جی. هاشمی: استعفای مصدق و بازگشت او

یکشنبه, 13ام تیر, 1400
اندازه قلم متن

در ماهنامه حافظ شرحی بقلم خرسند اشکان درج  شده است مبنی بر اینکه در تاریخ و ادبیات معاصر نسبت به قوام ظلم شده است. دکتر هوشنگ طالع پان ایرانیست در باره مانور قوام در مقابل استالین کتابی بنام مسکو زمستان سرد نوشته است و شخصی بنام شوکت هم در باره اش کتاب در تیر رس حادثه را نگاشته است.

سرکلارمونت اسکرین کنسول انگلیس در مشهد که با رضا شاه تا موریس همراه بود در کتابی بنام جنگ جهانی در ایران اعجاب خو را از مانور های قوام به قلم آورده است.

حجازی در رویداد ها و داوری از پژوهش مصطفی علم چنین نقل کرده است؛ در اقامت طولانی مصدق در واشنگتن معاون وزارت خارجه امریکا با موافقت او به فرمولی برای ارائه به دولت چرچیل بعنوان راه حل مقبول رسید و اچسن وزیر خارجه ترومن در مقر اروپائی ملل متحد بر سر آن ۸ جلسه پر تنش با ایدن تشکیل داد و ایدن  و چرچیل باو فهماندند که با شخص مصدق با هیچ فرمولی مذاکره نخواهند کرد و منتظر جانشین برای او هستند.

اچسن در پایان گفت فرمول از نظر ما قابل قبول است لکن شما زیرپرستیژ رفته اید. اما مصدق که سر دو راهی بودبا قبول دعوت مصر راه مبارزه را انتخاب کرد و امید او به انتخابات مجلس ۱۷ بود. او اللهیار صالح را وزیر کشور و مسئول انتخابات کرد. لکن قانون انتخابات همان قانون قبل بود و با اینکه دولت هیچ دخالتی در انتخابات نکرد دربار و عوامل نظامی و مزدوران هرچه توانستند کردند و کار بجائی رسید که انتخابات در برخی نقاط متوقف شد ومصدق به مجلس نیم بند نوشت که اشخاص ناباب هم اعتبارنامه بدست اورده اند و بجا است که مجلس خود کنترل کند. معذالک وقتی از دادگاه لاهه برگشت دید که مجلس امام جمعه تهران را که از صندوق مهاباد بیرون امده بود به ریاست انتخاب کرده است و فهمید که چنین مجلسی با برنامه نهضت هماهنگ نیست و بفکر گرفتن اختیارات برای کاستن از اصطکاک روزمره افتاد و استقبالی ندید.

وقتی مجلس باو ابراز تمایل کرد و سنا هم رای تمایل ضعیفی داد مصدق به شاه گفت که وزارت جنگ را خود عهده دار خواهد بود وچون مخالفت شاه هم مزید بر عملکرد پارلمان شد اعلام استعفا کرد و میدانست که قوام روی کارخواهد امد (در خاطرات امیرعلائی هست که همان ایام کاشانی از اینکه شهربانی متعرض جاسوسی که او در خانه قوام داشته شده است سخن گفته است و در جواب امیرعلائی که جاسوس برای چیست گفته است قوام به دربار راه یافته است.

امیرعلائی اضافه کرده است که با شاه صحبت داشته است و شاه گفته است او نزد مادر من رفته است نه نزد من. این وضعیت نشان میدهد که قوام پا در رکاب بوده است.) مصدق پس از استعفا در خانه اش را فروبست و هیچ اقدامی نکرد. در این موقعیت امام جمعه به شاه تمایل ۴۰ نفر از مجلسیان را به قوام اظهار نمود و منتهی به صدور فرمان نخست وزیری در ۲۶ تیر شد.

حالا می رسیم به اختیار شاه برای انحلال مجلسی که دست کم سی نفر وکیل طرفدار نهضت ملی داشت. میدانیم که منشاءتحصیل این اختیار از طریق تشکیل مجلس موسسان؛ دولت انگلیس بود که قبل از حادثه ۱۵ بهمن از طرف مستر بوین وزیر خارجه اش اظهار شده بود و اساس ایده آنان هم برمیگردد به این مبحث که با اینکه انگلیس در مقابل نفوذ روس تزاری طرفدار مشروطیت و ایجاد پارلمان برای کاستن از قدرت پادشاهان قاجار بود پس از  زوال امپراطوری تزاران قوی بودن پارلمان را درصلاح خود نمی دید. کودتای ۱۲۹۹ و مسیر بعدی با مصلحت او هماهنگ شد لکن بعد از شهریور که مجلس قدرتمند گردید انگلیس صلاح خود رادر تحصیل اختیار انحلال مجلس برای شاه دید.

می بینیم که پس از ۱۵ بهمن با استفاده از جوّ ایجاد شده محیط ویژه اجتماعی پدید مِیآید و بدون اطلاع عامه تصمیم به تشکیل مجلس موسسان اتخاذ و از دربار به دولت ابلاغ و سپس ستاد ارتش دستور میدهد که ابراز احساسات نسبت به شاه ادامه یابد و متعاقبا نغمه تشکیل مجلس موسسان بلند میشود. در چنان موقعیت این احمد قوام است که  آن نامه سرگشاده و جوابیه را  در منع از دستبرد به قانون اساسی خطاب به شاه منتشر میکند. پس او طرفدار انگلیس نبوده است. خود او هم در اعلامیه زمامداری تیر ماه۱۳۳۱ اورده است که  خود باعث درج لزوم استیفای حقوق نفتی در ردیه  قرارداد قوام سادچیکف شده است.

اما از انجا که روش او در سیاست استفاده از هرگونه امکانات بوده است با اینکه خود او با تشکیل مجلس موسسان سابقه مخالفت بشرح نامه سرگشاده داشته است خواست از مصوبه همان موسسان برای از کار انداختن موانع مانورهای خود استفاده و مانع بزرگ راه خود ایت اله کاشانی را توقیف یا تبعید کند. اما شاه واهمه داشت و حاضر به همکاری نشد و او را در حالت آچمز قرارداد (دیدیم که علیرغم  رای ملت در رفراندوم به تایید دولت ملی فرمان خلاف قانون اساسی عزل دولت ملی دستاویز کودتا قرار گرفت و پس از کودتای ۲۸ مرداد مجلس دعوت به تشکیل نشد وپس از بگیر و ببندها در پائیز مجلس ۱۷ منحل گردید).ا.

در این جا نکته های بسیار ریز وجود دارد. انگلیس اگر چه نسبت به قوام کنترلی نداشت اما چون فقط به تغییر دولت میاندیشید با کمال بی میلی بعنوان تنها مرد این میدان متوجه او شد. قوام میخواست با رای تمایل مجلس روی کار بیاید و پس از صدور فرمان و اعلامیه دولت مجلس منحل شود تا مانند دوره قبلی زمامداری خود در دوره فترت به مانور بپردازد. پاشنه آشیل او همین استارت راه اندازی موتورش بود. تنها او میدانست که پس از آن بازی چگونه خواهد بود. چون شاه حرکات او را غیر قابل پیش بینی میدانست مانع از این استارت راه اندازی شد. باین ترتیب که وانمود کرد که با دولت همراه خواهد شد و در عین حال بقائی را خواست و علاء را به دیدن ایت اله کاشانی فرستاد. اینان ابتدا مایل به بند و بست با قوام بودند و دکتر سپهبدی از طرف بقائی و فرستادگان  ایت اله کاشانی رهسپار خانه قوام شده بودند و بی نتیجه بود. در این موقعیت به توانمند شدن خود امیدوار شدند و چون از طرف دیگر  شاه خواسته بود دریابد بعد از مصدق چه کسی در میان اعضای جبهه ملی زمینه دارد بقائی که خود زمینه نداشت برای دور کردن رقیبان  و بدست اوردن فرصت متنی را بامضای همه رساند که خواست امضا کنندگان فقط زمامداری مصدق است. کاشانی و بقائی اقدام به تشویق افسران به تمرد از دستورهای دولت و فراخوان مردم به تجمع کردند. قوام این اقدامات را جرم مشهود تلقی کرد و دستور کتبی برای بازداشت ایت اله کاشانی داد. اما مقامات اجرائی سبب درز خبر به رادیوی بی بی سی شدند.

شاه او را در حالت یاس و امید نگه داشت واز او خواست که از بازداشت کاشانی خود داری شود. روز ۳۰ تیر با وجود حکومت نظامی در خیابان های تهران ازدحام شد و ماموران  که به قوام گزارش نمیدادند برای پراکندن اجتماعات در شرایط حکومت نظامی اقدام به تیر اندازی به سیل خروشان جمعیت کردند. تا مقارن ظهر که شاه بعنوان فرماندهی کل قوا دستور خروج از شهر داد  و قوام  که هنوز کابینه را تشکیل نداده و بر اوضاع هم مسلط نبود در حالت آچمز قرار گرفت. بقائی در مجموعه تاریخ شفاهی نشرعلم ص۵۲۱ در مقابل این سئوال لاجوردی که به عقیده شما بزرگ ترین رجل سیاسی ایران کی بوده: «معاصر ما قوام السلطنه..با اینکه با او مبارزه کردم.. بعدا که وارد به جریانات شدم وارد به جریان اذربایجان شدم ونقشی که قوام السلطنه بازی کرد برای فریب استالین که واقعا رفتن توی دهن گرگ بود. ادم حالا یک چیزی می شنود تصورش را نمیتواند بکند که او چه عملی انجام داد.

شاه در نجات اذربایجان ذره ای دخالت نداشت. ارسنجانی در یادداشت های  تیرماه چنین اورده است: جمعه ۲۷ تیر…..قوام .. به من گفت…. بوسیله  علم پیغام دادم که بدون صدور فرمان انحلال من قادر به قبول مسئولیت نیستم….امریکائی ها…اطمینان داده اند که همه گونه مساعدت کنند. انگلیس ها هم مخالفتی نخواهند کرد. راجع به موضوع نفت هم باید منتظررأی دیوان لاهه بود و بعد ازمطالعه باید تصمیم گرفت که از چه راهی استفاده از منابع نفت را شروع کنیم…

خبر دادند که آقای اسداله علم برای ملاقات آمده است…قوام السلطنه گفت علم پیغام اعلیحضرت را ابلاغ کرد که فرموده اند شما در تصمیم عجله نکنید تا فردا روی پیشنهاد شما مطالعه بشود. شنبه ۲۸ تیرماه ….

یکی از دوستانم شب قبل …گفته بود که محمدخان اکبر نقل کرده است که صدور فرمان نخست وزیری قوام السلطنه توأم با خوش بینی نبوده است…آیت اله کاشانی اظهار تمایل کرده است که با قوام السلطنه رفع کدورت بشود تا او بتواند از دولت پشتیبانی کند و برای این کار قرار شده است کاظمی و یک نفر دیگر قوام السلطنه را ملاقات کنند… روز جمعه عصر نیکپور و نائینی و یکی دو نفر دیگر راجع به مکی وساطت می کردند و همان روز دکتر عیسی سپهبدی و دو نفر دیگر از اعضای حزب زحمتکشان دکتر بقائی بخانه قوام السلطنه  آمدند… مصباح فاطمی وجلالی نائینی هم آمده بودند و اظهار میکردند که روزنامه باختر را در جهت پشتیبانی  از قوام السلطنه اداره خواهند کرد و سعید فاطمی هم صبح و عصر آنجا بود….مذاکرات سفیر امریکا و قوام .. نزدیک یک ساعت طول کشید…هندرسن اطمینان داده بود که دولت امریکامبلغ قابل توجهی کمک بلاعوض خواهد کرد تا کار کسر بودجه بجائی برسد……. اسکندری گفت آقا نسبت به دکتر امینی کم لطف هستید.. جواب داد…گزارش داده اند که دیشب و امروز دوبار بدیدن کاشانی رفته است…هیچ کس را مانند کاشانی خودپرست ندیده ام….نیت قلبی من این است که باید دین را از سیاست جداکرد… آن دفعه هم مثل امروز پیغام داد که میخواهد با من مساعدت کند ولی شرطش این است که ۱۲ نفروکلای تهران را صورت بدهد و هرکسی را او گفت دولت انتخاب کندهمین طور رؤسای ادارات مهم بانظر او تعیین شود… اگر دولت مصدق دوام پیدا میکرد میدیدید که…چه بلائی به روزگاراو میاورد …. فرستاده های کاشانی صورت اعلامیه ای را که در صورت موافقت میان من و او در تأیید دولت قراربود صادر شود آورده بودند ولی من نتوانستم شرایط اورا بپذیرم….ولی یک ساعت پیش به من خبر دادند که یکی از مؤثرین از کاشانی ملاقات کرده و او را تشویق به مخالفت با دولت نموده است و گویا قرار است اعلامیه ای بنام کاشانی در مخالفت با دولت منتشر شود….

اکبرخان نامه مهندس رضوی نایب رئیس مجلس را آورد که زمامداری قوام.. را تبریک گفته بود …صحبت از دکتر شایگان شد قوام.. هم از او تعریف کرد…. ساعت ۴ بعد از ظهر… خبر شرفیابی چند نفر از نمایندگان جبهه ملی را میدادند که صبح .. بنا به وساطت یکی از مؤثرین درباربه حضور اعلیحضرت پذیرفته شده اند…اطلاع دادند که وکلای جبهه ملی از ظهر امروز با پشتگرمی خاصی به فعالیت پرداخته اند…..وضع شهر عادی نیست و تحریکاتی که میشود بیشتر مربوط به خارجی ها است و قسمتی از آن هم از طرف عوامل مسئول داخلی تعمداً دنبال میشود….میگفتند سفارت انگلیس از مفاد بیانات رادیوئی شما عصبانی شده است زیرا ضمن کنفرانس رادیوئی خود هم از ملی شدن صنعت نفت طرفداری کرده و هم از مصدق تجلیل کرده بودم…. پیش از وقت با قوام ..بحث کرده بودیم..قوام ..این فکررا پسندید و تأکیدات زیادی کردکه مبادادررادیوسخنی علیه شخص مصدق گفته شود…. ساعت۱۰شب…پرسیدم بالاخره چه کردید؟ گفت اعلیحضرت با پیشنهاد من موافقت فرموده اند و پیغام داده شده که صدور فرمان انحلال مانعی ندارد…. برای نمونه تصمیمی گرفته ام… فردا به شما خواهم گفت…. یکشنبه  ۲۹  تیرماه… .قوام… گفت… مطلبی که دیشب به شما نگفتم این است که دستور دادم .. کاشانی را شهربانی توقیف کند… دستور کتبی دادم و امروز او را توقیف خواهند کرد.. اوقصد دارد نظامی ها را تحریک به شورش کند…شکراله خان بهنام را دیدم …گفت هیچ کس غیر از آقای قوام السلطنه ومن و دانشپور وکوپال نمیدانست و شماهم نفر پنجم هستید… صلاح دیده اند تا چهار بعد از ظهر او را دستگیر کنند… نزدیک ساعت دو بعد از ظهر.. گفتندرادیو لندن خبر توقیف کاشانی راداده است… مجدداً خبر رسید…از دربار وساطت کرده اند که از توقیف کاشانی صرفنظر شود … مأمورین پلیس هم به کاشانی و هم به جاهای دیگر خبر داده بودند….آخرین امید قوام .. مبدل به یأس شد….خبر مصاحبه کاشانی..را آوردند. معلوم شدبرای تظاهرات فردا آماده شده اند….یک افسر ژاندارم اطلاع داد که مأمورین…مخرج کوچه هائی که به بهارستان وخیابان های اطراف ختم میشود گرفته اند…این اخبار متواتر مسلم میکرد که…رئیس شهربانی گزارش های خلاف واقع میدهد…نزدیک ساعت۲ بعد از ظهر خبر رسید که به واحدهای ارتش دستور داده شد که فوراً به مراکز خود مراجعت کنند یعنی شهر را بدست مردم بسپارند….شایعات منتشره راجع به شهر را من به قوام .. گفتم اظهارداشت اگر این طور بود حتما…خبر میدادند و کسب تکلیف میکردند. پرسیدم مگر…فرموده بودید که امروز نظامی ها به شهر بیایند اظهار داشت به هیچ وجه من در مذاکرات شورای امنیت شرکت نکردم. فرماندار نظامی اختیاراتی دارد لابد بموجب اختیارات خود عمل کرده است. گفتم در این صورت شاید علوی مقدم لازم ندانسته است که به جنابعالی اطلاع بدهد قوام ..گفت چطور ممکن است فرماندار از رئیس دولت استجازه نکند. شلیک به مردم یا جمع کردن نیروهای انتظامی از شهر و این قبیل اقدامات باید مسلماً با اطلاع رئیس دولت باشد…آقایان علاء و سپهبد یزدان پناه…آمدند … تصادفاً دوساعت پیش … صحبت شده بود که گویا بعضی ها اصرار میکنند ترتیبی داده شود ک حالا که مصدق رفته قوام السلطنه هم برود و یک دولت نرم قابل انعطافی تشکیل شود و بیشتر نظرشان به آقای دکتر معظمی است… که…به عنوان جبهه ملی نخست وزیر گردد. یک افسر ژاندارم ۱۰ دقیقه پیش از ورود آقایان اطلاع داد که در شهر جبهه ملی شایع کرده اند قوام السلطنه استعفا کرده و دکتر معظمی نخست وزیر شده است و همه جا شعار زنده باد دکتر معظمی شنیده میشود. علاء .. گفت.. نزدیک ۵۰۰ نفر کشته شده اند. شهر خیلی شلوغ و خطرناک است… فرماندار نظامی اطلاع داده است… قوام السلطنه با قیافه برافروخته گفت فرماندار نظامی چرا به من که رئیس دولت هستم اطلاع نمی دهد… علاء اظهار داشت…. مسلم این است که زد و خورد شدیدی شده و عده زیادی کشته شده اند وضع شهر انقلابی است و خیلی وخیم است…..هم پیغام اعلیحضرت بود که قوام السلطنه تصمیم بگیرئد و هم اظهار نگرانی خود اینها که بهتراست… مطالعه کنند و ببینند آیا میشود بر اوضاع مسلط شد یا خیر نحوه مذاکرات نتیجه را معلوم میکرد.. .نزدیک ساعت ۴ بعد از ظهر گفتند همه جا فریاد زنده باد معظمی شنیده میشود… نیم ساعت بعد خبر اوردند که جمعیت بطرف خیابان کاخ رفته و صداهای زنده باد مصدق شنیده میشود … قوام .. ساعت ۵ بعد از ظهر… بطرف سعدآباد رفت… از اداره رادیو خبردادند که خبر استعفا…را آورده اند… گفتم… دو دقیقه بیشتر نیست که بطرف سعد اباد رفته مسلماً هنوز نرسیده است.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.