|
|
|||
|
افزایش نگرانی ها نسبت به وضعیت حسین خضری پنجشنبه 16 دی 1389 خبرگزاری هرانا: نگرانی ها نسبت به وضعیت حسین خضری، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، پس از آخرین ملاقات با خانوده اش تشدید شده است. بنا بر گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته مورخ پانزدهم دی ماه، خانواده ی این زندانی سیاسی موفق به ملاقات با وی در زندان مرکزی ارومیه شده اند. برادر حسین خضری ضمن اعلام این مطلب به گزارشگر هرانا گفت: روز گذشته مسئولان فضای ملاقات را طوری تدارک دیده بودند که گویی آخرین ملاقات ما با حسین هست. آن ها حتی گفتند که ما حسین را به مکان دیگری منتقل می کنیم و شما دیگر او را نخواهید دید. وی می گوید که گویا حسین طی روزهای اخیر در قرنطینه ی زندان مرکزی ارومیه، محبوس بوده است. خانواده ی خضری پس از این ملاقات از سرنوشت و محل نگهداری فرزند دربندشان کاملا بی اطلاع هستند و مسئولان در برابر پیگیری های ایشان هیچ جواب قانع کننده ای نمی دهند. برادر این زندانی محکوم به اعدام احتمال می دهد که مسئولان وی را به "تهران" منتقل کرده باشند. حسین خضری، یکشنبه شب، مورخ دوازدهم دی ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات از بند 12 زندان مرکزی ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شده بود. با توجه به تایید حکم اعدام این زندانی سیاسی کرد و ارجاع پرونده به اجرای احکام، خطر اجرای حکم جان وی را به شدت تهدید می کند. شایان ذکر است که چهار تن از زندانیان سیاسی محبوس در بند 12 زندان مرکزی ارومیه به نام های حبيبالله گلپریپور، حسين ميرزايی، علیاحمد سليمان و احمد تموئی در پی اعتراض به انتقال ناگهانی حسین خضری به قرنطینه ی زندان منتقل شده اند. ----
بازجویی و تحت
فشار قرار دادن زندانی سیاسی زهرا بهرامی برای اعتراف در
دادگاه انقلاب
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در
ایران" زندانی سیاسی زهرا بهرامی شهروند ایرانی –هلندی تحت
فشار شدید بازجویان وزارت اطلاعات و رشته احمدی معاون دادستان
تهران برای اعتراف در دادگاه مبنی بر نگهداری و فروش
مواد مخدر قرار دارد.
زندانی سیاسی زهرا بهرامی یکی از زنان دستگیر شده اعتراضات
گسترده عاشورای سال گذشته می باشد که تقریبا بطور روزانه برای
بازجویی برده می شود. او توسط بازجویانی که پیش از این
وی
را تحت شکنجه های جسمی و روحی وادار به اعتراف به داشتن
مواد مخدر نمودند مورد بازجویی طولانی و فشار روحی قرار می
دهند. بازجویان از او می خواهند که در مقابل صلواتی قاضی
فرمایشی اعتراف به نگهداری و فروش مواد مخدر کند در غیر این
صورت کاری خواهند کرد که حکم اعدام وی به اجرا در آید.این
بازجویها از مدتی پیش آغاز شده است و همچنان ادامه دارد.
لازم به یاداوری زندانی سیاسی زهرا بهرامی 46 ساله شهروند
ایرانی –هلندی برای دیدار با فرزندش به ایران مسافرت کرد و در
جریان اعتراضات گسترده و خونین
مردم ایران
در روز عاشورا دستگیر شد و بیش از 9 ماه در بندهای سپاه
و 209 شکنجه
گاههای وزارت اطلاعات در گوهردشت کرج و اوین قرار داشت. او در
آنجا تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار
گرفت و وادار به اعتراف علیه خود در یک مصاحبۀ تلویزیونی شد که
در تلویزیونهای دولتی پخش گردید.بازجویان وزارت اطلاعات وقتی
که متوجه شدند که اتهامات سیاسی علیه او باعث موجی ازواکنشهای
بین المللی علیه رژیم می
شود او را متهم به نگهداری و فروش مواد مخدر نمودند و علیه او
صحنه سازی کردند.پس از آن پرونده وی را به شعبۀ 15 که رئیس آن
قاضی فرمایشی صلواتی می باشد و تا به حال تعداد زیادی از
زندانیان سیاسی را محکوم به اعدام نموده است ارسال
کردند.صلواتی قبل از تشکیل دادگاه و شروع محاکمه بارها به
خانواده و وکلای خانم بهرامی گفته بود که به 2 بار اعدام محکوم
خواهد شد.صلواتی قاضی فرمایشی،
دادگاه را به
2 جلسه تقسیم کرد و قبل از شروع جلسۀ دوم دادگاه اقدام
به صدور رای اعدام نمود که هفتۀ گذشته به وکیل او آن را اعلام
کرد.صلواتی قرار است جلسۀ دوم دادگاه که رسیدگی به اتهامات
سیاسی خانم بهرامی است ویکی از اتهامات او
محاربه است رسیدگی
نماید . صلواتی پیشا پیش به خانوادۀ بهرامی اعلام کرده است که
حکم اعدام دیگری برای او صادر خواهد کرد.خانم بهرامی در حال
حاضر در بند زنان زندان اوین زندانی است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،صدور حکم ضد بشری اعدام
و تحت فشار قرار دادن خانم بهرامی برای اعترافات دروغین و واهی
در صحن دادگاه را
محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین
المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه
بشریت در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 17 دی 1389 برابر با 07 ژانویه 2011 ---- محکومیت رضا شریفی بوکانی به 30 سال و شش ماه حبس
جمعه 17 دی 1389 ساعت خبرگزاری هرانا: رضا شریفی بوکانی، زندانی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، به "30 سال و شش ماه" حبس تعزیری محکوم شده است. بنا بر اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکم رضا شریفی بوکانی براساس ابلاغیه ای که ظهر امروز به دستش رسیده است در حالی سی سال و شش ماه ذکر شده است که مسئولان زندان رجایی شهر گفته بودند وی به تحمل "سه سال و شش ماه" حبس محکوم شده است. بر اساس این ابلاغیه اتهامات آقای بوکانی "عضویت در یک حزب کردی معاند نظام" و "جاسوسی علیه نظام" عنوان شده است. این حکم توسط شعبه ی یکم دادگاه انقلاب شهریار به ریاست قاضی میرغفاری، به این زندانی سیاسی ابلاغ شده است. جلسه محاکمه وی بدون حضور وکیل و نماینده دادستانی و به صورت غیر علنی در دادگاه انقلاب شهریار برگزار شد. براساس گفته ی مسئولان رضا شریفی بوکانی مجددا در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی نیز مورد محاکمه قرار خواهد گرفت. رضا شریفی بوکانی در اردی بهشت ماه سالجاری در تهران و در یک کافی نت بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد. شریفی بوکانی هم اکنون در بند 2 زندان رجایی شهر کرج نگهداری می شود. لازم به یادآوری است که خبرگزاری هرانا پیشتر گزارش داده بود این زندانی سیاسی به سه سال و شش ماه حبس محکوم شده است که این خبر با توجه به ابلاغیه ی دادگاه انقلاب شهریار اصلاح می گردد. ----
شکنجه های طاقت فرسا و شرایط قرون وسطایی باعث خودکشی یک
زندانی گردید
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در
ایران" روز چهارشنبه 15 دی ماه حوالی ساعت 12:00 زندانی جوانی
بنام عیسی شجاعی
26 ساله برای رهایی یافتن از شکنجه ها،شرایط طاقت فرسا و قرون
وسطایی در حسینیۀ سلولهای انفرادی بند1 معروف به سگدونی
اقدام به خودکشی نمود.
در لحظاتی پایانی عمر این جوان که خود را دار زده بود.
زندانیان سیاسی محبوس در آنجا متوجه حلقه آویز شدن وی شدند و
او را از طناب خارج کردند.هنگام پایین آوردن از طناب رنگ چهرۀ
او تغییر کرده بود و تقریبا نفسش قطع شده بود. زندانیان سیاسی
با داد و فریاد تقاضای کمک کردند و او را به بهداری زندان
منتقل کردند. هنوز خبری از نجات یافتن این زندانی در دست نیست.
در این زندان زندانیان به جان آمده از ظلم و جور و شکنجه های
ماموران ولی فقیه
علی خامنه ای و برای رهایی یافتن از این شرایط بطور مستمر
اقدام به خودکشی می کنند که در موارد متعددی منجر به مرگ آنها
می شود.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ایجاد شرایط طاقت فرسا و
قرون وسطایی علیه زندانیان اسیر و بی دفاع که راهی به جز
خودکشی برای رهایی یافتن از این شرایط برای
آنها باقی نمی گذارد
را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی
حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت
علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان
ملل متحد جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 16 دی 1389 برابر با 06 ژانویه 2011 ---- «متجاوزان به حقوق بشر در ایران را مجازات کنید»
۱۳۸۹/۱۰/۱۶
رادیو فردا: در ماه سپتامبر دولت آمریکا
شش مقام حکومت ایران را به خاطر نقش آنان در موج جدید سرکوبها در
فهرست سیاه و مشمول تحریم قرار داد. در همین حال اتحادیه اروپا
هنوز هم در حال بررسی تحریمهای مربوط به نقض حقوق بشر در ایران
است، ولی تاکنون به نتیجه مشخصی نرسیده است.
روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال در مطلبی به قلم امانوئل اتولنگی مینویسد که حل این مشکل باید یکی از موارد مهم در مناسبات دو سوی اقیانوس اطلس محسوب شود. آمریکا و کشورهای اروپایی به عنوان جوامع آزاد و دموکراتیک در زمینه حقوق بشر باید اصول و معیارهای خود را بر هر گونه مصلحتی ترجیح دهند. ولی علاوه بر آن در رویارویی با حکومت ایران بر سر برنامه هستهای تهران غرب فقط از طریق زیر سوال بردن مشروعیت رژیم ایران میتواند به موفقیت دست یابد. اگر دموکراسیهای غربی بتوانند رژیم اسلامی را به خاطر موارد نقض حقوق بشر هدف گرفته، نیروهای مخالف را در داخل کشور تقویت کرده و بر فراز سد سانسور بتوانند با مردم ایران مستقیما صحبت کنند خواهند توانست ضربههای سختی به حکومت ایران بزنند. این روشها به خصوص در شرایط فعلی که فضای بینالمللی امکان تشدید تحریمها را نمیدهد از اهمیت ویژهای برای اعمال فشار بر تهران برخوردار هستند. یکی از اولویتهای مهم در سیاستهای غرب باید افزایش منابع خبری و اطلاعرسانی به داخل ایران و کمک به مردم عادی آن کشور برای سازماندهی خود در مقابل حکومت باشد. یکی از راههای تحقق این هدف آن است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا فعاليتهای رسانهای خود به زبان فارسی را تقویت کنند، درست مثل فعالیت بخش فارسی بیبیسی یا دویچهوله آلمان. یک چنین رسانههایی خواهند توانست تلاشهای حکومت ایران برای مسدود کردن اینترنت یا قطع امواج رادیوها و ماهوارهها را عقیم سازد. یکی از راههای بسیار ساده پخش برنامههای رادیویی از طریق موج کوتاه است. حکومت ایران برای مقابله با آن ناگزیر است در تکتک خانهها به دنبال رادیوهای ترانزیستوری کوچکی بگردد که اخبار و اطلاعات سانسورنشده را از خارج از مرزهای ایران دریافت میکنند. در عین حال میزان یا نحوه حمایت دولتهای غربی از گسترش رسانههای فارسیزبان نباید فقط در حد تامین منابع مالی متوقف شود. رهبران کشورهای دموکراتیک و آزاد باید پشت بلندگوها و در مقابل دوربینها سیاستهای غرب را برای مردم ایران توضیح دهند و همزمان نقض حقوق بشر توسط حکومت اسلامی را محکوم کنند. مسلما صحبت مستقیم و مشخص رهبران اروپایی با مردم ایران و دفاع از حقوق آنها میتواند در افکار عمومی آن کشور تاثیر فراوانی داشته باشد. علاوه بر این دولت آمریکا و اتحادیه اروپا باید به دنبال مهرههای اصلی حکومت ایران باشند، رفت و آمد آنها به غرب را ممنوع کرده و حسابهای بانکی آنها را در خارج مسدود کنند. دولت آمریکا اخیرا نام هشت مقام ایرانی را در فهرست سیاه تحریمها قرار داده است. ولی اگر آمریکا و اتحادیه اروپا واقعا بخواهند نام تمامی سرکوبگران، شکنجهگران و قاتلان این حکومت را در نظر بگيرند این فهرست به سادگی به هشتصد نفر خواهد رسید. اگر نام مقامات دادگاههای انقلاب و دادستانها و بازجوهای پروندههای سیاسی، نام فرماندهان ارشد و محلی سپاه پاسداران، نام فرماندهان بسیج، نام مقامات و دستگاههای امنیتی و وزارت کشور دراین فهرست قرار داده شود حکومت ایران زمینگیر خواهد شد. حداقل کاری که کشورهای طرفدار آزادی میتوانند انجام دهند کاهش دادن امکانات و امتیازات آن عده از مقامهای حکومتی است که دستان آنها به خون آغشته است، ولی هنوز هم میتوانند برای تفریح، خرید یا تحصیل خود و خانوادهشان به غرب سفر کنند. دموکراسیهای غربی همزمان با هدف گرفتن مسئولان اصلی نقض حقوق بشر در ایران باید به قربانیان این موارد برای رساندن صدای خود به گوش دیگران کمک کنند. هر روز حکومت ایران افراد بیگناهی را به زندان انداخته یا اعدام میکند. دلیل این سرکوبها میتواند مخالفت سیاسی، شیوه زندگی یا اعتقادات مذهبی این افراد باشد. بازداشت، شکنجه یا اعدام این افراد نباید در غرب و در کشورهای دموکراتیک بدون واکنش بماند. حکومتها در جوامع غربی نماینده مردم هستند و باید در این موارد صدای اعتراض افکار عمومی جوامع دموکراتیک باشند. برای مثال، هر روز یک عضو مجالس نمایندگان آمریکا عضوی از پارلمان اروپا میتواند در نیم یا یک دقیقه سرنوشت یک مخالف سیاسی را در ایران و سرکوب شدیدی را که با آن مواجه است مرور کند و سپس خواستار پایان دادن به این فشارها و آزادی این افراد شود. به این ترتیب رنجها و سرکوب مخالفان و دگراندیشان ایرانی به یادآوری روزانه برای جهان آزاد بدل خواهد شد که درایران چه میگذرد و در عین حال منبع دیگری خواهد شد برای تحقیر حکومت اسلامی. مدتهای مدیدی است که دولتهای دموکراتیک جهان با جمهوری اسلامی ایران به گونهای صحبت کردهاند که گویا این رژیم نماینده مشروع مردم ایران است یا این که حقوق و خواستهای مخالفان و سرکوبشدگان هیچ اهمیتی ندارد. زمان آن فرا رسیده است که برای کسانی که در ایران حق ابراز نظر ندارند امکانی برای رساندن صدای خود فراهم شود و ثابت کرد که رعایت موازین حقوق بشر در ایران برای غرب نیز خواست و موضوعی جدی است.
|
||||