|
|
|||
|
حداکثر مجازات برادران فتحی طبق قانون ده سال حبس و شلاق بوده است نه اعدام
(دفاع از فعالین حقوق بشر پیرامون اعتراض به اعدام برادران فتحی به جرم
محاربه و سرقت مسلحانه)
در روزهای گذشته اخباری در خصوص اعدام دو برادر به نامهای
عبدالله و محمد فتحی در خبرگزاری های مختلف – رسمی و غیر رسمی
– همچنین در فضای بالاترین، مبنی بر اعدام قریب الوقع آنها
منتشر شد. روز بعد از انتشار این اخبار دو برادر در زندان
اصفهان اعدام شدند. این اخبار بازتاب بسیار گسترده ای در رسانه
های خارج از کشور داشت. پس از بازتاب گسترده این اخبار، جمهوری
اسلامی ایران دست به انتشار سوابق این دو برادر زده و در رسانه
های خبری به گونه ای
رفتار شد که القا نماید این دو برادر مستحق مرگ بوده و
دفاع از این دو
در حوزه حقوق بشر دفاع بی موردی بوده و مخالفت با اعدام این دو
سارق مسلح، در حوزه حقوق بشر نمی گنجد.
در این یادداشت اثبات خواهم نمود که این دو برادر مستحق مرگ
نبوده و اعدام آنها خودسرانه بوده است و تاکید می کنم. مدافعین
حقوق بشر هرگز از جرم و اعمال مجرمانه دفاع نمی کنند، آنان در
حوزه فعالیتهای خود، تلاش می کنند تا حاکمان ناقض حقوق بشر را
مکلف کنند تا در وحله اول قانون را رعایت کرده و در مرحله دوم
قوانین برخلاف موازین حقوق بشر را از قوانینشان برداشته و
قانونی شایسته انسانیت و کرامت انسان جایگزین کنند.
دو برادر محکوم به محاربه،
بنا به دلایل ذیل مستحق مرگ نبوده اند.
1-
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران، در روز سه شنبه صبح،
برادران فتحی را در محوطه زندان اصفهان، بدون آنکه اجازه دهد،
برای آخرین بار مادر خود را در آغوش گیرند، به دار آویختند. در
حالی که محکوم به مرگ این حق را دارد که در زمان مرگ، نه تنها
خانواده خود را ملاقات کند و آنان را در آغوش گیرد، بلکه هر
فردی را که مایل بود و امکان حضورش فراهم بود را نیز ببیند.
محکوم به مرگ حتی از لحاظ قانونی این حق را دارد که خواستهایی
که قابل بر آوردن است را مطرح و مجری حکم مکلف به انجام آن است
از جمله اینکه اگر میل به غذایی خاص دارد را برای او فراهم
کند. مهم تر آنکه اگر محکوم به مرگ در هنگام اجرای حکم درخواست
عفو و بخشش نمود، حکم می بایست متوقف کشته و درخواست عفو محکوم
به مرگ به کمیسیون عفو و بخشودگی تقدیم گردد. در حالی که در
خصوص این دو برادر، رحم و مروتی صورت نگرفت. مجددا تاکید می
کنم.
2-
مامورین اداره آگاهی، دستگاههای امنیتی و دیگر دستگاههای موازی
اجرایی، به دلیل در اختیار داشتن، امکانات و اختیارات گسترده
از جمله صدا و سیما و خبرگزاری ها و روزنامه های مختلف، به
خوبی توانایی هدایت پرونده ای را به بیراهه دارند. وقتی که
متهمی دستگیر می گردد. در همان ابتدای امر نسخه وی را پیچیده و
فضا را به نحوی برای دستکاه قضایی آماده می کنند تا حقوق متهم،
به بدترین شکلی تضییع و در نهایت به حکمی
که استحقاقش را ندارد محکوم گردد. در خصوص
پرونده برادران فتحی هم، وضع به همین صورت است. در
زمانی که متهمین دستگیر شدند، پلیس، به گونه ای فضا را برای
دستگاه قضایی آماده کرد که قاضی رسیدگی کننده به این پرونده،
برخلاف موازین قانونی حکم به اعدام این دو برادر صادر می کند.
دقیقا به یاد دارم که پس از دستگیری متهمین، فضا به گونه ای
برای این دو متهم ایجاد شد که مشخص بود، این دو به زودی اعدام
خواهند شد. در حالی که اعدام این دو برادر حتی اگر سارق مسلح
باشند بنا به بند ذیل و ماده قانونی که مطرح خواهم نمود برخلاف
قانون و ناعادلانه بوده است.
3-
برادران فتحی به جهت سرقتی که به صورت مسلحانه انجام داده
بودند متهم به مجاربه شده و به اعدام محکوم شدند. در حالی که
ماده 652 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: « هرگاه سرقت
مقرون به آزار باشد و یا سارق مسلح باشد به حبس از سه ماه تا
ده سال و شلاق تا 74 ضربه محکوم می شود و اگر جرحی نیز واقع
شده باشد علاوه بر مجازات جرح به حداکثر مجازات مذکور در این
ماده محکوم می گردد ». ملاحظه می فرمایید که مجازات
برادران فتحی اگر جرم آنها ثابت شده باشد که فرض را بر اثبات
می گیریم. حداکثر ده سال حبس و شلاق است
و می توان حتی مجازات تتمیمی و تکمیلی را نیز افزود که
به هر نحو که در نظر گیریم، اعدام مجازات این دو برادر نبوده
است. زمانی می توانیم در خصوص سرقت، عنوان محاربه را به کار
بریم که شخصی صرفا برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت
مردم دست به اسلحه ببرد نه اینکه قصد سرقت داشته باشد. اگر
فردی قصد سرقت داشت و در خلال سرقت از سلاح نیز استفاده کرد،
مشمول ماده 652 قانون مجازات اسلامی می گردد.
4-
برداران فتحی طبق تحقیقاتی که انجام شده است دارای سابقه کیفری
بوده و هر دوی آنها دارای اختلال روانی بوده اند. این سئوال
پیش می آید که سازمان زندان ها که هدف تاسیسش تربیت مجرمین و
بازگردان آنان به جامعه است. برای این دو برادر چه عمل مفیدی
انجام داده است که دست آنان را برای ارتکاب مجدد جرم کوتاه
کند. آیا سازمان زندان ها، این دو فرد سابقه دار که هر دو
بیمار روانی نیز بوده اند را به داشتن یک زندگی سالم در آینده
امیدوار کرده است؟ آیا شرایط یک زندگی سالم را برای آنها محیا
کرده است؟ آیا سازمان زندان ها که به خوبی می دانسته که این دو
دارای اختلالات روانی هستند را مراقبت بعد از زندان نموده است؟
و دهها و صدها آیاهای دیگری که در خصوص دیگر مجرمین نیز صادق
است.
5- در
مراحل اولیه دادرسی- اینجانب به خوبی با نحوه بازجویی باجویان،
در اینگونه پرونده ها آشنایی دارم و می دانم به چه نحو اعمال
شکنجه می شود – برادران فتحی تحت شدیدترین فشارهای روحی و
روانی و جسمی بوده اند. و اقرار به زیان خود کرده اند. این دو
متهم در خلال دادرسی دارای حق و حقوقی هستند که متاسفانه به
دلیل حساس بودن پرونده آنها و حنبه امنیتی و محرمانه پیدا
کردن، محقق نگردید و در نهایت هم اعدام شدند.
در آخر تاکید می کنم، هدف دفاع از مجرم و جرم نیست، هدف دفاع
از حقوق متهم و مجرمین است و عقیده بر این است که مجرم می
بایست به سزای عمل خود برسد اما چه مجازاتی؟ مجازاتی که
عادلانه باشد و مجازاتی که در آن دادرسی به صورت عادلانه و
منصفانه انجام پذیرفته باشد و نمی توان فردی را که مثلا
کلاهبردای کرده است را به اتهام محاربه به اعدام محکوم نمود. و
یا حتی فردی را که سرقت مسلحانه کرده است را اعدام کرد در حالی
که قانون مقرر کرده، سارق مسلح تنها به حداکثر ده سال حبس و
شلاق محکوم می گردد. حال این سارق می تواند یک بار مرتکب سرقت
شده باشد یا اینکه صدبار سرقت کرده باشد. تکرار جرم و خطرناک
بودن مجرم صرفا در میزان محکومیت مجرم می تواند موثر باشد نه
در تغییر مجازات.
محمد مصطفایی وکیل دادگستری ---- متن پیام مهوش علاسوندی مادر عبداله و محمد فتحی شورباریکی
که امروز بعد از اعدام عبدالله و
محمد فتحی به کمیته بین المللی علیه اعدام رسیده است
این پیام دردناک است
اما پر از روحیه است، پر از انسانیت است. پر از امید است. پیام
مادری است که همین امروز دو عزیزش را از او گرفتند اما مادر
داغدیده مانند کوهی استوار ایستاده است.
سطر به سطر این نامه
در عین حال کیفرخواستی است علیه حکومت اسلامی. لطفا وسیعا
توزیع کنید. به زبانهای مختلف ترجمه کنید و هرچه وسیعتر توزیع
کنید. بگذار دنیا بداند این حکومت با مردم ایران چه میکند.
پیام مهوش
علاسوندی مادر عبدالله و محمد فتحی
عصر ٢٧ اردیبهشت
اگر فرزندان
من یكبار مردند٬ قاتلین و شكنجه گران و مسئولین این پرونده
روزی صد بار خواهند مرد.
آنها روی آرامش را
نحواهند دید مخصوصا رحیمی و بهرامی و سرهنگ حسین زاده و حبیب
اللهی دادستان اصفهان. وقتی در مقابل دو پسرم قرار گرفتم و
گفتند یك دقیقه وقت دارید آخرین ملاقات را انجام دهید به
پسرانم گفتم سرتان را بالا بگیرید و با چشم باز بمیرید و به
چشمهای آن كسی كه طناب دار بر گردنتان می اندازد نگاه کنید.
سوال من این است که
در كجای دنیا رسم است حتی اجازه ندهند مادر و فرزندانی که قرار
است اعدام شوند با خیال راحت همدیگر را در آغوش بگیرند.
فرزندان من خواستند دستشان را باز كنند و یك لحظه مرا در آغوش
بگیرند، گفتند نمیشود. در كجای دنیا به آخرین خواست محكوم به
اعدام گوش نمیدهند! پسرم گفت میخواهم مامانم را بغل كنم٬ دستم
را باز كنید. نكردند گفتند قانون است. به پسرانم گفتند ببینید
چه كشور قانونمندی داریم! گفتم من دستهایم را دور گردن شما می
اندازم. من شما را بغل میكنم همانطور كه از كودكی تا الان بغل
تان میكردم.
ما سحرگاه امروز در
مقابل در زندان اصفهان بودیم. جمعیتی كه آنها را نمی شناختم در
كنار من بودند و جوانان زیادی آرام آرام اشك میریختند. وقتی
آخرین ملاقات انجام شد و نزد دوستانم برگشتم٬ همانهایی كه
بیرون در منتظر من بودند٬ همانهایی كه اولین بار می دیدمشان٬
گفتم عزیزانم گریه نكنید. اینها ادعا میكنند كه با كشتن دو
فرزند من جامعه ایران پاك میشود و مشكلات از این جامعه رخت بر
می بندد٬ پس خوشحال باشید كه با قتل دو عزیز من قرار است آرامش
به جامعه ایران بازگرد! قرار است دیگر كسی گرسنه سر بر بالین
نگذارد و كسی شكنجه نشود! قرار است دیگر كسی از گرسنگی نمیرد!
قرار است همه مصائب این جامعه كه از سر و روی ما بالا میرود
تمام بشود! به جوانانی كه در سحرگاه خونین امروز اشك میریختند
گفتم فرزندان من اولین قربانیان اینها نبودند اما امیدوارم
آخرین قربانیان اعدام باشند.
یكبار دیگر میپرسم
آیا نباید به آخرین خواست اعدامی ها توجه كرد؟ فرزندان من دو
نامه نوشته اند كه در حقیقت وصیت نامه آنها است. آنها به من
گفتند مادر یك نامه عفو و بخشش برای تو و پدرم نوشته ایم و یك
نامه به خدا، مستقم برای خدا نوشته ایم و سوالات خودمان را از
او كرده ایم. به زندانبان گفتم نامه های فرزندانم و را به من
بدهید. گفتند اول باید ببینیم چه نوشته اند وكپی بگیریم و سپس
تحویل میدهیم. این چه حكومتی است كه از نامه دو فرزند من كه
دقیقه ای بعد آنها را اعدام میكند٬ میترسد و این چه حكومتی است
كه وصیت نامه فرزندانم را هم به من نداده است؟
وقتی فرزندان مرا
كشتند، و البته صحبت این بود كه امروز چهار نفر دیگر را نیز
اعدام كرده اند٬ آمبولانس حامل پیكرهای فرزندانم را كه حواستند
بیرون بیاورند٬ مردان اسلحه به دست از جوانان و مردمی که دست
خالی در آنجا در آنجا تجمع کرده بودند و اشك میریختند، وحشت
داشتند. من این وحشت را در چشمهای آنها می دیدم.
در
گرامیداشت یاد
فرزندان من شمع روشن كنید و به آرزوی دنیایی باشیم كه زندانی
نباشد. به امید اینكه دیگر در هیچ جای دنیا اعدامی نباشد.
اعدام در سراسر دنیا باید خاتمه پیدا كند. در هیچ جای دنیا
نباید شكنجه ای باشد. به امید اینكه اگر هم زندان و زندانی
هست٬ زندانها برای تربیت و سازندگی باشد نه شكنجه و زورنمایی و
قلدری یك مشت جنایتكار و قلدر. انسان سازی و راهنمایی و
كمك جای شكنجه و توهین و تحقیر را بگیرد.
کمیته بین المللی
علیه اعدام
١٧ مه ٢٠١١، ٢٧
اردیبهشت ١٣٩٠ ----
نامه بيژن
فتحی پدر عبداالله و محمد که صبح امروز اعدام شدند
هم
ميهنان!
|
||||