ضیاء مصباح: طریق ثواب و شرط بلاغ!

 اغلب مردمان گرفتار این دیار خاموشان به استناد شواهد فراوان باور دارند که متولیان فعلی فارغ از میزان شایستگی ها به دلایل بسیار طریق ثواب و اصلاح را حتی با ضوابط و قانون‌هایی که مصوب کرده‌اند هر چند در موارد بسیاری مغایر استانداردهای حتی منطقه ای – نمیتوانند بپیمایند

از سویی تعدیل و تغییرات موردی هر چند نا کافی، برآمده از تدبیر جامعه‌ی جوان، متفکر، تحصیلکرده، عاقل، مخالف تلفات انسانی و نابودی زیر ساختها و سرمایه‌های ملی، چند سال یک بار از طریق حضور در پای صندوق رأی اغلب سازمان یافته ؟ با حرکتی آرام، متین و اصلاح طلبانه و … نیز پاسخگوی منافع ملی واقعی در شرایط فعلی نتواند بود …

و معتقدند ایجاد این روزنه‌ها صوری بوده و مسکنی است برای قدرتمداران مخالف کشورهای زورگو، که در داخل مملکت همان می‌کنند و رطب خورده منع رطب کی کند …؟!
مردمانی با انبوه مشکلات، بدون برنامه‌ریزی، درگیر تامین معاش، گرفتاران خط فقر و فلاکت و آنان که از نیازهای اولیه‌ی زندگانی (بدلایل روش که پرداختن به ان تکراریست ) و بتبع ان از سلامت جسم، فکر و روان محرومند…..

به امید ظهور منجی با توسل به تقدیر الهی و اینکه سرنوشت ادمیان از پیش تعین شده و مقدر است !! با امواج سهمگین تلویزیون‌های داخلی، از سوئی سیاه نمائی مطلق تریبونهای در دست مهاجرین ازرده از عملکردها، از همه اثر گذارتر تاثیر غیر قابل انکار دنیای مجازی و ورود لحظه ای این رسانه های ارزان در دست همگان…. حتی انتشار کوچکترین رخ دادها…. محاصره شده‌اند…

اندیشمندان و روشنفکران منقاد، آگاه و متخصص – در واقع و در همه حال مسئول اصلاح امور، دوستان دگراندیش و همه‌ی میهن‌دوستان در صحنه و واقف به امور و امکانات………با اشراف به جمیع جهات…. راه چاره را در پیمودن باور «گام به گام شادروان بازرگان » می‌دانند- البته بر خلاف خارج نشینان از بسیاری لحاظ ازرده – کلنگی‌ شدن مملکت را مخالف منافع ملی در وضعیت فعلی عنوان و تنها راه شناخته‌اند.
دلسوزان جامعه و آنان که از علایقشان به میهن، مردم و انسانیت با همه ناملایمات….. هنوز نشانه‌هایی بر جای مانده با همه موانع و روش های مخالف منافع ملی….. باید راه‌کارهایی که آزردگی عمیق و بی‌انگیزگی وافر جامعه و انحراف‌های موجود را کمتر کند ارائه دهند.

در مبحث وتعریف مدیریت اصل «مسئولیت، اختیار و پاسخگویی» را مرور کنید، اختیار تصمیم‌گیری در مسائل کلان بدون تخصص و پاسخگویی، محصولی چنین دارد و همه‌ی مسئولان ریز و درشت چون پاسخگوی رفتار و دیدگاه‌های خود نیستند و از مجازات معاف … چنین دستاوردی را به ملت ارائه داده‌اند.

بیان و انعکاس مجموعه‌ی عملکردها و به فراموشی سپردن خیانت‌ها در پوشش و عنوان خدمت، طی سالیان متمادی این واقعیت را به دنبال داشته که نبایستی انتظار داشت بانیان نظام بتوانند و بخواهند عرصه را به صاحبان فکر، برنامه، اندیشه و وطن‌دوستان سلیم النفس، متخصص و خیرخواه واگذار کند… به این دلیل که نگران پاسخگویی خود می‌باشند.

باید به آنان اطمینان داد که به اعتبار منافع ملی و جلوگیری از خسارت‌های انسانی و مادی، برکناری آنان با آرامش کامل و حتی تقدیر و تدبیر! همراه خواهد بود تا تجدید نظری اساسی به عمل آید و تدبیر و میانه‌روی مشکلات را کاهش دهد.

طبعا فرصت حساب رسی به عملکردها با توجه به درجه مسئولیت ها و شایستگی متولیان با اینهمه دست اوردها با متانت کامل فراهم شدنیست و نبایستی نادیده گرفته شود !

عدم اطمینان به آینده، نبود برنامه‌ریزی و سکوت بر آنچه که مخصوصا طی سال گذشته از لحاظ اقتصادی جامعه با آن مواجه بود،

وافت شدید مرتبه‌ی علمی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، منطقه‌ای و بین‌المللی ایران و ایرانی را در پی داشته….

 تا زمانی که از دشمنی، نفوذ خارجی، جاسوسی، استکبار و شعارهایی بدین گونه سخن می‌رود درب بر همان پاشنه خواهد چرخید و صاحبان قدرت ادامه‌ی وضعیت فعلی را به دلیل استمرار حضورشان بر هر تغییری ترجیح می‌دهند.

ضرب‌المثل‌هایی مشابه: «بد میکنی و نیک طمع می‌داری» یا «به جز از کشته ندروی» و یا «کل نفس بما کسبت رهینه» و بالاخره «لیس للانسانَ الا ما سعی» و … مصداق وضعیت ماست و محصول بی تدبیری ها.

امید اینکه مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی با همه مشکلات در امر انتشار، نظارت های بی مورد و خلاف قوانین – بعنوان چشم و گوش جامعه – بتوانند بدون نگرانی از توقیف و در پی ان بیکاری جوانان شاغل در خود … خدمت‌ها و خیانت‌ها را با ادبیات مناسب به اطلاع ملت برسانند و جامعه در کمال متانت پاسخ متولیان امورکه هریک در ایجاد شرایط فعلی نقشی داشته‌اندرا از آنان بخواهند…

تا ضمن پاسخ به چرایی وضعیت موجود – به دلیل ناتوانی در هدایت امور در صورت خیانت نکردن به ملک و ملت، به حاشیه‌ی امن بروند و بگذارند منتخبین واقعی اکثریت با وضع قوانین مناسب روز و زمان – امور را سامان داده و جبران مافات نماید… که چنین باد.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.