بازگشت به صفحه اول

 

 
 

و در آخر می پرسیم که گناه یک مادر چیست؟

مادران و خانواده های زندانیان سیاسی

درد دل جمعی از مادران و خانواده های زندانیان سیاسی زندان گوهردشت کرج که بطور مستمر تحت فشارهای روحی،محدودیتهای غیر انسانی و بی خبری از عزیزانشان هستند برای انتشار در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"قرار داده شده است که متن آن به قرار زیر می باشد:

این نامه درد دل مادران درد دیده زندانیان سیاسی است که از رفتار مسئولین اینطور استنباط می شود که مادران زندانیان سیاسی باید کم احساس تر و سنگ دل تر از مادران زندانیان عادی و سایر زندانیان با شد.چرا که مادران این زندانیان میتوانند هر روز با عزیزانشان صحبت کنند واز طریق تماس روزانه وگاه چند نوبت در روز از حال آنها با خبر باشند و این حداقل حقی است که از خانواده های سیاسی دریغ شده است.چگونه است  که مادر زندانی عادی در ملاقات حضوری میتواند فرزند خود را در آغوش بکشد ولی مادر زندانی سیاسی باید حس مادری خود را در پشت شیشه و میله های کابین سالن ملاقات درخود سرکوب کند.

چه  کسی پاسخ گو خواهد بود به مادرانی که هر روز در استرس واضطراب به سر می برند و به دلیل عدم ارتباط تلفنی با فرزندانشان ناچارند هر گونه خبری را که از رسانه ها می شنوند باور کنند .یک روز می شنوند فرزندانشان در اعتصابند روز دیگر می شنوند بیمارند ،دیگر روز می شنوند تحت فشارند و....

چرا با تغییر مسئولین هر قسمت تمام قوانین عوض می شود .آیا این قوانین سلیقه ای است که یکی وضع می کند و دیگری لغو ودر این میان همه خانواده ها را بازیچه خود قرار می دهند .

اگر هر زندانی مرتکب گناه شده است به حکم قانون در حال گذراندن محکومیت خود می با شد  ،پس این همه تغییر قانون وفشار بر خانواده ها برای چیست؟

خانواده ها علاوه برفشارها ی روحی، به دلیل تغییرات پی درپی قوانین زندان متحمل فشارهای مالی نیز می باشند.چرا که یک روز اجازه می دهند که خانواده ها کتاب و پوشاک و...تهیه کنند و هفته دیگر تنها با تغییر مسئولیت فردی این قانون لغو می شود ودر این میان خانواده ها متحمل  فشارهای مالی می شوند .و حال که به دلیل کمبود امکانات ،خانواده ها با میل و رغبت می خواهند مایحتاج فرزندانشان را خود تهیه نمایند ،این حق از آنها سلب می  شود؟!

ما از طرف کلیه مادران و خانواده های زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج از دبیر کل ،کمیسر عالی حقوق بشر و مدافعان حقوق بشر تقاضای حمایت و کمک داریم ودر آخر می پرسیم که گناه یک مادر چیست؟

جمعی از مادران و خانواده های زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج

فروردین 1390

----

دستگیری خودسرانه وکیل ایرانی مائده قادری را محکوم می کنیم

فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر

جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران

http://www.fidh.org/FIDH-and-LDDHI-denounce-arbitrary-arrest-of,9420?var_mode=calcul

9 فروردین 1390

خانم مائده قادری، وکیل و عضو کانون وکلا، فعال کُرد و همسر علی پرندیان، یکی از فعالان جنبش سبز، در روز 12 اسفند 1389 در حالی که وضعیت همسر زندانی خود را پیگیری می کرد در مشهد بازداشت شد. بنا به گزارش ها او هنوز در بازداشت است، اما امکان کسب اطلاع در باره اتهام او وجود ندارد. ماموران وزارت اطلاعات علی پرندیان همسر او را در دی ماه 1389 در مشهد دستگیر کرده اند.

فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران دستگیری خودسرانه خانم قادری را محکوم می نمایند و به تاکید از دولتمردان ایرانی می خواهند فورا او را آزاد سازند و به آزار و اذیت او خاتمه دهند.

----

فراخوان فوری ـ  برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر

به آزار و اذیت کاوه قاسمی کرمانشاهی و عبدالرضا تاجیک پایان دهید

ایران: حکم های محکومیت

9 فروردین 1390

http://www.fidh.org/Stop-proceedings-against-Kaveh-Ghassemi?var_mode=calcul

برنامه نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر، برنامه مشترک «فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر» (FIDH)  و «سازمان جهانی مبارزه با شکنجه» (OMCT)، از شما درخواست می کند فورا در باره مساله زیر در ایران اقدام کنید.

شرح وضعیت:

برنامه نظارت از منابع موثق در باره اذیت و آزار مداوم مدافعان حقوق بشر در ایران مطلع شده است.

در روز 25 اسفند 1389، به وکیل کاوه قاسمی کرمانشاهی، روزنامه نگار و عضور شورای مرکزی سازمان حقوق بشر کردستان، حامی کمپین یک میلیون امضا و عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت، اطلاع داده شد که دادگاه انقلاب کرمانشاه او را به«اقدام علیه امنیت کشور»، «تبلیغ علیه نظام» از طریق مصاحبه با رسانه ها و انتشار اخبار و گزارش هایی در باره خانواده های زندانیان سیاسی و اعدام شدگان به چهار سال زندان محکوم کرده است. کاوه قاسمی کرمانشاهی در سال های اخیر مدام مورد آزار و اذیت قرار گرفته[1] و در تاریخ 10 بهمن 1389 در دادگاه بدوی به پنج سال زندان محکوم شده بود.[2]

علاوه بر او، آقای عبدالرضا تاجیک، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، در تاریخ 26 اسفند 1389 در شعبه 26 دادگاه انقلاب به شش سال زندان محکوم شد، که پنج سال از آن به خاطر «عضویت در یک گروه غیرقانونی»[3] و یک سال به خاطر «تبلیغ علیه نظام» است. آقای تاجیک در عین حال متهم به «انتشار اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» است و دادگاه هنوز حکمی برای این اتهام صادر نکرده است. او با وثیقه آزاد است و علیه این حکم اعتراض خواهد کرد.

برنامه نظارت حکم های صادره برای آقای کاوه قاسمی کرمانشاهی و آقای عبدالرضا تاجیک را که آشکارا به قصد مجازات فعالیت های حقوق بشری آنهاست، محکوم می نماید؛ و از دولتمردان ایران به تاکید می خواهد به تمام اقدامات علیه آنها خاتمه دهند و نیز اتهام های دیگر علیه آقای تاجیک را لغو کنند.  

اقدامات مورد درخواست:

لطفا به دولتمردان ایران نامه بنویسید و از آنها بخواهید:

1 - تحت هر شرايطی، سلامت روحی و جسمانی آقای کاوه قاسمی کرمانشاهی و آقای عبدالرضا تاجیک و ديگر مدافعان حقوق بشر در ايران را تضمين کنند؛

2 ـ به هرگونه اقدام تهديدآميز و آزاردهنده ـ ازجمله در سطوح قضايی ـ علیه آنها و تمامی مدافعان حقوق بشر در ايران پايان دهند؛

3 ـ در هر شرایطی اعلاميه سازمان ملل در باره مدافعان حقوق بشر را، که در تاريخ ۱۸ آذر ۱۳۷۷ (۹ دسامبر ۱۹۹۸) در مجمع عمومی سازمان ملل تصويب شده، رعايت کنند، به ویژه:

·       ماده 1 آن که می گويد: «همه افراد حق دارند به صورت فردی يا گروهی در سطوح ملی و بين المللی برای  حمايت از حقوق بشر و آزادی ­های اساسی و تحقق این حقوق و آزادی ­ها فعالیت کنند،» 

·       ماده ۵ (ب) که می گويد: «همه افراد حق دارند برای  حمايت از حقوق بشر و آزادی­ های اساسی و تحقق این حقوق و آزادی ­ها به صورت فردی يا گروهی در سطوح ملی و بين المللی برای تشکيل سازمان ­های غيردولتی، انجمن­ ها يا گروه ­ها، عضويت يا شرکت در آنها اقدام کنند،»

  • ماده 6 (ج و ب) که می گويد: « همه افراد حق دارند که به صورت فردی يا گروهی، همان گونه که در عهدنامه ­های بين المللی حقوق بشر و ديگر عهدنامه ­های موضوعه آمده، آزادانه به انتشار و پخش اطلاعات و عقايد در زمينه کلیه حقوق بشر و آزادی های اساسی بپردازند؛ کلیه حقوق بشر و آزادی­ های اساسی را مورد مطالعه و بحث قرار داده و در باره رعایت آنها، در عمل و قانون، از نظر و موضع برخوردار باشند، و به این روش و به روش های مناسب ديگر توجه عموم مردم را به آن مسايل جلب کنند،»

·      و ماده 2-۱۲ که می گويد: «دولت بايد کليه تدابير لازم را به کار گیرد تا حمايت مراجع ذیصلاح از همه افراد به صورت فردی و گروهی در برابر خشونت، تهديد، اقدامات تلافی جويانه، تبعيض منفی عملی و يا قانونی، فشار یا هرگونه اقدام خودسرانه ديگر در پی استفاده مشروع و قانونی اين افراد از حقوق مذکور در اعلاميه حاضر، تضمين گردد؛»

4 ـ به طور کلی، تحت هر شرایطی تضمین کنند که حقوق بشر و آزادی های اساسی مطابق با عهدنامه های بین المللی حقوق بشر و موازین بین المللی که ایران نیز متعاهد آنهاست رعایت خواهند شد.

  نامه ها را به مقامات زیر ارسال کنید:

·       رهبر انقلاب اسلامی، آیت ­الله سیدعلی خامنه ای

  • ریاست جمهوری، آقای محمود احمدی نژاد
  • ریاست قوه قضاییه، آیت ­الله صادق لاریجانی
  • وزیر امور خارجه
  • نمایندگی دائمی جمهوری اسلامی ایران در ژنو، سوئیس

·      سفارت ایران در بروکسل، بلژیک

لطفا به نمایندگان دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در کشورخودتان نیز نامه بنویسید.

پاریس ـ ژنو، 9 فروردین 1390


[1]  نگاه کنید به فراخوان فوری برنامه نظارت به شماره IRN 002 / 0210 / OBS 015

[2]  نگاه کنید به بیانیه مطبوعاتی برنامه نظارت در تاریخ 19 بهمن 1389

[3]  گویا به خاطر عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر، گرچه این کانون غیرقانونی اعلام نشده و آقای تاجیک هم عضو آن نیست و فقط در تهیه گزارش ها با آن همکاری کرده است.

----

وضعیت نامشخص و بلاتکلیف تقی رحمانی، پژوهشگر و مشاور مهدی کروبی

با گذشت بیش از پنجاه روز از بازداشت تقی رحمانی از فعالان ملی مذهبی و مشاور مهدی کروبی، همچنان از وضعیت و سرنوشت این فعال سیاسی و پژوهشگر، خبری در دست نمی باشد.

به گزارش جرس، رحمانی که شامگاه بیستم بهمن ماه ٨٩، و در پی فراخوان راهبران جنبش سبز برای خیزش ٢۵ بهمن در تهران بازداشت شده بود، همچنان در وضعیت نامشخص و بلاتکلیف به سر می برد.

بر اساس این گزارش، ارتباط این فعال سیاسی از یک هفته پیش از سال جدید با خانواده اش قطع شده و حتی اجازه تلفن یا ملاقات عید را نیافته است. این مسئله موجب نگرانی خانواده وی شده و مراجعات آنها به مراجع قانونی و زندان اوین، تاکنون بی پاسخ مانده است.

گقتنی است در پی بازداشت تقی رحمانی، همسر وی نرگس محمدی بنا به تشخیص پزشکان معالج و جهت کنترل آثار فشارعصبی مجددی که بر او وارد شده بود، بعد از چند روز در بیمارستان بستری شد. این فعال حقوق بشری، قبل از بستری شدن در بیمارستان، نامه ای سرگشاده خطاب به دادستان تهران نوشته و با شرح آنچه بر خانواده اش طی یورش نیمه شب ماموران لباس شخصی گذشت، خاطرنشان ساخته بود “…احساس کردم سرزمین مادری‌ام به تاراج رفته و من بی‌پناه در سرزمینی غریب و بیگانه‌ام… احساس می‌کنم دیگر مرگ ما را سزاوار است و بس.”
لازم به ذکر است در ادامه احضار فعالان سیاسی توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی، روز سه شنبه نهم فرودین ماه منابع خبری گزارش داده اند که ماموران وزارت اطلاعات در تماسهای مکرر با منزل و خانواده رضا علیجانی این فعال ملی – مذهبی را نیز احضار کرده اند.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران