بازگشت به صفحه اول

 

 
 

بازداشت چند فعال کارگری در ایران

۱۳۹۰/۰۲/۱۱
گزارش‌ها از ايران حاکی از بازداشت چند تن از فعالان کارگری در سنندج و سقز است.

يکی از بازداشت‌شدگان، محمود صالحی، از فعالان سرشناس کارگری ايران، در شهر سقز است.

در اين ارتباط، کميته هماهنگی برای ايجاد تشکل‌های کارگری گزارش داد که آقای صالحی ساعت يک و نيم بعد از ظهر روز يکشنبه توسط پنج مامور امنيتی بازداشت شد.

نزديکان خانواده اين فعال کارگری، در گفت‌و‌گو با راديو فردا، بازداشت وی را تاييد کردند.

بازداشت محمود صالحی در شرايطی صورت گرفت که وضعيت جسمی‌اش خوب نيست و او به دليل از دست دادن کليه‌های خود بايد دياليز شود.

محمود صالحی کليه‌های خود را در دوره‌ای که زندانی بود، به دليل عدم رسيدگی لازم پزشکی از دست داد.

محمود صالحی، در فروردين سال ۱۳۸۶ بدون ابلاغ کتبی حکم يک سال زندانش، بازداشت شد و به زندان سنندج انتقال يافت.

بازداشت آقای صالحی به دليل تلاش او برای برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در سال ۱۳۸۳ صورت گرفته بود.

در همين حال، پنج فعال کارگری در شهر سنندج نیز در دو روز اخير بازداشت شده‌اند.

يک فعال کارگری در این زمینه به راديو فردا گفت که غالب حسينی، خالد حسينی و يدالله قطبی، اعضای کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری، روز شنبه توسط اداره اطلاعات سنندج برای بازجويی احضار شدند، اما تاکنون به منزل خود مراجعه نکرده اند.

در همين ارتباط، وفا قادری، يکی ديگر از اعضای کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل‌های کارگری، روز يکشنبه به اداره اطلاعات سنندج احضار شد و تاکنون خبری از وی در دست نيست.

در عين حال، گزارش‌های تاييد نشده‌ای در مورد بازداشت نبی مومنی در شهر  سنندج انتشار يافته است.

همچنين گزارش‌ها از سنندج حاکيست که صديق کريمی و شريف ساعد پناه، دو عضو هيئت مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، و خليل کريمی، از اعضای اين تشکل کارگری، پس از اينکه تعهدی در مورد شرکت نکردن در مراسم روز جهانی کارگر ندادند، از سوی ماموران اطلاعات بازداشت شدند.

اتحاديه آزاد کارگران ايران با محکوم کردن بازداشت اين فعالان کارگری که به گفته اين تشکل «با هدف جلوگيری از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در سنندج انجام شد» خواستار آزادی فوری و بی قيد و شرط تمامی آنان شد.

اين اتحاديه همچنين اعلام کرد که صدها کارگر عصر روز يکشنبه با تجمع در خيابان ناصر خسرو در شهر سنندج، مراسم اول ماه مه را برگزار کردند.

بنا بر اين گزارش، تجمع‌کنندگان پس از آن اقدام به راهپيمايی به سمت ميدان اقبال سنندج کردند که با ممانعت نيروهای امنيتی مواجه شدند.

اين گزارش حاکيست که تجمع‌کنندگان شعارهايی در مورد لزوم آزادی فعالان کارگر زندانی و به رسميت شناخته شدن حق اعتراض و اعتصاب برای کارگران سر داده‌اند.

در اين ميان، گزارش‌های دیگر  حاکی از آن است که به مناسبت روز جهانی کارگر، مراسمی در چند شهر ديگر ایران برگزار شده است.

تاکنون رسانه‌های رسمی در این مورد گزارشی منتشر نکرده‌اند.

منبع: راديوفردا

----

کارگران ایران در آرزوی حقوق اولیه خود

01.05.201

دویچه وله: کارگران ایرانی در روز جهانی کارگر فرصت اعتراض نداشتند. خانه کارگر ایران بدون اشاره به وضعیت فعالان کارگری زندانی به برگزاری مراسمی در یک ورزشگاه سرپوشیده در تهران و انتشار بیانیه‌ی در مورد مشکلات بسنده کرد.

اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) در حالیکه در کشورهای مختلف دنیا، کارگران باگردهم‌آیی در خیابان‌ها حقوق مسلم خود را طلب کردند، کارگران ایرانی در "ورزشگاه سعید معتمدی تهران" پای صحبت‌های علیرضا محجوب نماینده مجلس نشستند.

 

علیرضا محجوب، رئیس ‌فراکسیون کارگری مجلس نمایندگان ایران در جمع کارگران از شورش معدنچیان آمریکایی در سال ۱۸۸۶ تعریف کرد و گفت که کارگران هنوز هم از سیاست‌های استعماری پیر رنج می‌کشند.

 

مشکلات ناشی از تورم، رکور و گرانی بر دوش کارگران

 

رئیس‌فراکسیون کارگری مجلس در جمع حاضر در "ورزشگاه سرپوشیده سعید معتمدی" از حذف حداقل‌‌های حقوق و مزایای کارگران و عدم اصلاح قانون کار در برنامه پنج‌ساله توسعه جمهوری اسلامی خبر داد. وی در جمع کارگران، روز کارگر را به آنها تبریک گفت اما اضافه کرد که تا رسیدن به مهمترین خواسته آنها یعنی امنیت شغلی فاصله زیادی وجود دارد.

علیرضا محجوب ضمن اشاره به مخالفت نمایندگان مجلس با طرح بهسازی قراردادهای موقت کار ابراز امیدواری کرد حقوق بنیادی کارگران در ایران به رسمیت شناخته شود. همایش روز کارگر در "ورزشگاه سعید معتمدی تهران" با قرائت قطع‌نامه‌ای به پایان رسید که ۱۴ بند داشت. ۱۲ بند این قطع‌نامه شرح مشکلات ناشی از تورم، رکور و گرانی بود که بر دوش کارگران سنگینی می‌کنند.

 

دو بند دیگر قطع‌نامه در تمجید از رهبر ایران و حمایت از شیعیان بحرین تنظیم شده بود. به وضعیت فعالان کارگری در بند، احضار و دستگیری چند تن دیگر از فعالان در مراسم روز کارگر اشاره‌ای نشد.

 

فعالان کارگری در بند محروم از تمامی حقوق

 

منصور اسانلو، فعال کارگری و رئیس‌هیئت مدیره سندیکای شرکت اتوبوس‌رانی تهران و حومه همچنان در زندان است. آقای اسانلو با وجود نیاز به درمان پزشکی و اعتراض مکرر نهادهای بین‌المللی به وضعیت وی اجازه مرخصی ندارد.

 

منصور اسانلو مانند شماری دیگری از فعالان کارگری در بند مثل ابراهیم مددی، نایب رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه، رضا شهابی، از اعضای هیات مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و بهنام ابراهیم فعال کارگری حتی اجازه ملاقات حضوری هم ندارد.

 

همزمان در آستانه روز کارگر، اخباری نیز مبنی بر احضار و بازداشت چند تن دیگر از فعالان کارگری در شهرهای سنندج و سقز منتشر شده است. يکی از بازداشت‌شدگان، محمود صالحی، از فعالان سرشناس کارگری ايران، در شهر سقز است. 

----

روز جهانی کارگر، و خانه‌‌‌‌نشین کردن زنان

لیلا علی‌‌‌‌‌کرمی

مدرسه فمینیستی: قصدم این بود که به مناسبت «روز جهانی کارگر» کندوکاوی در زمینه‌‌‌ی مسایل حقوقی زنان شاغل و دشواری کار زنان در ایران انجام بدهم اما در همان آغاز کار، مسئله‌‌‌ای بغرنج به نام «دورکاری» نظرم را جلب کرد زیرا متوجه شدم که در شرایط بحران فزاینده‌‌‌ی بیکاری در کشور، زنان شاغلی که همه کمبودها و نارسایی‌‌‌های حقوقی کار و تأمین‌‌‌اجتماعی و انواع و اقسام دشواری‌‌‌های عرصه کار و کارمندی را به جان خریده‌‌‌اند تا مشارکتی  برابر با مردان داشته باشند این بار با دورخیز دولت و برای بیرون رانده شدن از عرصه کار و اجتماع، مواجه شده‌‌‌اند. می‌‌‌‌دانیم که چندی پیش متن كامل آئين‌‌‌‌نامه "دوركاري " يا "كار درخانه" کارمندان دولت به  منظور انجام وظايف محول شده بدون حضور فيزيكي كارمند واجد شرايط در محل كار سازمان خود، ابلاغ شد. به موجب این آئین‌‌‌‌نامه حضور فیزیکی کارمند واجد شرایط  در محل کار خود برای انجام وظایف محوله برای دوره زمانی مشخص، لازم نمی‌‌‌باشد . به گفته عضو فراکسیون زنان مجلس خانم فاطمه آلیا  «دورکاری موجب آرامش فکری زنان می‌شود، زنان با حضور در محیط خانه‌ بهتر می‌‌‌توانند به خانه‌‌‌‌‌داری و رسیدگی به فرزندان بپردازند و این موضوع موجب افزایش بهره‌‌‌وری و حتی صرفه‌‌‌جویی در مصرف انرژی می‌‌‌شود.»  آیا به راستی آئین‌‌‌نامه "دور کاری" گام مثبتی است در بهبود شرایط کاری کارمندان، خاصه کارمندان زن؟  

مسئله‌‌‌ی کاهش ساعت کار زنان چند سالی است که به عناوین مختلف در دوره‌‌‌های متعدد در مجلس مورد بررسی قرار گرفته و مصوباتی هم در این خصوص وضع گردیده است . به عنوان مثال می‌‌‌توان به قانون خدمات  نیمه‌‌‌وقت  بانوان مصوب سال ۱۳۶۲ ، و قانون نحوه‌‌‌ی اجرای آن مصوب سال ۶۴ و بالاخره اصلاحات صورت گرفته در سال ۷۶ اشاره کرد که به موجب آن در صورت درخواست بانوان کارمند رسمی و ثابت و موافقت بالاترین مقام دستگاه ، خدمات آنها به صورت نیمه‌‌‌وقت یا سه‌‌‌‌چهارم ساعت کاهش می‌‌‌یابد . لایحه‌‌‌ی کاهش ساعت کاری بانوان در سال ۱۳۸۵ به دولت داده شد اما به تازگی اعلام شد که این مصوبه به دلیل هزینه‌‌‌بر بودن، مورد استقبال قرار نگرفته و درعوض آئین‌‌‌نامه «دور کاری» با اولویت زنان، جایگزین مصوبه کاهش ساعت کاری زنان می‌‌‌شود .

بر اساس این مصوبه  هر دستگاه و ارگانی  موظف است 30 تا 40 درصد از نیروهای خود را به دورکاری و کار کردن در بیرون از محیط کار دعوت ‌کند. لازم به ذکر است که بنا با اظهارات عضو فراکسیون زنان مجلس ، «این آئین‌‌‌نامه با اولویت قرار دادن زنان داری نوزاد و بیمار به دستگاه‌‌‌ها ابلاغ شده و از این پس زنان می‌‌‌توانند از مزایای این قانون استفاده کرده و در منزل به کار خود بپردازند» . به عقیده طرفداران این طرح یکی از مزایای دورکاری زنان کارمند، رسیدگی بهتر به امور خانواده و فرزندان است.  خانم نیره اخوان بیطرف عضو کمیسیون حقوقی قضایی مجلس نیز با دید مثبت به این طرح نگریسته و اعتقاد دارند که با اجرای این طرح، زنان فرصت بیشتری برای رسیدگی به امور همسرداری و فرزندداری خواهند داشت.

اما جای سؤال  آن است که این طرح شامل چه قشری می‌‌‌شود و چه مشاغلی را در بر می‌‌‌‌گیرد ؟ تعداد کثیری از زنان شاغل، به شغل آموزگاری، و یا پرستاری از بیماران مشغول هستند و عده‌‌‌ای دیگر در کارخانه‌‌‌ها در امر تولید ملی نقش بسزایی دارند که آمار رسمی گواهی است بر صحت این ادعا. حال چگونه می‌‌‌شود یک پرستار، آموزگار و یا کارگری در کارخانه تولیدی، در منزل به امور همسر و بچه‌‌‌هایش بپردازد و در آن واحد کارهای اداری‌‌‌اش را نیز انجام دهد. یا این‌‌‌که چگونه نماینده زن مجلس می‌‌‌تواند بدون حضور در مجلس و ارتباط با مردم حوزه‌‌‌ی انتخابی‌‌‌‌اش، امور ملت را از خانه‌‌‌ی خود به نحو احسنت، اداره کند؟

درست است که این آئین‌‌‌نامه، مردان کارمند را نیز در بر می‌‌‌گیرد اما در اولویت قرار دادن زنان خود گواه همان نگاه مردسالارانه است که زن را فقط در چهارچوب خانه می‌‌‌طلبد و مرد را بیرون از خانه.  بنابراین  لازم است کمی دقیق تر به این مصوبه نگریست و این سوال را مطرح کرد که آیا اجرای این طرح، زنان را عملا به حاشیه نمی‌‌‌راند  و عدم حضور آنان در اجتماع  عرصه را  برای حضور پر رنگ تر و همه جانبه مردان  آماده نمی‌‌‌سازد؟

در دیباچه قانون اساسی آمده است که زنان به دلیل ستم بیشتری که تا کنون از نظام طاغوتی متحمل شده‌‌‌‌اند، استیفای حقوق آنان بیشتر خواهد بود . بعلاوه زن از حالت "شی بودن" و "ابزار کار بودن" خارج شده و ضمن بازیافتن وظیفه خطیر مادری، در پرورش انسان‌‌‌های مکتبی پیشآهنگ و خود همرزم مردان در میدان‌‌‌های فعالیت حیات می‌‌‌باشد و در نتیجه پذیرای مسولیتی خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود. مضافاَ به این‌‌‌که به موجب اصل ۲۱ قانون اساسی دولت موظف است برای ایجاد زمینه‌‌‌های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او بکوشد. اما سوال اساسی این است که تا کنون دولت واقعاَ چه قوانینی در جهت حمایت از حضور فعال زنان در جامعه وضع کرده  و چه تدابیری در بازیافت حقوق از دست رفته آنان اتخاذ کرده است؟                                                     

سال‌‌‌های متمادی است که زنان برای به دست آوردن جایگاه خود در اجتماع کوشیده‌‌‌اند و در این راه هزینه‌‌‌های زیادی پرداخته‌‌‌اند. فراموش نکنیم که سنت‌‌‌گرایان نقش زن را فقط محدود به چهارچوپ خانه می‌‌‌کنند و وظیفه‌‌‌ای جز نگاه‌‌‌داری از فرزند و همسر برای او نمی‌‌‌شناسند . البته ایفای وظایف مادری برای زنان همواره اهمیت فراوان داشته و از این رو زنان نیز همواره مصر بوده‌‌‌اند که کارها و فعالیت‌‌‌های اجتماعی‌‌‌شان مانعی در این راه نباشد. شاید مردان حضور زنان شاغلی که بیشتر از آنان تلاش کرده، در کوران زندگی ورزیده شده و سرمشق‌‌‌های اصلی در عرصه‌‌‌ی کار را آموخته‌‌‌اند، و در نتیجه، گوی سبقت از همترازان مرد، ربوده‌‌‌اند را بر نمی‌‌‌تابند و از این رو تلاش می‌‌‌کنند تا با عملی کردن چنین طرح‌‌‌هایی، بار دیگر زنان را به پستوی خانه‌‌‌هایشان بر گردانند.

اما باید این حقیقت را پذیرفت که شرایط جامعه تغییر پیدا کرده است.  بیش از ۶۰ درصد دانشجو یان دانشگاه‌‌‌ها دختر هستند و حتی در برخی مراتب علمی از برادران خود پیشی جسته‌‌‌اند. نه زنان و دختران ایرانی و نه مردان و پسران آنهایی هستند که در ۶۰ یا ۱۰۰ سال پیش زندگی می‌‌‌کرده‌‌‌اند بنا بر این پرسش این جاست که  آیا می‌‌‌توان عقربه‌‌‌های گذر زمان را به عقب برگرداند؟

پُر واضح است که اجرای این طرح به بیکار شدن زنان می‌‌‌انجامد و مردان به راحتی جایگزین آنان می‌‌‌شوند. لذا دوباره بار تأمین معیشت به تمامی بر دوش مرد قرار می‌‌‌گیرد و  از این رهگذر ریاست خود را بر خانواده مستحکم می‌‌‌نماید. دولت‌‌‌‌مردان اگر امکان دست‌‌‌‌یابی به حقوق برابر را به زنان نمی‌‌‌دهند، لااقل همین مشارکت نیمبند و بی‌‌‌‌پشتوانه‌‌‌‌ی اجتماعی ــ که محصول تلاش خود زنان است ــ را از آن‌‌‌‌ها نگیرند.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

مطالب مشابه 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران