|
از سايت جبهه ملی ايران(برونمرز) |
||
|
در مراسم ششمين سالگرد بزرگداشت مختاری و پوينده خوانده شد:
پيام دكتر ناصر زرافشان
دوستان و ياران انسانخواه
با فرارسيدن آذر 83 ، 6 سال از خاموشی مختاری و پوينده میگذرد و من امروز ، از پس اين ديوارها، همراه شما در سوگ مختاری و پوينده نشستهام تا به خون پاك آنان و همه قربانيان ديگر اين خط سياه جنايت و نامردمی؛ و به خون پاك نسلها نسل فرزندان مردمدوست و ميهنپرست اين سرزمينی كه از آغاز جنبش مشروطه تاكنون ، موج از پی موج، در سياهچالها ، در شكنجهگاهها، در سپيدهدمهای اعدام جانباخته، يا در روز روشن در كوی و برزن به خاك غلطيدهاند؛ و به نجابت و شرافت آن فرزندان سرافراز مردم كه ساليان متمادی عمر خودرا در سكوت و غرور، زنجيرها را به دست و پای، با خود از اين زندان به آن زندان و از اين شهر به آن شهر كشيدهاند؛ و به معصوميت و محروميت اطفال ده دوازده سالهی اين سرزمين نفرين شده كه در همهی عمر يك لحظهی شادی نچشيده بودند، يك روز از قيد نياز و حسرت آزاد نبودهاند، و پايان عمر كوتاه مرارتبارشان نيز با جزغاله شدن تنهای نحيفشان در كورههای آجرپزی رقم خورد؛ و به ژرفای بهت و بغض و درد پدران و مادران آنان در آن لحظهای كه التماس و عذاب و مقاومت جگرگوشهگان خودرا در چنگال قاتلان حيوان صفتی مجسم میكنند كه خود نيز چيزی بيش از قربانيان كور فقر و بيعدالتی نيستند؛ و به غرور آزادگان صبور دربند، آنگاه كه زبونی نوقدرتان نالايق و حقير را در برابر خود به زانو میافكنند؛ و به هر چه مظلوميت و نجابت و معصوميت و پاكی و راستی است؛ همراه شما، و همراه مردم ستمديدهی اين سرزمين سوگند ياد كنم كه عهدی را كه با نياكان و پاكان اين آب و خاك برای سرسپاری آرمان بزرگ آزادی و عدالت بستهايم تا پای جان نگاه داريم؛ و تا رسيدن به يك ايران دمكراتيك و آزاد و رسته از دروغ و ظلم و چپاول از پا ننشينيم. از دور همهی شما را میبوسم. ناصر زرافشان زندان اوين |
|||