|
|
|||
|
حکم حبس لاله حسن پور به اجرا درآمد شنبه 03 ارديبهشت 1390
خبرگزاری هرانا: حکم حبس لاله
حسنپور، فعال حقوق بشر و زنان، صبح امروز شنبه، سوم اردی بهشت
ماه، به اجرا در آمده است. این فعال حقوق بشر پیشتر و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیرعباسی، به اتهام "عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر و فعالیت در خبرگزاری هرانا"، "اجتماع و تبانی"، "فعالیت تبلیغی علیه نظام"، "توهین به مقدسات" و "توهین به ریاست جمهوری" به یک سال حبس تعزیری و چهار سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. گفتنی ست که وی روز، یکشنبه ۲۸ فروردین ماه، احضاریهای کتبی مبنی بر معرفی خود به زندان اوین به منظور اجرای حکم دریافت کرده بود. لازم به یادآوری ست که خانم حسنپور در پی سناریو سازی دستگاه امنیتی بر علیه فعالان حقوق بشر در روز سه شنبه بیست و پنجم اسفندماه سال ۸۹ توسط اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و به بند ۲-الف زندان اوین منتقل شده بود.
شایان ذکر است مهدی خدایی، محکوم به ۳+۴ سال حبس تعزیری و
ابوالفضل عابدینی، محکوم به ۱۱ سال حبس تعزیری، که از دیگر
قربانیان این سناریو محسوب میشوند، از اسفند ماه سال گذشته
تاکنون در زندان به سر میبرند.
----
انتقال به دادگاه انقلاب و برای چندمین بار مورد محاکمه قرار
دادن زندانی محکوم به مرگ
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در
ایران"انتقال زندانی امیر عباس توکلی برازجانی به شعبۀ 18
دادگاه انقلاب و برخوردهای وحشیانۀ قاضی با این زندانی.
روز چهارشنبه 31 فروردین ماه زندانی امیر عباس برازجانی توکلی
بدون اطلاع قبلی با دست بند و پابند
از زندان گوهردشت کرج
به شعبۀ 18
دادگاه انقلاب منتقل گردید.برخورد فردی که خود را قاضی
می نامید وحشیانه ،غیر انسانی و به او حتی اجازه صحبت کردند
نمی داد. رئیس شعبه با کلماتی مانند ؛حرف نزن ،ساکت شو ،برو
بیرون و غیره به این زندانی پاسخ می داد.
زندانی امیر عباس توکلی مردادماه 89 در یک دادگاه نمایشی با
اتهامات واهی توسط فردی بنام
نورالله عزیزمحمدی ( بنابه به مصاحبۀ رسانه ای خودش تا
به حال بیش از 3500 حکم اعدام صادر کرده است)
به احکام سنگین و ضد بشری اعدام ،10 سال زندان و 74
ضربه شلاق محکوم شد.این احکام ضدبشری هنوز در دادگاه تجدید
نظر(تایید نظر) تحت رسیدگی است.
لازم به یادآوری است 27 تیر ماه 1387 مامورین نیروی انتظامی با
یورش به 2 آپارتمان مسکونی خانواده توکلی برازجانی و شلیک
به آنها خانم سودابه
شادپور 50 ساله از ناحیه گردن مورد اصابت گلوله قرار گرفت.آقای
امیر عباس توکلی برازجانی و بردارش حسین توکلی برازجانی در
مقابل چشمان سایر اعضاء خانواده مورد ضرب وشتم شدید قرار
گرفتند و چند ساعت در منزل شخصی آنها مورد شکنجه قرار داشتند .
این یورش وحشیانه نیمه های شب در حالی که خانم ها و فرزندان
آنها در حال استراحت بسر می بردند صورت گرفت. خانم ها ، دختران
جوان و خردسال مجبوربه عوض کردن لباسهای خود در مقابل چشمان
پاسداران بودند و به آنها فحشهای غیر اخلاقی میدادند . پس از
آن تقریبا تمامی اعضای خانواده دستگیرو به آگاهی شاپور منتقل
شدند. اسامی آنها به قرار زیر می باشد: تناز ابوالحسنی احمدی
16 ساله/خسرو قائدی 17 ساله /مهنابا توکلی برازجانی 26
ساله/فاطمه فراهانی واشکانی/سودابه شادپور 50 ساله /عباس توکلی
برازجانی 38 ساله /حسین توکلی برازجانی 33 ساله / محسن
آنها تحت شکنجه های طاقت فرسا و غیر انسانی قرار گرفتند که به
قرار زیر می باشد: با انبر دست پوست
نقاط حساس بدنشان را
فشار دادن که منجر به زخمی شدن آنها می شد /برای مدت طولانی با
باطوم و سایر اشیائ آنها را
مورد شکنجه قرار میدادن / ازپشت دست بند و پابند زدن / جوجه
کباب کردن /آویزان کردن به مدت طولانی تا زمانی که زندانی
بیهوش شود/ تشنه نگه داشتن زندانی برای مدت طولانی / د ر طی 24
ساعت زندانی فقط 2 بار حق استفاده از سرویس بهداشتی را دارد/
تهدید به تجاوز به خانم هایی که دستگیر شدن توسط قاضی پرونده
بنام روشن/هنگام شکنجه کیسه بر روی صورت زندانی کشیدن/ پریدن
روی دست زندانی با پا در حالی که دستبند به دست زندانی است/
سایر اعضای خانواده یا شاهد شکنجه بستگان خود هستند و یا صدای
ضجه و ناله های آنها را می شنیدند.
زنده یاد حسین توکلی برزاجانی 33 ساله در اثر شکنجه های قرون
وسطائی و وحشیانه و مستمر در حالی که تمامی بدن او سیاه شده
بود.در 6 مردادماه 1387 در سلول کناری برادرش آقای عباس توکلی
زندانی بودو صدای
شکنجه ها و ضجه های
برادرش را می شنید . بعد از مدتی صدای وی قطع شد و هیاهوی
پاسداربنده ها که می گفتند: مُرد او ُمرد را می شنید. و بدین
طریق این زندانی بی دفاع و اسیر را به قتل رساندند. ---- یورش ناگهانی ماموران حفاظت زندان به اتاق های زندانیان سیاسی در گوهردشت و تهدید زندانیان به قتل
جــرس: به گزارش منابع حقوق بشری، اواسط هفته گذشته، رئیس
حفاظت زندان گوهردشت كرج به همراه چند مامور اطلاعات بدون هیچ
دلیلی به بند زندانیان سیاسی یورش برده و به بازرسی اتاق های
برخی از زندانیان سیاسی پرداخته و آنها را تهدید به قتل کردند. ----
حمله تهدید آمیز به بند ویژه امنیتی و فیلمبرداری از سلول
زندانیان سیاسی
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: سالن 12 بند چهار
زندان رجایی شهر (گوهردشت)، محل نگهداری زندانیان سیاسی این
زندان برای چندمین مرتبه طی ماه های اخیر مورد یورش نیروهای
حفاظت این زندان قرار گرفت.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، روز دوشنبه
بیست و نهم فروردین ماه مأموران حفاظت زندان رجایی شهر کرج به
سرکردگی نبی الله فرجی نژاد معاونت حفاظت این زندان، با هجوم
به سالن 12 بند 4 این زندان که از بهمن ماه سال گذشته و به
منظور جلوگیری از درز اخبار مربوط به نقض آشکار حقوق زندانیان
سیاسی این زندان به محل نگهداری این زندانیان مبدل گشته است،
با رفتار زننده و ناشایستی اقدام به تفتیش و بازرسی سلول ها و
فیلمبرداری از این بند و وسایل شخصی زندانیان نمودند.
طی چندماه گذشته، مسئولان این زندان که با هدف ایزوله خبری
زندانیان سیاسی برای فراهم کردن شرایط تشدید فشار بر این
زندانیان، با دستور مستقیم مقامات قضایی، بویژه دادستانی تهران
اقدام به تفکیک محل نگهداری و قطع و محدودیت ملاقات و تماس های
تلفنی این زندانیان نموده بودند، با مشاهده خروج مداوم اخبار
مربوط به این بند از زندان، با یورش های پیاپی به این بند و
تهدید زندانیان سیاسی به تجاوز جنسی و قتل، سعی در کنترل و
جلوگیری از درز اخبار مربوط به این بند به بیرون از زندان، از
جمله بیانیه های اخیری که با وجود اعمال فشار و محدودیت های
شدید از جانب مقامات زندان از سوی زندانیان سیاسی صادر گردیده
است داشته اند.
این زندان که به علت شرایط بد نگهداری، و همچنین نقض مکرر حقوق
زندانیان طی سالیان گذشته همواره برای تبعید و فشار بر
زندانیان سیاسی مورد استفاده قرار می گرفته است، با هماهنگی
مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی و مسئولان این زندان به
مکانی برای تحت فشار گذاردن و اعمال شکنجه های روحی و جسمی
زندانیان سیاسی مبدل گشته است.
با ارتقاء مدیریت این زندان به معاونت کل زندان های استان
البرز و افزایش اختیارات وی بیم افزایش فشارها بر زندانیان
سیاسی این زندان می رود که شایعه «انتقال زندانیان زن این
زندان به مکانی دیگر و جایگزینی زندانیان سیاسی به بند سابق
نگهداری زندانیان زن به منظور قطع کامل ارتباط ایشان با بیرون
از زندان»، در صورت صحت بی ارتباط با این مساله نخواهد بود.
علاوه بر محدودیت و قطع ملاقات و تماس های تلفنی زندانیان
سیاسی این زندان، مواردی همچون محل نگهداری نامناسب، تهدیدهای
جانی و جنسی، ضرب و شتم و عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان این
زندان که در آخرین مورد منجر به مرگ زندانی سیاسی محسن دگمه چی
گردید نیز از جمله عواملی است که مسئولان این زندان با آگاهی
کامل و تائید مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی از آن برای
تحت فشار گذاشتن زندانیان سیاسی استفاده می کنند. ---- چهار پناهجوی ایرانی در بریتانیا لبهای خود را دوختند
۱۳۹۰/۰۲/۰۳
راديوفردا: چهار پناهجوی
ایرانی در اعتراض به نپذیرفته شدن درخواست پناهندگی آنها
در بریتانیا و تصمیم دولت این کشور برای بازگرداندن آنها
به ایران، دست به اعتصاب غذا زده و لبهای خود را
دوختهاند.
روزنامه بریتانیایی گاردین روز جمعه در سایت اینترنتی خود گزارش داده است، این چهار مرد ایرانی، که یکی از آنها ۱۷ سال سن دارد، به همراه شش معترض دیگر از ۱۶ روز پیش دست به اعتصاب غذا زده و لبهای خود را با استفاده از نخ ماهیگیری دوختهاند. این پناهجویان ایرانی که در پیادهروی مقابل اداره مهاجرت در مرکز شهر کریدون بریتانیا چادر زدهاند، میگویند، در اعتراضها به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران در سال ۱۳۸۸ خورشیدی شرکت داشته و از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی مورد ضرب و شتم واقع شده و شکنجه شدهاند. همچنین یکی از این پناهجویان که ۱۷ سال سن دارد، گفته است که در جریان اعتراضهای سال ۱۳۸۸ در ایران از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و در دوره بازداشت مورد تجاوز نیز قرار گرفته است. با این حال دستگاههای ذیربط در بریتانیا قصد دارند، این پناهجویان ایرانی را که سال گذشته به این کشور پناه آوردهاند، به ایران بازگردانند. یکی از این پناهجویان در باره اقدام خود در دوختن لبهایشان گفته است: «هیچ کس در بریتانیا به حرف ما گوش نمیدهد و کسی علاقهای به آنچه ما میگوییم از خود نشان نمیدهد، بنابر این ما چاره دیگری نداریم.» به گفته فعالان طرفدار حقوق پناهجویان، این گونه اقدام پناهجویان ایرانی نشانگر افزایش حس ناامیدی و یاس در میان آنها است. چندی پیش نیز یک پناهجوی ایرانی در اعتراض به رد شدن درخواست پناهندگیاش در مرکز شهر آمستردام هلند خود را آتش زده و جان باخته بود. همچنین پیشتر نیز چند پناهجوی ایرانی دیگر در یونان لبهای خود را دوخته بودند. ----
به مناسبت زادروز مجید دری
نویسنده: آبتین غفاری
جمعه،
۲
ارديبهشت
۱۳۹۰
مثل حشراتی که دور چراغ می چرخند - دایره وار- آن ها هم می
چرخیدند. با گام هایی آرام و به شکل حرص آوری منظم... سرها
پایین و ساکت... سکوتشان در آن صبح گاه معانی مختلفی می توانست
به ذهن بیاورد: غم، خشم، بهت و یا حتی ترس... اما آیا این ها
معانی مختلفی بود؟ در جهان حقیقی این ها حتما مفاهیم متفاوتی
هستند اما این جا که ماییم، گاهی این مرزها از بین می رود. هر
چه باشد این جا که جهان حقیقی نیست. یعنی این جا هر جایی می
تواند باشد اما هر جا که باشد حتما حقیقی نیست. شاید حقیقت پشت
دیوارهای بلند این جا متوقف شده است و لابد حکمت دیوارهای بلند
و آن سیم خاردارهای زشتش حتما همین است که نکند حقیقت مثل آن
سروهای بلند روی تپه گاهی سرک بکشد و از بالای دیوار ما را
ببیند... حالا حقیقت به جهنم، اگر ما آن را ببنیم که خیلی بد
می شود... پس سکوت این ها با آن گردش دایره وار و منظم و حرص
آور می تواند همه آن معانی را تداعی کند و این حقیقتی است...
حقیقت در این جا که ماییم...
http://nedayeazadi.org/articles_cur.php?id=403
|
||||