رفراندم؟ خیر، صرف شد!

kamran

این روزها مضمون رفراندم جسته و گریخته مطرح میگردد، بدون امضأ و با ظاهر آزادی خواهانه. البته هر کس چشم بصیرت دارد، امضای پهلوی خواهان را پای آن میبیند ـ موشی است که اینها در بحث میدوانند.

مقصود گروه اخیر همیشه روشن بوده است: زدن واروی رفراندم خمینی و طرح سؤال به این صورت که با جایگزینی نظام اسلامی با پادشاهی موافقید یا نه. تعیین آیندۀ ایران در یک حرکت، در قالب پرسشی ساده و با ظاهری دمکراتیک.

رفراندم خمینی در حقیقت آخرین تظاهرات بزرگ انقلاب اسلامی بود. تا وقتی هنوز وحدت کلمۀ انقلابی کمابیش بر جا بود و مردم هنوز از ضرب قدرتگیری خمینی به خود نیامده بودند و اعدامها نیز از حوزۀ وابستگان نظام قبلی فراتر نرفته بود، خمینی توانست آخرین مانور بزرگ خود را انجام دهد و آیندۀ ایران را در رفراندمی که هدف اصلیش گرفتن سفید مهر از مردم برای برقراری حکومتی اسلامی بود، به راهی که میخواست بیاندازد. وقتی این کار انجام گرفت، باقی برنامه در حد فرمالیه بود و دیدیم که به چه ترتیب انجام شد.

امروز هم با کوشش پهلوی خواهان برای استفاده از همان شگرد نخ نما سر و کار داریم. محصور کردن حساب شدۀ مردم در قالبی محدود و حذف تمامی گزینه های نامطلوب در یک حرکت. وقتی این کار انجام گرفت، باقی، مثل مورد قبل، فرمالیته خواهد بود. ظاهر دمکراتیک کار البته به انجام کلاهبرداری مدد بسیار میرساند، بخصوص که صورت دمکراسی مستقیم دارد.

باید از اینهایی که از همه سو، ولی هدایت شده از مرکزی واحد، شعار رفراندم سر میدهند، پرسید که چه سؤالی را میخواهند به همه پرسی بگذارند. شعار خام رفراندم، همه را به خیالپردازی تشویق میکند تا نقش خود را در آن ببینند و با اتکای به این فکر که رفراندم اصولاً چیز بدی نیست، به خود اطمینان خاطر بدهند. یکی تصور میکند که برای ماندن یا رفتن جمهوری اسلامی باید رفراندم کرد! بی توجه به این امر که اجرای چنین رفراندمی فقط در صورت سقوط نظام اسلامی ممکن خواهد شد و به این ترتیب اصلاً موضوع نخواهد داشت. دیگری خیال میکند برقراری دمکراسی محتاج رفراندم است! در صورتی که رفراندم کردن مترادف قبول اصول دمکراسی است و کسی در باب اعتبار رفراندم، رفراندم نمیکند و…

اگر طرفداران رفراندم نمیگویند کدام سؤال ساده و روشن و مستعد پاسخ آری یا نه را میخواهند در معرض انتخاب شما قرار بدهند، دلیل دارد. سؤالشان روشن است، ولی قابل طرح نیست: میخواهند برای بازگشت رژیم پهلوی از شما امضأ بگیرند. اگر فرصت بدهید تا به جایی برسند که بتوانند چنین رفراندمی برگزار کنند، یعنی به هدفشان رسیده اند و رفراندمشان جز حفظ ظاهر نخواهد بود.

از: ایران لیبرال

24 دیدگاه

  1. خیلی نگرانید.. چون میدونید نظر اکثریت خاموش و جوان چیه!
    خب حق دارید نگران باشید… ولی زمان زمان دیگریست. با ۴۰ سال پیش خیلی تفاوت داره

    زمان ماهواره هست … اینترنت و فیسبوک و توییتر!!!
    ۴۰ سال پیش نیست که یه عده روشنفکر نما عقل مردم رو بدوزدند!!!
    خودکشی جمعی کنند!
    اون موقع اطلاع رسانی خیلی کم بود مردم از خیلی مسایل بی خبر بودند… ولی حالا >>
    زمان دیگریست.
    نسل نو رو خیلی دست کم گرفتید!
    سعادمتد باشید.

  2. اپوزرسیون
    به تازگی گروهی شروع به قلم فرسایی نموده و نوک قلم خود را به سمت شخص رضا پهلوی گرفته اند و با در نظر گرفتن یکسری فرضیات و تکرار آن در ذهن خویش برایشان این فرضیات جنبه واقعیت گرفته و با استدالات نیم بند در حال حملات دلاورانه ای هستند.
    این روند با متن خارج از عرف نویسندگی ،نویسنده ای برزیلی به نام پالو کوئلیو که ناگهان بدون دعوت و با پیژامه وسط میدان پرید شروع شد و به تبع آن افراد میدان را مناسب دیدند و وارد گود شدند و بجای اینکه یقه عامل اصلی معضلات و مشکلات کشور را بگیرند به دنبال حمله به رضا پهلوی هستند که حتی در صورت تغییر در ایران فرآیند طولانی در پیش دارد که چیزی که این افراد در ذهن دارند بدست آورد.
    در دنیای امروز و گسترش فضای مجازی مردم خودشان قابلیت مقایسه دوران خاندان پهلوی و حکومت کنونی را دارند و با ایجاد جو مصنوعی نمی توان بر اکثریت ایشان تاثیر گذاشت. به نظر نمی رسد که این حرکات بتواند نتیجه مطلوب را برای راه اندازان آن دربرداشته باشد و بالعکس مردم را ترغیب می نماید که در این وادی محل قرارگیری خود را جایی تعیین کنند که مورد نظر این نویسندگان نیست
    شاید اینان نگران سهم و آینده خود در صورت تغییر در کشور می باشند و یا اپوزسیون ساختگی نظام هستند که دستور به حمله به رضا پهلوی را دارند

  3. رفراندم لزوما بشکل آری یا نه نیست. رفراندم جمهوری اسلامی زمانی اجرا شد که هنوز چهره زشت حکومت دینی آشکار نشده بود. آلترناتیو “نه” هم کاملا مبهم و تعریف نشده بود. رفراندمی که باید بدنبالش باشیم برای تعیین نوع حکومت است که در آن چندین انتخاب پیش روی مردم گذاشته میشود. از جمله آنها , در کنار جمهوری دمکراتیک و x, y, z, نظام سلطنتی و دینی هم باید وجود داشته باشد تا فریبکاری رفراندم اول انقلاب تکرار نشود. در چنین رفراندمی هر کس که جنایت و خیانت نکرده باشد باید حق کاندید شدن داسته باشد.

  4. جناب
    نباید دید چه کسی حرف میزند، باید دید چه میگوید.
    با این استدلال شما ما باید تا ابدالدهر زیر یوق جمهوری اسلامی باشیم چون هر وقت کسی درخواست رفراندم میکند یک نفر آن را به یکی از گروههای که دوست ندارد نسبت میدهد

  5. با سلام به همه دوستان، واقعیت این است که من درست نفهمیدم که منظور شما از این مقاله چیست. رفراندوم در موقعیت فعلی یک شعار بسیار درستی است که تنها سوالش این خواهد بود که آیا مردم ادامه جمهوری اسلامی را می خواهند یا نه. البته این سوال در حالی که حکومت ملایان در حکومتند مثل این است که از آقای خامنه بخواهیم که تصمیم بگیرد که مورد محاکمه و خلع ید قرار گیرد. این شعار حکومت ملایان را تحت فشار قرار می دهد و آنها را نگران میکند چون مردم به آنها نشان می دهند که اگر همه مردم بگویند بله، من (خمینی) میگویم نه، یاوه ای بیشتر نیست و مدت چهل سالی که سعی کرده اند بگویند که جمهوری اسلامی را خدا آورده است نه مردم مثل برف در مقابل آفتان قرار خواهد گرفت. شعار رفراندم را همگانی کردن مهم است نه انجام آن چرا که حتا دموکراتترین حکومت ها در زمان سلطه به چنین خواستی رضایت نمی دهند. و اما مسئله پهلوی ها دیگر تمام شده است. بوی تمام شدنشان از همان فردای کودتا به مشام با هوشان می رسید. اگر دوستاران این خانواده باور ندارند، فقط یک خانواده نشان دهند که بعد از بیرون شدن از سلطنت دوباره به آن برگشته اند. اسپانیا را مثال نیاورید چرا که فرانکو حکومت جنایتبار خود را بنام همان خانواده انجام می داد وخودش هم آن خانواده را به قدرت صوری بگرداند. در ضمن دیگر دوران سلطنت در تمام دنیا به پایان رسیده است. همین ها که هستند هم وظایفی به عهده ندارند و حتا مالیات هم می دهند. پس بیخود مسئله سلطنت را شاخ نکنید. اینکه حالا بهتر است یا زمان پهلوی دوم هم سوال بی ربطی است چرا که فرق زیادی بین کفتار و گرگ پیر نیست غیر از چند نوار یا خالی که روی بدن کفتار هست.

  6. این مطلب برای چه نگاشته شده بود؟ به نوعی ((دردنامه ی ضد لیبرالیستی)) شباهت داشت. این که از قرار گرفتن کشور در بزنگاهی تاریخی نگران هستید جای تقدیر دارد. اما اگر از همین حالا برای مردم تعیین تکلیف کنیم که ((حکومت بعدی را با رفراندوم نمی توانید انتخاب کنید چون من می گویم)) عین دور شدن از تمامی ارکان دمکراسی است که در این شرایط حساس چندان عادلانه به نظر نمی رسد.

  7. اقای مرادی محترم، اول اینکه انسانهایی از تبار پائولو کوئلیو هیچ نیاز به دعوتنامه ندارند تا در موضوع رنجی که حاکمیت ها به مردم زیر تسلطشان می دهند، اظهار نظر کنند. اقای پائولو کوئلیو به حق وارد مبحث اعتراض مردم ایران شده و خواسته است که به شخصی که قصد دارد دوباره مردم را از این چاه بیرون کشیده و به چاه دیگری منتقل کند، گفته است که نقشه اش نمی گیرد و چه خوب هم گفته است. دوم اینکه شما با توهین به ایشان نه چیزی از ایشان کم می کنید و نه چیزی به رضا پهلوی اضافه. هر کدام کولباری از شناسه ها بر دوش دارند و همه کس آنها را می شناسد. آقای پهلوی مانند هر شهروند دیگری حق دارد در یک حاکمیت درست به ایران برگردد و حتا در سیاست هم شرکت کند ولی اینکه با قدرتهای بزرگ که مدت ۱۵۰ سال است ایران را به این خاک سیاهی که فعلا در آن است نشانده اند قرار و مدار بگذارد، بنده هم به ایشان می گویم که ساکت شود. حاکمیت جنایتکار حمهوری اسلامی (اسمش خوب به محتوایش می خورد) در مدت چهل سال کاری کرده است که کسانی چون شما میگویند خدا پدر کفن دزد اولی را بیامرزد. این نوشته شما مرا یاد این ضرب المثل انداخت که خیلی گویاست.

  8. اقایان
    رضا پهلوی بچه با ادب و. خوبی است. حتما هم باید. در پروسه بعد. سقوط اخوندها روی تاثیرات مثبتش حساب کرد. اما چرا بعضی ها یقین دارند. که اکثریت مردم ایران سلطنت میخواهند؟ مگر اکثریت مغز خر خورده اند؟ گیریم مسیر تاریخ ایران که برایند دخالت تمام عوامل خارجی و. داخلی هست به اینجا کشیده شد. که تلاش های نسل قبلی برای یک جامعه بهتر و ازادتر به یغما رفت. بعد از چهل سال باید دوباره به عقب برگشت؟ ملت عزیز، مشکل در کلمه شاه یا ولی فقیه یا رهبری عقیدتی نیست، مشکل در عملی نکردن محتوای دمکراسی است. فقط و. فقط منتخب رای مردم هر چهار سال باید اعتبار داشته باشد. فکر سلطنت را باید از سر بدور کرد والا سه باره باقیمانده اب و خاکمان به فنا میرود.
    متشکرم

  9. جناب کامران مطالب شما را در بالاترین دیدم. ۳۹ سال است سواد و تحصیلات و انرژی بسیاری از تحصیل‌کرده‌‌های خارج کشوری صرف کوبیدن و از میان خارج کردن همدیگر می‌‌شود و اکثر هم غره که براه و کردار خود و این وسط آخوند‌ها خیالشان راحت از چنیدین میلیون ایرانیان خارج کشوری. آقا نه‌ بدار است و نه‌ به بار و اگر نیرویی شرّ اهریمنان ایران و ‌ایرانی به اسارت گرفته را کوتاه کند داخل کشوری‌ها هستند و هزاران رهبر توانمند و هدایت کننده‌ای که هیچ نیازی به نسخه پیچی‌ خارج کشوری‌ها ندارند در بین آنها پیدا می‌‌شود که پولاد‌های آب دیده هستند و شما خود را خسته نکنید که رضا پهلوی کجای کار است. خود شما کجای کارید؟ اگر شناختی‌ از جامعه ایران داشتید حاصل آن این نوشتار شما نمی شد که دلخوش به تعدادی امتیاز سبز باشید. برای شما متاسفم که حاصل غائی صرف وقت و انرژی‌ امثال شما آب به آسیاب بقای جانیان حاکم ریختن است. خون این جوانان ریخته شده چیزی را در شما بیدار نمی‌‌کند. از ایران آمده‌ام و چند هفته بعد بر می‌‌گردم. جناب پرتید و خیلی‌ هم پرتید حالا هر تخصصی هم می‌‌خواهید داشته باشید. مثلا تیتر زده ای، رفراندم؟، خیر صرف شد. شما از طرف کی‌ حرف می‌‌زنید که با حق وتو آمده اید؟ اول از شرّ چند تایی‌ از اون دیکتاتور‌های درونی، خود را آزاد کنید و بعد نسخه بپیچید.

  10. جای بسی تاسف که روشنفکر نما های انقلاب ۵۷هنوز خود را در موقعیتی میبینند که برای حرکت اعتراضی مردم به جان آمده از ظلم حکومت آخوندی نسخه بپیچند. دوست عزیز کمی ذهن خاک گرفته و پوسیده سال پنجاه وهفتی خود را مجال نو شدن بدهید مطمئن باشید که ضرر نخواهید کرد.

  11. رامین کامران یک مصدق پرست بینواست که همچون همپالکیهای کمونیستش از ملت ایران تودهنی خورده! او با رفراندم مخالف است٫ چرا که میداند ورشکستگانی چون او شانسی برای جلب نظر مردم ندارند!

  12. راستی !! چرا ملی نما ها سعی دارند با نوشتن این قبیل خزعبلات دور از منطق مردم را به زور به جبهه گیری به نفع سلطنت وادار کنند؟

  13. واقعا برای شما با اینگونه افکار مسموم متاسفم { جناب رامین کامران یا هرچیز دیگری که هستید واقعا شماها تاریک کدر هستید} ظاهری عالی اما اما باطنی داغون داغون // تاکی؟؟ ازاین افکار متوهم رهاشوید!!

  14. این مصدقیون هستند که هفتاد سال است مقصود و هدف اصلی خود را از ملت پنهان میکنند،غافل از آنکه دم خروسشان دست کم چهل سال است که بیرون زده است!.
    مصدقیون عزیز که ۴۰ سال پیش غلام حلقه به گوش اهریمنی به نام خمینی شدند و به قول ناصرخسرو: “از شاه زی فقیه چنان بود رفتنم ** کز بیم مور در دهن اژدها شدم” !، وجمهوری اسلامی و آدمکشان و دزدان و قوادان را حاکم بر جان و مال و ناموس ملت ایران نمودند تا به آرزوی دیرین خود که همانا ویرانی تمدن و فرهنگ و همه چیز ملک و ملت ایران بود برسند، اکنون شدیدا از بیداری ملت احساس خطر کرده و تمام قد به دفاع و محافظت از طفل شیرین خود! یعنی جمهوری اسلامی که اکنون غول رهزن و آدمخواری چهلساله است! برخاسته اند.
    مصدقیون که در وقاحت، بالا دست جماعت آخوند قرار دارند، خوب است بدانند و البته نیز میدانند! که نظام مقدسشان-جمهوری اسلامی- در فرآیند و رفراندومی کاملا متقلبانه و غیرقانونی بر سر کار آمده و تنها با زور و جبر، مستقر بوده است و در واقع خود بخود ملغاست. بنا بر این در دوران گذار و با حذف این مقطع سیاه و غیرقانونی،و برای پیشگیری از هرج و مرج، میتواند و کاملا طبیعی و قانونی است که «موقتا و با تعیین زمان» همان قانون اساسی مشروطه حاکم باشد تا ساز و کارهای نظام جدید(نوع حکومت و قانون اساسی جدید) در فرآیندی کاملا دموکراتیک و زیر نظر سازمانهای بین المللی و با مشارکت آگاهانه ملت ایران صورت پذیرد. حال اگر مصدقیون از نتیجه انتخاب آگاهانه ملت ایران در چنین فرآیند دموکراتیکی نگران هستند و مایل هستند همچنان دستپخت خود را “صرف” کنند! مشکلِ خود آن حضرات است. فقط دیگر از ملت نخواهند که آنها نیز همچنان دستپخت زهرآلود مصدقیون را “صرف” کنند!.

    1. من نویسنده را نمیشناسم ولی این مساله که به درستی ذکر کردند مدتهاست ذهن من را هم به خود درگیر کرده
      دموکراسی فقط انتخابات نیست اگر به انتخابات و رفراندم بود که جمهوری غیر انسانی اسلامی هم ظاهرن رفراندم و انتخابات دارد
      مهم این است که چه کسی و به چه طریقی انتخابات را انجام میدهد و اینکه پول دولت و نفت از داخل و حمایت از دول خارجی دست کیست
      اگر در زمان قبل از انقلاب ۵۷ هم در حد گسترده این آگاهی سازی ها میشد این بلا سر ما نمیامد حالا هم آنها که به این گفتگو ها میتازند بدون این که توضیح منطقی بدهند و در مورد روشها صحبت کنند بدشون نمیاد همون روش اول در جمهوری اسلامی بود رو تکرار کنند
      این که فقط بگین بریزین بیرون بعدش با ما و با یک کلمه رفراندم یا رای مردم که خیلی ساده و ظاهر فریب به نظر میرسد نباید مردم رو گل بزنند
      خوب با این وضعیت دنیا همه گروهها از فاشیست ترینشون هم دم از دموکراسی, انتخابات و رفراندم میزنند قدرت اولیه و پول هم دست هر کدوم باشه رای خواهند آورد
      مهم طرح ریزی

  15. حسابی سوختی آقا با اون ژست روشنفکری.
    با وجود ۴۰ سال دروغ خودت و چپها مردم ایران حق دروغگویهاتون رو کف دستتان گذاشتن.
    شما ۴۰ سال طوری رفتار کردید که انگار همه خائنن و فقط شما راست میگی.
    نخیر آقا جان ایرانیان راستین فقط در جماعت شما خلاصه نمی شوند.
    خدا نکنه یک روز شما به قدرت برسی دیکتاتور هستی و خودت هم میدونی.
    در آینده ایران همه حق دارن مصدقی و شاهی و چپ و کمونیست و بی دین و
    ………..

  16. رفراندوم بلی و خیر نیست مثل ۵۷ بلکه رفراندوم شامل دو گزینه باید باشد یکی جمهوری ویکی نظام پارلمانی… مهمترین چیز همه پرسی برای تصویب قانون اساسی و اجرای آن است نه مثل حالا که همین ناقص قانون اساسی ارزش اجرایی ندارد

  17. رفراندوم اصلی که باعث بدبختی ما شد آذر ۵۸ برگزار شد نه اون رفراندوم جمهوری اسلامی آری یا نه ۱۲ فروردین

  18. پهلوی بهتر از ج ا مملکت رو اداره کرد چه اشکالی داره برگردند چرا باید به کسانی اعتناد کرد که تجربه مملکت داری رو ندارند

  19. آقای میهن دوست!!! بخشی از مقاله ی صادقانه و دلسوزانه ی !!! شما با نام «موقع اتحاد» را نیز خواندم و بر حالتان گریستم و افسوس خوردم بر ایرانی که روشن فکرشان تو باشی و دوستان هم پیک تو چون جناب حسن بهگر که به تازه گی نیز با بن مایه ای بسیارشبیه به اصلاح طلبان سهم خواه در همین سایت خودتان فریاد برآورده بود که : آهای لیبرال ها, مصدقی ها٬ جمهوری خواه ها روی واقعی خویش بنمایید که چاره ای نمانده ودکانمان تخته شد وکلاه مان را آب برد و شما را غیرت گل کرد که دسته جمعی از همین سایت لبیک گویان برخیزید و رسم هم سفرگی به جای آورید چرا که شیرفهم شده اید که این رودخانه را سرباز ایستادن نیست. من آشکارا شما روبه صفتان نقاب زده را در بزنگاه های تاریخی وطنم می بینم.شمایی که کودکان آواره ی زبان بسته٬ گور خواب های بینوا٬ معتادان کانال خواب و در نوبت اعدام ماندگان را به پشیزی نمی گیرید وتنها درین دسیسه بسر می بریدکه چگونه در راه اتحاد مردم موش بدوانید.گویی نامطبوعی خویش را پیش پیش در انتخابات می بینید که چنین اجنبی گونه می تازید یاشاید زیر میزانه ای قابل دریافت نموده اید. از آنها که جناب پائولو کوییلو نیز دریافت نموده بودند! (البته خودمانیم٬ آقای رامین کامران پرتره روشنفکرنمایتان زیر تصویر مصدق و باقر خان و ستار خان که ما را کشت! کاش بودند و می دیدند!) برای خواننده ی این متن بخشی از نوشته ی شما «موقع اتحاد» را می گذارم
    ((مقابله با هر شکل از بازگشت سلطنت یکی از خطوط عمل اساسی این جبهه باید باشد. موضعگیری های سیاسی چند سالۀ اخیر رضا پهلوی و بخصوص نزدیکی زیاده از حد او به نو محافظه کاران آمریکایی، به عربستان سعودی و به اسرائیل، این گزینه را الزامی میکند. تبلیغات و پولی که در راه تحمیل او به حرکت مردمی، صرف گردد، به هدفش نخواهد رساند و احتمالاً با ایجاد واکنش، نتیجۀ عکس خواهد داد و صفوف ما را تقویت خواهد کرد. خدمتی ناخواسته، ولی ارزشمند. برای بهره وری از این حاصل، میباید موضع روشن داشت. در این بازی باید قطبی درست کرد که بتواند خطاهای دیگران را به باخت تبدیل کند و به حساب خود واریز نماید.))
    در پایان برای شما روشن میکنم که من نه یک ساطنت طلب٬ بلکه یک ایرانی آزاده از زر و زور زیور هستم که توانمندی و اصالت و پرمایگی شاهزاده رضا پهلوی را دانسته ام و هدایت کنونی سکان کشورم را جز به دستان لایق او نخواهم سپرد. باشد تا زمان انتخابات که به زودی خواهد آمد و شما نیز کارت خود را آن زمان رو کنید. از چه هراسانید؟!

  20. سران جبهه ملی ونهضت آزادی همراه باخمینی جنایتکار مصیبتی برای ایران درست کردند که شاهد آن هستیم . رفراندوم یعنی انتخابات زیر نظر سازمان ملل نه زیر نظر شاهزاده رضاپهلوی نه مریم رجوی و ما مردم رای میدهیم وباید به رای اگثریت احترام بگذاریم

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.