بازگشت به صفحه اول

 

 
 

سارا حاج بهرامی و علی ديوسالار از فعالان حقوق کودک دستگير شدند

سارا حاج بهرامی و علی ديوسالار از فعالان حقوق کودک دستگير شده و به زندان کرمان انتقال يافته اند.

امروز: اين دو فعال حقوق کودک هفته گذشته به اتهام همکاری با بهاييان توسط نيروهای امنيتی دستگير شده و به زندان کرمان منتقل شده اند و هنوز اطلاع دقيقی از وضعيت نگهداری و زمان دقيق بازداشت اين دو در دست نيست.

لازم به ذکر است که سارا حاج بهرامی و علی ديوسالار بعد از زلزله ی بم در اين شهر اقدام به تاسيس موسسه ای برای نگه داری از کودکان زلزله زده کرده و تا امروز نيز فعاليت قانونی خود را ادامه داده اند.

هم چنين شايان ذکر است که علی ديوسالار از آذر ماه ۸۹ به عضويت هيئت مديره ی انجمن حمايت از حقوق کودکان در آمده و بعد از نسرين ستوده دومين عضو اين انجمن است که به اتهامات واهی دستگير شده است. علی ديوسالار از اعضای خانه ی کودک شوش می باشد که چندی پيش نيز پدرش را از دست داده بود.

----

مادر عماد بهاور: روی پرونده عماد نوشته اند ممنوع المرخصی، درباره علتش هم هیچ پاسخی به ما نمی دهند

 

چهارشنبه, ۳ فروردین, ۱۳۹۰

کلمه: عماد بهاور، رییس شاخه جوانان نهضت آزادی در سال ۸۹ در شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب پس از چندین بار تعویق زمان دادگاه، محاکمه شد و به درخواست بازجوی پرونده حکم ده سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در فضای احزاب، رسانه‌ها و فضای سایبری برای وی صادر و تایید شد.

این در حالی است که علی رغم فشارهای گوناگون و محرومیتها عماد بهاور با نگاشتن نامه به دادستان تهران و انتشار دفاعیات خود، بر مشی اصلاح طلبانه‌اش تاکید ورزیده و از آن دفاع کرده است.

جعفر پناهی، هنرمند حامی جنبش سبز، در شرح دوران هم سلولی بودن خود با عماد بهاور نوشته است: “با عماد بهاور هم سلول بودم. هفته پیش خبر دار شدم عماد را به ده سال زندان محکوم کرده اند. باور کردنی نیست.یک هفته است به خود می پیچم . دلم می خواهد کاری کنم اما نمی دانم چه باید کرد. وقتی عماد به نماز می ایستاد. نمی توانستم چشم از او بردارم. باور می کردم بر اعمالی که بر جای می آورد ایمان دارد. چه صادقانه و با خلوص می خواند. هرگز در عمرم کسی را به “صداقت” او ندیدم. عماد با آنکه سن اش کمتر از من بود. اما بودنش کنارم روحیه ام را دو چندان کرده بود.عماد به بازجوهایش گفته بود که بدانید گناه بزرگی مرتکب می شوید. اما اگر ذره ای به اعمال خود ایمان و به آخرتتان اعتقاد دارید. با شما معامله ای می کنم . من قضاوت دنیایم را به شما وامی گذارم و شما هم جرات کنید قضاوت آخرتتان را به من واگذارید. حال فقط به قاضی پرونده عماد می توانم بگویم. اگر ذره ای به حکمی که داده اید ایمان دارید و فکر می کنید این جوان پاک سرزمین من – که شما جوانی اش را می خواهید در زندا ن فنا کنید- مستحق چنین حکم سنگینی است . و به راستی اگر همانند عماد به آخرت ایمان دارید. شجاعت داشته باشید قضاوت در آخرتتان را به او واگذارید.”

امسال دومین عیدی است که بهاور سال نو را بدور از خانواده در زندان اوین تحویل می کند. مادر عماد در این خصوص می گوید: ” امسال عید من بسیار بدتر از سال گذشته بود. پارسال امیدوارتر بودم و امسال هم با این حکم سنگینی که به فرزندم دادند، دو سال است که ایام عید را دور از هم می گذرانیم و بسیار سخت است. در مقابل زندان اوین امید داشتم که بعد از آن همه انتظار با عماد به منزل برگردیم اما … حتی سال تحویل هم انتظار می کشیدم که از در بیاید و متاسفانه نگذاشتند که برای عید به منزل بیاید و خودتان حال یک مادر را حدس بزنید.”

متن گفتگوی کامل “جرس” با طاهره طاهریان مادر عماد بهاور به شرح زیر است:

خانم طاهریان در خصوص پیگیری مرخصی برای پسرتان به نتیجه رسیده اید؟

قبل از عید خیلی برای مرخصی پیگیری کردیم و چندین بار به دادستان نامه دادیم اما متاسفانه تا الان بی نتیجه بوده است. نه حق مرخصی حضوری، نه حق تماس تلفنی و نه حق مرخصی برای عید دارد و جوابی هم در خصوص این ممنوعیت ها به ما نمی دهند.

آیا دادستان نامه های شما را خوانده است یا نه؟

نمی دانیم، حتی این را هم به ما نمی گفتند که خوانده اند و جواب نمی دهند، یا اصلا نامه ها را نخوانده اند. تنها چیزی که به ما گفتند این بود که روی پرونده عماد نوشته اند ممنوع المرخصی.

دلیلش را نگفتند؟

نخیر، من حتی خواستم خود دادستان را ملاقات کنم که اجازه ندادند و یک مسئولی آنجا بود که می گفت سوالتان را بپرسید من به ایشان می رسانم و من علت عدم مرخصی عید و عدم ملاقات حضوری عماد را سوال کردم که هیچ پاسخی ندادند.

الان چه مدت است که ملاقات حضوری ندارید؟

الان شش ماه است که ملاقات حضوری نداریم. که ملاقات کابینی هم حدود ده روز پیش داشتیم و تا هفته بعد هم ملاقات نداریم. حتی ما فکر می کردیم حداقل یک تماس تلفنی در ایام عید داشته باشیم که متاسفانه از آن هم محروم هستیم.

وضعیت روحی عماد چطور است؟

طبق معمول از نظر روحی بسیار “عالی” است.

روز آخر سال به من خبر دادند که تعداد زیادی از زندانیان به مرخصی می آیند که ما خیلی خوشحال شدیم و رفتیم مقابل زندان اوین و سه ساعت هم آنجا منتظر ماندیم اما از عماد خبری نشد. اما از همین بچه هایی که مرخص شدند به من اطلاع دادند که دادستان، عماد را دیده و از او تعهد گرفته که اگر بیرون آمد تماسی با کسی نداشته باشد و عماد هم پذیرفته است.

پس علت نیامدن عماد به مرخصی چیست؟

من اینگونه استنباط می کنم که بعد از آن، بازجوهای وزارت اطلاعات مراجعه کرده اند و از عماد تقاضای دیگری کرده اند که عماد نپذیرفته و به همین دلیل با مرخصی اش موافقت نکرده اند.

زمانیکه مقابل زندان اوین منتظر بیرون آمدن عماد بودید اما موفق به دیدار فرزندتان نشدید آن لحظه چه احساسی به شما دست داد؟ کمی از آن احساس مادرانه اتان برایمان بگویید؟

امسال عید من بسیار بدتر از سال گذشته بود پارسال امیدوارتر بودم و امسال هم با این حکم سنگینی که به فرزندم دادند دو سال است که ایام عید را اینگونه می گذرانم و بسیار سخت است. و در مقابل اوین امید داشتم که بعد از آن همه انتظار با عماد به منزل برگردیم اما …

حتی سال تحویل هم انتظار می کشیدم که از در بیاید و متاسفانه نگذاشتند که برای عید به منزل بیاید و خودتان حال یک مادر را حدس بزنید.

سال تحویل اجازه تماس تلفنی هم به او ندادند که حداقل صدای همدیگر را بشنوید و سال را با شادی آغاز کنید؟

نخیر، متاسفانه از نه روز پیش هیچ اطلاعی هم از عماد نداریم . بچه هایی هم که از زندان آزاد می شدند هر کدام یک چیزی می گفتند یکی می گفت عماد بزودی می آید یکی می گفت توی نوبت است…

می توانید خاطره ای از عماد که به شما آرامش می دهد برایمان بگویید؟

عماد یک شخصیتی است که تمام زندگی اش برای من خاطره است. شخصیتی “آرام” و “خوشرو” است که تمام وجودش برای من خاطره است. در ایام عید همیشه اولین دیدارمان با فرزندمان بود چه زمانیکه در منزل ما بود چه زمانیکه ازدواج کرد. اما در این دو سال سال تحویل فقط اشک ریختم و منتظر بودم…

در میان صحبتهایتان اشاره کردید که در مقابل اوین متنظر بودید می توانید کمی از حال و هوای خانواده هایی که در آنجا بودند و زندانیانی که آزاد می شدند برای ما بگویید؟

یک عده زندانی بودند که اصلا کسی دنبالشان نیامده بود یعنی اینقدر برنامه ها بدلایل مختلف، متفاوت بود که خیلی از زندانیان تا نیم ساعت قبل هم نمی دانستند آزاد می شوند!

زندانیانی هم داشتیم که خانواده هایشان برای ضمانت و کفالت اقدام کرده بودند و صد در صد قرار بود عزیزانشان آزاد شوند و با گل به در زندان آمده بودند، اما بعد از انتظار فراوان ناامید بازگشتند. این صحنه ها “بسیار” ناراحت کننده بود و بدترین منظره ای بود که تا به حالا در عمرم دیده بودم.

واقعیت این بود که زندانیانی هم که بیرون می آمدند خیلی خوشحال نبودند و می گفتند ما خوشحال نیستیم چون بقیه در زندان مانده اند…

خانم طاهریان بعنوان یک مادر که چشم براه دیدار فرزندش است از این تریبون هر صحبتی با مقامات قضایی و مسئولین کشور دارید، بفرمایید.

من از طرق مختلف برای رئیس قوه قضاییه نامه ارسال کردم نمی دانم نامه های من را خوانده اند یا نه؟ اما حق یک زندانی است که از مرخصی و ملاقات حضوری استفاده کند یا تماس تلفنی داشته باشد. اینها از “حقوق اولیه” یک زندانی است. خانواده ها هم وقتی یک هفته از عزیزان خود بی خبرند نگران هستند. خوب این تقاضای زیادی نیست که ما می خواهیم علی رغم حکمی که به فرزندم داده اند حقوق او را رعایت کنند.حق او ملاقات حضوری و مرخصی و تلفن است که از تمام اینها، هم او و هم ما “محروم” هستیم. من تنها تقاضایم رعایت حق و حقوق زندانیان سیاسی است.

----

دستگیری و شکنجۀ بستگان شهید راه آزادی علی صارمی به جرم شرکت در جشن ملی چهارشنبه سوری

بنابه گزارشات رسیده به"فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در جریان برگزاری جشن ملی چهارشنبه سوری تعداد زیادی از جوانان بروجردی دستگیر و همچنان تحت شکنجه و در بازداشت مامورین وزارت اطلاعات این شهر بسر می برند.

غروب روز سه شنبه 24 اسفند ماه در جریان برگزاری جشن ملی چهارشنبه سوری تعداد زیادی از جوانان بروجردی دستگیر و به بازداشتگاه ادارۀ اطلاعات این شهر منتقل شدند از جمله دستگیر شدگان این مراسم حامد و حمید صارمی از بستگان نزدیگ شهید راه آزادی علی صارمی می باشند.حامد صارمی پس از 3 روز بازداشت و شکنجه های وحشیانۀ جسمی آزاد شد ولی برادر او حمید صارمی 22 ساله همچنان در بازداشت بسر می برد.مامورین وزارت اطلاعات او را تحت شکنجه های وحشیانه جسمی قرار داده اند که به شعار نویسی  اعتراف کند. از جمله شکنجه های که به این جوان وارد شده است آویزان کردن ،زدن با باتون به نقاط حساس بدن و جوجه کباب کردن وی می باشد.

از طرفی دیگر وقتی که مادر و خواهر او برای پیگیری وضعیت عزیزشان به ادراه اطلاعات مراجعه می کردند. مامورین اداره اطلاعات بروجرد قصد دستگیری خواهر حمید صارمی  را داشتند که با اعتراض مادر این عمل غیر انسانی  متوقف گردید.

حمید صارمی همچنان در بازداشت بسر می برد و مامورین وزارت اطلاعات قصد پرونده سازی علیه او را دارند.علاوه بر حمید صارمی تعداد زیادی از جوانان بروجردی همچنان در زندان بسر می برند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ،یورش به جوانان ،مورد ضرب وشتم قرار دادن و دستگیری آنها به صرف برگزاری جشن ملی چهار شنبه سوری  را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به دادگاه های بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 
02 فروردین 1390 برابر با 22 مارس 2011

----

یک شهروند بهایی در سمنان بازداشت شد

دوشنبه 01 فروردين 1390

خبرگزاری هرانا: یک شهروند بهایی ساکن سمنان به نام «نادر کسایی» در اواخر هفته گذشته توسط ماموران امنیتی پس از تفتیش منزل و ضبط کامپیو‌تر و کتب مذهبی دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سمنان منتقل شد.

با دستگیری نادر کسایی تعداد بازداشت شدگان بهایی که طی هفته گذشته در شهر سمنان بازداشت شدند به ۶ نفر می‌رسد.

اسامی این شش نفر بجز نامبرده عبارتست از زهره تبیانیان، ترانه احسانی، ژینوس نورانی، پویا تبیانیان و الهام متعارفی (به قید وثیقه آزاد شده است)

لازم به یادآوری است، بازداشت شش شهروند بهایی فوق الذکر در سمنان متعاقب دستگیری شهروندان بهایی فعال حقوق کودک در اصفهان، مشهد، کرمان و بم صورت گرفته است.

----

سه تن از کارکنان یک کتاب فروشی بازداشت شدند

دوشنبه 01 فروردين 1390

خبرگزاری هرانا: سه تن از کارکنان یک کتاب فروشی در کرمانشاه بازداشت و روز گذشته به زندان دیزل آباد کرمانشاه منتقل شدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، اواخر اسفند ماه سال گذشته ماموران امنیتی در مراجعه به کتاب فروشی پاییزان در کرمانشاه سه تن از کارکنان این کتاب فروشی را به اتهام فروش کتب اقلییت دینی بهایی بازداشت و پس از چند روز بازجویی به زندان دیزل آباد کرمانشاه منتقل نمودند.

در اواخر سال ۸۹ بازداشت و آزار و اذیت شهروندان بهایی و برخورد با ایشان افزایش چشمگیری یافته است و تنها در اسفند ماه ده‌ها تن از شهروندان بهایی بازداشت و یا احضار شده‌اند.

----

انتقال به انفرادی عیدی به دانشجوی زندانی کیارش کامرانی در آستانه تحویل سال نو

سحام نيوز: این دانشجوی زندانی که از 6 دی سال 1388 در زندان به سر می برد به علتی که هنوز مشخص نشده به انفرادی متقل شده است. کیارش کامرانی که به 6 سال حبس تعزیری محکوم شده حتی به مرخصی هم فرستاده نشد  و برای دومین سال پیاپی عید نوروز را در زندان به سر می برد.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران