرده است که این بهاییان چه حقی داشته اند شکایت کنند درحالی که اصلا حق حیات ندارند.

برای مشاهده تصاویر مستند در گالری تصاویر اینجا کلیک کنید.

برای دریافت نسخه پی دی اف روزنامه محلی رفسنجان اینجا کلیک کنید.

----

بازاری زندانی بیش از 1 سال در بند 209 شکنجه گاه وزارت اطلاعات قرار دارد

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" بازاری زندانی محمد بنازاده امیرخیزی 63 ساله بیش از 1 سال است که در بند 209 زندان اوین شکنجه گاه وزارت اطلاعات تحت شرایط طاقت فرسا و غیر انسانی بسر می برد.

بازاری زندانی محمد بنازاده امیرخیزی پس از چهار بار به تعویق افتادن دادگاه وی و پس از 10 ماه شرایط طاقت و فرسا و بلاتکلیفی در بند مخوف 209 شکنجه گاه وزارت اطلاعات در 4 مهرماه به شعبۀ 15 دادگاه انقلاب برده شد و توسط صلواتی قاضی فرمایشی مورد محاکمه قرار گرفت و به حکم سنگین و غیر انسانی 5 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شد.

علیرغم محکومیت سنگین و غیر انسانی، بازجویان وزارت اطلاعات همچنان  او را در بند 209 در بازداشت خود نگه داشته اند و وی را تحت فشارهای غیر انسانی خود  قرار داده اند.

لازم به ياداوری است که بازاری زندانی  محمد بنازاده اميرخيزی 63 ساله در 9 آذرماه با يورش مامورين وزارت اطلاعات به محل کارش دستگير و به بند ۲۰۹ زندان اوين منتقل شد. برادر او جانباخته راه آزادی علی بنازاده امير خيزی در دهۀ 1360 بخاطر هواداری از سازمان مجاهدين اعدام شد. همسر وی خانم شهلا زرين فر بدليل ديدار با فرزندش در قرار گاه اشرف به يک سال زندان محکوم شد که پس از پایان یافتن محکومیتش آزاد گردید. در حال حاضر خواهر او زندانی سياسی کبری بنازاده امير خيزی بدليل قصد ديدار با فرزندان خود در قرارگاه اشرف در زندان گوهردشت کرج زندانی است . پيش از اين برادران او آقايان اصغر و حميد بنازاده بخاطر ديدار با فرزندان خود در قرارگاه اشرف به ۲ سال زندان محکوم شده بودند که پس از پايان يافتن محکوميتشان آزاد شدند..
در حال حاضر علاوه بر آقای امير خيزی،تعداد ديگری از بازاريان تهران در بند 350 زندان اوين بسر می برند، که از جمله آنها؛ آقايان محسن دکمه چی محکوم به 10 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج  و آقای جواد لاری محکوم به اعدام می باشند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،دستگیری ،شکنجه و صدور احکام ضدبشری و سنگین و نگهداری بازاری زندانی بیش از یک سال در شکنجه گاه 209 را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات لازم برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در زندانهای ولی فقیه علی خامنه ای می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

22 آذر 1389 برابر با 13 دسامبر 2010

----

بازداشت پدر رامین رمضانی از شهدای جنبش سبز

پدر این شهید خواستار معرفی و محاکمه آمران قتل فرزندش شده بود

سه شنبه, ۲۳ آذر, ۱۳۸۹

چکیده: پدر رامین رمضانی هفت روز پیش بر سر مزار فرزند22 ساله اش ،رامین، در بهشت زهرای تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد . این حادثه در پی حضور تعدادی از خانواده های شهدای حوادث پس از انتخابات به دلیل شرکت در مراسم سالروز تولد امیر تاجمیر، یکی دیگر از شهدای جنبش سبز رخ داد.رامین رمضانی، بیست و پنجم خرداد ماه سال گذشته در روز راهپیمایی مسالمت آمیز مردم به ضرب گلوله به شهادت رسید.

کلمه: هفت روز از بازداشت پدر رامین رمضانی از شهدای جنبش سبز می گذرد اما همچنان خانواده و بستگان وی از محل نگهداری او بی خبرند.

به گزارش منابع خبری کلمه، پدر رامین رمضانی هفت روز پیش بر سر مزار فرزند۲۲ ساله اش ،رامین، در بهشت زهرای تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد . این حادثه در پی حضور تعدادی از خانواده های شهدای حوادث پس از انتخابات به دلیل شرکت در مراسم سالروز تولد امیر تاجمیر، یکی دیگر از شهدای جنبش سبز رخ داد.

رامین رمضانی، بیست و پنجم خرداد ماه سال گذشته در روز راهپیمایی مسالمت آمیز مردم به ضرب گلوله به شهادت رسید.

اکنون پدر رامین که در تمام این یک سال و نیم پس از شهادت پسرش یک روز هم لحظه ای را بدون غم و اندوه پشت سر نگذاشته دستگیر و زندانی شده است .این اولین بار است که پدر یکی از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات دستگیر و زندانی می شود .

این خانواده های داغدار بعد از این مراسم که به صورت نمادین در سالروز تولد امیر تاجمیر از کشته شدگان روز عاشورا برگزار شده بود بر سر مزار عزیزان شان رفتند اما متوجه شدند که تعداد زیادی از نیروهای امنیتی و لباس شخصی احاطه شان کرده اند و با برخوردهای خشن آنها را به خاطر شرکت در این مراسم که به گفته آنها با فراخوان همراه بوده سرزنش می کنند.

تعدادی از این خانواده های داغدار بعد از یک درگیری لفظی با ماموران به مکانی نامعلوم منتقل و تا عصر همان روز مورد بازجویی قرار می گیرند که در میان آنان مادر سهراب اعرابی و مادر رامین رمضانی هم حضور داشته اند . مادران پس از بازجویی چند ساعته آزاد می شوند، اما پدر رامین رمضانی به همراه چند تن دیگر که نام شان هنوز مشخص نیست به مکان نامعلومی منتقل می شوند و تاکنون نیز خانواده ها از محل نگهداری آنها بی اطلاع هستند .

خانواده رامین رمضانی که در شوک ناشی از این حادثه به سر می برند می گویند که « نمی توانیم باور کنیم که با یک خانواده داغدار این گونه برخورد کنند؟و پدری داغدار را بر سر مزار فرزندش بازداشت و زندانی کنند و خانواده را تا چند روز بی خبر و نگران نگه دارند .خانواده رمضانی حدس می زنند که وی به زندان اوین منتقل شده باشد.»

پیش از این پدر رامین رمضانی در گفتگو با کلمه درباره قاتل یا قاتلان پسر کشته شده اش سخن گفته و خواسته بود هر چه زودتر آمران و عوامل قتل او به افکار عمومی معرفی شوند .

او در این گفتگو یاد آور شده بود : «در آخرین مراجعه ام به دادگاه که ۱۷ مهرماه امسال بود. به ما گفتند که« قاتل را نمی توانیم پیدا کنیم.» من هم در پاسخ گفتم معلوم است شما قاتل را پیدا نمی کنید ، ولی من می دانم قاتل پسرم کیست. قاتل او کسی است که دستور شلیک به او را صادر کرده است . من قاتل فرزندم را نه آن بسیجی که کسی می دانم که فرمان قتل این بچه ها را صادر کرد .»

او همچنین در این گفتگو تاکید کرده بود :« هر روز که می گذرد حال ما بدتر و بدتر می شود. همه می گویند گذشت زمان داغ را سرد می کند، ولی گذشت زمان برای ما هیچ فایده ای نداشته است و هر روز وضع روحی مان بدتر می شود .فکر می کنم دلیلش این است که می بینیم کسی نمی خواهد عدالت را در این باره اجرا کند . قاتلان رامین در امنیت کامل زندگی شان را می کنند و کسی کاری به کارشان ندارد و این واقعا دردآور است .این روزها بهترین جا برای من و مادر رامین بهشت زهرا و بر سر مزار رامین است.»

حالا پدر رامین در بهترین جایی که این روزها سراغ دارد یعنی در کنار مزار پسر شهیدش دستگیر و زندانی شده است. برخی گمانه زنی ها هم حکایت از این دارد که وی به خاطر اطلاع رسانی و گلایه از رسیدگی نشدن به پرونده قتل پسرش دستگیر و زندانی شده است .

در میان شرکت کنندگان مراسم سالروز تولد امیر تاجمیر از کشته شدگان روز عاشورا ، اعضای دیگر خانواده های شهیدان جنبش سبز همچون سهراب اعرابی، ، مصطفی کریم بیگی و … نیز حضور داشتند.

امیر ارشد تاجمیر یکی از کشته‌شدگان عاشورای خونین تهران و فرزند شهین مهین‌فر، گوینده و مجری باسابقه رادیو و تلویزیون است که در هجوم خودروهای نیروهای انتظامی به مردم در میدان ولیعصر تهران مورد اصابت شدید قرار گرفت و سپس همان خودروها از روی بدن نیمه‌جان او رد شدند و او را به شهادت رساندند.

----

بازداشت ده شهروند مسیحی و بلاتکلیفی دو تن از ایشان در زندان ورامین

سه شنبه 23 آذر 1389

خبرگزاری هرانا: یک گروه از شهروندان مسیحی که  برای برگزاری آئین عبادتی و تعلیم كتاب مقدس گرد هم آمده بودند توسط ماموران امنیتی  بازداشت شدند.

روز یكشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۸۹ماموران امنیتی در منطقه شهرستان ورامین - پاكدشت با ورود به یك جلسه كلیسای خانگی كلیه افراد حاضر در محل را بازداشت كردند.

بنا بر گزارش رسیده ماموران امنیتی با ورود به منزل آقای " محمدی" تمامی افراد حاضر را كه از شهروندان مسیحی منطقه و در حال انجام مراسم عبادتی و قرائت انجیل بودند بازداشت نمودند.

بر این اساس " محمد محمدی" به همراه همسر و فرزند ایشان و عده ای دیگر از دوستان و همكیشان مسیحی وی كه در این محل حضور داشتند بازداشت شدند ،تعداد بازداشتی ها جمعا ۱۰ نفر گزارش شده است.

ماموران پس از ورود به خانه و بازداشت این افراد اقدام به تفتیش منزل نمودند . آنها تعدادی كتاب مقدس و جزوات مسیحی و كامپیوتر شخصی متعلق به آقای محمدی را نیز ضبط كردند و با خود بردند.

بنا بر گزارش "محبت نیوز" ماموران امنیتی بازداشت شدگان مسیحی را كه از مسیحیان فارسی زبان بودند ابتدا به اداره اطلاعات پاكدشت منتقل كردند و در آنجا این افراد را تحت بازجوئی های شدید و طولانی قرار دادند . سپس بازداشت شدگان به دادسرای آن شهر اعزام و در آنجا چند روزی را بلاتكلیف در بازداشت بسر بردند.

۲ تن از این نوكیشان مسیحی بنامهای "محمد محمدی " ۳۲ساله و شخص دیگری به نام "علی كشاورز" ۲۷ساله می باشند كه این افراد به زندان خورین منتقل شدند .

همسر آقای محمدی كه خود از فرزندان شهید است بهمراه فرزند ۷ ساله اش پس از ضمانت مادر خود بلافاصله آزاد شد ولی ۶ نفر دیگر با قرار وثیقه پس از چند روز بازداشت آزاد شدند .

آقایان" محمد محمدی و علی كشاورز" پس از انتقال به زندان خورین همچنان بلاتكلیف و بدون تفهیم اتهام در آن زندان بسر می برند . این افراد همچنان ممنوع الملاقات می باشند و به آنها حتی اجازه تماس تلفنی با خانواده هایشان داده نمیشود .ماموران امنیتی خانواده های این افراد را تهدید كرده اند كه در صورت تماس و صحبت با رسانه ها و اطلاع رسانی در مورد عزیزانشان ، با آنها به شدت برخورد خواهد شد.

----

فوت یکی دیگر از زندانیان تبعیدگاه رجایی شهر کرج

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: ساعاتی پیش یکی از زندانیان زندان رجایی شهر کرج به علت عارضه مغزی و بی توجهی مسئولان این زندان جان خود را از دست داد.

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، ساعت 14:40 دقیقه امروز، بیست و دوم آذرماه، علی محمدی، زندانی 55 ساله مالی سالن 10 بند 4 زندان رجایی شهر کرج به علت عارضه مغری دچار سکته مغزی گردید که با وجود این مساله، مسئولان بهداری این زندان مدت زیادی از انتقال این زندانی به بهداری خودداری نمودند که سهل انگاری مسئولان بهداری نهایتا منجر به مرگ این زندانی گردید.

طی روزهای اخیر این سومین بار است که یکی از زندانیان مالی این زندان به علت فشارهای روحی و روانی و همچنین عدم رسیدگی به موقع و مناسب بهداری این زندان جان خود را از دست می دهد.

فشارهای شدید روحی روانی، خدمات نامناسب درمانی، وضعیت اسفبار بهداشتی زندان رجایی شهر، عدم کنترل زندانیان جدیدالورود و همچنین عدم رسیدگی و بی اعتنایی مسئولان زندان رجایی شهر و پرسنل بهداری این زندان از جمله عوامل اصلی مرگ و میرهای اخیر در این زندان می باشد.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران