مفهوم همدوسی و ناهمدوسی

Catexperiment۱ (Schrödinger’s cat; Gedankenexperiment)

The Concept of Coherence and Decoherence

تمامی معرفت‌شناسی‌های‌‌ فلسفی سنتی نامکفی بودنشان را در برابر فیزیک قرن بیستم نشان دادند.”۲

فشرده       

انسان پس از قرن‌ها تلاش موفق ‌شد در اواخر قرن هفدهم چکیده‌ی تجربیات خود با طبیعت را در شکل قوانینی به نام قوانین نیوتنی (فیزیک کلاسیک) ارائه کند، قوانینی مربوط به دنیای ماکروسکپی که در آن‌ نشانی از احتمالات مشاهده نمی‌شود. در مقابل او اکنون دریافته است که زیربنای چنان دنیائی را دنیای دیگری به نام دنیای میکروسکپی (فیزیک کوانتومی) تشکیل می‌دهد، دنیائی که در آن اصولا نشانی از قطعیت وجود ندارد. با این وصف به‌نظر می‌رسد که می‌باید میان دنیای کوانتوم و دنیای کلاسیک رابطه، نسبتی، وجود داشته باشد، چراکه در غیراین‌صورت ما‌ امکان آن نمی‌یافتیم شاهد دنیائی باشیم که از مواد دنیای کوانتومی (اتم‌ها و ذرات مادون اتم‌ها) بنا شده است. به‌همین خاطر پرسش بسیار مهم و اساسی ما این است که رابطه‌ی مزبور چگونه رابطه‌ای است و گذار از دنیای کوانتومی با قوانین احتمالاتی به دنیای کلاسیک با قوانین دترمینیستی به چه شکلی می‌باشد؟ یعنی، ما می‌خواهیم بدانیم چرا دنیائی که مشاهده می‌کنیم چنان است که هست، برای مثال فرمِ اشیاء، مکان و سرعت آن‌ها در آن مشخص در حالی‌که در دنیای میکروسکپی نامشخص و ذرات در آن می‌توانند همزمان در مکان‌های مختلف باشند؟ چرا ما پدیده‌های کوانتومی را آن‌گونه که هستند در دنیای خود مشاهده نمی‌کنیم؟

برای مطالعه متن کامل نوشته با فرمت پی دی اف لطفا اینجا کلیک کنید

*******************

*******************

 

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.