ضیاء مصباح: گذری و نظری! بیمه سلامت و وظایف فراموش شده

به مناسبتی در معیت دوستی «گرفتار عوارض سالمندی» که سنائی در وصف یکی از اثار ان میگوید:

«مرا بسود و فروریخت هر چه دندان بود – نبود دندان لا – بل چراغ تا بان بود»

 و باید سراینده ای در توصیف «ثقل سامعه» همان کمبودی که در این غوغای خود محوری و جهل مرکب بسیار بکار آید؟ و دیگر اعضاء! را یافت….

 گذری به «دفاتر نسبتا معدود، فاقد اختیار و صرفا مجری اوامر بیمه سلامت در قالب ائین نامه ها» اوفتاد و اینست انچه بر مراجعین گرفتار چکنم با تقبل انهمه هزینه های پزشکی می گذرد…

*که برای بذل توجه متصدیان بیمه سلامت (با همه وظایف مقرر و تکلیف شده بر انان در قانون اساسی! و شعارهای تبلیغاتی خلاف ان) از طریق این تریبون نیک پندار وارسته با انبوه خواننده مطرح می گردد:

 ** محدودیتهای بنیاد گذارده شده بر خلاف اصل مثبت و سازنده « اصالته الصحه » نیست مگر دستورات و همزمان اموزش های داده شده به کادر بهداشت و درمان و کارشناسان سخت کوش نگران اینده ملک و ملت.

** انهم ناخواسته و بر خلاف ایده ها و مشاهدات – برای دواندن جامعه مریض گرفتار معاش دور شده ازسلامت فکر و روان انچنانکه در هر کوی و برزن و در هر مقوله ای شاهد انیم.

**وضعیت فعلی نیست مگر: با هدف تضعیف و تدریجا نابودی تتمه سلامت نفس علاوه بر افت تندرستی ها !  با تعریف عام – همراه با کم رنگ شدن عزت و احترام – که هنوزاگر به جامعه کلان جوان جسارت نباشد… اندکی در سالمندان (باهمه خطاهای غیر قابل انکار بر امده از تامین نیازهای اولیه و ثانویه انهم در پی کسب حقوق اجتماعی و ازادی ها؟!) مانده است!

**در تصور متولیان ملت نباید توقعاتی فراتر از گذران ایام توام با روز مره گی داشته باشند – آنهم با افت روزانه ارزش ریال که نتوانش ملی دانست که عامل اصلی همه نا بسامانی ها بشمار میرود – هر چند بدلیل مذاکرات و احتمالا تفاهم در وین با همه سهم خواهی روسها !  برابری ان از ۲۸ به ۲۵ هزار تومان برسد و این را کاهش ؟! ارزش ارز خارجی « توفیق اقتصادی » تعریف میفرمایند که باش تا صبح دولتش بدمد…

**بعنوان نمونه سالمندان گرفتار- با تحقیق اطرافیان – به معتبر در عین حال فعال ترین و نزدیکترین موسسات ارائه دهنده خدمات (برای تهیه بعنوان نمونه سمعک) مراجعه و از این نعمت بکمک علم روز بهره می برند و متعاقب ان در پی اخذ« بخشی از وجوه پرداختی»

**بخش مستقر با تابلو بیمه سلامت (مشابه پیش خوان دولت) با خیل عظیم مراجعه کنندگان ناراضی ازهزینه درمان – اغلب میا نسال ببالا مواجه میباشند…..

**این متفکرین سابق و پیش گامان تحولات – طبق دستورالعمل ها به: پوشیدن کفش اهنین، افزودن برآلودگی هوا، استهلاک وسایل نقلیه، بیشتر شدن ترافیک، اتلاف وقت، تشدید کسالتها، خروج ارزواز همه مهمتر گرفتاری ابتلاء به کرونا و… نیاز دارند – تا اندکی از هزینه های پرداختی را که تامینش در وظایف بیمه سلامت میباشد، وصول نمایند.

** بنا بر بسیاری شواهد «اتخاذ تصمیم سریع ومنطقی »نباید بذهن، فکر، اندیشه و باور واضعین آئین نامه ها بگذرد ! تا مراجعه کنندگان بسرعت کارشان سامان یابد، مبادا در اوقات فراعت در تفکر رهائی از شرایط تحمیل شده برایند..

** چار چوب تعین شده برای تامین هزینه های پزشکی – با این روش و روال – و مواجهه «با موانع خود ساخته سیستم »یقینا برخلاف اصول اجتماعی – اداری و اخلاقی به کاهش سلامتی مراجعه کنندگان میفزایند که در جای دیگری این محدودیتها اثار خود را نشان می دهد و مزید برعلت….

**در این وضعیت اقتصادی تعین مبالغی اندک انهم با این ترتیب – بجز توهین به مراجعه کنندگان با هیچ تعریفی نمیخواند

** چرائی تعین رقمی حدود یکدهم ارزش واقعی و پرداحت شده، ارائه استعلام های مختلف انهم دردولت الکترونیک – با باور اینکه مخاطبین و تصمیم گیران در واحد «طرح و برنامه – بیمه سلامت » بهتر از نگارنده به جزئیات واقفند !  اما نمیتوانند محدودیتها را کاهش دهند – بیش از این توضیح واضحات بشمار می رود.

** پیشنهاد اینکه اگر پزشک بعنوان مثال در « بخش سنجش شنوائی » متعاقب معاینه – با در دسترس بودن اسناد، مدارک کافی معتبرعلمی وتجربی تشخیص داد مراجعه کننده نیازمند سمعک یا پروتز لازم دیگریست.. بدون تامل، اتلاف وقت خدمات را در اختیارمراجعه کننده قرارداده ودر همان زمان محاسبه هزینه ها را سامان دهند…

** بیمه سلامت با نام و نشانی معتبر و اشنا با مسئولیتی بسیار بزگ و اثر بخش – اما فاقد عمل گرائی با انبوه کادر دچار روز مره گی و نبود اعتبار کافی مواجه و بدون اختیارات مناسب بنظر می رسد.

**این تشکیلات در این شرایط، با توجه به الویتهای نا مناسب تعریف شده؟ فارغ از ضرورتها – در واقع بناچار صرفا حضوری فیزیکی در عرصه درمان دارد و مانند دیگر اقشار« گرفتار تصمیماتی این چنین دردیگر صحنه ها ! »میباشد.

**باور کنید با اینهمه درآمد که در جاهای نا مناسب هزینه یا نا پدید می شود!  و پاسخگوئی وجود ندارد و برای کتمان و عدم افشاء «طرح صیانت »را مطرح و بتدریج عملی میسازند….

با همین کم وکیف غیر قابل توصیف میتوان از بسیاری نارسائی ها و مشکلات مردم گرفتار معاش، نا توان از هر گونه برنامه ریزی و دچار روز مره گی توام با نارسائی های جسمی کاست و فرصت تفکر، برنامه ریزی و خدمت بهتر و بیشتر به جامعه را میسرنمود.

**برواحدهای پویا و با صلاحیت «طرح و برنامه بیمه سلامت »اینکه: هدف را بسیار فراتر از وضعیت و محدودیتهای تحمیل شده فعلی بر خود و جامعه هشیار- ساکت ناظر….قرار دهند.

** با معیارها ی نامناسب موجود -در حالیکه بسیاری نهادهای غیر مفید بدون حساب و کتاب از بودجه عمومی آنهم با افزایش قیمت نفت در پی حوادث اخیر بهره ها می برند……

در برابر این گونه توصیه ها مطرح نمودن: اعتبار نداریم، نمیشود، مصلحت نیست، الویت نمیدهند و بهانه هائی از این قبیل – بدون تردید به نا ملایمات افزوده… و برای جبران یقینا بشرحی که مختصر آمد – میتوان بسهم خود از قصور، بیتفاوتی و بی دقتی بیشتربرامده از احساس مسئولیت اجتماعی – فرهنگی ممانعت کرد ودر حد امکان از نگرانی های مردمان ساکن این دیار خاموشان کاست که رضایت خالق و خلق در انست…

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.